| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
چکیده :
شهرها که در صد بالایی از جمعیت جهان را دارا می باشند، اولین هدف تروریسم هستند و بخاطر وابستگی سیستم شان آسیب پذیر می باشند. در این مقاله تهدیدات و اهداف شهرها مورد تجدید نظر قرار می گیرد که بیشتر آنها مبنی بر حمایت از شهر است از حوادث 11 سپتامبر 2001 چیزهای زیادی آموخته شده است که بصورت طرح هستند و پیشنهاداتی همه مطرح شده که هم تکنیکی و هم جامعه شناسی که باید مورد توجه قرار گیرد .
1-مقدمه :
بیش از 40% از جمعیت جهان ( در آمریکا بیش از 80% جمعیت ) در شهرها زندگی می کنند ( که تعدادی هم رو به رشد هستند ) فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، فعالیت دولت؛ و همینطور زیر ساختهای وسیعی در شهرها تمرکز یافته اند.
با فعالیت های طبیعی که شهرها میزبان آن هستند ( بر اساس ساختار و یادمان های آن ) شهر سمبل قدرت است که به غرور یک ملت تجسم عینی می بخشد با این حال، شهرها، خصوصاً شهرهای بزرگ، بخاطر سیستم وابسته شان آسیب پذیر می باشند، و آسیب پذیری یک سیستم تاثیرعمده ای روی سیستم دیگر دارد، بهمین دلیل شهرها هدف ابتدای حملات تروریستی هستند. مثلاً بمبی که در سال 1993 در نیویورک در مرکز تجارت جهانی منفجر شد 8 سال بعد با ویران سازی مرکز، حمله به واشینگتن در پنتاگون، و در حملات دیگر به تلاویو؛ دهلی نو دنبال شد. اغلب حملات تا این درجه با تکنولوژی کمی انجام می شود. با این حال انواع دیگر حملات وجود دارد که تاثیر زیادی دارد مانند استفاده از Sarin در توکیو، سیاه زخم در آمریکا، همینطور حادثه 11 سپتامبر آمریکا (هواپیماهایی که با استطاعت پایین دزدیده شده بودند) شهرها همینطور مکان خشونت و آشوب های اجتماعی هستند تا جایی که خیابانها محل نزاع می باشد و جنگ های داخلی خود در حد جنگهای خارجی می باشند.
لیست کاملی از آنچه که در فاصله سالهای 1989 تا 1999 اتفاق افتاده در جدول 1 آمده است.
جدول 1-
شهرها نه تنها اهداف حملات می باشند، دارای پتانسیلی می باشند که تروریستها برای انجام حملاتشان به آن نیاز دارند. آنها دارای آزمایشگاهها و ذخایر زیست شناسی و شیمی هستند همچنین دارای منابع هسته ای در بیمارستانها، آزمایشگاهها و صنایع رآکتورهای هسته ای هستند. آنها دارای ذخایر سوخت، خطوط لوله گاز، ذخایر گاز طبیعی مایع، ذخایر برقی، آزمایشگاههای کامپیوتری در دانشگاهها برای دسترسی تروریستها به ابر کامپیوترها، وسایل حمل و نقل که در حملات تروریستی استفاده می شود. (کامیونها- تانکها- بلدوزرها- وسایل نقلیه زرهی و ماشینها )
شهرها همچنین دارای پتانسیل فراهم کردن منابع انسانی برای تروریسم هستند. کتابخانه ها، دانشگاهها و مؤسسات دیگر، اماکن اطلاعاتی که برای انجام اعمال تروریستی نیاز می شود. شهرهای می توانند منابع پولی عظیمی باشند مثلاً تأمین وجه از بانکها و تجارت، که از عمده ترین نمونه ها می باشد.
23 صفحه فایل Word
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 156 |
انگاره اولیه
اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که همه شایستۀ رسیدن به خوشبختی هستند. جوهر عزت نفس است.
قدرت این باور و این اطمینان به خویشتن در این حقیقت نهفته است که این چیزی بیش از یک داوری یا یک احساس است. این یک انگیزه دهنده است، الهام بخش رفتار است.
اما به سهم خود مستقیماً تحت تاثیر عمل ماست. سبب در هر دو سمت جاری است. چرخۀ بازخوردی پیوسته ای میان اعمال ما در دنیا و عزت نفس مان وجود دارد. میزان عزت نفس ما روی عمل و رفتارمان تاثیر می گذارد و طرز عملمان عزت نفس ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هر کسـی شایسته و
زییبندۀ خوشبختی است جوهر و عصارۀ عزت نفس است
اگر به ذهن و به قضاوتم اطمینان کنم، بیشتر در قالب یک موجود اندیشمند فرو رفته ام. وقتی به توانایی خود به اندیشیدن را صحه گذاشتم، وقتی آگاهی مناسب را به فعالیتهایم راه دادم ؛ زندگی بهتری پیدا می کنم. این اعتماد من به ذهنم را افزایش می دهد . اگر به ذهنم اعتماد نکنم، به احتمال بیشتری رفتار انفعالی پیدا می کنم، از آگاهی بیشتر از آنکه به آن نیاز دارم برخوردار می گردم و از پایداریم در برابر مشکلات زندگی کاسته می شود. وقتی اعمال من به نتایجی دردناک منتهی می شوند خود را محق احساس می کنم تا به ذهنم اعتماد نکنم.
با عزت نفس زیاد با احتمال بیشتری در برابر مشکلات می ایستم، اما شرایط کمی عزت نفس احتمال این که تسلیم شوم و یا از همه توان خود استفاده نکنم بیشتر می شود. با توجه به بررسیهای به عمل آمده اشخاصی که از عزت نفس بیشتر برخوردارند در مقایسه با اشخاص فاقد عزت نفس در برابر شداید زندگی و مشکلات مقاومت می کنند. هر کس مقاومت و مداومت داشته باشد، امکان موفقیتش بیشتر می شود. اگر استقامت کنم و پایداری نشان دهم، این احتمال وجود دارد که بیش از آن که شکست بخورم موفقی شوم. در غیر اینصورت امکان شکست خوردن از امکان موفق شدن فراتر می رود. در هر دو مورد برداشتی که از خود دارم تقویت می شود.
اگر به خود احترام بگذارم و بخواهم دیگران نیز با من رفتار محترمانه داشته باشند، علایمی از خود مخابره می کنم و به طرزی رفتار می کنم که احتمال واکنش مثبت و بجای دیگران را افزایش می دهم. وقتی این اتفاق می افتد، تقویت می شوم و باورهایم افزایش می یابد. اگر برای خودم احترامی قایل نباشم و در نتیجه بی احترامی را بپذیرم، اگر بد رفتاری و سلطه جویی و بدزبانی دیگران را قبول کنم و آن را امری طبیعی بپندارم؛ بی آن که متوجه باشم این را منتقل می سازم و در نتیجه بعضی ها با من به همان شکل رفتار می کنند. وقتی این اتفاق می افتد و من تسلیم آن می شوم، احترام به خود در من تضعیف می شود و از آنچه هست پایین تر می آید.
ارزش عزت نفس صرفاً در این نیست که به ما امکان می دهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی می دهد تا بهتر زندگی کنیم. به ما امکان می دهد با چالشهای زندگی بهتر روبرو شویم و از فرصتهای مطلوب بهره برداری بیشتری بکنیم.
تاثیر عزت نفس: ملاحظات کلی
میزان عزت نفس ما روی تمام جنبه های وجودی ما اثر می گذارد: طرز کارمان در کارگاه برخوردمان با مردم، اندازه پیشرفت و ترقی، میزان موفقیت ونیز در قلمرو شخصی این که ممکن است دل به چگونه شخصی ببندیم، چگونه با همسرمان ارتباط برقرار کنیم، چگونه با فرزندان و دوستانمان رفتار کنیم و به چه سطحی اط سعادت و خوشبختی خواهیم رسید.
همبستگی مثبتی میان عزت نفس سالم و بسیاری از ویژگیهای دیگری که روی موقعیت و خوشبختی ما تاثیر دارد، وجود دارد. عزت نفس سالم با رفتار عقلانی، واقع گرایی، فراست، خلاقیت، استقلال، انعطاف پذیری، توانایی قبول تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات و اطلاح آن ها، خیرخواهی و همکاری و تعاون، در ارتباط مستقیم است. اما عزت نفس کم با رفتار غیر عقلایی، بی توجهی به واقعیتها، نداشتن انعطاف، ترس از چیزهای بدیع و نا آشنا، سازگاری بیش از اندازه، یا رفتار به شدت کنترل کننده و ترس از دشمنی با دیگران رابطه دارد. در ادامه مطلب منطق این همبستگی را بررسی می کنیم. کاربرد عزت نفس برای بقاء سازگاری و موفقیت شخص کاملاً مسلم است. عزت نفس حامی زندگی و متعالی کننده آن است.
عزت نفس زیاد وسیله ای در خدمت دستیابی به هدف است. رسیدن به هدف نیز از سوی دیگر به میزان عزت نفس می افزاید. فقدان عزت نفس به ایمنی آنچه آشنا و تغییر نکردنی است بستگی دارد. و اگر به آنچه آشنا و دیرینه است دل ببندیم و از چیزهای نو و بدیع اجتناب کنیم، بر کمی عزت نفس خود می افزاییم.
هر چه عزت نفس ما محکم تر و بیشتر باشد برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و در کار و شغلمان بروز می کند آمادگی بیشتری داریم. سریعتر می توانیم در پی هر شکست و سقوط روی پایمان بایستیم، و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن داریم. (شمار قابل ملاحظه ای از کارفرمایان موفق در گذشتۀ خود، یکی، دوورشکستگی یا شکست را تجربه کرده اند اما این شکست توقف آن ها را موجب نشده است).
هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد بلند پرواز می شویم که این لزوماً به شغل و حرفه محدود نمی شود بلکه زمینه های احساسی، ذهنی، خلاقیت و معنویت را نیز در بر می گیرد، هر چه عزت نفس ما کمتر باشد میل و امید و آرزویمان نقصان می گیرد و احتمال موفقیتمان کاهش می یابد. هر دو جهت، خود تقویت کننده است.
هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد میل ابراز وجود بیشتر می شود و غنای درونمان را بیشتر به نمایش می گذارد و هر چه عزت نفس مان کمتر باشد میل بیشتری به اثبات خود داریم.
156 صفحه فایل Word
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 58 |
چکیده
سالهاست که متخصصان به دسته ای از اختلالات با عنوان اختلالات خاص یادگیری توجه می نمایند. ناتوانائیهای یادگیری شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شده است. این ناتوانی ها در زمینه های شنوایی، تفکر، زبان، خواندن و نوشتن، هجی و حساب نمایان می شوند.اگر معنی و مفهوم کلمات شنیده شده درک نشود با آفازیها مواجه شده ایم این اختلال انواع مختلفی دارد. عبارتند از: بروکا، ورنیکه، هدایتی، ایزوله شن مرکز سخن گفتن- آفازی حرکتی ترانس کورتیکال آفازی حس ترانس کورتیکال – کامل و مشکل از نامگذاری از علل مهم ایجاد آفازی ها می توان به عوامل محیطی – آموزش- تغذیه- بهداشت- تحریک حسی – تحریک زبانی- رشد اجتماعی- و عاطفی و علل روانی – فیزیولوژیکی – عوامل ژنتیکی – بیوشیمیایی – عوامل زایمان- تأخیر در رشد و نقصی جزئی در کار مغز اشاره کرد. برای درمان آفازی از دارودرمانی همراه با رفتار درمانی و مشاوره های خانوا ده استفاده می شود.
پایة مفهومی ناتوانیهای یادگیری
چندین سال است که کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری مورد توجه متخصصان بسیاری از رشته ها قرار گرفته اند، وسالیان درازی است که مدارس، موسسه ها، و سازمانهای گوناگون خدمات آموزشی، روانی و پزشکی در اختیار عقب مانده های ذهنی، و مبتلایان به ناراحتی های عاطفی و کودکان مبتلا به معلولیت های حسی قرار می دهند.
آموزش و پرورش بطور اخص، با سازمان دادن برنامه های گوناگون آموزشی برای کودکان معلول، درک دقیق تر کودکان مبتلا به معلولیت های ذهنی، جسمی، و عاطفی، سهم بسیاری داشته است. از جمله خدمات عمده آموزشی برای این عده می توان از مدارس ویژه، کلاس های ویژه معلولین بخصوص، و در این اواخر، از اطاقهای مرجع[1] نام برد.
از سالهای دهه 1960 کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری،کانون توجه مطالعات روانی و آموزشی بودند. ناتوانیهای یادگیری شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شده است. این بخش جدید بعنوان رشته ای که نامش معرف ویژگی های آن است، در خلال سالهای اولیه دهة 1960 پا به عرصه وجود گذارد. اصطلاح ناتوانیهای یادگیری، برای معرف گروه بخصوص از کودکان استثنایی بکار می آید که به ناتوانیهای یادگیری بخصوص دچارند. بدین ترتیب از این اصطلاح نمی توان برای دسته بندی کلیه کودکان مبتلا به مشکلات یادگیری بصورت عام بهره گرفت. چرا که اصطلاح یادشده مشکلاتی را که اساساً بواسطه معلولیت های دیگر در یادگیری پدید می آید در بر نمی گیرد. برای مثال ممکن است کودکانی که عقب مانده یا نابینایند در یادگیری دچار مشکل باشند، اما معلولیت اصلی این عده به ناتوانی در یادگیری ارتباطی ندارد.
مظاهر ناتوانی های یادگیری
اکثر ناتوانیهای یادگیری از طریق اختلالهایی در شنوایی ، تفکر، زبان، خواندن و نوشتن، هجی کردن، و حساب خود را می نماید. بهعبارت دیگر، جوهر اصلی مفهوم ناتوانیهای یادگیری در این زمینه جای دارد. اختلال های موجود در پیشرفت این مهارتها سبب می شود ابتدا نظر به کودک متوجه شود و در انتها مقدمات برنامه های جبرانی بعدی فراهم آید.
کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری در تمام زمینه های کندی پیشرفت ندارند برای مثال ممکن است کودکی در خواندن ناتوانی داشته باشد، اما در ریاضی خوب عمل کند. آزمونهای رسمی و غیررسمی کمکی است تا ضعفها و ناتوانیهای بخصوص کودک نمایان شود. آگاهی از توالی مهارتها در هر زمینة یادگیری نیز اجازه میدهد ناتوانی یادگیری با دقت و روشنی بیشتر به توصیف درآید.
ممکن است ناتوانی یادگیری در چارچوب زمینة بخصوص، از تحصیل، مثلاً خواندن، ظاهر شود. همچنین ضرورت دارد که مهارت های کسب شده و نیز نارسائیهای موجود در خواندن از قبیل حروف بیصدا، باصدا، و غیره شناسایی شود. همین نوع ارزشیابی در زبان، ریاضی و سایر زمینه های پیشرفت تحصیلی نیز لازم است.
مرحلة آخر در شناسایی ناتوانی یادگیری، به نوع توضیح مورد استفاده برای این ناتوانیها بستگی دارد. همانگونه که در آینده خواهیم گفت، فرد می تواند ناتوانی یادگیری را از دید مسائل مربوط به دستگاه عصبی، یا روانی، زبان، یا توضیح رفتاری ناتوانی یادگیری بنگرد. تحلیلی از ضعفها و توانایی های هریک از زمینه های تحصیلی این امکان را فراهم می آورد تا تعریف ناتوانی یادگیری بهتر درک شود. بیان صرف پایة ناتوانی در خواندن، بهره هوشی، و غیره برای تشریح هر ناتوانی یادگیری بخصوص کافی نیست.
فهرست موضوعات
چکیده
پایة مفهومی ناتوانائیهای یادگیری
مظاهر توانائیهای یادگیری
فهم
معنی چیست؟
علل بروز اختلالات یادگیری
تکرار
بازشناسی
تقسیم بندی آفازیها
آفازی بروکا
تولید گفتار
آفازی ورتیکه
آفازی هدایتی
اختلالات تکلمی که اشکال در تکرار کلمات ندارند
آفازی های ترانس کورتیکال حسی و حرکتی
آفازی نامگذاری
آفازی های کلی
درمان
فهرست منابع
58 صفحه فایل Word
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
دوران نوجوانی هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین، از قدیم ، دورانی دشوارتر از سالهای کودکی قلمداد شده است. 300 سال پیش از تولد مسیح ، ارسطو چنین اظهار داشت که نوجوانان « پرشور و آتشی مزاجند و آماده اند که خود را به دست غرایز بسپارند.
در اوایل قرن حاضر ج. استانلی هال، موسس انجمن روانشناسی آمریکا و پدر مطالعه علمی درباره نوجوانی، این دوران را با قدری احساسات توصیف کرد. و آن را دوران « طوفان و تنش شدید» و نیز دوران توانایی فوق العاده جسمانی ، عقلی و عاطفی می دانست. درست در زمانی که نوجوان با سرعت بی سابقه ای بلوغ جسمانی را می گذراند ، اجتماع از او می خواهد که مستقل باشد، روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغییر دهد و سازگاری جنسی و آمادگی شغلی داشته باشد. نوجوانان علاوه بر کنار آمدن با همه این تغییرات رشدی باید بکوشند تا هویتی برای خود کسب کنند – پاسخی شخصی برای این سوال قدیمی بیابند که « من کیستم ؟»
آغاز بلوغ
واژه بلوغ به اولین مرحله نوجوانی اطلاق می شود ، یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود. واضحتر بگوییم ، بلوغ با ازدیاد هورمونها و تظاهرات آن آغاز می شود، مانند بزرگ شدن تدریجی تخمدنها در زن و بیضه ها در مرد. ولی از آنجا که این تغییرات غالبا غیر قابل دیدن است، شروع نوجوانی غالبا با رشد موهای زهاری، بزرگ شدن پستانها در دخترها و بزرگ شدن آلت و بیضه ها در مردها مشخص می شود. بلوغ جنسی غالبا با « رشد سریع » قد و وزن همراه است. که معمولا چهار سال ادامه دارد.
در تحقیقات اولیه تصور بر این بود که زنان صرفا هورمونهای جنسی زنانه و مردان فقط هورمونهای جنسی مردانه ایجاد می کنند، ولی در واقع در این میان تداخلی وجود دارد وهورمونهای هر دو جنس در مرد و زن هر دو موجود است. تفاوتهای هورمونی بین دو جنس بر مبنای وجود این یا آن هورمون نیست ، بلکه از نسبت موجود میان هورمونهای زنانه و مردانه در بدن ناشی می شود. هر قدر که بلوغ نزدیکتر می شود ، نسبت سطح استروژن به تستوسترون در دخترها زیاد و در پسرها کم می شود.
جهش نموی نوجوانی جهش نموی به میزان ازدیاد سریع قد و وزن که با بلوغ جنسی توام است اطلاق می شود. این افزایش از لحاظ شدت، مدت و سن شروع از کودکی به کودک دیگر فرق می کند. در هر دو جنس جهش نموی نوجوانان حدود چهار سال و نیم به طول می انجامد ( قاوست ، 1977، مارشال ، 1978 ). اوج رشد در پسر به طور متوسط در سن 13 سالگی است، اوج رشد دختران دو سال جلوتر و در سن 11 سالگی است. در پسر و دختر ، تغییر در قد و وزن با تغییر در تناسب بدن همراه است. ابتدا سر، پنجه های دست و پا و به اندازه بزرگسالان می رسد. دست و پا سریعتر از تنه رشد می کند. و تنه بعد از همه اینها کامل می شود.
تفاوتهای جنسیتی در شکل بدن نیز در دوران اولیه نوجوانی بیشتر می شود. هرچند که حتی در دوران کودکی کفل دخترها پهن تر از کفل پسر هاست با شروع دوران بلوغ این تفاوت بیشتر می شود. بر عکس ، استخوان پسرها کلفت تر و بزرگتر می شود، بافت عضلانیشان بیشتر و شانه ها هم پهن تر می شود. تا حدودی به همین دلیل پسرها قوی تر از دخترها می شوند و این قوی بودن را بعدها هم حفظ می کنند ( به خصوص در قسمت بالایی بدن ). از علتهای دیگر قویتر بودن مردها با در نظر گرفتن جثه اشان این است که قلب و ریه آنان بزرگتر از قلب و ریه زنان است ، در مقایسه با زنان دارای فشار خون سیستولی بالاتری هستند.
رشد جنسی
بلوغ در پسرها و دخترها
هر چند که احتمالا نوجوانان از لحاظ گذراندن توالی مراحلی که منجر به بلوغ جسمانی و جنسی می شود با هم تفاوت دارند و این تفاوتها کاملابه هنجار هم هست، معمولا پسران به ترتیب زیر این مراحل را می گذرانند:
35 صفحه فایل Word
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
مقدمه:
اگرچه حرفه مشاوره زمینه نسبتا جدیدی است که هنوز در مراحل رشد خود قرار دارد تاثیر کلی آن بر جامعه با سرعتی شگرف در حال افزایش است. تعداد روزافزونی از افراد جهت یاری جستن از مشاوران در مورد برطرف کردن مشکلات غیر قابل تحمل زندگی روزمره شامل: بیکاری ، مشکلات خانوادگی و زناشویی ، عدم اعتماد به نفس، ناتوانی در تصمیم گیریها، مشکلات آموزشی ، مشکلات مربوط به برقراری و تداوم نیروی انسانی و مشکلات متعدد دیگر به مشاوران مراجعه می کنند. بنابراین هیچگاه حرفه مشاوره در چنین سرزندگی و توسعه ای قرار نداشته است.
در عین حال جوان بودن حرفه مشاوره بدین معنی است که سازمان آن همچنان در حال تغییر است. بنابراین اهداف و نیات اساسی و نقش مشاوره را در اجتماعمان بار دیگر باید تعریف و تعیین کرد. حتی در تعریف مشاوره انسان با این حقیقت برخورد می کند که محققان نویسندگان مشاوره از زوایای گوناگونی مشاوره را می بیند. این تفاوت نه تنها دیدگاها و فلسفه های متفاوت دست اندر کاران مشاوره است، بلکه همچنین از تغییرات تاریخی یابه عبارت کلی تری از درک کلی تری از مشاوره و زمان تاثیر می پذیرد.
نظریه ها و روش های مشاوره :
1- مشاوره بر پایه روانکاوی :
زیگموند فروید که بسیاری وی را نابغه ای در روان درمانی می دانند در زمینه نظریه مشاوره بر پایه روانکاوی پنج دهه تحقیق پژوهش نمود. اصول اساسی روانکاوی او بر مطالعه بالینی تک تک بیماران مبتنی بود که آنان را درمان می کرد. نظریه روانکاوی خود از نظریه های دیگر تشکیل یافته است که عبارتند از : رشد و سازماندهی ذهن ، سائق های غریزی ، تاثیرات محیط خارح، اهمیت خانواده و نگرش جامعه.
با آنکه در نظریه روانکاوی از بعضی از بعضی جهات اصلاحاتی صورت گرفته ، مفاهیم بنیادین این نظریه همچنان به قوت خود باقی است. این .اقعیت که تقریباً همه نظریه های مشاوره بر پایه برخی از اصول عمده روانکاوی شکل گرفته اند، نشانگر اهمیت و ماندگاری نظریه روانکاوی است.
جهت آشنایی با نظریه مشاوره فروید که بر پایه روانکاوی می باشد می بایست با مفاهیمی که او درباره شخصیت ارائه می دهد آشنا شد. پس ناگزیر به مفهوم سرشت انسان از دید فروید می پردازم وسپس نظریه مشاوره را مورد بررسی قرار می دهم.
سرشت انسان :
مفهوم سرشت انسان در نظریه روانکاوی بر پایه علیت گرایی روانی و فرآیندهای ذهنی ناهشیار استوار است. علیت گرایی روانی تلویحاً به این معناست که حیات روانی تجلی پیوسته روابطی است که برا ی آنها علتی را می توان سراغ گرفت. فرآیند های ذهنی همان عوامل علی در طبیعت رفتار انسانی هستند. فعالیت روانی و حتی فعالیت جسمی را می توان زیر سطح هشیار حفظ کرد. تحلیل بر اساس علیت گرایی روانی شالوده مشاوره با استفاده از شیوه روانکاوی است. مشاوره ای که به پالایش ذهن می انجامد دست آخر از راه هایی به رویاییبا ذهن ناهشیار منتهای می شود. و در نتیجه بهبود در یادگیری و شناخت و نیز تسریع رشد ذهنی و پرورش مهارت های سازگاری حادث می شود.
فروید اساساً انسان را موجودی شریر و قربانی غرایزش می پنداشت که باید با نیروهای اجتماعی به سازگاری و تعادل می رسید. تا از این رهگذر ساختاری پدید آید که در آن رفتار انسانی به مضه ظهور برسد برای رسیدن به این تعادل انسانها نیازمند شناخت عمیق نیروهایی هستند که آنان را به عمل ترغیب می کند. به اعتقاد فروید انسان ارگانیسمی دارای انرژی است و انرژی روانی او بین نهاد، خود و فراخود تقسیم می شود. رخداد روانی جنسی که در خلال پنج سال نخست زندگی فرد صورت می گیرد در رشد شخصیت او در بزرگسالی از اهمیت زیادی برخوردارند.
37 صفحه فایل Word