فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

دانلود تحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص

دانلود مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص تحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص مقاله مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص
دسته بندی برق
فرمت فایل zip
حجم فایل 14 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 11
دانلود تحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 11 صفحه

مبدلهای آنالوگ به دیجیتال مقدمه : ازسال 1960 با توجه به توسعه نیمه هادی ها ، پردازش اطلاعات به صورت دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا کرد و ساخت و استفاده از مدارهای آنالوگ روبه افول گذاشت .
با پیدایش میکروپروسسورها انقلابی در زمینه پردازش دیجیتال به وقوع پیوست که تا ده سال پیش از آن حتی قابل تصور نبود .
تقریباََ تمام اطلاعات مورد پردازش پارامترهای فیزیکی ای هستند که در اصل ماهیت آنالوگ دارند ، مانند : فشار، دما ، سرعت ، شتاب ، شدت نور ، .
.
.
بنابراین درهرمورد این اطلاعات آنالوگ با استفاده از مبدلهایADC به معادل دیجیتالشان تبدیل شوند .
تبدیل آنالوگ به دیجیتال در سیستم های پردازش سیگنال : بطور کلی فرایند تبدیلA/D یک سیگنال آنالوگ نمونه برداری شده و نگهداشته شده را به یک کلمه دیجیتال که نماینده سیگنال آنالوگ است تبدیل می کند .
تاکنون چندین مبدل آنالوگ به دیجیتال ساخته شده که هریک مشخصات مربوط به خود را دارند .
مهمترین این مشخصات عبارتند از : سرعت ، صحت ، هزینه .
قبل از هر چیز باید متذکر شویم که عمل تبدیل آنالوگ به دیجیتال احتیاج به صرف زمان بیشتری از تاخیر مبدلهای D/A دارد ؛ تا وقتی که تمامی بیتهای مقدار دیجیتال به دست نیامده اند ، مقدار آنالوگ (ورودی ) نباید تغییر کند .
ولی ، می دانیم که تغییرمی کند ؛ چاره این است که در فواصل زمانی معین نمونه هایی از دامنه سیگنال آنالوگ بگیریم و بدون تغییر ذخیره نماییم و پس از ارزیابی کامل نمونه را حذف و نمونه جدیدی را تهیه و ذخیره کنیم .
این عمل توسط مداری به نام مدار نمونه گیر و نگهدارنده 1(S/H) انجام می گیرد .
این مقدار باید قبل از مبدلهای A/D در مدار قرارگیرد .
شکل یک صورت نمایشی از یک مدار S/H را نشان می دهد .
عمل نمونه گیری و نگهداری (S/H) معمولاً به وسیله یک سوئیچ برای نمونه برداری و یک خازن برای نگهداری و یک ‚‚ میانگیر،، برای جلوگیری از تخلیه خازن انجام می شود .
به این ترتیب که سوئیچ S1 در لحظه خاصی بسته می شود و خازن C را در زمان کوتاهی به وسیله سیگنال آنالوگ شارژ می کند .
این زمان به قدری کوتاه است که در طول آن دامنه سیگنال آنالوگ تغییر چندانی نمی کند .
وقتی سوئیچ 1S باز می شود .
خازن به موازات خود امپدانس بزرگی می بیند و لذا نمی تواند تخلیه شود .
ضمناً ، در طرف دیگر خازن نیز میانگیر به کار گرفته شده است که با امپدانس ورودی زیاد خود مانع تخلیه خازن از آن طرف می شود .
در صورتی که خازن به وسیله سیگنال نمونه ورودی شارژ کامل شود (ولتاژ آن به اندازه دامنه نمونه باشد ) ، سیگنال نمونه جدید (کمتر یا بیشتر از قبلی) دو باره آن را به اندازه جدید تغییر می دهد .
ولی ، اگر عرض بالس آنقدر کم باشد و یا خاذن جمع آنقدر بزرگ باشد که فرصت شارژ کامل بدست نیاید (عرض پالس کمتر از T ) ، ولتاژ جدید روی ولتاژ قبلی در خازن جمع و ذخیره می شود ، که در نهایت این ولتاژ بستگی به ولتاژ قبلی خواهد داشت .
در چنین حالتی ، باید سوئیچ 2S را به خازن اضافه کنیم تا پس از خاتمه تبدیل و قبل از نمونه برداری بعدی ، با اتصال کوتاه کردن خازن باعث تخلیه آن شود .
این مدار را می توان به صورت جزء به جزء ساخت ،


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

دانلود تحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص

دانلود مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص تحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص مقاله مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص
دسته بندی حقوق
فرمت فایل zip
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22
دانلود تحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 22 صفحه

مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان فریبا علاسوند تناسب بین حق و تکلیف وقتی درباره نظام حق و نظام تکلیف بحث می‏شود، مراد از حق، حق واجب است؛ یعنی هر انسانی حقوقی دارد که عقل و شرع او را برای پیگیری و استیفای آن‏ها محق می‏دانند؛ به گونه‏ای که اگر «من علیه الحق» کوتاهی کند، امکان اقامه دعوی برای شخص بوده و می‏تواند با استفاده از مجاری قانونی، حق خود را بستاند.
در برابر این حق نیز تکالیف الزامی وجود دارند که هر انسانی ملزم به رعایت آن‏ها است.
واضح است که هر تکلیفی، مبتنی بر توانایی انجام آن است و عقل و شرع، درباره محال بودن تکلیف غیرمقدور، با یکدیگر موافقند.
مهم این است که دایره توانایی هر انسانی، گسترده‏تر از دایره تکالیف الزامی برعهده او است.
از این رو، در این بحث، دو محور را می‏توان دنبال کرد: • اول آن که بین حقوق و تکالیف موجود، تناسب لازم باشد.
• دوم آن که برای انسانی که دایره توانایی‏اشگسترده تر از دایره تکالیف الزامی او است نیز فکری بشود.
محور اول رعایت تناسب بین حقوق و تکالیف این مطلب، در قرآن کریم، به عنوان یک اصل کلی، بارها تکرار شده است و درباره زنان، گویاترین آیات، آیه کریمه ذیل است: ولهن مثل الّذی علیهن بالمعروف[1] بقره، آیه 228(البته بعضی از علما این آیه را ناظر به تساوی در حقوق و مزایای انسانی بین زن و مرد می‏دانند.
«المرأْ و کرامتها فی القرآن» از آیت الله معرفت.
) برای زنان، همان اندازه که تکلیف برعهده آنان است، حقوقی هست.
«لَهُنَّ» یعنی آن چه به نفع زنان است.
تعبیر «لَهُ» در این جا به معنای حق است همان گونه که «علیهن» به آن چه برای زنان، لازم الرعایه است، یعنی تکالیف، ترجمه می‏شود.
تأکید قرآن بر این نکته است که تکالیف و حقوق زن، مثل یکدیگرند؛ یعنی آن قدر با یکدیگر تناسب دارند که مانند هم به حساب می‏آیند؛ اما در واگذاری حقوق و تکالیف و تناسب بین آن‏ها رعایت معروف شده است.
علامه طباطبائی، معروف را به آن چه متناسب با قواعد دینی، اصول عقلانی و زیبایی‏های عرفی است، ترجمه کرده‏اند.
به بیان دیگر، اگر کسی در منظومه حق و تکلیف زنان، به عنوان پیکره‏ای واحد و نظام‏مند بنگرد، آن‏ها را مقتضای خرد می‏شمرد، در عین آن که عرف اصیل زمانه را نیز منطبق و هماهنگ با آن‏ها خواهد یافت؛ یعنی این منظومه، به گونه‏ای پی‏ریزی شده که تطورات و تغییرات فرهنگ‏ها، آداب‏ و.
.
.
در هر شرایطی می‏توانند خود را با آن‏ها هماهنگ سازند و برنامه‏ای بهتر و جامع‏تر از آن نخواهند یافت که همان نیازها را این گونه پاسخ دهد و استعدادها را به بار بنشاند.
[2] البته امروز بسیاری از عرف‏ها تحت تأثیر خواسته‏های غیرانسانی قدرت‏های بزرگ و به کمک نظام ‏های رسانه‏ای پیش رفته ساخته می‏شوند و یا جهت عوض میکنند.
بنابر این، ما عرف را مقید به قید اصیل کرده‏ایم تا شامل عادات و برنامه‏هایی شود که در یک سیر طبیعی به وجود می‏آیند و در گذر زمان، تغییراتی را می‏پذیرند.
از سوی دیگر، تکالیفی که بر عهده زن است، در وهله نخست، تکالیفی هستند که به عنوان یک انسان، بر عهده او است؛ یعنی تکالیفی که در آن‏ها بین او و مرد تفاوتی نیست، مجموعه وظایفی که در برابر خدا، خود، مردم و طبیعت پیرامون خویش دارد.
منابع د


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

دانلود تحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص

دانلود مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص تحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص مقاله مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص
دسته بندی حقوق
فرمت فایل zip
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 18
دانلود تحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 18 صفحه

مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده همکاری پلیس و گمرک مقدمه پلیس و گمرک با در نظر گرفتن اصول جنبش های آزادانه فردی، همکاریهای قضایی و بی طرفانة خود را ارتقاء بخشیده اند تا این اطمینان حاصل شود که لغو موانع و بررسی های مرزی و سرحدی برابر با جرایم در حال افزایش می باشند.
از این رو برخی اصطلاحات از جمله « تدابیر جبرانی » اتخاذ شده اند.
به علاوه، جهانی شدن و گسترش پدیده هایی همچون قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، کشورهای عضو1، را به جستجوی راه کارهای معمول، جهت تقویت عملیات نظامی مشترک و اقدامات ملی، سوق داده است.
معاهدة آمستردام2، که در اول مِی سال 1999، قابل اجرا گشت، بر اصول و معیارهایی جهت ممانعت از جرایم سازماندهی شده تأکید می ورزید.
اما فصل جدید VI ( پلیس و همکاریهای قضایی در جرایم) از قرارداد اتحادیه، در عملکردهای انحصاری دولتی، در معاهدة ماستریخت3 در سال 1993 وضع گردیده است.
همچنین طرح اقامه دعوی4 توسط شوراء مورد پذیرش قرار گرفت و کمیسیون در ماه دسامبر 1998، معیارهای متفاوتی را تعیین کرده که در مدت کوتاهی حدود ( 2 سال)یا متوسط حدود (5 سال ) پذیرفته شده تا محدودة آزادی، امنیت و عدالت را مشخص و بنا نهد، که از جملة آنها شامل توسعه و پیشرفت پلیس اروپا1 و به خصوص مرتبط با اختیارات قضایی کشورهای عضو و تشکیل یا الحاق شینگن در ارتباط با همکاریهای پلیس و گمرک و ساماندهی مجموعه ای از داده ها و اطلاعات، مربوط به جرایم درون و بیرون مرزی می باشد.
شورای اروپایی تمپر2 در ( 15 و 16 اُکتبر 1999 ) مسائل مربوط به جلوگیری از جرایم، افزیاش همکاریها در خصوص مبارزه علیه جرایم و عملیات تخصصی در مقابله با پول شویی را نیز مورد توجه و ملاحظه قرار داده است.
همـکاری پلیس همکاریهای رسمی ما بین، کشورهای عضو در سال 1976 با پایه گذاری طرفین قرارداد معروف به گروه تِروی3 آغاز شد که به خصوص بر روی مسئله تروریسم و پرسشهای مربوط به سازمان های پلیسی باالاخص در تربیت و هدایت ویژة آنها، متمرکز گشته است.
در سال 1989، چهار گروه از آنها وجود داشتند که با مسائل مربوط به تروریسم، همکاری پلیس، جرایم سازماندهی شده و جنبشهای آزادنة شخصی سر و کار داشته و با گروه کارمندان ارشد در ارتباط بوده و مسئول آماده سازی، جهت تصمیمات اتخاذ شده توسط شورا بودند.
این سیستم پیشگام ساختار درون دولتی است که بر پایه معاهدة ماسریخت و توافقات یا پیمان های شینگن بوده، بنا نهاده شده اند.
در 1995، بر مبنای توافقات و تنظیمات شینگین، یک افسر رابط در هر یک از کشورهای صاحب امضاء جهت تطابق و تبادل اطلاعات مربوط به تروریسم و مواد مخدر و جرایم سازماندهی شده و مهاجرتهای غیرقانونی وجود داشته است.
طبق قانون پیگریهای برون مرزی این افسران پلیس می توانند متهم را در کشورهای عضو دیگر مورد پیگرد قرار دهند.
گرچه این قانون از کشوری به کشور دیگر به طور متفاوت به کار برده می شود.
واحدهای متغیر گاهی اوقات متشکل از افسرانی از ملیتهای مختلف می باشند که بازجویی های سرتاسر کشور را اداره و اجرا می نمایند.
معاهده ماستریخت شامل یک سِری از مواد و امور مربوطه، به منافعی بوده که در آن همکاری در مورد تروریسم، مواد مخدر، و دیگر اشکال جرایم بین المللی، مورد تحسین قر


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

خانواده های بی سرپرست

پدیده بی سرپرستی عمری طولانی و به درازی طول سالیان خلقت دارد گروهها و جماعات آدمی در دسته های کوچک و بزرگ در کوهها ، دشتها ، جنگلها و در حواشی رودخانه دائماً در معرض آسیب و هجوم کنترل شده طبیعت اطراف قرار داشت سیل ، زلزله ، حملات وحوش و تهاجم گروههای متجاوز پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود و ایجاد بی سرپرستی ، سالیانی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 103
خانواده های بی سرپرست

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

پدیده بی سرپرستی عمری طولانی و به درازی طول سالیان خلقت دارد گروهها و جماعات آدمی در دسته های کوچک و بزرگ در کوهها ، دشتها ، جنگلها و در حواشی رودخانه دائماً در معرض آسیب و هجوم کنترل شده طبیعت اطراف قرار داشت سیل ، زلزله ، حملات وحوش و تهاجم گروههای متجاوز پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود و ایجاد بی سرپرستی ، سالیانی پس از آن اگرچه در راستای رشد تمدن انسان ، اجتماعات و ضایعات طبیعی کاهش پیداکرده ابزار و عوامل نابود کننده در دست و کنترل زور مداران قرار گرفته و دامنه آن وسعت یافته به طوری که جبران آن تا نسلها میسر نگردید.آسیبهای ناشی از جنگلهای قوم و قبیله ای از محدوده خرابیها و سیل و زلزله گذشت و ویرانیهای مغول و بربر ، نابودی مردان و کنیزی و غلامی و زنان و کودکان را به دنبال آورد.پس از مرگ قرون وسطی و زایش نسل رنسانس شکل ضایعات انسانی نیز دگرگون شد چرا که صاحبان قدرت باید ابزاری برای مهار انسان آزاده می یافتند.جنگلهای اول و دوم ضربه مهلکی بر پیکره جامعه بشری بود که ویرانی و سرگردانی و بی سرپرستی فراوانی در پی داشت اگر چه امروز دامنه و وسعت جنگها از جهان کاسته است لیکن شیفتگان و تشنگان قدرت به اشاعه انحراف و کجروی هایی پرداختند جنگ بی پایانی آغاز گشت و با ما اشاعه و اعتیاد و فحشاء در یک کلام ، نابودی ارزشهای اخلاقی و به صدا درآمدن مرگ در جهان- مهلک ترین ضربه ها بر ارکان مقدس خانواده وارد شد که موجب متلاشی شدن پایه های استوار خانواده و در نتیجه بی سرپرستی و در نتیجه بی سرپرستی و بی پناهی گردید.و این قصه همچنان استمرار می یابد و انسان سرگشته هر روز در جستجوی ایده آلها دست به دامان هیپیسم ، بیتلیسم ، پانکیم و... می زند و اینها همه فریاد نسلی است که اساس و بنیان خانواده را حریم امنی برای خواسته ها و نیازهای فطری خویش نمی یابد.

در سده های گذشته در جامعه ما توجه به اعتقادات و باورهای اسلامی مردم با پدیده ی بی سرپرستی و فرزندان بی سرپرست به شکل مطلوب و طبیعی آن که همانا حمایت و نگهداری از اینان در خانواده بود برخوردار می کرده است.اما به مرور زمان با رسوخ فرهنگ غرب در جامعه وظهور پدیده شهر نشینی مهاجرت روستاییان به شهرها ، تغییر شغل و تبدیل خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای گرایش جامعه به صنعتی شدن ، غرب زدگی ، نمایش های انسان دوستانه ، رژیم سابق ، حاشیه نشینی ، اشاعه فساد و فحشا و هرزگی و بی بند و باری و در نتیجه فراموش شدن ارزشها و اخلاق والای اسلامی ، بندهای عاطفی و پیوندهای انسانی در بسیاری از خانواده ها گسسته شد و نهایتاً بسیاری از اطفال بی گناه و معدوم در جامعه بلاتکلیف و بی سرپرست باقی ماندند.

بیان مسئله

پدیده از دست دادن مرد به عنوان سرپرست و نان آور خانواده عمری طولانی و به درازای سالیان خلقت دارد.گروهها و جماعات آدمی ، در دسته های کوچک و بزرگ درکوهها ، دشتها ، جنگل ها و در حواشی رودخانه ها در معرض آسیب و هجوم کنترل نشده طبیعت اطراف قرار داشتند.سیل ، زلزله و تهاجم گروههای متخاصم پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود.سالیان دراز پس از آنکه اگر چه در راستای رشد تمدن انسانی تهاجمات و ضایعات طبیعی کاهش یافت ، لیکن عوامل دیگری جایگزین گشت که منجر به بی سرپرست شدن خانواده ها گشت از جمله این عوامل می توان به طلاق ، یا متارکه ، ناپدید شدن والدین و... اشاره کرد.مجموعه این عوامل سبب نابسامانی خانواده و محرومیت و آسیب پذیری این قشر از جامعه می گردد.در قوانین مدنی از این قشر تحت عنوان بی سرپرست یاد می شود و در واقع به علت نظام مرد سالاری که بر کشور حاکم است خانواده ای را که فاقد مرد است بی سرپرست می خوانند ، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.هنگامی که خانواده ای به هر علتی سرپرست مرد را از دست می دهد این زن است که سرپرستی خود و یا فرزندانی دارد و زن در غیاب همسرش نقش دو گانه ای را در خانواده ایفا می کند.او از یک طرف مادر است و وظایف مادری را داد و از طرف دیگر باید نقش پدر را نیز در خانواده ایفا نماید.

در روابط اجتماعی در جامعه ما ، نظام مرد سالاری حاکم است بنابراین اولین تاثیری که عدم وجود سرپرست مرد در خانواده می گذارد ، این است که روابط اجتماعی خانواده فاقد سرپرست مرد دچار اختلال می شود و ارتباطات اجتماعی آنها محدود می گردد چنین خانواده هایی از لحاظ روحی و روانی و مسائل عاطفی دچارمشکل می شوند.یعنی احساس می کنند که پناهگاه مطمئن و قابل اطمینانی ندارند این مسئله در بسیاری از تحرکات فردی و اجتماعی خانواده های به اصطلاح بی سرپرست (خود سرپرست) اثر نامطلوب می گذارد.

مشکل دیگر دغدغه ها و دل نگرانی های تامین معاشاست که زنان بی سرپرست (خود سرپرست) دچار آن می شوند اگر زن بخواهد شاغل باشد با مشکل مواجه می شود.مشکلات اشتغال زنان در شهرهای کوچک ، بیش از شهرهای بزرگ است چون بیشتر زنان جذب مشاغل خدماتی و اداری می شوند و این مشاغل در شهرهای کوچک زمینه ندارند از طرفی به دلیل درگیر بودن زنان فاقد سرپرست رد با مشکلات روزمره ، آینده نگری و برنامه ریزی و سرمایه گذاری مادی و معنوی برای آینده در این خانواده کمتر به چشم می خورد به خاطر نیازهای اقتصادی و عدم تمکین مالی ، دختران این خانواده ها در سنین پایین ازدواج می کنند پسران هم زودتر از موعد روانه بازار کار می شوند و معمولاً نمی توانند تحصیلات بالایی داشته باشند.

با از دست دادن سرپرست ، مادر خانواده بار مسائل اقتصادی خانواده را به دوش می گیرد.

لذا از تربیت فرزندان و انجام وظایف مادرانه باز می ماند.این واقعیت در خانواده هایی که مادر خانواده میان سال یا جوان است و بچه ها سن کمی دارند ، دارای اثرات آسیبی بیشتری است.در این خانواده ها به دلیل کار و فشار روانی ، مادر دچار پیری زودرس و بیماریهای جسمی می شود و فرزندان از تربیت ناقصی برخوردار می شوند که این امر در شخصیت فردی اجتماعی آینده آنها تاثیرمنفی می گذارد.معضل دیگر مهاجرت خانواده هایی است که سرپرست مرد خود را از دست داده اند چنین خانواده هایی به خاطر مسائل اقتصادی از مرکز شهر به حاشیه شهر نقل مکان می کنند و در حاشیه شهرها در معرض انواع و اقسام دامهای اجتماعی نظیر فساد و اعتیاد و بزهکاری قرار می گیرند و یا مورد سو استفاده افراد سودجو واقع می شوند.

در حال حاضر در کشور ایران دو نهاد از کودکان و زنانی که فاقد سرپرست هستند حمایت می کنند.سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) و البته تعداد زیادی از خانواده هایی که دارای سرپرست زن هستند از طرف هیچ نهادی حمایت نمی شوند.

قوانین مربوط به حمایت از این خانواده ها دارای ضعف های بسیاری است و یا علت عدم بودجه اجرا نمی شود.اینکه خدمات سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) تا چه حد پاسخگوی نیازهای آنان است قابل بحث و بررسی است.

موضوع پژوهش :

موضوع پژوهش عبارت از : بررسی مشکلات زنان سرپرست خانوار در منطقه 4 تهران.

انگیزه انتخاب موضوع :

ارتباط نزدیک باخانواده زن سرپرست و درک مشکلات چنین خانواده هایی.

اهداف تحقیق :

1-شناخت و بررسی مسائل و مشکلات زنان سرپرست خانوار و نحوه زندگی آنها از جهات مختلف.

2-بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی این خانواده ها.

3-بررسی مشکلات عاطفی فرزندان محروم از پدر.

4-بررسی وتحقیق در زمینه مشکلات و فرزندان خانواده های زن سرپرست.

فرضیه های تحقیق :

1-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار در رابطه با سرپرستی فرزندان با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه و رابطه وجود دارد.

2-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج برده که اثرات آن حتی در بزرگسالی و در زندگی مستقل فرزندان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.

3-به نظر می رسد فرزندان محروم از پدر از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج می برند و اثرات آن حتی در بزرگسالی و زندگی مستقل آنان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.

تعریف مفاهیم

سرپرست خانوار

به فردی گفته می شود که مسئولیت تامین هزینه زندگی و امور معنوی خانوار به عهده اوست.

بی سرپرستی چیست؟

تعریف هایی که درباره پدیده های بی سرپرستی در ادبیات ملل مختلف به عمل آمده است در بیشترین موارد همراه بانبودن پدر در خانواده به هر دلیل.در ادبیات اروپایی و آمریکایی مفهوم بی سرپرستی مترادف است با father «یتیم».

بنابراین تعمیم تاثیری که فقدان پدر از محیط خانه بر روی افراد خانواده به جای می گذارد برای خانه ها و خانواده های دیگر مشابه با آن به ظاهر آسان به نظر می رسد.

خانواده های بی سرپرست

خانواده بی سرپرست خانواده ای است که نان آور، حامی و سرپرست خود را به عللی چون ، فوت ، از کار افتادگی ، طلاق ، فرار ، جدایی یا زندان ، معلولیت ، بیماری از دست داده و اطفال نوجوانان و جوانان ، مادر خانواده بدون استفاده از منابع کمکی جامعه در تامین نیازمندی های اساسی دار گرفتاری شده اند یا بشوند.خانواده های بی سرپرست که معمولاً از طرف زندان ها ، بیمارستان ها ، کانون های معلولین معرفی می شوند و یا سرپرستان خانواده ها در تصادفات دسته جمعی مانند ریزش معادن ، یا حوادث طبیعی چون سیل ، طوفان و زلزله و یا تصادفات وسایل نقلیه از بین می روند و یا به صورت دیگر در شهرها مشاهده می گردند شناسایی می شوند.

در این گونه خانواده ها تعادل خانواده به دلایلی که ذکر شد به هم می ریزد و مسائل و مشکلات گوناگونی چون مسائل اقتصادی ، آموزشی و فرهنگی ، رفتاری ، اجتماعی برای دیگر افراد خانواده آشکار می شود.

خانوار

مرکز آمار ایران خانوار را مرکب از چند نفری که در یک اقامتگاه زندگی می کنند با یکدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا می خورند.فردی که به تنهایی زندگی می کند نیز یک خانوار تلقی می شود.

زنان سرپرست خانوار

زنانی هستند که به علت عدم حضور پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی و نگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی ونگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر بوده و سرپرست خانوار محسوب می شوند.خانواده هایی را که مادر سرپرستی را به عهده دارد اصطلاحاً خانواده های زن سرپرست می نامند.

زنان سرپرست خانوار

زنان سرپرست خانوار علاوه بر مشکلات اقتصادی به جهت مسائل عاطفی نیز در شرایطی قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضا در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند.

بر اساس اعلام مرکز امور زنان و خانواده ، در حال حاضر یک میلیون و 650 هزار زن سرپرست خانوار درکشور زندگی می کنند که 845 هزار نفر آنان تحت پوشش کمیته امداد و 147 هزار نفر دیگر تحت پوشش بهزیستی هستند.از سوی دیگر و بر اساس گزارش همین مرکز ، به طور متوسط سالانه 60 هزار نفر به تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزوده می شود.متاسفانه خانواده های تک سرپرست که زنان عهده دار مسئولیت هستند در وضعیت خوبی به سر نمی برند و همواره در تامین هزینه های زندگی با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه می شوند و حمایتهای نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و سازمان بهزیستی ، هرچند آب باریکه ای برای گذران امورات زندگی است اما نمی تواند مشکل گشای این خانوادهها باشد.

به گفته زهرا طبیب زاده ، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور زنان و خانواده ، در سال گذشته 50 هزار زن سرپرست خانواده پشت نوبت بهزیستی برای تحت پوشش قرار گرفتن بوده اند که با بودجه ای که امسال از طریق مجلس شورای اسلامی به سازمان تخصیص یافت تمام این زنان تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند.

زنان سرپرست خانوار علاوه بر اینکه با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، به جهت مسائل عاطفی و روانی نیز در شرایط قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضاً در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند و همین مسائل باعث می شود با بحرانهای روحی و روانی مواجه شوند که می تواند سلامت این قبیل خانواده را دچار مخاطره سازد.فرید براتی سده ، مدیر کل دفتر امور زنان سازمنان بهزیستی از تحت پوشش قرار دادن 35 هزار زن سرپرست خانوار پشت نوبت در سال جاری خبر می دهد و می افزاید : امسال بر اساس برنامه ریزی های انجام شده 35 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش قرار گرفته و از خدمات و مستمری بهره مند می شوند.در حال حاضر تمامی زنان روستایی سرپرست خانوار که 34 هزار نفر هستند، تحت پوشش بیمه اجتماعی قرار گرفته اند اما از مجموع 147 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی ، تنها 8 هزار از مزایای طرح بیمه زنان خانه دار برخوردارند.ضمن اینکه باید به این تعداد ، 35 هزار زن سرپرست خانوار که امسال تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند را نیز افزود.

نگرش جامعه نسبت به زنان سرپرست خانوار و استفاده از کلماتی چون مطلقه و یا بیوه ، ز اصلی ترین مشکلات این زنان به شمار می آید که باعث منزوی شدن و دوری از اجتماع آنان می شود.بر اساس بررسی ها و تحقیقاتی که اسفند 86 نتایج آن حاصل شده است نگرانی ، اضطراب و ناامنی بیشترین دغدغه زنان سرپرست خانوار نسبت به آینده خود و فرزندانشان بوده است.توجه به ابعاد روانشناختی مغفول مانده ، اشتغال و حق انتخاب ، سه مولفه اصلی در ایجاد احساس هویت مستقل و توانمند سازی زنان سرپرست خانوار است.افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار گویای آن است که باید به سمتی حرکت کنیم که نگاه خود را تغییر داده و از مسئله «زنانه» و «نسلی شدن فقر» جلوگیری کنیم.

فقر زمانی از دیگر مباحث پیش روی این زنان است به طوری که تحقیقات نشان میدهد زنان زمان بیشتری را صرف کار می کنند.به معنای دیگر ، این امر باعث ایجاد فقر زمانی و بی توجهی به جنبه های فرهنگی ، آموزشی وتربیتی کودکان این قبیل خانواده ها می شود.

بیش از 50 درصد خانوارهای زن سرپرست در دو دهه اول و دوم یعنی فقیرترین گروه ها قرار گرفته اند.

ژاله شادی طلب ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران ، با پژوهشی که بر وضعیت زنان سرپرست خانوار انجام داده ، به این نتیجه رسیده است که درصد زنان سرپرست خانوار در دهک اول همواره بیش از مردان بوده ، در حالی که در دهک های بالاتر سهم زنان سرپرست خانوار رو به کاهش می گذارد.

بر اساس سرشماری سال 85، بیش از یک میلیون و 641 هزار خانواده زن سرپرست در کشور شناسایی شده است.

فقر زنان فقط جنبه اقتصادی ندارد.جنبه های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم است.نابرابری فرصت ها در تمام وطول زندگی این گروه از زنان ، زمانی که مسئولیت این خانواده به ناچار بر دوش آنها گذاشته می شود ، بیش از پیش خود را نشان میدهد.نابرابری در دسترسی به آموزش ، مشارکت در جریان تصمیم گیری های خانواده ، عدم امکان کسب مهارت و اتکا به مرد خانواده برای تامین زندگی ، زنان را از قابلیت های لازم برای کاهش فقر محروم کرده است.

زن سرپرست خانوار «خود» را به قیمت تداوم زندگی و حفظ «دیگران» فراموش کرده است.در نتیجه صحبت از فردیت و توانمند سازی به تنهایی کافی نیست.

یکی از مشکلاتی که سبب می شود زنان سرپرست خانوار به طور کامل توانمند نشوند ، وابستگی فکری آنهاست که از کودکی به آنها آموزش داده شده :در کتاب های درسی بابا نان میدهد و مادر لباس ها را می شوید.بر اساس قوانین هم زن حتی نمی تواند برای فرزندش حساب پس انداز باز کند مگر از دادگاه گواهی سرپرستی کودکش را داشته باشد.بنابراین چنین زنی که در خانواده پدر و شوهرش وابسته بار می آید در 40 سالگی با فوت همسرش به سختی می تواند فرد مستقلی باشد.

شادی طلب از زن سرپرست خانواری می گوید که سقف خانه اش چکه می کند و او با وجود داشتن قدرت مالی برای تعمیر سقف ، میگوید : «مرد ندارم که این سقف را تعمیر کند».او که معتقد است زنان سرپرست خانوار از توانمندی روانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار نیستند ، می گوید : «چرا زنان سرپرست خانوار اعتقاد چندانی به خود اثر بخشی ندارند ، چرا شبکه روابط اجتماعی آنها بسیار محدود است و چرا زنان سرپرست خانوار مهارت و آموزش کسب نکرده اند؟ پاسخ این سوالات نشان از ساختار و قوانینی دارد که در ذات خود نابرابری و فرصت ها را تقویت کرده و گسترش میدهد».

بر اساس تحقیق دیگری که ستاره فروزان ، استادیار دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی انجام داده ، تنها 23 درصد از زنان سرپرست خانوار با سواد هستند و 11 درصد هم تمایل به سواد آموزی دارند.

او با اشاره به اینکه سواد یکی از اجزای سازنده شاخص فقر است ، می گوید : «ایجاد انگیزه برای سواد آموزی و کاهش فاصله بیسوادی این زنان با میانگین بیسوادی در کشور ضروری است».

69 درصد زنان سرپرست خانوار با حرفه ای که بتواند امکان اشتغال آنها را فراهم کند ، آشنایی ندارند.تنها 10 درصد زنان سرپرست خانوار شاغل هستند در حالی که 31 درصد آنها حداقل به یک حرفه آشنایی داشته اند.

اکثریت خانواده های افغانی با مشکلات عظیم فقر ، بیکاری ، امنیت ، سو تغذیه و کمبود بهداشت و درمان سالم مواجه اند.به گونه ای که در این موارد افغانستان نسبت به کشورهای جهان در هرم قاعده قرار دارد.اما خانواده هایی که به هر دلیل سرپرست خود را از دست داده اند، با مشکلات عظیم تری مواجه اند.خانواده هایی که نان آور خانه را از دست میدهند ، کم ترین شانس را در تامین غذا ، بهداشت و درمان و تحصیل فرزندان شان دارند.

متاسفانه به این وضعیت رنج آور و بسیار اسفناک کم تر کسی توجه دارد و کمک های جهانی چه از طریق ارگان های دولتی و چه از طریق موسسات داخلی و خارجی کم تر به آنها می رسد و کم تر از این طریق نیازهای خانواده های مذکور بر طرف میشود.زیرا از یک طرف ، صدای ضعیف نحیف آنها را کسی نمی شنود و از طرف دیگر متصدی کمک های خیریه هم بیشتر آدم های مفت خوار ، فرصت طلب و سود جو هستند که در قدم اول به جیب می زنند و در ثانی به نزدیک ترین فامیل ، دوست و آشنای خود می پردازند.متاسفانه سیستم نظارتی جامع و شفاف و قاطعی هم نیست که بر حیف و میل اینگونه افراد نظارت و کنترل داشته باشد.

از طرفی هم رسانه ها که وظیفه دارند مشکلات مردم را مطرح کنند و زبان بی زبانان جامعه باشند.نیز هیچگاه به مشکلات خانواده های بی سرپرست نپرداخته اند و به این وظیفه مهم و اصلی خود توجهی نکرده اند.لذا در این نوشتار کوتاه تلاش می گردد که اندکی وضعیت این خانواده های مظلوم ومفلوک تصویر شود.

اغلب خانواده ها با از دست دادن سرپرست خود، تنها راه درآمد و تامین زندگی را از دست میدهند وبه این طریق با مشکلات جدید خانوادگی و اجتماعی مواجه می شوند.اکثر این خانواده ها معمولاً سرمایه و پس اندازه کافی ندارند و به علاوه بیشتر درخانه های اجاره ای به سر می برند.از طرفی هم با فقدان سرپرست خانواده علاوه بر نیازهای مادی ، فقر ، اینگونه خانواده ها با مشکلات روحی- روانی نیز رو به رو می گردند.زن خانواده آینده خود را مبهم و تاریک می بینند و در برابر انتخاب دشوار ازدواج مجدد و رفتن از کنار فرزندان یا زیر پا کردن شور و شوق جوانی و غرایز طبیعی خود و ماندن در کنار فرزندان و بزرگ کردن کودکان خردسال خود قرار می گیرند.

تامین غذا ، لباس و درمان خانواده از دغدغه های اصلی مادر خانواده می باشد.کار برای تامین زندگی مخصوصاً در خارج از خانه دشواری های خاص خود را دارد.تربیت و تحصیل فرزندان با دشواری های زیادی مواجه می شود.رفتار اقربا و همسایگان چالش دیگری در زندگی این زنان می باشد.بالاخره ، با بزرگ شدن فرزندان ازدواج آنها و تامین مصارف وجهاز عروس دغدغه بعدی شان را تشکیل می دهد.

زنان با از دست دادن شوهران خود با سوال سرنوشت سازی رو به رو می شوند که انتخاب هر گزینه آن بسیار کشنده و دشوار می باشد.آیا ازدواج کرده و فرزندان خود را رها نمایند یا بنشینند و فرزندان خود را بزرگ کنند.عاطفه قوی مادری بخصوص میان مادران افغانی آنها را وادار می کند که به خواسته های غریزی خود توجهی نکرده بسوزند وبسازند و فرزندان خردسال و بینوای شان را پرورش داده و بزرگ کنند.از سوی دیگر ، فرهنگ مرد سالاری حاکم بر جامعه افغانی که همواره زنان را قربانی مردان می کند، نیز زنان را به اخذ چنین تصمیمی وادار میکند.زنانی که عمر بیشتر کرده و مخصوصاً پسربزرگ داشته باشند ، معمولاً نمی توانند بار دوم شوهر کنند و این کار ننگ و بدنامی دارد.زنان جوان تر طبق سنت قبیله ای حاکم بر اکثر نقاط افغانستان بخصوص در دهات و قصبات مجبور می شوند که با یکی از بستگان شوهر متوفای خود بویژه برادرش ازدواج کنند.این کار اگر با رضایت وی باشد و تفاوت سنی زیادی با هم نداشته و مزاحم زن دیگر نشود ، از این جهت که هم در کنار فرزندان خود می مانند و هم شوهر می کنند، خوب است و انتخاب مناسب به نظر می آید.زیرا هم فرزندان خود را به حال شان رها نکرده و هم غرایض طبیعی خود را بی پاسخ نگذاشته اند.ولی مشکل زمانی پیش می آید که زن جوان و شوهر دوم سن و سال بیشتری باشد یا به این ازدواج با شوهر دوم رضایت نداشته باشد و یا زن دوم یا سوم شوهر دوم خود باشد.در این صورت این ازدواج تیرگی و سیاهی دائمی در سرنوشت و زندگی اینگونه زن ها بوجود می آورد و تا زنده هستند در غم و غصه و جنگ و دعوا به سر می برند.چه خوبست که فرهنگ جامعه ما به گونه ای اصلاح شود که زنان مخصوصاً زنان بیوه هیچگونه اجباری نداشته باشند و با طیب نفس و میل خاطر و رضایت کامل پیوند خود را با دستان خود برقرار نمایند.

خانواده های بی سرپرست با از دست دادن نان آور خانه دست شان از زمین و آسمان کوتاه می شود و عالمی از مصایب و مشکلات روی دوش مادر خانواده قرار می گیرد اینگونه خانواده ها به یکی از طرق ذیل نیازهای مادی خود را تامین می کنند.

الف- کمک های خیریه.از جمله راه هایی که خانواده های بی سرپرست می توانند نیازهای خود را تامین کنند ، کمک های خیریه افراد و سازمان اجتماعی وخیریه است.برخی افراد خیر با کمک های مقطعی یا مداوم خود به فریاد این قبیل خانواده ها می رسند.اما در جامعه افغانی این مجرا به ندرت عمل می نماید.زیرا خود مردم یا فقیراند یا بی توجه به این مسائل.

ب- مساعدت ارگان های مسئول دولتی.در اغلب کشورها سیستمی وجود دارد که از خانواده های بی سرپرست مراقبت و مواظبت نموده و کمک های لازم را در اختیار شان می گذارد.اما در افغانستان چنین سیستمی تامین اجتماعی و نهاد دولتی که چنین وظیفه ای داشته باشد، وجود ندارد.

ج- کمک فامیلی.برخی خانواده های بی سرپرست از طریق اعضای خانواده تامین می شوند یا با هم زندگی نموده و مصارف شان از این طریق برآورده می شود.یکی از عوامل حفظ خانواده های ضعیف در افغانستان همین کمک درونی خانواده های بزرگ بوده است.اگر چنین سیستمی در طول همین دهه های بحرانی کشور وجود نمی داشت ، یقیناً خانواده ها به فرسایش و فروپاشی بیشتری دچار می گردیدند.این سیستم در این اواخر بخصوص در شهرها رو به ضعف گذاشته و خانواده های بزرگ به خانواده های هسته ای کوچک تر تقسیم گردیده و روز به روز شرایط «وانفسا» در خانواده های افغانی حاکم می گردد.

د- کار اعضای فامیل.در خانواده های بی سرپرست اغلب مادر و فرزندان هرچند خردسال مجبور به کار می شوند تا بتوانند نان بخور و نمیری را تهیه کنند.کار اینگونه خانواده ها معمولاً کارهای طاقت فرسا با مزد کم و ساعات طولانی و حداقل امکانات می باشد.اغلب مادران در خانواده های بی سرپرست مجبور می شوند در خانه یا بیرون از خانه برای دیگران کار کنند و در مقابل کار دشوار مزد ناچیز دریافت نمایند.در خانه معمولاً به قالین بافی ، لحاف دوزی ، سوزن دوزی ، نخ ریسی و خیاطی برای دیگران می پردازند.در خارج از خانه نیز قالی بافی می کنند یا در خانه های مردم به عنوان خدمه ، آشپز و نظافتچی کار می نمایند و یا هم در نانوایی کار می نمایند.

در خانواده های بی سرپرست فرزندان پسر و دختر ناچار به کار می شوند و فرزندان خود سال اغلب در خانه یا کارگاه در فضای نمناک و نمور قالی می بافند.پسران در مشاغل مختلف مثل تعمیرگاه های موتر ، قالی بافی ، خیاطی و... شاگردی می کنند یا به صفت شاگرد راننده یا مشتری یاب برای موتورهای مسافر کشی کار می کنند و یا دست فروشی و آب فروشی می نمایند.

ه- تکدی.گدایی راهی است که به ندرت برخی زنان یا کودکان خانواده های بی سرپرست و یتیم به آن مبادرت می کنند.اما اکثراً ننگ و نجابت شان مانع از این کار می شود.

3- تربیت و تحصیل فرزندان

تربیت و تحصیل کودکان در خانواده هایی که پدر را از دست داده اند ، یکی از معضلات جدی می باشد.شرایط اقتصادی مانع تربیت و تحصیل کودکان می گردد و به علاوه با نبود پدر توجه کم تر به رشد تحصیلی کودکان می شود.مادر نیز یا سواد ندارد یا در اثر اشتغال و گرفتاری در داخل و خارج خانه فرصتی برای کمک به فرزندان خود ندارند.در این میان پسران به خاطر اشتغال به کار و دختران به دلیل محرومیت مضاعف ، امکان شروع یا تداوم تحصیل را ندارند.آنها بی سواد بزرگ می شوند و در نتیجه در بزرگسالی از بسیاری از فرصت ها و شانس ها محروم می گردند و این دور محرومیت در نسل های بعدی تکرار می شود.

4- برخورد دیگران

برخورد اطرافیان و همسایگان با خانواده های بی سرپرست و زنان بیوه و فرزندان یتیم متفاوت است.برخی با دیده ترحم ، شفقت و نوع دوستی می نگرند و در حد امکان با آنها کمک می کنند.اما اغلب با دید منفی ، سودجویانه و تحکم آمیز نگاه می کنند و دوست ندارند خود یا بستگان شان با آنها مراوده و سر و کار داشته باشند.

مادر خانواده از نگاه ها ، حرکات و سخنان نکوهشگرانه مردم بسیار رنج می برد و از ابتدای بیوگی با هزاران نیش وکنایه و طعن و سخن سازی اطرافیان ، شناخته ها و همسایگن مواجه می شود.با اذیت و آزارهای دیگران در درون و بیرون فامیل، محل کار و مسیر راه خانه و محل کار رو به رو می شود و یا از مشاهده تحقیر و تمسخر پسر و دخترش توسط دیگران رنج مضاعف می برد.

کودکان یتیم با سو رفتار همگنان و همسالان خود رنج یتیمی را بر دوش می کشند و از احساس یتیمی و از دست پدر و بی پناهی و فقدان پشتیبانی رنج می برند.

5- ازدواج فرزندان

با بزرگ شدن فرزندان اعم از دختر و پسر مشکل ازدواج شان ، مادر خانواده را بیشتر دچار رنج و گداز می نماید.مادر از یک سو به دلیل فقره نمی تواند احتیاجات لازم را فراهم کند و سوی دیگر ، به دلیل نبود پدر و سرپرست خانواده ، کم تر خانواده مناسبی حاضر به وصلت با آنها می شوند.

می توان اینگونه برداشت کرد که با توجه به مشکلات عظیم و حل ناشدنی خانواده های بی سرپرست ، زنان بیوه و فرزندان یتیم :

دولت باید قانونی را در جهت حمایت از اینگونه خانواده ها به تصویب برساند.تا ضمن تامین حداقل غذا ، بهداشت و درمان ، تحصیل و مسکن ، شرایطی را برای زنان بیوه فراهم سازد که هم بتوانند با رضایت خاطر شوهر نمایند و هم به وضع کودکان خود توجه و رسیدگی نمایند.

موسسات خیریه داخلی و خارجی و افراد خیر کمک های خود را متوجه اینگونه خانواده ها نمایند و نیز از رسیدن کمک های شان به مستحقین واقعی مطمئن شوند.ثالثاً دولت و سازمان های خیریه میکانیزیمی را بوجود آورند که بر توزیع درست ومناسب کمک ها نظارت نمایند و به خانواده ها از طریق ارائه کمک در برابر کار حمایت نمایند.تا از یک طرف احتیاجات شان رفع شود و از طرف دیگر افراد و خانواده ها مفت خوار ببار نیایند.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل
دسته بندی گردشگری و توریسم
فرمت فایل doc
حجم فایل 206 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 232
بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر  ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

عنوان پژوهش:

بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر

ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

بیان مسأله:

امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد. در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد. در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل: کوهها، دشتها، دریاچه ها، قلعه ها، بناهای قدیمی و مذهبی همراه با شبکه ارتباطی شوسه، راه آهن و هوائی اهمیت توریستی این استان را نشان می دهد. و در این میان منطقه کلیبر دارای جاذبه های مطلوب و کم نظیر در جهت جذب جهانگردان می باشد که تا به حال با این همه استعداد و پتانسیل در این زمینه مورد بی توجهی قرار گرفته است و به صورت یک ضرورت برای تحقیق می باشد.

ورود جهانگردان به منطقه کلیبر می تواند منافع زیادی در برداشته باشد. و منطقه را متحول سازد. چه از بعد اقتصادی و چه از بعد فرهنگی و اجتماعی، از لحاظ بعد اقتصادی باعث افزایش درآمدهای ارزی، افزایش تحرک در صنعت جهانگردی و ایجاد زمینه های اشتغال،گسترش مبادلات با خارج از کشور کمک به گسترش بخشهای اقتصادی وابسته به جهانگردی تسریع در روند عمرانی شهر خواهد شد. از لحاظ بعد فرهنگی باعث تسریع در تعالی فرهنگی شهر، معرفی فرهنگ و تمدن و جلوه های طبیعی منطقه و استان حفظ میراث فرهنگی و تاریخی شهرستان نقش به سزائی دارد. از لحاظ بعد اجتماعی باعث توسعه متعادل اجتماعی شهر، در هم شکستن فاصله های اجتماعی، رفاه فراگیر و همه جانبه در شهر، بهسازی سلامت روانی شهر، و با توجه به ارتباطات سریع اجتماعی و جغرافیایی ضمن افزایش آگاهی های ملی در مورد نحوه زندگی، باورها، آداب و رسوم و سنتهای اقوام مختلف بستر مناسبی برای تحکیم و پیوند هر چه بیشتر مردم و همبستگی بیش از پیش ملی را فراهم می کند.

این پژوهش در دو سطح ا نجام می شود: یکی سطح توصیف و دیگری سطح تبیین آنچه به عنوان پرسش آغازین مطرح است اینکه چرا در شهرستان کلیبر صنعت جهانگردی رونق چندانی نداشته (چرا منطقه کلیبر با قدمت چندین هزار ساله و داشتن جاذبه های توریستی بی نظیر در جهت جذب جهانگردان به صورت ناشناخته باقی مانده است) و چه عواملی بر این مسأله تأثیرگذار بوده است و از طرف دیگر به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازیم.

در واقع این پژوهش به دو قسمت اساسی تقسیم می شود:

1- قسمت اول پژوهش به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازد. برای بدست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه های توریستی از طریق روشهای توصیفی، کتابخانه ای، و مشاهده و عکسبرداری به معرفی جاذبه های توریستی شهرستان می پردازیم.

2- قسمت دوم پژوهش به دنبال یافتن موانع و عدم جذب جهانگردان (از طریق یافتن عوامل جذب و دفع جهانگردان) به شهرستان کلیبر می باشد. برای پاسخ به این پرسش جامعه آماری ما را مسؤلان شهری شهرستان کلیبر تشکیل می دهد.


اهمیت و ضرورت تحقیق:

قرن بیستم همراه با دگرگونیها و تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی درون خود سده انقلاب جهانی توریسم است. انقلابی در صنعت تولید بازرگانی و تبلیغات توریسم که این صنعت را از زمره بزرگترین و سودآورترین صنایع درآورده است.

افزایش عمومی درآمد کشورهای صنعتی و پذیرفتن قوانین اجتماعی، پیشرفت صنایع حمل و نقل و کاهش هزینه های سفر ازجمله عواملی است که باعث گسترش سیرو سیاحت بین المللی می گردد. سفر به دیگر نقاط می تواند عامل مهم پیشرفت اجتماعی و فرهنگی تلقی شود. سفر عاملی است که امکان برخورد تمدنها را فراهم می آورد، به بهتر شدن نهادهای آموزشی می انجامد و اندیشه های جدید و نو آوریها را پدید می آورد و یا آنها را به دیگر سرزمینها منتقل می کند. آذربایجان در شمالغربی فلات ایران از نظر موقعیت جغرافیایی (اقلیمی، طبیعی، انسانی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی) یکی از غنی ترین و جالب ترین استانهای ایران و در ردیف کلان استانهای مورد توجه و علاقه محققان و گردشگران و مسافران داخلی و خارجی می باشد و پیوسته ارزشها و پتانسیل های موجود در آذربایجان مورد نظر کسانی است که به این دیار و سرزمین سفر می کنند.

در بررسی سابقه گردشگری و سیاحتی منطقه ارسباران در صدها سال پیش این منطقه بنا به گواهی و روایت تاریخ سیاحان و مطالب مندرج در سفرنامه های جهانگردان اسلامی و اروپایی بیش از سایر شهرهای ایران مورد توجه قرار گرفته است. حالا که امکانات بالقوه در اختیار این منطقه است و طبیعتش بسیار زیبا و آثار تاریخی اش ارزشمند و در ردیف میراث جهانی قرار دارد و غذا و آداب و رسوم و سنت هایش دلپذیر است. باید این منطقه را بهتر از آ ن چه هست آماده پذیرش جهانگردان نمود. و در هر شرایطی امکانات لازم را فراهم ساخت. تا سود بیشتری در کنار شناخت واقعی منطقه عاید این شهرستان شود. پس با وجود این منابع غنی و توانمندی های منطقه توسعه صنعت جهانگردی در این منطقه امری ضروری به نظر می رسد و بررسی موانع موجود بر توسعه این صنعت اهمیت این تحقیق را بیشتر می کند.

از این از میان برداشتن موانع و مشکلات موجود، در واقع راه را برای دستیابی به اهداف و مقاصد هموار می کند. یک برنامه ریزی دقیق در این راستا به دنبال یافتن راه حلهای منطقی و قابل اجرا برای حل مشکلات و معضلات است. چرا که محور اصلی اجرای برنامه های پیش بینی شده حذف موانع و مشکلات بازدارنده است . تنها از طریق رفع این دشواریها و معضلات است که صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر جایگاه خود را خواهد یافت و هدفها و ایده آلها قابل دسترسی خواهد شد.

پس چنانچه این صنعت در شهرستان کلیبر گسترش یابد مزایای زیادی را از قبیل: گسترش زمینه اشتغال، توسعه و گسترش امور زیر بنایی ، رونق وایجاد درآمد بیشتری برای مردم کسب درآمد ارزی، متعادل کردن توزیع درآمدها و.... به دنبال خواهد داشت.

اهداف پژوهش:

1- به کاربردن اطلاعات و تکنیک های بدست آورده در دوره کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی

2- توجه و شناخت مشکلات و تنگناهای شهرستان کلیبر به عنوان یک منطقه از نظر توریستی ا عم از توریست گذری و توریست اقامتی

3- بررسی وضع موجود و شناخت توانها و پتانسیل های شهرستان کلیبر اعم از طبیعی، تاریخی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی.

4- شناسایی عوامل مؤثر بر جذب و دفع جهانگردان به شهرستان کلیبر

5- دست یابی به علت هایی که موجب شده است صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر نسبت به سایر شهرهای ایران چندان رونقی نداشته باشد در حالیکه منطقه شهرستان کلیبر نسبت به اکثر شهرهای ایران دارای قدمت تاریخی و جاذبه های جهانگردی فراوانی است.

تعریف مفاهیم:

تعریف لغوی جاذبه: در فرهنگ عمید به معنی جذب کننده، به خودکشنده، نیرویی که اجسام را به طرف خود می کشد (عمید، حسن، 1343، ص449)

در فرهنگ دهخدا به معنی محبت، کشش، قوه ای است که ملکولها بوسیله آن به سوی یکدیگر کشیده می شوند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6443)

تعریف لغوی موانع:

در فرهنگ عمید به معنی جمع مانع می باشد (عمید، حسن 1343، ص 1130)

در فرهنگ دهخدا به معنی چیزهایی که بازدارنده و ممانعت کننده است. کسی را از کاری و هر آنچه مانع اجرای کاری گردد. بازدارنده از پیشرفت امور می باشد (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 19207)

جذب در فرهنگ دهخدا به معنی ضد دفع ، کشیدن و به سوی خودکشیدن می باشد.

موانع جذب به معنی یک سری از عواملی که باعث عدم جذب می شود (همان منبع ص 19207)

تعریف لغوی جهانگرد (توریست):

در فرهنگ عمید به معنی سیاح، جهان نورد، کسی که در شهرها و کشورها بگردد و سیاحت کند (عمید، حسن 1343، ص 479)

در فرهنگ دهخدا به معنی سیاح، جهان گردنده، آن که در اقطار عالم بسیار سفرکند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)

در فرهنگ معین به معنی جهانگردنده ، آن که در شهرها و کشورها به سیاحت می پردازد. (معین، محمد 1371، ص 1258)

تعریف جهانگرد از دیدگاههای مختلف:

اریک کوهن جهانگرد یا گردشگر را چنین بیان می کند یک مسافر داوطلب و موقت که امید لذت بردن از یک تجربه متنوع و تازه طی سفر دوسره نسبتاً طولانی و غیر تکراری به مسافرت می پردازد. (لی، جان 1378، ص 5)

در یکی از نخستین کتبی که در مورد جهانگردی در سال 1933 (f.w. ogivie) انتشار یافت جهانگرد به کسی اطلاق شده است که دو شرط در باره او مصداق داشته باشد: اول آنکه از محل اقامت خود برای مدتی کمتر از یک سال دور بوده دوم آنکه در محل جدید کسب درآمد ننماید. (الوانی، مهدی و همکاران 1373، ص 18)

در سال 1936 در کتاب صنعت گردشگری (A.j. norval) جهانگرد به عنوان فردی که با هدف و کاری غیر از آنچه در موطن خود دارد به کشور دیگری وارد شده و در آنجا بخشی از درآمد خود را هزینه می کند تعریف شده است (همان منبع ص 18)

جهانگرد یا گردشگر مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر برد. (گی چاک وای و همکاران 1997 ص 32)

در یکی از تعاریف کمیته متخصصین آمار جامعه ملل، جهانگرد به کسی اطلاق شده که کشور محل اقامت خود را حداقل به مدت 24 ساعت ترک گفته و درکشور دیگری اقامت گزیند. در این تعریف افراد زیر جهانگرد محسوب می شوند.

1- اشخاصی که برای تفریح، حفظ سلامتی یا به دلایل خانوادگی و از این قبیل سفر می کنند.

2- افرادیکه به منظور شرکت در جلسات ویا به سمت نماینده (علمی، ا داری، سیاسی، مذهبی، ورزشی وغیره ) مسافرت می نماید.

3- کسانی که برای امور بازرگانی مسافرت می نمایند.

4- افرادی که با کشتی به کشوری وارد می شوند و لو آنکه مدت اقامتشان کمتر از 24 ساعت می باشد.

در تعریف مذکور افراد زیر جهانگرد به شمار نمی آیند:

1- اشخاصی که با قرارداد کار و یا بدون آن برای گرفتن کار یا شغلی وارد کشور دیگری می شود.

2- اشخاصی که به منظور اقامت دائمی وارد کشوری می شوند.

3- دانشجویان و جوانانی که در مدارس یا دانشگاهها و پانسیون ها هستند.

4- ساکنین یک منطقه مرزی و اشخاصی که در یک کشور ساکن بوده و در کشور مجاور به کار مشغولند.

5- مسافرانی که به طور عبوری از کشوری می گذرند ولو آنکه مدت اقامتشان بیشتر از 24 ساعت باشد (الوانی، مهدی و دهشتی زهره 1373، ص 19 و 20)

سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد (توریست یا سیاح) شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی خود برای مدتی کمتر از 24 ساعت و بیشتر از یکسال نباشد، سفر کند و قصد او از سفر تفریح، استراحت، ورزش، دیدار اقوام، کسب و کار، مأموریت، شرکت در سمینار یا کنفرانس، معالجه، مطالعه، تحقیق یا فعالیتهای مذهبی باشد. (شایان، سیاوش و... گروه مؤلفان 1377، ص 195)

کتاب سازمان جهانی جهانگردی 1997 ص 24 جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد کسی است که برای مدت زمانی دست کم یک شب و نه بیش از یکسال به کشوری غیر از وطن یا محل سکونت معمولی خود مسافرت می کند و هدف اوکارکردن و پول درآوردن در آن کشور نیست. این تعریف شامل کسانی می شودکه برای تفریح، گردش وگذراندن روزهای تعطیل، برای دیدار دوستان و بستگان، برای کارهای تجاری و حرفه ای، برای درمان، برای زیارت و یا برای تأمین هدفهای دیگر به مسافرت می روند. (گی چاک وای و همکاران 1997، ص 205)

تعریف لغوی جهانگردی:

در فرهنگ عمید به معنی سیاحت و گردش در کشورها و شهرهای دنیا می باشد. (عمید، حسن 1343، ص 479)

در فرهنگ دهخدا به معنی عمل و شغل جهانگرد، سیاحت می باشد. (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)

در فرهنگ معین به معنی در اقطار عالم سفرکردن و شناخت می باشد. (معین، محمد 1371، ص 1258)

تعریف جهانگردی از دیدگاههای مختلف:

جهانگردی به سفری موقتی و کوتاه اطلاق شده که ضمن آن جهانگرد به منطقه ای خارج از محل سکونت و کار خود به منظور سیرو سیاحت سفر می کند. (الوانی، مهدی و دهدشتی شاهرخ، زهره 1373، ص 19)

صنعت جهانگردی، گردشگری عبارت است از گروهی از فعالیتهای اقتصادی که در مجموع بزرگترین صنعت جهانی را تشکیل می دهد و برای سرمایه گذاری و رشد یکی از عواملی است که بیشترین انگیزه را بوجود می آورد. جهانگردی (Tourism) یا گردشگری کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یکسال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است. (گی، چاک وای و همکاران 1997، ص 32)

سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگردی را در قالب بازدید کننده ، جهانگرد و کسی که به گشتهای کوتاه تفریحی می رود تعریف کرده است بازدیدکنندگاه (Visitors) کسانی هستند که به کشور دیگری غیر از کشور محل اقامت خود وارد می شوند و مقصودی به غیر از آنچه در کشور خود داشته اند پی گیری می نمایند. این گروه شامل جهانگردان و نیز کسانی که به گشتهای کوتاه تفریحی می روند می شود. جهانگردان کسانی هستند. که حداقل یک شب و بیش از یک شبانه روز را در کشور مقصد می گذرانند و هدفشان سرگرمی و تفریح، سلامتی و کسب آرامش، مطالعه، زیارت و غیره می باشد. مسافران گشت های تفریحی کوتاه نیز کسانی هستند که کمتر از یک شبانه روز را با هدف سرگرمی و تفریح صرف سفر می نمایند. (الوانی،مهدی و دهدشتی شاهرخ،زهره1373،ص20)

جهانگردی مجموعه و منظومه ای متشکل از جهانگرد و عرضه کننده خدمات وکالا، دولت و جامعه، میزبان می باشد که با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و هدف جذب و جلب جهانگردان را دنبال می کند. جهانگردی، ترکیبی از فعالیتها، خدمات، سیاستها، خط مشی ها، ضوابط، فرهنگها و کالایی است که برای تحقق یک سفرسیاحتی ضرورت دارد. به عبارتی دیگر جهانگردی صنعتی چند بعدی است که دربرگیرنده هتل ها، مهمانسراها، رستوران ها، مراکز تفریح، جاذبه های جهانگردی، سیستم حمل ونقل، واحدهای خدمات جهانگردی و واحدهای دیگر است که مجموعاً جهانگردی را در یک کشور شکل می دهد. (همان منبع ص 21)

تعریف انواع مختلف جهانگردی:

1- جهانگردی یا گردشگری (Tourism) کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است.

2- جهانگرد یا گردشگر (Tourist) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر می برد.

3- گردشگر یک روزه (Same pay visitor) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود. ولی شب را در آنجا نمی گذراند.

4- دیدارکننده (Visitor) کسی است که به مکانی غیر از محیط معمولی خود مسافرت می کند کمتر از دوارده ماه متوالی در آنجا به سر می برد و هدف اصلی از این مسافرت این نیست که در مکان مورد بازدید در ازای دریافت پول کار کند.

5- مسافر (Traveler) کسی است که بین دو یا چند نقطه مسافرت کند.

اشکال عمده جهانگردی:

با توجه به طول مسافرت، نوع تأسیساتی که به خدمت گرفته می شود. فصل و چگونگی سازماندهی مسافرت، همچنین انگیزه های گوناگون که موجب پیدایش یک جریان توریستی می شوند. می توان اشکال مختلفی از جهانگردی را از یکدیگر تمیز داد:

1- جهانگردی تفریحی واستفاده از تعطیلات: این نوع جهانگردی شامل افراد یا گروههای است که در جهت استفاده از تعطیلات، تفریح، استراحت، استفاده از آب وهوای دلپذیر، گشت و گذار در طبیعت و.... از محل اقامت خود به مسافرت می روند.

2- جهانگردی اجتماعی: در این جهانگردی عمدتاً هدفهای اجتماعی، مردم شناسی، جامعه شناسی و امثال آن مورد نظر است. آشنایان و دیدار خویشاوندان نیز از نوع جهانگردی اجتماعی به شمار می آید.

3- جهانگردی فرهنگی و آموزشی: این نوع جهانگردی برای آشنائی با میراث های فرهنگی و هنری، آداب و رسوم، بناها و آثار تاریخی با هدفهای آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی صورت می گیرد. توریست هایی که در این گروه قرار دارند توریست و جهانگرد کاوشگر نامیده می شود.

4- جهانگردی سیاسی: مسافرت به منظور شرکت در اجلاس و مجامع بین المللی، کنگره ها و سمینارهای سیاسی، جنبش های ملی و مذهبی، مراسم ویژه مانند: تدفین رهبران و شخصیتهای سیاسی، پیروزی رهبران احزاب و به حکومت رسیدن آنها و نظایر آن جهانگردی سیاسی خوانده می شود.

5- جهانگردی بازرگانی: شرکت در بازارهای مکاره،نمایشگاههای کالا،بازدید از کارخانه ها و.....

6- جهانگردی درمانی: معالجه پزشکی با تغییر آب و هوا، استفاده از آبهای گرم معدنی، گذراندن دوره نقاهت و....

7- جهانگردی مذهبی: این نوع از جهانگردی یکی از رایجترین اشکال جهانگردی در سراسر جهان است.جاذبه های مذهبی، زیارتگاهها واماکن مقدسه هر ساله تعداد زیادی از جهانگردان را به سوی خود جلب می کنند.

8- جهانگردی ورزشی: هر نوع مسافرتی که به منظور فعالیتهای ورزشی باشد جهانگردی ورزشی نامیده می شود. مانند اسکی، پیاده روی، کوه پیمایی، شکار، کوهنوردی، دوچرخه سواری، شنا و شرکت در مسابقات ورزشی و تماشای مسابقات و امثال آن.

انواع مسافرت:

1- مسافرت ها درون حوزه ای (Domestic tourism): یعنی افراد ساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه انجام می دهند.

2- مسافرت های درون مرزی (In bound tourism): یعنی افراد غیرساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه خاص مسافرت کنند.

3- مسافرت های برون مرزی (Out abound tourism) : یعنی افراد ساکن برای دیدار از نقاط مختلف حوزه ای غیر از حوزه خودشان مسافرت کنند.

پس می توان در یک کشور اصطلاحات (بومی)، (درون مرزی) و (برون مرزی) را به شیوه های مختلف در هم ترکیب کرد و طبقه بندی زیر را به وجود آورد:

1- مسافرت های داخلی (Internal tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و درون مرزی می شود.

2- مسافرت های ملی (National tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و برون مرزی می شود.

3- مسافرت های بین المللی (International tourism) شامل مسافرت های درون مرزی و برون مرزی می شود.

انواع کلی جهانگردی:

1- جهانگردان خارجی، کسانی هستند که از خارج وارد یک کشور می شوند.

2- جهانگردان داخلی: افرادی هستند که در داخل کشور خودشان به مسافرت می روند. (شایان، سیاوش....گروه مؤلفان 1377، ص 195)

پرویز دیبائی در کتاب خود جهانگردی را به سه دسته تقسیم می کند:

1- جهانگردانی که از خارج وارد کشور می شوند.

2- جهانگردانی که اهل یا مقیم آن کشورند. و در داخل کشور مسافرت می کنند.

3- جهانگردانی که اهل کشوری هستند. و به خارج از کشور خود سفر می کنند.

اثرات جهانگردی داخلی: 1- جلوگیری از خروج ارز وایجاد توازن در تراز پرداختهای کلی و پرداختهای جهانگردی 2- ایجاد ارتباط فرهنگی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر.

جهانگردی داخلی به طور کلی یک ابزار مؤثر در دست برنامه ریزان اقتصاد ملی است. زیرا اولاً به طوری که گفتیم با جلوگیری از خروج ارز بر ثروت کشور می افزاید و ثانیاً یک عامل مهم سیاست توزیع مجدد درآمدها و جریان بیشتر و سریع تر پول و ایجاد رونق و اشتغال بیشتر در بخش خدمات وکالاهاست. طبیعی است که سفر به عنوان تفریح زمانی عمل می گردد که موضوع حداقل تأمین ضرورتهای اساسی زندگی نباشد اگر فردی از افراد جامعه نیازهای اولیه زندگی خوش را در حد متعارف تأمین نکرده باشد اندیشه مسافرت به عنوان تفریح را نمی توان در سر بپروراند. بر این اساس تنها خانواده های مرفه که دارای درآمد بیشتردارند. قاعدتاً اقدام به سفر می نمایند. و هزنیه هایی که به عمل می آورند در حقیقت جزو وسایل مستقیم و مؤثر سیاست توزیع مجدد درآمدهاست. و چون این هزینه ها به مصرف خدمات وکالاهای داخلی می رسند ناچار در جریان بازار کالا و پول داخلی وارد شده و به همین ترتیب دست به دست می گردد و موجب سرعت جریان پول می شود.

موج سفرهای داخلی خدماتی تازه پدید می آورد. وخدمات موجود را رونق و تحرک می بخشد و خدمات حمل و نقل و کلیه خدمات وکالاهای وابسته به آن نظیر خدمات تعمیراتی، انرژی و سوخت و یا خدمات تأسیساتی و وابسته های آن مانند: هتل، متل، اردوگاه، رستوران، چایخانه، صنایع دستی وغیره .... توسعه خاصی می یابد.

آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی:

آثار فرهنگی اجتماعی جهانگردی از سه زاویه قابل بررسی است.

1- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر مقصد: مقصد تا چه حد توانایی جذب تعداد معینی جهانگرد را داراست.

2- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر کسب زندگی: اثری که دیدارکنندگان بر ارزشها و سبک زندگی مردم محل می گذارند.

3- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر هنرها: نفوذ واثر دیدارکنندگان بر هنرهایی نظیر نقاشی، مجسمه سازی، تئاتر، معماری، صنایع دستی و غیره.

این سه اثر پیامدهای مثبت زیر را به همراه دارند:

1- تعداد دیدار کنندگان باعث رونق اقتصاد محل می شود. دیدارکنندگان ثروت و شغل ایجاد می کنند و موجب بهبود در تأسیسات زیربنایی محلی می شوند و تسهیلات و خدمات جدید را پایه ریزی می کنند و دیگر انواع سرمایه گذاری را برمی انگیزند.

2- جهانگردی تماس وارتباط بیشتری با دنیای بیرون ایجاد می کند. فرایند بین المللی شدن را تقویت و جریانهای دو طرفه اطلاعات را تشویق و تحریک می کند. تبادل فرهنگی را ارتقاء می دهد. منجر به واردات کالاها و خدمات بیشتر می شود و به طور کلی تمامی حیطه تجارت و ارتباطات را توسعه می دهد.

3- جهانگردی مخاطبان و شیفتگان جدیدی را برای هنرهای ملی (موسیقی، تئاتر، صنایع دستی) ایجاد می کند. جهانگردی همچنین اثر غیرمستقیم قابل توجهی بر همه تبلورها وتجلی های هنری دارد. (از جمله بر ادبیات، نقاشی، معماری)


این آثار ممکن است در جهت منفی نیز عمل کنند:

1- ممکن است مقاومتهایی در برابر تغییر در ارزشها وسبک زندگی صورت گیرد (این تغییرات نه فقط ناشی از ورود دیدارکنندگان به محل بلکه به سبب خود فرایند توسعه نیز هست).

2- ممکن است مخالفتهای با اثر نیروهای این بازار بر هنرهای سنتی و معاصر صورت پذیرد. (راجر، داس ویل 1378، ص 189).

آثار جهانگردی:

آثار مثبت جهانگردی:

1- حفاظت جاذبه های طبیعی: جهانگردی موجب می شود تا تلاش بیشتری برای حفظ منابع طبیعی مانند:جنگل ها، پارک های ملی و مناطق حفاظت شده به عمل آید. سواحل دریاها و رودخانه هایی که در آن ها ماهیان و آبزیان کمیاب یافت می شوند. جنگل هایی که در آن وحوش و حیوانات نادر زیست می کنند، از جمله مناطقی هستند که مورد توجه جهانگردان قرار می گیرند و کوشش می شود تا از آنها حفاظت شود. بدین ترتیب جهانگردی ضمن سودآوری، انگیزه حفظ جاذبه های طبیعی در کشورها را به وجود می آورد و سبب احیاء و بقاء این جاذبه ها خواهد شد.

2- حفظ و نگهداری آثار ابنیه تاریخی: جهانگردی انگیزه حفظ آثار باستانی را تقویت می کند وموجب می شود برای جلب نظر جهانگردان کوشش های جدی تری در زمینه حفاظت از آثار تاریخی به عمل آید. در کشورهایی که از نظر بودجه در تنگنا به سر می برند درآمد حاصل از جهانگردی این امکان را فراهم می آورد که وجوهی برای مرمت و نگهداری آثار تاریخی که از جاذبه های جهانگردی هستند صرف شود. در این کشورها غالباً ورودیه های که برای دیدن ابنیه و آثار باستانی از جهانگردان اخذ می شود. مستقیماً صرف حفظ و نگهداری و مرمت آن ها می شوند.

3- بهسازی محیط: کشوری که جذب جهانگردان را جزو اهداف خود قرار می دهد برای نیل به این هدف می کوشد تا محیطی عاری از آلودگی و بهسازی شده را در معرض دید جهانگردان قرار دهد. خیابان های پاکیزه، دیوارهای رنگ آمیزی شده و میادین گل کاری شده، همه در جذب جهانگردان نقش عمده ای دارند. کنترل آلودگی هوا، طبیعت وحفظ بهداشت محیط که برای توسعه جهانگردان ضروری است. یکی از آثار مثبت جهانگردی به شمار می آید. ساختن هتل های زیبا، ابعاد استراحتگاههای خوش منظره در دامنه کوهها وکنار جاده ها نیز جزئی از بهسازی محیط را تشکیل
می دهند.

4- توسعه تجهیزات وخدمات زیربنایی: برای توسعه جهانگردی نیاز به فرودگاههای مجهز، پایانه های مسافربری وسیع، تجهیزات ارتباطی جاده ها و بزرگراههای امن، سیستم های آب تصفیه شده، برق، روشنایی و سوخت رسانی است و توسعه این تجهیزات وخدمات که به تبع توسعه جهانگردی انجام می شود از مزایای جهانگردی محسوب می شود.

5- آگاهی ساکنان منطقه: در مناطقی که ساکنان چندان اهمیتی به محیط نمی دهند با توسعه جهانگردی و درآمد زا شدن منطقه از طریق جهانگردی، مردم به اهمیت محیط خود پی می برند و برای حفظ وحراست از آن مصمم می شوند.

6- مزیت های اقتصادی: مزایای مستقیم حاصل از جهانگردی، ایجاد فرصتهای اشتغال جدید، فروش خدمات وکسب درآمد، ارزآوری ارتقاء سطح زندگی مردم و توسعه اقتصادی منطقه
می باشد. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد. توسعه جهانگردی موجب تحرک اقتصادی، استخدام نیروهای جوان و جلوگیری از مهاجرت می شود. با به گردش درآمدن چرخ های اقتصاد در منطقه، دولت نیز از طریق اخذ مالیات تأسیسات زیربنایی ایجاد می کند. و وضعیت عمومی اقتصاد در منطقه بهبود می یابد. در مناطق پررونق اقتصادی نیز جهانگردی موجب رونق بیشتر و تداوم توسعه می شود.

از مزایای غیر مستقیم جهانگردی، توسعه سایر صنایع و بخش های دیگر اقتصادی است. از طریق جهانگردی فعالیتهای ساختمانی برخی از صنایع تولیدی، صنایع دستی وهنری، کشاورزی، باغداری و ماهیگیری رونق می یابند. وخدمات و کالاهای مصرفی در صنعت جهانگردی گردونه سایر بخش های صنعت و تولید را به حرکت در می آورد. آثار آموزش های جهانگردی نیز غیرمستقیم بر بهره برداری اقتصاد جامعه اثرات مثبتی دارد. و موجب تحرک بیشتر نیروی کار می شود.

7- حفظ واشاعه هنرهای سنتی و آداب و رسوم باستانی: با توسعه جهانگردی هنرهای سنتی نضج گرفته و رشد می یابند و آداب و رسوم باستانی زنده می شوند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسعه جهانگردی موجب احیاء هنرهای دستی و آداب و رسوم قبایل سرخپوست در مناطقی که موجب بازدید جهانگردان بوده، شده است. علاقمندی جهانگردان به هنرهای نمایشی موجب توسعه تماشاخانه ها و تئاترهای سنتی شده است و مراسم جشن و پایکوبی افراد بومی احیاءمی شوند. ضمناً درآمدهای حاصل از این طریق به توسعه و رشد آنها کمک می کند.

8- احیاء هویت فرهنگی واحساس غرور ملی: زمانی که ساکنان بومی، علاقه و اشتیاق جهانگردان را نسبت به فرهنگ و سنت های خود مشاهده می کنند با احساس غرور و هویت فرهنگی خود را بیش از پیش در می یابند فرهنگ اقلیت که عموماً در فرهنگ اکثریت تحلیل می رود، بدین ترتیب شکل اولیه خود را پیدا می کند و نمود می یابد به طور کلی فرهنگ ماشینی موجب ا ز بین رفتن و تضعیف فرهنگهای سنتی می شود، که تا حدودی این ضایعه از طریق جهانگردی جبران شده و فرهنگ های سنتی در جوامع احیاء و تقویت می شوند. تحقیقات انجام شده اثرات مثبت توسعه جهانگردی را در احیاء هویت فرهنگی به خوبی نشان داده است.

9- تبادل فرهنگی: جهانگردی مردم جوامع میزبان و میهمان را به هم نزدیک و نوعی تبادل و ارتباط فرهنگی را بین آنان ایجاد می کنند. تفاهم بین ملتها و احترام و دوستی نسبت به یکدیگر یکی از مزایای مهم جهانگردی است. در کشورهایی که قبایل ونژادهای مختلفی دارند (مانند اندونزی وهند) گردش و بازدید ساکنان بخشهای مختلف در کشور موجب نزدیکی آنان به یکدیگر و وحدت ملی می شود. به طورکلی جهانگردی به بازدیدگنندگان نکات تازه ای را از فرهنگ کشورهای دیگر می آموزد و قدرت و تحمل و قبول دیگران، ارزشها وسنت های آنان را ایجاد می کند. جهانگردی پیام آور دوستی و تفاهم بین مردمان جوامع مختلف بوده و موجب پیوند آنان با یکدیگر می شود. جهانگردی موجب شناخت فرهنگ های مختلف می شود. و کشور میزبان این فرصت را پیدا می کند که فرهنگ و ارزشهای خود را به مردم سایر ملل بشناساند. و از آنان نمایندگانی برای تبلیغ اندیشه ها و افکار ایدئولوژیک خود بسازد.

آثار منفی جهانگردی:

1- ایجاد آلودگی: صنعت جهانگردی را صنعتی تمیز نام نهاده اند. اما توسعه سریع و بی برنامه آن منشاء آلودگی های بسیار زیاد شده است. افزایش بار سیستم حمل ونقل وازدحام خودروها در مناطق مورد بازدید موجب آلودگی هوا می شود. آلودگی آب نیز از طریق فاضلاب هتل ها و استراحت گاهها یا قایقرانی در دریاچه ها ممکن است. بدنماشدن مناطق طبیعی به علت استفاده بی رویه، ایجاد تأسیسات بدون در نظر داشتن زیبایی شهر و لوله کشی های گاز و سیم کشی برق برای تأسیسات جهانگردی بطور موقت، همه موجب بدمنظره شدن منطقه و نوعی آلودگی بصری می شوند. سروصداهای ناشی از تردد جهانگردان و برخی سرگرم کننده مانند: مسابقات موتور سواری یا ماشین رانی نیز باعث آلودگی صوتی محیط می شوند و در بعضی مناطق مسأله جمع آوری زباله ها و معدوم کردن آنها نیز به کندی انجام می شود و این امر خود به آلودگی محیط می افزاید.

2- فرسودگی محیط زیست: استفاده مستمر جهانگردان از جنگل ها، پارک های ملی، دریاچه ها و سایر جاذبه های طبیعی باعث فرسوده شدن این محل ها می شود. در یکی از تحقیقات انجام شده آثار مخرب استفاده جهانگردان از جاذبه های طبیعی بسیار جدی قلمداد شده است. اصولاً استفاده جهانگردان چرخه طبیعی زیست را در اغلب موارد به هم زده و موجب خسارات جبران ناپذیری به طبیعت منطقه می شود. به عنوان مثال: موتور سواری جهانگردان زندگی وحوش و پرندگان را به هم زده و باعث کوچ آنان می شوند. و یا رویش گل ها و گیاهان وحشی در مناطقی که مورد بازدید مستمر جهانگردان است به تدریج متوقف می شود. و پس از مدتی به نابودی می گراید.

3- آسیب دیدن ابنیه و آثار تاریخی: استفاده بیش از حد آثار تاریخی برای جهانگردان موجب فرسایش و از بین رفتن آثار مذکور می شود. در بعضی از آثار تاریخی ظریف مانند: تابلوها، نقاشی دیوارها یا سنگ نوشته ها و لوحه ها، دست زدن ونزدیک شدن و بعضاً عکسبرداری ممنوع شده است. و بدین وسیله کوشش می شود تا از فرسایش آنها حتی المقدور جلوگیری شود اما به هر حال حضور جهانگردان در این ابنیه و آثار در طول زمان عملاً آسیب ها و صدماتی را به وجود می آورد که شاید قابل ترسیم هم نباشد.

4- به هم زدن طرح های استفاده از زمین: توسعه جهانگردی نیاز به ایجاد هتل ها و استراحتگاهها و سایر تأسیسات مربوط را دارد و گاهی این امر موجب می شود تا فضاهای شهری به نفع تأسیسات جهانگردی اشتغال شده و تأسیسات مورد نیاز شهر کنار نهاده شود. فرضاً مناطق کشاورزی و باغها به صورت تفرجگاه جهانگردان در می آیند. و زمین ها به جای ایجاد بیمارستان و مدرسه به تأسیس هتل و مهمانخانه ها تخصیص داده می شوند. استفاده بی رویه از زمین برای تأسیسات جهانگردی منجر به مشکلات در آبرسانی و مسأله فاضلاب و ترافیک شهر را ایجاد می کند جهانگردی به علت درآمدزا بودن انگیزه

استفاده از زمین به هر قیمت را بوجود می آورد و نیازهای اصلی مردم شهر را ارضاء نشده باقی می گذارد.

5-شیوع بیماری های مسری: امروزه مسأله بیماری علاج ناپذیر «ایدز» مسؤلان جهانگردی را نگران ورود مبتلایان به این بیماری به کشور میزبان کرده است. اما د رهر حال با جابه جایی و ورود وخروج جهانگردان احتمال سرایت بیماری، ویروسها و میکروب ها همواره وجود دارد. اگر چه امروزه بهداشت و پاکیزگی محیط هتل ها، رستوران ها و چایخانه ها، تا حدود زیادی بهبود یافته است. اما به علت تردد مسافران در شهر و نقاط مختلف آن امکان انتقال بیماریها همواره با درصدی از احتمال وجود دارد. هنوز برخی از بیماریها مانند مالاریا، وبا و طاعون در برخی کشورهای در حال توسعه وجود دارند. و در صورتیکه جهانگردان این کشورها از قرنطینه نگذرند. احتمال انتقال بیماری وجود خواهد داشت.

6-ایجاد نابرابر اقتصادی:اگر جهانگردی در یک یا چند منطقه خاص در یک کشور توسعه پیداکند. آثار مثبت اقتصادی آن صرفاً در آن مناطق است و نوعی عدم تعادل از نظر استخدام در نقاط مختلف کشور ایجاد می کند. از سوی دیگر مردمان منطقه جهانگردپذیر از درآمد بالایی بر خوردار می شوند و ساکنان سایر مناطق از این مزیت بی بهره می مانند . این نابرابری ممکن است در یک منطقه و برای مشاغل مختلف نیز به وجود آید. صرفاً کسانی که مسقیماً با جهانگردان در دادوستد هستند درآمدهای بالایی کسب می کنند در حالیکه سایر مردمی که از این درآمد بی بهره هستند از مشکلات و تنگناهای حاصل از توسعه جهانگردی آسیب می بینند. نکته منفی دیگر گران شدن بهای اجناس و کالاها در مناطق جهانگردی است که اگر چه درآمد گروهی از صاحبان مشاغل را بالا می برد ولی اکثر افراد آن خطه از گرانی رنج می برند. ضمناً توسعه جهانگردی موجب جابه جایی اشتغال افراد بومی می شود. (فرهمندی، حسین، بررسی میزان جذب توریسم از دیدگاه سازمان ایرانگردی وجهانگردی شهرستان مشهد، کارشناسی ارشد، پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن 1378).

چارچوب تئوریک پژوهش:

دراین پژوهش از تئوری چاک.وای.گی استفاده شده که فرضیات این پژوهش برگرفته از این تئوری است.

تئوری چاک .وای .گی درمورد توسعه جهانگردی پایدار:

در حالی که جامعه جهانی به سده بیست و یکم وارد شده است جهانگردی سیر تکاملی می پیماید ودر بسیاری از کشورهای جهان به صورت یک صنعت در آمده است مسئله پایداری ، دوام و پایندگی مطرح می شود اصطلاح جهانگردی پایدار که به تازگی به کار می رود دارای معنی ها و تفسیرهای متعدد است . مقصود از این اصطلاح بیان توانایی های کشوری است که مقصد جهانگردان قرار می گیرندو باید آن کشور خود را در برابر رقیبان جدید و سرزمین های تازه کشف شده که از جذابیت بیشتری برخوردارند حفظ کند همچنین باید بتواند برای نخستین بارجهانگردان را جذب کند و آنها را تشویق به بازدیدهای بعدی از آن مکان کند. از نظر فرهنگی منحصر به فرد باقی بماند و عوامل زیست محیطی تعادل و توازن برقرار کند(گی ،چاک ،وای و همکاران 1997ص 71)

در تعریف جهانگردی پایدار سه امر مهم مورد تاکید قرار می گیرد:

  1. کیفیت جهانگردی پایدار: که می تواند تجربه های با کیفیت بالا به جهانگرد یا به مسافر دهد همچنین باعث می شود که کیفیت زندگی جامعه میزیان بهبود یابد و کیفیت محیطی نیز حفظ شود.
  2. حفظ و دوام : جهانگردی پایدار دوام منابع طبیعی که اساس و پایه وجود آن بوده است و همچنین حفظ ودوام فرهنگ جامعه میزبان را که منشاء تجربیات ارزنده آن می شود تضمین می کند.
  3. تعادل :جهانگردی پایدار بین نیازهای صنعت جهانگردی ، حمایت از محیط زیست و جامعه محلی،نوعی تعادل و توازن برقرار می کند. درجهانگردی پایدار بین هدفهای متفاوت و مشترک جهانگردان ،مسافران ، جامعه میزبان و مقصد یا محلی که پذیرایی این افراد است نوعی همکاری و اشتراک مساعی به وجود می آورد(همان منبع ،ص 325)

چاک ،وای ، گی در تئوری توسعه جهانگردی پایدار اصولی را برای این تئوری متذکر می شود. و معتقد است که چنانچه این اصول حتی درکشورهای جهان سوم توجه شود می تواند صنعت جهانگردی آن کشور را رونق بخشد . این اصول عبارتند از:

  1. باید افراد محلی را تشویق و ترغیب پذیرفتن نقش هایی کرد تا در امر برنامه ریزی و توسعه که به یاری سازمانهای دولتی ، تجاری ،مالی انجام می شود مشارکت فعال نماید و بخش خصوصی راتشویق به سرمایه گذاری دراین صنعت نمود.
  2. در صنعت جهانگردی برنامه ریزی توسعه و عملیات باید جزیی از استراتژیهای توسعه و نوید بخش ثبات و پایداری برای یک ناحیه یک استان یا یک کشور باشد برنامه ریزی توسعه، فعالیتهای صنعت جهانگردی باید همه جانبه و در برگیرنده همه بخشها باشد تا سازمانهای مختلف دولتی،شرکتهای خصوصی درآن شرکت کنند و از مزایای بالقوه آن بهره مند گردند. این برنامه ریزی و توسعه مستلزم همکاری میان سازمانهای دولتی و شرکتهای خصوصی است . بنابراین باید برنامه ریزهای اجتماعی – اقتصادی ،فرهنگی و محیطی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیردو به همه جنبه های مختلف صنعت جهانگردی توجه شود .تا رابطه معقول بر یکدیگر پیدا کنند و با شرایط محیطی و شیوه زندگی مردم آن دیار هماهنگ شوند.
  3. درباره ماهیت مکان یا شهر میزبان به جهانگرد آموزش داد و اورا از فرهنگ آن مکان آگاه ساخت. این امر مستلزم راهنمایی های اثر بخش است نمونه بسیارمتداول مفهوم راهنمائی های اثر بخش ، علامتها و نشانه های است که در مسیر پارکها ،موزه ها ، باغ وحش وآثار تاریخی مشاهده می شود. باکتاب های که برای راهنمایی مسافران و جهانگردان منتشر می شود نمونه دیگر از این راهنمائی های اثر بخش است . راهنمایی جهانگردان است که باید گفتار و راهنمائی های او از نظر جهانگردان معقول و یا مهم باشد راهنما باید درباره وضع فیزیکی ،فعالیتهای مربوط و اهمیت مکان یا محل خاص اطلاعاتی جامع به دیدار کنندگان بدهد(در توسعه و گسترش جهانگردی پایدار،آموزش نقش بسیار مهمی ایفا می کند برای آموزش جامعه محلی، راهنما باید نقشی مهم بر عهده بگیرد. کارکنان سازمان جهانگردی،جهانگردان و بازدید کنندگان و سرانجام مجموعه دستندرکاران باید در راه تقویت جهانگردی پایدار بکوشند)(همان منبع ص347)
  4. ایجاد تسهیلات و امکانات در جامعه میزبان به گونه ای که دیدار کنندگان بتوانند تجربه های ارزشمندی کسب کنند
  5. پیشرفت سیستم حمل و نقل و توسعه امور زیر بنایی که به رشد صنعت جهانگردی رابطه مستقیم دارد
  6. برقراری امنیت سیاسی . اقتصادی و اجتماعی برای جهانگردان در جامعه میزبان.
  7. تبلیغ جامعه میزبان در مورد نقاط جذاب و دیدنی به منظور آگاه کردن جهانگردان از این نقاط وارائه گزارشاتی در مورد اقامت درمهمان خانه ها ،صرف غذا،بلیط هواپیما .گردش گروهی یا مجموعه کلی از این خدمات .ابزارهای تبلیغ می تواند رسانه های گروهی،تشریفات ،کتب و برپایی نمایشگاههای تجاری ،فرهنگی ،اجتماعی باشند(کفاشی مجید :1379؛16)

فرضیه های تحقیق:

1. به نظر می رسد که بین امکانات رفاهی و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

2. به نظر می رسد که بین محدودیت و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

3. به نظر می رسد که بین ارتباطات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

4. به نظر می رسد که بین سرمایه گذاری وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

5. به نظر می رسد که بین تبلیغات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

6. به نظر می رسد که بین امنیت وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

7. به نظر می رسد که بین هماهنگی مسئولین وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

8. به نظر می رسد که بین روابط فرهنگی وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

9. به نظر می رسد که بین فرهنگ مردم وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

تعاریف واژه ها و اصطلاحات :

بهبود امکانات رفاهی جهانگردان :

تعریف نظری :عبارت از کلیه امکاناتی که به منظور رفاه حال جهانگردان در نظر گرفته می شود به طوری که این امکانات از جهت کمی و کیفی گسترش یابد.

تعریف عملیاتی : تاسیس هتل مطابق با استاندارد بین المللی ،تجهیزات بین شهری (رستوران، سرویس بهداشتی ،استراحتگاه ) سیستم حمل و نقل مناسب (اتوبوس ، هواپیما) بالا بردن کیفیت غذای رستورانها ، ایجاد مراکز بهداشتی درمانی ، ایجاد مراکز تفریحی – ورزشی : مراکز ارتباط مخابراتی و اینترنتی و... از معرفهای متغیر بهبود امکانات رفاهی جهانگردان است .

محدودیت :

تعریف نظری : عواملی که ممکن است برای یک جهانگرد در زمینه های تجاری و گمرکی ، پوششی وخوراکی وراحتی و آسایش ...مشکل ایجاد کند.

تعریف عملیاتی : قوانین و مقررات دست و پاگیر گمرکی ، صدور ویزا و روادید و نحوه پوشش جهانگردان و... را می توان درزمره مشکلات و محدودیت اقتصادی – اجتماعی ذکر نمود.

ارتباطات :

تعریف نظری : سیاستگذاری دولت در زمینه گسترش ارتباطات میان مناطق دیدنی کشور

تعریف عملیاتی : سرمایه گذاری در زمینه امور زیر بنایی از جمله جاده ها ،فرودگاهها ،سیستم حمل و نقل ،هم از جهت کیفی و هم از جهت کمی که موجب تسریع در امر ارتباطات میان نقاط دیدنی کشور می شود از معرفهای متغییر دسترسی سریعتر به نقاط دیدنی کشور می باشد.

سرمایه گذاری:

تعریف نظری : تشویق سرمایه گذاری بخش خصوصی از طرف دولت در جهت سرمایه گذاری درزمینه هتل داری ،تاسیسات بین راهی ، سیستم حمل و نقل مناسب،و خدماتی که با صنعت جهانگردی مرتبط است.

تعریف عملیاتی :تشویق سرمایه گذاری خصوصی از طریق ارائه امنیت اقتصادی ، سیاسی و معاف کردن آنها از مالیات در جهت سرمایه گذاری درصنعت جهانگردی از معرفهای متغیر سرمایه گذاری خصوصی است.

تبلیغات:

تعریف نظری: منظور هر گونه سرمایه گذاری که بتواند فرهنگ و تاریخ ایرانی را درکشورهای دیگر بخوبی معرفی کند تا بتواند تبلیغات سوء بیگانگان را در مورد ایران خنثی کند.

تعریف عملیاتی: تهیه فیلمهای درمورد فرهنگ ایرانی ،و آثار باستانی وتاریخی ایران و انتقال آن به سایر کشورها ،ایجاد نمایشگاههای درمورد دستاوردهای علمی فرهنگی ایران ،ایجاد تبلیغات درزمینه صنعت تورسیم ایران در شبکه جهانی اینترنت، ایجاد راهنماییهای اثر بخش(تابلو ،تهیه کتاب، راهنمائی توریسم) ،انتشاربروشور،و تقشه و عکس از جمله معرفهای متغیر در تبلیغات نام برد.

امنیت :

تعریف نظری : عبارت است ازبی خوفی ،وامن ،بی بیمی ،ایمنی .ایمن شدن و در امان بودن ( دهخدا ، علی اکبر ،1344و ص211)

تعریف عملیاتی : عدم احساس خطر ، ثبات و آرامش سیاسی در جامعه میزبان ،استقرار نظم در جامعه ، حاکمیت قانون ،عدم هرج و مرج درکشور،وخوف نداشتن از جان ومال و دیگر تعلقات فردی ،ازمعرفهای متغیر امنیت می باشد.

مسئولین :

تعریف نظری: همکاری و هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی و خصوصی در زمینه تمرکز در امر برنامه ریزی و سیاستگذاری در زمینه صنعت جهانگردی

تعریف عملیاتی : روابط و هماهنگی میان مسئولین سازمان ایرانگردی و جهانگردی ،وزارت خارجه ، محیط زیست، شهرداریها....که به نحوی با صنعت جهانگردی در ارتباطند از جمله معرفهای متغیر هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی است .

روابط فرهنگی :

تعریف نظری : منظور گسترش ارتباطات فرهنگی میان ایران و سایر کشورهاست.

تعریف عملیاتی : روابط میان اساتید دانشگاهها ،و شخصیتهای علمی بر پایی کنفرانسهای علمی درزمینه صنعت گردشگری ، تاسیس نمایشگاههای بین المللی ...از معرفهای متغییر روابط فرهنگی است.

فرهنگ مردم :

تعریف نظری :منظور سطح فرهنگ جامعه میزبان و میزان اطلاعات مردم در مورد توریست و مسائل توریستی کشور

تعریف عملیاتی :ارتقاء سطح آگاهیهای اجتماعی و فرهنگ عمومی در مورد مسائل گردشگری،از طریق آموزش نیروهای متخصص ،راهنمای توریستها مدیران هتلها .


پیشینه تحقیق

پیشینه تاریخی صنعت توریسم:

توریسم پدیده ای است که از دیرزمان در جوامع انسانی وجود داشته است و به تدریج در طی مراحل تاریخی مختلف به موضوع فنی اقتصادی واجتماعی کنونی خود رسیده است. (رضوانی 1372، ص 27) برای ارج نهادن و محیط نوین جهانگردی ودرک مسئله ها یا چالش هایی که پیش روی دست اندرکاران این صنعت قرار دارد . مروری بر گذار بر روند تاریخی این صنعت از اهمیت خاصی برخوردار است.

عهد باستان:

مردم متعلق به تمدنهای ماقبل تاریخ با این انگیزه مسافرت می کردند. که بتوانند غذا بدست آورند ازخطر دوری جویند یا به مناطقی که دارای آب و هوای مساعدتر است نقل مکان کنند. با افزایش مهارت و کسب فنون نیاز انسان به زندگی بدوی وخانه به دوشی کاهش یافت و در دوره های بعد انسان با انگیزه تجارت و تهاتر کالا مسافرت می کرد. در حالیکه امپراتورهای باستان در قاره های آفریقا و آسیا وخاورمیانه رشد می کردند. ساختار زیر بنای ایجاب می کرد که بازسازی شود. راه های آبی بوجود آید و برای ساده تر شدن مسافرت وسیله نقلیه تهیه گردد. آغاز مسافرتهای رسمی و دولتی خود نتیجه مستقیم اقدامات حکام مناطق مختلف بود که نمایندگان خود را به مکانهای دوردست اعزام می نمودند تا جنگهای قبیله ای را اداره کنند و از شهروندان مالیات وخراج بگیرند. در دوره های حکومت خانواده های سلطنتی در مصر مسافرت با قصد تجارت و تفریح انجام می گرفت. و اینگونه مسافرتها رونق زیادی یافت. و در نتیجه در شهرهای بزرگ و در مسیر جاده های اصلی مراکزی برای پذیرایی از مسافران بوجود آید. و بین پست های مراکز دولتی و مناطق خارج از کشور در مسیر راهها، مهمان خانه های ساخته شد و در عصر یا دوره ای که امپراتوری آشوری به اوج قدرت خود رسید. وسایل و تشکیلات لازم برای مسافرتهای ارتش ایجاد گردید در این زمان دولتها اقدام به جاده سازی کردند و در نقاط مختلف علامتهای خاص نصب گردید که نشان دهنده فاصله نقاط بود. ایرانیان امپراتوری آشوری را شکست دادند واقدام به توسعه سیستم راه سازی نمودند. کالسکه های چهار چرخ ساختند که در مسافرت و حمل و نقل به کار گرفته می شد. (گی، 1377، ص 35 و 36)

یونانیان به جزء اینکه مانند فنیقی ها به منظور کسب درآمدزا از خریدوفروش کالا به سفرهای دریایی پرداختند. بنا به استعداد فکری و ذوق علمی برای پژوهش و تحصیل و کسب آگاهی از وضعیت سرزمینها و ملتها نیز سفر می کردند. رومیان نیز به منظور سوداگری، تفریح یا مداوا، راهی شهرهای دیگر می شدند و برای استفاده از آبهای معدنی یا سواحل گرم آفتابی به جزایر پراکنده دریای مدیترانه سفر می کردند. در زمان ساسانیان بازرگانان رومی و ایرانی در دریا و اقیانوس سفر می کردند و رقیب یکدیگر بودند. آبهای جهان جولانگاه سوداگران، تجارت پیشگان، اشراف و نخبگان این دو ملت بود. با ظهور اسلام و چیرگی تازیان مسلمان بر ایران و سپس روم، در انگیزه مسافرت و چگونگی و دفعات مسافرت مردمان آن روزگار دگرگونیهای بوجود آمد. زیرا تحت ایران ملت های تازه مسلمان شده، انگیزه مذهبی بسیار قوی برای مسافرت به مکه در آنان بوجود آورد. دوم اینکه بسیاری از اندیشمنان ایران زمین به منظور آشنایی بیشتر با خاستگاه اسلام و بهره مندی از پیشگاه مردان دین به سبب تمایل و رغبت درونی و فطری ایرانیان به فراگیری دانش و بویژه آشنایی و معاشرت با قبایل عرب که به سلاست زبان و فصاحت بیان معروف بودند به کشورهای عربی مسافرت می کردند بالاخره رونق بازرگانی میان ایرانیان و کشورهای نوپای اسلامی آن روز باعث شد که گروه بیشماری از ایرانیان و تازیان به سرزمین های یکدیگر رفت و آمد کنند.
(محلاتی، 1380 : 706)

قرون وسطی:

سده ی پنجم تا چهاردهم میلادی را قرون وسطی می نامند. در این دوره مسافرت و تجارت رونق خود را از دست داد زیرا جاده ها تقریباً از بین رفته و شرایط مسافرت بسیار مشکل و حتی خطرناک شده بود. اوضاع پرآشوب اروپا، و آسیا باختری در سده های میانه به سبب جنگهای خونین مسیحیان و مسلمانان که به جنگهای صلیبی معروف است و لشکرکشی های مداوم اروپائیان به آسیا موجب ناآرامی راهها و ویرانی جاده ها شد. به همین سبب سفرهای تفریحی و پژوهشی به رکود گراییده ولی سفرهای بازرگانی و گاهی مذهبی البته با نیروهای مسلح به نگهبانی کاروان همچنان ادامه داشت. (محلاتی، 1380 : 7)

رنسانس:

از سده چهاردهم تا هفده بیشتر مسافرتها با هدف کسب و دانش و تجربه آموزی انجام می شد در انگلستان ملکه الیزابت اول برای تربیت و پرورش نمایندگان خارجی با شکلی از مسافرت موافقت کرد و در دانشگاههای همچون آکسفورد و کمبریج در انگلستان و سالامانکا، در اسپانیا هزینه های مسافرت دانشجویان را به عنوان کمک هزینه تحصیلی می پرداختند کاروانها مسافرتی دوره الیزابت پس از چندی دارای ساختار و سازمان منطقی گردیدند. و آن را گراندتور نامیدند. این کاروانها کار خود را در نیمه سده هفده شروع کردند و نیمه سده نوزده شهرت داشتند افراد برای کسب و دانش و تجربه های جدید به مسافرت می رفتند و بیشتر اعضای این کاروان را چنین افرادی تشکیل می دادند. (گی، 1377 : 39-38)

انقلاب صنعتی:

انقلاب صنعتی که از سال 1750 تا 1850 ادامه یافت. پایه و اساس گردشهای دسته جمعی را بدان گونه که امروزه با آن آشنا هستیم بوجود آورد. در این دوره کارگران ساده کشاورزی که در مناطق روستایی وجود داشتند رهسپار شهرها و کارخانه های تولید می شدند و با شیوه ای از زندگی که نمونه های آن را در این زمان مشاهده می کنیم آشنا گردیدند. همین مسأله باعث شد که آن دوره شاهد تغییرات ژرف اقتصادی و اجتماعی باشد، همچنین انقلاب صنعتی موجب پدید آمدن ماشین ها، قطارها و کشتی هایی شد که با نیروی بخار کار می کردند تغییرات اجتماعی که موجب تغییر مشاغل گردید باعث گسترش طبقه میانی اجتماعی گردید و این طبقه توان بیشتر می یافت تا بیشتر به تفریح و مسافرت برود. افزایش تقاضا و مسافرت باعث شد که شهرت مسافرت های فرزندان خانواده های مرفه، در گراندتور انجام می گرفت کاهش یابد. (گی، 1377 : 39)


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید