| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 13 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
*مقاله درمورد باکتری*
زمانی مردم گمان میکردند که غذای مانده بهاین دلیل خراب میشود که به قارچ و میکروب (باکتری) تبدیل میشوند. لویی پاستور(1822-1895)، دانشمند فرانسوی، نشان داد که غذا را میکروبهای موجود در هوا فاصد میکند نه تغییر ماهیت آن. وی غذای تازه پخته شده را در دو ظرف شیشهای تمیز گذاشت؛ در یکی را بست و در دیگری را باز گذاشت تا هوا وارد آن شود، فقط غذای ظرف در باز فاسد شد.
پریسا سیاهسنگی
بعضی از باکتریها به صورت انفرادی و برخی از اقسام کروی به صورت گروهی (دو تا دو تا، ریشهای و خوشهای) زندگی میکنند.این نوع زندگی گروهی را کلونی میگویند. کلونی بعضی از اقسام باکتریها چنان بزرگ است که با چشم دیده میشود. کلونی باکتریها از لحاظ شکل و رنگ فرق دارند و حتی از روی آن، میتوان باکتری را شناسایی کرد.
تغذیه:
همةجانداران برای انجام فعالیتهای حیاتی، به ماده و انرژی نیاز دارند. ازاینلحاظ، بین جانداران کامل مانند شما و یک باکتری ساده فرقی وجود ندارد. غذا، دارای ماده و انرژی است. باکتریها از لحاظ نوع گرفتن غذا و استفاده از آن، بسیا مختلف اند. بعضی، غذای خود را میسازند و برخی، به غذایی که توسط جانداران دیگر ساخته شده وابسته اند. حتی نوع استفاده از انرژی موجود در غذا هم دراین جانداران مشابه نیست.
بعضی از باکتریها اتوتروف هستند، یعنی میتوانند غذای خود را بسازند. گروهی از باکتریهای اتوتروف به کمک نور خورشید غذاسازی میکنند بهاین گروه فتوسنتز کننده میگویند. گروهی دیگر بدون استفاده از انرژی نور کار غذا سازی را انجام میدهند. بهاین گروه شیمیوسنتز کننده میگویند.این باکتریها انرژی لازم برای غذاسازی را از مواد شیمیایی مانند گوگرد، آهن یا نیتروژن میگیرند.
بیشتر باکتریها هتروترف هستند. جانداران هتروترف انرژی لازم را از غذایی میگیرند که توسط جانداران دیگر ساخته شده استاین جانداران، نمیتوانند غذاساز باشند، باکتریهای هتروترف مواد غذایی خود را در خارج سلول گوارش میدهند، سپس مواد گوارش یافته، که به ذرات کوچکتری تبدیل شده اند، وارد سلول میشوند.
بعضی از باکتریهای هتروترف ساپروفیت اند. ساپروفیت، جانداری است که از بقایای بدن موجودات زنده تغذیه میکنند. باکتریهایی که روی برگهای ریخته شده از درختان، یا مواد غذایی خود ما زندگی میکنند، ازاین جمله اند.
گروهی از باکتریهای هتروترف انگل هستند. انگل، موجودی است که در داخل یا روی بدن یک جاندار دیگر به سر میبرد و غذای خود را از بدن آن میگیرد. باکتریهایی که باعث پوسیدگی دندان،ایجاد جوش یا بیماریهای مختلف در بدن ما میشوند، ازاین قبیل اند.
گرفتن انرژی از غذا: همه جانداران، چه اتوترف باشند و چه هتروترف، انرژی لازم را از غذا میگیرند. اما راه انجاماین کار در آنها مشابه نیست. مثلاً، گروهی از باکتریها به کمک اکسیژن هوا تنفس میکنند. اکسیژن، با غذا که به صورت ماده قندی است، ترکیب میشود و در نتیجه، انرژی نهفته در غذا آزاد میشود.
گروهی دیگر از باکتریها ، انرژی غذا را از راه تخمیر به دست میآورند. تخمیر هم در واقع نوعی تنفس است که به اکسیژن هوا نیازی ندارد. دراین فرایند، همة انرژی موجود در غذا آزاد نمیشود یعنی از تنفس معمولی، کمتر انرژی حاصل میآورد. در فرآیند تخمیر، باکتریها مادهی قندی را فرآوردههای مختلفی تبدیل میکنند که اسید و الکل از آن جمله است. از قدیم در کشور ما برای تهیه سرکه، از همین فرایند استفاده میشده است، تهیه ماست هم با روش تخمیر صورت میگیرد.
یک باکتری در فاصلة 20 دقیقه به حداکثر رشد خود میرسد و قادر به تولید مثل میشود. روش تولید مثل باکتریها، تقسیم دوتایی است، در شرایط مساعد محیطی، باکتری با سرعت عجیبی تکثیر حاصل میکند. مثلاً یک باکتری بعد از 20 دقیقه به دو باکتری تبدیل میشود و 20 دقیقه بعد، از آن دو باکتری، چهار باکتری به وجود میآید و به همین نحو ادامه مییابد.
اگراین روش تکثیر باکتریها تا 24 ساعت ادامه یابد، از یک باکتری تودهای از باکتریها به وزن 2000 تن به وجود خواهد آمد! البته عملاً چنین اتفاقی نمیافتد، زیرا آب و مواد غذایی لازم به زودی در محیط زندگی آنها تمام میشود و باکتریها دیگر قادر به تولید مثل نخواهند بود. در ضمن، وقتی که جمعیت باکتریها زیاد میشود، موادی از قبیل: الکل، اسید و … ترشح که برای خودشان مضر است. تجمعاین مواد در محیط، خود سبب کاهش میزان تولید مثل باکتریها خواهد بود . حتی زمانی فرا میرسد که میزان مرگ و میر بیش از میزان تولید مثل میشود.
هاگ سازی راهی برای زنده ماندن:
بیشتر باکتریها در محیطی بهتر زنده میمانند که علاوه بر دارا بودن غذا، گرم و مرطوب نیز باشد در غیراین صورت باکتری میمیرد. اما بعضی از باکتریها در شرایط نامساعد،هاگ درونی میسازند.هاگ درونی شامل پوستهای سخت است که در داخل دیوارة باکتری تشکیل میشود. مواد سلولی باکتری در داخلاین پوسته محفوظ میمانند و در برابر گرما، خشکی هوا و انجماد، از بین نمیروند.هاگ درونی میتواند سالها باقی بماند و تا هنگامیکه دوباره شرایط محیط مناسب شود، باکتری را زنده نگه میدارد. دراین حال، دیوارة محکم پاره میشود و باکتری زندگی تازهای را از سر میگیرد.
| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 6 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 37 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 60 |
*مقاله درمورد بافت برداری عضلانی زیر پوستی*
بافت برداری عضلانی زیر پوستی
روند: از هر عضله ای میتوان نمونهبرداری کرد ولی به منظور جلوگیری از تنوع در عضلات و قسمتهای مختلف از یک عضله خاص مورد نیاز است عضله glvteal و میانی معمولاً مورد استفاده قرار میگیرد. محدوده 5/2 cm2 از پوست جدا میشود تراشیده شده و برای روند استریل آماده میشود. بخش آماده شده محلول به خود عضله تزریق نمیشود یک شکاف یک سانتیمتری درداخل پوست و در صورت نیاز و ضخیم بودن عشا در آن ایجاد میشود ابزار بافت برداری شامل یک سوزن بیرونی یک سیلندر برش دنده داخلی و Stylettc و سوزنی که همراه با سیلندر برش دهنده است در میان شکاف فشار داده میشود و به داخل عضله میرود سیلندر برش دهنده به صورت جزی بیرون کشیده میشود تا قسمت کناری سوزن را نشان دهد. که بعد آن را با فشار به عضله وارد خواهند ساخت این باعث میشود که قسمت کوچکی از عضله وارد پنجره کناری شود و درون حفره سوزنی جای بگیرد که بعد با فشار کامل سیلندر برش دهنده به داخل کاملاً بریده خواهد شد. این کار را چند بار تکرار میکنیم تا 20 و m از عضله را نمونهبرداری کنیم سپس سوزن را بیرون میآورند و از دسته آن برای جدا کردن نمونه از سوزن استفاده میکنند میتوان این زخم را بخیه زد ولی در حالیکه تنها یک برش کوچک صورت گرفته است چنین کاری لازم نیست .
آماده سازی نمونه :
سپس نمونهها را برای hixtochemical آماده میکننند حتی برای biochemical و مطالعات فراساختاری نمونههای hixtochemica به شکل قسمتی متقاطع و یخ زده داخل نیتروژن مایع قرار میگیرد. پس از برش، قسمتها رنگ میشوند تا نوع انقباض مشخص شود. همین طور ظرفیت اکسایش و توان گلیکولئیک آن هم مورد بررسی قرار میگیرد. برای بررسی biochemical خون و نسوج متصل جدا میشوند و نمونه داخل نیتروژن مایع برای آماده سازی بعد قرار میگیرد. برای مطالعات فراساختاری بخشی از تار عضلانی از نمونه جدا میشود و داخل یک ثابت کننده قرار میگیرد
نتایج
خواننده به متن برای تشریح جزئی نتایج مطالعات بافت برداری عضلانی مراجعه کند.
تحلیل مایع زلالی مفصلی synovial flvid
جمعآوری و تحلیل مایع سینویال مفصلی یک عملکرد کلینکی مرسوم است. نمایش اصلی معمولاً تفاوت بین یک شرایط عفونی و شرایط غیرعفونی باشد. این روند بیشتر مواقع در محل اتصالات صورت میگیرد و البته به میزانی کمتر برای پوششهای تاندون و کیسه های آن نوع ارزیابی مورد نیاز بستگی به شرایط مورد نیاز دارد و بنابراین جمعآوری کاملاً استریل و ارزیابی آن برای همه نمونه ما ضروری نیست.
روند : نمونهها میبایست همیشه تحت شرایط استریل جمعآوری شوند تا مانع از عفونت شود. هنگامی که یک ارزیابی مطالعه باکتریایی ضروری است ولی بایست از آلودگی تصادفی جلوگیری کرد یک روند کاملاً استریل با کلاه، ماسک، روپوش بلند و قسمتهای پوشیده شده به کار گرفته میشود. جمعآوری معمولاً همراه با ایستادن است صورت میگیرد گرچه بیهوشی عمومی هنگامی که دام بیمار همکاری نمیکند و هنگام انجام یک روند کاملاً استریل ضروری است.
آماده سازی محیط و اندازه سوزن برای بیهوشی موضعی حفره مفصلی است. روند جمعآوری کاملاً استریل در ضمیمه، شرح داده شده است. بنابراین اولیه بخشی از بیرون کشیده را میتوان برای مطالعه باکتریایی به کار گرفت برای نماندن شانسی برای آلودگی تصادفی سرنگ میبایست هنگام ورود به بدن به سر سوزن متصل شود. پس از وارد ساختن سوزن همراه سرنگ متصل نمونه به آرامی بیرون کشیده میشود. و سرنگ بیرون آمده و سر آن را رویش میگذاریم یک سرنگ جدید به سوزن متصل است و مایع سینویال بیشتری برای محاسبات باقی مانده جمعآوری شده است.
مدیریت نمونه : مدیریت نمونهها برای مطالعههای باکتریایی در ضمیمه C شرح داده شده است. راهی که طی آن با نمونه برخورد خواهد شد بستگی به نوع ارگانیسم های مورد انتظار و تاخیر قبل از پروسه دارد. اگر تاخیر مورد انتظار باشد یک عامل انتقال مناسب مورد استفاده قرار میگیرد.
تشخیصهایی که میتواند روی نمونه باقی مانده صورت بگیرد شامل ظاهر، حجم، شکل توده، پروتئین، غلظت، کیفیت تعلیق ماده بزاقی، سلول شناسی آنزیمها و تحلیل اجزا است. یک ارزیابی معمول از یک نمونه شامل تشخیص ظاهر، حجم، شکل توده، پروتئین، غلظت سلول شناسی است. نمونه را برای ظاهرش آن موقع جمع آوری مورد ارزیابی قرار میدهند. توانایی لخته شدن مایع سینویال هم در لوله جمع شده مورد بررسی قرار میگیرد وسیکوزیته، پروتئین و ارزشهای خون شناسی بررسی این مایع سینویال قرار گرفته در لوله همراه با EDTA مورد بررسی و محاسبه قرار میگیرد خیلی راخت میتوان با قرار دادن چند قطره از مایع سینویال بین انگشت اول و انگشت شصت به خوبی تخمین زد که مایع چه مقدار میتواند بیرون بماند. این لخته موسین برای نمونه EDTA هدایت میشود.
| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 12 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
*مقاله درمورد آلزایمر*
پیشگیری و درمان کردن بیماری آلزایمر(تباهی سلول های مغزی):استراتژی ها و دیدگاه ها:
علی رغم هزاران مطالعات از بیماری آلزایمر، فقط یک تعداد کمی از مشاهدات از نظر بالینی یا درمانگاهی به صورت دسته های معنادار فراهم می آیند که دسترسی از بیماری آلزامیر را به اندازه کافی ارائه می دهند و موجب، پیشگیری و یا درمان می شوند.
در سال 1976، اقدامات علمی برای یافتن علت و معالجة بیماری آلزایمر، اولین تضمین جدی پیروی شده در مؤثرترین ویراستاری در آرشیوی از عصب شناسی بوسیله رابرت کاتزمن بود. کاتزمن بطور مجاب کننده ای دلیل آورد که بیماری آلزایمر و زوال عقلی وابسته، پیری یک بیماری مشابه ای بود به خاطر تجلی شباهتهای کلینیکی و درست همان آسیبهای مغزی آسیب شناختی می باشد. با برخورداری از یک خودکار، بیماری آلزایمر یک جابجایی از یک دلیل ناشناس از شروع آغازین زوال عقلی به یکی از متداول ترین و وحشتناک ترین بیماری هایی از بشر نیز آغاز شد- چهارمین کشننده اصلی در دنیای توسعه یافته می باشد. در طی ده سال آینده بیماری آلزایمر تعمداً حالت مادی از یک ضمیمه عمومی از سن به نامگذاری و بیماری وحشتناک تبدیل شد، (بخاطر تلاش های گروهی از پزشکان، دانشمندان و غیر متخصصان). از زمانی که این بیماری را تشخیص دادند، جامعه علمی یک تلاش فزاینده به تشخیص علتها و توسعة ابزاری از پیشگیری یا درمان بیماری آلزایمر را آغاز کرد.
فقط 98 طب یا مقوله های علمی روی بیماری آلزایمر بین سالهای 1965 و 1976 چاپ شده بود، وقتی ویراستاری بازآورشی(زایشی، تخمی، زایشگر) کاتزمن ظاهر شده بود. در نیمه سال 2003 بیشتر از 31500 مقوله های اضافی در ادبیات علمی با تعداد رشد روزانه چاپ شده بود. اهداف دوگانه ای از تشخیص درست علت شناسی از بیماری آلزایمر و توسعه مؤثر پیشگیری کردن و یا درامان به صورت دشوار باقی میماند، علی رغم این تلاش ها اما مراحل قابل ملاحظه ساخته می شود، چه مسافتی را ما باید برویم و کجا ما رفتیم؟ در اوایل دهه سال 1970، بیماری آلزایمر به طور گسترده یک وجود قابل توصیف می باشد. یک توضیحی به طور ناقص و تشخیص شرایط کلینیکی با یک صورت فلکی هورتم قدیمی از طاعون های قدیمی و مقابله فیبریل عصبی نیز آغاز شد. تصاویر بالینی بطور خیلی ضعیف تدوین شده بود، واگیرشناسی و احتمال ژنتیک، فرارعصبی و تغییرات ناشناخته زیست شیمی، کانونی و متداولترین خسارتها از نورون ها و آشکار نشدن سیناپس(همور) و فقدان درمان یا حتی حداقل درجه ای از فایده توسعه خواهند یافت. نبود حمایت اجتماعی مشخص برای بیماران و خانواده هایشان وجود دارد و تأئیداتی برای بررسی های علمی از نامتراکم می باشند. دیدگاه های برای فتح طبی از بی نظمی به طور ضعیف در عدم وجود ظاهر می شود. برای توسعه ابزاری از پیشگیری، درمان یا مداوا برای این بیماری حاد شونده مزبور، سه روش می تواند میوه را تحمل کند. پیدا کردن آنها در علت شناسی اساسی، تست مکانیسم ها بوسیله استحاله دوازدایی) دلایل نامنظم در مغز، یا ساخت نیکبختانه یا مشاهدات واگیر شناسی از اینکه چه مقدار افزایش یا کاهش پیدایشی از بیماری آلزایمر ممکن است بوجود آید. علی رغم هزاران مطالعات از بیماری آلزایمر فقط یک تعداد کمی از مشاهدات از نظر بالینی یا درمانگاهی به صورت دسته های معنادار فراهم می آیند که دسترسی از بیماری آلزایمر را به اندازه کافی ارائه میدهند، موجب پیشگیری و درمان می شوند، این پیشرفتها و مشتقاتی از آنها، نتایجی در 15استراتژی اصلی از درمان و پیشگیری از بیماری آلزایمر را بیان می کند.
هریک از این استراتژی ها از فشاءی از علت شناسی از بیماری آلزایمر مشتق می شود. مکانیسم های که آسیب شناسی عصبی و تغییرات ادراکی را توسعه می کنند یا نیکبختانه و یا ارتباطات واگیرشناسی بین بیماری آلزایمر یا فقدان فاکتورهای دیگر را باعث می شود.
استراتژی های تحت تأثیر استیل کولین
استراتژی استیل مولین به طور ذهنی شبیه استعمالی از دو پا در خلاف جهت عقربههای ساعت برای درمانی از بیماری پارکین سن می باشد(برای مثال مشتقاتی از عقیده ای که نسبتاً با فقدان ساختار خاص یا اعمالی در سیستم فرارسان عصبی که مکانیسم علتهای بالینی زیانگری عصب شناسی را ممکن می سازد. اختلال هایی از سیستم استیل کولین به نقص ادراک در عمر و زوال عقل بر می گردد. وقتی آنها مشاهده می شوند که موانع تحت تأثیر قرار دادن استیل کولین تولید شوند بوسیله سرپرستی دورگرزا از اسکوپولاسین به موضوعات تازه طبیعی که تولید می کند کمبود ادراکی که شبیه به آنهایی است در سالخورده ها و دیوانه کردن شخص دیده می شود. مطالعات زیست شیمی های بعدی بیان می کند که ترازیهای استیل کولین، میزان محدودة آنزیم برای سنتزی از استیل کولین در مغز، در بیماری آلزایمر کاهش می یابد. و بخاطر عدم سلولهای اصلی از تازه های استیل کولین در گمنامی فراوان می باشد. اگرچه مطالعات اولیه با آگونیت های استیل کولین، ضد کولین استراز و پیام آورها نیز غیر مؤثر می باشد.
| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 23 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 9 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
*مقاله درمورد آسم*
آسم
.مقدمه:
'آسم بیماری مزمن راههای هوایی است که ویژگی آن التهاب این راهها و افزایش پاسخدهی (واکنش) آنها درمواجهه با طیف گسترده ای از محرکها میباشد(منابع1،2) . افراد مبتلا به این بیماری از حملات یا دورههای شدیدی به هنگام وارد شدن هوا به داخل ریهها و دشواری در تنفس رنج میبرند. این حملات زمانی بروز میکنند که مجاری هوایی در ریهها در اثر عوامل خاص محیط زیستی دچار بیشفعالی شده و سپس ملتهب و مسدود میشوند. این حملهها شبیه به کشیدن نفس عمیق در هوای به شدت سرد زمستان است. در این حالت نفس کشیدن سختتر شده و باعث بروز آسیبدیدگی میشود و ممکن است در نهایت به سرفه کردن بیانجامد. به این ترتیب با نفس کشیدن صدای خس خس یا سوت از ریهها شنیده میشود.
۱ عوامل مولد بیماری آسم چیست؟
۲ علائم بیماری آسم کدامند؟
۳ درمان
۴ منابع
عوامل مولد بیماری آسم چیست؟
عوامل مولد بیماری آسم تحریک کنندههای موجود در محیط زیست هستند که میتوانند علائم و حملات بیماری را تشدید کنند. عوامل و موجبات بسیاری وجود دارند که میتوانند علائم بیماری را تشدید کنند و معمولاً از فردی به فرد دیگر متفاوت هستند. از این رو شما میتوانید با شناسایی و جلوگیری از تماس با این عوامل تحریک کننده از بروز علائم شدید و آزار دهنده بیماری پیشگیری کنید. در واقع شناسایی و جلوگیری از تماس با آنها باید به عنوان بخشی از فعالیتهای لازم برای کنترل موفقیتآمیز بیماری در نظر گرفته شود. البته لازم به ذکر است که از بین بردن عوامل محرک بیماری به طور کامل امکانپذیر نیست، اما با این حال اگر به این بیماری مبتلا هستید باید تا حد امکان این عوامل را در منزل و محیط کار بکاهید. این امر به شما کمک میکند که با حداقل علائم بیماری و حملات آن مواجه باشید. بررسیها نشان میدهد که مهمترین عوامل محرک بروز حملههای آسم شامل کشیدن سیگار، ذرات گرد و غبار، نگهداری از حیوانات خانگی، وجود سوسک حمام در محیط زندگی، وجود کپک و قارچ در فضاهای بسته، دود، ادکلنها و خوشبو کنندههای قوی و اسپریهای قوی، گردهها و قارچهای موجود در فضاهای باز، فعالیت، سرماخوردگی و عفونتها، هوا و برخی عوامل دیگر هستند.
علائم بیماری آسم کدامند؟
وقتی بیماری شما تحت کنترل نیست چه اتفاقی برای شما میافتد؟ آیا به هنگام نفس کشیدن صدای سوت از ریههایتان میشنوید؟ آیا در اطراف سینه خود احساس گرفتگی شدید میکنید؟ اکثر بیماران مبتلا به آسم یک یا چند نمونه از این علائم را با خود دارند؟
۱. خس خس سینه: این صدایی است که اغلب این بیماران به هنگام نفس کشیدن مخصوصا به هنگام بازدم آن را میشنوند.
۲. سرفه کردن: سرفههای شدید که ممکن است تا مدتهای طولانی ادامه داشته باشند و اغلب یا در شب بروز میکنند و یا در شب تشدید میشوند.
۳. گرفتگی سینه: در این حالت بیمار احساس میکند که طنابی به دور سینهاش بسته شده و دچار تنگی نفس میشود. درست مثل اینکه بیمار از داخل نی ناچار به نفس کشیدن است و یا حتی شدیدتر و مثل اینکه هرگز نمیتواند نفس خود را بیرون بدهد.
این علائم ممکن است زمانی بروز کنند که شما برنامه درمانی خود را مطابق با دستورات و توصیههای پزشک متخصص به دقت دنبال نکنید و یا زمانی که به عوامل محرک بیماریتان تماس داشته باشید. در اینجا دو حالت اصلی که در اعماق مجاری هوایی در ریههای بیمار در صورت بروز علائم بیماری و نیز حملات آن رخ میدهد مطرح شده است؛
گرفتگی: ماهیچههای اطراف مجاری هوایی در ریهها در این حالت به یکدیگر فشار میآورند یا منقبض میشوند. این گرفتگی «انقباض برونشیتی» نامیده میشود و میتواند اعمال دم و بازدم را برای بیمار دشوار کند.
التهاب: در صورت ابتلا به این بیماری مجاری تنفسی در ریهها متورم شده و تحریک پذیر میشوند و در صورت بروز حملهها این مشکلات تشدید میشود. به این ترتیب با متورم شدن مجاری تنفسی بیمار هوای تازه کمتری را میتواند وارد ریههای خود کند. در نتیجه مهمترین مطلب برای بیمار مبتلا به آسم این است که این بیماری میتواند در حالتی خاموش و موذیانه همواره همراه بیمار باشد. مجاری تنفسی بیمار ممکن است چه با وجود علائم و چه بدون آنها در شرایط آرام هم گرفته و هم ملتهب باشند. به همین دلیل درمان آسم به طور روزانه حتی در مواقعی که حال بیمار خوب است ضرورت دارد چراکه بر اساس شواهد پزشکی رو به افزایش اگر بیماری بدون درمان رها شود میتواند منجر به آسیب عملکرد ریهها در دراز مدت شود.
درمان
بهترین راه جلوگیری از بروز حملات خودداری از تماس با مواد و عوامل تحریک کنندهاست. همچنین داروهای خاصی نیز برای کاهش حالت انقباض و التهاب مجاری تنفسی وجود دارد که پزشک متخصص آنها را برای بیمار تجویز میکند.
آسم
آنچه به اینجا پیوند دارد... نب یونچه شبدر قرمز «داروئی» سیستیت بینابینی جنس قطرههای چشمی برونشیولیت بیماری انسداد ریوی مزمن فهرست بیماریها اگزما بادمجان «داروئی» بیماری ناشی از کاهش ناگهانی فشار آنافیلاکسی انبه «داروئی» پوکی استخوان زوفا «داروئی» علف هفت بند «داروئی» توت فرنگی آمی تریپتیلین بکلومتازون استنشاقی کرومولین هویج «داروئی» اختلال هراس آرتیشو «داروئى» پیامد فشار روانی نقش والدین در پیشگیری از سیگار کشیدن فرزندان ادم ریه استئوآرتریت پنومونی ویروسی غذای کودک برونشیت مزمن برونشیت حاد تغذیه مناسب براى یادگیرى اعجاز مواد غذایی برای درمان بیماریها تنگی نفس ایست قلبی و مرگ ناگهانی آویشن نفت و قیر در ایران قدیم آلرژی غذایی واکسن آنفلوانزا و سرماخوردگی پیاز رابطه سیستم ایمنی با اختلالات روانی قرص اکستازی سینوزیت اختلالات دارویی و عوارض جانبی داروها آبسه ریه
علوم طبیعت > علوم پزشکی (طب) > پزشکی > بیماریها
| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 17 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 563 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
*مقاله درمورد ادنو کاسیوم معده*
از نظر تاریخی آدنوکاسینوم معده یکی از علل عمده مرگ و میر ناشی از سرطان درجهان بوده است. در سال 1930 سرطان معده علت عمده مرگ و میر ناشی از سرطان در ایالات متحده درمیان مردان و سومین علت در زنان بود. خوشبختانه از زمان پایان جنگ جهانی دوم و بدنبال یک روند جهانی بویژه در کشورهای توسعه یافته بروز سرطان معده بطور مداوم در حال کاهش است و شاید بتوان گفت که هیچ بیماری بدخیمی را نمیتوان یافت که چنین سیر روبه کاهشی را طی کرده باشد.تا سال 1980، این سرطان هنوز هم علت عمده مرگ و میر ناشی از سرطان در جهان به شمار میرفت.
در سال 1996 سرطان معده بعنوان دومین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان- با 62800 مرگ در سال- باقی بود. در سال 1997 سرطان معده هشتمین علت مرگ ومیر ناشی از سرطان در ایالات متحده محسوب شد. چرا که در این سال 22800 مورد جدید سرطان تشخیص داده شد که باعث مرگ 14000 نفر گشت و حدود 8/1 بیلیون دلار هزینه برای مراقبتهای بهداشتی در پی داشت.3
سؤالی که در اینجا مطرح است آنست که چرا علیرغم روند روبه کاهش جهانی در برروز سرطان معده این سرطان همچنان بیرحمانه مبتلایان خود را از میان برمیدارد؟ پاسخ آنست که متأسفانه سرطان معده در زمان تشخیص، اغلب پیشرفته است و میزان بقای 5 ساله بیماران کمتر از 10 درصد است.(7.6)
لذا آشکارا درمییابیم که با شناخت عوامل خطرساز( Risk factors ) و ضایعات پیش سرطانی (precancerous lesions ) و غربالگری مناسب بیماران میتوان این سرطان کشنده را بسیار زودتر تشخیص داده و همچنانکه میزان بروز این سرطان روبه کاهش است میزان کشندگی آن را نیز کاهش دهیم.
یکی ازعوامل خطرزایی که در ایجاد سرطان معده مطرح است، باکتری مارپیچی به نام هلیکوباکترپیلوری (Helicobacter pylori ) است که از سوی سازمان بهداشت جهانی(WHO ) بعنوان یک سرطانزای کلاس 1 دستهبندی شده است. مطالعات فراوانی انجام شده است و مطالعات بسیار دیگری در دست انجامند تا نشان دهند این باکتری عامل ایجاد ضایعات پیش سرطانی است و با ریشهکن ساختن این عفونت، میتوان گامی اساسی در پیشگیری از وقوع سرطان معده برداشت. در ادامه بیان مسأله، با سرطان معده و ضایعات پیش سرطانی معده و باکتری هلیکوباکتر پیلوری بیشتر آشنا خواهیم شد.
* ادنوکارسینوم معده؛ اپیدمیولوژی*
سرطان معده تنوع جغرافیایی مشخصی دارد . بطوریکه بالاترین میزان شیوع در شرق
دور مشاهده شده است. از نظر میزان بروز سرطان معده در جهان، ژاپن در رده نخست قرار دارد و از نظر میزان مرگ و میر ناشی از سرطان معده، کشورهای کره جنوبی، کاستاریکا، جمهوریهای شوروی سابق و ژاپن به ترتیب در ردههای اول تا چهارم جهان قرارگرفتهاند. آمریکای شمالی. استرالیا، اروپای غربی و آفریقا مناطق با بروز کم به شمار میآیند.(3)
در ایالات متحده اغلب بیماران از نظر سنی بین 65 تا 74 سال سن داشتهاند. متوسط سنی در زمان تشخیص در مردان 70 سالگی و در زنان 74 سالگی است. میزان مرگ و میر سرطان معده برای مردان 1/6 در هر100000 نفر و در زنان 8/2 در هر 100000 نفر بود ( بین سالهای 92 تا 1996). درکشورهای بامیزان بروز بالای سرطان معده، سن زمان تشخیص حدود یک دهه زودتراست. این مسأله شاید به خاطر غربالگری بهتر در این کشورهاست. همانند میزان سرطان معده زودرس ( Early Gastric cancer ) که درشرق دور بطور مشخصی بالاتر از کشورهای غربی است. وقتی سرطان معده افراد جوان را درگیر میکند نسبت مرد به زن نزدیک به یک است. همچنین در این حالت درگیری افراد با گروه خونی A برتری داشته، یک تاریخچه خانوادگی سرطان نیز وجود دارد و نسبت سرطان معده از نوع منتشر(Diffuse ) بالاتر از نوع رودهای(Intestinal ) است.(2)
از دهه 1960 میزان مزگ و میر ناشی از سرطان معده در جمعیت سیاهان آمریکا نزدیک به دو برابر سفید پوستان شده است. همچنین خطر ابتلا به سرطان معده در آمریکاییهای بومی و هیسپانیک ( Hispanic) دو برابر سفیدپوستان است. بر طبق مطالعات متعددی این تفاوت در میزانهای مرگ و میر ممکن است بیانگر این نکته باشد که میزانهای مرگ و میر سرطان معده با کاهش سطح اجتماعی- اقتصادی افزایش مییابند. اما با آماری که اخیراً مرکز ملی مطالعات سرطان ایالات متحده منتشر نمود، وادار میشویم کمی پیرامون این نظریه بیشتر تأمل و تحلیل نمائیم. چرا که این مرکز اعلام کرد که پراکندگی قومی بیماران سرطان معده از پراکندگی قومی مندرج در سرشماری ملی، انحراف چندانی ندارد. بطور مثال آمریکاییهای آفریقایی تبار، 5/12 درصد بیماران سرطان معده را تشکیل میدهند و همچنین در سرشماری ملی، 5/12 درصد جمعیت ملی، آمریکاییهای آفریقایی تبار میباشند!!(3)
از نظر جنسیت، میزان سرطان معده در مردان سیاهپوست وسفیدپوست نزدیک به دو برابر زنان است و این واقعیت در سرتاسر جهان دیده میشود.
در ایالات متحده، پراکندگی سرطان معده در داخل معده بدین صورت است: 39 درصد در یک سوم پروگزیمال ، 17 درصد در یک سوم میانی ، 32 درصد در یک سوم دیستال و 12 درصد درگیری تمام معده. 3 و 6کاهشی که در چند دهه اخیر در میزان بروز سرطان معده بوقوع پیوسته است، ابتدائاً تا روی کاهش سرطان معده در دسیتال مؤثر بوده است؛ مطالعات احیر مطرخ می کنند که میزانهای سرطان معده در ناحیه کاردیا ثابت باقی مانده است و میزانهای سرطان در محل اتصال معده به مری( e.g. junction ) از سال 1970 در حال افزایش بوده است. (3)