فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

بررسی عوامل موجه فشارهای عصبی و نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران

تحقیقات انجام شده بر این نکته تأکید دارند که استرس عکس‌العمل افراد در مقابل عوامل ایجاد کننده فشار عصبی می‌باشد علل زیادی برای فشارهای عصبی نام برده شده است که برخی از این علل را می‌توان در سازمانها و برخی دیگر را نیز در محیط اجتماع و خانواده یافت در این تحقیق سعی گردیده است ابتدا برخی از علل ذکر شده برای فشارهای عصبی که ریشه در کهیط سازمانی و محی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 891 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 149
بررسی عوامل موجه فشارهای عصبی و نقش فشارهای عصبی  در کارآیی مدیران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

تعریف موضوع

فرضیات تحقیق

اهمیت موضوع

اهداف تحقیق

قلمرو تحقیق

تعریف واژه‌های عملیاتی

محدودیتهای تحقیق

فصل دوم : مبانی تئوریک و پیشینة پژوهش

تاریخچه تحقیق پیرامون فشار عصبی

فشار عصبی چیست؟

اجتناب‌ناپذیر بودن فشار عصبی

مراحل فشار عصبی

مدلی برای تحلیل فشار عصبی

منابع فشار عصبی

1-عوامل طبیعی

1-1) محیط خانواده

1-2) محیط اجتماع

2- عوامل سازمانی

2-1) عوامل مربوط به خود سازمان

2-1-1) ساختار سازمانی

2-1-2) جو سازمانی

2-1-3) محیط فیزیکی

2-1-4 ) تضادهای صف و ستاد

2-2) عوامل مربوط به شغل

2-2-1) ابهام نقش

2-2-2 ) افراط نقش (کمی و کیفی)

2-2-3 ) تفریط نقش

2-2-4) تعارض نقش

2-2-5) روابط بین افراد

2-2-6 ) فزونی اطلاعات

2-2-7 ) نکات مربوط به مسیر ترقی

2-2-8 ) تحرک جغرافیایی

2-2-9 ) مشاغل مدیریتی

2-2-10) انتظارات نقش

2-2-11) مسئولیت برای دیگران

2-2-12) ادراک عصبی

عوامل مؤثر در تعدیل فشارهای عصبی

1) ادراک

2) اختلافات فردی

3) ارزشها

4) شخصیت

5) حمایت اجتماعی

6) تجربه شخصی

نتایج فشارهای عصبی

1- نتایج رفتاری

1-1) عملکرد

1-2) غیبت

1-3) رضایت شغلی

1-4) تصمیم‌گیری

1-5) انحرافات اجتماعی

2- نتایج جسمی و فیزیولوژیکی

2-1) بیماریهای قلبی و عروقی

2-2) بیماریهای دستگاه گوارش

2-3) بیماریهای پوست

2-4) رابطه فشار عصبی با سیستم دفاع ایمنی

2-5) سرطان

2-6) سردردها و فشار عصبی

3- نتایج و عوارض روانی فشارهای عصبی

3-1) اضطراب

3-2) ناکامی

3-3) افسردگی

فصل سوم : فرایند تحقیق

روش تحقیق

روش جمع‌آوری اطلاعات

پرسشنامه‌های تحقیق

جامعه آماری

روشها و فنون آماری مورد استفاده

تکنیک همبستگی

تحلیل واریانس

فصــل اول

کلیــات

مقدمه

در فصل اول این تحقیق به کلیات مربوط به موضوع پرداخته شده و بیان موضوع تحقیق ، اهمیت موضوع و هدف و محدودیتهای تحقیق از جمله بخشهای مشمول در این فصل می‌باشند.

تحقیقات انجام شده بر این نکته تأکید دارند که استرس عکس‌العمل افراد در مقابل عوامل ایجاد کننده فشار عصبی می‌باشد. علل زیادی برای فشارهای عصبی نام برده شده است که برخی از این علل را می‌توان در سازمانها و برخی دیگر را نیز در محیط اجتماع و خانواده یافت. در این تحقیق سعی گردیده است ابتدا برخی از علل ذکر شده برای فشارهای عصبی که ریشه در کهیط سازمانی و محیط اجتماع و خانواده دارند بیان بررسی گردد و سپس این عوامل در ایجاد فشارهای عصبی در مدیران شرکت ماشین‌سازی اراک پرداخته شود.

فشارهای عصبی دارای عوارض و اثرات بسیاری می‌باشند. تحقیقاتی نیز در زمینه اثرات فشارهای عصبی بر روی اعضاء سازمانها انجام گرفته است و برخی از این تحقیقات نیز این اثرات را دسته‌بندی کرده‌اند. در این تحقیق نیز پس از بررسیهای انجام شده اثرات این فشارها بر روی کارآیی مدیران مورد بررسی قرار گرفته است و به این نکته پرداخته شده است که این فشارها تا چه حد عملکرد مدیران شرکت را تحت تأثیرقرار می‌دهند.

نکته قابل توجه دیگر این است که تحقیق پیرامون فشارهای عصبی نیز مانند بسیاری از تحقیقات دیگر با محدودیتهایی روبرو بوده است. از جمله مهمترین این محدودیتها نیز می‌توان از عدم همکاری برخی از مدیران در پرکردن پرسشنامه‌های تحقیق، ندادن اطلاعات کافی در زمینه موضع تحقیق توسط مسئولین برخی از واحدها و کمبود منابع و مآخذ جدید درباره موضوع در داخل کشور را نام برد که در این فصل به بیان تفصیلی هر یک از موارد فوق پرداخته خواهد شد.

بیان و تعریف موضوع

موضوع این تحقیق «بررسی عوامل فشارزا و نقش فشار عصبی درکارآیی مدیران کارخانه ماشین‌سازی اراک » می‌باشد. جهت بیان دقیقتر موضوع تحقیق بطور مختصر به تشریح ‌آن پرداخته می‌شود.

همانگونه که از عنوان این تحقیق پیدا است این تحقیق شامل دو بخش اصلی می‌باشد که مبنای کار تحقیقاتی مورد نظر را تشکیل می‌دهند. بخش نخست این تحقیق به عوامل ایجاد کننده فشار عصبی اختصای دارد و بخش دوم به بررسی رابطه بین فشار عصبی و کارآیی مدیران مربوط می‌شود.

فشار عصبی ممکن است متعادل و سازنده بوده و نتایج مثبتی در عملکرد شخص ایجاد نماید و یا اینکه از میزان متعادل کمتر یا بیشتر بوده و نقش مخرب در عملکرد شخص داشته باشد. اگر قرار است که مدیران سازمانی فعالیتهای آن سازمان را جهت نیل به اهداف هماهنگ نموده و برنامه‌ریزیها و سازماندهیها و سایر وظایف خود را انجام دهند فشار عصبی می‌تواند در این فعالیتها نقش مثبت یا منفی ایفا نماید و موجباتی را فراهم سازد که مدیر فعالیتهای خود را بطور مطلوب یا نامطلوب انجام دهد. مدیریت از حرفه‌هایی است که بیش از مشاغل دیگر با فشارهای عصبی سرو کار دارد و در صورتی که فشارهای عصبی از حد معینی بالاتر رفت تغییراتی در ابعاد سازمانی مشاهده خواهد شد. اگر فشار عصبی مدت زیادی در مدیر باقی بماند ممکن است صدمات جبران‌ناپذیری نیز به وی وارد نماید.

فشارهای عصبی وارده به افراد ممکن است دارای علل متعددی باشند. گاهی فشارهای عصبی در سازمان ناشی از عوامل محیطی بیرون از سازمان از قبیل خانواده و مشکلات مربوط به آن همچون مرگ عزیزان ناشی می‌شوند و گاهی نیز عوامل بیرونی شامل محیط بیرون از خانواده، همچون تغییرات تکنولوژیکی و عدم اطمینان ناشی از ‌آن و تغییرات سیاسی منبع فشار عصبی افراد واقع می‌شوند. همچنین گاهی نیز فشارهای عصبی ممکن است ریشه در درون سازمان داشته باشد. عوامل فشارزای درون سازمان نیز گاهی به خود شغل مربوط می‌شوند و گایه نیز به درون شغل بستگی نداشته و به عوامل سازمانی دیگر از قبیل همکاران، تهدید مرئوسان و گرفتاریهای مالی و غیره مربوط می‌گردند. بنابراین در این تحقیق سعی می‌شود که تعیین شود آیا عوامل محیطی و سازمانی در کارخانه ماشین‌سازی اراک باعث ایجد فشار عصبی در مدیران می‌شوند؟ همچنین به تعیین این مطلب پرداخته می‌شود که در صورت مؤثر بودن این عوامل اثر کدامیک ازاین دو عامل در فشارزایی بیشتر است.

دسته‌بندی‌های متعددی در کتب علمی از عوامل فشارزا انجام گرفته است. یکی از نویسندگان این عوامل را به دو دسته کلی عوامل درون سازمان و عوامل بیرون‌زا سازمان تقسیم کرده است که عوامل درون سازمان خود به چهار دسته عوامل فیزیکی ، شغلی ، گروهی و عوامل سازمانی تقسیم شده‌اند. عوامل فیزیکی ایجاد کننده فشار عصبی دربرگیرنده مسائل فیزیکی محیط کار از قبیل نور، صدا و غیره می‌باشند و عوامل شغلی نیز به جزئیات مربوط به شغل از قبیل تعارض نقش، کارزیاد، تغییر ، محدودیتهای زمانی و غیره مربوط می‌شوند. همچنین عوامل گروهی شامل مسائل درون‌گروهی از قبیل فرمهای درون‌گروهی مخالف و عدم انسجام گروهی و غیره می‌باشند و عوامل سازمانی نیز در برگیرنده مسائل مربوط به ساختار سازمان و رفتار رهبر و کاغذبازی و غیره می‌باشند همچنین عوامل خارج از سازمان به سه دسته عوامل خانوادگی، عوامل مالی و عوامل اجتماعی تقسیم گردیده‌اند.[1]

با توجه به مطالبی که درباره موضوع تحقیق بیان شد می‌توان متغیرهای این تحقیق را مشخص ساخت. یکی از متغیرهای این تحقیق فشار عصبی یا استرس می‌باشد و متغیرهای دیگر عوامل ایجاد کننده فشار عصبی و کارآیی مدیران می‌باشند که در صفحات بعد توضیحات بیشتری درباره آنها داده خواهد شد. تغییر در عوامل ایجادکننده فشار عصبی به کم و زیاد شدن میزان فشار عصبی مدیران منجر خواهد شد و هنگامی که میزان فشار عصبی کم و زیاد گردد کارآیی یا عملکرد مدیران نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد. بنابراین باید تعیین نمود که عوامل ایجاد کننده فشارهای عصبی کدامند و کاهش و افزایش آنها برعملکرد مدیران چه تأثیری می‌گذارد.

نکته قابل توجه این است که عوامل ایجادکننده فشار عصبی ممکن است اثر متفاوتی بر روی افراد مختلف داشته باشند. یک عامل ممکن است برای مدیری فشار عصبی خفیفی ایجاد نماید در حالی که ممکن است برای مدیر دیگر فشارزایی بالایی داشته باشد. درهر صورت هنگامی که مدیری دچار فشار عصبی می‌شود حالتی در او ایجاد می‌شود که ممکن است احساس ناکامی، تنش و تعارض و یا بلاتکلیفی نماید و این احساسات نیز اثراتی بر رفتار او داشته باشند.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهند که فشار عصبی امری اجتناب ناپذیر می‌باشد و هر فردی در هر زمانی ممکن است با فشارهای عصبی روبرو شود. حتی در عصر شکار نیز هنگامی که انسانها به شکار می‌رفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار می‌گرفته‌اند دچار فشارهای عصبی روانی شدید می‌رفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار می‌گرفته‌اند دچار فشارهای عصبی روانی شدید می‌شدند. اگر چه آن نوع تهدیدات قدیمی و عوامل ایجادکننده فشار عصبی در قدیم اکنون دیگر وجود ندارند ولی تهدیدهای دیگری که به مراتب اثرات بیشتری از آنها دارند اکنون جای آنها را گرفته‌اند. بیکاری و اخراج از کار، درگیری با همکاران در محیط کار و کار زیاد و غیره از جمله این عوامل می‌باشند.

اساساً منطق و فلسفه زندگی خود ایجادکننده فشار عصبی می‌باشد و بیشتر افراد در وضعیتهای زندگی و شغلی ایجادکننده فشار عصبی قرار دارند. عواملی همچون حوادث رانندگی انتصاب در پستهای جدید، قرارهای تلفنی مهم و ملاقاتهای مهم تماماً از عواملی هستند که ممکن است ایجاد کننده فشار عصبی باشند.[2]

با توجه به مطالب فوق اگر بتوان طرقی را ارائه نمود که میزان فشارهای عصبی را در حد متعادلی نگهداشت این امر یقیناَ عملکرد و کارآیی مدیران را در سازمان بهبود خواهد بخشید.

فشارهای عصبی همچنین ممکن است اثراتی را بر انجام وظایف مدیران داشته و کیفیت انجام وظایف آنها را پایین آورد. تصمیماتی که اغلب در شرایط تحت فشارهای عصبی گرفته می‌شوند اغلب بهینه نبوده و کمتر با موفقیت به اجرا درمی‌آیند و با حذف و تقلیل برخی از عوامل فشارزا می‌توان آنها را بهینه کرد. یکی دیگر از اثرات استرس بر عملکرد مدیران و پرسنل افزایش غیبت می‌باشد. فشارهای عصبی غیرمتعادل ممکن است باعث شوند که افراد خود را از محیط کار دور سازند و به غیبت و حتی در برخی موارد ترک خدمت دست زنند. ازدیگر اثرات فشارهای عصبی می‌توان از حوادث صنعتی که خسارات بسیاری را چه از نظر نیروی انسانی و چه از نظر مالی به سازمانها واردمی‌کنند نام برد. همچنین کاهش رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان نیز از جمله اثرات این فشارها می‌باشند.

مطالب فوق تماماً نتایج تحقیقاتی بود که در کشورهای پیشرفته در رابطه با این موضوع انجام گرفته است. و با مطالعه کتابخانه‌ای دررابطه با موضوع جنبه‌های مورد بحث روشن گردیده است. ولی از آنجایی کهزمان و مکان تحقیق ممکن است بر نتایج تحقیقات اثر بگذارد و حتی ممکن است نتیجه تحقیقات را به کلی تغییر دهد، بایستی دید که آیا در کشور ما نیز نتیجه تحقیقات مانند نتایجی است که در کشورهای پیشرفته بدست آمده است؟ به عبارت دیگر آیا ممکن است تحقیقی که در این زمینه در کارخانه ماشین‌سازی اراک و آن هم بر روی مدیران انجام می‌شود نتیجه‌ای متفاوت با آنچه در کشورهای پیشرفته بدست آمده است را بدست دهد.

اگر بطور دقیق به سئوالات مطرح شده در بالا توجه شود سؤالات زیر که سؤالات اصلی این تحقیق می‌باشند و از طریق مطالعه تئوریکی بدست آمده‌اند بدست خواهند آمد:

1- آیا عوامل محیطی برای مدیران ایجاد فشار عصبی می‌نمایند؟

2- آیا عوامل سازمانی در مدیران ایجاد فشار عصبی می‌نمایند؟

3- آیا استرس شدید به کاهش کارآیی مدیران منجر می‌شود؟

4- آیا استرس کم به کاهش کارآیی مدیران منجر می‌گردد.

با توجه دقیق به مطالب فوق روشن می‌شود که منظور از این تحقیق که پاسخگویی به سؤالات چهارگانه فوق می‌باشد.

اکنون که تا حدی به زمینه تئوریکی موضوع اشاره شد بهتر است به محیط اجرای یتحقیق و مراحل اجرایی تحقیق نیز اشاره گردد.

از عواملی که باعث می‌شود افراد در مناطق مختلف خصوصیات روانی و رفتاری متفاوتی داشته باشند محیط جغرافیایی می‌باشد و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد افرادی که در مناطق جغرافیایی مختلف زندگی می‌کنند ویژگیهای متفاوتی دارند. خصوصیات روحی افرادی که در مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند با خصوصیات روی افرادی که در مناطق سردسیر زندگی می‌کنند متفاوت است. بر همین اساس در این تحقیق جامعه آماری را مدیران یک واحد سازمانی که همگی در شهرستان اراک استقرار دارند تشکیل می‌دهند و بدین ترتیب سعی شده است تا حد امکان اثر عوامل جغرافیایی بر نتایج تحقیق محدود گردد.

کارخانه ماشین سازی اراک حدود 3800 تن پرسنل دارد که در قسمتهای اداری، تولیدی و آموزشی این کارخانه به کار مشغول می‌باشند. از میان این تعداد 210 تن را مدیران ، معاونین مدیر عامل و روسای قسمت و سرپرستان واحدهای تولیدی تشکیل می‌دهند. بدیهی است که این مدیران فعالیتهای اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ می‌نمایند و جهت دهی اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ می‌نمایند و جهت دهی اصلی فعالیتهای شرکت را به عهده داشته و اختلال در عملکرد آنها می‌تواند اختلالات بسیار مهمی در فعالیتهای کارخانه ایجاد نماید. در صورت وجود مشکلات در محیط کاری مدیران ممکن است عوارض این مشکلات به صورتهای مختلف از قبیل بالا رفتن هزینه‌های تولید، غیبتها و ترک خدمتها نمود پیدا کند.

فرضیات تحقیق

فرضیه‌های این تحقیق شامل چهار فرضیه می‌باشند که از میان این فرضیه‌ اول دارای شش فرضیه فرعی و فرضیه دوم نیز دارای دو فرضیه فرعی می‌باشد که هر یک از فرضیه‌های چهارگانه و همچنین فرضیات فرعی مربوط به آنها علاوه بر اینکه در کل جامعه آماری آزمون می‌شوند همچنین با اجرای مدل تحقیق هر یک از فرضیات در سطوح مختلف مدیریت ، در واحدهای سه‌گانه مجتمع آموزشی، صف و ستاد آزمون می‌گردند. این فرضیات به شرح زیر هستند:

1- عوامل سازمانی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردند.

1-1) ابهام نقش باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌شود.

1-2) تعارض نقش منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردد.

1-3) افراط نقش کمی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌شود.

1-4) افراط نقش کیفی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردد.

1-5) مشکلات مربوط به مسیر ترقی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردند.

1-6) مسئولیت برای دیگران فشار عصبی مدیران را افزایش می‌دهد.

2- عوامل محیطی منجر به افزایش فشارعصبی در مدیران می‌شوند.

1-2) عوامل مربوط به محیط اجتماع منجر به افزایش استرس مدیران می‌شوند.

2-2) عوامل مربوط به محیط خانواده منجر به افزایش استرس مدیران می‌گردند.

3- فشار عصبی شدید باعث کاهش کارآیی مدیران می‌شود.

4- فشار عصبی کم باعث کاهش کارآیی مدیران می‌شود.

اهمیت موضوع

جهت پی بردن به اهمیت موضوع در این قسمت لازم است به دو مبحث کلی اشاره شود که این دو مبحث بطور کلی گویای اهمیت موضوع خواهند بود. در مبحث نخست به اهمیت مسئله فشارهای عصبی و نقش آنها در فعالیتهای پرسنل و مدیران پرداخته می‌شود و در بخش دوم به جایگاه ملی شرکت ماشین‌سازی اراک و ارزش ملی آن و نقش مدیران این واحد صنعتی در اداره امور آن پرداخته خواهد شد.

فشارهای عصبی عارضه اجتناب‌ناپذیر درمحیط کار و سازمان می‌باشند که افراد را از آنها گریز نبوده و واکنشهای متفاوتی نسبت به آنها نشان می‌دهند. برخی از این واکنشها آشکار و قابل رویت بوده و برخی نیز درونی و روحی بوده و بطور غیرمستقیم در افراد اثر می‌گذارند از جمله عوارض آشکار فشارهای عصبی می‌توان از فشار آوردن افراد به بندهای انگشتان ، دندانها و جویدن لبها و غیره را نام برد.

به هر حال بسیاری از مدیران به دلیل فشارهای زیادی که از ناحیه مشکلات محیط کار و مسئولیتهای گوناگون و تصمیم‌گیری متفاوت متحمل می‌شوند توان خویش را از دست داده و کارآیی آنها به حداقل می‌رسد. بنابراین و با توجه به نقش مهم مدیران در سازمانها و بخصوص سازمان عظیمی همچون شرکت ماشین‌سازی اراک بررسی علل ایجاد فشارهای عصبی و راههای متعادل کردن آنها در مدیران از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود.

به هر ترتیب این فشارها می‌توانند تغییرات جسمی و روحی و رفتاری در افراد ایجاد نموده و عملکرد آنها را تا حد قابل توجهی تنزل دهند . در این زمینه تحقیقات بسیاری در کشورهای صنعتی انجام گرفته و برخی از این تحقیقات به نتایج بسیار مطلوبی نیز دست یافته‌اند. ولی متاسفانه تلاشهای تحقیقاتی در این زمینه در داخل کشور بسیار محدود و توجه کمی به جنبه‌های سازمانی این مسئله معطوف گردیده است.

عوارض فیزیکی و جسمی فشارهای عصبی تنها به موارد فوق محدود نمی‌گردند و علاوه بر موارد فوق تحقیقات انجام شده عوارض مشخص‌تری را برای افرادی که دارای فشارهای عصبی غیرمتعادل می‌باشند ذکر کرده‌اند که این عوارض خود بیشتر اهمیت موضوع را آشکار ساخته و لزوم تحقیق در این زمینه را آشکار می‌سازد. برخی از مهمترین این عوارض شامل بی‌خوابی، پرخوری، کم اشتهایی و یا بی‌اشتهایی، زخمهای عمیق و خونریزی در معده و اثنی‌عشر، فراموشی، تصادف و ایجاد بی‌تفاوتی در افراد نسبت به افراد دیگر و یا نسبت به ی تفکر و غیره می‌باشند، که هر کدام از این عوامل ممکن است بطور مستقیم و یا غیرمستقیم هزینه‌هایی را برای افراد و یا سازمانها داشته باشند که این هزینه‌ها به صورت غیبت از کار و ضعف در عملکرد، هزینه‌های درمانی و غیره مشاهده می‌شوند. لذا لازمه جلوگیری از این هزینه‌ها توجه با مسئله فشارهای عصبی و متعادل کردن آنها می‌باشد.

در برخی از کشورهای محققین هزینه‌های ناشی از فشارهای عصبی را به صورت سالانه محاسبه نموده و نتایج آنها را منتشر نموده‌اند. این تحقیقات نشان می‌دهند که مسائل و مشکلات ایجاد شده در نتیجه فشارهای عصبی هزینه‌های بسیار بالایی را برای سازمانها به همراه داشته‌اند. مؤسساتی که در زمینه فعالیتهای بهداشتی و درمانی و کمک به درمان استرس فعالیت می‌کنند ارقام بالایی را در رابطه با هزینه‌های بهداشتی و درمان در مؤسسات کشورهای پیشرفته بیان می‌کنند به عنوان مثال مؤسسه آسپن[3] که در زمینه مسائل مربوط به استرس فعالیت می‌کند اظهار می‌دارد که مرگ زودرس کارکنان در صنایع کشور آمریکا سالانه 25 میلیارد هزینه دارد و هر سال مؤسسات آمریکا 125 میلیارد دلار صرف هزینه‌های بهداشتی و درمانی کارکنان خود می‌کنند و این مقدارهر سال پانزده درصد افزایش می‌یابد که بخش قابل توجهی از آن ناشی از مسائل مربوط به فشارهای عصبی می‌باشد[4] .

همچنین یکی دیگر از محققین اظهار می‌دارد که هزینه مسائل بهداشتی و بیماریهای روانی مربوط به فشار عصبی در مؤسسات آمریکایی با احتساب بیمه سلامتی و نقص عضو و بهره‌وری از دست رفته سالانه حدود 150 میلیارد دلار برآورد می‌شود[5].

از میان عوارض فشارهای عصبی أنچه که بیشت رمورد توجه قرار گرفته و بررسیهای زیادی را به خود اختصاص داده است عوارض فیزیولوژیکی و جسمی ناشی از فشارهای عصبی می‌باشد. یکی از عوارض بسیار مهم فیزیولوژیکی فشارهای عصبی که در اینجا لازم است به آن اشاره شود انسداد و یا گرفتتگی عروق می‌باشد. تحقیقات انجام شده نشان داده‌اند که فشارهای عصبی نقش بسیار مهمی در سکته‌های قلبی و بیماریهای مربوط به قلب ایفا می‌نمایند. این فشارها با تشدید فعالیتهای قلب و افزایش میزان فشار خود افراد را در معرض بیماریهای قلبی فراوانی قرار می‌دهند.

یکی از تحقیقات انجام شده در یکی از کشورهای صنعتی در این زمینه نشان داده است که بیماریهای قلبی و عروقی در اثر عوامل چندی ممکن است بوجود آیند که مهمترین این عوامل را عواملی همچون استعمال دخانیات، میزان بالای کلسترول و چاقی بیش از اندازه و بالاخره فشارهای عصبی ذکر می‌کند. نکته جالب این تحقیق آن است که عوامل خطرناکی همچون چاقی ، کلسترول بالا و استعمال دخانیات تنها علت 25% از بیماریهای مربوط به انسداد رگهای قلب می‌باشند و 75% باقیمانده در اثر فشار عصبی ناشی از محیط کار و محیط زندگی ایجاد می‌گردند[6]

البته بحث درباره فشار عصبی به معنی ‌آن نیست که کلیه فشارهای عصبی در افراد باید از بین بروند، بلکه سخن این است که تنها فشارهایی که اثرات مخرب فیزیولوژیکی و روحی در افراد دارند را بایستی از بین برد و فشار عصبی با انگیزه‌های معمولی افراد تفاوت دارد نبایستی فشار عصبی را با این نوع انگیزها که اثر سازنده دارند اشتباه گرفت. وجود انگیزه‌های معمولی برای زندگی افراد ضروری می‌باشد.

با توجه به مطالب فوق اهمیت فشارهای عصبی و اثرات آنها بیشتر آشکار می‌گردد و مدیران بایستی با شناخت انواع این فشارها و اثرات آنها نقش مثبتی برای خنثی کردن اثرات آنها ایفاء نمایند. چرا که وضعیت فشارزایی عصبی ممکن است با اقدامات ناآگاهانه مدیران و سرپرستان و همچنین کارکنان بدتر گردیده و بدین ترتیب اثرات مخرب آنها بر سازمان بیشتر گردد.

در اینجا بهتر است انواع فشارهای عصبی و عکس‌العمل‌هایی که مدیران و یا سرپرستان ممکن است انجام دهند بطور مختصر توضیح داده شود تا اهمیت برخورد صحیح با وضعیتهای استرس‌زا بهتر روشن گردد. لازم به یادآوری است که توضیح مفصلتر در این زمینه در بخش مبانی تئوریک و مدل تحقیق آورده خواهد شد.

دسته‌بندی‌های بسیاری از انواع فشارهای عصبی انجام گرفته است. یکی از این دسته‌بندیها آنها را به سه نوع ناکامی، اضطراب و تعارض درونی در افراد تقسیم می‌کند[7].

ناکامی حالتی است که در آن فرد نمی‌تواند به هدف خویش دست یافته و در نتیجه راه رسیدن وی به هدفش مسدود می‌گردد و طبیعی است که در این حالت فرد از نظر روحی دچار ناراحتی می‌گردد و ممکن است عکس‌العملهایی را نشان دهد با این عکس‌العملها به صورت پرخاشگری و تسلیم و لاقیدی و یا بصورت محافظه کارانه باشد. با عکس‌العمل هر یک از این حالتها به صورتهای گوناگون در سازمانها با آنها برخورد می‌شود که این برخورد می‌تواند صحیح و سازنده باشد و از ریانهای وارده به سازمان جلوگیر کند . یا اینکه وضعیت را بدتر و وخیمتر سازد.

ولی بطور کلی بایستی اظهار داشت که ابتدا مدیران بایستی مشکل را بطور صحیح شناخته و همکاران و یا افرادی که در این وضعیتها قرار گرفته‌اند را در حل مشکل یاری نمایند و بجای توبیخ و سرزنش آنها راه‌های درست حل مشکل را به آنها ارائه دهند. معمولاً مدیرانی که به این شیوه عمل می‌کنند، از سایر مدیران موفق‌تر می‌باشند.

از اضطراب نیز به عنوان یکی دیگر از حالتهای فشار عصبی نام برده شده است و ذکر شده که از حالتهایی است در آن حالت فرد بیشتر نگران وضعیت ‌آینده خویش می‌باشد و نسبت به حوادث آینده در کار خویش نامطمئین است و در این میان ممکن است از وضعیت جاری غافل گردید و بیشتر توجه خویش را متمرکز آینده کند که این مسئله نیز هنگامی که از میزان معمولی خود فراتر رود می‌تواند برای سازمان زیانبخش باشد و نتیجه آن به صورت اشتباهات کارمندان در کار ظاهر گردد.

عکس‌العمل مدیران در این حالت نسبت به افراد مضطرب ممکن است باعث تشدید این نگرانی و اضطراب گردد و یا اینکه از میزان آن بکاهد. این مطلب نیز در خور توجه است که در بخشهای بعد بیشتر به آن پرداخته می‌شود.

نوع دیگری از فشار عصبی تعارض ردونی است. در این حالت نیز افراد راهدهای کاری زیادی برای رسیدن به هدفها دارند که ممکن است ندانند کدام راه بهترین راه بوده و آن را برای رسیدن به هدف انتخاب نمایند. این مسئله نیز ناراحتیهایی برای افراد ایجاد کرده و افراد برای کاهش این ناراحتی‌ها دست به اقداماتی می‌زنند که ممکن است چندان حساب شده نباشد. در این میان اطرافیان و مدیران و بالادستان می‌توانند نقش مهمی داشته و با دادن اطلاعات مربوط به آنها از میزان تعارض کاسته و در نتیجه از تفاقاتی که ممکن است رخ دهد جلوگیری نمایند.

تحقیقات دیگر نیز اشاره بر این نکته دارند که اینگونه فشارهای عصبی و نتایج ناشی از آنها در محیط کار در حال افزایش بوده و بایستی اقدامات جدی در این راه صورت گیرد و شناخت این فشارها چگونگی برخورد با آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.

با توجه به انواع فشارهای عصبی فوق‌الذکر و این مطلب که افراد برای کاهش ناراحتیهای ناشی از اینگونه فشارها دست به اقداماتی می‌زنند که اثر انها را خنثی سازند می‌توان اظهار داشت که یکی از انگونه اقدامات که نشانه میزان بالای استرس در جوامع نیز می‌باشد مصرف بالای داروهای مسکن و خوا‌ب‌آور می‌باشد که مصرف روزانه آنها بطور چشمگیری در حال افزایش است.

محققین با بررسی اینگونه فشارهای عصبی علل متعددی برای آنها ذکر کرده‌اند که از جمله مهمترین این علل که ممکن است منجر به فشار عصبی بیتشر در مدیران گردند می‌توان از برنامه‌های کاری فشرده، نبود امکانات کافی و در دسترس و ترس از شکست برنامه‌ها و غیره را می‌توان نام برد.

متأسفانه تحقیقاتی که در این زمینه و آن هم بر روی مدیران انجام گرفته باشد د رکشور بسیار اندک می‌باشد و بررسیهای انجام شده بسیار جزئی بوده و نتایج این تحقیقات به صورت مقالات علمی در مجلات به چاپ رسیده است. نکته قابل توجه این است که تمامی تحقیقات مورد بحث بر اهمیت فشارهای عصبی در سازمانها تأکید داشته و به لزوم انجام فعالیتهای تحقیقی بیشتر در این زمینه اعتقاد دارند که این خود نیز بیانگر اهمیت موضوع مورد بحث می‌باشد.

اکنون که تا حدی به اهمیت موضوع پی برده شد لازم است برای پی بردن به اهمیت بیشتر تحقیق موردنظر تا حدی به اهمیت مکان تحقیق و ارزش ملی و جایگاه مدیران آن در اقتصاد کشور پرداخته شود.

لازمه صنعتی شدن کشور و تلاش در جهت قطع رابطه سلطه‌آمیز و کاهش وابستگی صنعتی و تکنولوژیکی توجه به صنایع سرمایه‌ای مادر است. تقویت این صنایع گامی اساسی جهت قطع زنجیرهای وابستگی صنعتی به کشورهای بیگانه می‌باشد. شرکت ماشین‌سازی اراک از جمله این صنایع سرمایه‌ای مادر درکشور است که می‌تواند در زمره مهمترین واحدهای صنعتی کشور به حساب آید و نقش مهمی در رسیدن به اهداف و آرمانهای انقلاب ایفاء نماید. این واحد صنعتی عظیم دارای امکانات و تجهیزات و قابلیتهای بالقوه بسیار زیادی است که در صورت بهره‌گیری درست از آنها کمک فراوانی به خودکفایی کشور خواهد شد. لذا توجه به مشکلات این کارخانه و بخصوص توجه به مشکلات مدیران این واحد صنعتی می‌تواند از اهمیت شایانی برای کشور برخوردار بوده و گاهی در راه خودکفایی صنعتی کشور محسوب گردد.

این شرکت دارای کارگاههای بسیار بزرگ و مجهز به وسایل پیچیده و همچنین آزمایشگاههای مدرن جهت فعالیتهای تحقیقی می‌باشد. هر یک از این بخشهای شرکت قسمتی از فعالیتهای این مجموعه عظیم را به عهده داشته و نقشی مهم در فعالیت شرکت ایفاء می‌نمایند. بطور کلی می‌توان گفت که کل فعالیتهای این مجموعه بزرگ در چهار گروه تولیدی و یک واحد آموزشی و یک حوزه ستادی انجام می‌شوند.

این شرکت از نظر پرسنلی حدود سه هزار و هشتصد تن پرسنل داشته که این رقم نشانگر سهم بالای این شرکت در اشتغال نیروی کار در جامعه است. این نیروها در واحدهای تولیدی و خدماتی و آموزشی فوق‌الذکر فعالیت دارند.

از آنجایی که فشارهای عصبی ممکن است آثار مخربی در عملکرد و تصمیم‌گیریها و انجام وظایف مدیران داشته و کارآیی مدیران را مخصوصاً در بخش صنعت به سطح پایینی تنزل دهد و از طرفی دیگر این فشارها منجر به بیماریهای روان ـ تنی و خستگی روحی و جسمی و واکنشهای غیرمنطقی افراد در محیط کار گردند لازم است تا برای جلوگیری از هزینه‌های ناشی از این عوارض چاره‌هایی اندیشیده شود پیدا کردن راه حلهایی در این زمینه نیز به غیر از تحقیقات از راه دیگری قابل حصول نمی‌باشد و این تحقیق نیز گامی در راه رفع چنین مشکلاتی در این واحد عظیم است.

بدین ترتیب اثرات مخرب فشارهای عصبی مدیران این واحد صنعتی می‌تواند زیانهایی را برای آن به همراه داشته و این زیانها نیز باعث دور ساختن این واحد صنعتی از توسعه و مشارکت در خودکفایی صنعتی گردد. لذا تحقیق در زمینه علل ایجادکننده این فشارها و اثرات آنها می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.

اکنون که تا حدی جایگاه این شرکت در صنعت کشور روشن گردید می‌توان نقش این تحقیق را بهتر در این زمینه درک نمود و این تحقیق می‌تواند گامی جهت جلوگیری از هزینه‌های مصروفه در این زمینه باشد.

با توجه به محیط پرهیاهو و پر سر و صدای این مؤسسه صنعتی و مشاهداتی که محقق از آن داشته و میزان سوانح رخ داده در شرکت می‌توان محیط این شرکت را محیطی استرس‌زا تشخیص داد و این استرس‌زایی محیط نیز ممکن است آثاری منفی بر فعالیتهای مدیران شرکت داشته باشد. لازم به ذکر است که پیش‌بینی می‌شود عوارض فشارزایی محیط در سطوح عملیاتی بیشتر بوده و فشار عصبی به عنوان یک مسئله مهم در سطوح عملیاتی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی میزان تاثیر آموزش های دوره کاردانی و کارشناسی دانشگاه علوم انتظامی در ایجاد مهارتها و تخصص های شغلی افسران فارغ التحصیل

از نظر برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی در قرن حاضر انسان محور توسعه است و روند پرشتاب توسعه زمان را در تسخیر خود دارد و انفجار اطلاعات و تخصصی شدن بیش از پیش وظائف در ابعادی وسیع و پیچیده از ویژگی های متمایز جوامع امروزی است و آموزش ابزاری برای مهیا ساختن انسان به منظور هدایت و کنترل فرایند توسعه و امور جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 215 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 222
بررسی میزان تاثیر آموزش های دوره کاردانی و کارشناسی دانشگاه علوم انتظامی در ایجاد مهارتها و تخصص  های شغلی افسران فارغ التحصیل

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

فصل اول – کلیات

مقدمه ----------------------------------------- 2

طرح مساله ------------------------------------- 4

بیان و اهمیت و فایده تحقیق -------------------- 7

بیان اهداف تحقیق ------------------------------ 9

فرضیه های تحقیق ------------------------------- 10

تعاریف نظری و عملی مفاهیم --------------------- 11

آموزش ----------------------------------------- 11

محیط آموزشی ----------------------------------- 13

مهارت شغلی ------------------------------------ 14

خصوصیات اساتید -------------------------------- 20

فضای آموزشی ----------------------------------- 20

کارورزی --------------------------------------- 21

نیازهای شغلی دستگاه های اجرایی ناجا ----------- 21

سازمان دهی برنامه های درسی -------------------- 21

محتوای آموزش ---------------------------------- 22

انعطاف پذیری دانشجویان نسبت به تحولات فناوری --- 22

خلاقیت ----------------------------------------- 23

فصل دوم – ادبیات تحقیق

مرور پژوهشی منابع ----------------------------- 25

تحقیق آقای رضا علیزاده در بانک مرکزی ---------- 25

تحقیق آقای محمد اسماعیل حسینی فشمی در کمیته امداد 30

تحقیق آقای علی نقی زمانی در دانشگاه علوم انتظامی 32

تحقیق خانم ماری حریه در دانشگاه علوم انتظامی -- 37

آموزش و نظریات آموزشی ------------------------- 39

کلیات آموزش------------------------------------ 44

1-تاریخچه آموزش -------------------------- 44

2-اهمیت آموزش در سازمان ها --------------- 46

3-مزایای آموزش --------------------------- 49

4-انواع آموزش ---------------------------- 51

آموزش مستمر ضمنی ------------------------- 51

آموزش رسمی ------------------------------- 52

آموزش غیر رسمی -------------------------------- 53

نیاز سنجی آموزش-------------------------------- 56

نیاز آموزشی ------------------------------ 56

دلایل تعیین نیازهای آموزشی ---------------- 57

منابع نیازهای آموزشی --------------------- 58

انواع نیاز آموزشی کارکنان ---------------- 60

ارتباط نیاز آموزشی با سازمان و نحوه انجام کار فرد 61

مسئول تعیین نیازهای آموزشی --------------- 62

برنامه ریزی آموزشی----------------------------- 63

1-برنامه ریزی آموزشی چیست ---------------- 64

2-نکات قابل توجه در برنامه ریزی آموزشی --- 65

3-فرایند برنامه ریزی آموزشی استراتژیک ---- 65

الف)‌باز اندیشی --------------------------- 66

ب)‌باز سازی ساختارها ---------------------- 66

ج)‌بازآفرینی ------------------------------ 67

4-مولفه های برنامه ریزی آموزشی ----------- 67

5-تعین اهداف آموزشی ---------------------- 69

6-توصیه های اجرایی برای تعیین اهداف آموزشی 70

7-تعیین محتوای آموزش --------------------- 70

8-مولفه های چهارده گانه تهیه درس --------- 73

اثربخشی آموزش---------------------------------- 73

1-مفهوم اثر بخشی آموزش ------------------- 73

2-جایگاه ، فلسفه و ضرورت اثر بخشی آموزشی در سازمان ها 74

3-شاخص های اثر بخشی آموزش ---------------- 75

4-تعیین بازده آموزش ---------------------- 76

5-ارتقا کیفیت آموزش ---------------------- 77

6-توسعه اعتماد جمعی ---------------------- 78

7-تعاریف ارزشیابی ------------------------ 80

8-اصول ارزیابی --------------------------- 81

9-تعیین اثر بخشی دوره های آموزشی --------- 82

انواع مدل های ارزشیابی ------------------------ 84

1-مدل هدف دار ناهمخوانی ------------------ 84

2-مدل ارزشیابی اختلاف ناهمخوانی ----------- 84

3-مدل ارزشیابی مبتنی بر مدافعه ----------- 85

4-آموزش بر مبنای ارزیابی عملکرد ---------- 85

5-مدل سی – ای – پی – اَ-------------------- 88

6-مدل سالیوان ---------------------------- 90

7-روش تی . وی . سی --------------------------- 91

8-مدل فرایندی ارزیابی برنامه های آموزشی ------ 92

9-انواع روش های ارزیابی براساس روش تحقیق ----- 93

جمع بندی و ارائه مدل نظری تحقیق---------------- 94

مدل ارزشیابی 4 مرحله ای پاتریک ----------- 95

سطح یک – واکنش --------------------------- 96

سطح دو – یادگیری ------------------------- 97

سطح سه – رفتار --------------------------- 98

سطح چهارم – نتایج ------------------------ 100

فصل سوم – روش اجرای تحقیق

روش شناسی تحقیق ------------------------------- 103

روش گرد آوری اطلاعات --------------------------- 103

شیوه اجرا ------------------------------------- 105

سطح تحلیل ------------------------------------- 105

واحد تحلیل ------------------------------------ 105

سطح مشاهده ------------------------------------ 106

جامعه آماری و نمونه آماری --------------------- 106

واحد نمونه ای --------------------------------- 107

حجم نمونه ------------------------------------- 107

شیوه انتخاب نمونه ----------------------------- 108

محیط تحقیق ------------------------------------ 109

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ---------------------- 110

روایی پرسشنامه -------------------------------- 110

پایایی پرسشنامه ------------------------------- 111

فصل چهارم – تجزیه و تحلیل

مقدمه------------------------------------------ 113

توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنس و گروه آموزشی(جدول شماره 1)‌----------------------------------------------- 114

نمودار های توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنس و گروه آموزشی 115

مقایسه آماری میانگین امتیاز مهارت افسران زن با افسران مرد(جدول شماره 2)‌--------------------------------------------- 117

توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن و گروه آموزشی (جدول شماره 3) ----------------------------------------------- 118

نمودارهای توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن و گروه آموزشی 119

توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلی و گروه آموزشی (‌جدول شماره 4)‌--------------------------------------------- 121

نمودارهای توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلی و گروه آموزشی ----------------------------------------------- 122

مقایسه آماری میانگین امتیاز مهارت افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی در مقطع کاردانی با افسران فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی (جدول شماره 5)‌--------------------------------------- 124

توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب محل تولد و گروه آموزشی (جدول شماره 6)‌----------------------------------------------- 125

نمودارهای توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب محل تولد و گروه آموزشی ----------------------------------------------- 126

توزیع فراوانی پاسخگویان در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی بر حسب معدل مدرک تحصیلی (جدول شماره 7)‌---------------- 128

نمودارهای توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب معدل مدرک تحصیلی و گروه آموزشی ---------------------------------------- 129

توزیع فراوانی پاسخگویان در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی بر حسب نوع دیپلم (جدول شماره 8)‌-------------------------------- 131

نمودارهای توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب نوع دیپلم و گروه آموزشی ----------------------------------------------- 132

میانگین نمره مهارت افسران فارغ التحصیل از دانشکده های تخصصی دانشگاه علوم انتظامی (جدول شماره 9)‌-------------------- 134

میانگین نمره مهارت افسران فارغ التحصیل رشته علوم انتظامی در رشته های مختلف (جدول شماره 10)------------------------------------- 135

مقایسه آماری میانگین امتیازات افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی با فارغ التحصیلات آموزش عمومی در زمینه مهارت شغلی (جدول شماره 11)‌----------------------------------------------- 136

نتایج ارزشیابی میزان مهارتهای شغلی و تحصیلی افسران فارغ التحصیل دانشگاه علوم انتظامی در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی (جدول شماره 12)‌-------------------------------------- 137

تفسیر جدول شماره 12‌---------------------------- 139

مقایسه میزان توانایی یادگیری افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی با گروه آموزش عمومی (جدول شماره 13) ------------------------ 141

مقایسه میزان علاقه مندی به شغل و تخصص افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی با گروه آموزش عمومی جدول شماره 14)‌------- 142

مقایسه نوع دیپلم افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی با گروه آموزش عمومی (جدول شماره 15)‌-------------------------- 144

مقایسه فضای زیستی افسران فارغ التحصیل گروه آموزش عمومی با گروه آموزش تخصصی قبل از ورود به دانشگاه (جدول شماره 16) -- 145

مقایسه سن شناسنامه ای افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی با گروه آموزش عمومی (جدول شماره 17) ------------------- 146

مقایسه سنوات خدمتی افسران فارغ التحصیل گروه آموزش تخصصی با گروه آموزش عمومی (جدول شماره 18) ------------------- 147

مقایسه آماری میانگین امتیازات اساتید افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی با افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی دانشگاه علوم انتظامی (جدول شماره 19)-------------------------------------------- 148

نتایج ارزشیابی ویژگی های اساتیداز دیدگاه هر دو گروه افسران فارغ التحصیل (جدول شماره 20)‌------------------------ 149

تفسیر جدول شماره 20---------------------------- 150

مقایسه آماری میانگین امتیازات فضای آموزشی افسران فارغ التحصیل آموزش تحصصی با افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی (جدول شماره 21)‌ 151

نتایج ارزشیابی فضای آموزشی دانشگاه از دیدگاه هر دو گروه افسران فارغ التحصیل (جدول شماره 22) ----------------------- 152

تفسیر جدول شماره 22)‌--------------------------- 153

مقایسه آماری میانگین امتیازات برنامه های درسی افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی با افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی (جدول شماره 23)‌----------------------------------------------- 154

نتایج ارزشیابی میزان انطباق برنامه های درس دانشگاه با نیازهای شغلی ناجا از دیدگاه هر دو گروه افسران فارغ التحصیل (جدول شماره 24) ----------------------------------------------- 155

تفسیر جدول شماره 24 --------------------------- 156

مقایسه آماری میانگین امتیازات افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی و آموزش عمومی در میزان انعطاف پذیری نسبت به تحولات فن آوری (جدول شماره 25) ------------------------------------------- 157

نتایج اندازه گیری میزان انعطاف پذیری افسران فارغ التحصیل هر دو گروه نسبت به تحولات فن آوری (جدول شماره 26) --------- 158

تفسیر جدول شماره 26 --------------------------- 159

مقایسه آماری میانگین امتیازات محتوای آموزش های ارائه شده افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی با افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی دانشگاه علوم انتظامی (جدول شماره 27)------------------------ 160

نتایج ارزشیابی محتوای آموزش ارائه شده در دانشگاه از دیدگاه هر دو گروه از افسران فارغ التحصیل (جدول شماره 28 )‌--- 161

تفسیر جدول شماره 28)‌--------------------------- 162

مقایسه آماری میانگین امتیازات دوره کارورزی افسران فارغ التحصیل آموزش تخصصی با افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی دانشگاه علوم انتظامی (جدول شماره 29)-------------------------------------- 163

نتایج ارزشیابی وضعیت کارورزی ازدیدگاه هر دو گروه افسران فارغ التحصیل (جدول شماره 30)

تفسیر جدول شماره 30---------------------------- 165

مقایسه آماری میانگین امتیازات خلاقیت شغلی افسران فارغ التحصیل آموزش عمومی با افسران آموزش تخصصی (جدول شماره 31) --- 166

تفسیر جدول شماره 31 --------------------------- 166

نتایج اندازه گیری میزان خلاقیت شغلی افسران فارغ التحصیل هر دو گروه(جدول شماره 32) --------------------------- 167

تفسیر جدول شماره 32---------------------------- 168

فصل پنجم – نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری ----------------------------------- 179

پیشنهادها ------------------------------------------ 184

محدودیتهای تحقیق ----------------------------------- 186

منابع و ماخذ --------------------------------------- 187


فصل اول

کلیات

مقدمه :

از نظر برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی در قرن حاضر انسان محور توسعه است و روند پرشتاب توسعه زمان را در تسخیر خود دارد و انفجار اطلاعات و تخصصی شدن بیش از پیش وظائف در ابعادی وسیع و پیچیده از ویژگی های متمایز جوامع امروزی است و آموزش ابزاری برای مهیا ساختن انسان به منظور هدایت و کنترل فرایند توسعه و امور جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند . در واقع آموزش ، عنصر اساسی توسعه منابع انسانی است و توسعه منابع انسانی توسعه همه جانبه فرد در زندگی شغلی ، زندگی اجتماعی ، زندگی خصوصی و مسائل فرهنگی است که از طریق انتقال اطلاعات ، ایجاد نگرش‌ها و پرورش مهارتها و تغیرات مفهومی حاصل می‌شود . با این رویکرد می‌توان گفت که توسعه منابع انسانی مبنای افزایش بهره‌وری ، اثربخشی و کارآئی و رضایت فردی است . و افزایش بهره‌وری در سازمانها در گرو تولید منابع انسانی و توسعه منابع انسانی غالباً در گرو آموزش کارکنان است[1] .

آموزش عمدتاً با دو مفهوم اساسی یادگیری و تغییر رفتار همراه است و سازمانها در تلاشند تا با ایجاد تجارب و مهارتها زمینه لازم را برای انجام اثربخش وظائف شغلی کارکنان فر اهم سازند . توجه به آموزش بر این فرضیه مبتنی است که سازمان زمانی می‌تواند توسعه و بهبود یابد که کارکنان آن به طور نظام‌یافته و مداوم با فناوری نوین شغلی آشنا شوند و در جهت بهسازی و رشد و توسعه خویش گام بردارند و روش روبه رو شدن با تغییر و ایفای نقش در آن را بیاموزند . از طریق آموزش نه تنها می‌توان کارکنان را با فنون کار فردی و گروهی آشنا ساخت بلکه می‌توان در طرز تفکر ، نگرش و چشم‌اندازافراد نیز رسوخ کرد و تغییری متناسب با رشد و توسعه فردی و سازمانی در آنان پدید آورد[2] .

در سازمانها و نهادهای محتلف کشور ما نیز تلاشی هدفمند و برنامه‌ریزی شده برای ارتقاء سطح مهارت و معلومات شغلی کارکنان و انطباق دانسته‌های آنان با نوع کار و وظیفه‌ای که در سازمان به عهده دارند در قالب برنامه‌های آموزشی مدون دانشگاهی صورت می‌گیرد .

بر همین اساس نیروی انتظامی در راستای دو ماموریت مهم خود یعنی :

1- ارائه خدمات تخصصی همچون گذرنامه ، امور راهنمایی و رانندگی ، نظارت بر اماکن عمومی و ...

2- پیشگیری از جرم و ایجاد امنیت و به طبع آن احساس امنیت ، وظیفه دارد که همگام با تحولات علمی و تخصصی نوین حرکت کند تا در انجام ماموریت‌های فوق به گونه‌ای مطلوب به اهداف خود دست یابد .

در همین راستا از وظایف مهم دانشگاه علوم انتظامی که بازوی توانمند علمی پلیس ایران است ، تولید و توسعه دانش انتظامی در سطوح بالا و آموزش و تربیت افسران در مقاطع تحصیلی عالی است که در سالهای اخیر با تاسیس دانشکده‌های تخصصی روند رو به رشدی را طی نموده است .

پژوهشی که از نظرتان می‌گذرد با هدف بررسی میزان تاثیر آموزشهای دوره کاردانی و کارشناسی دانشگاه علوم انتظامی در ایجاد مهارتها و تخصصی های شغلی در افسران فارغ‌التحصیل انجام شده است . امید است نتایج این تحقیق بتواند در برنامه‌ریزی‌های آموزشی این نهاد مورد بهره برداری قرار گیرد و مثمر ثمر واقع شود .


طرح مسئله

یکی از مهمترین مسائلی که در هر تشکیلاتی لازم است مدنظر قرار گیرد ، تقویت نیروی انسانی موجود در سازمان است هدف از تقویت نیروی انسانی افزایش توانائیها و مهارتهای کارکنان است تا در پرتو آن بازدهی و کارآئی بالاتری بدست آید ، در سازمانهای تولیدی افزایش کارآئی و مهارت از راههای کمی قابل سنجش هستند ، اما در سازمانهای خدماتی نظیر نیروی انتظامی این امر به سادگی مسیر نیست .

در این زمینه نظریات مختلفی ارائه شده است که یکی از آنها نظریه اثربخشی سازمان است . مطابق این نظریه یک سازمان به ویژه سازمان دولتی هنگامی کارآمد است که در برابر استفاده از منابع مالی و انسانی ، عرضه‌کننده بیشترین فایده باشد . بیشترین فایده نیز از مقایسه با معدل ارائه خدمات توسط موسسات مشابه و رقیب قابل تقویم می‌باشد[3] .

به هر حال از آنجا که نیروی انسانی و آموزش این نیرو اساسی‌ترین برنامه همه سازمانها محسوب می‌شود و به تعبیری شاید اشاعه دانش به وسیله برنامه‌های آموزش ، مهمترین طریقه ایجاد تحول در رفتار فرد باشد[4] . ارزشیابی آموزش‌های بعمل آمده نیز به عنوان مکمل برنامه‌ها می‌بایست مورد نظر قرار گیرد .

تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص و ماهر در ناجا با توجه به گستردگی و پیچیدگی وظایف از اهداف بسیار مهمی است که باید توجه ویژه‌ای به آن مبذول کرد . در همین راستا به منظور افزایش توانایی و مهارت پرسنل ناجا دانشگاه علوم انتظامی از سال 1377 بصورت گرایشی و از سال 1380 به صورت رشته‌ای به پذیرش و آموزش دانشجویان پرداخته و آموزش تخصصی را سرلوحه برنامه‌ریزی‌های خود قرار داده است . در نظام جدید آموزشی 14 رشته کارشناسی و 13 رشته کاردانی با توجه به نیازهای تخصصی ناجا در مقاطع مختلف طراحی گردید و برای اجرای آن در ساختار دانشگاه علوم انتظامی تغییرات عمده‌ای به وجود آمد . تا فارغ‌التحصیلان این دانشگاه را به سوی علمی شدن، تخصص‌گرایی و مواجهه عالمانه و محققانه با آسیب‌های اجتماعی و افزایش قابلیت ، کارآمدی وتوانمندی در انجام وظایف سوق دهد . مسلم است چنانچه اطمینان نداشته باشیم که آموزش توانسته است، تغییرات رفتاری و مهارتی لازم را پس از ختم دوره و در زمان اشتغال به کار در کارکنان جهت تحقق اهداف سازمان فراهم کرده باشد انجام و هزینه سرمایه‌گذاری و اختصاص منابع به طرح و اجرای دوره‌های آموزشی و تخصصی بی‌معنا خواهد بود . علت انتخاب این موضوع تحقیق در حقیقت این است که بدانیم چه مشکلاتی در راه یادگیری مهارتهای لازم برای دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی وجود داشته و مانع ایجاد تغییرات مثبت رفتار مهارتی در آنان می‌گردد . همچنین تحقیق حاضر در صدد است تا با بررسی ساختار و کارکرد آموزش دوره‌های کارشناسی و کاردانی دانشگاه علوم انتظامی به این سوال اساسی پاسخ دهد که آموزشهای دوره کاردانی و کارشناسی این دانشگاه تا چه اندازه در ایجاد مهارتهای شغلی در افسران فارغ التحصیل موفق بوده است؟.

سوالات فرعی این تحقیق عبارتند از :

1-کدام گروه از افسران فارغ‌التحصیلان ( افسران آموزش‌دیده تخصصی یا افسران آموزش‌دیده عمومی ) از مهارت شغلی بالاتری برخوردار می‌باشند ؟

2-کدام گروه از افسران فارغ‌التحصیل آمادگی روانی و شخصی بیشتری برای یادگیری مهارتهای شغلی را دارا می‌باشند ؟

3-آیا بین ویژگی‌ها اساتید دو گروه از افسران فارغ‌التحصیل تفاوت وجود دارد ؟

4-سازمان‌دهی برنامه‌های درسی کدام دسته از افسران فارغ‌التحصیل با نیازهای شغلی دستگاههای اجرایی ناجا دارای انطباق بیشتری می‌باشد ؟

5-آیا میان میزان توجه دانشگاه به کارورزی دو گروه از افسران فارغ‌التحصیل تفاوت وجود داشته است ؟

6-فضای آموزشی کدام دسته از افسران فارغ‌التحصیل از نظر استانداردهای آموزشی دارای وضعیت بهتری بوده است ؟

7-انعطاف‌پذیری کدام گروه از افسران فارغ‌التحصیل نسبت به تحولات فن‌آوری بیشتر می‌باشد ؟

8-آیا میان محتوای آموزش‌های ارائه شده از طرف دانشگاه به هر دو گروه تفاوت وجود دارد ؟

9-آیا میان میزان شکوفایی استعدادها و خلاقیتهای شغلی دو گروه از افسران فارغ‌التحصیل تفاوت وجود دارد ؟


بیان اهمیت و فایده تحقیق

ارزشیابی و تعیین میزان اثر بخش بودن آموزش‌ها بعنوان یک اصل انکار ناپذیر نقش مهمی در اصلاح فرآیندهای آموزش دارد. امروزه داشتن نیروی انسانی ماهر و متخصص مستلزم ارائه برنامه‌ای منظم ، دقیق و کار آمد در حیطه آموزش است. در این میان مشخص کردن میزان اثر بخشی آموزش‌ها در کمک به سازمان جهت رسیدن به اهداف ، امری ضروری و حائز اهمیت است. تعیین میزان اثر بخشی دوره ها ، امکان استفاده ازبازخور آنها را در ارتقای سطح آموزش‌های جدی مهیا می‌سازد ره آورد فعالیتهای آموزشی«افزایش و ایجاد دانش و مهارتهای سرمایه‌ای یا واسطه‌ای است[5] بدین معنی که دانش یا مهارت‌های اکتسابی در فرایند آموزش، به خودی خود قابل مصرف نیستند، بلکه آنها ویژگیها یا عوامل لازم برای افزایش کارآیی و اثر بخشی عملیات هستند به عبارت روشنتر بهره‌دهی آموزش در درجه اول در قالب افزایش دانش، بهبود عملکرد فکری و شغلی کارکنان متبلور می‌شود .بنابراین، از طریق سنجش میزان افزایش آگاهی‌ها ، بهبود مهارتهای شغلی و قابلیتهای اکتسابی جدید می‌توان بازده هزینه‌های مصروفه درجهت آموزش را توجیه کرد. به طور کلی«هزینه‌های مصرف شده در فرآیند آموزش دلیل موجهی بر لزوم ارزشیابی اثر بخشی آموزش‌ها است[6] دوره‌های آموزشی که بدون ارزشیابی و به صورت سیستم‌های بسته و منجمد ، یکی پس از دیگری اجرا می‌گردند ، پس از گذشت اندک زمانی با شکست روبرو خواهند شد . در صورتیکه دوره‌های آموزش ، مخصوصاً آموزشی دانشگاهی باید به صورت سیستم‌های باز به مرحله اجرا درآیند . به این ترتیب که مسئولان امر دائماً با محیط خارج خود ( محیط واقعی کار ) در تماس باشند و شرایط داخل و خارج سیستم آموزشی خود را به کمک روش‌های کامل و صحیح ارزشیابی و با محیط واقعی کار منطبق سازند . اینجانب نزدیک به چهارده سال در هیئت علمی و آموزش دانشگاه علوم انتظامی مشغول به کار بوده‌ام و برای سالهای طولانی در جریان برنامه‌ریزیهای آموزشی دانشگاه قرار داشته ام . نظر به اینکه تاکنون در زمینه یادگیری مهارتهای شغلی ارزیابی دقیقی از عملکرد دانشگاه بعمل نیامده است ، مدیران و فرماندهان ذیربط تلقی روشنی از نتایج اجرای برنامه‌ها و محتوای آموزش ندارند . نتیجه اینکه آموزش دانشگاه بدون بهره‌گیری از سیستم بازخور Feed back به کار خود ادامه می دهد . البته پس از پایان هر دوره معمولاً ارزیابی مختصری از جوانب مختلف در مورد دوره آموزشی انجام می‌شود . بدین ترتیب که پرسشنامه‌‌هایی حاوی تعدادی سؤال در اختیار دانشجویان قرار گرفته و نتیجه به اطلاع فرماندهان می‌رسد . اما تجربه نشان داده که این امر به صورت یک وظیفه قالبی و تشریفاتی انجام می شود و فاقد ارزش تحقیقاتی است . بسیاری از متفکرین آموزشی و در راس آنان کرانباخ [7] ، بهبود برنامه درسی وتحصیلی را هدف اصلی تحقیقات ارزشیابی آموزشی می‌دانند . امروزه ارزشیابی آموزش کاری تحقیقاتی تلقی می‌شود که از روش‌های کمی و کیفی و نیز روش‌های رسمی و غیررسمی برای جمع‌آوری انواع اطلاعات درباره یک فعالیت آموزشی استفاده می‌کند . تا از این طریق بتواند آن فعالیت را بفهمد ، درباره‌اش قضاوت کند و به بهبود آن کمک کند[8]. امروزه این عقیده که ارزشیابی مرکز فرایند آموزشی و هدف آن بهبود برنامه آموزشی می‌باشد، پذیرش عام یافته است و این امر ، ارزشیابی را به عملیاتی مستمر تبدیل کرده است . روشن است که بدون ارزشیابی نظامدار از آموزش دانشگاه نمی‌توان درباره مفید بودن سیستم آموزشی قضاوت کرد و مهمتر اینکه نمی‌توان به بهبود برنامه کمک کرد . برنامه‌های آموزشی پلیس تهیه می‌شوند ، آزموده می‌شوند ، اصلاح می‌شوند و سرانجام برای اجرا در سطحی وسیع پذیرفته می‌شوند . از طریق ارزشیابی دقیق برنامه‌های آموزشی نقاط قوت و ضعف این برنامه‌ها آشکار می‌‌شود و برنامه‌ریزان و مسئولان اجرایی می‌توانند کاستی‌ها و نارسایی‌ها را رفع و نقاط قوت را تقویت کنند . به همین دلیل ارزشیابی دوره‌های آموزشی دانشگاه علوم انتظامی اهمیت و ضرورت دارد .

بیان اهداف تحقیق

هدف از انجام این تحقیق کشف روابط میان دو عامل آموزش تخصصی و ایجاد مهارتها و تخصص‌های شغلی افسران فارغ‌التحصیل می‌باشد . ممکن است این مطلب در وهله اول واضح به نظر آید و گفته شود که آموزش تخصصی در مقایسه با آموزش عمومی در ایجاد و ارتقاء مهارتها و تخصص‌های شغلی مؤثرتر می‌باشد . اما توجه به این نکته لازم است که عده‌ای از مدیران ناجا و افسران در صحبت‌ها و گزارش‌های خود نسبت به این امر ابراز تردید می‌نمایند و بین این دو نوع آموزش از نظر کارآیی تفاوتی قائل نمی‌شوند و حتی بعضی اوقات آموزش عمومی را بهتر ارزیابی می‌کنند . از آنجا که قضاوت نهایی می‌بایست پس از تحقیق و سنجش آماری صورت پذیرد . قاعدتاً سخنان و گزارشها ابهام‌آمیز آنها می‌تواند به عنوان صورت مسأله و هدف این تحقیق مورد ارزیابی قرار گیرد . بنابراین با توجه به اهمیت موضوع آموزش اهداف کلی و جزیی این تحقیق عبارتند از :

الف – اهداف کلی:

1-بررسی تاثیر آموزش دانشکده‌های تخصصی بر میزان یادگیری مهارتهای شغلی و تخصصی افسران فارغ‌التحصیل و مقایسه آن با قبل از تخصصی شدن

2-از آنجا که ساختار آموزشی دانشگاه همانند ساختار سایر سیستم‌های آموزشی دیگر از اجزاء دانشجو ، استاد ، برنامه‌ریزی ، فضای آموزشی و محتوای آموزش تشکیل شده است؛

مطالعه و مقایسه ویژگی های این اجزا آموزشی در دو نظام آموزش عمومی و تخصصی دانشگاه ما را در شناخت مشکلات و موانع موجود در ساختار آموزش دانشگاه آگاه‌تر نموده در نتیجه زمینه ای مناسب برای مسئولان ذیربط جهت تصمیم‌گیری در جهت رفع مشکلات و تداوم و گسترش دوره ‌های مشابه فراهم می‌آید .

ب- اهداف جزئی:

1- بررسی میزان انطباق برنامه‌های درسی دانشگاه با نیازهای شغلی دستگاههای اجرایی ناجا

2- بررسی محتوای آموزشهای ارائه شده در دانشگاه علوم انتظامی

3- بررسی فضای آموزشی دانشگاه علوم انتظامی

4- شناخت خصوصیات اساتید و افسران فارغ التحصیل دانشگاه علوم انتظامی

5- بررسی تاثیر دورة کارورزی درکسب مهارتهای شغلی افسران فارغ‌التحصیل.

فرضیه های تحقیق

1-افسران آموزش دیده تخصصی نسبت به افسران آموزش دیده عمومی از مهارت شغلی بالاتری برخوردار هستند .

2-میان ویژگی‌های روانی افسران فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم انتظامی در دو گروه آموزش عمومی وآموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

3-میان ویژگیهای شخصی افسران فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم انتظامی در دو گروه آموزش عمومی وآموزش تخصصی تفاوت وجود دارد.

4-میان خصوصیات اساتید افسران فارغ‌التحصیل در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی دانشگاه علوم انتظامی تفاوت وجود دارد .

5-میان فضای آموزشی دو گروه افسران فارغ‌التحصیل آموزش عمومی و آموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

6-میان میزان انطباق برنامه‌های درسی هر دو گروه از افسران فارغ‌التحصیل‌با نیازهای شغلی دستگاههای اجرایی ناجا تفاوت وجود دارد . »

7-میان میزان انعطاف‌پذیری افسران فارغ‌التحصیل نسبت به تحولات فن‌آوری در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

8-میان محتوای آموزش‌های ارائه شده جهت افسران فارغ‌التحصیل در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

9-میان ویژ‌گیهای دوره کارورزی افسران فارغ‌التحصیل در دو گروه آموزش عمومی و آموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

10- بین میزان خلاقیت شغلی افسران فارغ‌التحصیل آموزش عمومی و آموزش تخصصی تفاوت وجود دارد .

تعاریف نظری و عملی مفاهیم

در فرضیه ها و عنوان مسأله واژه‌ها و متغیرهایی بکار می‌رود که گاهی اوقات دارای معانی یکسانی برای عموم نمی‌باشد . اینگونه واژه‌ها و متغیر‌ها ، باید قبل از اقدام به هر کاری ، حتی قبل از طرح و برنامه‌ریزی ، به طور مشخص تعریف شوند ، توجه نکردن به این مطلب ، در مراحل بعدی تحقیق ، موجب انحراف محقق از مسیر اصلی و مورد نظر خواهد شد . به همین دلیل تعریف واژه‌ها و اصطلاحات در زیر آورده شده است .

آموزش [9]

برای آموزش تعاریف متعددی ارائه شده است که در ذیل به مواردی از آنها اشاره می‌شود.

کلیه مساعی و کوشش‌هایی است که در جهت ارتقای سطح دانش و آگاهی ، مهارتهای فنی ، حرفه‌ای ، شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل می‌آید و آنان را آماده انجام وظایف و پذیرش مسئولیت ‌های شغلی خود می‌نماید [10].

آموزش و بهسازی در سازمان عبارتست از اکتساب مهارتها ، دانش و نگرش‌هایی که افراد را برای نیل به اهداف معین فردی و سازمان‌شان در حال و آینده توانا می‌سازد [11]

نوعی کوشش نظام‌دار که هدف اصلی آن عبارتست از هماهنگ و همسو کردن آرزوها ، علایق و نیازهای آتی افراد با نیارها و اهداف سازمان در قالب کارهایی که از افراد انتظار می‌رود.

آموزش مجموعه‌ای از فعالیتهای هدفمند ، از پیش‌اندیشیده شده و طرح‌ریزی‌شده‌ای است که با هدف افزایش رفاه و اثربخشی فرد و سازمان بطور مداوم و نظام‌مند به بهبود و ارتقای سطح دانش ، مهارتها و نگرشهای کارکنان می‌پردازد [12] .

آموزش عبارتست از بهبود نظام‌دار و مداوم کارکنان از نظر دانش ، مهارتها و رفتارهایی که به رفاه سازمان محل خدمتشان کمک می‌کند [13] .

آموزش عبارتست از فرایند رساندن فردبه سطحی از شایستگی [14] .

آموزش عبارتست از هرگونه فعالیت با تدبیر از پیش‌تعیین شده‌ای که هدف آن ایجاد یادگیری در فراگیران است [15].

آموزش عبارتست از مجموعه‌ای از فعالیت‌های نیازسنجی و برنامه‌ریزی و به منظور اصلاح و بالا بردن دانش ، مهارتها ، نگرش‌ها و رفتارهای اعضای سازمان برای
انجام دادن وظایف خاص محوله سازمانی [16].

آموزش عبارتست از یاد دادن نظام مند مهارتها ، قواعد ، مفاهیم و نگرش‌هایی که به عملکرد بهبود یافته در یک محیط دیگر ( محیط کاری ) منجر می‌گردد [17] .

بالاخره اینکه ، آموزش کارکنان عبارتست از انجام یک سلسله عملیات مرتب ، منظم ، پشت سرهم ، و با اهداف مشخص و معین که به منظور :

الف : ایجاد و یا ارتقای سطح دانش و آگاهی کارکنان .

ب : ایجاد و یا ارتقای سطح مهارتهای شغلی در کارکنان .

ج : ایجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزشهای پایدار جامعه که در کارکنان به کار گرفته می‌شود .

محیط آموزشی : واژه محیط از منظر محیط‌شناسی ، مجموعه شرایط خارجی را که یک موجود زنده در آن جای گرفته و از آن تاثیر می‌پذیرد ، می‌رساند که در عین حال ، عرصه عمل این موجود زنده را تشکیل می‌دهد که برای زندگی باید با آن انطباق یابد [18]. به طور کلی چنانچه محیط آموزشی را به عنوان نوعی محیط اجتماعی تلقی نمائیم در این صورت به معنای مجموعه شرایط ، اوضاع و مقتضیات چارچوب حیات اجتماعی خواهد بود که اعضای یک جامعه یا یک گروه با آن مواجه می‌شوند ... در این معنی ، محیط یک جامعه متعارف ، همچون "بوم اجتماعی است " که امکان جریان اجتماعی شدن هر کسی را فراهم می‌سازد . از این رو ، سخن از محیط فکری ، محیط اخلاقی و ... نیز به میان می‌آید [19] . د راین تحقیق منظور از محیط آموزشی نه به معنای همه آن چیزهایی است که یک سازمان آموزشی نسبت به آن خارجی بوده .و از آن تاثیر می‌پذیرد که ممکن است شامل محیط تکنولوژی ، محیط سیاسی ، محیط اقتصادی ، محیط اجتماعی و نظایرآن باشد بلکه غرض از محیط آموزشی مطابق با رویکرد سیستمی به مثابه یک سیستم یا سازمان [20] آموزشی متشکل از ساختار و کارکرد است که تعامل آن با محیط‌های مذکور اخیر ، به شکل درونداد[21] - مانند مواد ، اطلاعات ، افکار ، منابع مالی و فراگیران و برونداد [22]- مانند اطلاعات و دانش جدید ، تکنولوژی و دانش ‌اموختگان – رخ می دهد که در تحقیق حاضر ، دانشگاه علوم انتظامی مورد نظر است که توسط یک سری از مختصات و عناصر درونی مشروط میشود که از جمله عناصر عمده آن عبارتند از :

1)خصوصیات اساتید : منظور ویژگی‌هایی همچون داشتن تسلط بر موضوع درس ، قدرت انتقال مطالب درسی ، انگیزه و علاقه کافی به موضوع درس ،داشتن انرژی و نیروی کافی برای تدریس و داشتن تجربه شغلی مرتبط با موضوع درس می‌باشد .

2)خصوصیات دانشجویان :منظور توانایی یادگیری ، میزان علاقمندی به شغل ، محل تولد ، نوع دیپلم و سن دانشجویان است .

3)محتوای آموزشی : منظور مطالبی می‌باشد که در کلاس ،کارگاهها و آزمایشگاهها یا در جزوات و کتب درسی توسط اساتید مطرح می‌گردد . که ممکن است نوین و متناسب با نیازهای امروز ناجا و جامعه باشد . یا کهنه و نامتناسب با نیازها باشد .

4)فضای آموزش :منظور آن دسته از تجهیزات و ابزار آلات و فرصتهایی است که در آموزش نقش اساسی برعهده دارند و فقدان یا کمبود این امکانات باعث آثار منفی در فرایند آموزش می‌شود .

5)سازمان دهی برنامه‌های درسی : عبارت از مجموعه ارتباطات منطقی و منظم میان فعالیتهای آموزشی که تربیت نیروی انسانی شاغل برعهده آنان می‌باشد .

مهارت شغلی [23]: مهارتهای شغلی به شیوه‌های منظم عملیاتی و فنون کلی برخورد با ابزار ، تجهیزات و مسائل شغلی اشاره می‌کند . ابزار و مسائل شغلی ممکن است دارای چنین ماهیتی باشند که به اطلاعات تخصصی و فنی زیادی نیاز نداشته باشند . حتی می‌توان فرض کرد که این گونه اطلاعات مورد نیاز، بخشی از مجموعه دانش عمومی فرد را تشکیل می‌دهد . مسائل دیگر ممکن است به اطلاعات تخصصی و فنی سطح بالاتری نیاز داشته باشند ، آن گونه که برای برخورد با ابزار و مسائل ،مهارتهای ویژه‌ای لازم باشند . اهداف مرتبط با مهارتهای شغلی بر فرایندهای ذهنی سازماندهی و تجدید سازمان که برای رسیدن به منظوری معین لازمند تاکید می‌کنند . مواد مورد نیاز هدفهای مربوط به مهارتهای شغلی ممکن است بطور منظم از طریق آموزش در اختیار یادگیرنده گذاشته شوند یا اینکه او ( یادگیرنده ) خود در محیط کار با آنها آشنا شود . د راین تحقیق مهارت شغلی بعنوان " توانایی انجام وظایف به بهترین صورت به وسیله فرد حائز شرایط " [24] تعریف می‌شود .

برای آزمون پذیر کردن مفهوم فوق با استفاده از دیدگاه نظری بنجامین اس . بلوم و کرک پاتریک که چارچوب نظری تحقیق بر آن استوار است از آزمون کتبی عملکردی [25] استفاده می‌شود . اما از آنجا که این دو در زمینه مهارتهای انتظامی پرسشنامه‌ای بدست نداده است . در این تحقیق به تدوین پرسشنامه خودساخته با استفاده از داوران مطلع از موضوع مبادرت نمودیم . که در آن برای سنجش مهارت افسران فارغ‌التحصیل از شاخص‌های سرعت در انجام کار ، دقت در انجام کار ، نحوه تصمیم‌گیری در مسائل شغلی ، میزان آشنایی با وسایل و تجهیزات تخصصی محیط کار ، میزان مهارت در پاسخگویی به انتظارات فرمانده و مسئول بالاتر ، میزان تاثیرگذاری مثبت در محیط کار ، نحوه استفاده از کامپیوتر ، میزان آشنایی با ورزش‌های رزمی، رانندگی با اتومبیل ، موتورسواری ، تیراندازی ، شنا ، صف جمع ، زبان خارجه ، فن سخنوری ، انجام پژوهش در مسائل اجتماعی و انتظامی ، سلاح‌شناسی ، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل شغلی ، مهارت ارائه راه‌حل‌ها برای مواجه شدن با شرایط مختلف ، مهارت مواجه شدن با ارباب رجوع ، مهارت در برقراری رابطه با پرسنل زیر دست ، مهارت در آئین نگارش و مکاتبات شغلی، میزان آمادگی و مهارت وی برای شرکت د رماموریتها و موقعیت‌های بحرانی و میزان تسلط بر تکنیکهای شغلی ،استفاده شد . این پرسشنامه توسط مسئولان و مدیران واحد خدمتی افسران فارغ‌التحصیل پاسخ داده می‌شود . و بر اساس نظر مدیران مطلع از وضعیت مهارت شغلی افسران نمره مهارت شغلی آنان تعیین می‌شود .

لازم به ذکر است ، هریک از شاخص‌های فوق از یک طیف پنج ارزشی : 1- خیلی زیاد
(ضریب 5 ) 2- زیاد ( با ضریب 4 ) 3- متوسط ( با ضریب 3 ) 4- کم ( با ضریب 2 ) 5- خیلی کم4( باضریب 1 ) ملهم از طیف لیکرت اندازه‌گیری می‌شود . که با توجه به ضریب‌های داده شده ، میزان مهارت هر پاسخگو بین 120-24 معین می‌شود . بر این اساس میزان مهارت هر دانشجو در چهار سطح الف ( عالی ) ب ( خوب ) ج ( متوسط ) د ( ضعیف ) مورد ارزیابی قرار می‌گیرد . با توجه به اینکه حداقل نمره پاسخگو 24 و حداکثر 120 می‌باشد . درجه الف ( عالی ) به پاسخگویانی که نمره آزمون مهارت آنها بین 120-100 باشد تعلق می‌گیرد . همچنین درجه ب (خوب ) ، درجه ج ( متوسط ) ، درجه د ( ضعیف ) به پاسخگویانی که نمرات آزمون آنها به ترتیب بین 99-80 ، 79-60 و کمتر از 60 باشد تعلق می‌گیرد .

ویژگی‌های روانی و شخصی افسران فارغ‌التحصیل : چون روان یا ذهن افراد را مستقیماً نمی‌توان دید، در نتیجه مستقیماً هم نمی‌توان آن را مطالعه کرد، همانطور که یک راننده ، به هنگام خریدن یک اتومبیل ، قدرت موتور آن را د رنظر نمی‌‌گیرد بلکه عملکرد موتور را در نظر می‌گیرد ، محقق نیز عملکرد ذهن یا روان را در نظر می‌گیرد و از روی عملکرد به ویژگی‌های ذهن پی می‌برد . در اینجا منظور از ویژگیهای روانی همان توانایی یادگیری مهارتها و میزان علاقمندی افسران فارغ التحصیل به شغل و تخصص‌شان می‌باشد . همچنین منظور از ویژگی‌های شخصی همان فضای زیستی ( شهر یا روستایی که در آن بزرگ شده‌اند.) ، نوع دیپلم ، سنوات خدمتی و سن افسران فارغ‌التحصیل می‌باشد .

ظرفیت افراد برای یادگیری یکی از بدیهی‌ترین تفاوتها میان افراد است که قبل از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد . به بیان ساده ، هیچ‌کس نمی‌تواند حتی با صرف زمان بسیار و آموزش مجدانه چیزی را که ورای ظرفیت اوست ، بیاموزد . هرچند جریان آموزش به نحوی است که باعث می‌شود دانشجویان هر گروه آموزشی کمابیش مشابه یکدیگر باشند ، بازهم تفاوتهای قابل ملاحظه‌ای در ظرفیت افراد یک گروه دیده می‌شود . علاوه بر تفاوتهای میان ظرفیت افراد برای یادگیری ، پیاژه و دیگران معتقدند که یادگیری هر مطلب خاص فقط وقتی ممکن می‌شود که قبلا رشد خاصی برای آن مطلب صورت گرفته باشد [26]. مدرس باید بداند که دانشجویان نمی‌توانند تجربه خاصی را که در درس به آنها داده می‌شود درک و یا از آن استفاده کنند ، مگر آنکه اطلاعات پیش بایسته برای آن تجربه در ذهن آنها وجود داشته باشد . حتی اگر مطالبی که باید آموخته شود در حد توان و ظرفیت فراگیر باشد و او بعداً آن را به خوبی بفهمد ، با این همه ممکن است که در لحظه آموزش ، یادگیری به دلایلی صورت نگیرد . در اینجا برای عملیاتی کردن و سنجش پذیر نمودن مفاهیم توانایی یادگیری ، میزان علاقمندی ، فضای زیستی از سوالات و شاخص‌های زیر استفاده بعمل می‌آید .


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین

یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسان که در قرن حاضر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ، بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین است بر همین اساس چشم انداز متفاوتی در رابطه با فرآیند مهاجرت وجود دارد ، که هرکدام ازاین دیدگاه ها مدل خاصی ، جهت مهاجرت ارائه می کنند
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 396 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 148
بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای  بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسان که در قرن حاضر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ، بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین است . بر همین اساس چشم انداز متفاوتی در رابطه با فرآیند مهاجرت وجود دارد ، که هرکدام ازاین دیدگاه ها مدل خاصی ، جهت مهاجرت ارائه می کنند.

در مدل اول ، مهاجرت را :‌‌ (( یک حرکت عقلانی و هدفدار به منظور یافتن مکانی برای کار و زندگی تصور میکنند )) .

در مدل دوم :

(( مهاجرت پاسخی غیرارادی به شرایطی است که مهاجر را به نقل مکان سوق می دهد که احتمالاً حرکت او بدون در نظر گرفتن راههای دیگر است )) .

بنابراین دو مدل مهاجرت پویا وناپویا وجود دارد که گاهی عملاً درهم می آمیزد . با پذیرش این واقعیت که پیامدها و یا عوارض مهاجرت از علت مهاجرت جدا نمی باشد ، می توان اذعان داشت که مهاجرت ، پدیده ای است که سازمان اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد . یکی در مبداً ودیگری در مقصد .

در نظر مهاجر شکل محرومیت از هدفهای بسیار با ارزش فرق می کند ، از زمانیکه جمع نتواند به وسایل حصول به آن هدفها در داخل سازمان اجتماعی خود دست یابد ، چنانچه احساس کند که منابع لازم برای رفع محرومیتهایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد ، در آن صورت احتمالاً مهاجرت می کند. در چنین وضعیتی مهاجر در مقصد به ندرت می تواند به تمام اهداف و آرزوهای خود برسد ، این ناکامی خود می تواند عوارض مختلف اقتصادی ، روانی ، اجتماعی و حتی فرهنگی در جامعه مقصد برجای بگذارد. اگر بپذیریم که پیامد های مهاجرت بر هر سه سازمان اجتماعی ، یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد ، بطور قطع میزان این تاثیر یکسان نبوده و به مجموعه ای از متغیر های مختلف ربط دارد . [1]

البته تعیین جزء به جزء همه پیامدهایی که ممکن است هر مورد مهاجرت داشته باشد ، اگر نه یک کار محال ، حداقل کار دشواری است . با این حال معتقدیم که این تصور و برداشت که نظام مهاجرت متشکل از سه سازمان اجتماعی است با ارتباط های متقابل که از طریق جمع مهاجری عمل میکنند و ابزارهای مفیدی است ، برای سازماندهی پژوهش جامعه شناختی در باره پیامدهای مهاجرت .


فصل اول : کلیات

1-1- طرح وبیان مسئله

بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکان دائمی یا موقت تلقی می شود . هیچ محدودیتی به ساخت حرکت با اختیاری و اجباری بودن ماهیت این عمل و هیچگونه تفاوتی بین مهاجرت داخلی و خارجی وجود ندارد . بنابراین حرکت از یک آپارتمان به آپارتمان دیگر نیز در شمار مهاجرت، همانند حرکت از یک شهر در یک کشور به شهری در کشور دیگری محسوب می شود . اگرچه بدیهی است شروع ونتایج چنین حرکاتی بطور گسترده با یکدیگر تفاوت دارند ، با این وجود این تعریف تمامی انواع حرکات ساختی را در بر نمیگیرد . برای نمونه تحرکات چادرنشینان و کارگران مهاجر ، برای کسانی که محل اقامت دائمی ندارند و دائماً تغییر مکان می دهند ( کسانی که تابستان به کوهستان می روند ) استثناء شده اند در هر صورت خواه حرکات ، مسافتی کوتاه و خواه بلند ، آسان یا سخت باشد ، هر عمل مهاجرتی مستلزم یک مبداء1 یک مقصد 2 و مجموعه ای از عوامل بازدارنده 3 می‌باشد4 .

از میان عواملی که در تصمیم به انجام مهاجرت و فرآیند آن موثر هستند ما در بحث بررسی پیامدها یا عوارض مهاجرت خارجی ، به چهار عامل موثر در عمل مهاجرت یعنی 1- عوامل موجود در حوزه ی مبداء 2- حوزه مقصد 3- عوامل بازدارنده 4- عوامل شخصی را مدنظر قرار داده ایم .

روشن است که مجموعه عوامل مثبت و منفی در مبداء و مقصد برای مهاجر یا مهاجرین آینده با همدیگر متفاوت است . در عین حال ممکن است طبقاتی از مهاجرین را که به گونه مشابهی به مجموعه عوامل عمومی در مبداء و مقصد واکنش نشان میدهند از یکدیگر تفکیک کنیم ، بطور دقیق نخواهیم توانست به میزان تاثیر گذاری مجموعه عوامل خاصی که بر مهاجرت تاثیر دارند را مشخص نمائیم . می دانیم مهاجران مقصدی را جستجو می کنند که خواسته های اجابت نشده‌ی آنها برآورده شود ، سازمان اجتماعی آنجا تا حد امکان شبیه سازمان اجتماعی مبداء باشد . منظور این است که مهاجران ترجیح می دهند در وضعیتی جابجا شوند که درسازمان اجتماعی ایشان ، یعنی در انگاره‌های درونی شده رفتار آنان کمترین دگرگونی و آشفتگی پدید آید . بدیهی است که درفرآیند انتخاب ، ارزشها نقش مهمی ایفا میکنند (( مثلاً در تعیین اینکه چه عناصری از سازمان اجتماعی مبداء می تواند به خاطر حرکت فدا شود ))1

می‌توان وضعیتی را تصور کرد که در آن اهداف مهاجر در اولین قدم برآورده نشود ، لاجرم مهاجران ممکن است بطور لفظی در دو دنیا به سر برند و پیوستگی موقت را هم به مبداء و هم به مقصد حفظ کنند . ممکن است برنامه ی مهاجرت دوم به جای دیگر را بریزند ، حتی ممکن است سرخورده به مبداء باز گردند. و بالاخره ممکن است ارتباط خود را با میراث فرهنگی و سازمان اجتماعی خود ناگهان قطع کنند وفرهنگ و سازمان جدید را بپذیرند . این درحالی است که پیامدهای مهاجرت بر هرسه سازمان اجتماعی یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد .

در این میان تغییراتی در نظام مهاجرت روی می دهد که به نوبه ی خود در سازمان اجتماعی جمع مهاجر به صورت نظری در نظامهای فرهنگی ، اجتماعی و شخصیتی ( روانی ) تغییراتی را موجب می شود . لیکن همه تغییرات ناشی از مهاجرت لزوماً معلول مهاجرت نیستند ، این موضوع باید به طور تجربی و با بهره گیری از رهنمودهای مناسب و محدود نظری از نوع میان گستر مشخص و توصیف شود .

توجه به پیامدهای فوق از مدلهای نظری جامعه شناختی استفاده لازم بعمل آید . قبل از پرداختن به مدلهای نظری به پاره ای از دیدگاه ها و نظریات موجود در زمینه مهاجرت پرداخته و سپس با بهره گیری از مدلهای نظری مذکور به تبیین مسئله مورد پژوهش مبادرت خواهیم نمود .

2-1- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع

مهاجرت یکی از مسائل اساسی و عمده مورد نظر جامعه شناسان و کارگزاران حکومتها در قرن حاضر است، بررسی پیامدهای مهاجرت و علل و عوامل آ‌ن در مبداء و مسائل و مشکلات مربوط به سازگاری مهاجرین در مقصد مشکلاتی را برای مهاجرین بوجود آورده است . مهاجرینی که با داشتن زن و فرزند بنا به دلایل سیاسی ، مذهبی ، اقتصادی ، خانه و کاشانه خود را ترک می کنند و در صورتی هم که امکان بازگشت برای آنان وجود نداشته باشد ، مسلماً تحت افکار و عقاید ساکنان آن کشورها نیز قرار میگیرند .

حال آیا الگوهای رفتاری آنها تغییر می کند ؟ که اگر تغییر کند به چه میزان ؟ از طرفی آیا این تغییر بر روی خانواده و بستگان آنها تاثیر داشته یا خیر ؟

ساختار اجتماعی در این میانه چه تاثیری از این حرکت می پذیرد ؟ آیا اعضای این جمع ( مهاجرین ) که بدون توجه به واقعیات یعنی ساخت اجتماعی و فرصتها دست به مهاجرت زده اند در دگرگونی نظام اجتماعی مقصد نقشی ایفا می کنند ؟

بدین لحاظ می توان گفت : شناخت پیامدهای مهاجرت بین المللی در زمینه های مختلف اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و روانی امری کاملاً ضروری بوده و با توجه به مرزی بودن منطقه ترکمن صحرا و افکار مردم این ناحیه در معرض امواج رادیویی و تلوزیونی کشورهای هم جوار قرار دارند ، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . از طرفی می دانیم افراد مهاجر همچون پل ارتباطی میان عناصر دو فرهنگ هستند . اینگونه افراد مسلما ً درصورت بازگشت به سرزمین خود عناصر فرهنگی اخذ شده از جامعه میزبان را به همراه خواهند داشت و همین امر ممکن است باعث ایجاد عدم تعادل در رفتار اجتماعی آنها گردد .

3-1- اهداف تحقیق

اساساً مهاجرت یک پدیده اجتماعی در کلیه جوامع بشری بوده و همه جوامع به نوعی با این پدیده مواجه هستند ، برخی مهاجر فرصت و برخی مهاجر پذیرند ، در بسیاری از کشورها نیز به علل گوناگون مهاجرت بین نواحی و مناطق مختلف آن کشور وجود دارد که مهاجرت روستایی- شهری ، نسبت عمده و اصلی مهاجرت ها را تشکیل می داده است . 1

در کشور ما نیز مهاجرت بین مناطق روستائی و شهری در چند دهه قبل روند رو به رشدی داشته که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و توجه به روستاها و نیاز های روستائیان این روند کند شده ، اما هنوز ادامه دارد . از طرفی مهاجرتهای بین المللی ، بین نواحی مرکزی کشور به کشور های مجاور نیز از قدیم الایام وجود داشته ، از جمله مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرای ایران می باشد هرچند که اکثریت قریب به اتفاق آنها ، ارتباط مداوم با اقوام وبستگان خود در کشور مبداء تا قبل از فروپاشی شوروی سابق نداشتند ، اما از سال 1991 که اتحاد جماهیر شوروی سابق از هم پاشید و جمهوری های آن از جمله قزاقستان مستقل شد ، همه ساله به ایران مهاجرت می کنند و یا اینکه اینها به دیدن اقوام و بستگان خود در آن سوی مرزها می روند . 2

با توجه به بررسیهای اولیه دریافتم که دیدگاه ها و رویکردهای نظری گوناگونی در مورد مهاجرت ، علل و پیامدهای آن وجود دارد ، برخی از محققان به علل و عوامل مهاجرت توجه داشته و به بررسی در این خصوص پرداخته اند و برخی دیگر به پیامدهای آن توجه کرده اند که گروه دوم در اقلیت بوده و مطالعات اندکی در این خصوص صورت گرفته است . در این پژوهش سعی بر این خواهد بود که هم علل و عوامل مهاجرت بررسی گردد و هم پیامدهای آن مد نظر قرار بگیرد .آنچه که از گفتار علمای اجتماعی و توسعه بر می آید ، مهاجرت دارای پیامدهای گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و روانی می باشد که هر کدام بنا به موقعیت جامعه مهاجر پذیر ، در زمانی برجستگی و نمود بیشتری می یابند .

بیشتر مطالعات انجام شده به بررسی مهاجرین مبداء پرداخته اند ، طبعاً پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را در ارتباط با جامعه مبداء در نظر داشته اند ، چیزی که در این تحقیق کمتر مراد و منظور است و به دلایل گوناگون که مهمترین آن عدم دسترسی به جامعه مبداء می باشد ، انجام این امر در آن جامعه امکان پذیر نیست ، از طرف دیگر جامعه آماری ما کسانی هستند که ((بنه کن )) دست به مهاجرت نزده اند ، بلکه بعضی از اقوام و بستگان و اعضای خانواده آنان در جامعه مبداء بوده و بدین لحاظ چنانچه تحت تاثیر فرهنگ ، آداب و رسوم ، ایده ها و آمال و آرزوهای موجود در جامعه مقصد قرار گرفته باشند ، می توانند وسیله ای برای انتقال موارد فوق الذکر به جامعه ی مبداء باشند . لذا هدف ما در این تحقیق :

اولاً : یافتن انواع پیامدهای مهاجرت چون ، پیامدهای اجتماعی ، فرهنگی و روانی ناشی از مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرا برخورد آنان و منطقه است .

ثانیاً : علل و عوامل مهاجرت روشن گردد .

ثالثاً : همانطور که می دانیم انواع پیامدهای فوق الذکر دارای وزن و ارزش همانند نبوده ، هر کدام به نوعی و در زمان خاص تاثیرات بیشتر یا کمتری روی جامعه مقصد و حتی روی خود مهاجرین دارند ، لذا سومین هدف ما در این تحقیق این است که وزن هر کدام از عناصر مذکور را در ایجاد هماهنگی مهاجرین یا ناسازگاری آنها ، فرهنگ پذیری ، انزوا و ... را با جامعه مقصد بدست آورده و میزان اثرگذاری هر کدام را معین کنیم .

4-1-تنظیم و تدوین فرضیات تحقیق

بزعم صاحب نظران ، مهاجرت که دارای کارکردهای آشکاری است ، دارای کارکرد و یا پیامدهای پنهان نیز می باشد ، این پیامدها در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی می تواند مورد بررسی قرار بگیرد .

1- بین سازگاری مهاجرین و پایگاه اجتماعی افراد رابطه وجود دارد .

اولین فرضیه تحقیق رابطه بین سازگاری اجتماعی و پایگاه اجتماعی مهاجرین است . زیرا بنظر می رسد پایگاه اجتماعی مهاجرین می تواند بر سازگاری اجتماعی آنها اثر گذارد . شاخصهای مورد استفاده جهت سنجش پایگاه اجتماعی مهاجرین شغل و سواد و درآمد است که در قسمت آزمون فرضیه ها به بررسی تاثیر هر یک از شاخصهای مذبور می پردازیم .

2- بین سازگاری اجتماعی و آگاهی اجتماعی مهاجرین رابطه وجود دارد .

منظور از این فرضیه این است که هرچه میزان آگاهی اجتماعی افراد بیشتر باشد ، به سازگاری بیشتری دست خواهند یافت . میزان آگاهی اجتماعی به این معنی است که فرد تا چه اندازه با دنیای پیرامون خود در ارتباط بوده و چه میزان با وضعیت دنیای جدید آشنایی و شناخت دارند . عناصر تشکیل دهنده ی این آگاهی اجتماعی عبارتند از میزان تحصیلات – میزان مطالعه روزنامه – استفاده از وسایل ارتباط جمعی ( تماشای تلوزیون ) و ...

3- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سازگاری اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .

در این فرضیه منظور از خصوصیات روانی استفاده از (( شاخصهای اضطراب -افسردگی- پرخاشگری -بیگانگی اجتماعی است )) که هر یک با سازگاری اجتماعی مهاجرین از نظر نوع رابطه و میزان همبستگی مورد سنجش قرار خواهد گرفت .

4- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سن آنها رابطه وجود دارد .

جهت بررسی فرضیه فوق سن مهاجرین را به سه گروه طبقه بندی نموده و هر یک از سه گروه به تنهایی از نظر خصوصیات روانی مورد بررسی قرار گرفته اند و سپس به بررسی رابطه موجود میان متغیر های این فرضیه پرداختیم . در واقع دستیابی به رابطه ای میان سن مهاجرین با میزان پرخاشگری، سن و میزان اضطراب ، سن و میزان افسردگی و بالاخره سن و بیگانگی اجتماعی مد نظر بوده است .

5- بین خصوصیات روانی مهاجرین و پایگاه اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .

برای سنجش پایگاه اجتماعی افراد از شاخص های شغل و سواد و درآمد استفاده شده که تاثیر آنها تحت عنوان پایگاه اجتماعی بر چهار شاخص وضعیت روانی پاسخگویان یعنی اضطراب ، پرخاشگری ، افسردگی و بیگانگی اجتماعی مورد ارزیابی قرار می گیرد .

6- بین وضعیت تاهل مهاجرین و خصوصیات روانی آنها رابطه وجود دارد .

وضعیت تاهل در سه گروه تقسیم بندی شده که هر یک از وضعیتهای این سه گروه ( همسر دارم – فوت شده است – از همسرم جدا شده ام ) به نوعی با خصوصیات روانی مهاجرین در رابطه می باشند که در این فرضیه به بررسی این رابطه پرداخته شده است . هدف از سنجش این فرضیه یافتن رابطه ای میان خصوصیات روانی مهاجرین با وضعیت تاهل آنهاست .

5-1- بیان متغیر های مستقل و وابسته

متغیرهای مستقل

یک دسته از متغیرهای ما ( متغیرهای مستقل ) همان متغیر های اجتماعی – جمعیتی بوده اند که منظورمان از این متغیر ها به قرار زیر است :

v جنس : منظور همان زن و مرد بودن می باشد .

v وضعیت تاهل : در این تحقیق با متغیر های همسر دارم – از همسرم جدا شده ام و همسرم فوت شده است ، برخورد داریم .

v سن : رقم سن مهاجرین تعداد سالهای کاملی است که از زمان تولد فرد گذشته است .

v تحصیلات : که به گروه بندی 1- بی سواد 2 – سواد قرآنی و ابتدائی 3 - راهنمایی 4- دیپلم و بالاتر از دیپلم تقسیم شده است .

v نوع تامین منابع معیشت : سلسله مراتب شغلی پذیرفته شده در جامعه مقصد می باشد .

v مهاجرت : بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکانی دائمی یا موقت تلقی می شود که دارای سه جزء مبداء ، مقصد و مجموعه ای از موانع بازدارنده می باشد .

v قرابت فرهنگی : مراد از قرابت فرهنگی ، نزدیکی دو یا چند فرهنگ می باشد از لحاظ عناصر و اجزاء تشکیل دهنده .

v پایگاه اجتماعی : که شامل عناصر شغل ، سواد ، داشتن اموال منقول و غیر منقول می باشد . آگاهی اجتماعی که از عناصر سواد و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و میزان مطالعه روزنامه تشکیل شده است .

متغیر های وابسته

متغیر وابسته ی ما در این پژوهش در اصل عوارض مختلف ناشی از مهاجرت می باشد که در چهار گروه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی با شاخصهای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند . در گروه عوارض فرهنگی ما سازگاری مهاجر را تحت دو شاخص عمده و اصلی فرهنگ پذیری و رضایت‌مندی بیان نمودیم . البته این دو شاخص به عوامل تعیین کننده ای از قبیل زبان ، رابطه دوستی ، وسایل ارتباط جمعی ، داشتن شغل ، اعتماد و مشورت ارجاع نمودیم .

6-1- تعاریف مفاهیم و متغیر های تحقیق

در این قسمت ما به تعریف مفهوم مهاجرت و متغیرهای وابسته که در قالب فرضیات بیان نمودیم ، می پردازیم . مهاجرت کلاَ یک حرکت ساده شامل یک فرد یا گروه مهاجر است که از یک مکان جغرافیایی (( مبداء )) به یک مکان دیگر (( مقصد )) نقل مکان می کند . این فرآیند یک جریان مهاجرتی را بیان می کند که دارای مفهوم فضایی و اساسی نقاط ، مسافت ، جهت ، زمان و مکان می باشد .

در تعاریف متعددی که پیرامون مهاجرت ارائه شده ، غالباَ به تغییر سکونت گاهها ، عبور از مرزهای خاص داخلی و بین المللی می پردازیم . و بهرحال بعضی از این تعاریف تاکیدشان بر تحول در نظام کنش متقابل اجتماعی مهاجر است .

نوع مهاجرت مورد بحث ما از نوع بین المللی و آن هم به صورت مهاجرتهای سیاسی می باشد . مفهوم دیگری که در این پژوهش به آن پرداختیم ، مفهوم سازگاری است که بطور مشخص منظور ما از این مفهوم ( سازگاری مهاجر در مقصد ) ایجاد ارتباط متقابل مهاجر با جامعه میزبان از نوع ارتباط متقابل که دو بعد اساسی سازگاری را تشکیل میدهند یعنی فرهنگ پذیری و رضایت مندی است . با توجه به بحث تغییرات اجتماعی در می یابیم که سازگاری فرآیندی است که در کنش متقابل بین انسان و محیط صورت می گیرد و از آنجا که شکل گیری عمل این فرآیند و رابطه با ویژگیهای فردی و شرایط حاکم بر محیط جدید می باشد .لذا ، سازگاری چند بعدی است که ما به عوامل تعیین کننده آن در ربط به یکدیگر می نگریم .

چند بعدی بودن فرایند سازگاری توسط اندیشمندان مورد تاکید قرار گرفته است . در اینجا لازم است که معرفه ها یا شاخصهایی که سازگاری را توضیح یا توجیه می نمایند ، مطرح نمائیم .

در تحقیقی که پیرامون پیشنهاد یک مدل چند متغیره در باره سازگاری مهاجرین در مقصد صورت گرفته است بیان می دارد که حالت رویکرد چند متغیری که یک اساس واقعی و همه جانبه نگر در بین رفتارهای بشری و بخصوص برای سازگاری مهاجرین ارائه می دهند ، در این تحقیق شاخص های فرهنگ پذیری ، رضایت مندی و یگانگی را جهت مطالعه سازگاری مهاجرین بکار می گیرد .

بر این اساس ما می توانیم چنین برداشت کنیم که شاخص های رضایت مندی و همانندی ( یگانگی ) معادل یکدیگر بکار برده شده اند ، چون اعتقاد بر این است ، مهاجر زمانی به همانندی می رسد که احساس نماید متعلق به جامعه جدید است و حالت تعلق داشتن را بدین معنا گرفتند که مهاجر خودش را جزئی از محیط جدید دانسته و تمایل به اسکان دائمی داشته باشد . به همین جهت در این پژوهش از شاخص اصلی سازگاری یعنی فرهنگ پذیری استفاده نموده که لازم است به تعاریف پیرامون این موضوع بپردازیم .

در مورد فرهنگ پذیری1 لازم است که بیان نمائیم ، تعاریف زیادی از واژه فرهنگ2 توسط اندیشمندان مختلف ارائه گردیده است که بیشترین و گسترده ترین تعریف فر هنگ را می توان در متون مردم شناسی بریتانیایی بنام (( تایلر ))3 پیدا نمود . (( او فرهنگ را مجموعه ای شامل دانش ، عقیده ، هنر ، اخلاقیات ، قانون ، رسوم و دیگر استعداد ها و عاداتی که توسط فرد بعنوان عضوی از جامعه کسب می گردد ، تعریف می نماید ))4 . ما نیز با اقتباس از تایلر فرهنگ را که مجموعه ای از عقاید ، عرف همگانی ، رسومات ، ارزشها و سمبلهائی که تعیین کننده رفتار افراد جامعه است در نظر داریم . اکنون با واژه فرهنگ آشنا شدیم . پس منظور ما از فرهنگ پذیری چیزی جز پذیرش خصوصیات فرهنگی جامعه میزبان توسط فرد مهاجر نمیتواند باشد . در جریان فرهنگ پذیری است که مهاجر عمیقاَ و از جهات فراوانی با فرهنگ جامعه میزبان همانند می شود .

رضایت مندی بعنوان یکی از شاخصهای مورد نظر یا در مفهوم سازگاری حالتی است که به درک و فهم شخص مهاجر از موقعیت زندگی خودش در مقصد بر می گردد . این حالت ناشی از احساسات دوستی ، احترام ، نسبت متقابل با میزبانان می باشد . رضایت مندی از یک طرف با گرایشات مطلوب مهاجرین نسبت به میزبانان و از طرف دیگر با متقاعد شدن آنان نسبت به تمایل مثبت و مطلوب میزبانان نسبت به آنها دارند ، توام می باشد .

در کل می توان بیان نمود اگر مهاجر احساس نماید از حالت سابق خود متضرر نگردیده و یا تحت حمایت جامعه میزبان قرار دارد ، رضایت مندی او در مقصد جلب می شود . پس می توان به این نتیجه رسید که داشتن روابط دوستی مهاجر با میزبان می تواند یکی از عوامل تعیین کنند در فرهنگ پذیری مهاجر در مقصد بشمار می آید . در این رابطه می توان بیان نمود که هر چه رابطه دوستی مهاجرین و میزبانان افزایش یابد ، باید فرهنگ پذیری مهاجرین زیاد تر شود . یکی از عوامل مهمی که در این قسمت لازم است مد نظر واقع شود ، نوع شغل مهاجر در مقصد می باشد . چون احتمال می رود که هرچه نوع شغل مهاجر در سلسله مراتب شغلی جامعه مقصد بالاتر باشد سازگاری مهاجر در جامعه مقصد نیز افزایش می یابد ، جهت روشن نمودن مفهوم سازگاری به تعریف پیرامون دو مفهوم فرهنگ پذیری و رضایت مندی با ذکر شاخصهای هر یک می پردازیم :

- فرهنگ پذیری1 : عبارتست از قبول عقاید ، ارزشها ، عادت ، الگوهای رفتاری جامعه میزبان توسط مهاجر برای مشخص کردن فرهنگ پذیری ما از متغیرهای زبان ، روابط دوستی ، وسایل ارتباط جمعی و رسومات استفاده نمودیم که منظورمان از هرکدام از این متغیر ها به شرح ذیل می باشد :

v زبان : منظور ما این است که مهاجر زبان محاوره ای جامعه میزبان را بفهمد و بتواند صحبت کند.

v روابط دوستی : منظور گرفتن دوست از جامعه میزبان و ایجاد ارتباط با او می باشد .

v وسایل ارتباط جمعی : منظور میزان مطالعه روزنامه ، تماشای تلوزیون در جامعه میزبان توسط مهاجر است .

v رضایت مندی : رضایت مندی نیز مانند فرهنگ پذیری تحت متغیر ها و یا معیارهایی مورد بررسی قرار می گیرد . متغیر های مورد استفاده در این قسمت به شرح زیر می باشد.

داشتن شغل : یعنی داشتن یکی از شغلهای پذیرفته شده جامعه مقصد می باشد .

اعتماد : منظور این است که مهاجر تا چه حدی حاضر است مشکلات خود را با افراد جامعه میزبان در میان گذاشته و از آنها کمک بگیرد .

مشورت : منظور این است که واقعاً مهاجر تا چه حدی حاضر است در انجام کارهای خود نظر میزبان را جویا شود .یک دسته از متغیر ها در زمینه سنجش عوارض ناشی از مهاجرت از بعد روانی می باشد که در قالب متغیرهای افسردگی ، اضطراب ، پرخاشگری و بیگانگی اجتماعی سنجیده می شود که به لحاظ علمی هر کدام از متغیرهای مذکور را تعریف می نمائیم .

اضطراب : از علائم اختلالات و بیماریهای ذهنی و احساسی بشمار می رود که از مشخصات آن احساس دلهره عمیق گاه بدون دلیل نگرانی و دلواپسی مهاجر در مقصد1 می باشد .

پرخاشگری : حالتی است که در آن بیمار از هیچ چیزی احساس رضایت ندارد و همه چیز او را برآشفته می کند . منظور این تحقیق تحریک پذیری ، حساسیت و زود رنجی فرد مهاجر در مقصد می باشد

بیگانگی اجتماعی : که از دیدگاه جامعه شناسی به نوعی احساس پوچی ، ناتوانی و بی هنجاری ناشی از تحمیل ساختارهای اجتماعی و فرهنگی که ساخته دست بشرمی باشد ، برفرد است که در این پژوهش هدف بررسی میزان بی هنجاری ، بی معنایی و انزوای فرد مهاجر در جامعه مقصد می باشد2


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان

اگر به تاثیر خانواده در شکل گیری شیوه های فرزند پروری نظری بیاندازیم متوجه می شویم که بچه ها از طریق روابط تاثیر گذاری و تاثیر پذیری می شوند و در واقع این کانون گرم خانواده است که انسانها و افراد را می سازد و این ساختن ها در کودکی بیشتر است و در دوران حساس زندگی خود زیر سلطه پدر و مادر است (هیلگارد ، 1369)1
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 75 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 115
بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده :

این پژوهش به بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان می پردازد که

- آیا بین شیوه های دیکتاتوری از سبک فرزندپروری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

- آیا بین شیوه های سهل انگاری از سبک های فرزندپروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

- آیا بین شیوه های دموکراتیک از سبک های فرزندپرری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

و فرضیه های مربوط به آن عبارتند از :

- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد.

- بین سبک سهل انگاری و سلامت روانی ابطه ی معنی دار وجود دارد.

- بین سبک دموکراتیک و سلامت روانی رابطه ی معنی دار وجود دارد.

همچنین از تست های شیوه های فرزندپروری دیانابامرنید و تست سلامت روانی GHQ28 بر روی 70 نفر از دانش آموزان فرهنگسرای خانواده جمع آوری گردید با توجه به فرضیه های فوق و نتایج با استفاده از آمار توصیفی T استودنت نتایج زیر بدست آمده .

- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود نداشت و فرضیه صفر قبول شد.

- بین 2 سبک دیگر یعنی سبک های سهل انگار و سبک دموکراتیک رابطه ی معنی داری وجود دارد و فرض صفر رد می شود.

فهرست مطالب

- فصل اول

مقدمه

بیان مسئله

اهداف پژوهش

اهمیت پژوهش

سوال و فرضیه پژوهشی

تعاریف نظری و عملیاتی شیوه های فرزندپروری

تعاریف نظری و عملیاتی سلامت روانی

فصل دوم : ادبیات و پیشینه ی تحقیق

الف. نظریه های شیوه های فرزندپروری

- نظریه ی گوردن

- نظریه ی درایکورز

- نظریه ی زیگمن

- نظریه ی وینترباتوم

ب. تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از کشور

- تحقیقات در داخل کشور

- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

ج . انواع خانواده ها

1- اهمیت خانواده

- خانواده به عنوان سیستم

- خانواده به عنوان معلم و الگو

- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت

2- انسان محصول تربیت

3- تربیت و نقش آن در خانواده

- نقش پدر و اهمیت حضور او در خانواده

- نقش مادر و اهمیت حضور او در خانواده

4- عوامل موثر بر روابط والد و فرزندی

5- نقش خانواده و تاثیر آن بر شخصیت کودک

6- رابطه ی والد و فرزندی و نقش ان در بهداشت روانی خانواده

د. خانواده و سلامت روانی فرزندان

1- مفاهیم و تعاریف اساسی

2- موضوعات مهم در تربیت فرزندان

3- مفاهیم و تعاریف سلامت روانی

ه. راهبرده های ایجاد بهداشت روانی در خانواده

ی. سلامت روانی

1- الگوی وینتر باتوم

2- سلامت روانی در مکاتب مختلف

3- نقش خانواده بر سلامت روانی

4- نقش فرزندان برسلامت روانی

5- عوامل موثر بر سلامت روان

6- نظام اجتماعی و اقتصادی روان

- نظام اجتماعی و اقتصادی والدین

- نقش اقتصاد در خانواده

- وضعیت اجتماعی اقتصادی والدین

- معنویت در خانواده امروز


1- مقدمه

اگر به تاثیر خانواده در شکل گیری شیوه های فرزند پروری نظری بیاندازیم متوجه می شویم که بچه ها از طریق روابط تاثیر گذاری و تاثیر پذیری می شوند و در واقع این کانون گرم خانواده است که انسانها و افراد را می سازد و این ساختن ها در کودکی بیشتر است و در دوران حساس زندگی خود زیر سلطه پدر و مادر است (هیلگارد ، 1369)[1].

در سده های اول میلادی شیوه های فرزند پروری تا حدودی تند و خشن بود و بیشتر به والدین توصیه می شد به جای لوس کردن کودک و در آغوش کشیدن کودک با او به جدیت رفتار کنند این روش خشن تا حدودی زیر نفوذ مکتب رفتار گرای بود و هدف این مکتب ایجاد عادت (خوب) و خاموش کردن عادت (بد) بود این دیدگاه را عینی ، کنترل کننده و غیر عاطفی می دانستند نقل قولی است از واتسون بنیان گذار مکتب رفتارگرایی که می گوید : با بچه ها طوری رفتار کنید که گویی یک بزرگسال است کم سن و سال با او به شیوه های عینی و با استواری ملاطفت آمیز رفتار کنید هرگز او را به آغوش نکشید و روی زانوی خود ننشانید (واتسون ، 1928 به نقل از رئیس دانا 1370).[2]

در دهه 1940 این روند به سمت جمعیت سهل گیر و انعطاف پذیر بیشتری پیدا و به طور کل دگرگون گردید از جمله طرفداران این دیدگاه می توان به بنیامین اسپاک اشاره نمود او به والدین توصیه می نمود از شم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه های انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنها هم با نیازهای کودک سازگاری داشته استفاده نمایند (هیلگارد و همکاران ، 1983، ترجمه براهنی و همکاران 1373) و به نظر من والدین عصر جدید زیاد این شیوه را مناسب نمی دانند و حال آنکه مهم ترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟قدری تامل برانگیز است.طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرتهای رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرایند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین باید با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و موثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بنای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (مامن و همکاران مترجم یاسایی 1375).[3]

یکی از عوامل اساسی در تربیت فرزندان ، ایجاد سلامت روانی در آنهاست.اگر زمینه سلامت روانی را در خانواده ایجاد کنید ، دارای فرزندانی با شخصیت ، متعادل ، سازگار ، با عاطفه ، اجتماعی ، با اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیر ، منطقی ، عادل و... خواهید داشت.به بیان دیگر اگر فرزندانی با سلامت فکر قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران می خواهید که قادر با تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی یا عادلانه مناسب شوند و سه فضای اساسی زندگی ، عشق ، کار و تفریح در آنها به وجود آید باید والدین زمینه بهداشت روانی را در خانواده مهیا کنند.و سلامت روانی به سالم و متعادل بار آوردن شخصیت فرزندان از طریق فراهم آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعدادها مربوط می شود (میرکمالی ، 1378).


بیان مسئله

والدین اولین کسانی هستند که زیر بنای شخصیت سالم یک نوجوان را گذراند دوره نوجوانی همواره نمی توان دوره خاص باشد نوجوان خام است بسیار از مشکلات آنان را به بی تجربه نسبت می دهند اگر چه ممکن است نوجوان مهارتی کسب نکرده باشد ولی این بدان معنی که نتوانسته کاری انجام دهد و در بعضی خانواده ها در بین والدین و نوجوانان درگیری وجود دارد همین امر موجب مشکلات چندی در دوران بلوغ یعنی همین نوجوانی می گردد مثال (درون گرایی و گوشه گیری) می شود در خانواده هایی که هر دو والد تندخو و مستبد هستند نه پسر و به دختر الگو مناسب برای برای رفتار مناسبی را فرا بگیرد این خانواده ها زیر بنای مشکلات نوجوان را خود می گذارند چه بسا باعث مشکلات بعدی آنان می شوند.همچنین خانواده هایی هستند که والدین ایده آل دارند و هر دو با احترام و توام با تفاهم و صمیمیت موجب رشد عقلانی عاطفی در همه زمینه ها را فراهم می آورند (احدی و بنی جمالی 1374 شعاری نژاد 1349 به نقل از شمس نجفی 1385).

- آیا بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

اهداف پژوهشی

پدر و مادرها برای به دست آوردن ابتکار عمل و انجام وظیفه تربیتی فرزندان الزاماً باید اطلاعات خود را هر روز غنی تر کنند تا بتوانند بر کودکان خود موثر واقع شوند والدین باید بدانند که کودکان در هر شرایطی توانایی انجام دادن چه کارهایی را دارد و متناسب با توانایی های آنان از آنها انتظار داشته باشند نوجوان به خاطر پشت سر نهادن دوران کودکی با تغییراتی در بدن خویش مواجه می گردد حال آنکه این تغییرات در روان و برخورد او در جامعه گسترش می یابد اینکه کیست و در کجا قرار دارد و چه نقشی باید داشته باشد اگر او بتواند این تغییرات را یکپارچه کند خویشتن پنداری پیدا خواهد کرد اما اگر نتواند خود را بشناسد که البته این مقوله به کمک والدین میسر می شود با سردرگمی بر هم خوردن سلامت روانی او رو به رو خواهد شد و پیامد آن تزلزل در اعمال و رفتار کودک و نوجوان خواهد بود بزرگ کردن فرزندان یکی از دشوارترین مسئولیت هاست که بزرگسالان در زندگی خود بر عهده دارند با وجود این غالب مردم برای پدر و مادر شدن آمادگی ندارند بعضی از مردم دچار مشکلات عاطفی یا فشارهایی در زندگی که مانع از آن می شود که والدین خوبی باشند (برگس و کانجر 1987).

به طور کلی هر ویژگی رفتاری و عاطفی می تواند بر روی سلامت روانی نوجوان ما اثر گذار باشد.این تحقیق درصدد است.

ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روان را بررسی کند:

1- آیا بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی وجود دارد ؟

2- آیا بین سبک سهل انکاری و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟

3- آیا بین سبک دموکراتیک و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

رفتار والدین و مربیان بطور کلی بزرگترها با نوجوانان و کودکان خود از اهمیت خاصی برخوردار است و آنها هستند که با کنش های بهنجار و نابهنجار خویش گاهی سرنوشت نوجوان را تغییر می دهند و او را به بیراهه می کشاند یا راه درست زندگی را به او نشان می دهند دانستن این موضوع که فرزندان ما در سنین نوجوانی دستخوش چنین تغییراتی می شوند و او باید خود را با تمام این تغییرات هماهنگ کند و به جای ایجاد نگرانی در نوجوان احساس امید را در او پرورش دهیم.پدر و مادر آگاه و فهمیده محیطی سرشار از محبت و تفاهم را به وجود می آورند و به فرزندان خود فرصت می دهند مشکلات و مسائل دوران نوجوانی را به آسانی در محیط خانواده حل نمایند.

والدین در این میان با مهر و محبت این حمایت و امنیت را درنوجوان ایجاد کرده و منجر به ارتقای سلامت روانی کودک و نوجون خود می گردد.با توجه به این مهم در این پژوهش برانیم که بررسی نماییم کدامین روش رابطه مثبت بیشتری با سلامت روانی نوجوان ما دارد علی رغم این که تحقیق در مورد رابطه بین سلامت روان و شیوه های فرزند پروری نشانگر یک رابطه علت و معلولی نیست با این حال تحقیق زمینه را برای تحقیقات علی آینده فراهم کند.

سوال

1- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

2- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

3- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد؟

فرضیه

1- بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه معنی داری وجود دارد.

2- بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد.

3- بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد.

تعاریف نظری شیوه های فرزند پروری

شیوه های فرزند پروری به روش هایی که والدین برای فرزندان خود اعمال می کنند که در شکل گیری و رشد آنان در دوران کودکی و نوجوانی و پس از آن اثر گذار می باشد این سبک های تربیتی خود شامل : سبک های مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده.

شیوه های مستبدانه : والدین قوانین خود را به صورت انعطاف ناپذیری به فرزندان تحمیل می کنند از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند کودک خود را تنبیه می کنند.محبت آن ها نسبت به کودکان در سطح پایین است آنها عقاید و امیال کودکان را در نظر نمی گیرند و اغلب دارای فرزندان گوشه گیر خجالتی و بی اعتمادی هستند.(ماسن و همکاران ، 1973)[4].

شیوه های سهل گیرانه : والدین در آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند.نظم و ترتیب کمی در این خانواده ها حاکم و اعضای خانواده نسبت به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم اهمیت هستند.

فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و این باعث بی بند و باری کودکان آنان شده و در فرزندان رشد یافته این قبیل خانواده ها در مقابل بزرگسالان مقاوم و لجوج و دارای روحیه اعتماد به نفس پایینی هستند زود خشمگین و زود خوشحال می گردند (همان منبع).

شیوه های پذیرنده : والدین که فرزندان خود را تحت هر شرایطی با توجه به ویژگی هایی که هریک ممکن است دارا باشند پذیرا بوده و نسبت به رفتارهای بد آنها به صورت کاملاً منطقی و عاقلانه و در این حال با محبت رفتار می کنند.آنها دارای فرزندانی باهوش و با اعتماد به نفسی خواهند بود.

تعریف عملیاتی شیوه های فرزند پروری

عبارت است از سبکی که با توجه به پرسشنامه حاصل سبک فرزند پروری دیانا بامریند 3 سبک مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده (دموکراتیک) را بررسی می کند.

تعریف نظری سلامت روانی

در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت آمده (سلامت روانی عبارت است از رفاه کامل جسمی ، روانی ، اجتماعی و نه فقط نبود بیماری یا ناتوانی) (به نقل از کاپلان سادوک 1370 ج 1 ص 293).[5]

این سه بعد سلامتی لازم و ملزم یکدیگرند و هیچ دلیلی موجه و توجیه علمی و اخلاقی اجتماعی وجود ندارد که یکی از ابعاد را نادیده گرفته باشد چرا که بهداشت روانی بخشی جدایی ناپذیر از بهداشت عمومی است که فرد را از عناصر شناختی عاطفی و همچنین از توانایی خود در ایجاد رابطه با دیگران آگاه می سازد انسان با داشتن تعادل روانی بهتر می تواند فشار زندگی فائق آید کارهای روزانه را پر بارتر و سودمند تر گرداند فرد مفیدی برای جامعه باشد (به نقل از سازمان جهانی بهداشت ، 2001 ، مترجم شاه محمدی 1380).

تعریف عملیاتی

سلامت روانی به نمره اشاره دارد که فرد در پرسشنامه سلامت روانی GHQ28 حاوی 28 سوال است که گزینه به دست آمده به عنوان سلامت روانی در نظر گرفته می شود.



الف- خانواده و نقش های آن

- اهمیت خانواده

خانواده اولین بذر تکوین و رشد فردی و بنای شخصیت را در انسان فراهم می سازد کودک در خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید و ارزش های اخلاقی را کسب می کند ، روابط اجتماعی با دیگران را می آموزد واصول و قواعد اخلاقی را یاد می گیرد خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید ، ارزش ها و نگرش های مربوط به فرهنگ یک جامعه محسوب می گردد و آنها را به یک شیوه های بسیار اختصاصی و انتخابی به کودک ارائه می دهد بی تردید باید گفت که شخصیت ، نگرش ها ، طبقه اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی خصوصیات و وابستگی های نسبی خانوادگی تحصیل و جنس والدین خانواده به نحو ارائه ارزش ها و میزان هایا اخلاقی به فرزندان تاثیر خواهد گذاشت (کرمی نوریو مرادی ، 1372).

خانواده در تربیت فرزندان وظایف و نقش های متعددی را بر عهده دارد که اهم آنها عبارتند از :

1- خانواده به عنوان سیستم ، 2- خانواده به عنوان معلم الگو ، 3- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی

موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی می باشد در این تحقیق رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بررسی شده است البته از این که مطالب پیرامون این موضوع بسیار گسترده و عمیق می باشد سعی شده رئوس مطلب ذکر گردد و از پرداختن به همه ی مباحث اعتیاد به صورت جزئی خودداری گردیده است
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 107 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1چکیده:

موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی می باشد. در این تحقیق رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بررسی شده است البته از این که مطالب پیرامون این موضوع بسیار گسترده و عمیق می باشد سعی شده رئوس مطلب ذکر گردد. و از پرداختن به همه ی مباحث اعتیاد به صورت جزئی خودداری گردیده است.

برای مطالعات و آشنایی به مبانی بینش موضوع از منابع جامعه شناسی شامل اعتیاد و خانواده، نظریه های جامعه شناختی مرتبط با موضوع اعتیاد در بین افراد جامعه، و نیز عوامل گرایش به اعتیاد و نیز منابع غیرجامعه شناسی شامل منابع روانشناسی و منابع تاریخی استفاده شده است برای بررسی سوآلات تحقیق و اهداف آن از روش توصیفی و میدانی استفاده کردیم بنابراین با استفاده از روش تحقیق میدانی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بدست آمد.

جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ی افراى معتاد در سنین مختلف و از طبقات اجتماعی متفاوت بودند همچنین اعم از اینکه ساکن شهر تهران بودند و یا مهاجرت به تهران داشته اند روش نمونه گیری به صورت میدانی بوده است.

حجم نمونه از طریق مصاحبه همراه با مشاهده و مشارکت و اسناد از 21 نفر از میان معتادین اطلاعات گردآوری شد.

در پایان لازم است که از استاد عزیز خانم دکتر زهرا قاسمی که طی انجام این تحقیق از راهنمائیهای فراوان و بی دریغ شان ما را بهره مند نمودند صمیمانه تشکر کنیم و از خداوند متعال سلامتی و موفقیت خود و خانواده محترمشان را خواهانیم.

سمیه خواجوی و مهدوی

فهرست

فصل اول

مقدمه

الف- بیان مسئله

ب- طرح مسئله

ت- سؤالات پژوهش

ث- اهداف تحقیق

ج- اهمیت موضوع

د- تعاریف و مفاهیم

مقدمه

در این تحقیق به بررسی رابطه میان طبقات اجتماعی و نوع اعتیاد در شهر تهران پرداخته ایم.

از آن جایی که موضوع اعتیاد و فراوانی آن یکی از دغدغه های ذهنی جامعه ما است و طی دو دوره ی کارورزی با این مسئله به طور دقیق تر آشنا شدیم پس تصمیم گرفتیم به بررسی دقیق تر آن بپردازیم.

در واقع می توان گفت: از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلاتی است که به طور ملموس در جامعه ما بروز کرده و هر روز مشکلات آن مشاهده می شود پس لازم است به طور علمی تر این مشکلات بررسی گردد. در این تحقیق جامعه آماری ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پائین در مرکز اجتماع درمان مدارد T.c (هجرت) و همچنین مرکز ندای آرامش در استان تهران می باشد. که با استفاده از روش تحقیق میدانی به بررسی رابطه بین نوع اعتیاد و سطح طبقه ی اجتماعی افراد می پردازیم. بدینصورت که ابتدا مصاحبه ی اکتشافی انجام شده و سپس مصاحبه نامه ی نهایی تنظیم گردید که اطلاعات حاصل از آن را در فصل چهارم به طور مبسوط ملاحظه می کنید.

این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد.

الف- بیان مسئله:

با توجه به ابعاد گسترده ای که اعتیاد در جامعه ما یافته است و مشکلاتی که از آن طریق گریبانگیر رشد و توسعه ی جامعه شده است ما راغب شدیم که رابطه میان طبقات مختلف اجتماعی با اعتیاد را بررسی کنیم، همچنین از آنجایی که متأسفانه همه ی اعضا جامعه بنوعی درگیر با اعتیاد شده اند این سؤال مطرح است: که آیا فقط طبقات پائین که درگیر مشکلات گسترده اقتصادی هستند پس به دلیل رفع آن درگیر اعتیاد می شوند؟ آیا ناپایداری وضع اقتصادی و مشکلات گذار فرهنگی در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاریهایی در خانواده شده و بیشتر طبقه متوسط را درگیر اعتیاد کرده؟

و یا رفاه و بی برنامگی برای صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوی اعتیاد می برد و ..... مجموعه ی این سؤالات سبب شد تا به سوی این موضوع کشیده شویم که چه رابطه ای میان میزان ثروت و تحصیلات و نوع شغل فرد (که در مجموع سطح طبقه ی اجتماعی افراد را می سازد) با اعتیاد وجود دارد؟ و به طور دقیق تر آیا سطح طبقاتی افراد آنان را به سوی ماده مصرفی اعتیادآور خاصی می کشاند یا خیر؟ این ایده ی اولیه تحقیق ما است.

ولی از آنجا که برای ما سؤالات زیادی در مورد اعتیاد جوانان مطرح است مرکز بازپروری T.c واقع در تهرانپارس را برای تحقیق انتخاب کردیم زیرا در این منطقه ی تهرانپارس جوانان در سنین بسیار پائین به کارهای بزهکارانه و مواد مخدر و مشروبات الکلی پرداخته اند. این وضعیت نامناسب امکان آموزش، کسب مهارتها و انتقال اندیشه های بزهکارانه و نابهنجار را در دسترس جوانان قرار می دهد. امروز شنیدن آمار و ارقام مربوط به ا عتیاد به ویژه مواد مخدر و وسایل ناشی از آن به خصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

پس بر آن شدیم که به بررسی این مشکلات و مسائل در یک پژوهش دقیق تر و علمی تر بپردازیم و به همین دلیل موضوع پایان نامه خود را با این سؤال آغاز کردیم:

سؤال آغازین: چه رابطه ای بین اعتیاد افراد و نوع ماده مصرفی آنان با طبقه ای که متعلق به آن هستند وجود دارد؟

امروزه مصرف مواد مخدر و آثار مخرب معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها به صورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی به صورت یک مسئله ی پیچیده جهانی درآمده که شعاع مضرات و اثرات زیان بار آن گریبانگیر کشورهای بی شماری شده است.

دامنه ی شدت و وسعت این بحران از گذشته های دور بر جامعه ی جهانی سایه افکنده به حدی است که علاوه بر مسئولین کشوری توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان و پژوهشگران مسائل علوم اجتماعی- انسانی را نیز به خود معطوف نموده و علیرغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقه ای و جهانی (تشدید مبارزه، وضع قوانین جدید، اعلام قاچاقچیان، مصادره اموال نامشروع سوداگران مرگ، اجلاسهای بین المللی، و صدور قطعنامه ها و عقد قراردادها و پیمانهای همکاری بین المللی، منطقه ای و .....) هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله ی مهم می باشیم.

در جامعه ی ما بسیاری از مواد مسئله ساز تلقی می شوند زیرا که اغلب آنها افراد را ناکار می سازند و توانایی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخص و خانوادگی، اداره ی زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال می کنند.

چنین پیداست که پاره ای از مواد مخدر سبب می شود که معتاد حرمت ارزشهای اخلاقی و جبر هنجارهای جامعه را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند، و با پرخاش خویش موجبات آزارهمگان را فراهم آورند و در نهایت دست به جرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.

شاید خطرناکترین مواد مخدر انواع افیونیات باشندکه موجب وابستگی روانی معتاد به مصرف ماده مخدر می شود.

معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را ب یشتر یک مسئله ی شخصی و فردی می دانند نه اجتماعی، در حالی که عکس این موضوع صادق است و اعتیاد بیشتر یک مسئله و مشکل اجتماعی می باشد تا یک مسئله ی شخصی و فردی[1].

معتادان از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند. چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر و یا افراد بیکار، هم آنانی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند و هم آنانی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند امکان معتاد شدنشان وجود دارد.

اغلب دیده شده افراد معتادی که در طبقه ی پائین اجتماع قرار دارند و شاید امکان تهیه ی مواد، برایشان به راحتی میسر نباشد در بیشتر موارد به ارتکاب جرم می پردازند، چون برای تأمین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند واین پول را باید غالباً از راه نامشروع تأمین کنند و به همین علت به ارتکاب جرم می پردازند، این افراد به مقررات و قوانین اجتماعی بی توجهند و اغلب قانون شکنند. در مناطق جرم خیز و پرجمعیت و کثیف شهر زندگی می کنند و محیط زندگیشان بیشتر غیراخلاقی است.

این نوع افراد به هیچ کس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنان به دست آوردن مواد مورد نیازشان است از هر طریقی و به هر شکلی که امکان پذیر باشد. بیشتر لذت طلب و خشن هستند و حتی بعد از مصرف از هر کار و هر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند. از لحاظ عاطفی در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت احساس نمی کنند و همیشه همه مردم بویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش می دانند[2].

حال از آن جا که یکی از سرمایه های گرانبهای هر کشور وجود جوانان و نوجوانانی است که می توانند آینده ی پربار کشور را به خوبی تضمین کنند و به قولی همین نوجوانان امروز آینده سازان فردای کشورشان هستند، حال یکی از آفت هایی که ممکن است گریبانگیر این قشر شود مسئله ی کجروی های متعددی است که در حال حاضر آنچه که گریبان این قشر جوان را گرفته مسئله ی اعتیاد و یا گرایش به مواد مخدری می باشد که واقعاً فاجعه ای بس غم انگیز است و مسئولین امر باید تدابیر خاص را در این خصوص بیاندیشند[3].

ب- طرح مسئله:

چنین به نظر می رسد که پدیده ی اعتیاد و مواد مخدر یک مسئله ای پیچیده و چند بعدی است. این مسئله محصول تعامل و ترکیب شرایط و عوامل عدیده ای در سطوح خرد، میانی و کلان است. به طوری که در تحلیل آن علاوه بر عوامل فردی در سطح خرد نظیر بیماری های جسمانی و روانی، تعامل فرد با دوستان معتاد و محیط های آلوده، بیکاری، و.... باید به عوامل سطح میانی چون مشکلات خانوادگی از جمله طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و یا حتی در سطح کلان- موقعیت جغرافیایی کشور و از جمله بازار مواد افیونی، نفوذ دلالان د رمرحله های انتظامی، سطح توسعه ی صنعتی و شهرگستری، نابرابری در توزیع منابع ارزشمند، سطح توسعه ی فرهنگی جامعه و رشد بصیرت و دانایی مردم توجه نمود[4].

از آنجایی که توجه به همه ی این عوامل مستلزم انجام دادن پژوهش های علمی است و این کار زمان زیادی را می برد لذا ما در اینجا سعی کردیم رابطه ی موضوع اعتیاد را فقط با چند پدیده از پدیده ها ی اجتماعی به طور خلاصه بررسی کنیم:

1-رابطه فقر مادی خانواده با اعتیاد: با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه ی پائین تشکیل می دهند، مثلاً افرادی که در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجارتی زندگی می کنند بیشترین درصد معتادان هستند. البته نمی توان گفت بین قرار گرفتن در طبقه ی پائین و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده ی زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند.

دلایلی که تعدادی از افراد را به این راه می کشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند. علل دیگر اینکه تولیدکنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را این گونه افراد انتخاب کنند، چون اولاً به علت فقر، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی رونق است. عوامل تولید سعی می کنند اول آنان را معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیازی ندارد و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است. چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد[5].

2-رابطه بیکاری با ا عتیاد: بیکاری به عنوان یک پدیده ی اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات بویژه اعتیاد است. افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریاها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است، در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا کسی از مواردی که در هنگام تحقیق، نظر ما را به خود جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی در مناطق پائین شهر برای مصرف مواد مخدر بود[6].

3-رابطه بین جرم و اعتیاد: از آنجایی که قیمت مواد مخدر بی نهایت گران و کمیاب است افراد معتاد اغلب ناگزیرند که با انجام فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع، مواد مورد نیاز خود را تأمین کنند. به طور مثال کسی که به هروئین معتاد می شود وابستگی و نیاز مصرف روزانه او به هروئین به صورت یکی از مهمترین جنبه های زندگی روزانه اش درمی آید، اگر چه در گذشته آنان مواد مخدر را برای کسب لذت و یا اثرات جسمی و روحی آن مصرف می کرده اند، ولی بعد از مدتی برایشان به صورت یک نیاز جسمی و روحی درمی آید، و برای حفظ تعادل بدن مجبورند بتدریج مقدار بیشتری مصرف کنند و چون هزینه روزانه برای بدست آوردن مواد مخدر خیلی بیشتر از مقدار درآمد معمولی خواهد شد به ناچار آنها به کارهایی نظیر دزدی، و یا خودفروشی و فحشاء مبادرت می ورزند تا بتوانند پول مورد نیاز برای خرید مواد مخدر خود را کسب کنند. بطور متوسط یک معتاد سالیانه هفتاد هزار تومان پول باید تهیه کند تا راحت به آرزوی خود برسد و چون این مقدار درآمد برای افراد م عتاد که اغلب تخصص و تجربه علمی ندارند از طریق نامشروع مثلاً دزدی یا آدم کشی سعی می کنند پول مورد نیاز را کسب کنند و اگر بخواهند از طریق دزدی به این پول دسترسی یابند باید حداقل پنج برابر آن را بدزدند تا بتوانند آن را به یک پنجم قیمت بفروشند و یا کسی که از طریق خودفروشی پول کسب می کند بعد از مدتی فحشا به صورت حرفه ی دایمی او در می آید. چون برای این گونه افراد غیرمتخصص و غیرعلمی، ساده ترین و پردرآمدترین کار است و یا اغلب به مطلب پزشکان بیمارستانها و داروخانه ها دستبرد می زنند تا به مواد دسترسی یابند چون معتادان برای تأمین مواد خود ناگزیر از ارتکاب جرم هستند بنابراین بهتر است برای جلوگیری از ارتکاب جرم به درمان معتادان پرداخت، چون یا نزد پزشکان می روند تا مواد کسب نمایند، یا به صورت دوره گردهای مواد مخدر درمی آیند و مواد را از دوره گردها می خرند و آن را با شیره شکر مخلوط می کنند و می فروشند کسی که برای بار سوم آن را می خرد بیشتر شیره و شکر است تا هروئین.

لازم به ذکر است که برخی پزشکان با گرفتن پول اضافی داروهای مخدر را از طریق نسخه در اختیار معتاد قرار می دهند به همین علت مقادیر زیادی پول به پزشکان برای انجام این کارها پرداخت می شود به همین دلیل است که اگر پزشکی و تجارت با هم ترکیب شوند فساد اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد و به نوبه ی خود به گسترش اعتیاد کمک بیشتر می کند.

و در آخر می توان گفت: اغلب جرایم را افراد معتاد مرتکب می شوند چون برای خرید مواد ناگزیر از ارتکاب جرم هستند و بیشترین جرایمی که از سوی معتادان صورت می گیرد عبارتند از: دزدی، ورود به خانه مردم به خاطر جرایمی چون آدمکشی، دزدی و فحشا است[7].

برای فهم بهتر موضوع اعتیاد در ایران جا دارد که به آمار معتادین در ایران در سال 1378 بپردازیم.

آمار معتادین در ایران:[8]

بر طبق آمار ارائه شده از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1378 در ایران 200/1 میلیون نفر معتاد و 800 هزار نفر معتاد بالقوه یا به عبارتی «معتاد تفنیی» وجود دارد. در چند سال اخیر آمارهای متفاوت و در پاره ای مواد غیرواقعی از سوی کارشناسان اعلام شده است. آخرین اظهار نظر آماری از سوی یک مقام مسئول (رئیس سازمان بهزیستی کشور) در سمینار «تازه های درمان اعتیاد در آبان ماه 1381 مبتنی بر این است:

تعداد 5 درصد جمعیت بالای 15 سال کشور به مواد مخدر معتاد هستند و این در حالیست که این میزان در کشورهای صنعتی 2 درصد است.

آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1381 نشان می دهد از جمعیت معتادین کشور تعداد 130 هزار نفر معتاد تزریقی وجود دارد که تخمین زده می شود 16 هزار نفر آنان آلوده به ویروس ایدز باشند. همچنین آمار این ستاد نشان می دهد که تعداد 8834 نفر معتاد در سالهای 1375 تا 1380 بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست داده اند به طور متوسط هر سال 1472 معتاد و هر روز به طور متوسط 4 معتاد در نتیجه سوء مصرف مواد مخدر درگذشته اند.


1- اعتیاد و شیوه های درمان آن برای خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، هما بهروش، زهره وجدی.- تهران: بدر ص 37.

1- همان منبع پیشین ص 29

2- شیخاوندی، داور/ کتاب بررسی مسائل اجتماعی ایران. ص 381.

3- آسیب های اجتماعی و روند تحول آن در ایران/ تألیف: عبدالحسینی اسکندری/ نشر: گیتا ص 25 و 26

1- اعتیاد و شیوه های آن برابر رمان خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، دکتر هما بهروش، دکتر زهره وجدی- تهران، بدر 1374 ص 35

2- همان منبع ص 38

1- همان منبع پیشین ص 41 و 42

2- کریمی درمنی، حمیدرضا، توانبخشی گروههای خاص، 1382، ص 307 و 308.

ت- سؤالات پژوهش:

سؤالات این پژوهش شامل این موارد می باشد:

1-چه نوع معتادانی در سطح مصاحبه شوندگان وجو دارد؟

2-چه دسته بندی از افراد معتاد بر اساس اولین ماده معرفی می توان کرد؟

3-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با اولین ماده مصرفی اش وجود دارد؟

4-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با آخرین ماده در دوره نهایی مصرفش وجود دارد؟

5-بیشتر افراد معتاد متعلق به چه طبقه اجتماعی هستند؟

ث- اهداف تحقیق:

هدف اصلی از این پژوهش بررسی رابطه ی بین اعتیاد با طبقات اجتماعی در معتادان اجتماع درمان مدار تهران T.c (هجرت) و همچنین مرکز فرهنگی ندای آرامش در سال 1386 می باشد.

به طور کلی می توان گفت: دلیلی که هر پژوهشگر را به تحقیق در مسئله و موضوعی وامی دارد متعدد است: نخست میل به دانستن و فهمیدن و رضایت خاطری است که در اثر دانستن و فهمیدن حاصل می آید. دوم اینکه: هدف هر تحقیقی پیدا کردن جواب مسائل و حل مشکلات با استفاده از روشهای علمی است و دیگر اینکه یافتن راه حل و وسیله ای که بتوان کاری را بهتر انجام داده و بهره ی بیشتر می برد و بتوان اشتباهی را برطرف و مشکلی را حل نمود[1].

برا این اساس بر آن هستیم تا محورهای اساسی این مسئله را تا حدودی باز نموده و به بررسی این موضوع در مراکز یاد شده بپردازیم.

و همچنین اهداف جزئی تحقیق شامل:

1-بررسی انواع معتادین در سطح مصاحبه شوندگان

2-بررسی و دسته بندی افراد معتاد بر اساس اولین ماده مصرفی

3-بررسی طبقه اجتماعی افراد معتاد

4-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در شروع اعتیاد

5-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در دوره نهایی مصرف

ج- اهمیت موضوع:

به عنوان یک محقق به دلیل اینکه این موضوع مشغله ی اصلی ذهن ما بوده و ضمناً موضوع اعتیاد موضوع تحقیقی ما در دوران کارورزی نیز بوده و به بیانی دیگر از آنجایی که اعتیاد را ما به طور ملموس می توانیم در جامعه مان مشاهده کنیم پس بر آن شدیم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنیم.

مسئله ی اعتیاد و قاچاق مواد مخدر معضلی است تقریباً جهانی و کشورهای بی شماری از آن به عنوان یکی از کلیدی ترین مشکلات اجتماعی یاد می کنند و خطرات آن را جدی می پندارند امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین است. و قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر از طریق تجارت افیون در جهان سالانه مبلغ پانصد میلیارد دلار سود به جیب استعمارگران سرازیر می کنند، آمار و ارقام مربوط به این تجارت مسموم در ایران نیز قابل توجه و تأمل است.

لازم به ذکر است کاربرد این تحقیق در مراکز بازپروری معتادان و کلینیک های ترک اعتیاد می تواند راهگشان برنامه ریزی باشد زیرا برای هر برنامه ریزی موفق می بایست ابتدا شناخت مشکل صورت گیرد بنابراین می توان این تحقیق را سرآغازی برای تحقیقات بعدی دانست.

اهمیت کاربردی:

با توجه به شناختی که در مورد ا عتیاد به عنوان یک بیماری اجتماعی داریم، می توان گفت اعتیاد عبارت از مسمومیت مزمن که برای افراد و جامعه مضر است، مواد مخدر بسان شمشیر دو لبه ای عمل می کند که از یک طرف سود سرشاری فراهم می آورد و از سوی دیگر بر پیکره ی اجتماع سم وارد می کند و باعث از دست رفتن نیروی انسانی و جمعیت فعال و کاهش توانایی های فکری و جسمی منابع انسانی، طبیعی و مالی که می توانستند نقش و تأثیر بسزایی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی و ... ایفا کنند.

اهمیت کلی پرداختن به اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در جامعه ی رو به توسعه ی ایران زمانی جدی بودن و ضرورت طرح آن را می نمایاند که نگاهی به آمار و ارقامی که بعضاً از سایر منابع در مناسبت های مختلف ارائه می گردد داشته باشیم که این مهم خود گویای تصویر کلی از شدت ابعاد این مسئله ی اجتماعی و معضل همگانی در تمامی ساختارهای جامعه است.

امروزه شنیدن آمار و ارقام مربوط به اعتیاد مواد مخدر و مسائل ناشی از آن بخصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

که در اینجا برای فهم بهتر موضوع می توان از خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران در سال 1373 نام برد:

خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران سالیانه بر اساس محاسبه صورت گرفته در سال 1373 بالغ بر 480 میلیارد تومان برآورد گردیده است که با توجه به افزایش نرخ تورم سالیان این رقم در سال 1373 معادل 700 میلیارد تومان در سال تخمین زده می شود، که نگارنده تصریح می نماید که اگر این رقم قابل توجه صرف سازندگی و ایجاد مشاغل برای جذب عظیم خیلی از بیکاران می شد سیمای اجتماعی و اقتصادی متحول می گشت.

ضمناً همان طور که قبلاً هم گفته شد با کمال تأسف دیده شد، که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه پائین تشکیل می دهند که در این جا می توان به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی حاکم در جامعه اشاره کرد.

به طور مثال در مورد اعتیاد در جامعه ی آمریکا می توان گفت: یکی از دلایل عمده ای که جامعه آمریکا بالاترین رقم معتادان را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است. طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می کند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد، هر ساله دولت آمریکا میلیونه دلار پول صرف بهبود بیماری اجتماعی اعتیاد می کند و با توجه به نظر رهبران آمریکا به این مشکل اجتماعی سالیان درصد معتادان در حال افزایش است و به همین دلیل می توان به جرأت گفت: تا شکاف و فاصله ی طبقاتی کم نشود اعتیاد هم در آن جامعه کاهش نخواهد یافت[2].

حال لذا از آنجایی که اعتیاد به مواد مخدر یکی از آسیب های اجتماعی تهدیدآمیز و ویرانگر به شمار می رود که زمینه ی سقوط بسیاری از ارزش ها و معیارهای اخلاقی را فراهم می کند و سلامت افراد جامعه را به خطر می اندازد پس متوجه می شویم که مؤثرترین شیوه در راستای کاهش و جلوگیری اعتیاد به مواد مخدر بررسی همه جانبه ی ساختاری اعتیاد می باشد و این مطلب ضرورت انجام تحقیق را در رابطه با موضوع یاد شده برای ما بیش از پیش مشخص می کند.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید