| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 84 |
فهرست مطالب صفحه
عنوان
پیشگفتار
چکیده
فصل اول : مقدمه
1-1 مقدمه
2-1 بیان مسئله
3-1 هدف پژوهش
4-1 اهمیت موضوع پژوهش
5-1 سؤالات تحقیق
6-1 تعاریف عملیاتی
فصل دوم : پیشینه تحقیق
1-2 تاریخچه
2-2 نظریه ها و تعاریف
3-2 تحقیقات داخلی
4-2 تحقیقات خارجی
فصل سوم : روش اجرای پژوهش
1-3 مقدمه
2-3 جامعه آماری
3-3 نمونه و روش نمونه گیری
4-3 ابزار اندازه گیری
5-3 روش جمع آوری داده ها
6-3 روش آماری
فصل چهارم : تحلیل یافته های پژوهش
1-4 مقدمه
2-4 نگرش و احساسات والدین (حیطه اول)
3-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده (حیطه دوم)
4-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده (حیطه سوم)
5-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر (حیطه چهارم)
6-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر خواهران و برادران (حیطه پنجم)
فصل پنجم : تحلیل و نتیجه گیری یافته های پژوهش
1-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه اول)
2-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه دوم)
3-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه سوم)
4-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه چهارم)
5-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه پنجم)
6-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه اول)
7-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه دوم)
8-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه سوم)
9-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه چهارم)
10-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه پنجم)
11-5 محدودیتهای پژوهش
12-5 پیشنهادات
فهرست منابع
پیشگفتار
انسان به عنوان اشرف مخلوقات ایزد منان خلق شده تا از فرصتهای بدست آمده کمال استفاده را ببرد و به کمال نهایی که همان قرب خداست، دست یابد. همین انسان ابتدا در خانواده خود را پیدا می کند، خانواده باید شرایطی آماده کند تا شخص بسوی هدف نهایی گام بردارد. بر اساس تعالیم عالیه همه انسانها از حقوق یکسانی برخوردارند تا خود را به قله رفیع انسانیت برسانند.
حال اگر شخصی بنابر هر علتی ناقص متولد شد دال بر این نیست که حقوق او نیز ناقص خواهد بود. بلکه همان شرایط مساوی برایش مهیا خواهد شد.
پس باز خانواده هست که باید این شرایط را برای فرزند معلول و ناتوان خود فراهم کند تا بتواند از حداکثر توانایی خود نهایت استفاده را ببرد و سربار خانواده نشود و تأثیر سوء بر خانواده نگذارد. در تحقیق حاضرسعی شده تا تأثیرات کودک ناتوان هوشی بر خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
ارائه چکیده:
1- عنوان چکیده : بررسی تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده
2- بیان مسئله : خانواده بعنوان یک نظام اجتماعی و فرزند ناتوان هوشی نیز بعنوان یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشند. حال این پرسش پدید می آید که آیا خانواده های دارای فرزند ناتوان هوشی را تا چه حد پذیرفته اند؟ و این فرزند چه تأثیری بر خانواده دارد؟
3- سؤالات تحقیق :
الف: نگرش و احساسات والدین درباره فرزند ناتوان هوشی چگونه است؟
ب : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده چگونه است؟
ج : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟
د : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر چگونه است؟
هـ : وجود فرزند ناتوان هوشی چه تأثیری بین سایر فرزندان خانواده می گذارد؟
4- ابزار گردآوری اطلاعات : پرسشنامه F.I.Q ساخته دونبرگ و بیکر در سال 1993 و دارای 49 آیتم می باشد که این پرسشنامه تأثیری را که کودک ناتوان هوشی بر والدین و خانواده می گذارد را می سنجد و دارای پنج حیطه مهم می باشد.
1- نگرش و احساسات والدین
2- حیطه اجتماعی
3- حیطه اقتصادی
4- روابط زن و شوهر
5- تأثیر بر سایر فرزندان
5- خلاصه نتایج تحقیق : فرزندان ناتوان هوشی آموزش پذیر تأثیر نامطلوبی بر جنبه های اجتماعی خانواده ندارند. از لحاظ اقتصادی این فرزندان در مقایسه با همسالان عادی هزینه بیشتری را مصرف می کنند. روابط والدین با هم تأثیرپذیر از این فرزند نیست.
خواهران و برادران فرزند ناتوان هوشی مشکل چندانی با وی ندارند. ولی نگرش کلی والدین حاکی از تأثیر نسبتاً منفی کودک ناتوان هوشی بر خانواده است. (63% والدین)
1-1) مقدمه
یکی از ویژگیهای مهم انسان، قوای ذهنی رشد یافته و عقل هوشی است که در وجود او به عنوان یک موهبت الهی به ودیعه نهاده شده و همین ویژگی او را از سایر موجودات متمایز ساخته و به دلیل دارا بودن این نعمت، خداوند او را اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان و خلیفه خود بر روی زمین قرار داده است.
اما بنا به دلایل متعددی، معدودی از افراد انسان از داشتن چنین توانایی و ظرفیتی یا محروم بوده و یا از حد طبیعی متناسب با سن خود پایین تر می باشند این محرومیت یا کمبود و نقصان آنان را از سایر افراد متمایز ساخته و برای آنان نیازها و محدودیتها و ناتوانی هایی را تحمیل می نماید که این افراد با توجه به ویژگیها و خصوصیات خاصی که دارند در گروه افراد استثنایی قرار می گیرند.
البته باید توجه نمود که واژه استثنایی به طور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود، چرا که حد حقیقت همه افراد از نظر خصوصیات مختلف جسمانی، ذهنی، روانی، عاطفی و اجتماعی و غیره یکسان نبوده و نسبت به همدیگر دارای تفاوت های خاص می باشند لذا بدین ترتیب هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی می باشد.
آنچه که اصطلاحاً کودک استثنایی می گوییم غالباً بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی به میزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد که ناگزیر، نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده می باشد. استثنایی بودن مشکل است نه فقط برای افراد استثنایی، بلکه مشکلی است که زندگی همه را تحت تأثیر قرار می دهد.
وقتی کودکی بر اثر برچسب منفی که به او زده می شود باعث جدا شدن او از دیگر کودکان می شود، وقتی کودکی که در اثر معلولیتی که دچار آن است در برخورد با نیازهای اجتماعی همچنان به کمک دیگران نیازمند باشد، در تمام این موارد سایر افراد جامعه تحت تأثیر قرار می گیرند، چه از جهت اقتصادی و چه از جنبه عاطفی.
بنابراین باید گفت که افراد استثنایی قبل از هر چیز یک انسانند، اما با یک سری کمبودها و ناتوانائیها.
که وظیفه تک تک افراد جامعه است که در جهت خدمت به این قشر،عزم خود را جزم کرده و در راه رسانیدن آنان به حداکثر توانمندیهایشان تلاش نموده و خدمت به این قشر عزیز جامعه را برای خود سعادت و نیک بختی قلمداد نمایند.
یکی از گروههایی که در تقسیم بندیهای مختلف که از طرف محققین و صاحب نظران در مورد افراد استثنایی شده است و دارای جایگاه خاص ویژه ای می باشد گروه «عقب مانده ذهنی» و کسانی که از نظر عملکرد هوشی پایین تر از حد متوسط عمل می کنند،می باشند. عقب ماندگی ذهنی را می توان از یک طرف بعنوان یک مشکل تربیتی، روانی و پزشکی مورد بررسی قرار داد و از طرفی دیگر به عنوان یک مشکل اجتماعی به حساب آورد. مشکل اجتماعی بودن آن ، این حقیقت را آشکار می سازد که در طول تاریخ عقاید و نظریات مردم نسبت به کسانی که عقب افتادگی روانی، ذهنی داشته اند، منعکس کننده نظریات اجتماعی آن زمان بوده و فرهنگ خاص آن ملت در شکل گیری آن عقاید و نظریات تأثیری شگرف داشته است و چگونگی برخورد با این گروه متأثر از شرایط اجتماعی و سطح فرهنگ و تمدن هر جامعه بوده و این رابطه متقابل تا به آن حد ملموس و دقیق است که به باور برخی از محققان می تواند به آئینه نمای فرهنگ و تمدن یک جامعه باشد (هاشمی، 1380).
عقب ماندگی ذهنی همانطوری که یک مشکل اجتماعی به حساب می آید، شاید قبل از هر چیز یک مشکل و معضل خانوادگی باشد که خانواده را با مشکلات روانی، اجتماعی ، اقتصادی، عاطفی و غیره مواجه می سازد.
2-1) بیان مسئله
در جامعه ای که در آن موقعیت ها و پیشرفت های هوشی و ذهنی از ارزش بالایی برخوردار است، توسعه یک کودک عادی و طبیعی اغلب به عنوان اساس اولیه در عملکرد صحیح والدین تلقی می شود. اما تولد یک فرزند عقب مانده ذهنی، خانواده را در یک معمای فرهنگی و بحران اخلاقی و روحی قرار می دهد.
آیا کودک می تواند در کنار خانواده از رابطه صلح آمیز و شادی بخش برخوردار باشد؟ یا قربانی ناامیدی، عصبانیت و گناه و رنج والدین خواهد شد؟
خانوادۀ یک کودک عقب مانده ذهنی بویژه کودکانی که بهرۀ هوشی پایین تری دارند با ناملایمات اجتماعی و شخصی بسیاری در برخورد با این مشکل مواجه هستند، چه عواملی بوسیله خانواده در این موقعیت تجربه می شود؟ از چه کسی یا کسانی طلب کمک می کنند؟ (مفیدی، 1378).
کودک عامل گسترش نسل است و تولد یک کودک غیرعادی تهدیدی جدی برای خانواده محسوب می شود. مشکلات پدر و مادر یک کودک عقب مانده ذهنی شاید از همه بیشتر باشد.
زیرا بدنیا آمدن کودک هدیه ای به معنای واقعی کلمه است، ولی گاهی انسان از اینکه یک هدیه ناقصی به وجود آورده ، واقعاً برای او وحشت انگیز است که این آگاهی غالباً با پاره ای احساسات ناشایستگی همراه است.
در این زمینه سؤالات متعددی شاید در ذهن آنان جای بگیرد که چگونه این اتفاق برای ما رخ داده است؟ یا چرا این اتفاق برای ما افتاده است؟
چه عاملی یا چه کسی مقصر است؟ بررسی تحقیقات و مطالعات نشان می دهد که وجود یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند حداقل از سه نظر وضعیت خانواده را تحت تأثیر قرار دهد:
1- وضع اجتماعی
2- وضع اقتصادی
3- وضع عاطفی، روانی و اجتماعی.
گاهی اوقات وجود یک کودک عقب مانده در خانواده بیشتر از آنکه از لحاظ اقتصادی مشکلاتی را پیش آورد، از لحاظ اجتماعی خانواده را درگیر مسائل و مشکلات می نماید. این مسأله بخصوص در مورد خانواده های طبقات اجتماعی بالاتر مطرح است، چرا که خانواده کودک عقب مانده ذهنی ناگزیر است که محدودیتهای اجتماعی بیشتری را بپذیرد. گاهی خانواده خود را مجبور می بیند که در رفت و آمدهای خود تجدید نظر کند و بدیهی است که به همان نسبت که در نظام ارزشی خانواده و اجتماع ، مفهوم عقب ماندگی ذهنی نارساتر تعبیر شود، محدودیتهای اجتماعی خانواده ها بیشتر خواهد بود.
وضع اقتصادی: مراقبت های پزشکی و آموزشی ، بهداشتی و درمانی یک کودک عقب مانده ذهنی معمولاً مخارج و هزینه هایی بر خانواده تحمیل می کند که به مراتب بیشتر از توانایی مالی خانواده هاست.
وضع عاطفی ـ روانی : معمولاً اطلاع از معلولیت کودک برای والدین به مثابه شوکی دردناک عمل می کند و موجب اختلال شده و جریان عادی خانوادگی را مختل کرده و مسائل و مشکلاتی را برای والدین و سایر اعضای خانواده مانند خواهران و برادران و خویشان و نزدیکان فراهم می سازد.
خانواده یک نظام اجتماعی است و فرزند عقب مانده ذهنی نیز یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر، بلکه بر سایر اعضای خانواده نیز دارای تأثیر متقابل می باشند.
این تأثیر هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی.
اما بررسی بیشتر تحقیقات و پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه بیانگر آن است که این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است. یعنی عقب ماندگی ذهنی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها و وظایف خود را به نحو مطلوب انجام دهد و در نتیجه در عملکرد خانواده اشکالات و وقفه هایی به وجود آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه بررسی و تحقیق بیشتری صورت گیرد و چگونگی بروز این مشکلات و همچنین راهها و طرق برطرف کردن و یا کم کردن این مشکلات و کمک به والدین و سایر اعضای خانواده مورد دقت و بررسی قرار گیرد.
3-1) هدف پژوهش
والدینی که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند، دارای مسائل و معضلات خاص هستند و در قبال حضور کودک عقب مانده ذهنی، عکس العمل ها، واکنش ها، احساسات و رفتارهایی از خود بروز می دهند که بهداشت روانی و تعادل روانی ـ اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.
تولد یک کودک عقب مانده ذهنی نه تنها باعث تضادهایی در درون شخص می گردد، بلکه باعث انواع خصومت ها، شک و تردیدهایی در درون خانواده می شود و این تضادها بیشتر به شک و تردید در مورد علت عقب ماندگی ذهنی مربوط می شود(افروز، 1384).
از اهداف کلی، آگاهی حد زمینه تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر والدین و خانواده می باشد و نیز سایر اهدافی که در انجام این تحقیق می توان بدانها اشاره کرد عبارتند از :
- تعامل اجتماعی والدین و تأثیر کودک عقب مانده ذهنی و ارتباطات اجتماعی
- بررسی تأثیر کودک عقب مانده ذهنی بر نگرش، احساسات، واکنشها و رفتار والدین
- بررسی تأثیر کودک بر جنبه های اقتصادی خانواده و روابط او با سایر فرزندان.
4-1) اهمیت موضوع
از آنجایی که هر پدر و مادری وقتی صاحب فرزندی می شود، در انتظار فرزند سالم، باهوش و زیبا می باشند، وقتی کودکی با عقب ماندگی ذهنی قدم به محفل زندگی آنان می نهد. والدین در اولین برخورد و مواجهه با این کودک با «چه کنم ها و چه باید کرد هایی » مواجه می شوند که از همین جا مسائل آغاز شده و موجب بروز احساسات، عکس العمل های متضاد، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف شده و تعامل والدین ، بهداشت روانی ، تعامل روانی ـ اجتماعی ، روابط کودک با والدین و اطرافیان را تحت تأثیر قرار می دهد.
تأثیر عقب ماندگی ذهنی فرزند تنها به والدین برنمی گردد، بلکه به نوعی سایر برادران و خواهران ، خویشان و نزدیکان را تحت تأثیر قرار می دهد.
اگر تعداد اعضای خانواده ها را به طور میانگین 5 نفر فرض کنیم و درجه شیوع و گسترده عقب ماندگی را بر اساس استانداردهای بین المللی حدود 3 درصد در نظر گیریم، شاید حدود 5 میلیون نفر از جمعیت شصت میلیونی ایران به نوعی تحت تأثیر پدیده عقب ماندگی ذهنی می باشند.
بنابراین ضروری به نظر می رسد که این مسئله در محیط خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و احساسات و نگرش ها و واکنشها و مسائل روانی ـ اجتماعی والدین از سوی دیگر توجه لازم بعمل آید و مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد.
از طرف دیگر والدین بخصوص وقتی با عقب ماندگی ذهنی فرزند خود روبرو می شوند، به دنبال جایی یا کسانی می گردند که آنان را در چگونگی برخورد و سازگاری با این پدیده راهنمایی نمایند. این وظیفه خطیر و مهم بر عهده کسانی می باشد که در حکم راهنما و هادی می باشند که این افراد همان روان شناسان و مشاوران می باشند. از همین جاست که اهمیت مسئله و موضوع مشخص می شود، یعنی کمک به والدین در جهت سازگاری و از طرفی کمک در جهت یافتن علت به منظور رهایی از احساسات گناه و تحقیر و اختلافات زناشویی و غیره.
5-1) سؤالات تحقیق
1- نگرش و احساسات والدین درباره فرزند عقب مانده ذهنی خود چگونه است؟
2- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اجتماعی خانواده چیست؟
3- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟
4- داشتن فرزند عقب مانده ذهنی چه تأثیری بر روابط زن و شوهر دارد؟
5- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر روابط او با سایر فرزندان خانواده چگونه است؟
6-1) تعاریف عملیاتی
عقب مانده ذهنی آموزش پذیر[1]
به فردی اطلاق می شود که هوشبهر او بین 70-50 بوده که مفاهیم را خوب درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند، تمرکز دقتی در آنها محدود است و برای یادگیری انگیزه ای از خودشان نشان نمی دهند (افروز، 1384).
عقب ماندگی فرهنگی ـ خانواده ای [2]
عقب ماندگی خفیف در فرد به خاطر محدودیت اقتصادی، بدون این که شواهدی بر آسیب مغزی وجود داشته باشد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 118 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 109 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
سرآغاز
مقدمه 1
فصل اول.
2- بیان مسئله 15
3- ضرورت و اهمیت تحقق 15
4- اهداف تحقیق 16
5-تعریف اصتلاحات تحقیق 18
6-سئوالات تحقیق 18
7-فرضیه تحقیق 18
8-متغیر ها 18
فصل دوم – پیشینه مطالعاتی
9- تاریخچه آموزش در دوران کودکی در جهان 22
10- تاریخچه آموزش و پیش دبستانی در ایران 23
11- سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا 26
12- تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام 30
13- مرور اجمالی بر آموزش پیش دبستانی در کشور های مختلف جهان 31
14- تاثیر اشتغال مادران بر عملکرد کودکان پیش دبستانی 36
فصل سوم- روش تحقیق
عنوان صفحه
16-مدل آماری 62
17-جامعه آماری 65
18-نمونه آماری 65
19-ابزار اندازه گیری
20-چگونگی نمونه گیری
21-آزمون T 66
22-ویژگی های توزیعای T استودنت 67
23-آزمون T مقایسه میانگین های مستقل 67
فصل چهارم – تجزیه و تحلیل داده ها
24- خلاصه نتایج آماری 69
25- جدول توضیع جدول فراوانی درس فارسی 71
26- جدول توضیع فراوانی درس ریاضی 76
27- لیست نمرات پس آزمون درس املا 78
28- جدول توضیع فراوانیدرس املا 78
29- مقایسه و تفسیر میانگین 78
30- خلاصه و نتیجه گیری 83
31- نتیجه گیری 84
فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری
صفحه
32- محدودیتهای تحقیق 88
33- توصیه ها برای تحقیقات بعدی 88
34- منابع 89
چکیده تحقیق:
این پژوهش تحت عنوان تاثیر دوره پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی کودکان دوره ابتدایی شهر تهران صورت گرفته است.
جامعه آماری شامل60 نفر ، که انتخاب آنها بصورت کاملاً تصادفی می باشد. با توجه به اینکه پژوهشهای متعدد در مورد پیشرفت تحصیلی صورت گرفته ، اما هنوز بسیاری از زوایای این امر مهم ناشناخته باقی مانده و کشور ما با وجود سرمایه گذاری ها و صرف هزینه های کلان هنوز موفقیت های لازم را در این زمینه کسب نکرده است این پژوهش در صدد است تا زاویه ای دیگر از این پدیده را روشن کند و مسئولین آموزشی را برای رسیدن به اهدافشان یاری نماید.
امروزه این نکته در زمینه تربیت مسلم است که متناسب بودن برنامه و محتوای آموزشی با مراحل تحول دانش آموزان باعث فهم مطالب و اجتناب از انباشن حافظه می گردد و یک ضرورت آموزشی محسوب می شود.
براین اساس پژوهش حاضر در صدد است تا ارتباط بین تاثیر پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی بین کسانی که دورۀ پیش دبستانی را طی نموده اند و آنهایی که از گذارن این دوره بی بهره بوده اند را روشن سازد.
(پیشگفتار)
اگر چه قصد ما بررسی تاریخچۀ آموزش متوسطه نیست اما برای آشنایی خوانندگاه باید گفت که نظام آموزش متوسطه ایران مراحل زیر را طی کرده است.
1- مرحله ای که خود به خود دنبالۀ دورۀ ابتدایی محسوب می شود و در آن مسئله انتخاب رشتۀ مطرح نبود .
2- مرحله ای که دورۀ دوم متوسطه ابتدا به ادبی، طبیعی و ریاضی و هنرستانی و سپس به دوره ها یا رشته های دیگر تقسم می شود.
اما از سال 1350 با تاسیس دورۀ راهنایی تحصیلی دورۀ متوسطه به 4 سال با عنوان رشته های نظری ، شامل ریاضی فیزیک ، علوم تجربی ، ادبیات و علوم انسانی ، شاخه فنی و حرفه ای تغییر یافت.
در سالهای اخیر در نظام جدید آموزش متوسطه با چهره ای متفاوت از قبل همانند آنچه در دانشگاه به عنوان واحد در نظر
گرفته می شود ؛ به صورتی دیگر ظاهر شد.
به این ترتیب که در این نظام دروس مرتبط به هم نبود و چیزی به عنوان تکرار پایه تحصیلی که دانش آموزان در آن متحمل آن می شوند در این نظام مشاهده نمی شود.
حال باید دید پیشرفت دانش آموزان نظام جدید با توجه به عواملی که بعد به ذکر آن خواهیم پرداخت با توجه به تاریخ گذشته انسان و نسل بشر می توان چنین نتیجه گیری کرد که بشر از همان اوان خلقت همیشه و بطور دائم در پی آموزش و فراگیری بوده است و این آموختن مراحل و اشکال مختلفی داشته است و در دوران مختلف شیوه آموزش و آموختن انسان متفاوت بوده است.
مثلاً دیده می شود که انسان در دوران گذشته با مشاده طبیعت و موجودان موجود در آن دست به آموختن می زده و بعد از آن برای ایجاد ارتباط با نسانهای دیگر از راه وروشهای مختلف بهره گرفته است و بعدها برای ارتباط با دیگران از نوشتن نامه استفاده می کرده که بسته به قوم مشخص طرق گوناگونی داشته است.
مثلاً دردوره ای از خط تصویری برای نوشتن استفاده می کرده و قومی درجای دیگری از خط میخی استفاده می کرده که البته استفاده از این روشها نیز نیاز به آموختن داشته است.
و با گذشت زمان در طی چند قرن اخیر انسان نیاز به آموختن را برای همه افراد بشر ضروری می بیند و شروع به ایجاد مکانهای مشخصی برای این کار می کند و با پیشرفت انسان در مورد علوم و دانش این مراکز دانش و تعلیم و تربیت هم صورت مشخص تری به خود می کیرد و بصورت مجزاتری وجود پیدا می کند.
هر چه می گذرد انسان در می یابد که آموختن دانش در سنین پایین تر و کودکی بهتر است از دوران بزرگسالی صورت می گیرد و با تحولات زیادی که در قرون اخیر در زمینه تعلیم و تربیت کودکان انجام گرفته بر اهمیت توجه به امور کودکان و مراکز تعلیم و تربیت آنان پیش از پیش افرزوده است ؛ نظر به اینکه کودکان امیدهای آینده جامعه انسانی می باشند و دارای استعدادها و علائق نهفته و ناشناخته می باشند که باید کشف گردیده و هدایت گردند.
تا بتوانند به ساختن شخصیت خود بپردازند و هرچه بهتر برای زندگی آینده در جامعه آماده گردند.
تعلیم و تربیت کودکان در مراحل مقاطع گوناگون صورت می گیرد یکی از آنها آموزش پیش دبستانی می باشد که اخیراً توجه زیادی هم به آنان معطوف می گردد.
البته این مقطع به لحاظ سنی از مهمترین و حساسترین دوره های زندگی در حال آموزش کودکان می باشد.
که متاسفانه هنوز برای برخی از والدین و مسئولین دست اندر کار اهمیت این دروره آموزشی کامل مشخص نشده است. کودکان در این مراکز چیزهایی را می آموزند که اقتضای سنشان باید بیاموزند که این موارد را در محیط خانه بطور کامل نمی توانند بیاموزند.
از ویژگیهای مهم مراکز پیش دبستانی به مواردی می توان اشاره کرد از قبیل اجتماعی شدن کودکان در این محیط ها ، به خاطر مراوده و ارتباط با کودکان دیگر و همچنین دریافت و آموزش کاربرد خیلی از وسایل و امکاناتی که در محیط زندگیشان با آنها مواجه هستد و با توجه به تاثیراتی که مراکز پیش دبستانی در جنبه های مختلف زندگی کودکان دارد، این انگیزه را در شخص ایجاد می کند که تحقیق و تفحصی در این زمینه انجام دهد.
ما در کشوری زندگی می کنیم که برای رسیدن به استقلال و پیشرفت همه جانبه در زمینه فردی اجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی ، علمی و فرهنگی به شخصیتهای رشد یافته و به دلهای بیدار و مغزهای اندشمند و دستهای ماهر توانا نیازمند است.
در راستای رسیدن به این اهداف ضروری است که متخصصان تعلیم و تربیت آنچه در توان دارند به کار گیرند و لزوم تعلیم و تربیت منابع انسانی کشومان به ویژه کودکان با خوش و مستعد را تبیین و گسترش دهند.
با توجه با اینکه در نظر عموم پیشرفت تحصیلی و داشتن نمرات بیشتر در مدرسه تیز هوش تلقی می شود و نیز به لحاظ روابط متقابل خانواده و غیره در بالا بودن نمرات تحصیلی همواره باید در پی عوامل موثر پیشرفت گروهی از دانش آموزان شد.
درست است که ارزش نمرات امتحانی دانش آموزان در مدرسه را نمی توان انکار کرد اما موارد زیادی مشاهده شده است که دانش آموزان با نمرات کم یا متوسط در ادامه تحصیل و در مسائل علمی و حتی در زندگی خود موفقیتهای شایانی داشته اند.
با وجود این تنها می توان گفت که پیشرفت تحصیلی در داشتن نمرات بیشتر در مدسه را تنها نمی توان به عامل خاصی نسبت داد بلکه عوامل متعددی به شکل فعال در تعامل با یکدیگر هستند تا چنین وضعیتی را ترسیم کنند.
تحقیقات فراوانی در زمینه افت تحصیلی دانش آموزان و علل آن انجام گرفته تا بتواند از هدر رفتن هزینه های هنگفتی که در نظام آموزش کشور ها جلوگیری کند اما علی رغم نتایج بدست آمده هنوز یکی از بزرگترین معضلات آموزش و پرورش و نظامها ی آموزشی افت تحصیلی دانش آموزان است . آنچه مسلم است مطالعه و بررسی علل و افت تحصیلی کافی نمی باشد و باید راهبرد هایی برای جلوگیری از بوجود آمدن افت تحصیلی ارائه نمود.
یکی از راه حل های موجود برای شناخت ویژگی دانش آموزان و عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی آنان است تا با گسترش ویژگیهای مذکور و جایگزین کردن این راهبرد ها زمینه ایجاد افت تحصیلی را از بین ببریم کشف متغییر های پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مقاطع مختلف مستلزم داشتن انگیزه های قوی و نیرومند است . انگیزه هایی که بتوان تحرک و پویایی لازم برای فعالیتهای فردی و گروهی دانش آموزان را برانگیزد.
از مسائل عمده و مهم نظام تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) در هر جامعه چگونگی تربیت و پرورش افراد آن جامعه بر اساس نیازهای مشخص شده آن جامعه می باشد.
روشن است که بر آورده ساختن این نیازهای کاری چندان ساده و آسان نیست و رسیدن به چنین هدفی مستلزم به کارگیری مهارتهایی است که باید مبتنی به تجربه های علمی باشد.
معمولاً خانواده ها به دلیل درگیری ، مسائل و مشکلات مختلف از مسئولیتهایی که نسبت به کودک در ارتباط با کودک در رابطه با زندگی او و آینده اش دارند غافل می مانند.
همین امر سبب شده که نسبت به محرکاتی که کودک برای رشد و تحول شخصیت خود به آنها نیاز دارد غافل بماند و زیاد توجهی به آنها ننماید.
به همین علت انتظار می رود تا مراکز حرفه ای و پرورشی و جبرانی تربیت ، نظیر مهد کودک یا کودکستانها بتوانند به عنوان کار تخصصی و تکمیلی کار خانواده در امر تربیت کودکان گام بردارند.
جامعه برای رسیدن به هدفها باید مسیرهایی را که برای رسیدن به این اهداف لازم هستند مشخص نماید و برای طبق یک برنامه تعلیم و تربیت صحیح که در ارتباط با هدف و تامین کننده خواسته های فردی و اجتماعی مردم آن جامعه است افراد را هدایت کند.
رسیدن به هدفهای جامعه و پروراندن انسان کاری نیست که بتوان تصادف از آن گذشت بلکه احتیاج به نظام پرورش برنامه ریزی شده ای دارد تا از طریق ایجاد فرصتهای دیگری بتوان در رشد و شکوفایی استعداد های جامعه و جلوگیری از بروز نا هنجاریهای تحصیلی و رفتار در کودکان اقدام لازم را بعمل آورد.
فردریک فروبل*(1825-1782) را به عنوان کسی که به آموزش و پرورش جنبه اجتماعی می دهد باید نگریست .
اهمیت آموزش و پرورش و پیشرفت دبستانی با افکار و نظریات فروبل انسجام و نظم دقیقتری می یابد. او اولین کودکستان را تاسیس نمود و آن را باغ کودکان نامید.
فروبل می گوید : کودکستان باید نمونه کوچکی باشد از اجتماعی که کودکان را در بر گرفته و در آنجا باید اجراء و عناصر روابط زندگی اجتماعی به طوری که متناسب با توان و هوش و درک باشد آموزش و پرورش پیش دبستانی از جمله نمادهایی است که قادر است از طریق غنی سازی محیطی ، کودکان را به تجارب ادراکی و ذهنی جدیدی که احتمالاً در محیط خانواده برای آنان که امکان پذیر نیست راغب نماید.
همچنین در محیط های مساعد کودکستان است که می توان مجموعه ای از تجارب اجتماعی را هم از طریق رابطه با سایر کودکان و هم از طریق یافتن الگوهای جدید مانند مربیان در اختیار آنان قرار دهد.
فصل اول
1- بیان مسأله : ( طرح تحقیق)
2- ضرورت و اهمیت تحقیق
3- هدف کلی تحقیق
4- تعریف اصطلاحات تحقیق
5- سئوالات تحقیق
6- فرضیه تحقیق
7- متغیرهای تحقیق
1-1-بیان مسأله
یافته های تحقیقاتی حاکی از آن است که ارائه برنامه های پیش دبستانی نه تنها موجب تغییرات در توانایی های ذهنی کودکان می گردد . بلکه اثرات دراز مدتی نیز بر سازگاری آنان یا محیط کلاس و پیشرفت تحصیلی در دوره دبستان بر جای می گذارد. با توجه به این مسأله است که باید برای ایجاد پیشرفت در امور زندگی به دورۀ 6 ساله اول زندگی توجه خاصی مبذول شود تا زیر بنای محکمی برای مراحل بعدی پی ریزی گردد.
با توجه به اینکه عده ای از دانش آموزان قبل از ورود به دبستان و قبل از اینکه دوره ای جدید از زندگی خود را شروع کنند به جایی قدم می گذارند که یک طرف فرد را آماده ورود به دبستان می کند و از طرف دیگر به فرد آموزشهایی می دهد که اورا دقیقأ از وابستگی به خانواده جدا می کند و نیز به او می آموزد کهم زندگی فقط محصور به خانواده نیست و او باید از تجربه های استفاده کند.
پیاژه رو ی این موضوع تأکید می کند به کودک در دوران پیش دبستانی باید فرصت کافی برای رشد کاربردهای حسی – حرکتی داده شود و توجه او به کنفرانس بین المللی آموزش عمومی در اوایل سال 1939 این است که برای کودکان پیش دبستان باید وسایل مختلف آموزش حسی و حرکتی داده شود و خواندن و نوشتن برای سالهای اول دبستان گذاشته شود.
با توجه به تحقیقات مختلف صورت گرفته در مورد آموزش پیش دبستانی و اهمیت آن در اینجا این مسأله مطرح می شود که آیا بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که دوره پیش دستانی را طی نموده اند با دانش آموزانی که این دوره را طی ننموده اند تفاوتی معنی داری وجود دارد ؟
2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق
در پژوهش حاضر نقش مهم آموزش پیش از دبستان در پیشرفت تحصیلی کودکان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.آموزش و پرورش کودکستانی اولین مرحله از آموزش و پرورش رسمی است که هدفهاو محتوای و برنامه و روشها و ابزارهای خاصی خود را دارد و پایه مهمی برای سایر دوره های آموزش و پرورش عمومی است در این مرحله از آموزش دورهای که مخصوص کودکان پنج و شش ساله است دوره آمادگی برای ورود به دبستان یا اصطلاحأ دوره پیش دبستانی نامیده می شود که اساسأ زیر نظارت آموزش و پرورش است در این دوره است که کودکان برای اولین بار از استقلال خویش بهره می گیرند . در این دوره است که نقش نهاد خارج از محیط خانواده یعنی نقش کودکستان در رشد و پرورش و یادگیری کودک اهمیت می یابد ولذا برنامه ریزی منسجم وهدفدار آموزش وپرورش ضرورت بیشتری پیدا می کند.
با توجه به اینکه هرگاه صحبتی از وضعیت درسی و معلومات علمی دانش آموزان می شود اغلب والدین در پاسخ دادن به این موضوعات به خاطر مشکلات و مسائلی که در زندگی خویش با آنها روبرو هستند عاجز می مانند و می گویند ما به علت مشاغل خود و گرفتاریهایی که داریم دیگر حصله بحث نمودن با فرزند خود در این زمینه را نداریم وبعضی ها نیزی برای اینکه خود را از این مسئولیت بدور دارند فرزندانشان را به کودکستان می برند و بر این باورند که بردن به کودکستان سبس می شود که کودکانشان خود به خود انرژی لازم را برای ادامه تحصیلات کسب نمایند و دیگر نیازی به بحث و یاد دادن والدین خود را ندارند.
بر آن شدیم با بررسی هایی بفهمیم که این نظر ها تا چه اندازه درست است.
آیا واقعأ کودکستان می تواند وسایل لازم را برای یک دانش آموز بر آورده سازد ؟
یا اینکه عوامل دیگری به غیر از کودکستان می تواند بر پیشرفت تحصیلی یک دانش آموز موثر باشد ؟
همچنین از اهداف دیگر این می تواند باشد:
الف جلب توجه مسئولین آموزشگاه و دست اندرکاران آموزش و پرورش.
الف آگاهی دادن به والدین و مشخص نمودن اثر مهد کودک بر فرزندان آنان.
3-1- اهداف تحقیق
تعلیم و تربیت کودکان خردسال در طول تاریخ بین اقوام مختلف به صورتهای گوناگونی مطرح بوده است . این نکته قابل ذکر است که طرز تفکر عده ای در مورد کودکان به گونه ای است که معتقدند کودک باید با ویژگیها و نیازهای دوران کودکی مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد . اما عده ای به عکس می کوشند که هر چه زودتر کودک را به فرد بزرگسال تبدیل کنند . این دو نگرش همیشه در طول تاریخ وجود داشته است تا یکی دو قرن گذشته تعلیم و تربیت دوران اولیه کودکی عمومأ به عهده خانواده ها و والدین بود. در اروپا از قرن نوزدهم با به وجود آمدن تشکیلات و سازمانهایی به نام کودکستان آموزش و پرورش جدی و رسمی خردسالان آغاز شد.
بطور کلی ابتدا خانواده و بخصوص مادر قادر است که احتیاجات جسمانی و عاطفی روانی کودک را بر آورده سازد ولی به تدریج که کودک رشد می کند ملزوم به ایجاد رابطه گسترده تری با دیگران وکسب استقلال فردی ، و یادگیری بیشتری می شود . در این مرحله موسسات پرورشی و تربیتی مانند آموزش و پیش دبستانی (کودکستان) اولین محیط غیر از خانواده است که کودک به آنها وارد می شود. تاثیراتی که کودکان از این محیط ها دریافت می کنند، زمینه ساز رفتارها و علایق بعدی آنان در محیط بزرگتر خواهد بود.
هدف کلی:
با توجه به این نکته که بعضی می گویند چون که پسرم و یا دخترم قبل از اینکه به مدرسه برود وارد کودکستان شده یا اینکه والدینی گفته اند که دانش آموز قبل از ورود به مدرسه باید کودکستان برود . یا اینکه والدین و اطرافیان از کودکستان بعنوان سن آغازین ورود دانش آموز به آنجا صحبت می کنند بر آن شدیم تا مقایسه کنیم دانش آموزی که به کودکستان رفته نسبت به دانش آموزی که به کودکستان نرفته برتری دارد یا نه و اگر دارد چگونه و تا چه اندازه رفتن به کودکستان بر دانش آموز تأثیر داشته است ؟
هدف اختصاصی :
با توجه به نظرات متفاوت و مختلفی که افراد و والدین در جامعه در مورد کودک و پیشرفت در مدارس و همچنین کودکستان در رابطه با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد ، سعی بر این شده تا این نظرات بررسی شده و مشخص شود آیا این نظرات را می توانیم مورد قبول قرار دهیم یا خیرأ و ببینیم که آیا کودکستان در رابطه با پیشرفت تحصیلی کودک موثر است ؟
4-1- تعریف اصطلاحات تحقیق
پیشرفت تحصیلی:منظور از پیشرفت تحصیلی در تحقیق حاضر عبارت است از مجموع میانگین نمرات دانش آموزان کلاس اول ابتدائی که دوره پیش دبستانی را طی کرده اند.
دورۀ پیش دبستانی یا آمادگی : سالهای پنجم و ششم زندگی کودک را از سالهای کودکستانی و دورۀ آمادگی برای ورود به دبستان یا پیش دبستانی می نمائیم.
در این دوزه است که کودکان برای اولین بار از تحرک و استقلال خود بهره می گیرند و والدین و جامعه انتظار دارند که کودکان برای ورود به دبستان آماده شوند[1]
5-1-سئوالات تحقیق
1- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس املاء) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
2- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس ریاضی) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
3- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس فارسی) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
تعاریف عملیاتی
منظور از تعاریف عملیانی یا توضیح اصطلاحات ، بیان ساده و در عین حال رسای واژها ، کلماتی است که بیش از یک معنی داشته باشد و معنی و مفهوم خاصی را به خواننده ارائه دهد که ممکن اسن مورد توجه پژوهشگر نبوده و یا اینکه برای خواننده نا آشنا و نا مفهوم باشد. (نادی . سیف نراقی 1372 )
کودکستان ( مرکز آموزشی پیش دبستانی): به مراکز آموزشی اطلاق می شود که به نحوی نگهداری کودکان در موقع اشتغال والدین ایشان ، آموزش این کودکان را قبل از دوره دبستان در مراکز دولتی و یا بخش خصوصی بر عهده دارند.
کودکان آموزش دیده ( کودکستان رفته) : به کودکانی گفته می شود که مدت یکسال ، درست قبل از شروع دوره دبستان در مراکز آموزش پیش دبستانی، مشغول به گذاراندن آموزشهای خاص این دوره بوده اند.
فصل دوم – پیشینه مطالعاتی
1- تاریخچه آموزش در دوران کودکی در جهان
2- تاریخچه آموزش و پیش دبستانی در ایران
3- سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا
4- تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام
5- مرور اجمالی بر آموزش پیش دبستانی در کشورهای مختلف
6- تاثیر اشتغال مادر بر عملکرد کودکان پیش دبستانی
آموزشهای این دوره شامل بازیهای مختلف و حرکات بدنی و ورزشی آموزشهای هنری مثل نقاشی ، سرود، شعر قصه در بعضی مراکز مجسمه سازی با گل نیز جزء این آموزشها می باشد.
کودکان آموزش ندیده ( کودکستان نرفته ): به کودکانی اطلاق می شود که قبل از ورود به دبستان و کلاس اول ابتدائی هیچ نوع آموزش رسمی و کلاسیک را پشت سر نگذاشته اند.
پیشرفت تحصیلی:میانگین نمره های دانش آموزان سال اول ابتدایی در دروس ( ریاضی ) بعنوان ملاک نمایشکر پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شده است.
با توجه به اینکه سیستم نمره گذاری در کشور ما بین صفر تا بیست می باشد.
6-1-فرضیه تحقیق
بین نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند با دانش آموزانی که این دورۀ را طی ننموده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.
بین نمرات کودکانی که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس ریاضی) و کسانی که این دوره را طی نکرده اند تفاوت معنی داری برخوردارند.
7-1- متغیرها
1-متغیر مستقل: دوره پیش دبستانی (کودکستان).
2-متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدائی در درس های فارسی- ریاضی – املاء
3-متغیر مداخله گر: توجه والدین به امر تحصیل ، علاقه شخصی کودک در امر تحصیل .
4- متغیر کنترول : هوش دانش آموزان ، سن دانش آموزان.
تارخچه آموزش در دوران کودکی در جهان
در ایالات متحده در نتیجه جنبش مطالعه دهه 1920 مهد کودکهای آزمایشگاهی وابسته به دانشگاه بوجود آمد.
مهد کودک هایی با همکاری مادران ایجاد شد که به آنها کنک می کرد درباره کودک و پرورش کودک چیزی بیاموزند.
این مهد کودک ها محیط هایی بود که مادران در آن می توانستند تجربیات خود را تبادل کنند.
برنامه ایجاد مهد کودک های دولتی در دهه 1930 بخشی از اقداماتی بود که برای گروههای مربیان بیکار فراهم می کرد.
در سالهای 1960 توجه ملی اثرات ویرانگر و همیشگی جنگ جلب شد . دولت برای این برنامه سر آغاز و انجمنهای خیریه دیگر بودجه ای اختصاص داد که از طریق آن به کودکان فقیر همان مقدار داده شود که والدین طبقه متوسط در مهد کودک های خصوصی یا کودکستانها بابت آن پول پرداخت می کنند.
از آنجا یکی از اهداف آموزش خر سالان آماده سازی آنها برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی آنها شد.
تاکید بر رشد شناختی ، زبانی و تحصیلی جانشین تاکید بر رشد جسمانی اجتماعی و عاطفی که در گذشته محور اصلی برنامه های مطالعه کودکان ، کار آموزی مربیان و والدین یا صرفأ مراقبت از کودکان بود .
برنامه مهد کودک های اولیه تا حوددی از عقاید اریکسون (1950) ناشی شده بود. اریکسون[2] ادامه دهنده راه فروید بود و به نیاز های کودکان برای رسیدن به رشد اجتماعی اهمیت می داد
به عقیده او سازگاری اجتماعی و عاطفی هر فرد و کار آرایی شخصی او در بزرگسالی بستگی دارد به آموزشهای خرد سالی در زمینه اعتماد بنیادی ، استقلال شخصی ، ابتکار و اهمیتی که فرد برای خود قائل است.
بنا براین نظامهای آموزشی اولیه طوری برنامه ریزی شده بودند که کودکان را تشویق به ابراز خود کنند؛ به اکتشاف محیط بپردازند و هر مسئله اجتماعی که احتمالأ بر ایشان بوجود می آمد حل کنند.
در این نظامها والدین و مربیان نمی بایست کودک را بدون جهت محدود کنند یا مدام تشویق نمایند.
به هر حال تاکید بر هر چه باشد برای خدمت هر چه شایسته تر به کودکان همه برنامه ها باید در همه حوزه ها ی رشد و سایل یادگیری را فراهم کنند.
حتی اگر تاکید خاص هم در کار نباشد همه برنامه ها باید در همه حوزه های رشد آموزش را برای کودکان فراهم کنند.
کودکان با انگیزه خود جوشی که برای آموختن و رسیدن به انواع مهارتها لازم دارند فرصتهای لازمه را بوجود آورند.
الف تاریخچه آموزش پیش دبستانی در ایران
در ایران آموزش پیش دبستانی به عهده مکتب خانه ها بود. آموزش دختران به عهده زنان بود که در منازل خود و درحد ابتدائی آموزش می دیدند.
از سال 1290 اولین قانون معارف برای آموزش ابتدائی تصویب شد و در سال 1310 بطور فعال مدارسی شروع به کار کردند.
اولین کودکستان در ایران توسط میسیونزهای مذهبی تاسیس شده است که دو خانم به نامهای ((سزوژیان )) ، ((خانزادیان))ارمنی اداره کننده این مراکز در تهران و تبریز بودند.
از بین ایرانیان نخستین کسی که اسلوب جدیدی در تعلیم و تربیت[3] نوآموزان به کار برد ، میرزا حسن رشدیه بود که با تحمل رنج و خسارت فراوان بسیار در این کار خیر گذارد و از نیم قرن پیش به این طرف به همت والای عده ای از آموزگاران دلسوز با تجربه از جمله جبار عسگریان معروف به باغچه بان در سال 1303 ه . ش در تبریز اقدام به تأسیس کودکستان[4] کرده که به نام آن خواندن و نوشتن ، بازی و نقاشی برده است .
باغچه بان آموزش و پرورش نونهالان را با اسلوب سهل و آسان را پی ریزی کردند و تأدیب حامی خود را به تشویق و دلجویی داد.
وضع نا مطلوب مدارس تا حدود نیم قرن پیش ادامه می یابد و از این دوزه به بعد بع تقلید از اروپاییان مدارس زیادی ایجاد می شود و راه و رسم تعلیم و تربیت دگر محو می شود. البته لازم به یاد آوری است که در سال 1307 در شیراز نیز باغچه بان ، کودکستان مشابه تبریز تأسیس کرد.
اولین امتیاز کودکستان در سال 1301 به نام خانم ((برسایه )) در ایران صادر شد ه است. تاریخ فعال شدن کودکستان در ایران به حدود 1304 برمی گردد.
قبل از انقلاب مسئولیت اداره آموزش پیش دبستانی بین اتاق اصناف شهرداری سازمان زنان ، انجمن ملی حمایت از کودکان ، مشترک بود ولی امروزه کودکستانها زیر نظر وزارت آموزش و پرورش اداره و مهد کودکها زیر نظر بهزیستی است.
اهداف جمهوری اسلامی در مورد آموزش و پرورش پیش دبستانی:
الف) کمک به جریان رشد جسمی ، [5]عاطفی ، [6]شخصیتی و [7]اجتماعی کودکان با تکیه بر زمینه های دینی و شعائر مذهبی.
ب) تعلیم زبان رسمی مملکت با هدف تنظیم (تفاهم بیشتر و صورت بخشیدن به جامعه)
ج)ایجاد ارتباط اجتماعی بینننن کودکان
د)کمک به افراد کم در آمد تا فرزندان آنان درمحیط تربیتی سالم پرورش یابند.
ه) شکوفایی استعداد های کودکان ( راوندی 1369 )
عقیده چندین تن از متفکران ، دانشمندان ایرانی در باب تعلیم و تربیت :
الف ) ابن سینا:
ابن سینا بر مبنای آراء و نظرات این مقنع و فرابی ( معلم ثانی ) در پیرامون تعلیم اولاد چنین می گوید:
پدر و مادر باید برای فرزندان خود نام نیکو انتخاب کنند و اسمأ شایسته برگزینند.
شیر نیز در مزاچ و صحت او تاثیر به سزایی دارد.
باید پدر و مادر هنگام از شیر باز گرفتن ، که کودک برای هر گونه تربیتی آمادگی دارد به تربیت او همت گمارند.
باید مربیان سختی و نرمی تشویق و ترهیب را به هم آمیزند . چون اقتضا کند از زدن باز نایستند ، برای تعلیم و تربیت معلمی خردمند و پسندیده فعال برگزینند.
آموزگار باید: خشرو و باوقار و پاکیزه باشد.
باید پدر و مادر سعی کنند فرزندانشان با بزرگان و صاحبان اخلاق نیکو همدرس باشند ، که کودک از کودک تقلید کند و بدو انس گیرد و باید پس از آموختن سواد ، صناعتی بیاموزد و باید صناعت و مسیر استعداد طبیعی ایشان باشد.
بر پدر و مادر واجب است که چون فرزندانشان صناعتی آموخت برای او زن بگیرند و آن گاه او را به حال خود رها کنند ، که نشاید فرزندان همواره پا بردوش پدران خود باشند.
ب) ناصر خسرو :
ناصر خسرو نخستین شرط تعلیم دادن و آموزش و پرورش دیگران را خود آموزی یا آموختن می داند و با صراحت می گویند :
چون نیاموختی چه دانی گفت که به تعلیم شد جلیل((جریر))
و مراد او از ((جریر)) ابو جعفر محمدبن جریر طبرسی مورخ و دانشمند معروف قرن سوم هجری است ( همان منبع)
ج) خواجه نصیرالدین طوسی:
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری ضمن بحث در پیرامون تعلیم و تربیت فرزندان می گوید:
چون فرزندی بوجود آمد ، باید نام نیکو و مناسبی بر او نهاد ، زیرا اگر در انتخاب نام دقت نشود ، صاحب نام در تمام عمر ناراحت خواهد بود.
سیر فرهنگ ، تاریخ تعلیم و بربیت در ایران و اروپا – راوندی
ص 26-25
دیگر اندرزهای خواجه این است که حتی الامکان کودکان را به کار می گمارند که مورد علاقه ایشان است و همین که در کاری مهارت یافتند و به کسب و کار مشغول شدند باید جوانان را متأهل کنند و به آنها استقلال بخشند.
( همان منبع ص 29 )
سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا:
هر جامعه در طول زمان از راه میراث فرهنگی خود و مشاهده و تجربه در زمینه های مختلف زندگی ، اقتصادی و اجتماعی ، اطلاعاتی کسب می کنند و در مجموع سازمان سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی عادی آن جامعه را تشکیل می دهد و ما از طریق مصنوعات آثار ادبی و فلسفی و ذوقی و افزارها و وسایل تولیدی ، سلامها و لباسها می توانیم به میزان رشد اجتماعی آن پی ببریم.
وقتی که تاریخ اروپا از قدیمترین ایام مورد مطالعه قرارا می دهیم می بینیم که این قاره طی هزاران سال عصر حجر قدیم ، ار راه شکار و ماهی گیری ، زندگی می کردند. در عصر حجر جدید کشاورزی و اهلی کردن حیوانات آغاز می شوند.به کار بردن مفرغ که در حدود سه هزار سار قبل از میلاد از مصر وسوریه وارد جزیره (( کرت )) شد در نواحی اطراف مدیترانه رایج گردید و بعد از دو هزار سال قبل از میلاد بر بیتانیا و آلمان رسید.
در حدود 1800 ق ، م وحشیهای یونانی زبان به سرزمین یونان هجوم بردند و تمدن ((منسی )) را تأسیس کردند.
اختراع الفبای (( فونتیک )) به وسیله فنیقیها و اختراع پول در آسیای صغیر در حدود 700 ق،م تاثیر عمیقی در اوضاع فرهنگی و اقتصادی اروپا داشت و در حدود 1100 ق،م مهاجمین دیگری به یونان تاختند و تمدن منیسی را از بین بردند و دلتشهرها را تأسیس کردند که سرانجام حکومت دموکراسی در انجام استقرار یافت.
از قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد فرهنگ[8] و تمدن یونانی به معنی اخذ نشأت یافت ، که فتوحات اسکندر مقدونی باعث گسترش و اشاعه آن در مشرق زمین گردید.
در قرن سوم قبل میلاد شهر روم در شبحه جزیره ایتالیا رونق بسیار یافت و پس از جنگهای (( کارتاژی)) سیسیل و ایتالیا جز و قلمرو دولت روم گردید در 14 ق،م یونان یکی از ولایات روم گشت ضمناً ((ملتهای)) اروپای مرکزی پس از دست یافتن به فرانسه و بریتانیا و ایرلند و ایتالیا وارد اسپانیا شدند.
فتوحات روم نه فقط وسیله حفظ نظم وبسط تجارت و اشاعه تمدن یونانی رومی شد بلکه وسیله نشر مسیحیت نیز گردید و در سال 224 ب،م دین (( مسیح))دین رسمی امپراطوری گشن . ولی توسط امپراطوری در قرن دوم بعد از میلاد متوقف گردید و مشکلات مالی و عیوب دستگاه اداری و مهاجمات پی در پی اقوام وحشی به مرز های شرقی منجر به متلاشی شدن امپراطوری روم و آغاز قرون وسطی گردید.
همان منبع ص 156-155
5- عقیده صاحبنظران اروپایی در باب تعلیم و تربیت
الف)افلاطون :
افلاطون مدت دو سال در مکتب سقراط به تحصیل مشغول بود . پی از مرگ استاد مدتی به سیر و سیاحت پرداخت پس از مراجعت به وطن به تعلیم و تربیت اشراف زادگان همت گماشت و در باغ خود که به نام ((آکادمی[9])) معروف شده بود طالبان علم ، کسانیکه اوقات خود را صرف تحصیل علمی و کشف حقیقت می کردن تعلیمات فلسفی می داد متاسفانه تعالیم فلسفی افلاطون مبنای علمی و منطقی نداشت اساس حکمت افلاطون دین است که محصوسات ظاهرند نه حقایق و گذرنده اند . نه اصیل و باقی و علم به آنها تعلق نمی گیرد بسیاری از نظریات ایده آلیستی افلاطون به شدت مورد اعتراض ارسطو شاگرد او قرار گرفت .
همان منبع ص 162-161
ب) ارسطو :
نظریات فلسفی و اجتماعی ارسطو ، در فرهنگ و تمدن اسلامی مخصوصاً پس از استقرار حکومت عباسیان تاثیر فراوانی بخشیده است بنابراین بی مناسبت نیست عقاید و نظریات او را پیرامون تعلیم و تربیت تقل کنیم :
به نظر ارسطو (( خانواده یک واحد اجتماعی است که انسان بدون آن نمی تواند زندگی کند ، و خانواده خوشبخت نخواهد بود مگر آنکه زن شریک مرد ومطیع آن باشد و فرزندان از پدر و مادر فرمان برداری کنند و ایشان را گرامی دارند و فرزندان را هیچ حقی نیست ، تنها بر پدر و مادر واجب است که فرزندان خود را تربیت کند و استعدادهای اورا بارور سازد .
ج)شران ژاک روسو :
یکی از نخستین کسانی بود که علیهه حالت رسمی آموزش طغیان کرد و حقوق فرد تعلیم و تربیت سخن راند.
وی با تمدن که جنبه قراردادی دارد خصومت ورزید و آن را ساختگی و فنابر دانست. روسو بر این باور بود که انسان باید سرنوشت خویش تعیین کند و تحقیق خصلتهای خود را عهده دار شود.
روسو در " " و تمام آثارش اعتقاد فراوان به عالم طبیعی دارد و می گوید :
هر چیزی به همان صورتی که پرورده قدرت آفریدگار جهان است ، خوب است اما هر چیزی در دست انسان تعییر ماهیت دهد .
بنابر این تعلیم و تربیت چنانچه بخواهد با طبیعت همنوا شود باید به کودک احترام بگذارد . از آنجا که کودکان از نظر طبیعی با یکدیگر متفاوت اند آموزش و پرورش باید فردیت کودک را مورد توجه قرار دهد . وی مصّرانه سفارش می کمرد که کار تعلیم و تربیت را با شناخت دانش آموزان آغاز کنید به اعتقاد وی قبل از اینکه کودک توانایی فهمیدن بدست آورد نباید به او چیزی آموخت ، روسو بیشترین اهمیت برای فعالیت جسمی و تندرستی قائل بود و عقیده داشت که علائق طبیعی کودک نظیر کنجکاوی و بازی در تعلیم و تربیت او نقش مهمی ایفا می کنند و او معتقد بود که آموزش و پرورش کودک باید کمتر گفتاری و بیشتر حسی و تجربی باشد.
روسو پاها ، دستها و چشمها را نخستین معلمان کودک می دانست و عقیده داشت که جایگزین کردن کتاب به جای آنها ، به منزله آنست که کاربرد عقل و خرد دیگران را بیاموزد .
روسو بر این باور بود کهم تکیه کودک بیش از حد به حافظه درست نیست و عقید ه داشت که تعلیم و تربیت باید گسترده و همه جانبه باشد به گونه ای که توانایی های بالقوه کودک شکوفا گردد.
روند تکوینی و تطبیقی تعلیم و تربیت جهان در قرن بیستم ترجمه و تألیف امان ا... صفوی ص 28-27
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 73 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 99 |
چکیده:
در این تحقیق به بررسی اثرا ت بازی گروهی و با قاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی شهر تهران پرداخته شد، بدین ترتیب پس از تدوین سوال و فرضیه دال بر اثبات ثبت بازی درمهد کودک بخصوص بازی گروهی و باقاعده درمهد کودک بر میزان رشد اجتماعی، بررسی مباحث نطری و بخصوص نظری وایلند درمحیط رشد اجتماعی تأکید شد، پس از آن تعداد و 60 نفر به عنوان نمونه تحقیق به صورت تصادفی با روش نمونهگیری خوشهای گزینش شدند و از پرسشنامه وایلند بر روی آنها اجرا گردید. سپس از طریق آزمونt استیودنت گروههای مستقل با آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد و مشخص گردید که میانگین رشد اجتماعی کودکی یا کودکانی که درمهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام میدهند درمقایسه با کودکانی که در مهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام نمیدهند، بالاتر است و این تفاوت ازلحاظ آماری در سطح 1 0 / 0 * معنا دار میباشد. بنابراین میتوان نتیجهگیری نمود که بازی گروهی و با قاعده درمهد کودک میتوان تأثیر مثبتی را در افزایش رشد اجتماعی کودکان ایفا نماید.
فهرست
عنوان صفحه
فصل اول 1
موضوع 1
مقدمه 4
بیان مسئله 5
ضرورت پژوهش 6
هدف پژوهش 6
فرضیه 7
تعاریف مفهومی و عملیاتی 7
فصل دوم
تاریخچه بازی 9
اشارهای گذراند با تاریخچه روانشناسی کودک 10
بازی از دیدگاه اسلام 11
بازی از نظر قرآن 12
بازی در کردار و گفتار معصومین 13
بازی از دید روانشناسی قدیم 14
بازی از دید روانشناسی جدید 15
تعریف بازی و فرق آن با کار 16
بازی و رشد اجتماعی 19
ارزش بازی برای کودکان 25
شرط مقررات خوب و جامع 26
فوائد بازی 27 چرابازی برای رشد کودکان ضرورت دارد؟ 28
انواع بازی 29
بازی سمبلیک 31
بازی و بیان کلامی 32
عوامل مؤثر در بازی 33
رشد اجتماعی کودک 35
رفتار اجتماعی کودک 37
اصول رشد شناختی اجتماعی کودک 41
مراحل رشد ذهنی اجتماعی کودک کودکستانی و مهد کودکی 42
بازی درمانی 44
فصل سوم
جامعه آماری 48
نمونه و روش نمونه گیری 48
روش جمع آوری اطلاعات 48
ابزار پژوهش 49
روشهای آماری 49
نمره گذاری 51
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده ازپیمایش 52
توصیفی و استنباطی 53
بحث و نتیجهگیری 64
خلاصه 65
یافته های اساسی مربوط به فرضیههای تحقیق 66
محدودیتهای تحقیق 67
پیشنهادات تحقیق 67
منابع 69
ضمائم 70
فصل اول:
موضوع
مقدمه
بیان مسئله
ضرورت پژوهش
هدف پژوهش
فرضیه
تعریف مفهومی و عملیاتی
موضوع: بررسی تأثیر بازی گروهی و باقاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی منطقه 7 تهران بر اساس تست رشد اجتماعی وایلند.
مقدمه:
بازی که به معنی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و تفریح است برای رشد همه جانبه کودک ضرورت تام دارد. کودک از طریق بازی احساسات و رویاهای خود را بروز میدهد. استعدادهایش راشکوفا میسازد، کنترل به موقع اعمال و حرکات را میآموزد، بر تجاربش میافزاید، دنیای درون و اسرار و مشکلاتش را بارز میسازد و انرژی ذخیره شده خویش راهر جهت مطلوب به مصرف میرساند. کودک از طریق بازیها، مشکلات و همکاری و رعایت حقوق دیگران و قوانین اجتماعی را یاد میگیرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
کودکان خردسال نمیتوانند افکار و عقاید و احساسات خود را به وضوح ازطریق کلمات و گفتار بیان کنند. بازی بخش عمدهای از زندگی کودک پیش دبستانی را تشکیل میدهد و باعث رشد شخصیت او میگردد. موجبات شادی و لذت و انبساط خاطر کودک را فراهم میکند. همکاری و نوع دوستی و اطلاعات و قوانین را به کودک یاد میدهد، دامنه تجسم و قصور او را میگستراند و کودک را به مشاغل گوناگون آشنا میسازد. (قاضی، 1370 ) .
بنابه اظهار کارل[1]، گروهی یکی از روانشناسان بزرگ سوئیسی، بازی کودکان مقدمه ای برای کوششهای آینده و آماده شدن برای زندگی آینده است. بدان سان که درآن جدی بودن زندگی بزرگسالات بر دوش کودک سنگینی نمیکند. او میگوید دربازی پلیس و ژاندارم کودکی که نقش ژاندارم را میآفریند و به دستگیری دردی میرود، گذشته از این که نیروی جهانی او توسعه مییابد به تأثیر اصل اخلاقی و اجتماعی نیز میپردازد و در ضمن وظایف و حدود اختیارات این شغل رانیز میآموزد. به عکس کودکی که نقش دزد را بازی میکند، با دستگیر شدن و پذیرفتن گوشمالی و در واقع زشتی دزدی را میپذیرد و به اجرای عدالت اجتماعی احترام میگذارد، به هر حال از دیدگاه گروهی، هدف بازی در خود نرفته است و بازی نمایانگر زندگی و فعالیت آزاد کودک بوده، در حقیقت او را برای اجرای کارها و وظیفه های سنگین آینده خود آماده میسازد(بهرامی ، 1370)
. در کتاب روان شناسی درمانی آلفرد، آدلر[2] که درسال 1907 نوشته شده است بازی به معنای ارضاء غیر واقعی (بیرون از حد حقیقت ) اجمالی مانند برتری جویی و خود نمایی تفسیر شده است و آدلرانیها را سر آغازی برای بیان گذاری ابتدایی ترین و اندیشه آدمی تلقی میکند. برتری جویی و خود نمایی در سال های کودکی امکان میدهد که امیال فرد را به سادگی نشان داده و آنها ر اآرام سازند. بدین معنی که کودکان خردسال در بازیهای خویش واقعیت را با توجه به خواستهای خویش دگرگون جلوه میدهند. زیرا دانش لازم برای پیروی از حقیقت دارند و به این ترتیب ناتوانی و * خود را بر طرف میسازند.روشن است که آنچه را که بزرگسالان ارضاء غیر واقعی مینامند برای کودکان مفهوم ارضاء واقعی میل خود نمایی و برتری جویی ر ادارا میباشد. (قشلاقی، 1356 ).
روان شناسان امروزی همه بر آنند که کودک بر اساس نیازهای درونی به بازی میپردازند ، و فعالیتها و کوشش های آگاه یا ناخود گاه وی به منظور آماده ساختن خویش برای زندگی آینده است البته ممکن است از بازی نکات سودمندی فراگیرد که بعداً در زندگی وی به کار آینده. لکن به دست آوردن تجربه و مهارت، یک نتیجه فرعی بازی است و هدف اساسی به شمار نمیرود. در نتیجه با توجه به نظریات علمای تعلیم و تربیت، توجه و ایجاد امکانات برای بازی ،به کودکان فرصت میدهند تا بهتر یاد بگیرند. بنابر این بازی میتوان، تقریباً به تمام هدفهای تربیتی از قبیل رشد بدنی و ذهنی، فهم عمومی و تربیت اجتماعی و اخلاقی کودک کمک کند. تربیت بنیاد بشریت است. تربیت کوران رابینا ، لنگان راتوانا، خود خواهان را مردم دوست و نابشرها را بشر میسازد. کودکان خود را چنان تربیت کنید که بنیان گذار زندگی نو وخادم بشریت باشد. روسو[3] میگوید:«طبیعت انسان را نیکو خلق کرده و لی جامعه او را شریر تربیت نموده طبیعت انسان را آزاد آفریده لیکن جامعه او را بنده گردانیده طبیعت انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او رابدبخت کرده است نسبت به عالم طبیعت به جامعه مثل نسبت خیر است به شر. تربیت عبارتست از ، اعمالی که موجب تجلی شخصیت انسانی و بروز تمایلات و عواطف عالی بشری است. پایههای زندگی خود برروی چگونگی آموزش و پرورش کودکان قرار دارد. یکی از عواملی که در تربیت کودک مهم است ، محیط و هم صحبتان و مراودههای اجتماعی کودک است چون بشیر با کودکان همسال خود مشغول بازی و اعمال کودکانه است. مطمئناً عادات و اخلاق دیگران دراو موثر خواهد بود. روح کودک پاک است و برای گرفتن هرنقشی آماده پس در اثر روان اجتماعی نادرست ممکن است به زودی نا پاک گردد. بنابر این یکی از مسائلی که در تربیت کودکان اهمیت دارد بازی و تفریحات و سرگرمیهای اوست. پیاژه[4]، رشد اجتماعی کودک را به 3 مرحله تقسیم میکند: مرحله نخست کودک خود محور یا خود میان بینی است. مرحله دوم کودک کوشش میکند روابط اجتماعی واقعی بر قرار کند. مرحله سوم داد و ستد اجتماعی به وجود میآید با دیگران رفتار احترام آمیز دارد.(پارسا، 1371 ) .
رابطه عاطفی بین کودکان و اطرافیان، مخصوصاً با مادر دراولین سال زندگی دررشد اجتماعی او نقش تعیین کنندهای دارد. نحوه ارضاء نیازهای کودک زیر بنای نگرش وی را در آینده نسبت به دیگران میسازد. کودک به تدریج و ضمن ارتباط با دیگرا ن به مهارتهای اجتماعی خود میافزاید و علیرغم دوره اول کودکی که همبازی ها نقش چندانی در زندگی کودک ندارد، در دوره پیش دبستانی دوستان تأثیر بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و مهارتهای اجتماعی کودک راافزایش میدهند. کودک دراین مکان ها به تجربه و یادگیری میپردازد و روشهای ارتباط با دیگران را فرا میگیرد و به نقاط ضعف و قدرت خود پی میبرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
از 2 تا 4 سالگی کودکان که در آغاز افرادی غیر اجتماعی هستند به افراد اجتماعی تبدیل میشوند. کودک در اثر بازی با کودکان دیگر یعنی از راه مشارکت در فعالیتهای آنان و دادن و گرفتن اسباب بازیها، در اندک زمان روح سازگاری دراو پدیدارمیشود. همچنین او از راه تقلید کردار و گفتار همچنان های همبازیش میکوشد خود را به شکل آنان در آورده و مطابق با الگوی قابل قبول گروه خود رفتار کند. (پارسا، 1371 ) .
نخستین رشد اجتماعی اندکی پس از تولد کودک آغاز میشود و شامل آموزش های گوناگون است سپس زبان آموزی به تدریج انجام میشود. کودک در سنین 5 تا 6 سالگی دچار دگرگونی های فراوانی در روابط با کودکان دیگر، با پدر و مادر و بزرگسالان میشود، این دوره از لحاظ اجتماعی و سازگاری کودک در آینده چنان اهمیت دارد که باید دوره اصلاح و تصحیح رفتار اجتماعی کودکان نامید. در این دوره برای رشد کودک وجود کودکان دیگر از اهمیت فراوانی بر خورداراست و آرامش روانی او هنگامی تأمین میشود که افراد گروه او را پذیرفته باشند. به تدریج که طرز رفتار و ارتباط با دیگران را در مییابد،نظرش درباره خودش بهتر میشود و در نتیجه در کارهایش توفیق بیشتری بدست میآورد. (پارسا،1371 )
بیان مسئله:
از آنجا که به نظر میرسد که کودک در سالهای اولیه زندگی به شخصیت خود پی میبرد و این شناخت را در خلال حرکات وی میتوان دید، تربیت و تعلیم صحیح میتواند در این میان مؤثر واقع شود. یکی از بهترین وسایلی که میتوان آموزش و تربیت را ایجاد کند، بازی است. کودک در خلال بازی به کشف محیط خود میپردازد و ازطریق بازی نخستین گامها را برای ایجاد اجتماعی شدن بر میدارد. او همکاری و تعاون با گروه را میآموزد، یاد میگیرد که چگونه بر دیگران تأثیر بگذارد و چگونه از دیگران تأثیر پذیرد. بازی کودک را از افسردگی و خمودی خارج کرده و باعث شرکت وی درگروه میشود و به او یاد میدهد که برای پذیرش و موفقیت درگروه باید چه تواناییهایی داشته باشد و چگونه میتواند ازتوانایی دیگران برای رفع نیاز خود و نیاز دیگران استفاده کند. بازیها در اجتماعی شدن کودکان سهم بسزایی دارد. اطفال اغلب برای اولین باز از راه بازیهای دسته جمعی خود به ارزش کودکان دیگر که بدون آنها بازی مقدور نیست پی میبرد. به وسیله بازی آنها یادمیگیرند که چگونه یکدیگر را قبول داشته باشند، درباره قوانین بازی توافق کننده و دسته جمعی بر گروه رقیب پیروز شوند. مفهوم همکاری و پیروزی و شکست ، هم چشمی وبرتری طلبی اغلب در این دوره ازورای بازیهای البته جمعی استنباط میشوند و به رشد لازم میرسند از طرف دیگر بازیهای چون ، آشپزی ، خانه داری، دکتر بازی و غیره باعث آمادگی کودک برای احراز شغلی در آینده و تفهیم نظامی اجتماعی میشوند. با توجه به این مطالب سوالی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیا بازی دسته جمعی و با قاعده در مهد کود ک که تحت نظر مربی است، باعث افزایش رشد اجتماعی میشود؟
ضرورت پژوهش:
بر هیچ کس پوشیده نیست که عدم وجود امکانات لازم برای کودکان در هرسنی، ازرشد مناسب و لازم آنها دران سن جلوگیری یا آن راکند میسازد.بدین ترتیب درصورتی که محیط دوران کودکی جهت پرورش و باروری جنبه اجتماعی کودک به اندازه کافی غنی نباشد، کودک درآینده فردی منزوی و گوشه گیر بار آمده ویاجهت ابزار وجود خویش و بودن درگروه هموار به افراد قویتر در این زمینه ها وابسته میشود و با انتخاب شخصیت اتکایی و وابسته میکوشد ضعف های خود را نسبت الگویی که بر میگزیند مخفی سازد و چون بازی و بخصوص بازیهای گروهی و با قواعد برای کودکان 5 تا 6 ساله (دوران پیش دبستانی ) در آماده سازی آنها جهت شرکت در روابط اجتماعی آینده نقش مهمی ایفا مینماید. لذا تحقیق حاضر به انعکاس اهمیت آن در زشد اجتماعی کودکان به والدین و مربیان خواهد پرداخت و اهمیت آن ، این است که به معلمان و مربیان و والدین کمک کند تا با استفاده از وسایل بازی و اهمیت دادن به بازیهای گروهی کودکان و دادن نقشهای اجتماهی در حین بازی به آنها به اجتماعی شدن آنها کمک کنند.
هدف پژوهش:
واضح است که کودکان درخلال بازیهای گروهی، انعطاف پذیری، نوبت گرفتن و اجتماعی شدن را تجربه میکنند و رضایت خود را تاگرفتن نتیجه به تأخیر میاندازد و با صبر و استقامت و انتظار کشیدن را درخود تقویت میکنند. به این ترتیب بازی هایی که کودک درآن به صورت گروهی بازی میکند او را مجبور به رعایت نکات اجتماعی میکند. البته در ابتدا کودک ازنقش دیگران که با او بازی میکنند آگاه نیست و در خلال بازی با آنها ، تمام قوانیش متمرکز به خودش میباشد ولی به مرور به نقش آن افراد پی برده و یاد خواهد گرفت که چگونه با غریبه ها رابطه برقرار کرده و آنها را به بازی دعوت و مسائلی را که یک بازی مطرح میکند به کمک آنها حل نماید. پس در خلال بازی گروهی که کودک مفاهیم صبر و حوصله ، احترام به حقوق دیگران، افزایش اعتماد به نفس ، پیروزی و شکست و مانند آن را یاد خواهد گرفت . به طوری که بامشاهده بازی کودک میتوان به میزان فعالیت اجتماعی او پی برد. با توجه به مطالب مذکور تحقیق حاضر در نظر دارد تفاوت رشد اجتماعی کودکان را از طریق تفاوت موجود درنوع بازیهایشان (بازیهای گروهی و باقاعده با بازیهای فردی یا چند نفره بدون قاعده ) مورد سنجش قرار دهد و چون اغلب بازیهای گروهی منظم درمهد کودک با نظارت مربی انجام میگردد لذا دو گروهی که در این تحقیق جهت رسیدن به هدف پژوهش حاضر مورد استفاده قرار میگیرند، از بین کودکان مهد کودک رو، و کسانی که به مهد کودک نیمیروند ، انتخاب میگردند. درصورتی که فرضیه تحقیق که مدعی وجود ارتباط بین میزا ن بازی دختران 4 تا 5 ساله و رشد اجتماعی آنان میباشد،مورد تأیید قراربگیرد،درآن صورت میتوان با استفاده از بازیهای و افزایش کمیت و کیفیت آنها در رفع مشکلات موجود در روابط اجتماعی کودکان استفاده نمود . همچنین با افزایش آگاهی والدین از نقش و اهمیت بازیها میتوان از آنها جهت کاربرد بازیهای مناسب سن کودکانشان بهره گرفت.
فرضیه پژوهش:
1 – بازیهای گروهی و باقاعده که تحت نظر مربی در مهدهای کودک انجام میگیرد به طور معنی داری باعث افزایش رشد اجتماعی دختران میشود.
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژهها:
مفهومی:
بازی عبارتست از فعالیتی که بدون وجود نیروی خارجی (زور و اجبار ) و کاملاً اختیاری و بدون هدف و منظور خاصی انجام داده میشود، به طوری که انجام آن سبب لذت و آرامش میشود.برای کودکان بازی یک راه میان بر برای دست یابی به مسائل دنیا است. بازی عبارت است ، از خود، بدون ترس. (طباطبایی نیا، 1366 ).
رشد اجتماعی عبارت است از ، توانایی کودک برای ایجاد روابط نیکو با دیگران و همکاری با آنان.و کودک تا زمانی که به رشد عقلی نرسد، استعدادهای اجتماعی دروی پدیدار نمیشود و نمیتوان مردم و محیط خود را بشناسد و باآنان رابطه بر قرار کند. (پارسا، 1371 ) .
مهد کودک = کودکان پیش از دبستان برای آموزش و نگهداری به آنجا سپرده میشوند و از خدمات آموزش و پرورش استفاده میکنند.(پارسا، 1371).
عملیاتی:
اجتماعی شدن، منظور نمراتی است که فرد با کودک در تست وایلند به دست میآورد. بازی، هر فعالیتی که بوسیله آن انسان خود را از دنیای کار جدا میکند.
فصل دوم:
تاریخچه بازی
اشارهای گذرا به تاریخچه روانشناسی کودک
بازی ار دیدگاه اسلام
بازی از دیدگاه اسلام
بازی از نظر قرآن
بازی در کردار و گفتار معصومین
بازی از دید روانشناسی قدیم
بازی از دید روانشناسی جدید
تعریف بازی و فرق آن با کار
بازی و رشد اجتماعی
ارزش بازی برای کودکان
شرط مقررات خوب و جامع
فوائد بازی
چرا بازی برای رشد کودکان ضرورت دارد؟
انواع بازی
بازی سمبلیک
بازی و بیان کلامی
عوامل مؤثر در بازی
رشداجتماعی کودک
رفتار اجتماعی کودک
اصول رشد شناختی اجتماعی کودک
مراحل رشد ذهنی اجتماعی کودک کودکستانی و مهد کودکی
بازی درمانی
تاریخچه بازی
شروع بازی را میتوان به گذشته های دور، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. در حقیقت بازی جزیی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در کل تاریخچه بشریت مندرج . انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزمهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیر مایه تفکر است. تشکیل اجتماعات اولیه بشری نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورده بازیهای گروهی به صورت بازیهای نمایش از عبادت ارواح و پرستش اشیاء گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ، مجموعهای ازراههای بر آوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افرادی فراهم گرداند. خواه به این مجموعه بازی نام دهیم و خواه نامی دیگر، دراصل مطلب تفاوت چندانی پدید نمیآید. در ابتدای تاریخچه بشر، مواد و اشیاء خام و طبیعی به دست آمده از طبیعت بود. قطعهای سنگ، به دست گرفتن آن ، حرکت دادن آن، و سر انجام غلتاندن یا پرتاب آن همه نوعی بازی محسوب میگردید. رشد ذهنی یا اجتماعی انسان و تسلط پیش رونده او بر طبیعت امکان دست کاری در اشیاء طبیعی را به وجود میآورد و از این زمان اشیایی به خواست انسان تغییر شکل دادند تا بتوانند اندیشه او را درشکل دهی به بازی غذای بیشتری بخشند و روح او راضی تر گردانند. از این زمانها آثاری دردست است. * روی دیواره نمادها و شاید آنها با مواد مورد نیازبازی به برداشت ها از قدمت بازی ارزش بیشتری خواهد بخشد. ابداع زمان در جهت انتقال اندیشهها و تشکیل جوامع بزرگتر بشری به علت آسانتر شدن راه تبادل اطلاعات ، بدعت جدیدتری دربازی به وجود آورد. در واقع این دوران آغازگر بازیهای خلاقانه تری است که نیاز به استفاده از زبان و کلمات برای انجام آنها ضروری بود. (مظلوم، 1377 )
اشارهای گذرا به تاریخچه روان شناسی کودک
مطالعه علمی درباره رفتار کودکان سابقه چندانی ندارد و مطالعه علمی در این زمینه تازه آغاز شده است، قبلاً فلاسفه درباره اهمیت دوران کودکی و تأثیر آن در شخصیت انسان در بزرگسالی بحث و گفتگو کردهاند. درقرن 19 داروین بیوگرافی کورک را منتشر کرد. اولین مطالعه جامع در زمینه رشد کودک در سال 1882 قرن 19 توسط پرایر حاصل مطالعات وی در کتاب هیجانی به نام «ذهن کودکـ » منتشر شده، پرایر[5] درباره بازتاب ها، تواناییهای حسی و رشد هیجانی و فرایندهای فکری کودک مطالبی نوشت و در واقع این کتاب در تاریخ روان شناسی کودک نقطه عطفی بوده است. در مطالعه کودکان، روشهای تجربی اهمیت زیادی پیدا کرده است. وچون کودکان نمیتوانند درباره حالات درونی خود سخن بگویند به کاربردن روشهای درون نگری بی اهمیت تلقی گردید. (مظلوم، 1377 ).
بازی از دیدگاه اسلام
کودک را باید تا هفت سال آزاد گذاشت و پس از آن در مدت هفت سال باید به تربیت و ادب اهتمام نمود. « حضرت علی »
بازی امری طبیعی و همانند نفس کشیدن برای کودک ضروری است. کودک موجودی زنده است و هر موجود
زنده باید فعال باشد، بازی برای کودک ، نوعی فعالیت و کار است .کودک ندانسته عاشق بازی است و شاید شدیدترین محرومیت برای او باشد که از بازی محرومش کنند. کودک فطرتاً نیاز به بازی دارد. اسلام این آیین مقدس فطری نیز به نیاز طبیعی کودک توجه داشته و دستور داده که او را آزاد بگذارند تا بازی کند و بر این عقیده که بازی تلف کردن وقت نمیباشد.رشد را به معنی دست یافتن به واقعیت های آفرینش گرفته اند. بر خلاف «فی » که باز ماندن از واقعیتهای آفرینش و گم کردن آنهاست. اما ژرف اندیشان که بهتر توانستهاند به عمق معنی راه یابند میگویند «رشد » عبارت است از این که تنی داشته باشی در خدمت و دلی در معرفت و سری درمحبت . بدین ترتیب، مربیان، والدین و غیره باید طفل را در مسیری قرار دهند که از رشد باز نماند. در انسان های بالغ و کودکان دانشآموز این هدفها را از راه تقویت ایمان و فعالیتهای واقعگرایانه به تفکر و عبادت ورزشی و بازی حاصل میشود. اما در دوره اولیه کودکی راهی جز گرایش طفل به بازی وجود ندارد، او درضمن بازیهای مطلوب هم تنش برای خدمت آماده میشود و هم اصل معرفت و محبت بار میآید. به همین جهت است که کودکی و بازی با عنایت به رهنمودهای اسلامی لازم و ملزوم یکدیگرند و اگر بازی را از کودک بگیرند تنها ازرشد محرومش میکنند، بلکه حیات را هم از او میگیرند، برای این که کودک ضمن بازیهای کودکانه هر چه بهتر درمسیر رشد قرار بگیرد، لازم است که مربیان بیشتر به بازیهای سازنده توجه کرده و باهدایت دقیق و صحیح از بازیهای کور و بی هدف و بی معنا جلوگیری کنند و یا لااقل آنها را کاهش دهند.
بازی از نظر قرآن
اغلب بازی در قرآن «لعب » در 5 آیه و اغلب با لغات فرض قبل از آن و «لهو» بعد از آن ، آمده است.
گاهی با هزواء و در همه آیات اشاره به یک مشغول کننده و بیشتر به معنی غرق شدن در امور زندگی میباشد و چون قرآن راهنمای یک زندگی همراه با فکر و هدف است، بازی را نهی کرده است و آن را از کار جدا میداند، مگر در مورد کودک که به تدریج از احساس وادراک به تفکر و تکامل ذهنی عملی میرسد. در سوره «یوسف » در گفتار برادران یوسف به پدرشان آمده است « یوسف رافردا با ما بفرست تا به جهد و بازی کند» حضرت یعقوب در مقابل این حرف منطقی آنان تسلیم میشود ، یعنی با این که پیامبر است به خود اجازه نمیدهد به خاطر دل خود حضرت یوسف را از زندگی طبیعی باز دارد و به این ترتیب واگذاشتن کودک برای بازی یکی از خصوصیات اخلاقی انبیاء و روش تربیتی قرآن میباشد.
بازی در کردار و گفتار معصومین
در گفتار یکی از معصومین آمده است که « بگذار کودک بازی کند » و عملاً مردم در زندگی امام جعفر صادق (ع ) ، ما شاهد انواع بازیهای پرورش دهنده قوای عقلانی و جسمانی هستیم که به عنوان الگوی پرورش در عمل و فرهنگ تربیتی اسلام میتوان از آنها نام برد که دراین فرصت آن را بیان میکنیم:
ازبازی ها دو بازی اختصاصی بدنی بود که بعد به شهرهای دیگر کشیده شد. بازی اول که جنبه آموزشی و تقویت ذهن را داشت و دوم جنبه حضور ذهن و توجه به هدف خاص داشتن.
بازی از دید روان شناسی قدیم
در قرن 19 این سئوال مطرح شد که چرا بچه انسان با حیوان بازی میکند.
اسکینر[6]: عقیده داشت منظور از بازی کودکان خارج نمودن نیروی اضافی است. لگدزدن، غلطیدن ، جیغ زدن و دویدن و بازیهای جمعی برای مصرف نیروهای اضافی است.
هال[7]: در رشد دوره کودکی تاریخ نژاد تکرار میشود پس کودک با بازیهای مختلف لازمه به هر دوران از عصر حجر و از دوره مفرغ باید بگذرد.
ویلیام استون[8]: بازی یک غریزه برای رشد و نمو استعدادها و تمرین مقدماتی برای اعمال آینده است.
گال[9]: در نظریه معروف به نظریه غریزی میگوید: بازی عبارت از تمایل موجود زنده برای رسیدن به غرایز قبل از آن که میدان عمل پیدا کند.
فروبل[10]: این شخص را پیغمبر بازی میدانند و اولین کسی است که کودکستان را به وجود آورد زیرا او مدرسه خود را به باغ و کودکستان تبدیل نمود، وی معتقد بود که بازی یکی از مواردی است که کودک میتواند یادبگیرد، کشف کند و کنجکاویش را ارضاء کند وی اقدام به تهیه وسایل بازی متعدد برای کودکان نمود. (آرین، 1370 ) .
بازی از دید روانشناسی جدید:
یکی از بر جسته ترین مطالبی که در نظرات روان شناسان جدید به چشم میخورد ، این است که کودک با وسایل نسبتاً عادی در زندگی به بازی میکشاند و دیگر این که از طریق محسوسات به طور یکسان حواس پنجگانه ذهن او را پرورش میدهند و مسئله دیگر این که برای هر سنی وسایل و بازی های خاص انتخاب میکند و نه دیرتر حسی را رشد میدهند و سعی بر این است که رشد سالم و همه جانبه در همه اعضاء و حواس ایجاد شود، اگرچه این نظر را روسو در کتاب اصیل در روان شناسی مترقی قدیمی بدین گونه ابراز داشته است . هر سن، هر حالت از حیات ، کمال بلوغ متناسب با خود رادارد که مخصوص آن است ، آموزش و پرورش باید این پیشرفت را تسهیل کند و به کمال برساند. مجموع این پیروزیها که سبب توفیق در کار تربیت میشود اگر مرحلهای از مراحل مورد غفلت قرارگیرد، فرصتی برای همیشه از دست رفته و اقدامات بعد سودی نخواهد داشت و نیز هر گاه تربیت قبل از پایان رشد متوقف گردد، شکست مربی هم از این هم بزرگتر خواهد شد ولی در روش جدید پرورش کودک بیشتر بر مبنای مشاهده و سپس راهنمایی است. دیگر این که وسایل و انواع بازیهای برای رشد در مراحل مختلف وجود دارد ، یعنی رشد کودک از روی «عوامل عمده تکوینی » مراحل تربیت روشن میگردد، و در هر دوره از ادوار رشد فعالیتها ، یعنی : در سالهای نخستین و زندگی فعالیت اعصاب حسی – حرکتی درجه اول اهمیت قرار دارد. این تصورکه برای تربیت هر عامل عمده تکوینی زمان مشابهی وجود دارد ، بیشتر به تصور دورههای حساس است. ماریا مونته[11]، اهمیت آنها را ازلحاظ آموزش و پرورش نشان میدهد، و میتوان گفت که دورههای عمر تقریباً دوره بازی است و دوره دیگر حافظه است و دوره شرم و دوره شرورو هیجانات . البته غرض پیروان مکتب جدید تربیتی این نیست که سنین عمر را بیش از اندازه به صورت منظور در آورند، بلکه این را معیاری برای شناختی حدود استعداد و کودک است.
تعریف بازی و فرق آن با کار:
دانشمندان مختلف ازبازی تعاریف مختلفی کردهاند:
جانسون[12] عقیده دارد که « دنیای بازی غریزه میباشد ، به عبارت دیگر تمایلی است فطری که در موقع تولد در کودکان موجود است ».
پارملی[13] معتقد است که «بازی عبارت است از صرف نیرو و بخاطر تفریح و خوش آیندی .بدون در نظر داشتن هدف و فواید آن » .
پاتریک[14] بازی ر ااینطور تعریف میکند:« بازی عبارت است از عملی آزاد خود به خودی که هدفش در خودش است» .
هال میگوید:«بازی عبارت است از عاداتی که در نسلهای سابق به یک صورت ابتدایی و بدون هدف موجود بوده و بعد با عقاب منتقل گردیده و چنان که بعد خواهیم دید، این عقیده به نام آتارسیسم خوانده میشود».
عکسالعملهایی که بازی نام دارد حرکاتی هستند که خودبه خود آزادانه از شخص ناشی میشوند . بازی عبارت است از عکسالعمل کودک در برابر عوامل محیطی و این فعالیت خوش آیند، وقتی موجب رضایت خاطر است که کودک برای بازی خود دلیل ندارد و از آن بهره برداری نمیخواهد بلکه آزادانه با خوشحالی به بازی میپردازد . بازی به هر شکلی که باشد میل شدید خود را به آزادی عمل ارضاء میکند. بازی را میتوان به منزله فعالیتی دانست که شخص هنگام آزادی میتوان به میل خویش بدان مبادرت ورزد یا به عبارت دیگر عملی که بدون مانع از روی میل صورت میگیرد ، این تمایل در کودک فطری است و لزومی ندارد که آموخته شود زیرا آنها خود به خود به کارهایی که برایشان نشاط انگیزه است، اقدام میکنند. (آرین، 1370 ).
دردوران کودکی بازی جنبه غیر رسمی از دوران بلوغ دارد. باافزایش سن کودک از تعداد فعالیتهای تفریحی کاسته میشود و به تدریج که شخص مراحل رشد را میپیماید بازی هایش از صورت ساده اولیه خارج شده ترکیب و پیچیدگی پیدا میکند و از بازیهای سالهای قبل صرف نظر میکند. در اصطلاح روان شناسی بازی عبارت است از رفتار ذهنی یعنی طرز قضاوت شخص که فلان عمل را بازی یا کار تلقی نماید چنان که در یک زمان کاراست در زمان دیگر بازی است . طرز تلقی و انفعالات درونی هر کس در کار را تعیین میکنند. این است که آن عمل کار یا بازی محسوب شود. بنابر این حد فاصل بین بازی و کار نمیتوان قائل شد هر فعالیتی میتواند کار یا بازی باشد بر حسب اینکه عامل از تعقیب آن چه منظوری داشته باشد.
سلسله اعمال عصبی که باعث درک و تشخیص منظور میشود و باعث قدرت در بازی است رشد میکنند. کودکان و بزرگان بازی میکنند به این که خود به خود رضایت خاطر اعصاب را که احتیاج به استراحت دارند فراهم آورند پس بازی جزء طبیعت ذاتی هر کسی است. یکی از اختلافات بین بازی و کاراین است که چون بازی امر غریزی و فطری است فشار و اجبار مداخله ندارد و امری است اختیاری و نوعی عادت به شمار میرود. از این رو فی نفسه لذت بخش است و آسانتر از کار است ولی کار چون به خودی خود لذت ندارد غالباً همراه با اجبار است. دوم این که بازی فعالیت بیشتری نسبت به کار دارد ولی آسانتر و خوش آیندتر از آن است به همین جهت خستگی کمتری ایجاد میکند.
اختلاف دیگر بازی در رشد بیش از کار مؤثر است. زیرا بیشتر با احتیاجات در تمایلات فطری مطابقت دارد بنابراین بیش از هر روشی برای فعالیت جسمی و فکری مناسبتر است. فرق دیگر این که در بازی تقریباًتوجه به یک جا و خود به خودی معطوف میشود بنابراین انرژی کمتری مصرف میشود.
اختلاف دیگر این که قائلند این است که کار را به عمل فکری و بازی رابه فعالیت جسمی تعبیر میکنند اما این تعبیر به کلی غلط است و باموازین عملی مطابقت ندارند. زیرا ممکن است اعمال فکری به اندازه اعمال بدنی تولید رضایت خاطر کند و به همان اندازه متضمن مقصود و منظور باشد.علم فیزیولوژی معلوم میدارد که هر پاسخ یا عکسالعملی شامل کار اعصاب و عضلات و غدد است پس دلیلی نیست که بازی و کار از لحاظ اعمال فیزیولوژی فرقی با هم داشته باشد.
اختلاف دیگری که بین دو است که بازی مقدم بر کاراست و در کارنشاط و علاقه خود به خودی و غریزی نیست و هدف کار مانند بازی در خودش نیست و برای کار تمرین و مراقبت زیاد لازم است. وقتی کار از بازی و تفریح خالی باشد خسته کننده بوده و ارزش نخواهد داشت هم چنین بازی وقتی به صورت ابتدایی و بدون هدف باشد مفید نخواهد بود. بازی طوری باید انتخاب شود که فواید جسمانی و عقلانی در ان مندرج باشد به طور خلاصه در بازی بایستی مقدار کار وکوشش گنجانده شود. اگربازی تا حد خستگی اعمال شود اثر معکوس دارد و بی فایده میشود. کودکانی که در این امر فرط میکنند از درس عقب افتاد . و نتیجه مثبت بدست نمیآورند نظر به اهمیت جسمانی و عقلانی و نقشی که بازی در توسعه پرورش قوای ذهنی دارد، لازم است مطالعات بیشتری در این زمینه اعمال گردد. (مهجوری، 1378 ).
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 4726 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
2- نظام ارزشی زن
مجموعه گزاره هایی که به جنبه های ارزشی شخصیت زن پرداخته و جایگاه هر رفتار، واکنش یا روحیه زن را تعیین می کند. این گزاره ها عمدتاً از « خوب» یا « بد» بودن و یا از « زیبایی» یا « زشتی» یک عمل، اندیشه یا انگیزه سخن می گویند. هر چند نظام ارزشی در تعریف کنونی از حوزه اخلاق در تعریف سنتی آن، بسی فراتر
می رود، گاه به تسامح آن را « نظام اخلاقی» نیزمی نامیم. البته در جای خویش
می توان استدلال کرد که اخلاق- در تمایز با فقه و حقوق – دقیقاً همین جایگاهی را دارد که در این جا به آن نظام ارزشی اطلاق شده است.
3- نظام حقوقی زن:
مجموعه گزاره هایی کند. می توان آن را « نکه یا تکلیفی را بر عهده زن می گذارد و یا تکلیفی را بر عهده دیگران به سود زن قرار می دهد. این گزاره ها از سنخ « باید» و « نباید» است و چون موضع گیری مشخصی را در ارتباط با زن ایجاب می ظام فقهی» نیز نام نهاد.
با تامل و تحقیق بیشتر در هر یک از سه نظام یاد شده می توان نشان داد که هر یک از سه نظام یاد شده در درون خود سه نظام کوچک تر را نیز در بر می گیرد. این سه خرده نظام، گویای سه بعد شخصیتی زن است: بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی به این ترتیب، ما به سه خرده نظام شخصیتی( نظام شخصیت فردی، نظام شخصیت خانوادگی و نظام شخصیت اجتماعی ) مواجه خواهیم بود.
پاورپیونت 76 اسلاید
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 135 |
مقدمه :
سرزمین ایل بختیاری یا لُر بزرگ که از مهمترین ایلات کوچرو ایران کنونی است در شمال و باختر سرزمین ایلات کهکیلویه یعنی زاگرس مرکزی قرار دارد. (ایلات و عشایر انتشارات آگاه ، سال 1362، ص 20) قلمرو این ایل که به نام خاک بختیاری معروف است در ناحیهای میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته و سلسله جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو میگذرد و آن را به دو بخش کوهستانی در شرق و جلگهای در غرب این جبال تقسیم میکند بخش کوهستانی ییلاق و بخش جلگهای قشلاق ایل بختیاری است. این منطقه محدود است از طرف شمال به لرستا، از سوی شرق به اصفهان و چهارمحال از سوی جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویر احمد و ایل ترک زبان قشقایی و از سوی غرب به دشت خوزستان. جمعیت ایل را در حدود 500000 نفر تخمین زدهاند که در سرزمینی به مساحت 7500 کیلومتر مربع زندگی میکنند. از کل جمعیت 200000 نفر یعنی 40 درصد زندگی کوچنشینی و نیمه کوچنشینی دارند که ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت آنها مبتنی بر پرورش دام از نوع گوسفند و بز است، منطقه ییلاقی ایل در مرتفعات غرب اصفهان واقع شده است که بلندترین قلّة آن به ارتفاع 4549 متر در زیر کوه قرار دارد. سرزمین قشلاقی در دامنه شرقی سلسله جبال زاگرس واقع شده و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد. ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است، اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق میکوچند و پاییز برمیگردند. فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و در مداری به 300 کیلومت میرسد. کوچ بختیاریها به طور منظم صورت میگیرد، هر طایفه از مسیر معینی ((ایل راه)) که تقریباً ثابت است میگذرد، در ییلاق هم محل ثابتی دارند که دیگر طوایف نمیتوانند از آن استفاده کنند. در بازگشت به گرمسیر آثاری از سنگچین ها بر جای میماند که مجدداً در سال آینده هر طایفه در محل خود چادرها را برپامیدارد. (رجوع شود به : اصغر کریمی ـ ژان پیر دیگار، ایل بختیاری در مجموعه مقالات مردمشناسی مرکز مردمشناسی ـ وزارت علوم و آموزش عالی ، دفتر دوم، ایلات و عشایری پاییز 1362 ، ص 11 تا 51.) ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک «هفت لنگ » و «چهار لنگ» تقسیم میشود که هر کدام در کل قلمرو بختیاری دارای سرزمین مشخص است ... هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرقی خوزستان یعنی «اندیکا» و «مسجد سلیمان» و «شوشتر» و «ایذه» و «شهرکرد» و «بروجن» در چهارمحال و بختیاری در حرکت و کوچ اند به چهار گروه دورکی، بابادی ، بختیاروند (یا بهداروند) و دنیارانی تقسیم میشود. چهار لنگ نیز که عمدتاً بین دزفول و ایذه در خوزستان از سویی و «داران» در اصفهان و «الیگودرز» و «بروجرد» در لرستان از سوی دیگر ییلاق ـ قشلاق میکنند و به گروههای هم وند، «محمد صالح» (مم صالح) ، «موگویی» و «کیان ارثی» تقسیم میشود... بسیاری از تیرههای طوایف چهار لنگ اسکان یافتهاند. (ایلات و عشایر، انتشارات آگاه، سال 1362 ص 20 ) .
معیشت اصلی بختیاریها دامپروری توأم با مختصری زراعت است که بیشتر به صورت دیم و کمتر به صورت آبی کشت میشود. زراعت آبی عمدتاً در محدوده روستاها و میان یک جانشینان متداول است، صنایع دستی هم یکی از فعالیتهای اقتصادی بختیاریهاست که زنان انجام آن را بر عهده دارند. مواد اولیه صنایع دستی عمدتاً از تولیدات دامی تأمین میشود.
بیان مسئله :
ایل بختیاری که همیشه به عنوان یکی از ایلهای پرجمعیت و دارای نفوذ گستردة سیاسی ندارد ، اقتصادی در جنوب غربی کشور شمرده شده، بارها مورد بررسیهای مختلف فرهنگی ، اجتماعی و مردمشناسی قرار گرفته است. سعی ما در این تحقیق بر این است که مسائل انسانی، اقتصادی و تاریخی را به صورت پیوسته و از دید علم جغرافیا بررسی کنیم و تنها به شناخت عوامل و پدیدهها بسنده نکرده، ضمن شناخت، به روابط بین آنها نیز اشاره نماییم.
یکی از علل بررسی ایل مذکور آن است که بختیاریها از اصیلترین و قدیمیترین اقوام ایرانی محسوب گردیده، پرجمعیتترین جامعة عشایری کشور نیز به شمار میروند؛ جامعهای که در طول تاریخ بس طولانی خود، با جمعیت انبوه بر منطقه تسلط داشته، قادر به انتقال ویژگیهایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به ساکنان بخشهای مجاور نیز بوده است ؛ به طوری که بخشهایی از خوزستان ، لرستان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و فارس کاملاً از ویژگیهای فرهنگ بختیاری برخوردار بوده ، متأثر از اقتصاد آنان هستند.
ایل بختیاری با تحولات سیاسی و اقتصادی کشور، بویژه از 1340 به بعد، بنیانهای اصیل اجتماعی و اقتصادی خود را از دست داده و امروزه پدیدة یکجانشینی، اشتغال در صنایع نفتی جنوب، پراکنده شدن در شهرها و قصبات منطقه و مشکلات عدیده دیگر، تشکیلات و ساختار ایلی و سنتی آن را تا حدودی از هم گسسته است.
با شنیدن نام بختیاری برای نخستین بار، اینطور استنباط میشود که قومی واحد از یک نژاد و فرهنگند، اما در عمل خواهیم دید که دقیقاً اینطور نیست و در بین آنان مردمانی از اقوام ایرانی، عرب و ترک نیز وجود دارند که همگی در یک تشکیلات سیاسی اجتماعی به نام بختیاری، منسجم و متحد گردیدهاند و نفوذ و توسعة فرهنگی و اقتصادی آنان در جنوب ایران، در بین چندین استان کشور گسترده شده است. پس این مطلب مهم است که منطقة بختیاری یا حدود تحت قلمرو ایل بختیاری هیچ رابطهای با تقسیمات سیاسی کشور، از جمله سطح استانها و مرز شهرستانها ندارد، بلکه بیشتر تابع مساعدت محیط طبیعی منطقه و میزان نفوذ سیاسی، اداری و اقتصادی بختیاریهاست ، به طوری که حتی بخشهایی از استان مرکزی و شمال شرقی اصفهان ، نظیر گلپایگان ، خوانسار، خمین ، محلات و کوهپایة اصفهان نیز تحت نفوذ بختیاریها بوده است که البته امروزه به سبب تحلیل قدرتهای اجتماعی و کاهش مراتع و رواج پدیدة یکجانشینی ، عملاً از حیطة نفوذ آنان خارج شده و فقط آثاری از گذشته به صورت بناها، سنگ قبرها، لهجهها و ... باقی مانده است.
حدود و وسعت . به طور کلی ، محدودة ایل بختیاری در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگهای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی، این محدوده، از بلندترین نقطة قلل مرتفع، یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده، به سمت غرب و جنوب تا جلگة پست و آبرفتی خوزستان ادامه مییابد.
طول و عرض جغرافیایی . چون محدودة مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کردهایم که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار میرود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای 31 درجه و 16 دقیقه (رامهرمز) و 33 درجه و 22 دقیقه شمالی (الیگودرز) قرار دارد و تقریباً بیش از دو درجه و 6 دقیقة عرض شمالی را میپوشاند. از نظر طول جغرافیایی بین نصفالنهار 48 درجه و 50 دقیقه (شوشتر) و 51 درجه و 27 دقیقة شرقی (بروجن) قرار دارد. (اطلس کامل گیتاشناسی ؛ مؤسسه کارتوگرافی گیتاشناسی، مبحث ایران ، ج دهم ، 1368.)
این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف، تقریباً با هم برابر است و مسیرهای کوچ، صرف نظر از مناطق دشوار کوهستانی و درهها نسبتاً کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخشهای مختلف، بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواختتر و سادهتر انجام میگیرد، بر خلاف مسیر ایل قشقائی که در کوچ از جنوب به شمال، باید طی کنند.
موقعیت نسبی . منطقة بختیاری در دو محدودة مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است : منطقة اول شامل شمال و شرق آن میباشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدودة زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است، به طوری که ارتفاع این منطقه از هزار متر در جنوب تا بیش از 4500 متر در شمال متغیر است (زردکوه 4527 متر، اشترانکوه در لرستان 4328 متر). منطقة دوم، جلگة خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود میشود (بخش قشلاقی بختیاریها) . این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوضة گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمالی تفکیک میشود.
به طور کلی، شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدودة ارتفاعات فشرده و چینخوردة زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی ، آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته، برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگة خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیدههای زیستی از جمله رویش گیاهی کاملاً متفاوت بوده، با وضعیت طبیعی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.
تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی، زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند موجب کوچ و جابجایی عشایر و دام آنان میشود.
حدود سرزمین بختیاری. امروزه منطقههای اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان نشان داده میشود، اما حوزة نفوذ سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آنان در خارج از این استانها کاملاً مشهود است. به طور کلی ، منطقة سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود میشود : از شمال به نجفآباد ، داران، الیگودرز؛ از مشرق به اصفهان ، شهرضا، بروجن ؛ از جنوب به سمیرم ، لردگان و شمال استان کهگیلویه و بویراحمد و بالاخره از مغرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر رامهرمز، شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها ـ اگر چه تا اهواز نیز گسترش دارد.
وسعت . اگر چه تعیین مساحت واقعی منطقة بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار سادهای نیست توانستهایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با در نظر گرفتن ناحیة بین شوشتر و بروجن (منتهیالیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهیالیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود 50626 کیلومتر مربع به دست میآید که از این مقدار 14870 کیلومتر مربع در استان چهارمحال و بختیاری ؛ 6202 کیلومتر مربع در شهرستان ایذه ؛ 4313 کیلومتر مربع در شهرستان رامهرمز، 3538 کیلومتر مربع در شهرستان شوشتر؛ 6986 کیلومتر مربع در شهرستان مسجد سلیمان ؛ 7976 کیلومتر مربع در شهرستان الیگودرز و 6741 کیلومتر مربع نیز بین شهرستانهای استان اصفهان، شمال کهگیلویه و بویراحمد سردسیر و دزفول واقع شده است. (اطلس کامل گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) مطابق این تقسیمبندی ، اینطور استنتاج میشود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمیشود و این خود نشاندهندة وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است؛ زیرا معمولاً در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر، فقر پوشش گیاهی و خشکسالیهای متعدد، نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولاً قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد، نظیر قشلاق قشقائیها که دو برابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان . در مورد بختیاریها تقریباً موازنهای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملاً تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است بمراتب کمتر از محدودههای مذکور وسعت دارد، به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق دوازده هزار کیلومتر مربع در نظر گرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است ؛ در حالی که دامنة نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از پنجاه هزار کیلومتر مربع) تعیین میشود.
ژئومورفولوژی ییلاق . منطقة ییلاق بختیاریها کوهستانی است. این منطقه در محدودة چینخوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و بر خلاف منطقة گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. رسوبات این کوهها به دوران سوم زمینشناسی مربوط است بویژه آهک و کنگلومرای بخیتاری که در دوران سوم چینخورده است. مرتفعترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است از جمله زردکوه به ارتفاع 4527 متر که سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبز کوه به ارتفاع 3900 متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار میرود و با کوههای بزکوه، سفیدکوه، کارکنان، منگشت و مالدران و کوه بریک در سطح استان چهارمحال و بختیاری و ارتفاعاتی در استان لرستان، مانند کوههای الیگودرز، ملاوی، اشترکوه و کوههای نجفآباد که بیش از 2500 متر ارتفاع دارد مجموعة فشرده و مرتفعی را در سطح منطقة ییلاقی بختیاریها به وجود آورده است. جهت این ارتفاعات بر جهت عمومی رشته کوه زاگرس منطبق است که از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد. این کوههای جوان که به آخرین دورة کوهزایی مربوط است ، به سبب نظمی که در قرارگیری ناودیسهاوتاقدیس ها (به صورت موازی) دارد دارای نوعی وحدت جغرافیایی است. کلیة شبکه آبگیر دایمی و غنی رودخانهای نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین میکند در این منطقه است.
زمین دراین ارتفاعات، به طور عمده، رسوبیِ آبرفتی است و آهکها، ماسه سنگها و سنگهای آذرین و کنگلومرا نیز گسترش بسیاری دارد.
از معروفترین و مرتفعترین ارتفاعات این قسمت، زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با درههای بسیار عمیق و وحشتناک نیز بر عظمت این کوهستان افزوده است. این عوامل مشکلاتی برای کوچ عشایری به وجود میآورد؛ مثلاً صعود به ارتفاعات و عبور از درهها بخصوص عبور از کارون را مشکل کرده، غالباً خساراتی به بار میآورد.
ژئومورفولوژی قشلاق. قسمت گرمسیری که بخش شرقی خوزستان را دربرمیگیرد سرزمین همواری میباشد که رسوبات دوران چهارم سطح بیشتر آن را پوشانده است.
جنس این زمینها از مواد آبرفتی، آهکی و رسی زاگرس با بافت بسیار ریز تشکیل شده و دیوارة کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق، این منطقه را احاطه کرده است. شبکة آبها، بستر رودخانهها، درههای خشک سیلابی و تعدادی از تپه ماهورها در این بخش دیده میشود، بخصوص در ناحیة دزفول که ناهمواریها متراکمتر است و بخش جانکی ایذه که اغلب در جنوب با تشکیلات گچی و رسی همراه میباشد. به طور کلی، در این منطقه هر چه به سمت جنوب و مغرب پیش رویم از ارتفاع آن کاسته و بر همواری و یکنواختی آن افزوده میشود. ارتفاع در این ناحیه کم است، به طوری که ارتفاع شوشتر از سطح دریا 170 متر، رامهرمز 115 متر، مسجد سلیمان 362 متر، اهواز 20 متر، دزفول 143 متر و ایذه کمتر از 700 متر است و در ماهشهر، در کنار خلیجفارس، ارتفاع به کمتر از 10 متر کاهش مییابد.
آب و هوای ییلاق. این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار میباشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها از دو هزار متر بیشتر است دورة سرما در حدود چهار تا پنج ماه ادامه مییابد. هوای این منطقه از اوایل پاییز تغییر میکند و از اواسط آبان یخبندان آغاز میشود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده میبارد و در نقاط مختلف، از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع میشود و از این هنگام به بعد، برفهای سنگین و پیاپی میبارد. در پایان دورة یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامیرسد. اعتدال هوا معمولاً از اوایل اردیبهشت آغاز میشود و تا اواخر خرداد ادامه مییابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.
آب و هوای قشلاق. قشلاق بختیاریها در شرق استان خوزستان واقع است؛ بنابراین ، توضیح دربارة آب و هوای استان و تأثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر میرسد. مهمترین عوامل مؤثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از :
الف ) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 32 درجه و 58 دقیقه شمالی واقع شده است.
ب ) کاهش ارتفاع. این دو شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاریها باشد؛ زیرا جلگة خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است جلگهای هموار و کمارتفاع میباشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریهاست تپههایی کمارتفاع دیده میشود، به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر ( به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای 2500 – 4500 متر ییلاق قرار دارد.
ج ) قرار داشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق میوزد و موجب شدت گرما، تبخیر شدید و آلودگی هوا میشود.
تابستان این جلگه، بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار میکند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخشهای کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد؛ مثلاً در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار میرود و ارتفاع متوسط آن 150 متر است درجه حرارت متوسط در برخی ماهها به قرار زیر است :
- دی 5/10 درجه سانتیگراد؛
- بهمن 9/13 درجه سانتیگراد؛
- اسفند 2/16 درجه سانتیگراد؛
- خرداد 5/32 درجه سانتیگراد.
در ماههای دی، بهمن و اسفند ، یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجة حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجة حرارت در شوشتر بالای 10 و به طور متوسط 5/12 است که همراه با رطوبت زمستانی ، محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم میآید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از 35 درجه دیگر قابل استفاده نیست. در همین ماهها میزان بارشهای جوی به قرار زیر است:
- دی 107 میلیمتر ؛
- بهمن 33 میلیمتر؛
- اسفند 5/61 میلیمتر؛
- فروردین 10 میلیمتر ؛
- خرداد 0 میلیمتر.
میبینیم که در طول فصل زمستان ، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر میرسد و همراه با قطع بارش، درجة حرارت هم افزایش مییابد و در اینجاست که زمینة کوچ به سمت ییلاق فراهم میشود و عشایر با ع جله قشلاق را ترک میکنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان 1/45 درجه و حداقل آن 7/5 درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از 4/25 درجه سانتیگراد میرسد که حاکی از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دوره گرماست.
جدول 1-8 مقایسة عناصر آب و هوایی در منطقة چادگان در فریدون و شوشتر
متوسط حرارت سالانه 1/9 8/20 7/11
حداکثر مطلق 1/33 1/45 12
حداقل مطلق 7/12- 7/5 4/18
ارتفاع 2100 150 1950
بارش سالانه 1/205 7/274 6/69
تعداد روزهای یخبندان 185 0 185
چادگان در شهرستان فریدون و در ارتفاع 2100 متری و شوشتر در جلگه گرمسیر خوزستان و در ارتفاع 150 متری بالاتر از سطح دریا واقع است که 1950 متر اختلاف ارتفاع بین آن دو وجود دارد. اگر چه شوشتر درعرض پایینتر قرار دارد، اختلاف عرض چندانی بین دو منطقه وجود ندارد و از این رو، عامل اصلی اختلاف ، ارتفاع است که در بارشهای جوی و حرارت هوا مؤثر بوده ، موجب پیدایش محیطهای اکولوژیکی متفاوت در دو فصل سرد و گرم میشود.
لردگان در ارتفاع 1700 متری در جنوب بروجن و باغ ملک در جنوب ایذه دو منطقة مهم با طبیعت متفاوت (ییلاقی و قشلاقی) به شمار میروند که در این تضادهای اقلیمی، باز هم ارتفاع و موقعیت جغرافیایی نقاط نقش اساسی دارند.
جدول 2-8 مقایسة عناصر آب و هوایی در منطقة لردگان و باغ ملک
حداکثر مطلق 2/14 4/20 2/6
حداقل مطلق 7/38 6/44 9/5
ارتفاع 5/4- 3/4 8/8
بارشهای جوی سالانه 1700 900 800
تعداد روزهای یخبندان 67 0 67
جدول 3-8 متوسط درجة حرارت سالانه و ماهانة بعضی از مناطق ییلاقی و قشلاقی ایل بختیاری ( به درجه سانتیگراد)
ارتفاع 362 2066 115 2400 143 1500
مسجد سلیمان شهر کرد رامهرمز داران دزفول گتوند
فروردین 5/22 2/11 4/23 10 2/22 1/22
اردیبهشت 9/30 8/16 3/31 6/13 1/27 9/30
خرداد 3/35 2/23 1/34 9/17 9/31 8/34
تیر 5/37 5/27 2/36 5/21 4/35 4/35
مرداد 3/37 6/24 3/36 2/21 4/34 1/35
شهریور 2/33 2/20 7/33 2/15 6/31 9/31
مهر 3/25 9/17 9/25 8/9 2/25 8/24
آبان 1/18 1/7 1/18 2/6 9/17 4/17
آذر 5/14 5 3/15 4/2 7/14 7/14
دی 9/8 1/3- 3/9 8/3- 2/12 8/9
بهمن 16 3 16 3/1- 13 1/16
اسفند 4/20 5/9 2/20 6/5 6/17 20
میانگین 05/25 1/13 03/23 85 /9 6/23 46/24
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359 – 1360
جدول 4-8 تعداد روزهای یخبندان (روزهایی که درجه حرارت زیر صفر بوده است) در برخی مناطق ییلاقی و قشلاقی ایل بختیاری
مسجد سلیمان شهرکرد رامهرمز داران دزفول گتوند
اردیبهشت 0 0 0 0 0 0
خرداد 0 0 0 0 0 0
تیر 0 0 0 0 0 0
مرداد 0 0 0 0 0 0
شهریور 0 0 0 3 0 0
مهر 0 2 0 15 0 0
آبان 0 21 0 19 0 0
آذر 0 15 0 31 0 0
دی 2 21 2 0 0 2
بهمن 0 28 0 0 0
اسفند 0 10 0 13 0 0
میانگین 2 98 2 81 0 2
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359 – 1360
جدول 5-8 جمع بارندگی ماهانه و سالانة مناطق بختیاری (به میلیمتر)
مسجد سلیمان شهر کرد رامهرمز داران دزفول گتوند
فروردین 3/28 1/94 9 16 4 7
اردیبهشت7/7 2/4 0 17 0 22
خرداد 0 0 0 10 0 0
تیر 0 0 0 0 0 0
مرداد 0 0 0 0 0 0
شهریور 0 0 0 0 0 0
مهر 1/18 6/45 47 7 3/2 25
آبان 4/80 1/95 113 21 8/25 24
آذر 128 3/199 5/99 2/14 60 5/85
دی 7/114 5/36 19 83 144 157
بهمن 0 9 1 65 91 15
اسفند 3/33 8/19 20 37 92 47
میانگین 5/410 7/423 5/298 2/340 8/419 5/382
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359-1360
کیفیت و کمیت آب در معیشت کوچنشینی نقش حیاتی و تعیینکنندهای دارد ؛ از جمله:
بدین ترتیب ، آب یکی از عاملهای طبیعی مهم در تداوم زندگی کوچنشینی و ارتقای سطح اقتصاد این اجتماعات به شمار میرود.
با وجود آنکه منطقة بختیاری به طور کلی ، در آب و هوای نیمه خشک جنوب غرب و غرب کشور قرار دارد، به لحاظ عوامل محلی نظیر ارتفاع بیش از دو هزار متر، از شبکة آبی کافی و دایمی برخوردار است و حتی قشلاق آن نیز از رودها و چشمههای پرابی که از زاگرس مرتفع سرازیر میشود بهرهمند است. در قشلاق، خشکی و کمآبی بازتاب بیشتری در سطح منطقه و شئونات اقتصادی آنان دارد، اما ییلاق بختیاریها بویژه کوهرنگ ، درکوه فریدون الیگودرز و فارسان دارای آب کافی و فراوان ، آب و هوای معتدل و مراتع غنی است که پس از این ضمن تقسیمبندی منابع آب ، به آنها اشاره میشود.
الف ) آبهای سطحی
مهمترین منابع تأمین کنندة آب عشایر بختیاری آبهای روان است که بر حسب اهمیت، عبارت است از رودخانهها و برکهها. ییلاق بختیاری به علت کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعات برفگیر، در زمستان پوشیده از برف است. در تابستانها به دلیل ذوب شدن برف و یخ متراکم در قلهها شبکههای غنی و دایمی آبهای روان فراهم میشود که به سمت جلگهها، دشتها و مناطق پست جریان مییابد.
زردکوه بختیاری با ارتفاع بیش از 4500 متر یکی از کانونهای آبخیز دایمی در منطقة بختیاری و حتی در سطح کشور و سرچشمة رودهای کارون و زاینده رود است. بخشی از شبکة کارون که به سمت مغرب و جنوب غربی جریان مییابد و حوضة کارون علیا را تشکیل میدهد نقش بیشتری در زندگی عشایر بختیاری دارد و اگر چه در بعضی نقاط، مانع خطرناکی بر سر راه کوچ عشایر به شمار میرود و آنان را دچار تلفات میکند، برای عشایر و کشاورزان منطقه نعمت بزرگی به شمار میرود.
قسمت اعظم استان چهارمحال و بختیاری ، شامل سرچشمههای رودخانة کارون است و این رودخانه با چند شاخة اصلی و چندین شاخة فرعی، مرکز، جنوب و مغرب این سرزمین را زهکشی کرده، سرانجام با پهنای بسیار و سرعت ملایم وارد جلگة هموار خوزستان میشود و به سمت خلیج فارس جریان مییابد.
شاخههای اصلی کارون در خاک بختیاری عبارت است از :
رودخانة کارون .این رودخانه از کوههای جنوب غربی اصفهان و ارتفاعات چهارمحال و بختیاری سرچشمه گرفته، تاگتوند که محل ورود آن به دشت خوزستان است، حدود 31400 کیلومترمربع را زهکشی میکند و دبی متوسط آن 410 متر مکعب در ثانیه است. (سازمان برنامه و بودجه؛ طرح تحقیق و برنامهریزی منابع آب مناطق غرب و خوزستان؛ مهر 1351، ج 3.) این رود دارای شعبههای معروفی است ؛ از جمله آب خرسان که بزرگترین شاخهای است که از شمال گتوند وارد کارون میشود و حدود 105 متر مکعب در ثانیه آب دارد. رودخانة شور بسیار بالاتر از گتوند به کارون میریزد و رود دز تنها شاخهای است که در دشت خوزستان بدان متصل میشود؛ دبی این رود 230 متر مکعب در ثانیه است. رودهای بازفت و ونک نیز در کوههای بختیاری و شمال مصب خرسان به کارون، وارد کارون اصلی میشوند که بسیار پرآب است.
سد کارون در شمالشرقی مسجد سلیمان روی این رود احداث شده است که علاوه بر مصارف آبیاری ، آب مورد مصرف شهرها و کشت و صنعت را نیز تأمین میکند و همچنین حدود 2 میلیون و 448 هزار مگاوات ساعت، تولید برق سالانة آن است. (اطلس گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) این رود یکی از طویلترین رودهای جهانی به شمار میرود و طول آن حدود 950 کیلومتر است.
ماندابها و برکهها . به سبب بالا بودن ذخیرة آب زیرزمینی و خروج آنها از چشمهها در بعضی از جلگهها و ناودیسها و در نتیجه وجود پوشش گیاهی چمنی در اطراف آن، عشایر میتوانند علاوه بر تأمین آب مصرفی، از مراتع و چمنزارهای اطراف آن نیز ، برای دامپروری و بویژه چرای دام استفاده کنند. چنانچه میزان آب بیش از این باشد، به صورت تالابها و دریاچههای کوچک و شیرینی درمیآید که در سطح استان چهارمحال و بختیاری پراکنده است و اهم آنها عبارت است از :
- تالاب چناخور در دامنة کوه کلار؛
- چمن مرطوب گندمان که در گذشته بر سر استفاده از مراتع غنی داخل آن، بین قشقائیها و بختیاریها رقابت بود؛
- تالاب چشمة برم در اطراف شهر لردگان.
ب ) آبهای زیرزمینی
امروزه آب زیرزمینی در حیات اقتصادی و توسعة روستایی بویژه در قشلاق نقش حیاتی دارد. سفرههای کارستی غنی با آب شیرین در سرتاسر منطقه دیده میشود؛ البته بارشهای بسیار، بویژه برف، کاهش تبخیر و شیب زمین در نفوذ آب به سمت سفرههای زیرزمینی بسیار مؤثر است.
در تمام سطح منطقه، بویژه در اطراف شهرها (شهر کرد و بروجن) و مناطق زراعی (فلارد، لردگان و سراوان) آب روستاها و عشایر با حفر چاههای نیمه عمیق تأمین میشود. چشمههای درهای و کوهپایهای آب فراوانی را در ییلاق فراهم میکند. نقش چشمه در حیات عشایر بختیاری، نظیر قشقایی ، به مراتب چشمگیرتر است.
چشمههای معروف منطقه عبارت است از :
- چشمه برم در لردگان؛
- چشمة سیاسرد در بروجن؛
- چشمة چلگرد واقع در شمال تونل کوهرنگ که بخشی از آب کوهرنگ از آن تأمین میشود؛
- چشمة دیمه واقع در سرچشمة اصلی زاینده رود؛
- چشمة گدار در شهرکرد.
در خوزستان شرقی (قشلاق) چون ارتفاع آب زیرزمینی در دامنة بلندیها و در رأس مخروط افکنهها بسیار پایین است، سفرههای آب زیرزمینی اغلب شیرین بوده و هر قدر به سمت جنوبغربی (اهواز و شوشتر) پیش برویم ارتفاع آب از سطح زمین کمتر میشود.