| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| بازدید ها | 17 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 67 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
مقدمه
دین در لغت به معنای جزا، اطاعت، قهر، غلبه، عادت، انقیاد، خضوع و پیروی در اصطلاح عبارت است از: « مجموعه ی عقاید، اخلاق ، قوانین ومقرراتی که برای اداره ی امور جامعه انسانی و پرورش آنها به کار گرفته می شود. » با عنایت به تعریفی که از تربیت و دین به عمل آمده می توان گفت تربیت دینی فرایندی است دو سویه میان مربی و متربی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه ی عقاید ،قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خود گام برداشته ، به سوی هدف های مطلوب رهنمون گردد. تربیت دینی، همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی ،ذهنی، اخلاقی و...فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فرا گرفته شود ، با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت مهم تر است و باید با دقت و ظرافت خاص انجام شود .
از آنجا که در هر جامعه ای بسته به بینش ها و نگرش های آن جامعه، نوع خاصی از تربیت مورد نظر است، در جامعه دینی، تربیت دینی مورد اهتمام جدی متولیان امر تربیت است. با توجه به اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است و ۹۹% جمعیت آن مسلمان است، تربیت دینیِ نسل جدید یکی از بایسته های وزارت معارف به عنوان نهاد رسمیِ متکفل امر تعلیم و تربیت در کشور، به شمار می رود. تربیت و شکل گیری شخصیت افراد به ویژه نسل جدید، تحت تأثیر عوامل مختلف درونی، بیرونی و حتی عوامل فوق طبیعی قرار دارد. عوامل گوناگون مؤثر در تربیت، هر کدام در جای خود مهم و دارای درجه خاصی از تأثیر است. در این میان دو عامل خانواده و مکتب یا مدرسه نقش بسیار برجسته ای نسبت به دیگر عوامل دارند و در واقع این دو هستند که شخصیت افراد را شکل می دهند. خانواده نخستین محل تعلیم و تربیت و عرصه آموزش برای تمام افراد است. اینجاست که بخش اعظم سلایق و علایق، شخصیت و الگوهای رفتاری افراد شکل می گیرد. مدرسه به عنوان مکمل خانواده، کانونی است که در آن افراد همراه با تعلیم و کسب معلومات، تربیت می شوند.در مدرسه نیز عوامل مختلفی وجود دارند که در امر تربیت مؤثرند از قبیل برنامه های درسی، مواد آموزشی، سازمان مدرسه و امکانات آموزشی آن؛ ولی هیچ یک از اینها به اندازه معلم، چه به لحاظ آموزشی و چه تربیتی اهمیت ندارد، زیرا این معلم است که به همه آن عوامل جان می بخشد و آنها را سودمند و نتیجه بخش می گرداند. همچنین اوست که نسل ها را به همدیگر ارتباط می دهد، فرهنگ جامعه را حفظ می کند، و در صورت نیاز تغییر می دهد و تکامل می بخشد، به رفتار دانش آموز شکل می دهد و افراد مورد نیاز جامعه را تربیت می کند.
برای آموزش دین و درس دین و زندگی به دانش آموزان اولین چیزی که باید مد نظر داشت و نسبت به آن آگاهی پیدا کرد شناخت روحیات و ویژگیهای آنان و همچنین شناخت مراحل رشد آنهاست . باید توجه داشت که وجود گرایش دینی در دانش آموزان غیر قابل انکار است . آنها سرشت خداجوی دارند و مفاهیم اساسی دین اسلام نیز اموری هستند که با سرشت آنان سازگاری بوده و اکتسابی نیستند و وظیفه تعلیم و تربیت شکوفا کردن این گرایشات فطری است.
بیان مسأله
مسأله افت تحصیلی به عنوان قد یمی ترین و بحث انگیزترین مسأله آموزش و پرورش ایران د ر د هه های اخیر بود ه است که فاصله بین وضعیت علمی موجود فراگیران با وضعیت مورد انتظار آنها از حد معقول و مقبول آن فراتر رفته است و منجر به خسارت های اقتصادی، روانی و اجتماعی شد ه است.
تحقیقات انجام شده نشان می د هد د ر کشور ما شکست تحصیلی زیاد و پرحجم بوده و گریبانگیر برخی از دانش آموزان می شود . تحلیل های آماری نشان می د هند که این پد یده در ایران نیز همانند سایر جوامع گزینشی بوده و همه طبقات به یک نسبت با آن مواجه نیستند . این امر د ر مناطق محروم و روستایی و د ر میان حاشیه نشینان شهرها بسیار عمیق تر است.
متأسفانه گه گاه در ارائه آمار و ارقام، د قت لازم صورت نمی گیرد تا میزان و حجم واقعی معضلات آموزشی و فرهنگی مشخص شود . وقتی د ر موارد ی مانند مسأله بی سواد ی آمار متفاوتی از ۲۲ تا ۳۲ د رصد ارائه می شود ، چگونه انتظار د اریم برنامه ریزی د رستی د ر این مورد صورت گیرد؟ متأسفانه بد تر از این، در بحث افت تحصیلی پاک کرد ن صورت مسأله، به جای حل مسأله د ر بحث افت تحصیلی قابل تأمل است. یعنی به جای مرد ود ی و تجد ید ی، اجازه تکرار امتحان در نوبت های متوالی را به معنی کاهش افت تحصیلی بیان می کنند .
شناخت علل فردی، اجتماعی از یک طرف و علل ساختاری و آموزشی نظام تعلیم و تربیت از طرف دیگر مسائل را پیچید ه تر کرد ه است. بدین منظور برای کاهش افت تحصیلی می توان از تغییر و نوآوری آموزش در عرصه تربیت هنر، نظام ارزشیابی، روش های تد ریس، مشارکت اولیاء، و سبک های مدیریت مدارس استفاد ه کرد . به امید کاهش افت تحصیلی در مدارس کشور.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 12 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 364 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده :
اقدام پژوهشی (پژوهش درعمل) فعالیتی است که معلمان به منظوردرک تدوین و یادگیر دانش آموزان خود انجام میدهند.اقدام پژوهی که معلمان برای خودشان انجام می دهند. (قاسمی پویا)
پژوهش درآموزش وکلاس برای پیداکردن راه های اثربخش بهسازی و بازاندیشی درفرآیند یاد دهی به یادگیری جریانی است که دربرنامه درس ملی ومبانی نظری تحولی بنیادین در نظام تعلیم وتربیت آمده است.معلمان عموما همانی را آموزش می دهندکه می دانند و کار را چنان انجام می دهندکه می توانند دیدگاه ها،آموزش ها،تجربه ها،خاطره ها،گرایش ها، وفعالیت های پیشین معلم همه وهمه در کار او اثر دارند.درس پژوهی درواقع به معنای«پژوهش مشارکتی معلمان درکلاس درس»می باشد.
پژوهش بدون برخورداری از یک فضای فرهنگی مساعد اثر چندانی عاید نظام نخواهد ساخت.فرهنگ به عنوان زیست بوم مناسب عمل می کند واز این روبا گسترش آن زمینه ی توسعه وتاثیرگزاری یافته های پژوهش درنظام تاثیر می گزارد. (نذیری،1393)
درس پژوهی به مثابه روش نوین پژوهش درعمل وهسته های کوچک تحول درآموزش ، به گسترش پژوهش وتولید دانش حرفه ای در مدرسه کمک می کند ، به علاوه فرآیند یادگیری گروهی و بهسازی مستمر(تدوین برنامه ،اجرا،بازبینی،بازاندیشی،یادگیری وترویج یافته ها) شد مبتنی است وفرصتی برای سهیم شدن کارگزاران آموزشی در تجربه های یکدیگر را فراهم می آورد.
اهمیت و رویکرد «درس پژوهی» مبتنی است برتاکیدبرخلاقیت ونوآوری (حسن1393)
تاکیدبر تدریس های فراگیرمحور،سوال محور،فرایندمدار،تاکید برروش های تدوین و فعال تدوین در تمام مراحل تدریس، استفاده بهینه از فناوری اطلاعات و ارتباطات. تفاوت اساسی درس پژوهی واقدام پژوهی یا معلم پژوهنده دراین است که «درس پژوهی» دیگر معلم نمی تواند کار را به صورت فردی انجام دهد.البته کار اقدام پژوهی امکان کار گروهی هم بود، اما در« درس پژوهی» کار حتما مشارکتی و گروهی و مبتنی بر همکاری تعامل چند تن ازمعلمان و کمک دانش آموزان و حتی اولیاست. دراین کاری که به صورت اقدام پژوهی در مدرسه انجام گرفت مشکل از اینجا شروع شد که بخشنامه ای از طرف اداره متبوع به عنوان شرکت همکاران در مسابقه «درس پژوهی» به مدرسه ارسال شد. بنده به عنوان معاون آموزشی درجلسه شورای معلمان مسئله را برای همکاران توضیح داده وشرح چگونگی «درس پژوهی» را به معلمان درآن جلسه بیان نمودم واز آنها خواستم که هرکدام مایلند درقالب گروه های مختلف کلاس های هم پایه با کمک مدیر و معاون و ناظر می توانند در این طرح شرکت نمایند. که اکثرآنها با این امر مخالفت نمودند و علاقه ای از خود نشان ندادند.درجلسه دوم شورای معلمان بنده ضمن توضیحات لازم مزایای اجرای طرح و چگونگی برنده شدن در مسابقه در سطح منطقه واستان واهدا هدایا از طرف مقامات مسئول و همکاری مدیر که می تواند با به کار انداختن همه امکانات گروه رایاری کند بالاخره توانستیم یک گروه از بین آنها که حدود چهار نفر بودند وابراز علاقه به اجرای طرح نمودند.
بالاخره مشکل تا حدودی برطرف شد و مقرر شد که درکلاس سوم درس ریاضی موضوع جمع سه رقمی (جمع فرایندی) به سرپرستی و تدریس وخانم پویا وخانم کرمپورو سلگی وهمکاری مدیر بنده معاون آموزشی اجرا گردد.
بعد از توصیف وضعیت موجود وتوضیحات درباره اقدام پژوهی ودرس پژوهی –همکاران هرکدام راه حلی ارائه دادند. بعد ازاجرای راه حل موقتی نکات ضعف مشخص شد.دیگر همکاران وبنده راه حلی دیگر بیان کردم که آرا انجام دادیم که بحمد الله جواب مثبتی داد. که این مراحل درطی گردآوری اطلاعات شواهد(1) وشواهد(2) انجام گرفت.تجدیدنظر وارائه راه حل در این مراحل بود.
و راهی را که رفته بودیم مورد باز بینی قرار دادیم بعد از آن نتیجه گیری از اقدام پژوهی نیز اقدام گرفته و نتایج را نوشتم و در پایان توصیه یا پیشنهادات کاربردی وپژوهشی را تقریر نمودم. ودر آخرین مرحله منابع راذکر نمودم.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 20 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 142 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده :
نشانه وجود اضطراب در رفتار دانش آموزان بخصوص در موقعیت هایی چون امتحان ، پاسخ دادن به سوالات در کلاس ،بازی،محبت کردن در جمع ،ماندن در مدرسه می توان مشاهده و سنجش کرد.که با گذشت زمان و برخورد با دانش آموزان. یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان در خانه و مدرسه اضطراب است اضطراب را می توان یک حالت هیجانی شایع دانست به طوری که همه ی ما دوره یا موقعیت هایی از زندگی را به خاطر می آوریم که در آن کم و بیش دچار اضطراب شده ایم. از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریق کرد : ناآرامی ،هراس و ترس ناخوشایند یا احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست. من خود نیز با این مسئله روبرو شدم که یکی از دانش آموزانم به نام سارا در صحبت کردن بین جمع دچار اضطراب می شد. و در پاسخ دادن به سوالات درس علوم تجربی به لکنت زبان و دستپاچگی می افتاد.
این عامل باعث شد که من این مشکل را پی گیری نمایم.و تا حد امکان در رفع آن تلاش کنم. پس از بررسی دریافتم که یکی از مهم ترین علت اضطراب این دانش آموز نقش والدین در ایجاد و افزایش اضطراب او بود..مثلا رفتار های پرخاشگرایانه والدین با سارا ،شخصیت اضطرابی خود والدین ، ،انتظارات و توقعات بیش از توان سارا ،تبعیض قائل شدن بین فرزندان در خانواده ،رقابت جویی و... باعث تشدید اضطراب سارا شده بود.که با ایجاد ارتباط با خانواده ی وی و صحبت کردن با آنان در زمینه ایجاد فضای آرام در خانواده ،بهبود روابط والدین با وی ،شناخت شرایط و موقعیت های اضطراب زا و تلاش برای حذف آن و کمک از مشاوران با تجربه سعی نمودم که اضطراب و ترس را در سارا کاهش دهم و او را تا حدی به آرامش مطلوبی برسانم.
مقدمه :
اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدّی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقّی می شود، به گونه ای که می توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم.» فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند: اضطراب است که ما را وامی دارد تا برای معاینات پزشکی و درمان بیماری ها به پزشک مراجعه کنیم، کتاب هایی را که از کتابخانه به عاریت گرفته ایم بازگردانیم، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی کنیم... و بدین سان، زندگی طولانی تر، سازنده تر و بارورتری داشته باشیم. بنابراین، اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلّفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که برخی از اضطراب های دوران کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند تحوّل پذیرفت؛ چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا سازوکارهای سازشی خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگی زا گسترش دهند. به عبارت دیگر، می توان گفت: اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلّاقیت را در فرد ایجاد می کند، امکان تجسّم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می آورد و یا آن که وی را برمی انگیزد تا به طور جدّی با مسؤولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه اجتماعی مواجه شود.
اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای تلقّی کرد که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند، آزادی و انعطاف او کاهش می یابد و طیف گسترده اختلال های اضطرابی را، که از اختلال های شناختی و بدنی تا ترس های غیر موجّه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 15 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 59 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده
آموزش و پرورش فرایندی ارتباطی است. پایه های هر ارتباط را زبان تشکیل می دهد. زبان تنها وسیلة مۆثر در فرایند آموزش و پرورش است. بدون زبان ارتباطی میان افراد جامعه بر قرار نمی شود و بدون ارتباط آموزش و پرورش صورت نمی گیرد و بدون آموزش و پرورش انتقال میراث فرهنگی و تمدن بشری به نسل های بعدی امکان پذیر نیست.
آموزش و پرورش خانوادگی به عنوان نخستین مرحله تربیت انسان، در بطن ارتباطات خانوادگی تحقق می پذیرد. کودک در محیط خانوادگی- اجتماعی خود، زبان خاص خود را فرا می گیرد. زبانی که از بعد جامعه شناختی متنوع بوده و غنای واژگانی و دستوری آنها به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی محیط رشد کودک بستگی دارد. ورود کودک به مدرسه یک حادثه است. چرا که مدرسه از لحاظ شکل و محتوا متفاوت از خانواده و محیط پیرامونی کودک است. حال اگر زبان مدرسه نیز از زبان دانش آموز تفاوت زیاد داشته باشد، ابعاد این حادثه گسترده تر و آثار منفی آن در زندگی تحصیلی دانش آموزان بیشتر خواهد بود. هنگام ورود به مدرسة ابتدایی، زبان برای کودک از یک ارزش صرفاً «عملی» برخوردار است. او ترجیح می دهد تا زمانی که می تواند از زبان خود استفاده کند و اگر لازم باشد برای ارتباط با دوستان و جذب کردن همبازی هایش، زبان مادری خود را به کار برد. بنابراین، انگیزه کودک در استفاده از زبان، ایجاد ارتباط و یکپارچه شدن با همبازی هایش است. پاسخ این رفتار برقراری رابطة مستقیم با میدان ارتباطی کودک است. اگر این میدان (زمینه ارتباطی) ستیزهای باشد، در این صورت این انگیزه یا رفتار با مشکل مواجه شده و سبب بروز مشکلات ارتباطی و به دنبال آن ایجاد مانع در پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی و عاطفی دانش آموزان خواهد شد. اینجانب ملیحه جعفری آموزگار پایه اول آموزشگاه سلمان فارسی همچنین مشکلی را در سال تحصیلی اخیر در کلاس خود دیدم و با دانش آموزی دو زبانه به نام زینب روبرو شدم. بنا بر این در جهت رفع این مشکل فعالیت های درحد توان ازاوخواستم تابا تلاش خود به موفقیت برسد و او را ترغیب به داشتن دوستان بیشتری نمودم تا از این طریق انگیزه بیشتری برای سخن گفتن وابراز وجود داشته باشد
مقدمه
اهمیت آموزش ابتدائی کودکان به زبان مادری آنان موضوع تحقیقات بسیاری بوده است. در سال 1929 میلادی، «دفتر بین المللی آموزش و پرورش» کنفرانسی در مورد آموزش و پرورش دو زبانه در لوکزامبورگ ترتیب داد که اولین کنفرانس علمی در این زمینه بود.
در آن زمان تقریبآً منابعی در این زمینه وجود نداشت. در مدت نیم قرن پس از این کنفرانس، کتاب های موجود در زمینه آموزش دو زبانه به بیش از بیست هزار عنوان رسیده است. نتایج کنفرانس لوکزامبورگ بیانگر این امر بود که آموزش به زبانی غیر از زبان مادری- خانوادگی، به رشد ذهنی و حتی رشد شخصیت کودک آسیب می رساند. یونسکو نیز بارها و با قاطعیت نیاز به ارتقای آموزش به زبان مادری و همچنین حق کودک را برای برخورداری از آموزش، قطع نظر از زبان او تأکید کرده است.
از نظر روانشناسی، آموزش به زبان مادری سبب درک بهتر مطالب می گردد و پیشرفت شناختی دانش آموزان را تأمین می کند.
از نظر اجتماعی سبب جذب راحت تر کودک در محیط اجتماعی خود می شود و به عنوان یک عنصر اصلی فرهنگی، او را در ارتباط با گذشته فرهنگی خود قرار می دهد. از نظر عاطفی، استفاده از زبان مادری در آموزش دانش آموزان سبب تداوم در استفاده از نمادهای زبان شناختی می شود و بدین ترتیب او را از گسستگی عاطفی ناشی از عدم استفاده از زبان مادری باز داشته، سبب بالا رفتن کمیت و کیفیت ارتباطات درون مدرسهای و درون کلاسی می شود و دانش آموزان را از ابزار اصلی تفکر یعنی ارتباط، برخوردار می کند.
دانش آموزان غیر فارسی زبان در بدو ورود به مدرسه، زبان مادری خود را که در یک فرایند پیچیده و در ارتباط مستقیم با محیط پیرامون خود فرا گرفته است، در برنامه فارسی پیدا نمی کنند. چون سازماندهی محتوا و انتقال برنامه درسی به دانش آموزان بر پایة زبان فارسی است که با مفاهیمی که بر اساس تجارب قبلی دانش آموز به زبان مادری حاصل گردیده است و برای او بار عاطفی نیز دارد، پیوند ندارد. در حالیکه ارتباط غیر رسمی درون مدرسهای میتواند خارج از کانال ارتباط رسمی به زبان مادری بر قرار شود. این چنین گسستگی میان زبان مدرسه و زبان مادری دانش آموزان، ارتباط بر پایه انگیزه فردی را با دشواری مواجه می کند. تعارض بین مدار ارتباطی محیط اجتماعی خانوادگی دانش آموز و مدار ارتباطی رسمی مدرسه هم کیفی است و هم کمی. کیفی است زیرا که دانش آموز غیر فارسی زبان در برابر زبانی قرار می گیرد که حاصل مجموعه، ویژگی های فرهنگ زیستی و خاص او نیست. کمی است زیرا از جنبه ی دستوری، واژگان و آواشناسی برای او نا آشناست. به عبارت دیگر بین زبان مدرسه و زبان دانش آموز شکاف پدید می آید.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 17 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده
اگر ادبیات را زاییده فطرت هنرجو و هنرپرور انسان بدانیم و به این قائل باشیم که ادبیات هنگامی به اوج هنر و زیبایی می رسد که این هنر ظاهری با یک تعهد درونی از سوی آفریننده آن همراه باشد، بالتبع به این نتیجه خواهیم رسید که عالی ترین نوع ادبیات، گونه ای است که انتقال دهنده این تعهد درونی باشد و در مخاطب تاثیری والاتر و ژرف تر از تاثیر لذت از هارمونی های ظاهری و لغوی ایجاد کند که همانا این لذت، لذتی است که زاییده تنبه و دگرگونی فکری و روحی مخاطب است.
در حقیقت باید گفت ادبیات هنگامی ادبیات است که به این دستاوردهای متعالی یعنی تعلیم و تربیت جوامع و نسلها رسیده باشد و بی شک ادبیات کلاسیک سرزمین ما نیز به عنوان یکی از غنی ترین ادبیات ملل از این ویژگی برخوردار است و اگر وسیع تر به موضوع بنگریم روح تعلیم و تربیت در همه ادبیات ما گسترده شده و اینگونه نیست که تنها متونی که ما در آن حوزه ادبیات تعلیمی می شناسیم مصداق گفته ما باشد، بلکه سایر متون نیز در دیگر ژانرهای ادبی همچون عاشقانه و احساسی در نهایت تاثیر تعلیمی بر مخاطب می گذارند. به عنوان مثال آیا می توان شاهنامه فردوسی را که به عنوان یک شاهکار حماسی مطرح است فاقد ارزشهای تعلیمی و تربیتی بدانیم؟ قطعاً پاسخ منفی است.
بر این اساس اینجانب پوران قیاسوند تصمیم گرفتم اقدام پژوهی خود را روی این نکته متمرکز نمایم که چگونه می توانم ارزش های اخلاقی را که در ادبیات فارسی تجلی یافته اند در فکر و ذهن دانش آموزان بسط و گسترش دهم؟
مقدمه
در پژوهش ذیل فرصت خوبی است تا به این بهانه از حیثیّت وشرافت وپاسداشت زبان همیشه بیدار وماندگار فارســی سخن بگوییم ودست به نقد، کم لطفیهایی را که به علوم انسانی و به خصوص زبان فارسی شده و میشود، برشماریم. سخن بر سراغراق نیست و هرگز گرد تعصب نمیگردیم. درنشستهای مختلف علمی - ادبی، شاخ و برگها را بها دادهایم وشاید هم حقشان را گزاردهایم. امروز نوبت رکن است که در بوته امتحان رود و خالصیها و ناخالصیها، بازشناخته شود. کردارها، موفقیتها،چالشها و اظهارنظرها، چیزهایی هستند که امروز، اربابان سـخن و صاحبان قلم و اندیشه و پاسداران حریم زبان وادب فارسی میخواهند تا، به دور از غرض ورزی، بازکاوند و بررسی کنند.
زبان مادری فارسی، شناسنامه شریف و نشان شخصیت اصیل در جغرافیای زیستی ما است که بیان گر فخر و یگانگی، تجمیع دل بستگی، پویایی و فرهیختگی ادبیات و ادبیان و تمدن و سابقه کهن ما در فراخنای تاریخ است، که با خون دل ها و تحمل سختی ها و مصائب و تلاش های جان فرسای پیشکسوتان و پیشقراولان عرصه ادب همچون مولانا، سعدی، حافظ، نظامی و خاقانی به عنوان میراث و ودیعه ای گران سنگ به ما سپرده شده که ما نیز وظیفه داریم این امانت مرواریدگونه را با حفظ ماهیت و اصالت و به گونه ای مطلوب به آیندگان بسپاریم و آنان را در خصوص پاسداشت و صیانت از این میراث جاودان آگاه سازیم.
امروزه به جهت اهمال و سستی و بی توجهی های برخی از متولیان و دستگاه های موظف به حراست و صیانت و نگهداری ریشه و بن مایه و جایگاه و شریان حیاتی اصیل زبان فارسی از یک سو و عدم دقت هایی که در بیان برخی به گوش می خورد و متن هایی که بدون رعایت قاعده و احساس در اصول علمی- کاربردی زبان به چشم می آید کارش به جایی رسیده است که بعضی ها خیلی راحت و بدون دغدغه واژه های بیگانه و نادرست بر سر زبان ها جاری می کنند و در مجموعه های تصویری و آوایی و نوشتاری، واژه های نامأنوس و غیرمعمول و بدون قاعده و حتی گاهی ملهم از ادبیات بیگانه را جایگزین کلمات فاخر و خوش آهنگ زبان فارسی کرده اند.
بیان مسئله
ادبیات فارسی نقشهای بسیاری دارد؛ ازجمله تبیین و تـوصیف جهـان، بازسازی انسانیت، امکان آفرینشگری، پرورش و تهذیب اخلاق، تبلیغ و ترویج ارزشها و لـذت بخشی. اما زبان و ادبیات، مهمترین وسیله انتقال اندیشه و تجربه هستند. ادبیات آزمایشگاه بزرگ حوادث اجتماعی و اخلاقی است. آیینهای است تمام نمای که جرز و مدهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ملتها ازآن نمایان است. ادبیات چراغ راهنمای انسانها به شمار میرود. (ر.ک. حدیدی، 1381 : 3)
حال ادبیات چه میکند؟ این آینه راجلا میدهد و زنگار نامردمیها و ناجوانمردیها را از آن میزدایـد.
ادبیات اخلاقی، اجتماعی و عرفانی ما همگی آینه سازند.ادبیات و تهذیب اخلاق: « اخلاقیّات»، یکی ازموضوعات مهم و گسترده در ادب فارسـی است. این بحث، ریشه در ادب تعلیمی دارد. ادب تعلیمی به آن نوع ادبی اطلاق میشود که به جهت تعلیم و تربیت به وجود میآیند. کتابهای دینی ما هم در کنار آثار اخلاقی، به عنوان یکی از گنجینههای ارزشمند اخلاقیات به شمار میروند. قرآن، کتاب انسانسازی است و سراسرپند و اندرزهای اخلاقی و اجتماعیاست.