فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

بررسی ساختار سیاسی در روزنامه کیهان و سلام در سال 1377 و تجزیه و تحلیل مطالب و موضوعات موجود در آنها

به همراه گسترش وسایل ارتباط جمعی و گسترش سوادآموزی، نیروی تازه‌ای پای به صحنه گذاشته است که بدان افکار عمومی می گویند این نیروی تازه که تجلی اراده و خواست مردم است، در تمام جهان به ویژه در کشورهای دارای نظامهای پارلمانی و مردمی نقش مهمی در شکل دادن به حوادث و رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دارد و کمترل دولتی است که بتواند از رای سرپیچی کند و یا
دسته بندی خبرنگاری
فرمت فایل doc
حجم فایل 531 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 223
بررسی ساختار سیاسی در روزنامه کیهان و سلام در سال 1377 و تجزیه و تحلیل مطالب و موضوعات موجود در آنها

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان

فصل اول- کلیات ومقدمات

پیشگفتار

مقدمه

تاریخچه مطالعاتی

طرح موضوع

چارچوب نظری: تالکوت

پارسونز

فرضیات و پرسشهای تحقیقاتی

اهداف تحقیق

اهمیت و ضرورت تحقیق

تعریف اصطلاحات تحقیق

فصل دوم

مرور متون مطالعاتی

خبر و تعریف آن

سبک های خبر نویسی

نظریه برجسته سازی یا اولویت گذاری

سه ضابطه خبر

نقبی به حقوق بشر

تاریخ روند آزادی مطبوعات

سوابق سانسور

پیدایی روزنامه در جهان غرب

انتشار روزنامه

دموکراسی و فضای باز سیاسی

تشکیلات صنفی و استقلال حرفه ای

جامعه مدنی

نقش دولت و جامعه مدنی در فرایند توسعه

دیدگاههای سنتی درباره نقش دولتو جامعه مدنی در توسعه

جامعه مدنی و روابط آن با جامعه سیاسی

تحولات توسعه ملی به سوی یک چارچوب نظری جایگزین

دیدگاه چند جامعه شناس در ارتباط با وسایل ارتباطی

فردیناند تونیس

دیوید رایزمن

مارشال مک لوهان

تعریف فرهنگ

لزوم تحقیق در تعاریف فرهنگ

تعاریف فرهنگ از دیدگاه دایرةالمعارفهای مشهور جهان

فرهنگ از دیدگاه آنتونی گیرتز

عناصر فرهنگ

جامعه مدنی و مطبوعات

تحولات روزنامه نگاری در کشور های در حال توسعه

تاسیس اولین چاپخانه و روزنامه در ایران

تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی

مسائل اجتماعی مطبوعات ایران

مطبوعات ایران در قرن بیستم

طبقه بندی روزنامه ها بر حسب جناح

تعریف جناح و جناح بندی

آغاز فصلی نوین در تاریخ مطبوعات ایران

گامی در تحدید آزادی مطبوعات

در حاشیه طرح پیشنهادی مرکز

پژوهشهای مجلس شورای اسلامی درباره قانون مطبوعات

پیش نویس یک طرح موقت ارائه شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس

پیش نویس طرح اصلاح قانون مطبوعات

روزنامه کیهان

روزنامه سلام

فصل سوم

جامعه آماری

شیوه نمونه گیری

ابزارهای اندازه گیری

روش جمع آوری اطلاعات

آزمون مجذور کی x

تعریف تحلیل محتوا

روش تحقیق

تحلیل محتوا، تحقیق درباره تاثیر ارتباط جمعی

شاخص ها و مراحل روش تحلیل محتوا

طرح

واحد بندی

نمونه گیری

رمز دهی (کد گذاری)

استخراج نهایی نتایج

معتبر سازی

نقاط قوت تحلیل محتوا

نقاط ضعف و معایب تحلیل محتوا

شروط عینیت، انتظام و عمومیت

شرط انتظام

موضوع عینیت و کیفیت

تعریف مقوله های تحقیق

فصل چهارم

ارائه و تجزیه و تحلیل داده ها

فصل پنجم

استنتاج

نتایج تحقیق

توصیه و پیشنهادات

ضمائم: جداول

جدول شماره 1. حلقه یک

(روزنامه های درجه اول تاثیرگذار و توقیف شده)

جدول شماره 2. حلقه دو.

(روزنامه های درجه دو تاثیر گذار و توقیف شده)

جدول شماره 3.

(هفته نامه های توقیف شده)

پیشگفتار

به همراه گسترش وسایل ارتباط جمعی و گسترش سوادآموزی، نیروی تازه‌ای پای به صحنه گذاشته است که بدان افکار عمومی می گویند. این نیروی تازه که تجلی اراده و خواست مردم است، در تمام جهان به ویژه در کشورهای دارای نظامهای پارلمانی و مردمی نقش مهمی در شکل دادن به حوادث و رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دارد و کمترل دولتی است که بتواند از رای سرپیچی کند و یا آن را به حساب نیاورد، این واقعیتی است که همراه با تحولات عظیمی که در جوامع بشری از جهت ارتباطی و تکنولوژیک، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در قرن بیستم رخ داده است.

افکار عمومی می تواند بر رفتار فردی، گروهی وسیاست دولت تاثیر بگذارد. بنابراین نقش افکار عمومی در عرصه های مختلف (علمی) پذیرفته شده است.

دانشمندان علوم سیاسی و تاریخ نویسان بیشتر به آن بخش از افکار عمومی علاقمند بوده اند که در زندگی سیاسی نقشی را ایفا کرده و یا می کند، براین مبنا آنها اساسا به افکار عمومی به عنوان تجلی افکار از جانب عموم مردم نگریسته اند که به دولت می رسد و دولت شرط عقل را در توجه به آنها می بیند.

ژان ژاک روسو، براین باور بود که همه قوانین در نهایت به افکار عمومی مبنی بوده است. و بیان آزادانه آن را سد اصلی در برابر حکومت استبدادی می دانست:

«جرمی بنتام» تاکید می کرد که قانونگذاران نمی توانند وجود افکار عمومی را نادیده بگیرند. از این جهت شناخت افکار عمومی و ارزیابی آن و راههای نفوذ و تاثیر گذاری بر آن یکی از نیازهای اساسی تمام دولتها و سازمانهایی است که با مردم و افکار عمومی سروکار دارند، دولتها به شناخت افکار عمومی نیازمندند تا بتوانند میزان حمایت مردم را از برنامه و سیاستهای خود ارزیابی کنند و تا حد ممکن مشارکت آنها را در کارها جلب کنند.[1]

سازمانها و ارگانهائی که با افکار عمومی سروکار دارند (مانند، رادیو، تلویزیون، و مطبوعات) به این شناخت نیازمندند، زیرا بدون این شناخت نمی توانند با مردم ارتباط برقرار کنند و تاثیر لازم را بر افکار عمومی بگذارند و برد آن نفوذ کنند، می گویند ارزش یک جامعه به کیفیت افکار عمومی آن جامعه بستگی دارد، یا به عبارت دیگر هر جامعه شایسته همان افکار عمومی است که داراست. ارزش افکار عمومی در یک جامعه ارزش تمامی آن جامعه است. لذا هر تاثیری نفوذی بر این افکار بایستی مدنظر داشتن ارزشهای حاکم انجام شود، گسترش افکار عمومی در جامعه های قدیمی بسیار کند بوده است. و به همین نسبت از حدت و شدت و بالنتیجه تاثیرگذاری بی بهره مانده است. در جامعه های جدید با ورود وسایل ارتباط جمعی به عرصه زندگی و اشاعه سریع اخبار و انعکاس بلامانع و منازع رخدادهای اجتماعی، افکار عمومی نیز به ویژه از طریق مطبوعات و ادبیات و رادیو و تلویزیون گسترش می یابد.

از آنجا که مطبوعات افقها را وسیع می سازند، دیدگاهها و جهان نگریها را وسعت می‌بخشند، استعدادها را شکوفا می نمایند مردم را سرگرم می کنند، و فزون خواهی را در میان مردم رواج می دهند، بنابراین همکاری و مشارکت را در پیش مردم ایجاد می کنند، لذا از طریق این مشارکت می توان به اهمیت و نقش مطبوعات در شکل دهی و نفوذ بر افکار و عقاید مردم پی برد. مطبوعات را در مقایسه با سایر وسایل ارتباط جمعی باید بهترین و نافذترین وسیله تاثیر بر افکار عمومی و اقناع خواسته های گروههای مختلف اجتماعی دانست. مطبوعات می توانند افکار عمومی را در قالبهای دلخواه خود درآورد.و به آن شکل دهد. دولت را واژگون سازد. (ماجرای واترکیت که توسط روزنامه واشنگتن پست، افشا شد و به برکناری ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا منجر شد). و برروی کارآورد و بالاخره سازنده هر جامعه نو باشد.

این وسیله به قدرتمندترین وسیله ایجاد تفکر عمومی در قرون اخیر نیز هست. و چنانچه بتواند به رسالت حقیقی خود در تنویر افکار عمومی و آگاه ساختن آنها و قرار دادن اطلاعات صحیح به آنها عمل کند. می تواند بهترین نقش را در ساختن افکار عمومی سالم در جامعه ایفا کند، وقتی که وضع نامطلوب و یا یک کار غیرقانونی و خلاف از طریق مطبوات بر ملاء و افشا می‌شود، افکار عمومی علیه آن تهییج می گردد. و خواهان رسیدگی و پیگیری آن مورد و وضع خاصی می شود. و چونکه مطبوعات بازار انعکاس افکار سیاسی هستند، از طریق آنها عملکردها و خط مشی ها و هدفهای دولتها در معرض قضاوت و ارزیابی مردم قرار می گیرد و مفسران، موافقان، مخالفان و همچنین توده مردم، هر یک به رغم و سهم خود به اظهار نظر می پردازند، و از جمع بندی و یا تضارب افکار یک نظر کلی و واحد حاصل می شود. و حتی گاهی می بینم که مطالعه را روزنامه نگاران از واقعی نقل می کنند. و یا به ریشه یابی مساله ای می پردازند، در اماکن عمومی و یا تریبونهای مختلف و باشگاهها و کلاسهای درس نیز مردم به بحث درباره آن موضوع می پردازند و همه اینها تاثیر و نقشی است که مطبوعات در جهت دهی به افکار عمومی دارند.[2]


مقدمه

امروزه پژوهشها و بررسی های ارتباطات جمعی بیشتر بر مبنای پیام های ارتباطی صورت می گیرند و مطالعات و تحقیقات در مورد وسایل ارتباطی صرفنظر از محتوای پیامها به سبب فرضی نمودار شدن نظریات مربوط به آنها هنوز مراحل مقدماتی را می‌گذرانند، و به همین دلیل مطالعات در تحقیقاتی که در زمینه مندرجات مطبوعات و محتوای برنامه های رادیویی و تلویزیونی و فیلمهای سینمایی صورت می گیرد از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار می باشند و در این میان پژوهشها و بررسی هائی که درباره محتوای مطبوعات انجام می شوند از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.

ریشه تجزیه و تحلیل محتوا نیاز طبیعی انسان برای ادراک اطلاعات مربوط به محیط زندگی اجتماعی او بوده است و به همین دلیل قرنها پیش از آنکه تحت تاثیر نیازهای جدید علمی روشهای دقیق برای آن مشخص گردد به روش گوناگون مورد استفاده قرار می گرفته است.

بدون تردید از سالها قبل بر اثر فعالیتهای ادراکی و شعور انسانی تجزیه و تحلیل محتوا قلمرو خود را درزمینه مکالمات و مکاتبات پیدا کرده بود اما آنچه در تجزیه و تحلیل محتوا به عنوان یک اصل مدنظر قرار می گیرد این است که تجزیه و تحلیل منطقی – لغوی هر محصول لفظی باید افشاگر عقاید و یا رفتارها و گرفتارهای ذهنی گوینده آن باشد، بنابراین تجزیه و تحلیل محتوا از آغاز در قالب «منطق» ارتباط بین انسانها قرار می‌گیرد.

تحقیقی که پیش روی شماست، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مقالات سیاسی دو روزنامه کیهان و سلام در سال 1377 می باشد.

روزنامه ها گاه چنان دارای قدرت اثرگذاری و ارتباطی می شوند که حکومتها بدان به مثابه ناظری هوشیار بر عملکردهای خود و نیز مردم آنها را به پلی پیوند دهنده بین آنها و حکومت قلمداد می کنند. انتصاب و مخابره رویدادها باید براساس مبنایی صورت گیرد و توجه به ارزشهای خبری نباید مورد غفلت قرار گیرد. زیرا بر اهمیت و حساسیت کار انتخاب کنندگان اخبار در تحریریه می افزاید.

بررسی و تجزیه و تحلیل میزان و ساختار پیامها و توجه به پروسه مبادله اطلاعات و اخبار امروزه، در جهان به عنوان یک شاخص پراهمیت برای وسایل ارتباط جمعی به شمار می رود، چرا که سعی و تلاش در راه تهیه و تدوین، پردازش و انتقال پیام و بخصوص میزان و ساختار آن نیازمند شناخت عملکردهای روزنامه ها و یافته و نتایج بررسی های تحلیلی و آماری است.

پژوهش در مطبوعات و توجه به روشهای علمی و شیوه های نوین تحقیقاتی همچون تحلیل محتوا و بررسی آماری، تصویری از واقعیتها را نمایان می سازد: که این امر نیز در تحلیل محتوای مطالب سیاسی در روزنامه سلام و کیهان قابل ملاحظه است.

در این تحقیق (پژوهش) سعی شده در فصل اول به بیان اهداف و اهمیت تحقیق، سوالات و فرضیه ها و به طور کلی به شرح طرح تحقیق می پردازیم:

فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق را شامل می شود، در ابتدا به بررسی سیر تحولی مطبوعات از زمان پیدایش روزنامه در ایران و بررسی جایگاه و نقش مطبوعات در دنیای امروزی می‌پردازد، سپس به تشریح فرایند خبر، گزارشگری خبر، برجسته سازی، می‌پردازد. افکار عمومی و نقش مطبوعات در این زمینه، بخش دیگری از این فصل را در بر می گیرد، در فصل سوم به تعریف روش تحلیل محتوا و بیان روش تحقیق و کاربرد آن و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل جداول و آزمونهای آماری می پردازیم.

فصل پنجم، نیز شامل خلاصه تحقیق و نتیجه گیری می باشد.

پیشینه پژوهش

در تحقیقات انجام گرفته، تحقیق خانم فاطمه امیری، به تحلیل محتوای روزنامه‌های جامعه، خرداد و صبح امروز با تاکید بر جانشین روزنامه‌ها در ارتباط با احزاب سیاسی مورد بررسی قرار گفت که سه روزنامه مورد بررسی (7/72 درصد) از مطالب سیاسی را به مقوله خبر اختصاص داده است، بیشترین فراوانی در ارزش خبری به مقوله شهرت با (5/39 درصد) اختصاص دارد.

مهمترین موضوع و رویداد مطرح شده در روزنامه ها در طول دوره مورد بررسی، قتل‌های زنجیره‌ای بوده است و مدیر کل احزاب و اعضای آن بیشترین فراوانی را در عامل خبری داشته‌اند (5/45 درصد) از مطالب جنبه اطلاع رسانی داشته و (6/33 درصد) از مطالب فاقد نام منبع در مطلب خبری بوده اند.

در زمینه دیدگاه مطالب سیاسی در سه روزنامه جامعه، خرداد و صبح امروز 597 ( 5/45 درصد) از مطالب جنبه اطلاع رسانی دارند. اخبار و مطالب انتقادی با 327 ( 8/24 درصد) در رتبه دوم اهمیت و مطالب مخالف با 209 (8/15 درصد) در رتبه سوم اهمیت قرار گرفته اند. خبرنگار مطبوعات با 512 (8/38 درصد) در رتبه دوم و خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با 180 (6/13درصد) در رتبه سوم اهمیت قرار گرفته اند.

در زمینه استفاده از عکس از مجموع 1320 مطلب سیاسی 1196 ( 6/88 درصد) فاقد عکس بوده اند. در صورتی که عکس مکمل خبر است و خواننده را هر چه بیشتر به خواندن مطالب ترغیب می کند. می تواند خود گویای خبر باشد.

در عامل خبر گروههای فشار بیشترین فراوانی به موضوع مخالفت با دولت ایجاد موانع برای دولت با 51 ( 2/34 درصد)، قتل های زنجیره ای با 40 ( 8/26 درصد) تعطیلی و توقیف مطبوعات اطلاح قانون مطبوعات و دادگاه مطبوعات با 19 ( 8/12 درصد) اختصاص دارد.[3]

تحقیق دیگری که توسط دکتر مسعود حاجی‌زاده میمندی صورت گرفته است10 روزنامه در سال 1377 مورد بررسی قرار گرفت. روزنامه ها عبارتند از : ایران، اطلاعات، جمهوری اسلامی، جهان اسلام، رسالت، زن، سلام، کار و کارگر، کیهان و همشهری براساس این بررسی روزنامه همشهری مقام معظم رهبری را بیش از سایر روزنامه‌ها به عنوان شخصیت خبری تیترهای اول، دوم و سوم خود انتخاب کرده است و روزنامه زن از این نظر در مرتبه آخر قرار داشته است. موقعیت خبری شخصیتهای اجرایی کشور در روزنامه های مختلف به ترتیب زیر بوده است ایران، ریاست جمهوری بیشترین و رئیس قوه قضائیه کمترین مقدار. اطلاعات ، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار. جمهوری اسلامی، ریاست جمهوری بیشترین و شهردار تهران وزیر ارشاد کمترین مقدار. جهان اسلام، ریاست جمهوری بیشترین و رئیس قوه قضائیه و شهردار تهران کمترین مقدار ، رسالت ، ریاست جمهوری بیشترین مقدار و وزیر ارشاد کمترین مقدار، زن، ریاست جمهوری بیشترین مقدار و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار ، سلام ، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، کار و کارگر، ریاست جمهوری بیشترین ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، کیهان، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین، و همشهری، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، از نظر موضوع تیترهای اول روزنامه‌ها به جمهوری اسلامی بیش از هم و زن کمتر از همه سیاسی بوده است. کار و کارگر بیش از همه و رسالت کمتر از همه اجتماعی و زن بیش از همه و جمهوری اسلامی کمتر از همه سر مقاله داشته است. در موضوع سرمقاله‌ها، جمهوری اسلامی بیش از همه، همشهری کمتر از همه سیاسی، کار و کارگر بیش از همه و زن کمتر از همه اقتصادی، همشهری بیش از همه و سلام کمتر از همه فرهنگی جهان اسلام بیش از همه و جمهوری اسلامی کمتر از همه اجتماعی و کیهان بیش از همه و جهان اسلام کمتر از همه حقوقی بوده است. تعداد و عکس‌های خبری روزنامه اطلاعات بیش از همه جهان اسلام کمتر از همه بوده است. از نظر حجم اختصاص یافته به آگهی روزنامه اطلاعات در صدر و روزنامه زن در مرتبه آخر قرار داشته است، روزنامه سلام بیش از همه روزنامه و اطلاعات کمتر از همه خبر و مطالب درباره مطبوعات داشته است، از نظر حجم اختصاص یافته به اخبار داخلی روزنامه کار و کارگر در ردیف اول و روزنامه ایران در ردیف آخر قرار داشته است.

از نظر سبک مطلب در میان همه روزنامه ها و سلام بیشترین مقاله، ایران بیشترین گزارش، زن بیشترین مصاحبه را داشته است. رتبه بندی روزنامه ها بر حسب موضوع بندی مطالب، جهان اسلام بیشترین و همشهری کمترین مطالب سیاسی، کار و کارگر بیشترین و زن کمترین مطالب اقتصادی، رسالت بیشترین و کیهان کمترین مطالب فرهنگی،زن بیشترین و رسالت کمترین مطالب اجتماعی را داشته است.[4]


طرح موضوع

دنیای امروزی به ارتباطات مستمر یا کنش متقابل میان مردمی که بسیار جدا از یکدیگرند وابسته است. در قرن بیستم حمل و نقل سریع و ارتباط الکترونیکی انتشار جهانی اطلاعات را بسیار شدت بخشیده‌اند، باورها و نگرش و اطلاعات انسانها در دنیای امروز برگرفته از رسانه هاست. در بین رسانه ها مطبوعات در جامعه از نقش حساس تری برخوردارند، و به عنوان تعدیل کننده زندگی اجتماعی نقش ضروری و انکار ناپذیری دارد و بیش از عوامل دیگر قادر است در تهذیب تمایلات و استحکام پیوندهای افراد یا جامعه خود یا جوامع بین المللی موثر واقع شود. به خصوص در کشور ما که کار مطبوعاتی یک کار سیاسی است. و اشخاص که در عرصه های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی فعالیت می کنند به نوعی در کانون روابط و رفتارهای سیاسی دست و پنجه نرم می‌کنند، حتی آن عده از افراد مطبوعاتی که صرفا درقلمروهای فرهنگی، هنری، و حتی علمی قلم می‌زنند و ممکن است تصور کنند کارشان غیرسیاسی است، بعضا به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به عنوان یک مطبوعات از خود عمل سیاسی بروز می دهند یا تحت تاثیر عمل سیاسی قرار می‌گیرند.

کار مطبوعاتی از جنس فکر و اگاهی است و به همین دلیل ارزش‌گذاری و ارزیابی آن با پیچیدگی‌های فراوانی آمیخته است. این ارزیابی و سنجش در جامعه از سوی افکار عمومی، مراجع قضائی و قانونی و منابع قدرت سیاسی صورت می‌گیرد.

در این تحقیق سعی شده با استفاده از روش تحلیل محتوا برای ارزیابی و سنجش عملکرد دو روزنامه سلام و کیهان در سال 1377، و جهت گیری آنها در ارتباط با مسائل مختلف از جمله، انتخاب رئیس جمهور جدید، و شیوه اعمال و خط مشی او، و ایجاد ارتباط با بیگانگان، و پرونده قتلهای زنجیره ای و ایجاد رعب و وحشت، و پرونده ها مربوط به عملکرد مطبوعات، چه موضعی داشته و هر یک در شکل دهی به افکار عمومی به چه نحوی عمل کرده اند، مورد بررسی قرار گیرند.

چارچوب نظری: تالکوت پارسونز

برطبق نظریه کارکردگرایی ساختاری پارسونز، هر سازمان اجتماعی دارای 4 خرده نظام می باشد که یکی از آنها خرده نظام فرهنگی است کار کرد این خرده نظام، انسجام و هماهنگی سیستم جامعه است. طبق این خرده نظام که مهم ترین آن نیز می‌باشد این نظام ترکیب یافته است از ایده ها، و اندیشه ها، آرزوها، اعتقادات، باورهای جمعی و اداب و رسوم زندگی اجتماعی که فرد از جامعه حال و گذشته‌اش فراگرفته است.

از سوی دیگر انسان هم می تواند تا اندازه ای بر این نظام تاثیر بگذارد و این بستگی به انتخابی دارد که او می کند منتها چون انسان از میان داده های موجود گزینش می کند، تاثیر او بر محیط بسیار محدود می شود یعنی چیز عمده ای به نظام اضافه نمی کند. بنابراین برای یافتن عوامل موثر دیگری باید بدنبال نظامهای دیگری بود که بر روابط اجتماعی و مسائل اجتماعی تاثیر می گذارند.

مهم ترین کارکردی که وجه مشخصه خرده نظام فرهنگی است پایداری یا بقاء می باشد. Latency، هر جامعه ای که پایداری نداشته باشد خیلی زود از بین می‌رود و هر جامعه‌ای که بتواند این کارکرد عمده را ایجاد کند قطعا بیشتر دوام می آورد، بنابراین بقای جامعه به خرده نظام فرهنگی مربوط می شود کارکرد عمده این نظام این است که کارهایی انجام دهد و وسایلی تعبیه کند تا بتواند جامعه را پابرجا نگهدارد. چون مسئله اساسی حفظ و ثبات نظام اجتماعی، بخصوص دفاع از نظام حاکم است. پایداری توسط دوسازه واره در «جامعه پذیری و کنترل اجتماعی social control» به کارکرد اصلی خود جامعه عمل می پوشاند.

جامعه پذیری فرایندی است که از طریق آن باورها و ارزشهای فرهنگی و یا به قول دورکیم، وجدان جمعی، در فرد از طریق فرایند ساختی تقسیم کار درونی شده و سبب می شود تا فرد همسان و همنوا با نظام اجتماعی کنش نموده و راههای متناسب را برگزیند ولی از آنجائیکه پارسونز نیز، مثل دیگر انسجام گرایان معتقد به شرارت طبع بشر است. معتقد است که در صورت عمل نکردن جامعه پذیری، لازم و ضروری است که از حربه زور و اجبار بهره گرفت و بدین ترتیب، کنترل اجتماعی در اشکال تعلیم و تربیت، تبلیغ، تلقین و سرانجام زور می تواند عمل نماید تا به هر طریقی افراد را موافق و همسو با کل نظام سازد.[5]

چگونگی عمل کارکرهای عمده خرده سیستمها:

کارکرد عمده اولین خرده نظام های فرهنگی ایجاد پایداری در جامعه است، این کارکرد موجب بقای سیستم می شود یعنی وظیفه بخش اطلاعات، اندیشه ها، و آرمانهای جامعه در این است که نظریاتی را باعث حفظ و تداوم حیات نظام می شود ارائه دهد و در عین حال به نوعی آنها را به خرده نظامهای دیگر جامعه منتقل کند، این امر طبق قانون هابس، در مکتب کارکرد گرایی سندیت دارد، بدین ترتیب که هرگاه نظام در عین به کارگیری قوانین آموزشی و پرورشی چه در سطح رسمی و چه غیررسمی نتایجی خلاف انتظار بدست آورد، در این صورت سعی می کند با حکم زور و اجبار آن نتایج را بدست آورد. مثل اعمال زور توسط نیروهای نظامی و انتظامی برای کنترل اجتماعی مردم. البته اگر خرده نظام فرهنگی به این طریق ممکن هم بتواند کارکرد و وظیفه اصلی خویش را انجام دهد. هنوز نمیتوان ادعا کرد که جامعه پایدار است مگر اینکه خرده نظامهای دیگر هم بتواند کارکرد خویش را به نحو مطلوب انجام دهند.

پارسونز فرهنگ را نیروی عمده ای می انگاشت که عناصر گوناگون جهان اجتماعی و یا به تعبیر خودش، نظام اجتماعی را به هم پیوند می دهد و فرهنگ میانجی کنش متقابل میان کنشگران است و شخصیت و نظام اجتماعی را با هم ترکیب می‌کند.

فرهنگ این خاصیت ویژه را دارد که کم و بیش می تواند بخشی از نظامهای دیگر گردد، بدین سان که فرهنگ در نظام اجتماعی به صورت هنجارها و ارزشها تجسم می یابد و در نظام شخصیتی ملکه ذهن کنشگران می شود اما نظام فرهنگی تنها بخشی از نظامهای دیگر نیست بلکه به صورت ذخیره دانش، نمادها، و افکار، وجود جداگانه‌ای نیز برای خود دارد، این جنبه‌های نظام فرهنگی در دسترس «نظام‌های اجتماعی» و شخصیتی هستند. ولی به بخشی از آنها تبدیل نمی‌شوند برای پارسونز، نظام فرهنگی حتی بیشتر از ساختارهای نظام اجتماعی اهمیت دارد. در واقع همچنانکه پیش از این دیده ایم نظام فرهنگی بر تارک نظام کنش پارسونز جای دارد. و او خودش را یک «جبرگرای فرهنگی» نامیده بود.[6]

از نظر پارسونز مفهوم نظام فرهنگی با مفهوم بقای الگو همراه است. منظوراز نظام فرهنگی بخش منتظمی از محیط نظام اجتماعی است که در اساس متشکل از اصول مشروعی است که کنش‌های هنجاری بر مبنای آن انجام می گیرد. لازم است دو نکته را در اینجا متذکر شویم. اول اینکه «ما به شیوه‌ای معین عمل می کنیم» دوم اینکه «ما بدلیل خاصی به این شیوه عمل می کنیم» در نهایت تنها توجهات برای کنش در یک جامعه، ارزش ها و اصول معمول در جامعه اند که مردم اعتقاد زیادی به آنها دارند. این توجیهات به نحو سازمان یافته ای در باورهای مذهبی، توصیف ماهیت جهان در هنر به عنوان تجلی هیجانات عاطفی و تجسم فردیت و امثال آن. صراحت می یابند. این جنبه‌های فرهنگ در هر حال بیانگر معنایی است که با زندگی اجتماعی پیوند دارد. نظام فرهنگی عمدتاً فراهم کننده پاسخ های انتزاعی است به این سوال که چرا زندگی بدین گونه است؟ الگوهای فرهنگی برای مدتی نسبتا طولانی دوام می‌آورند و موجب همبستگی فعالیت‌های متباین می‌شوند. از این روی، آنها را می توان حفظ کنده الگو دانست.

بقای الگو ملازم با نهادهایی است که بطور خاص به حراست و تنظیم آن چیزی که می توان آن را در «حقیقت اساسی» نامید ارتباط دارد. نهادهای مذهبی یک مورد از آن است نهادهای مذهبی براساس اصل عالی اخلاقی یا واقعیت غایی فتوای قانونی صادر کرده و آنها را در قالب بیانات اخلاقی تفسیر می کنند. این امر ممکن است به شیوه های غیرمستقیم انجام گیرد لیکن در نهایت، رفتار با ارجاع به یک ارزش فرهنگی است که مشروعیت می یابد.

پارسونز می خواهد بگوید که نهادهای بقای الگو «درستی» همیشگی بعضی از فعالیت‌های شخص را برای ما تعیین می‌کند. این حقانیت و درستی، اساس اخلاقی جامعه پذیری و تعلیم و تربیت را بنیاد نهاده است و زمینه ارزیابی و کنترل رویه های اجتماعی است. ارزش حیات، قانون طلایی یا اهمیت مسئولیت اجتماعی نیست که نهایتاً می‌تواند پشتیبان زمینه‌های عقلانیت، یا کارایی باشد مفاهیم ارزشهای فرهنگی صورت نمادی پیدا کرده است.[7]

پارسونز به همان سان که در مورد نظامهای دیگرش نیز عمل کرده نظام فرهنگی را برحسب رابطة آن با نظامهای دیگر کنش، تعریف نمود. بدین‌سان که فرهنگ را نظام الگودار و سامانمندی از نمادها می‌داند که هدفهای جهتگیری کنشگران، جنبه‌های ملکه ذهن شدة نظام شخصیتی و الگوهای نهادمند نظام اجتماعی را در بر می گیرد.

فرهنگ از آنجا که بسیار نمادین (ذهن) فرهنگ ویژگی دیگری به آن می‌بخشد که همان توانایی نظارت بر نظامهای دیگر کنش پارسونز است.[8]

پارسونز به این نتیجه می‌رسد که معیارهای اخلاقی، همان «شگردهای یکپارچه کننده و حاکم بر نظام کنش می باشند این نتیجه گیری این فکر تعیین کننده را در نظریه پارسونز، بازتاب می‌کند که نظام فرهنگی یک نظام مسلط است.

از نظر من جامعه متشکل از انواع خرده نظام می‌باشد که همه به اتفاق هم و بصورت پیوسته برطبق ارزشهای مشترک. جامعه را پیش می برند و نظام و قدرت سیاسی نباید قدرت نهادهای دیگر از جمله نظام فرهنگی یا نظام آموزشی و اقتصادی را مورد تعرض قرار دهد.

نظام فرهنگی که خود متشکل از خرده نظامهای متعددی می باشد یکی از نهادهای تأثیرگذار بر جامعه می باشد. که فعالیت این نظام باید همراه با آزادی اندیشه و عمل باشد. دولت باید کنترل از راه دور و محدودی بر فعالیت آنها داشته باشد، اگر نظارت و کنترل دولت بر نهادها به صورت عینی و ملموس باشد. فعالیتهای فرهنگی افراد جامعه توسط دولت مورد تعرض قرار گرفته و اعتراض آنها را برمی‌انگیزد. بعنوان مثال اگر جامعه‌ای در رسانه‌های جمعی با سانسور و سرکوب خبری و اطلاعاتی از جانب دولت بر بخش مختلف و رسانه‌های مختلف از جملة ‌رادیو تلویزیون مجلات و روزنامه های، ‌و غیره را حس کنند دولت با اعتراض و خشونت مواجه می شود. بنابراین وجود جو مناسب و مطلوب و تا حدودی آزاد برای فعالیتهای فرهنگی اقشار جامعه لازم است. در جامعه دموکراتیک و مردم سالار ایران نظام فرهنگی با محدودیت همراه است به خصوص رسانه‌های گروهی و از جمله مطبوعات که در اواخر دهه هفتاد و با سرکارآمدن دولت آقای خاتمی مطبوعات با فشار فراوان از جانب نظامهای مخالف دولت مواجه شدند و اشاعة افکار و اندیشه‌های جدید و از انحصار خارج شدن و لزوم تغییر خط مشی، صاحبان روزنامه ها را متحمل هزینه‌های گزافی کرد که دو روزنامة کیهان و سلام از جملة ‌آنان بودند.


فرضیات تحقیق

1-به نظر می‌رسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان در جهت هماهنگی و تایید نظام سیاسی می‌باشد.

2-به نظر می‌رسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام در جهت هماهنگی و تایید نظام سیاسی می‌باشد.

3- به نظر می‌رسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان بیشتر در جهت انتقاد از نظام سیاسی باشد.

4-به نظرمی‌رسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام بیشتر در جهت انتقاد از نظام سیاسی باشد.

5-به نظر می رسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان حول موضوعات داخلی می باشد.

6-به نظر می رسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام حول موضوعات داخلی می باشد.

پرسشها:

1-ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان در چه جهتی می باشد؟

2-ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام در چه جهتی می باشد؟

3-ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان دارای چه نگرشی می باشند؟

4-ساختارمطالب سیاسی روزنامه سلام دارای چه نگرشی می باشد؟

5-ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان حول چه موضوعاتی است؟

6-ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام حول چه موضوعاتی است؟


اهداف تحقیق:

مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در کنار سه رکن دیگر یعنی قوه مجریه، قوه قضائیه، و قوه مقننه، و نیز سایر نهادها و ارگانها فعالیت می کنند و حتی باید به صراحت گفت «چالش جدی بین رکن چهارم و دیگر ارکان، امروزه جلوه تازه‌ای به خود گرفته است»[9].

بنابراین با علم به نقش مهم این رسانه در ایجاد اندیشه توسعه و پیشرفت به سوی جامعه‌ای متعالی، بررسی و تجزیه و تحلیل محتوای جزئی، از این رسانه ها مستلزم اهداف مهم دیگر نیز می‌باشد که هدف اصلی تحلیل محتوای ساختار مطالب سیاسی دو روزنامه سلام و کیهان،و شناخت نقش این دو روزنامه در طرح مسائل واقع شده در طول سال 1377.

آگاهی به موضع گیری و عملکرد نشریات مزبور نسبت به وقایع مهم جامعه در سال 1377، شناخت ارزشهای خبری مندرج در دو روزنامه کیهان و اسلام در خصوص وقایع 1377، اطلاع از نحوه هدایت و جهت دهی به افکار عمومی.

آگاهی نسبت به عناصر خبری در دو روزنامه سلام و کیهان، و در نهایت اینکه، روزنامه نگاران و سردبیران جراید، به خصوص کسانی که در بخش‌های سیاسی مطبوعات قلم می‌زنند و فعالیت می‌کنند، برای اینکه مسئولیت خویش را به نحو مطلوب به انجام رسانند، چگونه می توان چنین کاری را انجام دهند و چه ملاکهایی را باید مورد توجه قرار دهند.


اهمیت و ضرورت تحقیق

رسانه‌های ارتباطی به طور روز افزونی توانستند مرزها و محدوده‌های ملی را در نوردند و این باور را به وجود آورند که قادر به تضعیف اهداف ملی سایر کشورها هستند.

پس از پایان جنگ و تغییر فضای سیاسی کشور و بویژه با دیدگاههای آقای سیدمحمد خاتمی بعنوان وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اقداماتی در جهت تجدید فعالیت نشریات و توسعه مطبوعات صورت گرفت. بدنبال فراهم شدن بسیاری تسهیلات، تعداد نشریات تا سال 1373 بالغ بر 550 عنوان و تیراژ آنها به رقمی در حدود 5/1 میلیون نسخه رسید.

بدنبال انتخابات دوم خرداد سال 1376 و روی کارآمدن آقای خاتمی در مرداد ماه همان سال، عصر جدید و کاملا متفاوت با گذشته در زمینه توسعه کمی و کیفی مطبوعات و فعالیت های پیرامون آن آغاز شد. تشکیل اولین انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، تجدید ترکیب اعضای هیئت منصفه مطبوعات افزایش سریع تعداد روزنامه ها، هفته نامه ها و ماهنامه ها در تهران و دیگر استانهای کشور، رشد فزاینده همراه با تکثری قریب به 1000 عنوان مختلف در حوزه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و .. انتشار بیش از 30 روزنامه کثیرالانتشار روزنامه در تهران، تیراژ بیش از 3 میلیون نسخه در روز و غلبه عناوین و شمارگان نشریات غیردولتی بر دولتی از جمله مواردی است که در این رابطه می توان به آنها اشاره کرد.

علاوه برموارد یاد شده، نشریات در عصر خاتمی با کار کردن کاملا متفاوت وارد صحنه شدند، و علاوه براطلاع رسانی صرف در زمینه‌های مختلف عهده‌دار مسئولیتهای دیگری هم شدند. روزنامه‌ها و هفته نامه‌ها با توجه به فقدان احزاب و سایر نهادهای مدنی در جامعه به بسیاری از فضاهای خالی و حساس را پر کردند، افزایش روز افزون عناوین و تیراژ مطبوعات از یک سو و ارتباط، اعتماد و استقبال اقشار گوناگون جامعه با آنها از سوی دیگر بیانگر این نکته می‌باشد.[10]

در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی به جرات می توان ادعا کرد که هیچ مساله‌ای به میزان مساله مطبوعات در میان مسئولان کشور به جناحهای سیاسی، مردم و حتی خود مطبوعات مطرح نبوده است، به طوری که در طی این سه سال هیچ یک از دست اندرکاران امور کشور به قوای مقننه، و مجریه و قضائیه، چهره‌های سیاسی و فرهنگی و جناحهای موجود در جامعه را نمی‌توان یافت که درباره مطبوعات اقدامی نکرده یا سخنی نگفته باشند.

وجود حوادث و وقایع مهمی از جمله انتخابات شوراها استیضاح وزرای هیات دولت، و مخالفت با دولت، ارتباط با آمریکا، پرونده قتلهای زنجیره ای، پرونده مربوط به عملکرد مطبوعات و جریانات کوی دانشگاه 18 تیرماه 1378 باعث شده که این دوره یک دوره مهم و استثنایی برای گام برداشتن به سوی جامعه مدنی و توسعه باشد، که البته با قربانیهای زیادی همراه بود، و لذا با بررسی و تحلیل محتوای دو روزنامه سلام و کیهان در سال 1377، سعی شده وقوع این حوادث چه بازتابی در این دو روزنامه داشته‌اند و این دو روزنامه چه علمکردی را نسبت به آنها در پیش داشتند؟


تعریف عملیاتی واژگان تحقیق:

تعریف روزنامه: نشریه‌ای که به صورت روزانه چاپ می‌شود و اخبار و رویدادهای روزانه را منتشر می کند.

الف: سبک مطلب

هر مطلب سیاسی روزنامه ، با توجه به سبکهای زیر کدگذاری می شود.

1) خبر:گزارش از وقایع عینی دنیای خارج که اطلاعات لازم از طریق مشاهده یا مصاحبه به دست آمده و نظرات خبرنگار در آن دخالت نداردو جنبه تازگی مطرح است.

2) یادداشت تفسیر و تحلیل خبری:

یادداشت:‌ این نوع مقالات در نشریات جای ثابتی نداردو باعناوینی مختلف چاپ می شود فراگیری مقالات در محدودة خاصی نیست. نشر این مقالات محدود به شیوه خاصی نیست و انتقاد در آن جایگاه ویژه‌ای دارد.

تفسیرو تحلیل خبری: مطلبی که جنبه تفسیر و اظهار نظر شخصی نویسنده را در بردارد و حاوی ارزشیابی و قضاوت او در مورد موضوعات خبری و غیر خبری است. همچنین مطالبی که با استفاده از منابع گوناگون به منظور روشنتر شدن و تفهیم بهتر وقایع منتشر می‌شوند در اینگونه مطالب نظرات گزارشگر مستقیماً منعکس نمی‌شود.

سایر؛ آنچه نتوان در مقوله فوق کدگذاری کرد.

ب: ارزشهای خبری: هر مطلب سیاسی روزنامه ، باتوجه به ارزشهای خبری آن به صورت زیر کدگذاری می‌شود.

1. شهرت: این ارزش خبری در مورد شخصیتهایی است که به خاطر فعالیتهایشان در گذشته یا حال در جامعه شناخته شده هستند. این اشخاص حقیقی یا حقوقی و همچنین دارای عملکرد مثبت یا منفی در زمان حال و یا گذشته باشد.

2. برخورد: اینگونه رویدادها، برخورد میان افراد، گروهها، ‌ملتها، حیوانات با یکدیگر یا با طبیعت است. برخورد ممکن است بصورت جسمی (فیزیکی) یا فکری و یا ایدئولوژی باشد. اخبار سرقت، قتل، تصادف، سیل، زلزله، جنگ، اعتصاب، سوء استفاده‌های مالی و جدالهای سیاسی و غیره از رویدادهایی هستند که عامل برخورد و یادگیری در آنها نهفته است .

3. در برگیری: رویدادوقتی دارای ارزش در برگیری است که بر روی تعداد زیادی از افراد جامعه درزمان حال یا آینده تأثیر داشته باشد. در برگیری یک رویداد ممکن است باعث نفع و یا ضررمادی یا معنوی افراد جامعه شود و تأثیر مستقیم و یا غیر مستقیم بر روی مردم بگذارد.

4. عجیب و استثناء: رویداد در این حالت غیرعادی، استثنایی،‌عجیب و نادر است. در بعضی از موارد این رویدادها برخلاف پیش بینی یا انتظار اتفاق می‌افتد، ‌اختراعات و اکتشافات را نیز می‌توان از اینگونه رویدادها دانست.

ج:‌مقوله بندی موضوعات: هر مطلب سیاسی، با توجه به موضوعات در رویدادهایی که در طول دوره مورد بررسی برجسته شده بود کد گذاری گردید.

د. عامل خبری: فرد یا افرادیکه خبر در رابطه با آنان است و یا منعکس کننده گفته های آنان به طور نقل قول مستقیم می‌باشد. و یا به عبارت دیگر خبر ساز در مطالب هستند.

هـ . نوع دیدگاه مطالب خبری: هر مطلب سیاسی، با توجه به نوع دیدگاه و گرایش هایی که سه روزنامه مورد بررسی دنبال می کردند کدگذاری شد. منظور از موافق یا مخالف این است که مطالب خبری که در جهت ایدئولوژی و سیاست روزنامه مورد بررسی بود در گزینه موافق و موضوعاتی که برخلاف اهداف و منش گردانندگان نشریه بود در گزینه مخالف کدگذاری شده است. مطالبی که صرفاً به دادن اطلاعات پرداختند در مقوله اطلاع رسانی و مطالبی که جنبة انتقادی نسبت به وقایع روز داشتند در گزینه منتقد کد گذاری شد .

و. منبع مطلب: هر مطلب سیاسی ،‌با توجه به منبعی که در ابتدا و داخل به آن اشاره شده بود با توجه به دستورالعمل کد گذاری گردید. مطبوعات، منظور از مطبوعات در این پژوهش رسانه های مکتوبی هستند که به صورت ادواری به چاپ می رسند و بیشتر مطالب آنها سیاسی است آن هم مطبوعات ایران، یعنی نشریاتی ادواری که در سرتاسر کشور توزیع می گردد. [11]

تعریف خبر

خبر گزارش یک رویداد است. آنچه یک گزارشگر می‌نویسد، خبرنامیده می‌شود. یعنی اینکه خبر(news) با اتفاق یک رویداد(event) فرق دارد ممکن است که آنچه گزارش میس شود عینا مانند واقعه ای که رخ داده است نباشد و فقط جنبه‌هایی از آن رویداد را منعکس کند. در این تعریف میان حقیقت رویداد و واقعیت خبرتفاوت وجود دارد و درحقیقت نگرش شخصی خبرنگار و سازمان خبری و سایر عوامل موثر برتغییر رویداد مخابره شد, تاثیر گذار هستند.

لرد نورث کلیف درتعریف خبر می‌گوید:

«خبر چیزی است که یکی می‌خواهد آن را در جایی سرکوب کند و آنچه می ماند، آگهی است. تعریف دیگر که متعلق به ویلیام گیبر(W.Gieber) است و از زاویه جامعه شناسی تولید خبر به تعریف خبر می پردازد و مورد قبول اکثر روزنامه نگاران می باشد.»

سبک‌های خبرنویسی:

1-سبک هرم وارونه (In verted – pyramid style)

2-سبک تاریخی (Chronological style)

3-سبک تاریخی به همراه لید (Combination style)

سبک هرم وارونه:

در سبک هرم وارونه قاعده هرم حاوی جذابترین، و در بسیاری از مواقع، حاوی مهم ترین بخش خبر است و بخش انتهایی حاوی بی اهمیت ترین بخشهای ماجراست.

گفته می‌شود که اختراع تلگراف بیشترین تاثیر را بر شکل گیری و تکوین سبک هرم وارونه گذاشت پس در سبک هرم وارونه پاراگراف اول اصلی‌ترین بخش مطلب را در خود جا می دهد و سایر پاراگرافها به ترتیب اهمیت به دنبال پاراگراف اول می‌آیند.

سبک هرم وارونه به دو منظور مورد استفاده قرار می گیرد و مقبولیت دارد:

1-شیوه طبیعی نقل وقایع 2- مشخص شدن سریع تکلیف خواننده با متن.

خواننده به محض خواندن پاراگراف نخست، اگر تمایلی به خواندن موضوع حس کند، بقیه مطلب را خواهد خواند و به این ترتیب وقت او تلف نخواهد شد.

مزیت دیگر کار تیتر زدن در سبک هرم وارونه به علت اینکه اصل مطلب در پاراگراف اول می‌آید آسان است وبه سبب اختصار و ایجازی که دارد جای کمتری در روزنامه می گیرد.

معایب سبک وارونه:

خبرنگار به خاطر قدرت مانوری که این سبک از نظر جابه جائی عناصر خبری به او می دهد قادر به اعمال نظر می شود. چون اصل خبر در پاراگراف نخستین خوانده می شود ممکن است بقیه مطالب خوانده نشود و همچنین آنچه در پاراگراف اول آمده است، دوباره در خبر تکرار می شود.

کاربرد سبک هرم وارونه، از این سبک برای تنظیم خبرهای مربوط به سمینارها، سخنرانیها و اخبار روزمره بهره می گیرند.

سبک تاریخی:

مطالب به همان صورتی که به لحاظ زمانی تحقق یافته اند در قالب خبر ارائه می شوند، در سبک تاریخی تا حدود زیادی از اعمال نظرخبرنگار جلوگیری می شود و مطالب به طرز کامل تری ارائه می‌گردد. البته سبک هرم تاریخی هم لید خاص خود را دارد که به صورت مقدمه بر تارک خبر قرار می‌گیرد، اما به این دلیل می توان آن را لید نامید. که بیش از حد کلی است موارد کلی خبر را بیان می‌کند.

معایب سبک تاریخی

- باید دقت بیشتری را در مقایسه با سبک هرم وارونه به وقف خواندن خبر یا متنی کرد که به این شیوه تهیه شده است.

- خواننده را خسته می‌کند، چون که طولانی است و لذا امکان ترغیب خواننده به خواندن لازم مطلب کم می شود.

- به خاطر طولانی بودن، مشکل تراکم مطلب، همواره وجود خواهد داشت.

- صفحه بندی و تهیه ماکت در شیوه سبک تاریخی دشوارتر از سبک هرم وارونه است.[12]

سبک تاریخی به همراه لید[13]:

این سبک تلفیقی از دو سبک وارونه و سبک تاریخی است و خاص پوشش دادن به خبرهایی شهری و حادثه‌ای، سبک تاریخی به همراه لید در بسیاری از مواقع به ویژه وقتی که از یک بلوغ مضمونی و ساختاری برخوردار شود، شانه به شانه داستان می‌زند، انتریگ دارد، تضاد می‌آفریند، راوی دارد، زاویه دید دارد، فراز و فرود دارد، ریتم یا آهنگ، رینگ یا نواخت، میزانسن یا صحنه‌پردازی، فضا، رنگ و ... خلاصه هر فن و تجربه‌ای را در خود حل می‌کند تا به مساحت درام هر چه نزدیکتر شود.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستان های دولتی سال 1386 شهر تهران

هر بررسی هنگامی شروع می شود که در زمینه معینی قبلاً دانشی به دست آورده باشیم و بدانیم که این دانش ناقص است، درباره آن چیزی وجود دارد که ما نمی دانیم این دانش ممکن است دانشی باشد که ما درباره آن، برای پاسخ به یک پرسش اطلاعات کافی نداشته باشیم و یا اطلاعات موجود آنچنان پراکنده و بی سامان است که نمی توان آن را به سادگی به یک پرسش مربوط ساخت در هر صور
دسته بندی کار و امور اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 318 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 186
بررسی رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستان های دولتی سال 1386 شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات موضوع مورد پژوهش

1- 1- مقدمه.................................... 2

1-2- چکیده..................................... 4

1- 3- بیان موضوع و مسأله پژوهش................. 5

1- 4- اهمیت و ضرورت............................ 6

1- 5- اهداف پژوهش ............................. 7

1- 5- 1- اهداف کلی پژوهشی...................... 7

1- 5- 2- اهداف کاربردی......................... 7

1- 6- سوالات پژوهش ............................. 7

1- 7- تعاریف، اصطلاحات و واژه­ها................. 8

فصل دوم : پیشینه پژوهش

1- پیشینه پژوهش ............................... 12

2- 1- مددکاری اجتماعی چیست؟.................... 12

رفاه اجتماعی چیست؟............................. 16

مؤسسه رفاه اجتماعی چیست؟....................... 17

تأمین اجتماعی چیست؟............................ 20

خدمات اجتماعی چیست؟............................ 21

تعریف مددکار اجتماعی........................... 23

2- 2- تاریخچه یادی از بنیانگذار حرفه مددکاری اجتماعی در ایران 23

2- 3- تعریف مددکاری اجتماعی در مراکز بهداشتی و درمانی 24

2- 3- 1- ویژگیهای مددکار اجتماعی .............. 25

2- 3- 2- مراجع ................................ 29

2- 3- 3- نحوه پذیرش مراجع...................... 32

2- 3- 4- انواع مراجع .......................... 33

2- 3- 5- روشهای مددکاری اجتماعی................ 34

2- 3- 6- ارزشهای اساسی در مددکاری اجتماعی ..... 38

2- 5- برخی از مکاتب و نظریه های جامعه شناسی و کاربرد آنها در مددکاری اجتماعی ....................................... 44

2- 1- 5- جامعه شناسی صدری...................... 44

2- 5- 2- جامعه شناسی ناب تونیز ................ 46

2- 5- 3- دیدگاه پدیدار شناسی .................. 49

2- 5- 4- نظریه مبادله ......................... 51

2- 5- 5- مکتب کارکرد گرایی و مکتب اثبات گرایی.. 53

2- 5- 6- نظریه کنش متقابل نمادی................ 54

2- 5- 7- دیدگاه تفهمی ......................... 56

2- 6- الگوهای مددکاری اجتماعی.................. 57

2- 6- 1- الگوی رشدی برستون..................... 57

2- 6- 2- الگوی ارتباطی – تعاملی ............... 58

2- 6- 3- الگوی رشدی تروپ....................... 59

2- 6- 4- الگوی کارکردی......................... 59

2- 6- 5- الگوی گشتالت درمانی .................. 60

2- 6- 6- الگوی میانجی گری...................... 61

2- 6- 7- الگوی تعقلی .......................... 62

2- 6- 8- الگوی واقعیت درمانی .................. 62

2- 6- 9- الگوی موقعیتی ........................ 63

2- 6- 10- الگوی برنامه ریزی اجتماعی ........... 64

2- 6- 11- الگوی وظیفه بندی..................... 64

فصل سوم :فرآیند روش شناختی پژوهش

فرآیند روش شناختی پژوهش ....................... 67

3- 1- جامعه آماری.............................. 67

3- 1- 1- نمونه آماری و روش نمونه گیری ......... 67

3- 2- ابزار اندازه گیری پژوهش ................. 68

3- 2- 1- برگه وویژگی های جمعیت شناختی ......... 68

3- 2- 2- پرسشنامه ............................. 69

3- 3- شیوه اجرای پژوهش ........................ 69

3- 4- طرح پژوهش ............................... 70

3- 5- روش تجزیه و تحلیل داده­ها و اطلاعات ....... 70

فصل چهارم نتایج پژوهش

4- 1- جداول و تفاسیر و نمودارها................ 77

فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری

5- 1- نتیجه گیری .............................. 157

5- 2- محدودیتها و پیشنهادها.................... 159

5- 2- 1- محدودیتها ............................ 159

5- 2- 2- پیشنهادها ............................ 160

فصل ششم : منابع

نگاهی اجمالی به پدیده مددکاری.................. 162

نظر شمار درباره مددکاری چیست؟.................. 166

نمونه پرسشنامه................................. 169

منابع.......................................... 174


فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 1- 1- توزیع فراوانی جمعیت نمونه بر حسب جنسیت مددکاران + تفسیر............................................... 72

نمودار جدول 1- 1- ............................ 73

جدول 2- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب وضعیت تأهل مددکاران + تفسیر 74

نمودار جدول 2- 1- ............................. 75

جدول 3- 1- توزیع جهت نمونه بر حسب رشته های موجود در بخش مددکاری که به شغل مددکاری در بیمارستان مشغول هستند + تفسیر 76

نمودار 3- 1- .................................. 77

جدول 4- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان علاقه مددکاران با کار در بیمارستان دولتی + تفسیر ....................... 78

نمودار جدول 4- 1............................... 79

جدول 5- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب شرایط کاری مطابق به خواسته­ها و انتظارات مددکاران + تفسیر ..................... 80

نمودار جدول 5- 1 .............................. 81

جدول 6- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب ارتباط رشته تحصیلی با کار در بیمارستان + تفسیر ............................. 82

نمودار جدول 6- 1 .............................. 83

جدول 7- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب نیاز به دوره­های آموزشی در زمینه کار در بیمارستان + تفسیر ...................... 84

نمودار جدول 7- 1............................... 85

جدول 8- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان سرمایه گذاری مسئولین ذیربط برای دوره­های آموزشی مددکاران + تفسیر .......... 86

نمودار جدول 8- 1............................... 87

جدول 9- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب اقدام برای ادامه تحصیل در زمینه رشته تحصیلی مددکاری + تفسیر ................... 88

نمودار جدول 9- 1............................... 89

جدول 10 – 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب بروز بیماریهای جسمی ناشی از کار در بیمارستان + تفسیر....................... 90

نمودار جدول 10- 1 ............................. 91

جدول 11- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب اشتغال در مددکاری اجتماعی به بیمارستان باعث بروز بیماریهای روانی از قبیل (افسردگی) + تفسیر 92

نمودار جدول 11- 1 ............................. 93

جدول 12- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب مشکلات کاری در بیمارستان دولتی باعث فرسودگی شغلی + تفسیر ..................... 94

نمودار جدول 12- 1 ............................. 95

جدول 13- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب شرح وظایف مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی + تفسیر .................... 96

نمودار جدول 13- 1 ............................. 97

جدول 14- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان نقش آنها در تنظیم آئین نامه های بیمارستان + تفسیر ................... 98

نمودار جدول 14- 1 - ........................... 99

جدول 15- 1-توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان نقش مددکاران در تهیه و تدوین برنامه های بیمارسان...................... 100

نمودار جدول 15- 1.............................. 101

جدول 16- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب ضوابط و مقررات دست و پا گیر بیمارستان موجب تغییر رویۀ کاری مددکاران........ 102

نمودار جدول 16- 1.............................. 103

جدول 17- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب شناخت کارکرد مددکاران اجتماعی برای مسئولین .................................. 104

نمودار جدول 17- 1.............................. 105

جدول 18- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب پاسخ گویی میزان درآمد مددکاران با حجم کارشان.................................. 106

نمودار جدول 18- 1.............................. 107

جدول 19- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان علاقمندی به توسعه ارتباط با کادر بیمارستان................................. 108

نمودار جدول 19- 1.............................. 109

جدول 20- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان آشنایی کادر بیمارستان با رشته و فعالیت مددکاران اجتماعی................. 110

نمودار جدول 20- 1.............................. 111

جدول 21- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مشارکت در کارهای تیمی ............................................... 112

نمودار جدول 21- 1.............................. 113

جدول 22- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان سهم مددکاران در فعالیت های تیمی........................................... 114

نمودار جدول 22- 1.............................. 115

جدول 23- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان هماهنگی مددکار با تیم کاری............................................... 116

نمودار جدول 23- 1.............................. 117

جدول 24- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب آگاهی مدیریت بیمارستان نسبت به مسائل و مشکلات مددکاران ........................ 118

نمودار جدول 24- 1.............................. 119

جدول 25- 1- توزیع جمعیت برحسب میزان توجه مدیریت بیمارستان به خواسته های مددکاران در زمان بروز مشکلات................ 120

نمودار جدول 25- 1.............................. 121

جدول 26- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب نداشتن شناخت مراجعین به بیمارستان از حرفه مددکاران..................... 122

نمودار جدول 26- 1.............................. 123

جدول 27- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان همکاری خدمت گیرندگان (مددجویان بیمارستان)........................... 124

نمودار جدول 27- 1.............................. 125

جدول 28- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ایجاد مشکل براثر شناخت محدود خدمت گیرندگان بیمارستان از حرفه مددکاری.. 126

نمودار جدول 28- 1.............................. 127

جدول 29- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان قدرت حل مشکل مددجویان............................................... 128

نمودار جدول 29- 1.............................. 129

جدول 30- 1- توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان بهره گیری مددجویان از بهره گیری از راهنمایی مدددکاران................ 130

نمودار جدول 30- 1.............................. 131

جدول 31- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اطلاع مردم جامعه از کارکرد مددکار اجتماعی در بیمارستان ................... 132

نمودار جدول 31- 1.............................. 133

جدول 32- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب طرز تلقی مردم از مددکاران (همان فرد نیکوکار)................................... 134

نمودار جدول 32- 1.............................. 135

جدول 33- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان شناسایی رشته مددکاری به مردم از طریق مددکاران اجتماعی ................. 136

نمودار جدول 33- 1.............................. 137

جدول 34- 2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان آگاهی عمومی از طریق رسانه های گروهی در مددکاران اجتماعی.................. 138

نمودار جدول 34- 2.............................. 139

جدول 35- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب عدم درک موقعیت شغلی از سوی همسر یک مددکار در بیمارستان موجب کاهش بازدهی می شود. 140

نمودار جدول 35- 1.............................. 141

جدول 36- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اختصاص محل مناسب در بیمارستان دولتی برای مدددکاران ................ 142

نمودار جدول 36- 1.............................. 143

جدول 37- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان احساس آرامش و راحتی در محل کار مددکار..................................... 144

نمودار جدول 37- 1.............................. 145

جدول 38- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان دارای از امکانات برای انجام فعالیت مددکاران در بیمارستان های دولتی... 146

نمودار جدول 38- 1.............................. 147

جدول 39- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان در اختیار داشتن امکانات و ابزار جدید (مانند کامپیوتر و ....) برای مددکاران 148

نمودار جدول 39- 1.............................. 149

جدول 40- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان دراختیار قرارگرفتن تسهیلات مالی در بیمارستان های دولتی برای مددکاران...... 150

نمودار جدول 40- 1.............................. 151

جدول 41- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب افت کارکردی مددکاران اجتماعی به علت دوری و نزدیکی محل سکونت به بیمارستان....... 152

نمودار جدول 41- 1.............................. 153

جدول 42- 1- توزیع جمعیت نمونه برحسب واگذاری مسئولیتها و نقش های غیرمرتبط به مددکاران در بیمارستان ها........... 154

نمودار جدول 42- 1 ............................. 155


کلیات موضوع مورد پژوهش

هر بررسی هنگامی شروع می شود که در زمینه معینی قبلاً دانشی به دست آورده باشیم و بدانیم که این دانش ناقص است، درباره آن چیزی وجود دارد که ما نمی دانیم. این دانش ممکن است دانشی باشد که ما درباره آن، برای پاسخ به یک پرسش اطلاعات کافی نداشته باشیم و یا اطلاعات موجود آنچنان پراکنده و بی سامان است که نمی توان آن را به سادگی به یک پرسش مربوط ساخت. در هر صورت با یک مسأله روبرو هستیم. تدوین و پرورندان مسأله به ویژه از این لحاظ مهم است که ما را در بقیه راه پژوهشی هدایت می کند.

این فصل با ذکر مقدمه و چکیده آغاز می شود. سپس بیان مسأله اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف، سؤالات پژوهش بیان می شود و در انتها متغیرها و اصلاحات مهم پژوهش تعریف می گردد.

1-1- مقدمه

در زندگی پیچیده امروزی که هر روز ماشینی تر و پیچیده تر می شود و ارتباط انسانها با یکدیگر از جامعه کوچک خانواده گرفته تا جوامع بزرگتر مانند مدرسه ، دانشگاه ، اداره ....بسیار کم رنگ تر می شود.و انسانها گاهی احساس می کنند تبدیل به یک ماشین شده اند. و دیگر جایی برای بروز احساسات و نیازهای روحی و فکری وجود ندارد.

در حالی که مهمترین و پیچیده ترین نیاز انسان نیاز روحی و فکری و احساس او است بطوری که امروزه حتی درست فکر کردن و مثبت اندیشی در موفقیت انسانها و تغییر منشا زندگی آنها و حتی در معالجه بیماریهای جسمی نیز ثابت شده است.

در این برهه از زمان نیاز مبرم جوامع به مددکاران تحصیل کرده و آموزش دیده که تسلط زیادی برعلم مددکاری داشته باشند ،آشنایی به ارتباط درست و دقیق با مددجویان داشته باشند و نه تنها خود بر افکار و احوال روحی خود احاطه داشته باشند و آنها را درست تربیت کرده باشند.

بلکه به انسانهای دیگر نیز این مهارت را بیاموزند و در زمان لزوم به کمک انسانهای دیگر بروند و انها را نیز آموزش دهند و در صورت نیاز با آنها همراهی و همفکری کنند تا آنها نیز بتوانند بر مشکلات خود فائق آیید.

و این نیاز مبرم در جامعه بیمارستان که انسانهایی که به آنجا مراجعه می کنند بیمار هستند و برای معالجه بیماران به آنجا می آیند بیشتر احساس می شود.

انسانی که بیماری دارد ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهد یا زجرو ناراحتی ناشی از بیماری جسم و فکر اداره را نیز ضعیف و خسته کند با تنی رنجور و افکار آشفته نتواند بر بیماری خود غلبه نماید تا به سمت بهبودی برود و اگر مشکل مالی نیز فرید برعلت شود این نیاز (نیاز به مددکاری اجتماعی بیمارستان) بیشتر احساس می شود این نیاز زمانی پررنگ تربه چشم می خورد که وقتی می بینم همراهان بیمار به جای اینکه بتوانند کمک و یار و یاوری برای او باشند خود نیز احتیاج به مددکاری و آموزش درست دارند تا نتوانند به بیمار خود کمک کنند.

و این نیاز در مورد بیماران خاص خیلی به چشم میخورد و به دلیل مسئولیتهای متعدد ومتفاوت پرسنل پزشکی و پرستاری بیمارستان و متفاوت بودن حیطۀ شغلی آنها با مددکاران اجتماعی و محدود بودن وقت انها و برخوردار نبودن آنها از دانش مددکاری عملا باعث می شود که آنها تنوانند مانند یک مددکار حرفه ای به مددجویان خدمات رسانی کند.

این مسئله باعث پدید آمدن مسائل و مشکلات بسیار فراوانی در بیمارستانها می شود که ممکن است تا حد زیادی بر روی خدمات پزشکی و پرستاری تاثیر معکوس بگذارد و اینجاست که نقش مهم یک مددکار حرفه ای در بیماستان باعث جلوگیری از بروز مشکلات عدیده شده و روند معالجه بیماران تسریع پیدا می کند و کمک بسزائی به پرسنل دیگر بیمارستانی اعم از پزشک و پرستار ....می کنند.

انیجاست که بخش مددکاری اجتماعی بیمارستانها بعنوان یکی از مهمترین بخشهای بیمارستان به حساب می آید. و دید مسئولین بیمارستان به بخش مددکاری باید تغییر کنند . به جای اینکه بخش مددکاری را یک بخش فرعی و در غیرمهم در نظر بگیرند، باید بعنوان یک بخش مهم که تاثیر بسیار مهمی در بازدهی دیگرقسمتهای بیمارستانی دارد تلقی شود و به همان اندازه نیز امکانات و تسهیلات مورد نیاز این بخش را در نظر داشته باشند و همان انداز ه نیز از بخش مددکاری بیمارستان توقع بازدهی داشته باشند.

1-2- چکیده :

پژوهشی که تحت عنوان بررسی و رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی در سال 86 در تهران عرضه می گردد دارای دو بخش است :

بخش اول: به مباحث نظری در مددکاری اجتماعی اختصاص دار که ابتدا به تعریف مددکاری، تعریف بیمارستان دولتی و سپس روشهای مددکاری می پردازد.

و بخش دوم که محقق پرسشنامه و اطلاعات را از جامعۀ آماری یعنی بیمارستان و نمونه ها که مددکاران اجتماعی این جامعه است ارتباط دارد و سپس به تفسیر و جمع بندی اطلاعات و داده ها می پردازد.

آنچه که موجب تشویق اینجانب به پژوهش در مورد مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی بیمارستان شده است دو علت داشت. علت اول کمبود شدید توجه به مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی و مخصوصاً مددکاران اجتماعی در بیمارستان از طریق مدیران موسسات بود. که البته جواب کافی به این کمبود ،تنها با همت و همکاری جبران کننده خواهد بود اطلاعات کافی در مورد این رشته و کار در بیمارستان در جامعه که باید دوباره هم خود مددکاران اجتماعی و هم مردم از مدد کاری اجتماعی بیمارستان آشنایی این رشته و کار در بین مردم شود. که این مطلب خود به کمک مددکاران آمده تا بتواند مشکلات مددجویان را برطرف و همچنین شناختی که مددجویان از این کار پیدا می کنند به خود آنها در مسائل و مشکلاتشان کمک می کنند. جامعه و مردم باید بیشتر با این رشته و نیز کار یعنی مددکاری اجتماعی واقع در بیمارستان اطلاعات کسب کنند تا بتوانند بهتر از امکانات موجود استفاده کنند در ضمن مددکاران اجتماعی نیز باید سعی براین داشته باشند که در عین اینکه به وظایف کاری خود عمل می کنند ولی در عین حال باید عزت نفس مددجویان را نیز در نظر بگیرند.

1-3- بیان موضوع و مساله پژوهش

در بین کشورهایی که روبه صنعتی شدن دارد ، به علت تغییر روشهای زندگی ماشینی تر شدن زندگی و بروز مشکلات و معضلات به واسطۀ ماشینی شدن زندگی مشکلات جدیدتر را پیش رو انسانها قرار می دهد در محدودیت که نتیجه آن سردی و محدودتر شدن روابط بین انسانها می باشد در ضمن به علت ماشینی ترشدن شهرها و نیاز مبرم به وجود مشاغل متعدد که جزء زندگی انسانها می باشد در جهان امروزی دهها هزار شغل و فرصت شغلی ایجاد شده است که یکی از مشاغل مددکاری اجتماعی است که از زمان زندگی امروز بشری است و یکی از دیگر گروههای مددکاری اجتماعی ، مدد کاری اجتماعی بیمارستان می باشد که کار در این بخش با مسائل و مشکلات مخصوص به خود همراه است .

مشکلاتی از قبیل:

1- میزان علاقه مندی مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کار در رشتۀ خود.

2- شناخت این رشته برای خانواده های مددکاران.

3- شناخت رشتۀ مددکاری اجتماعی بیمارستان به مسولین.

4- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در توسعه ارتباط.

5- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کارهای تیمی و مشارکت و فعالیت در این کارها

6- میزان شناخت محدود و مددجویان بیمارستان از رشتۀ مددکاری و تاثیر آن برروی راندمان کاری مددکاران.

7- وجود فضا و امکانات مناسب به مددکاران اجتماعی در بیمارستان.

8- میزان آرامش و راحتی در محل کار مددکاران باعث بالا رفتن کارکرد مددکاران می شود .

و من به عنوان یک پژوهشگر می خواهم تمامی زوایای این مشکلات را مورد بررسی قرار دهم تا بتوانم یک بررسی و رتبه بندی از مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داشته باشم.

1-3-1- اهمیت و ضرورت پژوهش:

1. شخصیت مددکار اجتماعی در روند کاری وی موثر است.

2. عزت نفس بالا می تواند باعث کارکرد بیشتر مددکاران اجتماعی در بیمارستان شود.

3. وقتی مددکار اجتماعی از منبع کنترل در کارخود استفاده کند باعث افزایش کارکرد می شود.

4. اثربخشی مددکاران اجتماعی باعث گسترش ارتباط بین مددکاران در مددجویان می شود.

5. نیاز به قدرت (تمایل به کنترل محیط کاری) در مددکاران اجتماعی بیمارستان ها باعث تغییر روند کاری آنها می شود.

6. شوق خطر کردن (ریسک کردن) در کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.

7. حالت ریسک کردن در بین مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن حالت رقابت بین آنها می شود.

8. نگرش یک مددکار اجتماعی بیمارستان به کارش باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.

9.نگرش مددکار اجتماعی در بیمارستان نسبت به همکارانشان در بیمارستان باعث تغییر رفتار در مددکاران می شود.

10. نحوۀ نگرش (احساس مثبت یا منفی به شخصی یا شیی) نسبت به مدیران بیمارستانها به مددکاران اجتماعی باعث تغییر در روند کاری مددکاران اجتماعی می شود.

11. نحوۀ نگرش مددجوهای به مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود.

12. رضایت از کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود و راندمان کاری را بالا می برد.

13. بین عملکرد در کار مددکاران اجتماعی و عدم رضایت از کار در مددکاران اجتماعی بیمارستان رابطه وجود دارد.

14. همانند سازی به سازمان به ارزشهای مددکاران اجتماعی در بیمارستان تاثیر دارد.

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- اهداف کلی پژوهش :

هدف اصلی در این پژوهش رتبه بندی و بررسی مشکلات و مسائل مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی سال 86 تهران است.

1-4-2- اهداف کاربردی

1- کمک به ارتقاء شناخت مسئولین دست اندر کار بیمارستانها با مسائل مددکاران اجتماعی.

2- بستر سازی جهت ارتقاء توان علمی و مهارت شغلی مربیان (با معرفی مسائل و مشکلات آنان).

3- بسترسازی جهت برقراری یک رابطۀ صمیمانه و در عین حال کاری در بین مسئولین بیمارستان و همکارانشان با مددکاران اجتماعی.

4- بسترسازی جهت ایجاد یک تیم کاری منسجم بین مددکاران اجتاعی با تیم ها ی مربوطه .

1-5- سوالات تحقیق

1- آیا میزان آگاهی و علاقه مددکاران اجتماعی در مورد کارشان در بیمارستان های دولتی در کارکرد آنها تاثیر می گذارد؟

2- آیا سلامتی جسمی و روحی در کارایی مددکاران در بیمارستانهای دولتی تاثیر دارد؟

3- آیا شرح وظایف و اهداف کاری مددکاران با روحیه و قدرت مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی همخوانی دارد؟

4- آیا آیین نامه ها و برنامه ریزی هایی که تنظیم می شود با آیین نامه های کلی و دستورالعمل های جهانی یکی است ؟

5- آیا مسئولین بیمارستانها در جریان کار مددکاران خود هستند؟

6- آیا مسئولین بیمارستانها مددکاران اجتماعی را در کارهای تیمی سهیم می کنند؟

7- آیا مشارکت مددکاران اجتماعی با تیم های مربوط در بیمارستان ها در روند کاری آنها تاثیر می گذارد؟

8- آیا آگاهی عمومی از طریق رسانه ها (مانند تلویزیون و رادیو و ...) در مورد کار مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داده می شود و این آگاهی ها کافی ا ست؟

9- آیا خانوادۀ مددکاران نسبت به کارها، سختی ها و مشکلات کارشان آگاهی دارند؟

10- آیا مددکاران اجتماعی در بیمارستانها از امکانات رفاهی و روانی کافی برخوردار هستند؟

1-6- تعاریف ، اصطلاحات و واژه ها:

مددکاری اجتماعی:

تعریف نظری: مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و خاصی قرار گرفته است که شامل انواع

مددکاری اجتماعی کار با فرد

مددکاری اجتماعی کار با گروه

مددکاری اجتماعی کار با جامعه

تعریف عملی : در این پژوهش مددکار اجتماعی خدمتی حرفه ای است که براساس دانش و مهارتهای ویژه بنا شده و هدف آن کمک به افراد گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شغلی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند و در سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را انجام دهند.

موسسات درمانی و بیمارستان دولتی: به موسسه ای اطلاق می گردد که بودجه و محل اعتبار این موسسات از مالیاتهای دولتی (عمومی ) می باشد. که از مددکاری اجتماعی به عنوان رسیدگی برای عرضۀ خدمات به مراجعان خود استفاده می کنند. در موسسات درمانی یا بیمارستانهای دولتی از منبع اختیارات حرفه ای استفاده می کنند این موسسه اختیارات و قدرت تام و تمام در قبول مسئولیتها و کارکرد دارند؛ در این دسته از موسسات بخش خدمات اجتماعی در درجۀ دوم اهمیت قرار گرفته است به کار گرفتن و بهره برداری از خدمات اجتماعی در این گونه موسسات به شناخت در واقعیت مهم ارتباط مستقیم داشته است . نخست آنکه هرگاه مشکل آشکار فردی به یک موسسه مربوط آورده می شود. مانند مراجعه بیمار به بیمارستان پیوسته این گمان می رود که عامل شرایط ساز این مشکل یکی از دشواریهای اجتماعی یا روانی با شد که در آن صورت برای بازشناخت و کمک به از منابع حرفه ای مددکاری اجتاعی می توان یاری جست.

مددکاری اجتماعی بیمارستان دولتی: در بیمارستانها اعم از دولتی خصوصی و مخصوصاً دولتی مددکاری اجتماعی می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد در بیشتر بیمارستانهای دولتی برای درمان بیمار درجه اول از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می شود. که برای بهتر شدن وضع اجتماعی بیماران و بیان احساساتشان می تواند مددکار اجتماعی بسیار موثر باشد.

15- مددکار اجتماعی در بیمارستان که ارزشهای سازمان (بیمارستان ) را به مانند ارزشهای خود بداند در روند کاری وی تاثیر می گذارد و باعث بالا رفتن کارکرد آنها می شود.

16- وقتی مددکار اجتماعی برای ادارۀ هرچه بهتر بخش مددکاری بیمارستان تلاش خود را به کار گیرد مشکلات محل کار و مسائل کاری برطرف می شود.

17- در صورتی که مدیران بیمارستانها ، مانند مددکاران اجتماعی همانند سازی با بخش مددکاری را مدنظر داشته باشند مشکلات بین مدیران و مددکاران مرتفع خواهد شد.

18- بیمارستانهایی که در تصمیم گیریهای خود از مددکاران اجتماعی نیز بهره می گیرند از کارائی بالای مددکاران استفاده می کنند .

19- امنیت شغلی مددکاران اجتماعی در روند کاری آنها در بیمارستان موثر است.

20- نگرش مثبت مددجویان به کارمددکاران اجتماعی بیمارستانها بر روند کاری مددکاران موثر است.

21- نگرش صحیح مردم و (جامعه) نسبت به کار مددکاران بیمارستانها تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران می گذارد .

23- سهیم بودن مددکاران اجتماعی در فعالیتهای تیمی در میزان بازدهی کار آنها موثر است.

24- به دلیل موقعیت خاص مدیریت بیمارستان که باعث دوری مدیر از مددکار اجتماعی بیمارستان می شود ،همین امر باعث بروز مشکلاتی می شود.

25- پایبند بودن به اصول اخلاقی در مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن ارزش شخصیتی آنها در دید مددجویان می شود.

26- می توان در بین مددکاران اجتماعی این بارو را گسترش داد که نباید مسائل کاری را در زندگی شخصی دخالت دهند.

27- وقتی مددکار اجتماعی در بیمارستان به مهارتها و استعدادهای خود مطمئن باشد این اطمینان باعث بهتر شدن شرایط کاری آنها می شود.

28- ارزش نهادن به مقام انسانی و عزت نفس مددجود به هنگام ارائه خدمات به آنها باعث بالا رفتن بازدهی کاری مددکاران می شود.

29- مثبت اندیشی مددکاران اجتماعی مبنی بر اینکه تا چه اندازه می توانند مددجو را آموزش داده تا بتواند بر مشکلات خود فائق آیند . تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران خواهد داشت.



پیشینه پژوهش

بدون تردید، شناخت دانش و تجربیات گذشته، از ضروریات یک تحقیق علمی به شمار می رود. مطالعه منابع مربوطه به موضوع تحقیق به پژوهشگر کمک می کند تا بینشی عمیق در زمینه موضوع مورد پژوهش، حوزه­ای که تحقیق به آن تعلق دارد، کسب کند. آگاهی از تجربیات گذشته معلوم می دارد که این موضوع، از چه زمانی و به چه ترتیبی در جامعه به صورت مسأله درآمده و متعاقب آن چه تحولی را در پی داشته است. کسب اطلاع از آنچه در گذشته روی داده است، توأم با دانش موجود، ضمن افزایش آگاهی محقق از موضوع مورد تحقیق، استواری و استحکام یافته های جدید را برای افزایش بهره وری عملی تضمین می نماید. همچنین اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت، نیازمند اطلاع دقیق از نتایج تحقیقات گذشته دارد تا بتوان با بررسی همه جانبه آنها، پیشنهادهایی اصولی و دقیق جهت بهبود و پیشرفت امور ارائه نمود. بنابراین در این بخش ابتدا، تاریخچه، نظریه ها و یافته های پژوهشهای پیشین مربوط به موضوع مددکاری اجتماعی است. مفاهیم پایه، عوامل مؤثر، آثار و تبعات، نظریه ها و تحقیقات انجام شده قبلی، وضعیت موجود در ایران .

شناخت مفاهیم و اصطلاحات پایه و کلیدی هر دانش و حرفه­ای برای صاحبان آن ضروری است. به همین دلیل، در شناسایی هر دانشی ابتدا تعریف اصطلاحات پایه آن ارائه می شود. مددکاری اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

2- 1-

تعریف مددکاری اجتماعی: دکتر قندی در کتاب مددکاری اجتماعی، این حرفه را چنین تعریف کرده است:

«مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه­ای است که بر دانش و مهارتهای خاصی قرار گرفته است. هدف از آن کمک به افراد گروهها یا جامعه است تا بتواند استقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند.»

(قندی / محسن / مددکاری اجتماعی / ص 12 / 1380 تهران)

پرلمن ضمن اینکه معتقد است مددکاری اجتماعی رویدادی زنده است و به این دلیل نمی توان آن را به تعریفی ساده محدود کرد، این تعریف را ارائه می کند: «مددکاری اجتماعی فعالیت و شیوه­ای است که برخی از مؤسسات رفاهی آن را به مراجعان خود عرضه می دارند و به آنان یاری می دهند تا با کارآیی بیشتری با مشکلاتی که در انجام دادن کار و وظایف اجتماعی فرد [با آن] روبرو شده­اند مقابله کنند».

(پرلمن، هلن هریس، مددکاری اجتماعی، ص 4)

در کتاب مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی نیز تعریفی به شرح زیر ارائه شده است: «خدمت حرفه­ای است مبتنی بر دانش و مهارت در روابط انسانی. این خدمت، به افراد به طور انفرادی یا گروهی کمک می کند تا بتوانند استقلال مالی و نیازهای شخصی خود را به دست آورند که این امر معمولاً از سوی مددکاران اجتماعی و سازمانهای مشابه آن اعمال می شوند».

(شیخی، محمدتقی، مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص 9 و 10)

مری دابلیو، مافت و خوزه بی. اشفورد در کتاب خود چهار تعریف ارائه کرده­اند که به ترتیب آنها را ذکر می کنیم:

تعریف اول: «مددکاری اجتماعی کارکرد اجتماعی افراد را خواه به صورت فردی یا گروهی افزایش می دهد. برای این منظور فعالیتهای خود را بر روابط اجتماعی آنها که موجب شکل گیری کنشهای متقابل افراد و محیط می گردد، متمرکز می سازد. این فعالیتها در سه زمینه ظاهر می گردد: ترمیم و اصلاح قابلیتهای مختل شده ، تأمین منابع و امکانات اجتماعی و فردی و پیشگیری از کژکارکرده­های اجتماعی.»

تعریف دوم: «مددکاری اجتماعی فعالیتی تخصصی است مبتنی بر یاری رساندن به افراد، گروهها یا جوامع به منظور فراهم آوردن یا اصلاح قابلیتهای آنها جهت کارکردهای اجتماعی و ایجاد شرایط مساعد به منظور دستیابی به هدف تعیین شده».

تعریف سوم: «مددکاری اجتماعی فرایندی است برای تغییر برنامه ریزی شده و هدف دار».

تعریف چهارم: «مددکاری اجتماعی به کنشهای متقابل افراد و آن دسته از نهادهای اجتماعی که بر قابلیت آنها در انجام وظایف زندگی، خواسته­ها و ارزشها تأثیر گذاشته و فشارها را تخفیف می دهد، توجه دارد و به آنها می پردازد. این کنشهای بین افراد و نهادهای اجتماعی، در درون بافت رفاهی اجتماعی بزرگتر پدید می آید».

(مانت، مری دابلیو، خوزه بی، اشفورد، با اصول و مبانی مددکاری اجتماعی، ص 44)

کثرت تعریفهایی که از مددکاری اجتماعی به دست داده شده است جمع همه آنها و ارائه تعریفی جامع و مانع را دشوار می کند از سوی دیگر، تحولات سریع و پیچیده دنیای کنونی و تنوع مشکلات و نیازها و افرادی که از خدمات این حرفه استفاده می کنند، خود مانعی در ارائه تعریفی دقیق است. با این همه، تعریف زیر که برگرفته از تعاریف ارائه شده برای مددکاری اجتماعی است، مناسب می نماید:

مددکاری اجتماعی حرفه­ای است مبتنی بر دانش، اصول، مهارت و روشها که هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر تواناییها و امکانات موجود، برای حل مشکل و یا رفع نیاز خود اقدام کنند و به استقلال نسبی و رضایت خاطر فردی دست یابند. در تعریف فوق چند نکته اساسی وجود دارد که به آنها اشاره می شود:

1- مددکاری اجتماعی حرفه ست ، یعنی بخشی از اطلاعات آن را هنگام کار و اجرا (با تجربه کردن) می توان آموخت.

2- مددکاری اجتماعی مبتنی بر دانش است به این معنا که باید بخش عمده­ای از دانش مربوط به این حرفه را از طریق آموزش فرا گرفت. مددکاری اجتماعی باید دو دسته ازدانشها را به طور نظری فراگیرد:

الف) اطلاعات خاص حرفه مددکاری (که معمولاً در دانشگاهها تدریس می شود).

ب) اطلاعات عمومی از علوم و دانشهای دیگر از جمله روانشناختی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی، حقوق، مشاوره و مردم شناسی مددکاری اجتماعی به همین دلیل بین رشته­ای است. در واقع، آگاهی عمومی مددکاری اجتماعی از رشته های دیگر علوم او را در خدمت رسانی بهتر یاری می دهد، خواه از طریق افزایش مهارت او در برطرف کردن مشکل مراجع باشد یا ارجاع درست مراجع به متخصص مربوطه.

3- مددکاری اجتماعی بر اصلهایی استوار است. این اصول ششگانه که در بسیاری از رشته های دیگر نیز مطرح است، عبارت است از: پذیرش فردیت، رازداری حرفه­ای، رابطه حرفه­ای، شرکت دادن مراجعه در فعالیتها و خودآگاهی مددکاری اجتماعی.

4- مددکاری اجتماعی مبتنی بر مهارت است. مددکاری اجتماعی در مقام فردی متخصص، برای جمع آوری اطلاعات، تشخیص مشکلات یا نیازها و غیره باید مهارتهای خاصی داشته باشد که از جمله آنها می توان به مهارت مصاحبه، مشاهده، خوب گوش دادن و بازدید از منزل اشاره کرد.

5- مددکاری اجتماعی روشهایی دارد ، یعنی مددکاری اجتماعی در عرضه خدمات می تواند از سه روش مددکاری فردی، گروهی یا جامعه­ای به صورت تلفیقی و کلی استفاده کند.

6- مددکاری اجتماعی هدف دارد. مددکار از رعایت اصل رازداری، ایجاد رابطه حرفه­ای، فراهم کردن زمینه مشارکت مراجعان در فعالیتها، خودآگاهی ، و غیره اهدافی را پیگیری می کند.

7- مددکاری اجتماعی کمک کننده است، به این معنا که برای حل مشکل یا رفع نیاز مراجعان خود به تنهایی همه کارها را انجام نمی دهد، بلکه در کنار آنان قرار می گیرد.

8- در مددکاری اجتماعی ، گروه هدف وجود دارد. در این حرفه سه گروه هدف تعیین شده­اند:

الف) فرد: یعنی فردی که مشکل یا نیاز دارد ، مثل معتاد، زندانی، دانش آموز، بیمار و ... البته در مددکاری ، خانواده دچار مشکل نیز در این گروه قر ار می گیرند.

ب) گروه: یعنی گروهی از افراد که دچار مشکل مشترک هستند، مانند افراد دچار مشکل سرطان، ایدز، طلاق و ....

ج) جامعه: گاهی، خدمات مددکاری اجتماعی به کل جامعه و بیشتر از اعضای گروه (که معمولاً بین دوازده تا پانزده نفرند) عرصه می شود، مثلاً عرضه خدمات پیشگیری از اعتیاد برای دانش آموزان منطقه یا محله­ای که اعتیاد در آنجا رواج زیادی دارد. یا پیگیری برای ساخت بیمارستان و درمانگاه در یک منطقه یا محله.

9- در مددکاری اجتماعی تکیه بر تواناییها و امکانات موجود است. وظیفه مددکاری اجتماعی این است که در کار با گروههای هدف اعم از فرد، گروه یا جامعه، آنها را با تواناییها و استعدادهای خود و منابع موجود در جامعه آشنا کند تا از این تواناییها برای حل مشکلات یا رفع نیازها استفاده کنند و در انجام دادن امور وابسته به مددکاری اجتماعی نباشند.

10- مددکاری اجتماعی با گروههای هدف دچار مشکل و یا نیازمند سر و کار دارد، یعنی هم گروههایی که مشکل دارند (مثل بیمار دیالیزی) می توانند از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده کنند، هم کسانی که ممکن است مشکلی نداشته باشند. اما نیازهایی را احساس می کنند و به منظور راهنمایی شدن از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می کنند (مثل فردی که برای عمل جراحی قلب به مددکاری اجتماعی مراجعه می کند تا درباره مراحل جراحی از وی کمک بگیرد.)

11- در مددکاری اجتماعی، دستیابی به استقلال نسبی مهم است، یعنی اینکه وظیفه مددکاری اجتماعی این است که با استفاده از تواناییهای گروه هدف و منابع موجود در جامعه ایجاد استقلال نسبی آنان را فراهم کند تا بتوانند بدون نیاز به حمایت و کمک مستمر دیگران به زندگی مهم خود ادامه دهند.

رفاه اجتماعی: در زمینه رفاه اجتماعی نیز تعاریف متعددی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

«رفاه اجتماعی عبارت است از سیستم و نظامی از خدمات یا مؤسسه ها و یا نهادهای اجتماعی که به منظور خدمت کمک به افراد به وجود آمده است تا سلامت، زندگی بهتر و موجبات روابط مناسبتری را برای پیشرفت استعدادها، قابلیتها، ظرفیتها و تواناییهای انسانها به منظور رفاه آنها فراهم کند.»

(قندی، محسن، مددکاری اجتماعی، ص 12)

تعریف دیگری نیز در کتاب تأمین اجتماعی ارائه شده است که به این شرح است: «رفاه اجتماعی نتیجه فعالیتهایی است که نهادهای اجتماعی برای دستیابی افراد گروهها و جوامع به سطح قابل قبولی از زندگی، تندرستی و فرصتهایی که اجازه می دهد آنان تمامی استعدادهای خود را پرورش دهند و مسائل خود را در سازگاری با جامعه حل نمایند، عرضه می دارد».

(طالب ، مهدی، تأمین اجتماعی، ص 23)

هری ام. کسیدی رفاه اجتماعی را چنین تعریف می کنند: «رفاه اجتماعی عبارت است از فعالیتهای سازمان یافته که مستقیماً به حفظ، نگهداری و بهبود منابع مربوط است و شامل خدمات اجتماعی نظیر کمک های اجتماعی، بیمه های اجتماعی، رفاه کودک، بهداشت روانی، آموزش و پرورش، تفریح و گذراندن اوقات فراغت، حمایت از نیروی کار و حل مشکلات مسکن است.»

(شیخی، محمد تقی؛ مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص10)

موسسه رفاه اجتماعی : مکانی که مدد جو برای دریافت کمک به خاطر مشکلاتش رجوع می کند، یک موسسه رفاه اجتماعی نامیده می شود. هرگاه موسسه امدادهایی از قبیل کمکهای اقتصادی، تعویض موقعیت، مشاوره و روان درمانی در اختیار مددجوی بگذارد ویا حتی مجموعه ای از این خدمات را براساس نیازهای فردی هر مددجو درکار مارکسیسهای فردی ارائه دهد و طرز کار خود را بر اصول روشها ی ویژه­ای پایه گذاری کند، آن موسسه را یک سازمان مددکاری اجتماعی فردی خواهند نامید. موسسات مددکاری اجتماعی هر یک با دیگری تفاوتهایی دارد. سه عامل اصلی را می توان نام برد که وجه تمایز موسسات از یکدیگر می شوند و عبارتند ازمنابع امداد موسسه، منابع اختیارات حرفه ای، وکاردکرد ویژه موسسه و هدفهای خاص آن. هر موسسه این عوامل رابه نحوی تواما درسازمان اداری خود مدعی می دارد وترکیب بخصوص هر یک از این سه عوامل در هر موسسه، هدفهای و نوع و شرایط آن را برای مددکاری فردی معین می کند. بودجه و محل اعتبار مؤسسات از مالیاتهای دولتی و یا اعانات بخش خصوصی تأمین می شود. مؤسسات نوع اول را مؤسسات عمومی یا دولتی می نامند که نه فقط شامل برنامه هایی با درآمد زیاد مثل کمک اطفال متکی می شود، بلکه شامل رفاه کودکان و برنامه های بهداشت جسمانی و روانی نیز می گردد، و مؤسسات خصوصی با همکاریهای افراد یا گروههای داوطلب اداره می شوند و خدماتی مشابه اینها را تدارک می بینند. هر دونوع مؤسسه می توانند از مددکاری اجتماعی به عنوان وسیله­ای برای عرضه خدماتشان به مراجعان خود استفاده کنند، ولیکن خط مشیها و روشها را انعطاف پذیری برنامه­شان به طرق مختلف تحت تأثیر منابع امدادی آنها قرار خواهد گرفت. همچنین چارچوب مقررات قانونی که یک مؤسسه دولتی باید در قالب آن انجام وظیفه کند، قوانین و مقتضیات مردم عادی و فرصتهای متساوی و یکسانی که برای مراجعان ذیصلاحیت خود فراهم می سازد. همه این عوامل بر میزان و نوع خدمات مؤسسه تأثیر می کنند. برای مؤسسات خصوصی نیز همین عوامل موجوداند: مقررات و انتظارات اعانه دهندگان، قوانین کلی مؤسسه، حقوق اختیاری، تعداد مراجعان، و غیره همه شکل، رنگ، آزادی یا محوریت و کیفیت خدمات مؤسسه و شرایط آن را مشخص می کنند.

عامل دوم در رده بندی یک مؤسسه اجتماعی دولتی یا خصوصی، منبع اختیارات حرفه­ای آن است. برخی از مؤسسات اختیارات و قدرت تام و تمام در قبول مسئولیتها و کارکرد دارند؛ بعضی دیگر به خاطر آنکه بخشی از یک موسسه وسیع ترانه، الزاماً باید حدود مسئولیتها و اختیارات خود را از سازمان اصلی به دست آورند. سازمانهای نخستین را «مؤسسات نوع اول» و سازمانهای دوم را «مؤسسات نوع دوم» می نامند.

در مؤسسات نوع اول (مانند مؤسسه های حمایت اطفال و خانواده ها) برنامه ها و منابع متفاوتند. بعضی از برنامه ها برای مقابله با نوع سازگاریهای اجتماعی که در نتیجه شکستهای اقتصادی یا جسمانی بروز می نمایند طرح ریزی شده­اند. کارکنان این نوع مؤسسات همه از میان مددکاران اجتماعی برگزیده شده اند و مقاصد حرفه­ای آنان با هدفهای مؤسسه هماهنگی کاملی دارند.در روش اصلی عرضه خدماتشان « مددکاری اجتماعی فردی» است. چنانچه اعضای حرفه­های دیگر نیز با این مؤسسه همکاری موقت یا دائم داشته باشند، خدماتشان تحت الشعاع و به خاطر همکاری با مددکاران خواهند بود. گونه های دیگر مؤسسات اجتماعی مانند بیمارستانها، مؤسسات آموزشی (دبستان و دبیرستان)، درمانگاهها، دادگاه­ها، شیرخوارگاه­ها نیز با یک مؤسسه مددکاری اجتماعی یا نماینده­ای از آن معمولاً روابط نزدیک و همکاریهایی برقرار می سازند و یا در دوران تشکیلات کلی خود یک بخش خدمات اجتماعی دایر می کنند و مددکاری اجتماعی را به کار می گمارند. در این دسته از مؤسسات بخش خدمات اجتماعی در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است. به کار گرفتن و بهره برداری از خدمات اجتماعی در این گونه، مؤسسات با شناخت در واقعیت مهم ارتباط مستقیم داشته است. نخست آنکه هرگاه مشکل آشکار فردی به یک مؤسسه مربوطه آورده می شود – مانند مراجعه بیمار به بیمارستان ، شک یا تنبلی و کاهلی دانش آموز به رئیس دبستان – پیوسته این گمان می رود که عامل زیرساز این مشکل یکی از دشواریهای اجتماعی یا روانی باشد که در آن صورت برای بازشناخت و کمک به آن از دانش و منابع حرفه­ای مددکاری اجتماعی می توان یاری جست . دوم از آن جهت که افراد غالباً در به کار بردن و استفاده کردن از امکانات موجود آنطور که باید و شاید توانایی ندارند، از قبیل کودکانی که به دبستان می روند و قادر به فراگیری دروس نیستند و یا به بیماری که به استراحت نیاز دارد اما وضعیت خانوادگی او اجازه این قبیل آسایشهای تجملی را به او نمی دهد و یا مادری که نسبت به قابلیت و صلاحیت روانپزشک معالج فرزند خود مشکوک است. اصلاح همه این موقعیتها نیاز به نوعی کارکرد ویژه دارد تا بتوان خدمات مؤسسه به کار بست و بیشترین بهره برداری را برای مراجعان میسر ساخت . مددکاری اجتماعی یکی از خدماتی است که یک مؤسسه اصلی به مراجعان خود توأم با تسهیلات و خدمات دیگر عرضه می دارد. و می توان مشاهده کرد که نوع، هدف نیست و خدمات مددکاری به مقررات مؤسسه عمومی یا خصوصی بودن آن بستگی دارد.

سومین ویژگی یک مؤسسه مددکاری اجتماعی طبیعت کار طرز انجام وظایف آن است. مؤسسات نوع اول، چه دولتی و چه خصوصی، می توانند در صورتی که در عرضه داشتن یک رشته از خدمات مهارت و دانش و تجربه های ارزنده­ای کسب کنند به یک مؤسسه تخصصی تبدیل شوند. مؤسسات گوناگون متعددی وجود دارند که هدفهای خاصی را پیروی می کنند، مثلاً مؤسسات «رفاه اطفال» که فعالیتهای خود را در یک زمینه محدود می سازد؛ و یا مراکز «فرزندخواندگی» «اطفال عقب افتاده» و «درمانگاههای اطفال و ... همه از این دسته مؤسسات به شمار می آیند. به همان دلیل حرفه­های دیگر رشته های تخصصی بی شماری را پرورش می دهند. مددکاری اجتماعی نیز ناگزیر از این عمل است. بویژه آنکه امروز پیچیدگی و بزرگی سازمانهای نوین اجتماعی و همچنین گسترش و ژرفای بسیار زیاد دانشگاهها و خاصه ناشناخته های علمی، لزوم تبحر رشته­ای را ایجاب می کنند. و باز از آنجایی که دانستن و فراگرفتن همه طرق و روشهای پاسخگویی به نیازهای متنوع اجتماعی ازعهده یک نفر خارج است، بنابراین کوشش مؤسسات هرچه بیشتر در آن است تا خدمات، تجارب و دانشهای خود را در مورد یک مشکل خاص پرورش دهند و کارمندان نیز کارآییی و مهارت زیادتری در درک و کار با آن مشکل بخصوص به دست آورند .

در مؤسسات نوع دوم نیز رشته های تخصصی از آن جهت وجود دارند که خدمات اجتماعی بستگی مستقیم به حرفه­های دیگری مانند پزشکی ، آموزش و پرورش، حقوق، دانشهای خاص و هدفهای مربوطه آنها پیدا خواهند کرد. در هر حال چه مؤسسه تخصصی باشد و یا «چند وظیفه­ای» باشد اعم از اینکه به خاطر اشاعه و یا جلوگیری از منظور خاصی احداث گردیده باشد، کارکرد و هدفهای آن نیز تمرکز و تأکید خدمات مددکاران را مشخص می سازند.

این سه عامل – یعنی منابع امدادی – اختیارات حرفه­ای، و کارکرد ویژه مؤسسه – شاخص تفاوتهای مؤسسات هستند و اصولاً در نوع و طرز کار آن اثرات فراوان دارند. علیرغم همه تفاوتهای مؤسسات با یکدیگر، شیوه های و روشهای کلی نیز وجود دارند که مددکار با شناخت آنها توانایی شناخت بیشتر مؤسسه را بدست می آورد و در نتیجه­ برای مددجویان خود سودمندتر خواهد بود.

(پرلمن، هلن، هریس؛ مددکاری اجتماعی، فصل چهارم)

تأمین اجتماعی:

در کتاب تأمین اجتماعی تعریفی از این واژه از سر ویلیام بوریج آمده که چنین است: «اصطلاح تأمین اجتماعی بیانگر درآمدی است که به هنگام قطع درآمد به عللی از قبیل بیکاری، بیماری، یا حادثه جایگزین آن می شود و همچنین تأمین درآمد برای کسانی که به علت پیری بازنشسته شده­اند و نیز کسانی است که به سبب مرگ شخصی (سرپرست خانواده) از حمایت محروم مانده­اند».

(طالب، مهدی؛ تأمین اجتماعی؛ ص 37)

تعریف دیگر، تأمین اجتماعی را بخشی از رفاه اجتماعی در نظر می گیرد: «تأمین اجتماعی یکی از قلمروهایی که طبق مقررات دولتی و عمدتاً از طریق خدمات بیمه­ای، از افراد در برابر کاهش درآمد محافظت می کند و به آنها در مورد برخی هزینه های خاص (ازدواج، بیماری، تولد، مرگ و ..) و بروز بحرانهای اقتصادی امنیت خاطر می بخشد.»

(شورای برنامه ریزی سازمان بهزیستی کشور، پیش به سوی نظام جامع رفاه اجتماعی، ص 151)

با توجه به این تعریف می توان گفت که تأمین اجتماعی خاص تر از رفاه اجتماعی است. اما گر بخواهیم تأمین اجتماعی را به مفهوم عام آن در نظر بگیریم. که در اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده.

(اصل 29 قانون اساسی ، برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی ، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و موانع، نیاز به خدمات بهداشتی، درمانی و مراقبتهای پزشکی بصورت بیمه و غیر حقی همگانی است. دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای این افراد تأمین کند).

تأمین اجتماعی مترادف رفاه اجتماعی است و خاص تر از آن نیست: «فراهم کردن کلیه ضروریات زندگی برای تمامی اقشار جامعه است به نوعی که تأمین کننده نیازهای مادی و معنوی انسانها در حد متعارف باشد».

(زاهدی، اصل، محمد، مبانی مددکاری اجتماعی، ص 45)

خدمات اجتماعی: خدمات اجتماعی نیز از جمله مفاهیمی است که برای آن تعریفهای مختلفی وجود دارد. گاهی مترادف مددکاری اجتماعی در نظر گرفته شده و گاهی نیز قلمرویی از رفاه اجتماعی منظور شده است.

«منظور از خدمات اجتماعی، برنامه هایی است که به وسیله جامعه برای مبارزه با مسائل و مشکلات زندگی از قبیل بیماری، بیکاری، گرفتاریهای دوران پیری، حوادث و موانع صنعتی و سایر گرفتاریهایی که از فرد نمی توان انتظار حمایت از خویشتن و خانواده را داشت، به وجود آمده است. این هدف کلی که منظور از آن حمایت اجتماعی است از راههای مختلف چون کمکهای دولتی، بیمه های اجتماعی، برنامه های پیشگیری از بیماری و برنامه های رفاه اجتماعی تأمین میگردند».

(قندی، محسن، مددکاری اجتماعی، ص 13)

در این تعریف تأمین اجتماعی و خدمات اجتماعی یکسان فرض شده­اند. در تعریف دیگر آن را خاص تر از رفاه اجتماعی و تأمین اجتماعی در نظ گرفته­اند: «خدمات اجتماعی یکی از قلمروهای رفاه اجتماعی است که شامل فعالیتهایی مثل مراقبت از کودکان و زنان در خطر، سالمندان، معلولان، بیماران روانی، بی خانمها، آسیب دیدگان اجتماعی، مهاجران و پناهندگان می شود».

(پیش به سوی نظام جامع رفاه اجتماعی، ص 151)

اما در برخی از منابع خدمات اجتماعی به دو نوع عام و خاص، تقسیم شده است. که نوع عام آن مترادف رفاه اجتماعی است: «عبارت است از ارائه هر گونه خدمت مادی و معنوی به اقشار مختلف جامعه در جهت تأمین نیازهای مشترک و عمومی آنها».

(خدمات اجتماعی و تعاون در اسلام، ص 7).

در تعریف نوع خاص خدمات اجتماعی، آن را خاص افراد دچار مشکل از قبیل سالمندان و معلولان در نظر گرفته­اند. «مفهوم خاص خدمات اجتماعی در رابطه باگروههای خاص اجتماعی معنی پیدا می کند. منظور از گروههای خاص اجتماعی عبارت است از اقشاری از جامعه که به علل مختلف جسمانی. روانی، شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. علاوه بر نیازهای مشترک با همه مردم، نیازهای ویژه­ای دارند که ممکن است کوتاه مدت، میان مدت و یا دائمی باشد که از جمله آنها ایتام، خانواده­های نیازمند، سالمندان، آسیب دیدگان از حوادث و سوانح، پناهندگان، جانبازان، خانواده های شاهد، معتادین، بزهکاران، متکدیان، بیماران دارای بیماریهای خاص و ... هستند.)

(خدمات اجتماعی و تعاون در اسلام، ص 8).

در اوضاع امروزی کشور، منظور از خدمات اجتماعی همین مفهوم خاص است که گروههای دچار مشکل از آن بهره مند می شوند. و فعالیتهای مددکاری اجتماعی نیز در جهت ارائه بخشی از این خدمات می باشد. ذکر این نکته ضروری است که با توجه به تعاریف ارائه شده از سه مفهوم رفاه اجتماعی، تأمین اجتماعی و خدمات اجتماعی مشخص می شود که تفکیک کامل آنها میسر نیست، زیرا هر یک قسمتی از دیگری را در بر می گیرد. اما بر اساس اوضاع امروز کشور و ساختار موجود در این حوزه می توان گفت که رفاه اجتماعی عام است و محدود به سازمان یا نهاد خاصی نیست. خدمات تأمین اجتماعی نیز شامل کسانی است که در هنگام کار طبق ضوابط و مقررات، حق بیمه خود را پرداخت کرده­اند، اما خدمات اجتماعی شامل گروههایی است که امکان زندگی مستقل بدون حمایت دولت و نهادهای عمومی و مردمی برای آنها فراهم نیست و نیاز به حمایت دارند. بسیاری از گروههایی که مددکاران اجتماعی با آنها سر و کار دارند مشمول دریافت این نوع خدمات هستند.

(موسوی چلک، حسن، مددکاری اجتماعی (کار با فرد)، ص 45).

مددکار اجتماعی: لوئیز جانسون در کتاب خود در تعریف مددکاری اجتماعی آورده است: « مددکاری اجتماعی در وهله نخست شخصی است دارای تجارب زندگی، نیازهای بشری و روش زندگی شخصی و سیستم ارزشی، همچنین مددکار شخصی کمک کننده است که دارای مهارت برای ارتباط با افراد و گروههای دیگر و توسعه روابط است. مددکار در یک موقعیت امداد رسانی از دانشی بهره می گیرد که باعث درک افراد در موقعیتهای مختلف شده و دانش لازم برای روشهای امدادرسانی را فراهم آورده است و وسیله­ای برای پیاده سازی آن روشها می سازد به علاوه دانشی را که از موقعیتهای دیگر آموخته به همراه دارد».

(جانسون، لوئیز، حرفه مددکاری اجتماعی از دیدگاهی جامع، ص 157).

به طور کلی تعریفی که می توان برای مددکاری اجتماعی ارائه کرد چنین است: مددکار اجتماعی فردی است حرفه­ای که از علم و دانش و مهارت لازم برخوردار باشد و ضمن رعایت اصول حرفه خود، به افراد گروهها و جامعه کمک کند تا با تکیه بر تواناییها و امکانات موجود در جهت حل مشکلات یا رفع نیازهایشان گام بردارند و از این راه به استقلال نسبی یا رضایت خاطر برسند.

2- 2- یادی از بنیانگذار حرفه مددکاری اجتماعی در ایران:

با توجه به فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، مشاوره و خدمات اجتماعی نزدیک به سه دهه، خانم ستاره فرمانفرماییان در ایران (1357 – 1336) ، از وی به عنوان بنیانگذار رشته مددکاری اجتماعی در ایران باید نام برد.

خانم ستاره فرمانفرماییان از میان یک خانواده نخبه سیاسی و اقتصادی که در اوضاع و احوال سیاسی اواخر قاجار بسیار تأثیرگذار بود، بپاخاست و به رغم سنتهای خانواده، با تحمل مشکلات فراوان برای تحصیل به آمریکا سفر کرد. در آغاز ابتدا او می خواست در رشته جامعه شناسی و یا روانشناسی تحصیل کند، اما مباحث نظری و صرفاً روشنفکرانه، او را که به شدت روحیه عمل گرا و مشتاق خدمت بهبود وضعیت زندگی انسانهای آزاده ستم دیده و نیازمند بود، امتناع نمی کرد و سرانجام در رشته مددکاری اجتماعی که هم رویکرد علمی به مسائل اجتماعی داشت و هم با اقدام اجتماعی (social Action) در ضد حل معضلات زندگی اجتماعی افراد جامعه به خصوص نیازمندان است ، او را به تحصیل و اخذ درجه فوق لیسانس (کارشناسی ارشد) از دانشگاه معتبر کالیفرنیا کرد. به رغم اینکه می توانست در آنجا بماند و در دانشگاه به تدریس و تحقیق بپردازد و یا در نهادهای تخصصی و اجرایی خدمات اجتماعی فعالیت نماید. اما به خاطر علاقه به وطن و مردمانش به کشور بازگشت. از همان اوایل ورود به کشور (1335 – 1334) به فعالیتهای پیگیرانه در راه شناساندن به رغم وجود موانع و تنگناهایی سخت کوشید. سرانجام در پایان سال 1336 در جوار ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی توانست با حداقل امکانات آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی را تأسیس کند. نویسنده این سطور، به عنوان کارشناس جوان سازمان برنامه، شاهد بودم که با چه جدیت و تلاش مادامی در جهت فراهم کردن موجبات بهره گرفتن از امکانات عمرانی و کمکهای بین المللی بود.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

تربیت جهانی انسان از منظر اسلام

انسان به دلیل امتیازات خاص خود نسبت به سایر جانداران از برتری خاصی برخوردار بوده، همچنین از توانایی های غیر قابل وصفی برخوردار است که برخی از آنها ذاتی و تعدادی اکتسابی اند انسان با کمک عوامل تربیت به شکوفایی استعدادهای بالقوه خود و جهت دهی مناسب به آنها می تواند به سرمایه ای بی بدیل تبدیل شده زندگی پر از رونق، امید، نشاط، پویایی و توأم با سازندگ
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 467 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 359
تربیت جهانی انسان از منظر اسلام

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

فصل اول : کلیات طرح

1-1 مقدمه ..................................... 2

1-2 بیان مسئله ................................ 4

1-3 اهداف تحقیق ............................... 9

1-4 ضرورت و اهمیت تحقیق ....................... 10

1-5 سوالات پژوهش ............................... 11

فصل دوم :مطالعات نظری

2-1 مبانی نظری تحقیق .......................... 13

بررسی مفهومی .................................. 13

الف- تربیت .................................... 13

- تربیت از دیدگاه فلاسفه و علمای اخلاق .......... 14

- تربیت از نظر روانشناسان ..................... 14

- تربیت از نظر جامعه شناسان ................... 14

- تربیت از نظر دیگر دانشمندان ................. 15

- تربیت از دیدگاه اسلام ........................ 15

ب- تربیت اسلامی ................................ 16

ج- اسلام ....................................... 19

د- انسان ...................................... 32

- ارزش های انسان ........................... 34

- ضد ارزش ها ............................... 37

- میدان آزادی و ارادۀ انسان ................ 38

ه- تربیت جهانی ................................ 40

2-2 پیشینه تحقیق............................... 40

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

3-1 طرح تحقیق ................................. 53

3-2 روش تحقیق ................................. 53

3-3 جامعه و نمونه آماری ....................... 53

3-4 ابزار اندازه گیری ......................... 54

3-5 روش انجام تحقیق ........................... 54

3-6 محدودیتهای تحقیق .......................... 55

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق

مقدمه ......................................... 58

4-1 فردی ...................................... 59

4-1-1 جسم ..................................... 59

- یک دستور مهم بهداشتی ..................... 61

- غذای حرام و فلسفۀ آن ..................... 62

- ضرر به خویشتن............................. 65

- پاکیزگی................................... 65

- مسواک زدن ................................ 66

- عطر ...................................... 66

- ورزش ..................................... 67

4-1-2 روان .................................... 68

- اراده .................................... 69

- تغییرات هنگام سختی ها .................... 69

- الهامات و وحی ............................ 70

4-3-1 ذهن ..................................... 71

- افعال عقل ................................ 72

- ارزش خرد در میزان قرآن ................... 73

- مقام عقل در روایات اسلام................... 77

4-1-4 بعد عاطفی ............................... 79

- محبت ........................................ 79

- ملاک ها و ضوابط محبت ......................... 80

- دین و محبت .................................. 81

- سفارش به محبت در روایات اسلامی ............... 81

4-1-5 جنبه های عالی رشد ....................... 82

- زیبادوستی ................................ 82

- حقیقت جوی ................................ 84

4-2 اجتماعی ................................... 85

4-2-1 خانواده ................................. 85

- تاکید بر ازدواج در اسلام .................. 85

4-2-2 نیکی به پدر و مادر ...................... 87

4-2-3 احسان و تفقد و رسیدگی به همۀ مردم ....... 92

4-2-4 حسن خلق ................................. 98

- خوش رویی ،خوش خویی........................ 98

- خوشگویی................................... 104

4-2-5 صبر ..................................... 106

4-2-6 فرو بودن خشم............................. 111

4-2-7 آداب عمومی یا آداب معاشرت ............... 114

4-2-7-1 آداب ورود به خانه ها .................. 114

4-2-7-2 سلام ................................... 118

4-2-7-3 آداب مجالس ............................ 121

4-2-7-4 راه رفتن با تواضع ..................... 122

4-2-8 حیات اجتماعی و روابط انسان ها ذیل عدالت . 124

4-2-9 ادای حقوق دیگران ........................ 135

4-2-9-1 امانت داری ............................ 135

4-2-9-2 وفای به عهد ........................... 138

4-2-10 نظارت اجتماعی........................... 140

4-2-11 احترام به حقوق بشر...................... 150

4-2-12 امنیت کامل و همه جانبه اجتماعی ......... 159

4-3 فرهنگی .................................... 166

4-3-1 علوم و اهمیت آن ......................... 166

- اهمیت علم ،منحصر به علوم دینی نیست ....... 170

- مقام علما و جایگاه معلم .................. 177

- ادب شاگرد واستاد.......................... 178

4-3-2 افکار ................................... 180

- عدم تکیه بر اخبار غیرموثق یا اخبار فاسقان. 183

- مذمت تقلید کورکورانه در تربیت اسلام ....... 183

4-3-3 منطق آزاد اندیشی اسلام ................... 185

4-3-4 برخورد منطقی با همه مخالفان ............. 187

4-3-5 هنر و ادبیات ............................ 189

- شعر و شاعری در اسلام ...................... 189

- موسیقی ................................... 190

4-3-6 داستان .................................. 181

4-3-7 سنن و مناسک ............................. 194

4-3-8 کار ..................................... 199

4-4- اقتصادی .................................. 203

4-4-1 معامله و مبادله و شرایط آن .............. 203

- تنظیم اسناد تجاری ........................ 203

- بستگی سلامت اجتماع به سلامت اقتصاد ......... 208

4-4-2 مالکیت در اسلام .......................... 209

4-4-3 اسراف ................................... 210

4-4-4 اقتار.................................... 212

4-4-5 اتراف.................................... 213

4-4-6 انفاق ................................... 214

4-4-7 پرهیز از ربا ،رشوه ، کم فروشی .......... 220

4-4-8 جمع آوری مال ............................ 229

4-4-9 مال یتیم................................. 230

4-5 سیاسی ..................................... 234

4-5-1 حکومت ................................... 234

4-5-2 صلح ..................................... 240

4-5-3 روابط بین الملل.......................... 248

4-5-4 آداب جهاد................................ 256

4-5-5 اسیران جنگی ............................. 267

4-5-6 انتظار .................................. 270

4-5-7 آزادی ................................... 274

4-5-8 وحدت سیاسی .............................. 281

4-5-9 مشورت ................................... 285

4-6 معنوی ..................................... 291

4-6-1 اثبات وجود خدا........................... 291

- برهان نظم ................................ 291

- برهان حرکت ............................... 292

- برهان وجوب و امکان........................ 293

- برهان علت و معلول......................... 294

- برهان صدیقین ............................. 294

4-6-2 رابطه خدا با انسان ...................... 299

4-6-2-1 رازقیت ................................ 299

4-6-2-2 خالقیت ................................ 307

4-6-2-3 احیاء و اماته ......................... 310

4-6-2-4 کرامت به انسان ........................ 313

4-6-3 رابطه انسان با خدا ...................... 315

4-6-3-1 تسلیم ................................. 315

4-6-3-2 عبادت ................................. 315

4-6-3-3 اطاعت ................................. 317

4-6-3-4 توکل .................................. 317

4-6-3-5 اخلاص .................................. 317

4-6-3-6 استعانت ............................... 318

4-6-3-7 تشکر .................................. 319

فصل پنجم :نتیجه گیری و پیشنهادها

5-1 خلاصه رساله ................................ 322

5-2 پاسخ پرسش های تحقیق ....................... 326

5-3 نتیجه گیری................................. 327

5-4 پیشنهادها.................................. 327

فهرست منابع و مآخذ............................. 329

فصل اول

کلیات طرح

1-1مقدمه

انسان به دلیل امتیازات خاص خود نسبت به سایر جانداران از برتری خاصی برخوردار بوده، همچنین از توانایی های غیر قابل وصفی برخوردار است که برخی از آنها ذاتی و تعدادی اکتسابی اند.

انسان با کمک عوامل تربیت به شکوفایی استعدادهای بالقوه خود و جهت دهی مناسب به آنها می تواند به سرمایه ای بی بدیل تبدیل شده زندگی پر از رونق، امید، نشاط، پویایی و توأم با سازندگی را برای خود و دیگران به طرزی شایسته بوجود آورد. (امیرحسینی،5،1383)

در اصطلاحات علمی و تربیتی شاکله انسان یعنی ساختار، قالب، حالات و حرکات و آنچه عادت اوست .این حالات و عادات در فرد به صورت یک مرکب و یک ترکیب وجود دارد. مجموعه این حالات و حرکات ،ساختاری برای افراد می سازد که به واسطه آن از یکدیگر باز شناخته می شوند.

«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ (اسراء/84) تو به خلق بگو هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد »

اهمیت شاکله در تربیت بسیار نمود دارد، زیرا زمانی می شود شخص را خوب تربیت کرد که ابتدا بشود او را خوب شناخت که ذیلاً به توضیح آن پرداخته می شود.

شاکله انسان در زمان امروز و قدیم و در فلسفه با دولغت ذکر می شود: 1) هویت انسان یعنی کیستی انسان و 2) ماهیت انسان به معنی چیستی انسان.

راجع به هویت در انسان و در تبع آن شناخت شاکله باید راجع به 10 مسأله مهم شناخت صورت گیرد.

1- دربارة ساختار زیستی، جسمانی فرد

2- دربارة ذهن فرد از لحاظ هوش و عقل و حافظه و تخیل و تصور و استعداد

3- دربارة جنبه های عاطفی فرد شامل محبت و شجاعت و ...

4- دربارة هویت روانی فرد مثال با اراده بودن، خوش درک بودن، تعمق، ظرافت

5- دربارة هویت مرتبط به جنبه های عالی رشد که فقط صفات خاص انسان و مابه التفاوت های او با حیوان است. مثل فطرت، وجدان، دفاع از شرف و اعتقادات، حقیقت دوستی

6- دربارة خط سیاسی فرد مثلاً آیا صلح طلب است یا جنگ طلب

7- دربارة هویت اقتصادی فرد به عنوان مثال این که اهل بخشش است،‌ قانع است و...

8- دربارة هویت اجتماعی فرد مثلاً رفتارهای اخلاقی در اجتماع

9- دربارة هویت فرهنگی فرد به طور مثال اهل علم و تحقیق بودن، اهل هنر بودن

10- دربارة هویت معنوی فرد مثلاً انسان با دین یا بی‌دین بودن.

این ده بعد برای تربیت انسان باید شناسایی شود (قائمی امیری،1385)

نکته مهم در امر تربیت آنست که استعدادهای موجود در فرد در حالت تعادل و توازن باشد یعنی آن وقت انسان تربیت یافته است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد و همه را در یک وضع متعادل و متوازن، همراه هم رشد دهد. همه هماهنگ با یکدیگر رشد کنند و رشد هر کدام از این ارزش ها به حد اعلی برسد (مطهری،41،1376)

البته باید توجه داشت که تربیت این موجود انسانی به دلیل پیچیدگی هایی که دارد خودبخود صورت نمی گیرد بلکه برای اقدام به امر تربیت او می باید برنامه ریزی اساسی و جدی از قبل طراحی نمود. قاعدتاً هر جامعه و هر مکتبی با توجه به مبانی و ارزش های خود ممکن است ساختار خاصی را برای امر تربیت انسان جامعه خود تدوین نماید.

در محتوای دین اسلام خصوصاً در قالب کتاب تربیتی قران، دقیقاً محورهای اساسی مورد نیاز در امر تربیت و مبانی مربوط به هر یک و خطوط و چهارچوب ها مشخص گردیده است.

این مکتب بر اساس پرورش استعدادها و نیروهای انسانی و بر اساس تنظیم آنهاست یعنی کاری که این مکتب می کند دو چیز است: یکی این که در راه شناخت استعدادهای انسانی و پرورش دادن آنها و نه ضعیف کردن آنها کوشش می کند؛ دوم این که نظامی میان استعدادهای انسانی برقرار نماید که چون انسان از یک نوع آزادی خاصی در طبیعت برخوردار است، در اثر این نظام هیچگونه افراط و تفریطی حکمفرما نیست، یعنی هر نیرویی، هر استعدادی حظ خویش را می برد و به بقیه تجاوز نمی کند (مطهری،267،1374)

البته توافق مختصری بین مکتب تربیتی اسلام و مسیر زندگیش با برخی از مکاتب تربیتی دیگر وجود دارد اما سپس از بررسی مطلب با حقیقت پایداری روبرو می شویم که بشریت در سراسر تاریخ خود هرگز نظامی بدین وسعت و جامعیت و همه جانبگی نشناخته است که تمام امور مربوط به زندگی انسان و همه لحظاتش را در حیطه روش های جامع و دقیق خود قرار داده باشد و امتیاز دیگرش اینست که این وسعت و همه جانبگی برگزار از وحدت راه و وحدت هدف منحرف نمی شود؛ و برای رسیدن راه‌های مختلفی انتخاب نمی کند که هر یک به غایتی منتهی شده شخص را به جهتی سوق دهد و نیروی او را میان کشمکش های گوناگون تلف کند. راه یکی است و هدف هم یکی. تمام پراکندگی‌های جان را گرفته، همبسته می سازد و بر پایة یک هدف گردآوری می کند.

1-2بیان مسأله

منابع احکام اسلام عبارتند از: 1- قران 2- سنت که شامل گفتار و کردار معصومین و آنچه در حضور آنها گفته شده یا اجرا گردیده و مورد تأیید ایشان واقع شده است 3- اجماع 4- عقل (شریعتمداری،99،1380)

قران کریم از آغاز نزول تا به امروز همواره مورد توجه اندیشمندان، زبدگان و متفکران بوده است. آنان از زوایای گوناگون به تدبر و تأمل در آن پرداخته و از این رهگذر، آثار گرانقدری از خود به یادگار گذارده اند. (قرائتی،1384،مقدمه)

اگر با دیدی عمیق، واقع بینانه و به دور از تعصب در قرآن بنگریم تمامی آیات به نحوی دارای مضامین تربیتی هستند و برخی از آیات شاهد روشنی بر این مدعا هستند.

«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ(نحل/89) و ما این کتاب آسمانی (قران) را بر تو نازل کردیم که بیان همه چیز در آن است. »

از این آیه به خوبی می توان استدلال کرد که در قران، بیان همه چیز هست ولی با توجه به این نکته که قران یک کتاب تربیت و انسان سازی است که برای تکامل فرد و جامعه در همه جنبه های معنوی و مادی نازل شده است روشن می شود که منظور از همه چیز، تمام اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، نه این که قران یک دایره المعارف بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضی و جغرافیایی و شیمی و فیزیک وگیاه شناسی و مانند آن در آن آمده است، هر چند قران یک دعوت کلی به کسب همه علوم و دانش ها کرده که تمام دانش های یاد شده و غیر آن در این دعوت کلی جمع است، به علاوه گاهگاهی به تناسب بحث های توحیدی و تربیتی، پرده از روی قسمت های حساسی از علوم و دانش ها برداشته است، ولی با این حال آنچه قران به خاطر آن نازل شده و هدف اصلی و نهایی قران را تشکیل می دهد، همان مسأله انسان سازی است و در این زمینه چیزی را فروگذار نکرده است.

گاهی انگشت روی جزئیات این مسائل گذرانده و تمام ریزه کاری ها را بیان می کند (مانند احکام نوشتن قراردادهای تجارتی و اسناد بدهکاری که در طولانی ترین آیه قران یعنی آیه 282 سوره بقره طی 18 حکم بیان شده است) و گاهی مسائل حیاتی انسانی را به صورت های کلی و کلی‌تر مطرح می‌کند مانند آیه: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ (نحل/90) خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان می دهد و شما را از هر گونه زشتی و منکر و ستم، نهی می کند.»

وسعت این مفاهیم مانند وسعت مفهوم «وفای به عهد» در آیه «إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً »(اسرا/34) و «وفای به عهد» در آیه «أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ» (مائده/1) و لزوم اداء حق جهاد در آیة «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» (حج/78) و اقامه قسط و عدل در آیة «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/25) و توجه به نظم در تمام زمینه ها در آیة «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِوَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ» (الرحمن/9-7) و خودداری از هر گونه فساد در روی زمین در آیة «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا» (اعراف/85) و دعوت به تدبر و تفکر و تعقل که در بسیاری از آیات قران وارد شده است، و امثال این برنامه های انسان شمول که می تواند راهگشا در همه زمینه ها باشد، دلیل روشنی است بر این که در قران بیان همه چیز هست. حتی فروع این دستورهای کلی را نیز بلاتکلیف نگذارده و مجرایی که باید از آن مجرا این برنامه ها تبیین شود بیان کرده و می گوید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا (حشر/7) آنچه پیامبر به شما دستور می دهد اجرا کنید و آنچه شما ر از آن نهی می کند باز ایستید.»

هر قدر انسان در اقیانوس بیکرانة قران، بیشتر شناور شود و به اعماق آن برای استخراج گوهرهای برنامه‌های سعادت بخش، فروتر رود، عظمت این کتاب آسمانی و شمول و جامعیت آن آشکارتر می‌شود و درست به همین دلیل آنها که در زمینه این برنامه ها دست نیاز به این سو آن سو، دراز می کنند مسلماً قران را نشناخته اند و آنچه خود دارند از بیگانه تمنا می کنند.

این آیه و آیات مشابه علاوه بر این که اصالت و استقلال تعلیمات اسلام را در همة زمینه ها مشخص می‌کند بار مسئولیت مسلمانان را سنگین تر می گرداند و به آنها می گوید بابحث مستمر و پیگیر در قران، هر چه را لازم دارید از آن استخراج کنید.

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم «ان الله تبارک و تعالی انزل فی القران تبیان کل شیء حتی والله ماترک شیئاً تحتاج الیه العباد، حتی لایستطیع عبد یقول لوکان هذا، انزل فی القران، الّا و قدانزله الله فیه؛ خداوند در قران هر چیزی را بیان کرده است به خدا سوگند چیزی که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود در قران نازل می شد، آگاه باشید همه نیازمندیهای بشر را خدا در آن نازل کرده است. (ابن جمعه،ج740،3)

در حدیث دیگری از امام باقر (ع) می خوانیم: «ان الله تبارک و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامه الّا انزله فی کتابه و بینه لرسوله (ص) وجعل لکل شیء احدا، و جعل علیه دلیلا یدل علیه، و جعل علی من تعدی ذلک الحدحدا؛ خداوند متعال چیزی را که مورد نیاز این امت است در کتابش فروگذار نکرده و برای رسولش تبین نموده است و برای هر چیزی حدی قرار داده، و دلیل روشنی برای آن نهاده، و برای هر کسی که از این حد تجاوز کند، حد و مجازاتی قائل شده است. (مکارم شیرازی،ج361،1373،11)

اگر ادعا شود که تعالیم قران بهترین و صاف ترین و مستقیم ترین راه تربیت و خوشبختی است ادعایی درست است.« إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ (اسرا/9) این قرآن مردم را به آیینی که مستقیم ترین و پابرجاترین آیین هاست هدایت می کند.»

صاف و مستقیم از نظر عقایدی که عرضه می کند، عقایدی روشن، قابل درک، خالی از هر گونه ابهام و خرافات، عقایدی که دعوت به عمل دارد. نیروهای انسانی را بسیج می کند و میان انسان و قوانین عالم طبیعیت هماهنگی برقرار می سازد.

صاف تر و مستقیم تر از این نظر که میان ظاهر و باطن، عقیده و عمل، تفکر و برنامه، همگونی ایجاد کرده و همه را به سوی الله دعوت می کند.

صاف تر و مستقیم تر از نظر قوانین اجتماعی و اقتصادی و نظامات سیاسی که بر جامعة انسانی حکم فرماست که هم ،جنبه های معنوی را پرورش می دهد و هم از نظر مادی، تکامل آفرین است.

به افراط و تفریط عبادت و همچنین برنامه های اخلاقی که انسان را از هر گونه تمایل به افراط و تفریط و آز و حرص و طمع و اسراف و تبذیر و بخل و حسد و ضعف و استکبار رهایی می بخشد.

و بالاخره صاف تر و مستقیم تر از نظر نظام حکومتی که برپادارندة عدل است و درهم کوبندة ستم و ستمگران. (مکارم شیرازی،ج 36،1373،12)

در آیه دوم سورة یس، خداوند قران را به حکیم توصیف می کند، «وَالْقُرْآنِ الْحَکِیم»،ِ در حالی که حکمت معمولاً صفت شخص زنده و عاقل است.

گویی قران را موجودی زنده و عاقل و رهبر و پیشوا معرفی می کند که می تواند درهای حکمت را به روی انسان ها بگشاید.

کتابی با این صفات و خصوصیات و سایر خصوصیات موجود دیگر بهترین کتاب تربیت و انسان سازی است چرا که هم همه مطالب لازم را بیان کرده (تبیاناً لکل شیء) و هم به بهترین وجه آن بیان شده است (للتی هی اقوم) و هم همواره به صورت زنده و پویا از آن بهره برداری می شود (والقران الحکیم).

این کتاب مقدس با برخی شرایط برشمرده و مسائل جامع تربیتی فقط مختص گروه خاص یا پیروان خود نیست همان طور که از همان ابتدای بلند شدن ندای اسلام- با وجود این که تنها افراد معدودی به این ندا پاسخ داده بودند و اقلیت مطرودی را تشکیل می دادند که هیچ پشتیبانی جز خدا نداشتند و از طرف تمام صاحبان زر و زور رانده شده تنها پناهگاهشان خدا بود- اسلام اعلام کرد که دعوتش جهانی است و خطاب به تمام انسان ها به مفهوم کلی کلمه است. (قطب،10،1352)

یعنی در آستانه قرن هفتم میلادی هنگامی که آیات اولیه وحی بر پیغمبر (ص) والاتبار اسلام نازل گردید، تعلیم و تربیت به صورت دیگری در زندگی بشر نمودار گشت و خداوند رحمان با نزول قران به پیامبر خود مهربانی و رحمت خویش را به نهایت بر عالمیان مبذول فرمود

در یکی از سوره هایی که در همان ابتدای امر در مکه نازل شده- سورة تکویر- می فرماید:

«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ، در این قران چیزی جز یک یادآوری برای تمام جهانیان نیست.» در اولین گام می‌گوید برای «جهانیان» نه عرب می شناسد نه اهل مکه و نه قریش. برای تمام مردمی که بر روی این کرة خاکی زندگی می کنند.

در میزان و سنجش خدا هیچ تفاوتی بین عرب و غیر عرب، نیست جز آنان که بیشتر پرواگیرند و راه رستگاری یعنی شناخت حق را بهتر و بیشتر یافته باشند.

«وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ(حجرات/13) شما را بدین جهت به صورت ملت های گوناگون و قبایل مختلف درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی ترین شخص شما نزد خدا پروادارترین فردتان می باشد. »

نیز در آیات دیگر می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (سبا/28)تو را نفرستادیم مگر آن که برای همه مردم بشارت دهنده و بازدارنده باشی ولی بیشتر مردم نادانند.»

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا (اعراف/158)ای مردم، من فرستاده خدایم بر شما. »

در قران هیچ خطابی به صورت «یا ایهاالعرب» و یا «یا ایهاالقرشیون» پیدا نمی شود. گاهی در برخی جاها خطاب «یا ایهاالذین آمنوا» هست که مطلب مربوط به خصوص مؤمنین است که به پیغمبر گرویده اند (و در این جهت هم فرق نمی کند؛ مؤمن، از هر قوم و ملتی باشد داخل خطاب است) و گرنه در موارد دیگر که پای عموم در میان بوده عنوان «یا ایهاالناس» آمده است.

دعوت دین اسلام، دعوتی است همگانی که نه مرزی برای وطن می شناسد نه نژاد نه قبیله و نه خانواده ،دعوتی که مردم را نه به طایفه های گوناگون تقسیم می کند نه به رنگ های گوناگون و نه به نژادها، مستقیماً تا عمق نهادشان در آنجا که کمینگاه «انسان» است نفوذ می کند گوهر یگانه ای که انسانیت از آن بوجود می آید.

حال این نوشتار تلاش دارد موضوع تربیت جهانی را با توجه به آیات ذکر شده در متن قران کریم در محورهای مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و معنوی مورد بررسی قرار دهد.

1-3 اهداف تحقیق

- استخراج مفاهیمی در آموزه های دین اسلام (قران و کتب سایر ائمه اطهار) که دلالت بر جهانی بودن امر تربیت دارند

- دسته بندی و طبقه بندی وتحلیل آموزه های استخراج شده بر اساس مقولات اساسی تربیت.

1-4 ضرورت و اهمیت تحقیق

همان طور که در ذیل بیان مسأله اشاره شد «اسلام، دینی جامع، کامل و یگانه است»

این نوشتارو ساختارهایی نظیر آن درقالب های بیان، گفتار، نوشته های نویسندگان و کلام وعاظ وجود دارد ولی متأسفانه در مقام عمل و اجرا و به کارگیری، هم برای جهانیان (عامه مردم در ادیان دیگرو یا افرادبدون دین) و هم برای عموم مسلمانان و مع الاسف برای برخی روحانیون و مبلغین ،دین اسلام هنوز به صورت مبهم و یا کلی مطرح است و کمتر در ابعاد مختلف زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ... ظرایف و لطایف آن روشن و به کار گرفته شده است.

اگر این دین با توجه به نکات دقیق آن بررسی گردد و بر همگان روشن شود برای جهانی شدن آن به تبلیغ نیاز ندارد و شاید مصادیق آیه «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ (بقره/256) «واضح ترگردد.

حضور و وجود هر مسلمان چنانچه متخلق به اخلاق واقعی اسلام باشد، خود بهترین ملاک برای دعوت به اسلام و جهان شمولی اصول، روش ها و ... تربیت اسلامی است.

شهید مطهری درباره شعاع تأثیر اسلام می فرماید: آنچه بیش از همه در خور اهمیت و قابل توجه است دعوت هایی است که در همة ابعاد پیشروی داشته است. هم سطح بسیار وسیعی را اشغال کرده و هم قرن های متمادی در کمال اقتدار حکومت کرده و هم تا اعماق روح بشر ریشه دوانده است. که مسلما محتوای دستورات و اجرای آنها در این امر بی تأثیر نمیباشد.

نتیجتاً این که در مباحث انسان شناسی، اخلاق وتربیت، تنظیم روابط فردی و اجتماعی و... تربیت اسلام با تأکید بر کلام قران باید محور قرار گیرد.

ضمناً برخی تلاش ها و کوشش هایی که تا کنون از سوی نسل های پیشین دربارة قران صورت گرفته- در اوج ارجمندی- نمی تواند برای نسل حاضر قانع کننده باشد و نمی توان به آنها بسنده کرد. علاوه بر آن، امت های متأخر اگر بخواهند با همان زاویه دید و ابزارهاو روش های گذشتگان به تحقیق در قران بپردازند و خواست ها و نیازهای خود را، همانند متقدمان تلقی کنند ممکن است این پندار نادرست در ایشان راه یابد که معارف وحی الهی پاسخگونیست ،زیرا دراین صورت دستاوردهای دینی وقرآنی خودرا مطابق با نیازها و واقعیت های عصر خویش نخواهد یافت در صورتی که مفاهیم قران جاری و پویا و قابل استفاده برای هر نسل و عصر است.

برناردشاو سخنی در این رابطه دارد که:« دین محمد(ص) یگانه دینی است که با تمام ادوار بشری مناسب است و قابلیت آن را دارد که هر نسلی را به خود جلب کند. »

در آخر آن که پیامبر از گروه عظیمی از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت می برد که این قران را به دست فراموشی سپردند «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (فرقان/30)»، قرانی که رمز حیات است و وسیله نجات ،قرانی که عامل پیروزی و حرکت و ترقی است، قرانی که مملو از برنامه‌های زندگی می باشد این قران را رها ساختند و حتی برای قوانین مدنی و جزائیشان دست گدایی به سوی دیگران دراز کردند! مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه های سازنده اش.

به همین خاطر ضرورت دارد که تلاش های علمی و تحقیقی در راستای بهره گیری بیشتر از مضامین قران کریم و آموزه های دینی همچنان ادامه داشته باشد به خصوص در عرصه مباحث تربیتی که در واقع زیرساز سایر مباحث در عرصه های مختلف می باشد. این تحقیق نیز در جهت پاسخگویی به همین نیاز تدوین گردیده است.

1-5 سؤالات پژوهش

1- آیا می توان با استناد به آموزه های دینی، مفاهیمی را استخراج نمود که دلالت بر جهانی بودن امر تربیت داشته باشد؟

2- مفاهیم استخراج شده را تحت چه مقولاتی می توان طبقه بندی وتحلیل نمود؟

فصل دوم

مطالعات نظری

2-1 مبانی نظری تحقیق

بررسی مفهومی

الف- تربیت

1- تربیت از 2 ریشة رً بَوَ یا رُبُو به معنای زیادتی یا افزایش و فزونی و رشد و رَ بَبَ (رَبَّ ) به معنای پرورش کاری به منظور افزودن، اضافه کردن این گونه نتیجه می شود:

«اداره و هدایت جریان ارتقایی و رشد بشر به منظور جهت دادنش به سوی کمال بینهایت»

در این تعریف اداره به معنای سرپرستی کردن و کفالت، هدایت در معنای راهنمایی و جهت را نشان دادن و جریان به معنی حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر آمده است و کمال بینهایت مقصود خداوند است. (قائمی امیری،1385)

2- تربیت از نظر لغوی به معنای نشو ونموو نما دادن و زیاد کردن، برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است .[1]

3- تربیت همانا کشاندن آدمی است به سوی ارزش های والای انسانی، چنان که آن ارزش ها را بفهمد، بپذیرد، دوست بدارد و به کار آورد.

تربیت از دیدگاه دانشمندان مختلف:

صاحب نظران در عرصه های مختلف نیز تعاریف خاصی از تربیت بیان داشته اند که به تعدادی از آنها اشاره می شود:

تربیت از دیدگاه فلاسفه و علمای اخلاق

- تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست.

- تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب.

- تربیت عملی است که گرایش به رهبری، آسان کردن رشد انسانی، روانی، فکری، معنوی و مسئولیت اجتماعی کردن انسان را بر عهده دارد.

- تربیت رساندن جسم و روح است به بالاترین پایه جمال و کمال.

تربیت از نظر روانشناسان

- تربیت عملی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد.

- تربیت پروردن قوای ذهنی، ادراک، حافظه، تداعی معانی، دقت و اراده است.

- تربیت کوششی است برای ایجاد تغییرات و رشد و نمو، آشکار کردن، فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی.

تربیت ازنظرجامعه شناسان

- تربیت عبارت است از عملی که از طریق نسل بالغ درباره آنها که هنوز رشد کافی نیافته اند صورت می گیرد و غرض آن پرورش جسمی، فکری و اخلاقی آنهاست برای عضویت در جامعه و زندگی آینده.

- تربیت عبارت است از انتقال سنن، آداب و رسوم، مهارت ها و فرهنگ یک جامعه به اعضای جوان‌تر و یا انتقال میراث اجتماعی.

- تربیت عبارت است از پرورش عضوی مفید برای جامعه.

تربیت از نظر دیگر دانشمندان (رشته های دیگر علوم)

- تربیت عبارتست از ایجاد تغییراتی برای سیر تکاملی، و سیر تکاملی عبارتست از فعل و انفعال پرورش مستمر

- تربیت، هنر ساختن و پروردن انسان است.

- تربیت پروردش دادن حیات انسانی از طریق عملی است.

تربیت از دیدگاه اسلام

- تربیت وسیله ای است برای ساختن مستمر و به عمل آوردن آدمی که حاصل آن داشتن انسانی است متفکر، مؤمن، متعهد و مسئول که در برابر محیط ارزیاب، منتقد و در جنبه رفتار عامل به یافته های مکتب باشد.

- تربیت، هدایت و اراده جریان ارتقایی و تکاملی بشر است به گونه ای که او را به سوی الله(جل جلاله) جهت دهد.

- تربیت، ایجاد هیأتی تازه است در فرد از طریق فرا هم آورن زمینه جهت رشد و تکامل همه جانبه.

- تربیت عبارت است از احیای فطرت خدا آشنای انسان و پرورش ابعاد وجود او در جهت حرکت به سوی کمال بینهایت.

یکی از مشهورترین نظرهای معاصر درباره تربیت از آن جان دیویی است. او تربیت را عبارت از نوسازی تجربه می داند که این به نوبه خود به هستی ما مفهوم و معنا می بخشد و نیز در کسب تجربه‌های بعدی به ما یاری می دهد اما خود دیویی هم به نقص تعریف خود معترف است، زیرا معنای تجربه چندان وسیع است که در شمول مفهوم، با واژه زندگی برابری می کند، تجربه همان اندازه که ممکن است در راه های خردمندانه به کار رود، احتمال دارد در مسیر القای عقاید و تبلیغات زهرآگین افتد (مانند تجربه های هیتلر و موسولینی). در تربیت باید مفهوم کیفی تجربه مورد نظر باشد؛ بنابراین تربیت را باید فرایندی دانست که به روشنی افکار نوع بشر رهنمون می شود.

این تعریف نه تنها رشد عقلی، بلکه بلوغ عاطفی و بهبود اخلاقی را نیز از ملاک های تربیت می شمارد، بنابراین تربیت بدون تهذیب عادت های عمده کامل نیست.

همچنین در تعریف مذکور این مفهوم نیز نهفته است که در روش های تربیتی و هدف های تعلیم و تربیت باید همواره تجدید نظر شود.

ب-تربیت اسلامی

تربیت اسلامی عنوانی است که استعمال فراوان یافته و برای نشان دادن طرح اسلام در ساختن و پرداختن انسان به کار می رود.

واژه تربیت از ریشه «ربو» مصدر متعدی باب تفعیل است. در این ریشه معنای زیادت و فزونی اخذ گردیده است و در مشتقات مختلف آن، می توان این معنی را به نوعی بازیافت. مثلاً به تپه «ربوه» گفته می شود ... «إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِینٍ، (مؤمنون/50)» زیرا نسبت به سطح زمین برآمده است، نفس زدن را «رَبو» می گویند به سبب این که موجب برآمدن سینه است.

«ربا» نیز از آن رو که زیادتی بر اصل مال است بدین نام خوانده می شود. البته در لسان شرع تنها به نوع خاصی از زیادت بر اصل مال، ربا اطلاق شده، نه به هر گونه زیادتی، فی المثل، برکت که نوعی زیادت بر اصل است، ربا (به معنای شرعی) محسوب نمی گردد. «یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ (بقره/276)».

بنابراین واژه تربیت،با توجه به ریشه آن، به معنی فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است و از این رو به معنی تغذیه طفل به کار می رود.

اما علاوه بر این، تربیت به معنی تهذیب نیز استعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است. گویا در این استعمال، نظر بر آن بوده که تهذیب اخلاقی، مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را تربیت دانست.

در قران مفهوم تربیت (از ریشه ر ب و) چندان مورد توجه قرار نگرفته است و اگر جستجوگری بخواهد با پی جویی این واژه و موارد استعمال آن در قران، اصطلاحاً تربیت اسلامی را تببین کند توفیقی نخواهد یافت. در مواردی که این کلمه در رابطه با انسان به کار رفته عمدتاً مفهوم رشد و نمو جسمی مراد بوده است. چنان که در آیات زیر مشهود است، «وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا(اسرا/24)، و بگو خدایا بر والدین من که مرا در کودکی تربیت کردند رحم نما»

کلمه صغیر (کوچک) در برابر کبیر (بزرگ) است و این قرینه ای است بر آن که «تربیت» در این آیه به معنی رشد و نمو جسمی (از ر ب و) است و معادل دقیق آن در زبان فارسی «بزرگ کردن» است. اگر گفته شود که بزرگ کردن، بدون آن که شامل جنبه های معنوی و اخلاقی شود چه اهمیتی دارد که باید به سبب آن برای والدین طلب رحمت نمود، پاسخ واضح است؟ در قران، حتی صرف زحمات عادی والدین، مایه خضوع و احسان در برابر آنان محسوب شده است. «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا (احقاف/15) هر چند آنان مشرک بوده باشند یا حتی فرزند را نیز به شرک ورزی واداشته باشند.

نظیر معنای فوق را در خطاب موسی (ع) نیز می یابیم. هنگامی که موسی (ع) به پیامبری رسید و در برابر فرعون ایستاد، فرعون را باز شناخت و گفت: «آیا ما ترا در کودکی تربیت نکردیم ... أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ (شعرا/18)»

مراد فرعون آن است که تو طفلی در معرض هلاکت بودی و ما ترا از آب برگرفتیم و بزرگت کردیم نه این که مقصود او تهذیب اخلاقی موسی باشد.

بنابراین طراح اسلام در ساختن و پرداختن انسان، در مفهوم تربیت نمی گنجد زیرا این مفهوم و استدلال قران به معنی بزرگ کردن و رشد و نمو جسمی است.

باید توجه داشت که تعاریف مختلفی از کلمه تربیت اسلامی به عمل آمده است اما از میان این تعاریف به نظر می آید تعریفی که باقری (1382) ارائه می دهد، مبنای دقیق تری دارد. به همین منظور با تأکید بر این تعریف، تلاش می گردد مفهوم تربیت اسلامی روشن گردد.

علیرغم دامنه محدودی که کلمه تربیت از (ر ب و) داشت، مادة (ر ب ب) و استعمال و مشتقات آن در رابطه با انسان، فراخنای وسیعی از آیات قران را دربرگرفته است و چنین به نظر می آید که در بررسی آنچه به عنوان تربیت اسلامی گفته می شود باید این طریق را پیمود.

ر ب ب ( که در صورت مضاعف، ربّ می شود) دو عنصر معنایی دارد: مالکیت و تدبیر؛ پس رب به معنای مالک مدبر است یعنی هم صاحب است و تصرف در مایملک از آن اوست و هم تنظیم و تدبیر مایملک در اختیار اوست.

کلمه رب در حالت اضافه، به غیر خدا نیز اطلاق می شود (ربّ الدار: صاحب خانه) اما هر گاه به طور مطلق به کار رود (یعنی به صورت رب) اختصاص به خدا خواهد داشت. زیرا وقتی چیز معینی (چون خانه یا غیر آن) به رب اضافه نشود معنی مالکیت و تدبیر نسبت به همه موجودات را افاده می کند و این تنها از آن خداست نکته دیگر آن است که چون کلمه رب دو عنصر معنایی دارد، می توان آن را تنها با توجه به یکی از دو معنی یا هر دو استعمال نمود. پس رب گاه معنی مالک و گاه معنی مدبر دارد و در صورتی که در استعمال قرینه ای بر اختصاص به یکی از این دو معنی موجود نباشد معنی مالک مدبر خواهد داشت.

در «المفردات» رب در معنای مصدری، معادل تربیت گرفته شده است، یعنی گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت (انشاء الشی حالاً فحالاً الی حد التمام) و این معنی از دوجنبه مالکیت و تدبیر، تنها به جنبه دوم ناظر است و می توان گفت که تدبیر، متضمن مالکیت گرفته شده است. به هر حال تدبیر، فرع بر مالکیت است و رب، هم مالک است و هم مدبر.

بر اساس مطالب گفته شده تربیت اسلامی اصطلاحاً این گونه تعریف می شود «شناخت خدا به عنوان رب یگانه انسان و جهان و برگزیدن او به عنوان رب خویش و تن دادن به ربوبیت او و تن زدن از ربوبیت غیر».

در این تعریف سه عنصر شناخت، انتخاب و عمل وجود دارد بر این اساس مفهوم تلاش و کوشش فرد، به نحو اصولی در تعریف تربیت اسلامی لحاظ شده است؛ اگر حرکت از سمت فرد صورت نپذیرد مقصود حاصل نخواهد شد.

از همین رو است که در قران، تطهیر و تزکیه، هم به خدا و رسول خدا(ص) (به اصلاح رایج، به مربی) نسبت داده شده و هم به خود انسان (به اصطلاح رایج به متربی).


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران سال 85-84

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود به نظر مایر وسا لووی1 (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیردهمچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند چنین برداشتی از هوش ه
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 265 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 117
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران سال 85-84

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب صفحه

چکیده

مقدمه

فصل اول : کلیات پژوهش

بیان مسئله .................................... 2

اهمیت وضرورت موضوع پژوهش ...................... 3

اهداف پژوهش ................................... 6

فرضیه های تحقیق ............................... 7

متغیرها........................................ 8

تعاریف نظری وعملیاتی متغیرها .................. 9

الف ) تعاریف نظری ............................. 9

ب) تعاریف عملیاتی ............................. 11

فصل دوم :پیشینه تحقیق

پیشینه موضوع پژوهش درایران ................... 13

پیشینه موضوع پژوهش در جهان .................... 14

مبانی نظری تحقیق............................... 17

تعریف هیجان ................................ 17

تعریف هوش .................................. 19

ریشه های تاریخی هوش هیجانی ................. 19

هوش هیجانی وبهره هوشی ...................... 23

آموزش هوش هیجانی ........................... 26

آیامی توان هوش هیجانی را آموخت وآموزش داد .. 27

برنامه های آموزشی که مستقیماً درمورد هوش هیجانی می باشند 28

رشد تنظیم هیجانی ........................... 30

عوامل موثر در قابلیت هیجانی ................ 31

نقش خود..................................... 31

مهارت های قابلیت هیجانی .................... 32

هوش هیجانی در محیط کار ..................... 34

هوش هیجانی وتفکر انتقادی ................... 39

تمایز بین احساسات سازنده ومخری ............. 42

استفاده از عواطف برای تعیین اهداف .......... 44

طبقه بندی هیجانی ........................... 45

انگیزش وهیجان .............................. 46

ترس هیجان .................................. 46

دلیل اهمیت عواطف چیست ...................... 47

چگونگی شکل گیری هوش هیجانی ................. 48

انواع هوش .................................. 51

مدل های هوش هیجانی ......................... 54

ویژگیهای آزمون هوش هیجانی .................. 55

آزمونی Eqi ................................. 57

زمینه های تاریخی هوش هیجانی ................ 61

نظریه سالوی ................................ 67

هوش هیجانی وهوشبهر بالا...................... 69

خلاقیت چیست ................................. 71

تعریف خلاقیت ................................ 72

مراحل خلاقیت ................................ 75

نظریه های خلاقیت ............................ 77

رویکردتداعی گری و رفتار گرایی .............. 78

رویکرد شناختی .............................. 79

رویکرد روان کاوی ........................... 80

رویکرد انسان گرایی ......................... 81

رویکرد روان سنجی ........................... 83

ویژگیهای افراد خلاق ......................... 84

موانع خلاقیت ................................ 86

موانع خلاقیت در مدرسه ....................... 86

محیط کلاسی مناسب برای پرورش خلاقیت ........... 88

نقش معلم درپرورش خلاقیت دانش آموزان ......... 90

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

مقدمه ......................................... 93

روش تحقیق ..................................... 93

جامعه آماری ................................... 93

نمونه وروش نمونه گیری ........................ 93

ابزار جمع آوری اطلاعات ......................... 94

الف: آزمون هوش هیجانی بار-آن (Bar-on).................... 94

ب: ـآزمون خلاقیت عابدی ...................... 95

روش آزمون خلاقیت عابدی ......................... 95

چگونگی اجرای تحقیق ............................ 96

شیوه نمره گذاری ابزار اندازه گیری خلاقیت ....... 97

روش آماری ..................................... 97

روش تجزیه وتحلیل داده ها ...................... 97

فصل چهارم : تحلیل یافته های پژوهش

مقدمه :........................................ 99

شاخص های آماری مربوط به کل آزمودنی ها.......... 100

نمودار هوش هیجانی ............................. 101

نمودار خلاقیت .................................. 102

آزمون فرضیه اصلی .............................. 104

نمایش گرافیکی همبستگی هوش هیجانی با خلاقیت ..... 105

نتایج آزمون همبستگی ........................... 106

آزمون فرضیه های فرعی .......................... 107

یافته های مربوط به مقایسه میانگین نمرات هوش هیجانی دختران وپسران ............................................... 108

یافته های مربوط به مقایسه میانگین نمرات هوش هیجانی رشته های علوم انسانی با ریاضی وتجربی ........................ 109

یافته های مربوط به مقایسه میانگین نمرات خلاقیت رشته های علوم انسانی با ریاضی وتجربی.................................... 110

یافته های مربوط به میانگین هوش هیجانی دانش آموزان پایه اول با دوم وسوم .......................................... 111

یافته های مربوط به میانگین خلاقیت دانش آموزان پایه اول با دوم وسوم............................................... 112

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی دختران( جدول 4-4) 113

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی پسران ( جدول 5-4) ... 113

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی دانش آموزان پایه اول دبیرستان (جدول 6-4) .......................................... 114

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی دانش آموزان پایه دوم وسوم ( جدول 7-4) ............................................... 115

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی دانش آموزان گروه تجربی وریاضی ( جدول 8-4) .......................................... 115

همبستگی بین خلاقیت وهوش هیجانی دانش آموزان گروه علوم انسانی ( جدول 9-4) ............................................ 116

فصل پنجم : نتیجه گیری

مقدمه ......................................... 118

پیشنهادات

الف : پیشنهادات مبتی بر فرضیه های بررسی شده 121

ب: پیشنهادات برای تحقیقات بعدی ............. 122

ج: پیشنهادات جانبی ......................... 122

محدودیتها ..................................... 122

منابع فارسی ................................... 124

منابع انگلیسی ................................. 129

پیوست ......................................... 130

پرسشنامه هوش هیجانی بار –آن ................... 131

پرسشنامه خلاقیت عابدی .......................... 134


بیا ن مسأ له

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود . به نظر مایر وسا لووی[1] (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیرد.همچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند .چنین برداشتی از هوش هیجانی این سوال را پیش می آورد که آیا هوش هیجانی با خلاقیت که یکی از انواع تفکر بوده و رفتاری است که از فرد سر می زند دارای همبستگی است یا خیر ؟

همچنین مساله دیگر آن ا ست که بسیاری از نظریه پردازان هوش هیجانی نظریه های خود را با ارزشیابی که از بزرگسالان به عمل آورده اند عملیاتی کرده اند و از ابزارهایی در این خصوص از آنها بهره گیری شده است مقیاس چند عاملی هوش هیجانی مایر و همکاران،(2000) مقیاس درک عاطفی بارنت[2] (1996) آزمون EQMAPکوپروساواف[3] (1997) و مقیاس هوش هیجانی شوتی[4] و دیگران (1998) بوده است . با این همه بیشتر ابزا رها یی که برای بر آورد هوش هیجانی با جنبه های مختلف آ ن ساخته ا ست عمومأ برای گروه سنی بزرگسالان و گاهی برای کودکان مورد استفاده قرار می گیرد (سالیوان 1999)[5].

در میان ابزارهای که برای گروه جوانان قابل استفاده ا ست سیاهه هوش هیجانی بارآن[6](2000) می باشد. به هر حال هوش هیجانی به دلیل مزایایی چون ارتقا سطح اعتماد به نفس انعطاف پذیری همدلی همسازی با دیگرا ن و تأ ثیر آ ن بر عملکرد خلاقانه افراد مورد تأ یید ا ست. چرنیس[7] (2000) و عاملی سازنده در حیات اجتماعی شخص تلقی می شود . لازاروی و فولکمن[8] (1984). در ایران در خصوص همبستگی و اثر گذاری هوش هیجانی و خلاقیت پژوهش چندانی انجام شده است . و با در نظر گرفتن اینکه هوش هیجانی زمینه ای برای ارتقا عملکرد خلاقانه است و نسل جوا ن برای سازندگی بیشتر نیازمندآن هستند کوشش زیادی صورت نگرفته است. ولذا پژوهش حاضر به دنبا ل پاسخگویی به ا ین سوا ل ا ست که آیا در بین دا نش آموزان دوره متوسطه همبستگی بین هوش هیجانی و خلاقیت آنان مشاهده می شود یا نه ؟

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند.

بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن،(1999)،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.

نلر[9] (1960) یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.

گلمن[10] (1995) معتقد است می توانیم با شناسایی پایه های هوش هیجانی و آموزش به افراد، توانایی درک خود، مقاومت و کنترل احسا سات خود را افزایش دهیم و در ابعاد مختلف رشد در بعد شناختی هیجانی اخلاقی و اجتماعی تغییرات زیادی ایجاد کنیم .

گمان بسیاری از محققان مانند گیلفورد و تورنس[11] (1985) این است که خلاقیت را باید مجموعه یکپارچه از عناصری مانند (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط ) دانست که در کنار هم صفتی وحدت یافته را به نام خلاقیت می سازند.

در مورد هوش عمومی و خلاقیت همواره این سوال مطرح است که آیا خلاقیت یکی از عوامل هوش است.یا اینکه بین این دو استقلالی وجود دارد ؟ عده ای معتقدند بین این دو ارتباطی قوی وجود دارد و آنها شبیه بهم هستند و خلاقیت بدون هوش بی معنی ا ست .

عده ای دیگر معتقدند بین این دو ارتباطی وجود ندارد و آنها مستقل از هم عمل می کنند . در این دیدگاه اظهار می شود خلاقیت ترکیبی یکپارچه از عناصر مختلف سیالی ابتکار انعطاف پذیری و بسط ا ست. که بعدی خاص تحت عنوان خلاقیت را می سازند و این عناصر با هم در تعامل و ارتباط هستند.

این گمان نیز هست که اگر پیوستگی بین هوش و خلاقیت وجود دارد تا حد معینی از ارتباط است (سطح آستانه ای ) . و پس از این حد دو حوزه عملکردی مستقل خواهند داشت. علاوه بر اینها ادعا می شود لزومأ هر فرد باهوشی خلاق نیست و هر فرد خلاقی نیز کم هوش نیست . چنین مساله ای بر این عقیده استوار ا ست که خلاقیت ویژه افرادی خاص (با ضریب هوشی معین )ا ست. که تنها آنها قادرند قدرت آفرینندگی را دارا باشند و بعبارت ساده تر خلاقیت دارای توزیعی غیر نرمال است . گیلفورد[12] (1967) اعتقاد دارد ارتباط بین دو مفهوم در زیر سطح آستانه ای 120 بسیار قوی تر از سطوح بالای آ ستا نه ای است .

نظریه آ ستانه ای در حقیقت به میزانی معین از هوش برای خلاقیت اشاره دارد. تورنس (1967) نیر این میزان را با حداقل ممکن بین 115 تا 120 فرض می کند . (دادستان 1372 ).

یکی از کارکردهای اصلی آموزش و پرورش این است که دانش آموزان را نسبت به شخصیت خودشان آگاه سازد. دانش آموزان باید از همان سالهای ابتدا یی مدرسه بی همتا بودن خود و دیگران را بطور عمیق و کامل احساس کنند. فرد برای رسیدن به خلاقیت و خود شکوفایی نیازمند اعتماد به خود است .شخص باید به ارزش فردی خود اطمینان داشته باشد . اسبورن (1370).

از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد.نتیجه ای که از پژوهش حاضر حاصل خواهد شد این است که آیا بین هوش هیجانی و خلاقیت رابطه وجود دارد یا خیر ؟

اهداف پژوهش

هدف اصلی در این تحقیق

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران می باشد.

اهداف فرعی

1- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر و پسر.

2- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی .

3- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی.

4- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر سال اول عمومی

5- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر سال اول عمومی.


فرضیه های تحقیق:

الف : فرضیه اصلی

بین هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان دوره متوسطه منطقه 11 تهران همبستگی وجود دارد .

ب : فرضیه های فرعی

1- بین میانگین هوش هیجانی دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

2- بین میانگین خلاقیت دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

3- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

4- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

5- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

6- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.


متغیرها

اصطلاح متغیر[13] به خصوصیتی اشاره می کند که بوسیله آن اعضای یک گروه یا مجموعه از یکدیگر متمایز می شوند. اعضای گروه ممکن است افرادی باشند که از لحاظ جنسیت، سن، رنگ چشم، هوش، افت شنیداری، زمان واکنش به محرکها، نگرش نسبت به یک موضوع سیاسی و بسیاری از جنبه های دیگر با هم تفاوت دارند. چنین ویژگیهایی را می توان متغیر نامید (فرگوسن[14]، 1989)

متغیر مستقل: متغیری است که پژوهش گر می تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر هوش هیجانی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است.

متغیر وابسته: متغیری که پژوهشگر نمی تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر خلاقیت بعنوان متغیر وابسته می باشد.

متغیر کنترل: متغیری که حضورش در پژوهش ملموس است و پژوهشگر آن را کنترل می کند در این پژوهش، سن، پایه تحصیلی، جنسیت و رشته تحصیلی متغیر کنترل می باشند.

تعاریف نظری وعملیاتی

الف) تعاریف نظری

هوش هیجانی[15]

مایر و سالوی هوش هیجانی را به عنوان مجموعه ای از توانایی های مرتبط به هم که دارای چهار بُعد اساسی می باشند، تعریف می کنند که این ابعاد عبارتند از:

1- شناسایی و بیان عواطف

2- استفاده صحیح از عواطف

3- فهم و درک عواطف

4- مدیریت و تنظیم عواطف (سیاروجی و همکاران- 2000)

گلمن هوش هیجانی را مهارتی می داند که دارنده آن می تواند از طریق خودآگاهی روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودمدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد. (مقصودی، 1383)

خلاقیت:

ازنظر تورنس[16] ( 1998) ، : خلاقیت عبارت است از فرآیند حل کردن مشکلات، مسائل، و اطلاعات، عناصر گم شده، چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه‌سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها، تجدیدنظرکردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج. (سیف 1379)

ابراهام مزلو[17] خلاقیت را چنین تعریف کرده است:

خلاقیت در ابتدا از روان ناهشیار سرچشمه می گیرد. ایده های تازه (و یا نوآوریهای واقعی) است که با آن چه در حال حاضر وجود دارد،‌متفاوت است.

به عقیده برآن[18] (1989) مقدماتی ایجاد می شود. در این وسط معجزه ای رخ می دهد و چیزی به اسم خلاقیت حاصل می شود.

گیلفورد[19] (1971) خلاقیت را این گونه تعریف می کند:

تفکر واگرا در حل مسئله. به نظر او تفکر واگرا تفکری است که در جهات مختلف سیر می کند.

مک[20] کینون( 1985) خلاقیت را حل مسئله به نحوی که ماهیتی «بدیع و نو داشته باشد» تعریف می کند.

ویلیامز[21]( 1985) ، می گوید: «خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد».

استین[22] (1975) خلاقیت را به عنوان : یک فرایندی که منجر به ایده ای تازه شده و توسط گروه زیادی در زمانهای مختلف، مفید قانع کننده و تابع دفاع باشد» تعریف می کند.

گیلفورد ( 1971) ،در مدل «ساختار عقل» خود،‌خلاقیت را متشکل از 8 بُعد اساسی زیر می داند:‌

1- حساسیت به مسئله [23]

2- سیالی[24]

3- ایده های نوین[25]

4- انعطاف پذیری [26]

5- هم نهادی[27]

6- تحلیل گری[28]

7- پیچیدگی [29]

8- ارزشیابی[30]

به نظر او زیر هرکدام از این بعدهای اساسی چند بعد فرعی قراردارد. برپایه این مدل گیلفورد یک مجموعه ای از آزمون برای اندازه گیری خلاقیت ساخته که این مجموعه شامل 13 آزمون است. 9 آزمون کلاسی و آزمون شکلی تورنس[31] (1989) خلاقیت را بطور خلاصه مرکب از چهار عامل اصلی می داند:

1- سیالی: یعنی استعداد تولید ایده های فراوان

2- ابتکار: یعنی استعداد تولید ایده های بدیع، غیرمادی و تازه.

3- انعطاف پذیری: یعنی استعداد تولید ایده های متنوع و یا روشهای بسیار گوناگون.

4- بسط: یعنی استعداد توجه به جزئیات.

ب) تعاریف عملیاتی

هوش هیجانی

منظور از هوش هیجانی در این تحقیق نمره ای است که آزمودنیها از آزمون هوش هیجانی بار-آن بدست می آورند.

خلاقیت :

خلاقیت آفرینش فرآورده های پیچیده از مواد اولیه ساده می باشد که در این پژوهش منظور از خلاقیت نمره حاصل از اجرای آزمون سنجش خلاقیت عابدی در بین آزمودنیها می باشد.



پیشینه موضوع پژوهش

بعد از این که برای اولین بار سالووی و مایر در سالهای 1990 تئوری مدونی به نام هوش هیجانی ارائه کردند، از آن زمان تاکنون مطالعات زیادی در مورد این سازه در زمینه های مختلف صورت گرفته است. در این جا برخی از این مطالعات را ذکر می کنیم.

الف : درایران

زارع 1380 رابطه بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی را مورد ارزیابی قرارداد. وی در این تحقیق از پرسشنامه بار-آن به منظور پیش‌بینی موفقیت تحصیلی به وسیله هوش هیجانی استفاده نمود و دریافت که بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی همبستگی معناداری وجود دارد ولی بین هوش شناختی و هوش هیجانی همبستگی معنادار وجود ندارد.

بنکداری در سال 1384 به بررسی رابطه هوش هیجانی والدین با سازگاریهای اجتماعی فرزندان پرداخت . بدین منظور 252 دانش آموز دختر و پسر پایه چهارم دبستان شهر تهران بررسی شدند. در نتایج تحقیق وجود رابطه مثبت و معنادار بین هوش هیجانی والدین و سازگاری اجتماعی فرزندان داشت. مادران از طریق سه مولفه خودکنترلی- هوشیار اجتماعی و خودانگیزی توانایی پیش‌بینی سازگاری اجتماعی فرزندان دختر خود را دارند. و این امر نزد پدران به مولفه‌های هوشیاری اجتماعی – توانایی پیش بینی سازگاری اجتماعی فرزندان پسر را دارا می باشند. نتایج نشان می دهد که بین هوش هیجانی پدران و مادران تفاوتی وجود ندارد. تنها در مولفه خودکنترلی نمرات پدران بیشتر از مادران می باشد.

سازگاری اجتماعی دختران از پسران بیشتر است. اما از دیدگاه مادران تفاوتی در سازگاری اجتماعی فرزند دختر و پسر دیده نمی شود.

عباسی (1384) به بررسی و مقایسه هوش هیجانی دانش‌آموزان پسر کم توان ذهنی آموزش پذیر 12-10 ساله با و بدون اختلالهای عاطفی رفتاری در شهر تهران پرداخت. نتایج تحقیق بین دو گروه مادران فاقد و واجد اختلالات عاطفی رفتاری نشان داد که آنها در زمینه هوش هیجانی کلی و زیر مجموعه ای آنها که عبارتند از: خودآگاهی – خودکنترلی- خودانگیزی – همدلی و مهارتهای اجتماعی می باشند. تفاوت معناداری با یکدیگر دارند.

مقصودی (1384) به بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی(هوش هیجانی – خلاقیت – خودپنداری- خودکارآمدی – منبع کنترل) کارآفرینان تهرانی با افرادی عادی می پردازد که نتایج حاصل از داده های هوش هیجانی نشان می دهد که بین میانگین دو گروه کارآفرینان و افراد عادی تفاوت معناداری وجوددارد. بدین معنی که میانگین هوش هیجانی افراد کارآفرینی به نسبت افراد عادی بالاتر است. این تفاوت علاوه بر میانگین هوش هیجانی کلی در هر پنج مولفه ترکیبی هوش هیجانی نیز معنادار است یعنی میانگین گروه کارآفرینان در مولفه‌های درون فردی، میان فردی، سازگاری، کنترل تنش و خلق عمومی به نسبت افراد عادی بالاتر است.

پیرخائفی (1372) :

به بررسی رابطه بین هوش عمومی وخلاقیت در بین دانش آموزان پسر دوم نظری دبیرستانهای شهر تهران پرداخته است .نتیجه ارزیابی نشان می دهد که بین هوش عمومی و خلاقیت کلی نمونه تحقیق همبستگی ناچیزی وجود دارد .

ب : در جهان:

براکت[32] (2004) هوش هیجانی 330 مردو زن را با استفاده از مقیاس مایر و همکاران مورد ارزیابی قرارداد . در این تحقیق هوش هیجانی زنان به طور معنی داری بیش از مردان بود. همچنین هوش هیجانی همبستگی منفی و معنی داری با ناسازگاری و رفتارهای منفی اجتماعی داشت. نمرات پایین هوش هیجانی در مردان مربوط به درک هیجانات و استفاده از هیجانات (بهبود تفکر) بود و هوش هیجانی پایین در مردان با مصرف مواد و استفاده از الکل همبستگی داشت. همچنین این افراد دارای رفتارهای انحرافی بیشتر و ارتباطات اجتماعی ضعیف بودند.

سیاروچی[33] و همکاران (2002) در مقاله ای به عنوان «هوش هیجانی رابطه بین استرس و سلامت روانی را تعدیل می کند» مطالعه ای را شرح می دهند که برروی 302 نفر از دانشجویان به روش مقطعی انجام گرفت. 3 شاخه هوش هیجانی در این تحقیق مدنظر بودند که عبارتند از:‌ادراک و ارزیابی هیجانی،‌فهم و استدلال در مورد هیجانها و مدیریت و نظم‌بخشی در خود و دیگران.

استرس نیز در دو بُعد جر و بحث وگفتگوی مشاجره سر میز و وقایع منفی و ناگوار زندگی مورد توجه قرارگرفت. نتایج پژوهش حاکی از این بود که برخی از اشکال هوش هیجانی ممکن است افراد را از استرس محافظت کند و منجر به سازگاری و تطابق بهتری در آنان شود . این امر تلویحات روشنی برای پیشگیری از حالات افسردگی دارد. افرادی که در مدیریت و کنترل هیجانهای دیگران عملکرد خوبی دارند، از حمایت اجتماعی برخوردار بوده و احساس رضامندی بیشتری در زندگی دارند. این حساسیت روزافزون می تواند آنان را در مقابل افسردگی و افکار خودکشی محافظت کند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که هوش هیجانی رابطه میان استرس و متغیرهای سلامت روان را تعدیل می کند در مواردی افراد باهوش هیجانی بالا تاثیرات بیشتری از استرس داشته و سطح بالایی از افسردگی را نشان می دهند که آنها دو فرضیه را مطرح کردند.

فرضیه گم‌گشتگی[34]

که پیشنهاد می کند افرادی که در ادراک هیجان در سطح پایین قراردارند در واقع به استرس حساس هستند اما به آسانی تشخیص نمی دهند که استرس بر آنها چه اثری دارد. براین اساس افراد با ادراک هیجانی پایین درباره آن چه احساس می کنند، بیشتر سردرگم می شوند و درک پایین‌تری از چگونگی تاثیر آن بر زندگی ازخود نشان می دهند .

فرضیه عدم حساسیت[35]

پیشنهاد می کند که افرادی که ادراک هیجانی ندارند با موفقیت تفکرات استرس زا را سرکوب می کنند و یا در کل به آنها توجهی نمی کنند.

هانت و ایوان[36] (2004) در پاسخ به این سوال که آیا هوش هیجانی می تواند پیش بینی کند که افراد چگونه بر تجربیات تکانشی و ناگهانی پاسخ می دهند، مطالعه ای برروی 181 مرد و 233 زن اجرا کردند .نتایج نشان دادند که افرادی که نمرات هوش هیجانی بالایی داشتند نشانه های روانی کمتری در رابطه با تجربیات تکانشی نشان دادند علاوه براین مشخص شد که وقایع ضربه ای تاثیرات منفی بیشتری بر زنها داشت و مردها سازگاری بهتری با این تجربیات از خود نشان دادند.

در پژوهشی که توسط مایر و همکاران (2000) به عمل آمد، مشخص شد که افرادی که نمرات بیشتری در همدلی دارند، انطباق عاطفی بهتری داشته و معاشرتی هستند و در میان مردم محبوبیت بیشتری دارند. این افراد در پاسخدهی به محیط اجتماعی و ایجاد یک شبکه اجتماعی پشتیبان برای خود موفق‌ترند.

شات[37] (2001) در هفت مطالعه جداگانه به بررسی رابطه هوش هیجانی و روابط بین شخصی پرداخت. و دریافت که افراد باهوش هیجانی بالا از قدرت خودکنترلی بالایی برخوردار بوده و نگاه همدلانه بیشتری نسبت به دیگران دارند . آنها همچنین دریافتند که بین هوش هیجانی و مهارتهای اجتماعی رابطه مثبتی وجود دارد به این معنی که افراد باهوش هیجانی بالا قادر به مدیریت صحیح روابط خود بوده و توانایی رهبری بالایی داشته و در حال تعارضات بین شخصی تواناترند. آنها دارای روحیه همکارانه صمیمانه تری بوده که به حفظ و تداوم ارتباطها کمک می کند این افراد از رضامندی زناشویی بهتری نیز برخوردار می باشند.

لوپز[38] (2003) پژوهشی را برای 103 دانشجو به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارتباطات اجتماعی صورت داد. نتایج حاکی از وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و رضایت از روابط اجتماعی بود. افرادی که در مقیاس مدیریت هیجانی نمرات بالاتری گرفته بودند به احتمال بیشتری روابط خود را با دیگران مثبت ارزیابی کردند. همچنین این افراد حمایت بیشتری از والدین دریافت کرده و از تعاملات منفی کمتری با دوستان نزدیک خود برخوردار بودند.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت در بین دختران و پسران و تاثیر جنسیت بر روی متغیرهای عزت نفس خلاقیت

با توجه به نتیجه بررسی های انجام شده خلاقیت و استعدادهای خلاقه نهفته در کودک و نوجوان قابل رشد وتوسعه است و این کیفیت مستلزم تلاش و کوشش همه جانبه در ابعاد گوناگون کودک و نوجوان به ویژه عزت نفس می باشد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 137 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 98
بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت در بین دختران و پسران و تاثیر جنسیت بر روی متغیرهای عزت نفس خلاقیت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

چکیده .................................. 2

مقدمه .................................. 3

بیان مساله ............................. 4

اهمیت پژوهش............................. 9

هدف پژوهش .............................. 10

فرضیه پژوهش ............................ 10

تعاریف نظری و عملیاتی اصطلاحات .......... 11

فصل دوم :پیشینه پژوهش

بخش اول : عزت نفس

تعریف عزت نفس .......................... 13

فرآیند شکل گیری و تحول عزت نفس ......... 15

منظور از احترام به خود ضعیف یا قوی چیست؟ 21

ملاک های ایجاد عزت نفس در نوجوانان....... 28

دیدگاههای نظری درباره عزت نفس........... 29

نظریه های مربوط به عزت نفس ............. 32

- کوپر اسمیت........................... 32

- آبراهام مازلو........................ 33

- ویلیام جیمز ......................... 34

- نظریه پردازان صفات .................. 35

- نظریه پردازان یادگیری اجتماعی........ 36

- نظریه پردازان روان پویشی ............ 37

بخش دوم : خلاقیت

سیر تحول مطالعه خلاقیت .................. 41

خلاقیت .................................. 43

مراحل خلاقیت............................. 48

تحول خلاقیت در طول زندگی ................ 50

اجزای تشکیل دهنده خلاقیت................. 52

دیدگاههای خلاقیت ....................... 56

- تورسن ............................... 56

- کیلفورد.............................. 59

- کارل راجرز........................... 60

- دوبونو............................... 62

نظریات خلاقیت ........................... 63

- رویکرد باستانی ...................... 63

- رویکرد روانکاوی ..................... 64

- رویکرد روانکاوی جدید از خلاقیت ....... 65

- رویکرد گشتالت........................ 67

- رویکرد تداعی ........................ 67

- رویکرد رفتارگرایی ................... 68

- رویکرد روانسنجی ..................... 69

الگوهای خلاقیت .......................... 69

- آزبورن .............................. 69

- آزبورن – چارنز....................... 70

- استین ............................... 70

- نلر.................................. 71

- کالا گر............................... 73

- مروری بر تحقیقات انجام شده در روابط با موضوع پژوهش 73

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه .................................. 82

جامعه آماری پژوهش ...................... 82

نمونه آماری و روش نمونه گیری ........... 82

ابزار پژوهش ............................ 83

روش جمع آوری اطلاعات..................... 83

روش آماری .............................. 83

پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت ............. 84

مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت................ 84

اعتبار و پایایی آزمون کوپر اسمیت ....... 85

روایی آزمون کوپر اسمیت ................. 87

پرسشنامه خلاقیت عابدی ................... 87

تاریخچه خلاقیت عابدی .................... 88

پایایی آزمون ........................... 88

اعتبار آزمون ........................... 89

شیوه نمره گذاری......................... 89

فصل چهارم:توصیف وتحلیل داده ها

روش محاسبه ............................. 91

توصیف داده ها........................... 91

فرضیه پژوهش............................. 92

فصل پنجم :نتایج پژوهش

بحث ونتیجه گیری......................... 97

محدودیتها............................... 101

پیشنهادها............................... 101

منابع ومآخذ............................. 102

پیوست ها

پیوست الف

پیوست ب


چکیده

با توجه به نتیجه بررسی های انجام شده خلاقیت و استعدادهای خلاقه نهفته در کودک و نوجوان قابل رشد وتوسعه است و این کیفیت مستلزم تلاش و کوشش همه جانبه در ابعاد گوناگون کودک و نوجوان به ویژه عزت نفس می باشد.

موضوع پژوهش حاضر بررسی رابطه خلاقیت و عزت نفس درنوجوانان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت است که با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس صورت پذیرفته است از این رو تعداد 60 نفر از دانش آموزان دختر و پسر که در مقطع راهنمایی مدارس واقع در منطقه 11 آموزش و پرورش تحصیل می کردند انتخاب شدند و آزمونهای عزت نفس کوپراسمیت و خلاقیت عابدی بر روی آزمودنیها اجرا گردید. نتایج نشان می دهد.

که خلاقیت دربین دختر وپسر تفاوتی ندارد وهمچنین عزت نفس در دختر وپسر تفاوتی ندارد ورابطه مثبتی بین خلاقیت وعزت نفس وجود دارد.

مقدمه

بنا به اعتقاد بسیاری از متخصصان عزت نفس را می توان ازجمله علل مشکلات رفتاری شایع در میان کودکان و نوجوانان سراسر جهان دانست.

بهترین راه برای بیشتر کردن انگیزش افراد اینست که عزت نفس آنها را افزایش دهیم.معلمان، کارفرمایان و مربیان همواره می گویند که راه بهترین راه برای با انگیزش کردن دانش آموزان ، کارکنان و ورزشکاران بالا بردن عزت نفس آنهاست.

بالا بردن عزت نفس اقدام پسندیده ای است و احمقانه است اگر کسی با اینکار مخالفت کند . امّا مسئله تقویت کردن عزت نفس نوعی مداخله انگیزشی است که «تقریباً هیچ یافته ای وجود ندارد که نشان دهد عزت نفس اصلاً چیزی را به وجود می آورد بلکه عزت نفس توسط مجموعه ی موفقیتها و شکستها به وجود می آید...آنچه باید بهبود یابد عزت نفس نیست بلکه مهارتهای ما برای برخورد با دنیاست(سلیکمن ، نقل شده در آزار،1994).

در همین رابطه دو پژوهشگر نتیجه گرفتند که عزت نفس «عمدتاً حاصل موفقیتها و شکستهای مربوط به پیشرفت است که تأثیری مهمی بر پیشرفت بعدی ندارد ،(هلمک و ون آکن، 1995) .پس نکته مهم در این دو نقل قول جهت علیتی بین عزت نفس و پیشرفت /خلاقیت است.(ریو/سید محمدی،1382).

افزایش عزت نفس موجب افزایش پیشرفت نمی شود بلکه افزایش پیشرفت موجب می شود که عزت نفس بیشتر می شود و از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند و برخی از با استعدادترین و سرآمدترین دانش آموزان خود را با دیدی کاملاً منفی ارزیابی کرده بودند و نمی توانند تخیلات خود را به زبان آورند؛ هدف ما در این پژوهش بررسی رابطه عزت نفس[1] و خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر است و بررسی راهکارهایی است تا با افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان با هوش زمینه های خلاقیت رادر آنها به وجود آوریم.

بیان مساله :

محققین معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق برخوردارند ولیکن فقدان محیط مناسب وبی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن می گردد. برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق ضروری است زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به راههای خلاق برای مسائل حاد وآینده خود دارند( حسینی، 1376) . بررسی هدفهای آموزش و پرورش در سطح جهان و ایران نشانگر آنست که برای مقابله مناسب با مسائل فردی و اجتماعی پیچیده نیاز به پرورش افرادی داریم که با اتکاء به نیروی اراده و تعقل خود منطقی و خلاق بیاندیشد( همان منبع).

با نگاهی به تاریخ گذشته در می یابیم که جهان ما به دست افراد معدودی که در تفکر خود جهشهای خلاقی داشته اند تغییرات بنیادی پیدا کرده است . کالیله، داروین و اینشتین در درک دنیایی که در آن زندگی می کنیم نقش بسیار ارزنده ای ایفا کرده اند اختراعات نیز نشانگر همین نکته اند. ماشین بخار، تلفن ، کامپیوتر و هزاران اختراع دیگر که وجود آنها برای ما عادی شده است بدست کسانی طراحی و ساخته شده اند که ما آنها را خلاق می نامیم. در عالم هنر نیز طی قرنها کتابها، شعرها، تابلوهای نقاشی ، مجسمه ها و ... که جهان ما را غنی کرده اند بوسیله افراد خلاق به وجود آمده اند (شکلتون و فلچر، ترجمه کریمی و جمهری،1371).

در گستره موضوع خلاقیت مسئله کشف وشناسایی افراد خلاق و عوامل موثر بر خلاقیت از ماهیت ویژه ای برخوردار است زیرا شناخت زود هنگام این افراد آموزش و پروش درست وبه موقع استعدادهای آنان می تواند بزرگترین قدم در راه پیشرفت کشور باشد تاکنون به منظور شناسایی افراد خلاق تلاش های بسیاری صورت گرفته است .رویکرد روانسنجی در ابتدا کوشش کرد با استفاده از شیوه های شبیه به شیوه های سنجش هوش به اندازه گیری خلاقیت می پردازد ولی آزمونهای هوش نتوانستند افراد توانا در تفکر واگرا یعنی افراد چیره دست در ارائه اندیشه های نو و ابتکاری را شناسایی کند. لذا مطالعات بعدی در دو جهت متفاوت پی ریزی شد گروهی از محققین به شناسایی عوامل موثر بر خلاقیت پرداختند و گروهی دیگر به تهیه آزمونهای خاصی برای سنجش خلاقیت. در این مطالعات فرض اساسی این بود که در خلاقیت توانایی ذهنی ویژه ای دخالت دارند بنابراین اکثر آزمونهای ساخته شده به سنجش توانائیهای می پرداختند که در تفکر خلاق اهمیت دارند . یافته های این محققین اولین قدم درجهت مطالعه تجربی خلاقیت بود .( افروز،1372).

از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق و مبتکر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند و نمی توانند تخیلات خود را بر زبان آورن، برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی ، قدرت تصمیم گیری و ابتکار ، خلاقیت و سلامت فکر و بهداشت روانی ارتباط مستقیمی با میزان عزت نفس و احساس خود ارزشمندی فرد دارد. امروزه دردرمان بسیاری از اختلالات شخصیتی و رفتاری کودکان و نوجوانان مانند کم رویی و گوشه گیری ، ناسازگاری و پرخاشگری ، تنبلی و کندروی به عنوان اولین گام به ارزیابی و پرورش احساس عزت نفس ،تقویت اعتقاد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان می پردازد. برای اینکه کودکان و نوجوانان بتوانند از حداکثر توانمندیهای بالقوه خود برخوردار شوند می بایست از نگرش مثبت نسبت به خود در محیط اطراف و انگیزه های قوی برای تلاش و کوشش بهره مند شوند بی شک نوجوانانی که دارای عزت نفس قابل توجهی هستند نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه پیشرفت تحصیلی و کارایی بیشتری از خود نشان می دهند. همچنین از بارزترین ویژگیهای صاحبان «تفکر واگرا » و افراد خلاق «داشتن اعتماد به نفس» و «عزت نفس» بسیار بالاست لذا پرورش عزت نفس در کودکان و نوجوانان از مهمترین وظایف اولیاء و مربیان می باشد که در این ارتباط بیشترین نقش بر عهده الگوهای رفتاری است (افروز،1377).

تعادل در عزت نفس در صورتیکه سایر شرایط موجود باشد باعث می شود که فرد به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه خود از آن جمله خلاقیت باشد. زماینکه درجه اعتماد و پذیرش خود در او کاهش یابد یاس و نومیدی ناشی از آن در جریان به فعالیت رسیدن قوای خلاقه اختلال و آشفتگی ایجاد می کند یکی از معضلات جامعه ما اینست که افراد خلاق و متبکر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی به ابراز تفکرات نو ابداعات تازه خویش اعتراض کنند در حالیکه افراد خلاق و نوآور در پی جلب توجه این و آن نیستند و اتفاقاً در بسیاری از مواقع در مورد استهزای عمل دیگران هم قرار می گیرند از میان مجموعه ویژگیهای افراد خلاق به دو صفت می توان برخورد کرد که تمام محققان و کارشناسان که سالها در این زمینه کار کرده اند به خصوص کیلفورد و دیگران بر آنها تأکید داشتند یکی برخورداری از قوه تخیل قوی در دوران کودکی و دیگری داشتن اعتماد به نفس قوی در نوجوانی و جوانی .سپس هرگاه بتوانیم این دوصفت را در کودکان و نوجوانان با هوش خود بپردازیم زمینه خلاقیت در آنان به وجود می آید (افروز،1371).

برخی از مطالعات نشان داده اند که چون عزت نفس بالا در برخی از ویژگیهای رفتاری و همچنین با رضامندی شخص و فعالیت کارآمد همراه است برای انسان مهم می باشد و چون که افراد با عزت نفس پائین اغلب در تعاملات اجتماعی خجالتی و نسبت به طردشدن آسیب پذیرند اکثر متخصصین بالینی عزت نفس مثبت را از اعمال اساسی در سازگاری اجتماعی – عاطفی فرد می دانند و معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق ریشه بسیاری از نابهنجاریهای روانی است که در بین افراد انسان دیده می شود (شاملو،1369).

از آنجائیکه از بارزترین ویژگیهای صاحبان «تفکر واگرا» و « افراد خلاق » داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس بسیار بالاست و از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق و متکبر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند در این پژوهش تلاش در جهت پاسخ به این سوال است که آیا بین عزت نفس و خلاقیت در میان دانش آموزان دخترو پسر تفاوت معناداری وجود دارد؟

اهمیت پژوهش

یکی از ارزشمندترین راههای استفاده از خلاقیت بکار بردن آن برای بهبود روبط است. زیرا انسانها در سطوحی بیشمار و گوناگون در برابر پذیرش امواج طیف یکدیگر ، به ویژه نسبت به انگاره ها و قالبهای فکری که درباره یکدیگر در سر دارند حساس و پذیرا هستند. در واقع همین اندیشه ها و گرایشهای نهفته است که رفتار موفق یا ناموفق ما را می سازد.

در رابطه عزت نفس با خلاقیت نیز مانند هر چیز دیگر، دقیقاً همان چیزی را به دست می آوریم که به آن اعتقاد داریم و باور ماست ، مگر اینکه ازژرف ترین سطح وجودمان رابطه ای درست ودلخواه را بطلبیم.( گواین ،ترجمه خوشدل،1381).

مردمانی که با آنها در رابطه ایم همواره چون آینه بازتاب اعتقادات خود ما هستند و ما نیز چون آینه بازتاب باورهای آنها هستیم پس می توان روابط را از قدرتمندترین ابزار رشد و کمال خود دانست.

اگر صادقانه به روابط خود بنگریم می توانیم دریابیم که چگونه روابطی آفریده ایم .برای استفاده از رابطه ی عزت نفس با خلاقیت به منظور حفظ و بهبود سلامت و تناسب اندام و زیبایی جسمانی راههای بسیاری وجود دارد و تندرستی و جاذبه ما مانند هر چیز دیگر زاییده ی گرایشهای ذهنی ماست پس عوض کردن باروها و تغییر اعتقادات یا شیوه همنوایی که با خویشتن و جهان داریم می تواند اثرات جسمانی ژرف و شگرف پدید آورد(گواین، ترجمه خوشدل،1381).

هدف پژوهش

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت می باشد.

فرضیه پژوهش

1- بین خلاقیت و عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر رابطه وجود دارد.

2- خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است.

3- عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است.

تعاریف نظری و عملیاتی اصطلاحات

تعریف نظری خلاقیت: خلاقیت را می توان با اشاره به تعدادی توانایی ذهنی که منجر به تولید آثار خلاق می شود توصیف کرد. مهمترین این ویژگیها واگراست تفکر واگرا منجر به حل مساله می شود.گیلفورد[2](1962، 1959، 1950) خلاقیت را نوعی توانایی فکری دانسته و تفکر خلاق را منجر به خلاقیت می شود یکی از انواع واگرا می داند ولی معتقد است که در این نوع تفکر اطلاعات بصورتیکه ارتباطی با مطلب گذشته داشته باشند شناخته شد محصولی جدید ایجاد می کنند.

تعریف عملیاتی خلاقیت:نمره ای که فرد در آزمون خلاقیت عابدی کسب می کند.

تعریف نظری عزت نفس: تعریف نظری عزت نفس عبارتست از ارزیابی مدام شخصی نسبت به ارزشمندی خویشتن خود ، این صفت حالت عمومی دارد و محدود و زودگذر نیست.

تعریف عملیاتی عزت نفس: در این پژوهش منظور از عزت نفس نمره ایست که هر فرد از پرسشنامه کوپراسمیت می گیرد به عنوان عزت نفس کلی فرد محسوب شده و نمره ای بین 0 تا 50 را در برمی گیرد(شاملو،1369).



تعریف عزت نفس:

عزت نفس از جمله مفاهیمی است که در چند دده اخیر مورد توجه پژوهشگران روانشناسی و علوم تربیتی قرار گرفته است در تبیین اهمیت عزت نفس برخی صاحبنظران از آن به عنوان نکته ای کلیدی که می تواند جوانب مختلف زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد یاد می کنند.اهمیت این مطلب همواره از سوی افرادی که با کودکان کار می کنند تائید شده است ، به سختی می توان از نزدیک با کودکان در تماس بود و درعین حال به مهمترین احساسات آنها در مورد خودشان به عنوان یک فرد توجه نکرد(پوپ ،مک هیل، کریهد ترجمه تجلی،1374).

انسان هنگام تفکر در مورد احترام به خود کودکان براحتی سردرگم می شود. به دلیل اینکه دو واژه احترام به خود و خودپنداره[3] اغلب به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند و زمان مورد استفاده در این زمینه را مبهم می سازد(همان منبع).

عزت نفس را باید از خود پنداره متمایز ساخت منظور از خودپنداره مجموعه صفات ،توانائیها، نگرشها و ارزشهایی است که فرد باور دارد او را توصیف می کند( برک ترجمه سیدمحمدی،1383).

به عبارت دیگر خودپنداره مجموعه ای از مفاهیمی است که فرد برای توصیف خویش از آن استفاده می کند. کودک می تواند خود را به عنوان بازیگرخوب بیسبال ،دوست جو، علاقمند به داستانهای علمی دانش آموزی متوسط در نظر بگیرد که این مورد از جمله اجزاء خودپنداره وی به شمار می رود( پوپ،مک هیل،کریهدترجمه تجلی: 1374).

در واقع عزت نفس جنبه ای از خودپنداره است که در اوایل کودکی نمایان می شود (برک/ سیدمحمدی،1383).و از احساسات کودک در مورد ابعاد وجودش ناشی می شود(پوپ ،مک هیل ،کریهدترجمه تجلی،1374).

عزت نفس نتیجه نهایی کارکرد سازکارانه و ثمربخش خود است عزت نفس درست مثل خوشحالی است به اینصورت که وقتی سعی می کنید خوشحال باشید افراطی عمل نمی کنید بلکه خوشحالی پیامد جانبی خشنودیها، پیروزیها وروابط مثبت زندگی است به همین نحو عزت نفس پیامد جانبی رسیدن به آرزوها و آمال شخصی و تبعیت ازهنجارهایی است که فرهنگ آنها را تعیین کرده است (ریو،ترجمه سید محمدی،1382 ).

تعریف ماسن و همکاران از عزت نفس (ترجمه یاسایی،1372) چنین است :

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا می کنند وهویت خود را در می یابند تدریجاً برای خصوصیات خود ارزش مثبت یا منفی قائل می شوند.مجموعه این ارزیابیهایی که کودک از خود می کنند عزت نفس او را تشکیل می دهد. بالبی ،1973، عزت نفس را قسمتی از شخصیت می داند و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی را نیز به عنوان اصلی کلی و پایه ای برای درونی کردن اعتماد به خود متذکر می شود(ترجمه بیابانگرد،1374).

براندن که از پیشکسوتان نظریه عزت نفس می باشد معتقد است که سلامت روان انسان منوط به عزت نفس اوست و بیماریهای روانی از کمبود حس احترام به خود ناشی می شود(ساپنیکتون ترجمه شاهی برواتی ،1379).

به اعتقاد براندن عزت نفس دارای دو جنبه وابسته به یکدیگر است یک حس سودمندی ویا اعتماد به نفس و دیگری حس ارزشمندی فرد و در مجموع حس عزت نفس و حس اعتماد به نفس است که دلالت بر لیاقت شخص برای زیستن دارد( میلانی فرد،1374).

فرآیند شکل گیری و تحول عزت نفس:

آدلر[4] ،آلپورت[5] هورنای[6] ،سولیوان[7] ، راجرز[8] ،مازلو[9] از اندیشمندانی هستند که این نظر را که انسان دارای نیاز به عزت نفس است پدیرفته اند. بکر 1963 معتقد است که نیاز به عزت نفس فقط از آن انسان است و وجود آن بدان دلیل است که انسان دارای استعداد تفکر و نمادسازی است (بیابانگرد،1373).

سطح عزت نفس شما تحت تاثیر این عوامل قرار دارد: معیارهایی که به هنگام ارزیابی خودتان بکار می برید ،توانائیها و موفقیتهای واقعی ، نظام خود پاداش دهنده ،توجه انتخابی به اطلاع که درباره شماست و پیچیدگی نظریه خویشتن. هنگامیکه به ارزشیابی خودپندارتان می پردازید برای تصمیم گیری راجع به ارزشمندی یا بی ارزش بودن خویش از ملاک های معینی استفاده می کنید این معیارها یا ملاک ها از شخصی به شخص دیگر فرق می کند ممکن است شخصی احساس کند کسب یک درجه دانشگاهی موفقیت بزرگی به شمار می رود. دیگری ممکن است آنرا به عنوان امری عادی و بی اهمیت تلقی کرده و نادیده بگیرد.چنین معیارهایی نه تنها بر عزت نفس ما تاثیر می گذارند بلکه همچون اهدافی هستند که ما را به فعالیت وا می دارند در اینجا معمای غامض و پیچیده ای دارد. معیارهای پائین باعث کسب سطوح بالای عزت نفس می شوند امّا این امکان نیز وجود دارد که ما را از شناسای تمامی استعدادهایمان باز دارد پس ممکن است به یکی از کاربردهای یک نظریه خوب خویشتن – افزایش عزت نفس- دست یابیم امّا به بهای از دست دادن یک کارکرد دیگر یعنی به حداکثر رساندن توازن لذت باشد (ساپنیگتون،ترجمه شاهی برواتی،1379).

بنابراین جهت تبیین نیاز به عزت نفس باید خاطر نشان کردکه :

تصویر ذهنی تعیین کننده هدف فعالیت ماست تصویر ذهنی ما محدوده رسیدن به هریک از وبه عبارتی حیطه امکان را مشخص می کند(ماسن وهمکاران ،ترجمه پاسایی،1370) .

همراه با رشد و در جریان فرآیند رشد ،کودک به تدریج نسبت به هویت خود آگاه می شود و درباره ویژگیهاو استعدادهای مختلف خود به قضاوت می پردازد .مجموعه این قضاوتها، ارزیابیها که کودک از خود به عمل می آورد و در تعامل با اطرافیانش تثبیت می گردد ، در نهایت منجر به پیدایش عزت نفس در او می گردد( بیابانگرد،1373).

کولی[10] (1992) و مید[11] (1994) معتقدند که نظر ما درباره خودمان انعکاسی آیئنه دار از عقاید دیگران در مورد ما می باشد به همین ترتیب کودکان نیز می توانند خود را با هوش ویا کودن ،مونث و مذکر،بیمار یا سالم ببیند.همین که کودکان بتوانند در مورد ویژگیهای خود نظری پیدا کنند اغلب به گونه ای رفتار می کنند که با خودپنداره آنان سازگار باشد. عقاید کودکان در مورد بسیاری از ویژگیهای شخصی خود ودیگران به طرق تقریباً نظام داری به موازات رشد آنها تغییر می کند(پوپ،مک هیل، کریهد،ترجمه تجلی،1374).

به نظر آلپورت یکی از مراحل پرورش خویشتن پدیدار شدن عزت نفس است.

این مرحله با احساس غرور کودک و آموختن انجام کارهایی بطور انفرادی و مستقل همراه است آلپورت این مرحله از پرورش را بسیار حساس و تعیین کننده می داند.(بیانانگرد،1373).

بر طبق نظریه راجرز احساس عزت نفس در اثر نیاز به توجه مثبت در کودک بوجود می آید به تدریج که آگاهی از خود ظاهر می شود در کودک نیازی شکل می گیرد که نیاز به توجه مثبت و احترام نامیده می شود این نیاز در کودک و بطور کلی در انسان یک نیاز عمومی و بسیار جدی است این مهم یعنی نیاز فرد به احترام ،همدردی، گرمی ازجانب دیگران و نیاز به نظر مثبت دیگران شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم و محبت آمیز صمیمیت و پذیرش و مهربانی از طرف محیط وبه ویژه اولیای کودک می شود(میلانی فرد،1374).

به نظر راجرز اصل و ریشه خودپنداری و عدم ثبات و هماهنگی در آن به کوشش طفل برای کسب و حفظ محبت وابسته است بطور کلی نیاز به توجه مثبت ،نیازی آموختنی است وبا قسمت اعظمی از تجارب کودک همراه است . از طریق نگرشهای مثبت و احترام آمیزی که توسط دیگران نسبت به کودکان بروز داده می شود، احترام و توجه مثبت نسبت به خود به وجود می آید .پس از تشکیل نگرش مثبت به خود در فرد به جای آنکه او توجه مثبت و احترام را از دیگران بگیرد ازخودش میگیرد(ساپنیکتون ،ترجمه شاهی برواتی،1379).

یک راه حل آنست که اهداف و آرمانها را از معیارها جدا کنیم .ما می توانیم آرمانهای بالایی برای خود وضع کنیم و در عین حال از خودمان توقع داشته باشیم که عملکرد یا موفقیت خود را بالاتر از سطوح قبلی ببریم.به نظر بندورا(1986) اگر به ایجاد خرده اهداف اختصاصی و قابل حصول بپردازیم در اینصورت امیال و آرزوهای بالا به جای ناامیدسازی خویشتن می توانند برانگیزاننده و مشوق خویشتن باشند مثلاً اگر می خواهید میلیونر شوید
می توانید صرفاً از خود انتظار داشته باشید که ماهانه درصد معینی از درآمد خود را کنار بگذارید(بیابانگرد، 1373).

برخی آدمیان هر زمان که برطبق معیارهایشان عمل می کنند با تحسین و تمجید به خودشان پاداش می دهند دیگران هرگاه در رسیدن به معیارهایشان شکست بخورند با انتقاد از خود به تنبیه خویش می پردازند ، با احتمال بیشتری به عزت نفس بالا دست می یابند. کسانیکه افسرده اند بیشتر احتمال دارد که بخاطر عملکرد ضعیف به تنبیه خود بپردازند و کمتر پیش می آید که بخاطر عملکرد خوب از خودشان تمجید و تحسین به عمل آورند(بیابانگرد،1373).

کودکان ونوجوانان زمانی از عزت نفس زیاد بهره مند میشوند که بتوانند در 4 شرط متمایز احساس مثبتی را تجربه کنند این 4 شرط عبارتند از همبستگی،
بی همتایی،قدرت والگوها.

برای اینکه عزت نفس حفظ شود باید تمام این شرط پیوسته موجود باشند هیچیک بر دیگری برتری ندارند، اگر هر کدامشان به حد کافی فراهم نشوند موجب کاهش یا تغییر شکل عزت نفس می شوند( بیابانگرد، 1373).

در راهنمای تشخیصی و آماری بیماری روانی (DSMIV) که ملاک های آن در اغلب تشخیص های روانپزشکی بکار می رود احترام به خود ضعیف به عنوان ویژگی بسیاری از بیماریهای دوران کودکی در نظر گرفته می شود. دو نمونه مختلف از این بیماریها عبارتند از : اختلال کمبود توجه[12] و بیماریهای اجتنابی[13].

عزت نفس از چنان اهمیتی برخوردار است که از طرف اهداف رواندرمانی در دیدگاه راجرز می توان کاهش شدت و درجه تمایل روان نشرندی ، کاهش اضطراب ،افزایش میزان پذیرش خود عواطف شخصی (عزت نفس) را نام برد. هدف از فرآیند درمان در دیدگاه گلاسر[14] نیزاینست که پس از ارضای دو نیاز اساسی یعنی نیاز به عشق و نیاز به احساس ارزشمندی فرد بتواند در سطح وسیعتری و در چارچوب واقعیات رفتار مسئولانه ای در پیش گیرد و هویت موفقی (احساس ارزشمندی) بدست آورد و این خود نشانه سلامت روانی است ( ساپنیکتون ،ترجمه شاهی برواتی،1379).

در یک نظریه عزت نفس بالا از دست نمی رود و در همان حال شیوه خودنگری واقع بینانه ای پیش روی شما قرار دارد این نظریه شما را قادر می سازد محدودیتهای خود را در موقعیتهای اختصاصی ملاحظه کنید و در عین حال به خودتان به عنوان فردی اساساً با ارزش بنگرید برای آنکه بتوانید چنین کاری بکنید لازم است محدودیتهای خودتان را در قالب عبارات بسیاری اختصاصی رفتاری ( مثلاً : من به تمرین بیشتری نیاز دارم) توصیف کنید نه آنکه به بیانات کلی راجع به خودتان بپردازید ( من ورزشکار بدی هستم) شما می توانید همین اصل را در مورد دیگری هم که عملکرد ضعیفی دارند بکار ببرید برای این مقصود بدون آنکه به عزت نفس آنها خدشه ای وارد کنید یا آنکه به آنها برچسب زده باشید با انتقاد از رفتارهای اختصاصی یا ارائه پیشنهادات خاص به آنها پسخوراند بدهید( ساپنیکتون ، ترجمه شاهی برواتی،1379).


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید