فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان با تاکید بر دودبیرستان دخترانه شهید بهشتی وشهید اول شهر تهران

اوقات فراغت و چگونگی گذران آن از مباحث تازه­ای است که بعد از انقلاب صنعتی و رشد منابع و تکنولوژیها، توجه عالمان را برانگیخته و موضوعی مهم در حوزه علوم اجتماعی شده است پژوهش حاضر به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت در دو گروه از دانش­آموزان دختر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به (ترتیب واقع در منطقه 1 و 16 شهر ته
دسته بندی کار و امور اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 69 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 98
بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان با تاکید بر دودبیرستان دخترانه شهید بهشتی وشهید اول شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

« فهرست مطالب»

عنوان صفحه

چکیده ................................................................................... 1

فصل اول:مقدمه تحقیق

مقدمه..................................................................................... 4

تاریخچه در جهان............................................................. 9

تارخچه در ایران............................................................. 16

فصل دوم: کلیات تحقیق

طرح مسأله............................................................................ 19

روش تحقیق............................................................................ 20

اهداف تحقیق....................................................................... 22

سئوالات تحقیق.................................................................... 26

تعریف عملیاتی واژه­ها................................................. 27

فصل سوم: چارچوب نظری

بررسی آراء صاحبنظران................................................. 30

عوامل مؤثر بر چگونگی گذران اوقات فراغت...... 34

فصل چهارم:پیشینه تحقیق

پیشینه تحقیقی اوقات فراغت..................................... 414

فصل پنجم: ویژگی­ها و خصوصیات کلی جامعه مورد مطالعه

دلائل انتخاب و خصوصیات کلی جامعه مورد مطالعه 45

بررسی وضعیت جغرافیایی مناطق............. 47

جامعه مورد مطالعه....................... 47

فصل ششم: ­­یافته­های تحقیق

مشاهدات اولیه........................... 49

موضوع مشاهده............................ 49

مشاهدات مربوط به گروه A................. 50

مشاهدات مربوط به گروه B................. 53

مقایسه.................................. 56

مصاحبات با مدیریت دبیرستانها............ 58

مصاحبه با برخی از دانش­آموزان............ 76

مقایسه.................................. 78

فصل هفتم:نتیجه گیری و پیشنهادات

نتیجه­گیری و پیشنهادات................... 84

فهرست منابع و مأخذ...................... 90

چکیده :

اوقات فراغت و چگونگی گذران آن از مباحث تازه­ای است که بعد از انقلاب صنعتی و رشد منابع و تکنولوژیها، توجه عالمان را برانگیخته و موضوعی مهم در حوزه علوم اجتماعی شده است. پژوهش حاضر به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت در دو گروه از دانش­آموزان دختر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به (ترتیب واقع در منطقه 1 و 16 شهر تهران) می­پردازد.

توجه به اوقات فراغت در این پژوهش از ابعاد ذیل حائز اهمیت می­باشد. اوقات فراغت یک امر فرهنگی است. بر شخصیت افراد و از جمله شکل­گیری شخصیت اثر می­گذارد، آثار و نتایجی به صورت مثبت و منفی (انحراف و بزهکاری) برجای می­گذارد. به فراغت جوانان و نوجوانان (که تعداد زیادی از جمعیت جامعه را به خود اختصاص می­دهند) می­پردازد، به فراغت دختران که از محرومیت و محدودیت بیشتری در مقایسه با پسران برخوردارند توجه می­کند، توجه به فراغت در تعطیلات طولانی مدت تابستان و ایام نوروز، تطبیقی و مقایسه­ای بودن، رویکرد انسان­شناسی شهری و نهایتاً کاربردی بودن پژوهش حاضر از رئوس مهم توجه به اوقات فراغت و نحوه گذران آن می­باشد.جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر دو کلاس 21 نفره دانش­آموزان دختر دبیرستانی در سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی است که در دو قشر کاملاً متفاوت (قشر بالا و پایین) قرار دارند. در این پژوهش از 3 روش اسنادی، مشاهده، مصاحبه استفاد شده است.


مقدمه:

فراغت در لغت به معنای «آسودگی و آسایش» است و معمولاً در تقابل با اشتغالات و درگیریهای روزمره که نوعاً موجب خستگی می­شود بکار می­رود. اما فراغت از نگاه علمی به این استنباط عام محدود نمی­گردد و تبیین آن عملاً به گشایش باب ویژه­ای از حوزه این علم تحت عنوان «جامعه­شناسی فراغت» انجامیده است.

وجود اوقات فراغت در جوامع گذشته (به رغم وجود بیکاری­های فصلی و پنهان در آن جوامع) مورد تردید است، لیکن در نتیجه پیشرفت صنعت در جهان، خصوصاً در کشوهای توسعه­یافته از نیمه قرن بیستم، بشر از رفاه بیشتری نسبت به قرون گذشته برخوردار شده و باعث شده که بسیاری از مردم برای تأمین زندگی خویش کمتر مجبور به انجام کارهای سخت و سنگین باشند و مدت کار روزانه آنها نیز کمتر شده است به طوری که در اکثر کشورهای صنعتی یک روز تعطیل هفتگی به دو و حتی سه روز در هفته افزایش یافته و بدین ترتیب اکثر مردم این کشورها اشتغال به کار اقتصادی­شان، نسبت به صد سال قبل، کاهش یافته است. تغییراتی هم در روابط اجتماعی در ارتباط با خانواده کلیسا، فامیل، محله و ... اتفاق افتاده و فردگرایی رواج تام یافته است.

همچنین به میزان زیادی از تعهدات اجتماعی اشخاص کاهش یافته است. این نوع تغییرات اقتصادی و اجتماعی برای انسان غربی «وقت فراغت» تولید کرده و یا آنرا افزایش داده است و این امر، تحولی است که در میزان وقت فراغت در جوامع صنعتی به وجود آورده است. (اورعی، 1375، ص 61-59)

در کشورهای در حال توسعه نیز تحولاتی در « اوقات فراغت» حاصل شده است. پیدایش شهرهای بزرگ در کشورها، مبدأ این تحول بوده، به طوریکه گسترش ادارات دولتی و تعداد کارکنان آن، گسترش کارخانجات و تصویب قانون کار، مهاجرت تعداد زیادی از مردم روستاها، بخشها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کاهش ارتباطات اجتماعی سنتی همگی به ایجاد «وقت فراغت» و یا افزایش آن دامن زده است. البته مشکلات اقتصادی و پیدایش پدیده اقتصادی «کار دوم» و «اضافه کار» از این موضوع می­کاهد ولی برای تعدادی از مردم و برخی دسته­های اجتماعی مثل کودکان، نوجوانان و جوانان و ... «وقت فراغت» وجود دارد. در روستاها نیز با افزایش جمعیت و کمبود زمین زیر کشت و استفاده از وسایل مکانیکی جدید مانند تراکتور و ... «وقت فراغت» کمابیش قابل مشاهده است. (همان)

در مجموع می­توان گفت که در جوامعی که صنعت نفوذ پیدا کرده، فرصت تفریح فراوانی برای مردم پیدا شده است. کشور ایران و از جمله شهرهای بزرگ آن به خصوص شهر تهران نیز از این مقوله مستثنی نبوده و وجود فراغت و تفریحات را می­توان در آن مشاهده نمود البته لازم به ذکر است که عوامل مختلفی چون قشر و طبقه اجتماعی، مکان و محله زندگی، امکانات مالی، شرایط سنی و جنسی، میزان آزادی و اختیار، نوع نگرشها و باورهای افراد و ... همگی به نوعی بر وقت فراغت و نحوه گذران آن تأثیر گذارده به طوریکه آن را محدود و یا متنوع می­سازد. بعنوان مثال نحوه گذران اوقات فراغت قشر نوجوان با جوان، میانسال، بزرگسال و کهنسال، افراد ثروتمند، با افراد متوسط و هر دو با افرادی که از نظر بنیه مالی ضعیف­اند، شهری و روستایی و افراد سنتی و متجدد همگی به دلیل فرهنگ و خرده فرهنگ خاصشان) متفاوت است. از اینرو هر یک از این اقشار، مطالعه، پژوهش و برنامه­ریزی خاصی را در زمینه فراغت می­طلبد.

توجه به مطالب ارائه شده دراین پژوهش نیز سعی شد تا با انتخاب نوجوانان دختری که در آستانه ورود به مرحله جوانی هستند، به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت صرفاً این گروه سنی و جنسی پرداخته شود. نکته دیگر اینکه، صاحبنظران معتقدند که «وقت فراغت» وقتی است که شخص احساس می­کند که از او هیچ انتظاری ندارد وگذران فراغت نوعی عمل کردن غیرالزامی است. بطوریکه شخص در این اوقات، آنگونه که می­تواند و می­خواهد عمل می­کند. چون عمل او پاسخ به انتظار دیگری نیست (پس عمل فراغتی لزوماً الزامی نیست و در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت انجام می­شود). ولی از سوی دیگر، عمل فراغتی نمی­تواند برخلاف هنجارهای گروه و جامعه­ای که شخص به آن مربوط است، انجام شود. پس ضرورتاً عمل فراغتی عمل نابهنجار نیست بلکه علی­القاعده باید بر طبق هنجارها صورت گیرد. ولی با این وجود یکی از علتهای توجه جامعه­شناسان به اوقات فراغت نابهنجاریهایی است که درگذران آن رخ می­دهد. به طوری که بررسیهای جامعه­شناسان در این باره نشان می­دهد که رخ دادن در کجروی در اوقات فراغت بیش از اوقات اشتغال است (مثلاً بیشتر خودکشیها در این اوقات رخ می­دهد) کاهش کنترلهای اجتماعی و نبودن تکالیف مشخص برای افراد از عوامل تشدید کننده وقوع عمل­های نابهنجار در این اوقات است. نمونه­هایی چون پرسه زدن در خیابانها، اذیت و آزاد مردم، ماجراجویی از روی تنوع طلبی، گرایش به حرکات هیجانی مانند حرکتهای سرسام­آور با موتور سیکلت پرش با موتور از ارتفاعات، اعتیاد، انجام امور جنسی و ... از این قبیل است. حال به منظور جلوگیری از بروز چنین مواردی باید به گونه­ای برنامه­ریزی کرد تا اوقات فراغت افراد به شکل صحیح و مطلوب سپری شود. بسیاری از صاحبنظران «اوقات فراغت» معتقدند که: اگر وقت فراغت افراد به طور صحیح و درست سپری شود در آن صورت از آنها شخصیتهایی مثبت و سازنده به وجود خواهد آمد و اگر این اوقات نامطلوب سپری شود سبب شکل­گیری شخصیتهای منفی مخرب و حتی منحرف و کجرو خواهد شد. از اینرو برنامه­ریزان اجتماعی و عالمان علوم اجتماعی برای پیشگیری از این نوع مشکلات تعمیم تعهد و مسئولیت اجتماعی در امر اوقات فراغت را پیشنهاد می­کنند. پس مطالعه و تحقیق در امر فراغت و نحوه گذران آن با برنامه­ریزی صحیح و اصولی و جلوگیری از بروز انحراف و کجروی ضروری است. به طوری که پژوهش حاضر نیز درصدد است تا از طریق بررسی آسیبها و انحرافات اجتماعی ناشی از نحوه گذران نامطلوب اوقات فراغت به معرفی تیپهای شخصیتی منحرف و کجرو بپردازد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در یک نگاه کلی به نحوه گذران اوقات فراغت دو گروه از دانش­آموزان دختری که در آغاز سن جوانی قرار دارند. (دانش­آموزانی که در کلاس سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به ترتیب واقع در منطقه 1 و 16 شهر تهران تحصیل می­نمایند و از نظر موقعیت طبقاتی در دو قشر کاملاً متفاوت اجتماعی بسر می­برند می­پردازد. و سپس به مقایسه بین این دو گروه می­پردازد.

تاریخچه در جهان:

سیر تاریخی گذران اوقات فراغت:

درباره اینکه اصولاً زمان فراغت پدیده خاص جامعه صنعتی است، تمام پژوهشگران هم داستان نیستند بلکه برخی از آنها معتقدند که زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته ولی تفاوتهایی اساسی با اوقات فراغت عصر صنعتی داشته است.

«در روزگاری که کشاورزی بنیان اقتصادی بیشتر جوامع را تشکیل می­داد، در تمامی روزها و فصول سال کار انجام می­شد با این تفاوت که در هوای خوب آهنگ کار تند بود و در هوای بد این آهنگ به کندی می­گرایید، در تمدن کشاورزی، پیشرفتهای فنی توانسته بود تنها اندکی بر کارایی نیروی به دست آمده از فعالیت انسان و حیوان بیفزاید. اما ابزارهای فنی آن روزگار همانند گاوآهن و خیش برای آزاد ساختن آدمی از تلاش معاش کافی نبود» (توکل 1375، ص 102)

در این دوران به لحاظ ویژگیهای کار و اشتغال هنوز نمی­توان از فراغت به مفهومی که امروزه از آن مقصود است سخن گفت.

ژوفردومازدیه: « در ادوار گذشته کار و بازی اغلب با یکدیگر پیوند داشتند و فراغت اصطلاحی نیست که بتوان در مورد جوامع گذشته به کار برد. کار و بازی در آن بخشی از مراسم مذهبی بوده که انسانها به لحاظ آفرینش با ارواح نیاکان خود برپا می­کردند و حتی جشنهای مذهبی نیز تجسم از کار و بازی بودند و هیچ تضادی میان آن دو وجود نداشت.»

در رابطه با جشنهای برپا شده در آن دوران دومازدیه می­گوید: در طول سال یک رشته «روز آیین» و «روز جشن» وجود داشت. روز آیین به مذهب تعلق داشت حال آنکه روز جشن اغلب فرصتی بود برای صرف مقدار عظیمی نیرو (گذشته از غذا) و از اینرو نقطه­ای مقابل زندگی روزمره به شمار می­رفت. لیکن جنبه آیینی این مراسم را هرگز نباید نادیده گرفت. این مراسم ریشه­شان در مذهب بود نه در فراغت. لذا اگر چه تمدنهای اروپایی در سال تا پیش از 150 روز بدون کار بودند لیکن نمی­توانیم برای استفاده­ای که در آن زمان از این روزها می­کردند مفهوم فراغت را بکار ببریم.

در حالیکه وبلن معتقد بود که «جادوگران قبائل از کار معاف بودند چرا که جزو طبقه ممتاز محسوب می­شدند و صرفاً به اجرای کارهای سحرآمیز مذهبی
می­پرداختند در نتیجه مورد احترام افراد قبیله بودند». در حالیکه دومازدیه معتقد است که «وظایف جادوگران برای جامعه کاملاً ضروری بوده پس اصولاً در چنین شرایطی زمان فراغت مفهوم نداشته است.

برخی از محققین که نماینده آنان را می­توان «گرازیا» معرفی نمود، «فراغت را تا آن شیوه زندگی دنبال می­کنند که برخی از طبقات اشرافی در طول تمدن مغرب زمین از آ« بهره­مند بوده­اند. ولیکن افرادی چون دومازدیه با این نظریه مخالف بوده و اعتقاد دارند که به زمان بیکارگی فیلسوفان یونانی در عهد باستان و نجیب­زادگان قرن 16 هیچ وقت نمی­توان فراغت اطلاق نمود چراکه آنها بیکارگی خود را با کار غلامان و دهقانان بدست می­آوردند و این زمان بیکارگی نه مکمل کار آنها بود و نه پاداش آنها، بلکه تماماً جای کار را گرفته است. لذا به فعالیتهای این قشر که عمدتاً در بیکاری خلاصه می­شده عنوان فراغت جایز نبوده چرا که فراغت به مفهوم امروزین آن با کار ملازمه­ای تنگاتنگ دارد. به طور کلی در حکومتهای اشرافی گذشته فعالیتهای فراغت صرفاً مخصوص طبقات مرفه بوده به طوری که بعنوان مثال در روم و یونان دریدن مسیحیان توسط شیران، بازیهای گلادیاتورها و کشتن انسانهای برده توسط شیران و حیوانات درنده در آمفی­تئاترها از این قبیل است. بتدریج با گذشت زمان تغییراتی در این روند بعمل آمد به طوریکه در قرن 12 و 13 انواع توپ بازی رواج پیدا کرده و زمینها و جایگاههایی سرپوشیده جهت تماشاچیان برپاگردید و در دوران قرون وسطی ورزشهایی چون تیراندازی با تیر و کمان و یا در حال سواری یا روی آب از جمله فعالیتهای فراغت بوده که در هر حال مختص طبقه اشراف بوده. در قرن 17 م. از جمله فعالیتهای فراغت، گفت و شنود در سالهای مخصوص و در جشنها، تئاتر و نمایشنامه­ها از جمله نمایشنامه­های شکسپیر و مولیر و راسین بوده که عمدتاً مخصوص طبقات ممتاز بوده است».

و اما تحولات دوره رنسانس در کنار اختراع ابزارهای فنی نوین مانند ماشین بخار و پیشرفت علم جدید در سده­های 16 و 17 م. دوران جدیدی را پایه­گذاری کرد که «تمدن صنعتی» نام گرفت. این دگرگونیها سبب شد تا جهت­گیری جدیدی پدید آید که در جهان قدیم وجود نداشت و آن عبارت بود از «تأکید فزاینده برکاربرد معرفت علمی در حل مسائل مربوط به کنترل، انسان بر محیط.» (توکل، 1370، ص102) همچنین انقلاب کبیر فرانسه (1789) م. و در هم ریختن دنیای کهن از یک طرف و بروز «منشور حقوق بشر» و درهم ریختن نظام فئودالی و سنتهای کهنه و به وجود آمدن سرمایه­داری به مثابه نظامی جدید و رشد شهرها از طرف دیگر در پدیده اوقات فراغت تغییرات برجسته­ای را به وجود آورد.

«بنابراین فراغت پدیده­ای است که با تمدن صنعتی پیوند دارد. در چنین تمدنی دو شرط لازم برای پیدایش اوقات فراغت تحقق یافته است. نخست کار از شکل اجبار فرهنگی و اجتماعی به درآمده و شکل مسئولیت آزاد فرد را دارد. (هر چند گزینش فردی در این زمینه تا اندازه زیادی از سوی ضرورتهای اجتماعی تعیین می­گردد.) شرط دوم، جداشدن کار از فعالیتهای دیگر انسان است. سازمان­یافتگی کار به شکلی است که چه از جنبه نظری و چه از جنبه علمی از وقت آزاد جدا شده است. از نظر دومازدیه این دو شرط ضروری تنها در زندگی اجتماعی تمدنهای صنعتی و پس از صنعتی وجود دارند و نبود آنها در تمدنهای باستانی و کشاورزی سنتی به معنای نبود فراغت است. بعبارت دیگر تحولاتی مانند «افزایش سالهای تحصیل (دبستان تا دانشگاه) و در نتیجه دیررس انسان به بازار کار، افزایش سن ازدواج و بهبود سطح زندگی سبب شده تا میزان وسیعی از زمان آغاز شود. دیگر انسان جدید از کودکی مستقیماً به بزرگسالی قدم نمی­نهد، بلکه سالیانی چند در زندگی او تجلی می­یابد که با فقدان یا کمی مسئولیت مترادف است و در آن اوقات فراغت سهم بزرگی دارد. (ساروخانی، 1370، ص 764)

مشخصات فراغت در دوران جدید:

تحولات و دگرگونیها سریع صنعتی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی را دربرداشت. که بر چگونگی اوقات فراغت مردم تأثیراتی را برجای گذاشت. برای مثال، مکانیزه شدن صنایع و ایجاد امکانات رفاهی و نظایر آن که موجب تغییر سبک زندگی مردم از قبیل کوچکتر شدن ابعاد خانواده و تغییر روابط همبستگی افراد با یکدیگر شد. در حالی که در گذشته روابط همبستگی و خانوادگی افراد با یکدیگر نقش بارزی در گذران اوقات فراغت مردم داشت. به همه اینها مکانیزه شدن وسایل رفت و آمد ظهور سینما و فعالیتهای مختلف در قرون اخیر، اختراع تلویزیون در سال 1946 را که بیش از هر تکنیک دیگری بر اوقات فراغت مردم مؤثر بود را می­توان افزود. البته پیشرفت تکنیک تنها عامل نبوده است بلکه احتیاجات اجتماعی و روابط میان قدرتهای اجتماعی زمان را نیز برآورد، زمان آزاد باید به حساب آورد. محیط اجتماعی و اقتصادی تکنولوژی نیز در انتخاب نوع امکانات فراغت تأثیر بسیاری دارند.

«از مشخصات اساسی فراغت در جهان کنونی این است که در جوامع رشد یافته دیگر به طبقات ممتاز و متنعم اختصاص ندارد و به طبقات دیگر تعمیم یافته است و با توسعه صنعت تکامل فنی نه فقط گسترش می­یابد بلکه افزایش پیدا می­کند. شاخص دوم این است که در سابق اگر طبقات کهتر جامعه از لحظات محدود آزادگی و آسودگی برخوردار بودند، این اوقات درون خانه و خانواده صرف می­شد و صورت غیررسمی و خودمانی داشت و به همنشینی و محاوره، با خویش و پیوند با دوست و همسایه می­گذشت. با پیشرفت جوامع و پراکندگی وظایف خانواده، مندرجاً جنبه رسمی و در اموری تجاری پیدا کرد و جزو وظایف مؤسسات خاص درآمد. شاخص سوم عبارت است از به کار بردن روز افزون وسایل و اسباب ماشین چون اتومبیل، رادیو و تلویزیون و مانند آن که هر یک در گذران اوقات آسایش سهمی بزرگ و نقشی نمایان دارند. تحول دیگر اهمیت خاصی است که در حیات فردی و اجتماعی احراز کرده چنانکه زمان کار از زمان فراغت به کلی جدا شده و اوقات فراغت ارزشی بذاته پیدا کرده است.

به طور خلاصه «ژان کارنو» سه ویژگی عمده فراغت در جوامع امروزی را چنین بیان می­دارد:

«1- فراغت جای بیشتری در موجودیت انسانی می­یابد. 2- فراغت پدیده­ای جمعی می­شود. 3- فراغت تحت تأثیر صنعت قرار می­گیرد و جامعه را مبدل به توده مردم می­کند.»

تاریخچه در ایران:

کشور ما در زمره و ردیف جوانترین کشورهای دنیا است هدایت و ایجاد امکانات برای گذران اقات فراغت نوجوانان و جوانان می­تواند در شکل­گیری و تداوم شخصیت صحیح آنان و سازندگی جامعه نقش بسزایی داشته باشند. تحقیقات متعدد نشان داده است که رواج انواع تفریحات انحرافی (به خصوص در میان نوجوانان و جوانان) در بسیاری از جوامع بخصوص در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران ناشی از نداشتن امکانات مناسب تفریحی، عدم آگاهی، نداشتن برنامه صحیح و نیز اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی نادرست در زمینه اوقات فراغت می­­باشد و از آنجا که رمز موفقیت یک جامعه بسته به وجو افراد کارآمد، خلاق و پویا است، بنابراین جا دارد به منظور تحقق شرایط فوق با سیاست­گذاری و برنامه­ریزی مناسب و وضع قوانین لازم، توجه بیشتری به اوقات فراغت اقشار مختلف خصوصاً نوجوانان و جوانان شود.

نظام تعلیم و تربیت کشور ایران در مقایسه با سایر نظامهای تعلیم و تربیتی کشورهای دیگر، یکی از طولانی­ترین تعطیلات اعم از تعطیلات تابستانی و نوروزی را داراست. این زمان طولانی در صورت توجه نکردن به فعالیتهای فراغتی دانش­آموزان نوجوان و جوان بسیار مسأله­آفرین خواهد بود. چرا که اوقات فراغت طولانی و بی­برنامه افراد را عاصی و سرگردان می­نماید. بقول «دندیس گیبور» یکی از کارشناسان مسأله فراغت: «جای شگفتی است که انسانها قدرت تطابق و سازگاری عجیبی در برخورد با مشکلات و سختیها از خود نشان می­دهند ولی همین افراد از کنار آمدن با اوقات فراغتی که برنامه­ای برای آنان ندارد، عاجز می­باشند.

نوجوانان در عین حال که احساس سرگردانی و بلاتکلیفی می­کنند و به تدریج سرخورده و مأیوس می­شوند و به دنیای درون خویش پناه می­برند و در کنج خلوت و انزوا، راهی برای مشغولیت خود می­جویند، شاید تعداد نوجوانانی که بعلت فقدان سرگرمیهای سالم اوقات فراغت برنامه­ریزی شده به انحراف اخلاقی مبتلا شده­اند کم نباشد پس توجه به ضرورت برنامه­ریزی در اوقات فراغت به خصوص در تابستان و ایام نوروز برای دانش­آموزان لازم و مؤثر است.


طرح مسأله:

اوقات فراغت در معنای امروزین خود، نتیجه غلبه تکنولوژیک در زندگی بشر می­باشد چرا که با پیشرفت صنعت و استفاده از دستگاههای خودکار به جای انسان از میزان ساعات کار افراد کم شده و زمانی را برای او به وجود آورده است که در آن شخص احساس می­کند هیچ کس هیچ انتظاری از او ندارد یعنی وی فرصتی بدون برنامه از قبل تعیین شده توسط اشخاص و گروههای اجتماعی و وقتی بدون تعهد و مسئولیت اجتماعی بدست آورده است از اینرو نکته مهمی که انسان­شناسی در رابطه با اوقات فراغت اشخاص باید مورد توجه قرار دهد چگونگی گذران اوقات فراغت توسط افراد می­باشد. اوقات فراغت همچنین به عنوان امری فرهنگی- اجتمماعی بر افراد از جمله شخصیت آنها تأثیر می­گذارد. از اینرو مسأله اصلی و اساسی پژوهش حاضر بررسی تأثیر اوقات فراغت و نحوه گذران آن در میان دانش­آموزان دختر دو دبیرستان شهید اول و شهید بهشتی می­باشد که هر کدام از این مدارس به ترتیب در جنوب و شمال تهران (منطقه 16 و 1 آموزش و پرورش) واقع شده­اند. به عبارت دیگر محقق درصدد است تا بررسی نماید که نحوه گذران اوقات فراغت دانش­آموزان فوق که از نظر قشر اجتماعی با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند، چگونه است؟ لازم به ذکر است که دو دبیرستان نام برده در دو موقعیت کاملاً متفاوت از نظر موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی در شهر تهران قرار گرفته­اند و از آن جا که شهر بزرگ تهران دارای فرهنگها و خرده فرهنگها و طبقات اجتماعی متعدد بیشماری است لذا تیپهای شخصیتی متنوعی را در درون خود می­پروراند، از اینرو تحقیق حاضر به مقایسه نحوه گذران اوقات فراغت دو کلاس سال دوم رشته ادبیات علوم انسانی از دو دبیرستان فوق پرداخته و وجوه تشابه و تفارق آنها را مورد بررسی قرار می­دهد.

روش تحقیق:

در پژوهش حاضر از چند روش تکنیک پژوهشی استفاده شده که در ذیل به آنها اشاره می­گردد:

الف: روش اسنادی و مطالعه کتابخانه­ای:

با توجه به مباحث اصلی این پژوهش (اوقات فراغت و نحوه گذران آن) محقق با رجوع به کتابخانه­ها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، بخش نشریات و روزنامه­ها و پایان­نامه­ها همچنین جستوجوهای کامپیوتری به جمع­آوری اطلاعات درزمینه­های فوق پرداخته اسیت. منابع مورد استفاده شامل: کتابها- مجلات و روزنامه­ها- پایان­نامه­ها و همچنین نقشه­های جغرافیایی می­باشد.

ب: مشاهده:

به منظور مطالعه و بررسی بر روی دو جامعه مورد مطالعه (دو کلاس دبیرستانهای شهید اول و شهید بهشتی) حضور محقق در محل تحقیق لازم و ضروری بوده از اینرو در هر دو دبیرستان به کار مشاهدات عینی و دقیق پرداخته و همچنین نزدیک شدن به دانش­آموزان و برقراری ارتباط دوستانه با آنها اطلاعات صحیحی را از ایشان به دست آورد و همچنین پرداختن به مسأله اوقات فراغت از حساسیت زیادی برخوردار است چرا که این امر، یک مسئله شخصی است و بعضاً افراد به خصوص دانش­آموزان دختر که در موقعیت حساس آغاز جوانی قرار دارند از پاسخ به آن خودداری می­نمایند لذا محقق با برقراری روابط دوستانه نه درصدد جلب اعتماد دانش­آموزان برآمده و سپس به کسب اطلاعات در زمینه فوق اقدام نموده است.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

مقایسه شیوع OCD بین دانش آموزان 15 -18 سال ممتاز وضعیف

فکر وسواسی1 یک فکر، احساس2، یا حس3 مزاحم و تکرارشونده است عمل وسواس فکر با رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش، یا اجتناب است فکر وسواس موجب افزایش اضطراب شخص می­گردد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواس مقاومت می­کند اضطراب زایش می­یابد (سید محمدی – 1384)
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 55 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
مقایسه شیوع OCD بین دانش آموزان 15 -18 سال ممتاز وضعیف

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول

مقدمه................................... 2

بیان مسئله.............................. 4

ضرورت پژوهش ............................ 8

هدف پژوهش............................... 9

فرضیه .................................. 9

تعاریف مفهومی........................... 9

تعاریف عملیاتی.......................... 9

فصل 2

تاریخچه ................................ 11

سیر و پیش آگهی ......................... 14

بررسی مقالات ............................ 16

سبب شناسی .............................. 18

عوامل زیست شناختی....................... 18

عوامل رفتاری ........................... 22

عوامل روانی ـ اجتماعی .................. 23

عوامل روان پویایی ...................... 24

سایرعوامل روان پویایی................... 26

ویژگی های بالینی ....................... 29

الگو های علائم .......................... 33

سایرالگوهای علائم........................ 34

تشخیص های افتراقی....................... 35

سایراختلالات روانی........................ 36

درمان .................................. 38

درمان دارویی............................ 40

سایردرمان............................... 42

رفتاردرمانی............................. 43

روان درمانی............................. 44

فصل 3

مقدمه................................... 46

جامعه آماری............................. 46

روش نمونه گیری ......................... 46

ابزار پژوهش ............................ 47

روش اجرا................................ 47

روش آماری .............................. 47

فصل 4

تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پیمایش 49

توصیفی و استنباطی....................... 50

نتیجه................................... 55

فصل 5

بحث و نتیجه گیری ....................... 57

محدودیت های تحقیق....................... 60

پیشنهادات تحقیق......................... 61

منابع .................................. 62

ضمائم................................... 64



مقدمه
:

فکر وسواسی[1] یک فکر، احساس[2]، یا حس[3] مزاحم و تکرارشونده است. عمل وسواس فکر با رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش، یا اجتناب است. فکر وسواس موجب افزایش اضطراب شخص
می­گردد. در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواس مقاومت می­کند اضطراب زایش می­یابد. (سید محمدی – 1384)

شخص مبتلا به اختلال وسواس – جبری معمولاً غیرمنطقی بودن افکار وسواسی خود را درک می­کند. هم کار وسواسی و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود[4] شناخته می­شود. اختلال وسواس جبری می­تواند اختلالی
ناتوان­کننده باشد. چون افکار وسواسی می­توانند وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول شخص، عملکرد حرفه­ای، فعالیت­های اجتماعی معمول، یا روابط با دوستان و اعضاء خانواده تداخل نماید. (همان منبع1384)

در چهارمین ویراست راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM- IV) اختلال وسواس جبری افکار وسواسی توصیف شده است که شدت آنها برای اتلاف وقت یا ایجاد ناراحتی بارز یا تخریب قابل ملاحظه کافی است. افراد مبتلا به این اختلال واقف هستند که واکنش­های آنها غیرمنطقی یا نامتناسب است. (kaplan – 1196)

درمان اختلال وسواسی – جبری نمونه­ای از اثرات مثبتی است که پژوهش­های امروز می­تواند در زمان کوتاه روی یک اختلال داشته باشد. تا همین اواخر یعنی دهه 1980 اختلال وسواسی- جبری اختلال نه چندان شایع با پاسخ ضعیف نسبت درمان تلقی می­شد. امروز، معلوم شده است که اختلال وسواس جبری شایع­تر از آن است که تصور می­شد و خیلی حساس به درمان است. (Kaplan- 1996)

بیان مسئله:

از آن جا که به نظر می­رسد شیوع اختلالات وسواسی- جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده می­شود بعضی از پژوهشگران تخمین زده­اند که بین بیماران سرپائی میزان شیوع این اختلال تا 10 درصد می­رسد. این ارقام اختلال وسواسی- جبری را پس از فوبییا، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگی در ردیف چهارم شایع­ترین تشخیص­های روانپزشکی قرار می­دهد. مطالعات همه­گیری شناسائی در اروپا و آسیا و آفریقا این نسبت­ها را تأیید کرده­اند. بین بزرگسالان احتمال ابتلا مرد و زن یکسان است. معهذا بین نوجوان­ها، پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی- جبری مبتلا می­گردند. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها سن شروع کمی پائین­تر از زنها است. از مجموع تقریباً در دو سوم بیماران، شروع علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع می­شود. (Kaplan- 1996)

OCD یا اختلال وسواس- جبری شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار می­شود.(همان منبع)

افکار وسواسی[5] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[6] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[7]. (همان منبع)

به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش می­دهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت می­کند اضطراب افزایش می­یابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان[8] شناخته می­شوند. این اختلالات می­تواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD می­تواند به یک اختلال ناتوان­کننده تبدیل شود.

شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده می­شود. اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع می­باشد. بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها، سن شروع کمتراز زنها است. OCD می­تواند در نوجوانی و کودکی در موارد محدود حتی سن 2 سالگی آغاز شود. (Kaplan- 1996)

در دیدگاه شناختی- رفتاری روی الگوهای تفکر ناسازگارانه تأکید می­کند و اعلام می­دارد که این الگوها در ایجاد و ادامه نشانه­های OCD دخالت دارند، افراد مبتلا به OCD گرایش دارند به رویدادهای اضطراب­آور در محیطشان، واکنش افراطی نشان دهند. فرض شده است که این درمان­جویان به وسیله افکار مرتبط با نیاز به کامل بودن، اعتقاد به اینکه آنها مسئول آزار و اذیت دیگران هستند، نگرانی از امکان وجود خطر، آشفته می­شوند. آنها با تصورات
ناراحت­کننده مرتبط با این افکار دست به گریبان­اند و سعی می­کنند آنها را از طریق انجام دادن تشریفات وسواسی متوقف یا خنثی کنند. اما هر چه سعی می­کنند این افکار را متوقف سازند، ناراحتی و ناتوانی آنها در متوقف کردن آنها بیشتر می­شود. احتمال دیگری که دیدگاه شناختی مطرح می­کند این است که افراد مبتلا به OCD کاستیهای حافظه دارند که باعث می­شود آنها در یادآوری رفتارها، نظیر خاموش کردن اجاق گاز یا قفل کردن در، مشکل داشته باشند، تردید دایمی آنها و نیاز به وارسی کردن، با ناتوانی در یادآوری انجام دادن این اعمال، ارتباط دارد. حتی حافظه مربوط به رویدادهای گذشته در زندگی آنها می­تواند به خاطر وجود افکار مزاحم صدمه ببینند، مخصوصاً اگر به افسردگی هم مبتلا باشند. (سیدمحمدی- 1384)

پرسش و پژوهش:

پس آیا شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف متفاوت وجود دارد؟

هدف و ضرورت تحقیق:

هدف از این پژوهش مقایسه شیوع OCD در دو گروه دانش­آموزان دختر پانزده الی هجده ساله ممتاز و ضعیف دبیرستان­های منطقه شش تهران است. اهداف فرعی مشتمل بر تعیین فراوانی مطلق و نسبی OCD با توجه به متغیرهای سطح درآمد خانواده، فرزند چندم خانواده بودن، سابقه OCD در بستگان درجه اول و دوم است. روش گردآوری داده­ها از طریقه پرسشنامه بوده است. پرسشنامه مادزلی حاوی 30 سؤال جهت بررسی افکار و اعمال وسواسی می­باشد که جهت دانش­آموزان تهیه و ارائه گردید.

فرضیه پژوهش:

شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف تفاوت دارد.

سؤال پژوهش:

آیا شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف تفاوت وجود دارد؟

تعریف عملیاتی:

وسواس: تمره آزمودنی از آزمون وسواس فکری و عملی حادزلی است و منظور از دانش­آموزان ممتاز کسانی هستند که معدل آنها بالای 19 است و منظور از دانش­آموزان ضعیف کسانی هستند که معدل آنها پائین 14 است.

تعریف مفهومی:

OCD شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.


تاریخچه:

OCD یا اختلال وسواسی-جبری شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.

افکار وسواسی[9] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[10] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[11]. (سیدمحمدی- 1384)

به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش می­دهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت می­کند اضطراب افزایش می­یابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان شناخته می­شوند. این اختلال می­تواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD می­تواند به یک اختلال ناتوان­کننده تبدیل شود. شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده می­شود. این اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع می­باشد. در بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. (همان منبع)

میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در بین مردها، سن شروع کمی پائین­تر از زنها است. در مجموع تقریباً در دو سوم بیماران شروع و علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع می­شود. OCD ممکن است در نوجوانی و کودکی و در مواردی حتی سن 2 سالگی آغاز شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل به OCD مبتلا می­شوند. هرچند این یافته احتمالاً بازتاب مشکل بیماران در حفظ روابط است. سایر اختلالات همراه با OCD شامل Major depression با شیوع 67% و Social phobia با شیوع 25% و پس از آن اختلالات شایع توأم با OCD مشتملند بر اختلالات مصرف الکل، فوبی خاص Disorder panic و اختلالات خوردن. (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994) که حدود 20 تا 30 درصد این بیماران، بهبود قابل ملاحظه و 40 تا 50 درصد بهبود نسبی و متوسط پیدا
می­کنند.(همان منبع)

به طور کلی چهار الگوی شایع علایم وجود دارد که شامل موارد زیر است:

1)آلودگی[12]

2)تردید[13]

3)افکار مزاحم[14]

4)تقارن[15] (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994)

سیر و پیش­آگاهی:

در نیمی از بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری شروع علائم به طور حاد است. در حدود 50 تا 70 درصد موارد شروع علائم در پی یک اتفاق استرس­آمیز، مثل حاملگی، مسائل جنسی یا مرگ یکی از نزدیکان روی می­دهد. چون بسیاری از بیماران علائم خود را پنهان می­کنند، غالباً در مراجعه به
روان­شناس 5 تا 10 سال تأخیر روی می­دهد و سن متوسط برای بستری شدن 30 سالگی است. سیر اختلال معمولاً مزمن است و در بعضی از بیماران علائم سیر نوسانی داشته و در عده­ای دیگر ثابت باقی می­ماند. حدود 20 تا 30 درصد این بیماران بهبود قابل ملاحظه، 40 تا 50 درصد نیز بهبود نسبی پیدا می­کنند. گزارشهای گوناگونی هست مبنی براینکه 20 تا 40 درصد بیماران همچنان مبتلا مانده یا روز به روز بر شدت علائم آنها افزوده می­شود. (سیدمحمدی- 1384)

تقریباً یک سوم این بیماران دچار افسردگی اساسی می­شوند و خودکشی خطر مهمی در تمام این بیماران است. گزارش­هایی وجود دارد مبنی براینکه بیماران وسواسی نسبت به اسکیزوفرنی کمی بیشتر از کل جمعیت آسیب­پذیری دارند. پیش­آگهی تاریک­تر با تسلیم شدن به اعمال وسواسی (تا مقاومت در برابر آن) شروع در دوران کودکی، اعمال وسواسی غیرعادی­تر، و نیاز به بستری شدن رابطه دارد. پیش­آگهی خوب با تطابق شغلی و اجتماعی خوب، فقدان اعمال وسواسی وجود اتفاق آشکارکننده و ماهیت دوره­ای علائم مربوط است. محتوی فکر وسواسی ظاهراً ربطی با پیش­آگهی ندارد. (همان منبع)

بررسی مقالات:

بر طریق آمار جهانی مطالعه­ای که در سال 2003 در کشور انگلستان بر روی 10483 کودک 15-5 ساله انجام شده است شیوع کلی OCD در این جمعیت 25% بوده است. شیوع OCD در این گروه به طور مشخص بعد از 13 سالگی افزایش قابل ملاحظه داشته و در بین کودکان زیر 8 سال تنها 1 مورد مبتلا وجود داشته است. همچنین این میزان در بین اقوام و نژادهای اقلیت واضحاً بیشتر بوده است. در این بررسی مشخص شده است که کودکانی که متعلق به خانواده­هایی با سطح Socio- economic پائین­تر بوده­اند از نظر ابتلاء به OCD افزایش یافته­اند و همچنین در خانواده­های با جمعیت بالا شیوع OCD بیشتر بوده است. (انجمن روان شناس آمریکا- 1994).

همچنین در مطالعه­ای که در سال 2005 در پارتمان روانپزشکی دانشکده پزشکی میشی­گان انجام شده بود 35 کودک مبتلا به OCD در مقایسه با 17 کودک گروه کنترل از نظر سابقه ابتلاء به OCD در بستگان درجه اول و دوم بررسی شدند که نتیجه مطالعات نشان داد در بستگان درجه اول کودکان مبتلا به شیوع این اختلال به مراتب بیشتر از بستگان درجه اول غیرمبتلاست. 5/22% در مقابل 6/4% اما این بررسی تفاوتی از نظر شیوع OCD در بستگان درجه دوم دو گروه را نشان نداد. (همان منبع- 1994).

مطالعاتی که در سال 2004 بر روی 3012 کودک 18-11 ساله در ترکیه انجام شده بود، شیوع OCD را در این جمعیت 3% گزارش کرده است. بررسی­های انجام شده تفاوتی را از نظر سطح تحصیلات، اشتغال و سطح درآمد خانواده بین مبتلایان به OCD نشان داد. بررسی از نظر تعداد فرزندان این طور است که در افراد تک­فرزند بوده یا 1 خواهر و برادر داشته­اند و همچنین افرادیکه بیش از 7 فرزند بوده­اند شیوع OCD بیشتر از افرادی بوده که بین 6-3 فرزند بوده­اند.(همان منبع)

سبب­شناسی:

عوامل زیست­شناختی:

ناقل­های عصبی: از مایش های بالینی بسیاری که با داروهای مختلف به عمل آمده تأیید کننده این فرضیه است که بی­نظمی (سیستم) سروتونین در پیدایش علائم افکار وسواسی و اعمال وسواسی در این اختلال در کار است. داده­ها حاکی است که داروهای سروتونوژیک دوثرترانه داروهایی هستند که بر سایر سیستم­های نوروترانسمیتر مؤثر واقع می­گردند. معهذا اینکه سروتونین در علت اختلال وسواسی-جبری هم دخیل است یا خیر اصلاً معلوم نیست. مطالعات بالینی غلظت­های متابولیت­های سرونین –مثلاً 5- هیدوکسی ایندول استیک اسید (AA- H-5)- را در مایع فلزی مغزی نخاع (csf) و میل ترکیبی و تعداد مکان­های وابستگی پلاکتی ایمی­پرامین حاوی تریتیوم (که به مکان­های جذب مجدد سروتونین وابستگی پیدا می­کند) را ارزیابی کرده و یافته­های متفاوتی از این بیماریها در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری گزارش کرده­اند. به نظر بعضی از پژوهشگران سیستم­های ناقل عصبی کولینرژیک و دوپامنیرژیک در زمنیه پژوهشی آتی در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری است. (پورشریفی- 1384)

مطالعات تصویرگیری از مغز: انواعی از مطالعات فزنکسیونی تصویرگیری از مغز-مثلاً توپوگرافی با نشرپورتیرون (PET)- افزایش فعالیت (مثلاً متابولیسم و جریان خون) در لوب­های پیشانی، هسته­های قاعده­ای (به خصوص هسته­دار) و سینگولوم بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری پیدا کرده­اند درمان دارویی و رفتاری گفته می­شود این نابهنجاری­ها را باز می­گرداند؛ داده­های به دست آمده از مطالعات فونکیسونی تصویرگیری از مغز با داده­های حاصل از مطالعات ساختاری تصویرگیری از مغز هماهنگ هستند. هم مطالعات توپوگرافی فاپستوتری و هم تصویرسازی با دزونانس مغناطیسی (MRI) کاهش اندازه هسته­های دمدار را در دو طرف در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری پیدا کرده­اند. هم مطالعات فونکسیونی و هم ساختاری تصویرگیری از مغز در عین حال با این مشاهدات که روش­های نورولوژیک روی سینگولوم گاهی در میان بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مؤثر است هماهنگ می­باشند. یک مطالعه اخیر با (MRI) افزایش زمان Tirckaut را در قشر پیشانی گزارش کرده است. یافته­ای که با مکان نابهنجاری­هایی که در مطالعه با PET مشاهده شده است هماهنگی دارد. (همان منبع)

ژنتیک: داده­های ژنتیک در مورد اختلال وسواسی-جبری با این فرضیه هماهنگ است که وراثت این اختلال یک جزء ژنتیک قابل ملاحظه دارد. معهذا این داده­ها هنوز تأثیر عوامل فرهنگی و رفتاری را در انتقال اختلال مشخص نکرده­اند، مطالعات تطابقی در دوقلوها برای اختلال وسواسی-جبری به طور ثابت میزان تطابق بالاتر دوقلوهای یک تخمکی را در مقایسه با دو تخمکی نشان داده­اند.

مطالعات خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری نشان داده است که 35 درصد بستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری دچار این اختلال هستند. (انجمن روان شناس آمریکا- 1994)

سایر داده­های زیست­شناختی:

از مطالعات الکتروفیزیولوژیک، مطالعات الکتروآنسنالوگرام خواب و مطالعات نوروآندوکرین داده­هایی به دست آمده است که حاکی از وجود مشترکات بین اختلال وسواسی-جبری ناهنجاری­های بالاتر از حد معمولی در (EEg) مشاهده می­شود. در مطالعات (EEg) خواب ناهنجاری­هائی مثابه آنچه در اختلالات افسردگی دیده می­شود.(کاپلان-1991)

مثل کاهش زمان نهفتگی (REM) مشاهده شده است. مطالعات عصبی-غددی نیز شباهت­هائی با اختلالات افسردگی نشان داده­اند. مثل عدم فردنشینیی در آزمون فرد نشانی با دگزامتازون (DST) تقریباً در ثلث بیماران و کاهش ترشح هورمون رشد با افترزیون کلوئیدین (Catapres) (همان منبع)


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی میزان تفکر ابداعی دانش آموزان پایۀ سوم دبیرستان شهر تهران از دیدگاه دبیران

جهانی شدن رویدادی تاریخی است که از دهه 90 میلادی به منزله ی پدیده ای شگرف در غرب زاده شد شعاع اثرگذاری این پدیده به همراهی فناوری اطلاعا و ارتباطات شتاب و گستره بیشتری می یابد به گونه ای که لایه های عمیق تر اندیشه، رفتار، نگرش ها و فرهنگ های ملل را تحت استیلای خود قرار می دهد ( فقیهی ، 1384 )
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 815 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 115
بررسی میزان تفکر ابداعی دانش آموزان پایۀ سوم دبیرستان شهر تهران از دیدگاه دبیران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فهرست نمودار ها................................................................ و

فهرست جدول ها .............................. ز

چکیدۀ پژوهش

فصل اول : مقدمه پژوهش

مقدمه .................................................................................... 2

بیان مسأله........................................................................... 4

اهمیت موضوع پژوهش............................................................ 5

هدف پژوهش ........................................................................... 7

سؤالات پژوهش ....................................................................... 7

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها.................................... 8

فصل دوم : پیشینۀ پژوهش

مقدمه .................................................................................... 11

رویکردهای آموزش و پرورش ............................................ 12

بافت جدید آموزش و پرورش............................................... 16

مشخصات آموزش و پرورش در قرن 21............................... 18

- ویژگیهای نظامهای آموزشی جهت آماده سازی دانش آموزان برای قرن 21 19

فهرست مطالب

عنوان صفحه

- نگاه جدید به فراگیران در قرن 21......................... 22

- ویژگیهای مدارس برای ورود به قرن 21.................. 23

- برنامۀ درسی و مدارس در قرن 21............................. 24

تأثیر جهانی شدن بر آموزش............................................ 31

- محورهای تغییر................................................................ 31

- امور مالی .................................................................. 31

- بازار کار .................................................................. 31

- آموزش ........................................................................... 32

- فناوری اطلاعات ......................................................... 32

- شبکه های جهانی اطلاعات ........................................ 32

نقشهای فرهنگی و سیاسی آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن 35

پیامدها و چالشهای جهانی شدن بر تعلیم و تربیت 37

- به سوی مدارس بهتر ................................................. 43

- مسئولیت پذیری ......................................................... 44

- رهبران آموزشی ، پذیرش تغییر و تکنولوژی..... 44

- اثربخشی مدارس ......................................................... 45

اصول حاکم بر تحولات جهانی آموزش و پرورش ........... 47

عوامل مژثر برای رویارویی با انقلاب آموزشی ....... 48

حیطه های تربیت شهروندان قرن 21............................... 52

فهرست مطالب

عنوان صفحه

آموزش متوسطه : تقاطعهای زندگی ............................... 52

چهار ستون تعلیم و تربیت ............................................ 56

مهارتهای قرن بیست و یکم .................... 57

- سواد عصر دیجیتال ................................................... 58

- تفکر ابداعی .............................................................. 58

- مهارتهای ارتباطی ................................................... 58

- بهره وری بالا ............................................................ 58

انواع سواد ......................................................................... 59

- سواد علمی.................................................................... 60

- مقوله و ویژگیها ................................................... 60

تفکر ...................................................................................... 62

سبکهای تفکر ....................................................................... 62

اصول سبکهای تفکر.............................................................. 63

تفکر انتقادی................................ 64

تفکر انتقادی و خلاّق.......................................................... 67

سوابق پژوهشی ..................................................................... 70

پیشینۀ داخلی.................................................................. 70

پیشینۀ خارجی ................................................................ 72

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه .................................................................................... 75

روش پژوهش ........................................................................... 75

جامعۀ آماری ....................................................................... 75

نمونه و روش نمونه گیری ............................................... 75

ابزار جمع آوری اطلاعات ............................................... 76

روش جمع آوری اطلاعات ..................................................... 77

پایایی و روایی ابزار پژوهش........................................ 77

روش آماری تحلیل داده ها ............................................ 78

فصل چهارم : تحلیل داده های پژوهشی

مقدمه .................................................................................... 80

تجزیه و تحلیل اطلاعات........................ 81

تحلیل توصیفی ..................................................................... 90

تحلیل استنباطی.............................. 96

فصل پنجم : نتایج پژوهش

بحث و نتیجه گیری ............................................................ 101

فهرست مطالب

عنوان صفحه

محدودیت های پژوهش............................................................ 112

پیشنهادهای پژوهش.............................................................. 112

فهرست منابع .......................................................................

پیوست ها .............................................................................

چکیده به زبان انگلیسی .................................................


فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار 2-1 : نمودار الگوی پرورش خلاّقیت................ 69

نمودار 4-1 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تأهل دبیران بر حسب جنسیت 81

نمودار 4-2 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تحصیلات دبیران بر حسب جنسیت................................................................................................. 82

نمودار 4-3 : نمودار ستونی توزیع فراوانی میزان سابقۀ خدمت دبیران بر حسب جنسیت83

نمودار 4-4 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات سازگاری دانش آموزان.................................................................................... 84

نمودار 4-5 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات کنجکاوی دانش آموزان.................................................................................... 85

نمودار 4-6 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خودرهبری دانش آموزان.................................................................................... 86

نمودار 4-7 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات تفکر برتر دانش آموزان ..................................... 78

نمودار 4-8 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات ریسک پذیری دانش آموزان...................................... 88

نمودار 4-9 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خلاّقیت دانش آموزان............................................ 89

نمودار 4-10 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت سازگاری دانش آموزان ............................................ 90

نمودار 4-11 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان ............................................ 91

نمودار 4-12 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان ............................................ 92

نمودار 4-13 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان............................................ 93

نمودار 4-14 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان ..................................... 94

نمودار 4-15 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت دانش آموزان خلاّقیت دانش آموزان95

نمودار 4-16 : مقایسۀ میانگین شاخصهای تفکر ابداعی در دانش آموزان 99

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 2-1 : الگوی تغییر تدریس از سنتّی به جدید 34

جدول 2-2 : مقایسۀ الگوی قدیمی آموزش و پروش به الگوی جدید آموزش و پروش........................................ 35

جدول 2-3 : مقایسۀ یادگیری در قرن 21 با قرن 20-19 51

جدول 2-4 : مقوله ها و ویژگی های سواد علمی... 60

جدول 3-1 : تعداد منطقه ، مدرسه و دبیران شرکت کننده در پژوهش 76

جدول 3-2 : تعداد و شمارۀ سؤالات پرسشنامه پژوهش 77

جدول 3-3 : میزان اعتبار آزمون و هر یک از شاخصها 78

جدول 4-1 : توزیع فراوانی جنسیت . تأهل ...... 81

جدول 4-2 : توزیع فراوانی جنسیت . تحصیلات .... 82

جدول 4-3 : توزیع فراوانی جنیست . سابقه ..... 83

جدول 4-4 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی سازگاری دانش آموزان 84

جدول 4-5 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی کنجکاوی دانش آموزان 85

جدول 4-6 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خودرهبری دانش آموزان 86

جدول 4-7 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی تفکر برتر دانش آموزان 87

جدول4-8 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی ریسک پذیری دانش آموزان 88

جدول 4-9 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خلاّقیت دانش آموزان 89

جدول 4-10 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 90

جدول 4-11 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 91

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 4-12 : توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان 92

جدول 4-13 : توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان 93

جدول 4-14 : توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان 94

جدول 4-15 : توزیع فراوانی مهارت خلاّقیت دانش آموزان 95

جدول 4-16 : خلاصه محاسبات تحلیل واریانس مکرر مهارت دانش آموزان 96

جدول 4-17 : خلاصه محاسبات مقایسه های جفتی ( تعقیبی بونفرونی ) 97

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فهرست نمودار ها................................................................ و

فهرست جدول ها .............................. ز

چکیدۀ پژوهش

فصل اول : مقدمه پژوهش

مقدمه .................................................................................... 2

بیان مسأله........................................................................... 4

اهمیت موضوع پژوهش............................................................ 5

هدف پژوهش ........................................................................... 7

سؤالات پژوهش ....................................................................... 7

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها.................................... 8

فصل دوم : پیشینۀ پژوهش

مقدمه .................................................................................... 11

رویکردهای آموزش و پرورش ............................................ 12

بافت جدید آموزش و پرورش............................................... 16

مشخصات آموزش و پرورش در قرن 21............................... 18

- ویژگیهای نظامهای آموزشی جهت آماده سازی دانش آموزان برای قرن 21 19

فهرست مطالب

عنوان صفحه

- نگاه جدید به فراگیران در قرن 21......................... 22

- ویژگیهای مدارس برای ورود به قرن 21.................. 23

- برنامۀ درسی و مدارس در قرن 21............................. 24

تأثیر جهانی شدن بر آموزش............................................ 31

- محورهای تغییر................................................................ 31

- امور مالی .................................................................. 31

- بازار کار .................................................................. 31

- آموزش ........................................................................... 32

- فناوری اطلاعات ......................................................... 32

- شبکه های جهانی اطلاعات ........................................ 32

نقشهای فرهنگی و سیاسی آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن 35

پیامدها و چالشهای جهانی شدن بر تعلیم و تربیت 37

- به سوی مدارس بهتر ................................................. 43

- مسئولیت پذیری ......................................................... 44

- رهبران آموزشی ، پذیرش تغییر و تکنولوژی..... 44

- اثربخشی مدارس ......................................................... 45

اصول حاکم بر تحولات جهانی آموزش و پرورش ........... 47

عوامل مژثر برای رویارویی با انقلاب آموزشی ....... 48

حیطه های تربیت شهروندان قرن 21............................... 52

فهرست مطالب

عنوان صفحه

آموزش متوسطه : تقاطعهای زندگی ............................... 52

چهار ستون تعلیم و تربیت ............................................ 56

مهارتهای قرن بیست و یکم .................... 57

- سواد عصر دیجیتال ................................................... 58

- تفکر ابداعی .............................................................. 58

- مهارتهای ارتباطی ................................................... 58

- بهره وری بالا ............................................................ 58

انواع سواد ......................................................................... 59

- سواد علمی.................................................................... 60

- مقوله و ویژگیها ................................................... 60

تفکر ...................................................................................... 62

سبکهای تفکر ....................................................................... 62

اصول سبکهای تفکر.............................................................. 63

تفکر انتقادی................................ 64

تفکر انتقادی و خلاّق.......................................................... 67

سوابق پژوهشی ..................................................................... 70

پیشینۀ داخلی.................................................................. 70

پیشینۀ خارجی ................................................................ 72

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه .................................................................................... 75

روش پژوهش ........................................................................... 75

جامعۀ آماری ....................................................................... 75

نمونه و روش نمونه گیری ............................................... 75

ابزار جمع آوری اطلاعات ............................................... 76

روش جمع آوری اطلاعات ..................................................... 77

پایایی و روایی ابزار پژوهش........................................ 77

روش آماری تحلیل داده ها ............................................ 78

فصل چهارم : تحلیل داده های پژوهشی

مقدمه .................................................................................... 80

تجزیه و تحلیل اطلاعات........................ 81

تحلیل توصیفی ..................................................................... 90

تحلیل استنباطی.............................. 96

فصل پنجم : نتایج پژوهش

بحث و نتیجه گیری ............................................................ 101

فهرست مطالب

عنوان صفحه

محدودیت های پژوهش............................................................ 112

پیشنهادهای پژوهش.............................................................. 112

فهرست منابع .......................................................................

پیوست ها .............................................................................

چکیده به زبان انگلیسی .................................................


فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار 2-1 : نمودار الگوی پرورش خلاّقیت................ 69

نمودار 4-1 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تأهل دبیران بر حسب جنسیت 81

نمودار 4-2 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تحصیلات دبیران بر حسب جنسیت................................................................................................. 82

نمودار 4-3 : نمودار ستونی توزیع فراوانی میزان سابقۀ خدمت دبیران بر حسب جنسیت83

نمودار 4-4 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات سازگاری دانش آموزان.................................................................................... 84

نمودار 4-5 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات کنجکاوی دانش آموزان.................................................................................... 85

نمودار 4-6 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خودرهبری دانش آموزان.................................................................................... 86

نمودار 4-7 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات تفکر برتر دانش آموزان ..................................... 78

نمودار 4-8 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات ریسک پذیری دانش آموزان...................................... 88

نمودار 4-9 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خلاّقیت دانش آموزان............................................ 89

نمودار 4-10 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت سازگاری دانش آموزان ............................................ 90

نمودار 4-11 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان ............................................ 91

نمودار 4-12 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان ............................................ 92

نمودار 4-13 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان............................................ 93

نمودار 4-14 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان ..................................... 94

نمودار 4-15 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت دانش آموزان خلاّقیت دانش آموزان95

نمودار 4-16 : مقایسۀ میانگین شاخصهای تفکر ابداعی در دانش آموزان 99

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 2-1 : الگوی تغییر تدریس از سنتّی به جدید 34

جدول 2-2 : مقایسۀ الگوی قدیمی آموزش و پروش به الگوی جدید آموزش و پروش........................................ 35

جدول 2-3 : مقایسۀ یادگیری در قرن 21 با قرن 20-19 51

جدول 2-4 : مقوله ها و ویژگی های سواد علمی... 60

جدول 3-1 : تعداد منطقه ، مدرسه و دبیران شرکت کننده در پژوهش 76

جدول 3-2 : تعداد و شمارۀ سؤالات پرسشنامه پژوهش 77

جدول 3-3 : میزان اعتبار آزمون و هر یک از شاخصها 78

جدول 4-1 : توزیع فراوانی جنسیت . تأهل ...... 81

جدول 4-2 : توزیع فراوانی جنسیت . تحصیلات .... 82

جدول 4-3 : توزیع فراوانی جنیست . سابقه ..... 83

جدول 4-4 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی سازگاری دانش آموزان 84

جدول 4-5 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی کنجکاوی دانش آموزان 85

جدول 4-6 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خودرهبری دانش آموزان 86

جدول 4-7 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی تفکر برتر دانش آموزان 87

جدول4-8 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی ریسک پذیری دانش آموزان 88

جدول 4-9 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خلاّقیت دانش آموزان 89

جدول 4-10 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 90

جدول 4-11 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 91

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 4-12 : توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان 92

جدول 4-13 : توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان 93

جدول 4-14 : توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان 94

جدول 4-15 : توزیع فراوانی مهارت خلاّقیت دانش آموزان 95

جدول 4-16 : خلاصه محاسبات تحلیل واریانس مکرر مهارت دانش آموزان 96

جدول 4-17 : خلاصه محاسبات مقایسه های جفتی ( تعقیبی بونفرونی ) 97

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فهرست نمودار ها................................................................ و

فهرست جدول ها .............................. ز

چکیدۀ پژوهش

فصل اول : مقدمه پژوهش

مقدمه .................................................................................... 2

بیان مسأله........................................................................... 4

اهمیت موضوع پژوهش............................................................ 5

هدف پژوهش ........................................................................... 7

سؤالات پژوهش ....................................................................... 7

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها.................................... 8

فصل دوم : پیشینۀ پژوهش

مقدمه .................................................................................... 11

رویکردهای آموزش و پرورش ............................................ 12

بافت جدید آموزش و پرورش............................................... 16

مشخصات آموزش و پرورش در قرن 21............................... 18

- ویژگیهای نظامهای آموزشی جهت آماده سازی دانش آموزان برای قرن 21 19

فهرست مطالب

عنوان صفحه

- نگاه جدید به فراگیران در قرن 21......................... 22

- ویژگیهای مدارس برای ورود به قرن 21.................. 23

- برنامۀ درسی و مدارس در قرن 21............................. 24

تأثیر جهانی شدن بر آموزش............................................ 31

- محورهای تغییر................................................................ 31

- امور مالی .................................................................. 31

- بازار کار .................................................................. 31

- آموزش ........................................................................... 32

- فناوری اطلاعات ......................................................... 32

- شبکه های جهانی اطلاعات ........................................ 32

نقشهای فرهنگی و سیاسی آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن 35

پیامدها و چالشهای جهانی شدن بر تعلیم و تربیت 37

- به سوی مدارس بهتر ................................................. 43

- مسئولیت پذیری ......................................................... 44

- رهبران آموزشی ، پذیرش تغییر و تکنولوژی..... 44

- اثربخشی مدارس ......................................................... 45

اصول حاکم بر تحولات جهانی آموزش و پرورش ........... 47

عوامل مژثر برای رویارویی با انقلاب آموزشی ....... 48

حیطه های تربیت شهروندان قرن 21............................... 52

فهرست مطالب

عنوان صفحه

آموزش متوسطه : تقاطعهای زندگی ............................... 52

چهار ستون تعلیم و تربیت ............................................ 56

مهارتهای قرن بیست و یکم .................... 57

- سواد عصر دیجیتال ................................................... 58

- تفکر ابداعی .............................................................. 58

- مهارتهای ارتباطی ................................................... 58

- بهره وری بالا ............................................................ 58

انواع سواد ......................................................................... 59

- سواد علمی.................................................................... 60

- مقوله و ویژگیها ................................................... 60

تفکر ...................................................................................... 62

سبکهای تفکر ....................................................................... 62

اصول سبکهای تفکر.............................................................. 63

تفکر انتقادی................................ 64

تفکر انتقادی و خلاّق.......................................................... 67

سوابق پژوهشی ..................................................................... 70

پیشینۀ داخلی.................................................................. 70

پیشینۀ خارجی ................................................................ 72

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه .................................................................................... 75

روش پژوهش ........................................................................... 75

جامعۀ آماری ....................................................................... 75

نمونه و روش نمونه گیری ............................................... 75

ابزار جمع آوری اطلاعات ............................................... 76

روش جمع آوری اطلاعات ..................................................... 77

پایایی و روایی ابزار پژوهش........................................ 77

روش آماری تحلیل داده ها ............................................ 78

فصل چهارم : تحلیل داده های پژوهشی

مقدمه .................................................................................... 80

تجزیه و تحلیل اطلاعات........................ 81

تحلیل توصیفی ..................................................................... 90

تحلیل استنباطی.............................. 96

فصل پنجم : نتایج پژوهش

بحث و نتیجه گیری ............................................................ 101

فهرست مطالب

عنوان صفحه

محدودیت های پژوهش............................................................ 112

پیشنهادهای پژوهش.............................................................. 112

فهرست منابع .......................................................................

پیوست ها .............................................................................

چکیده به زبان انگلیسی .................................................


فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار 2-1 : نمودار الگوی پرورش خلاّقیت................ 69

نمودار 4-1 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تأهل دبیران بر حسب جنسیت 81

نمودار 4-2 : نمودار ستونی توزیع فراوانی تحصیلات دبیران بر حسب جنسیت................................................................................................. 82

نمودار 4-3 : نمودار ستونی توزیع فراوانی میزان سابقۀ خدمت دبیران بر حسب جنسیت83

نمودار 4-4 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات سازگاری دانش آموزان.................................................................................... 84

نمودار 4-5 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات کنجکاوی دانش آموزان.................................................................................... 85

نمودار 4-6 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خودرهبری دانش آموزان.................................................................................... 86

نمودار 4-7 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات تفکر برتر دانش آموزان ..................................... 78

نمودار 4-8 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات ریسک پذیری دانش آموزان...................................... 88

نمودار 4-9 : نمودار هیستوگرام توزیع فراوانی نمرات خلاّقیت دانش آموزان............................................ 89

نمودار 4-10 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت سازگاری دانش آموزان ............................................ 90

نمودار 4-11 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان ............................................ 91

نمودار 4-12 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان ............................................ 92

نمودار 4-13 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان............................................ 93

نمودار 4-14 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان ..................................... 94

نمودار 4-15 : نمودار ستونی توزیع فراوانی مهارت دانش آموزان خلاّقیت دانش آموزان95

نمودار 4-16 : مقایسۀ میانگین شاخصهای تفکر ابداعی در دانش آموزان 99

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 2-1 : الگوی تغییر تدریس از سنتّی به جدید 34

جدول 2-2 : مقایسۀ الگوی قدیمی آموزش و پروش به الگوی جدید آموزش و پروش........................................ 35

جدول 2-3 : مقایسۀ یادگیری در قرن 21 با قرن 20-19 51

جدول 2-4 : مقوله ها و ویژگی های سواد علمی... 60

جدول 3-1 : تعداد منطقه ، مدرسه و دبیران شرکت کننده در پژوهش 76

جدول 3-2 : تعداد و شمارۀ سؤالات پرسشنامه پژوهش 77

جدول 3-3 : میزان اعتبار آزمون و هر یک از شاخصها 78

جدول 4-1 : توزیع فراوانی جنسیت . تأهل ...... 81

جدول 4-2 : توزیع فراوانی جنسیت . تحصیلات .... 82

جدول 4-3 : توزیع فراوانی جنیست . سابقه ..... 83

جدول 4-4 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی سازگاری دانش آموزان 84

جدول 4-5 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی کنجکاوی دانش آموزان 85

جدول 4-6 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خودرهبری دانش آموزان 86

جدول 4-7 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی تفکر برتر دانش آموزان 87

جدول4-8 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی ریسک پذیری دانش آموزان 88

جدول 4-9 : خلاصه محاسبات شاخصهای توصیفی خلاّقیت دانش آموزان 89

جدول 4-10 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 90

جدول 4-11 : توزیع فراوانی مهارت کنجکاوی دانش آموزان 91

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 4-12 : توزیع فراوانی مهارت خودرهبری دانش آموزان 92

جدول 4-13 : توزیع فراوانی مهارت تفکر برتر دانش آموزان 93

جدول 4-14 : توزیع فراوانی مهارت ریسک پذیری دانش آموزان 94

جدول 4-15 : توزیع فراوانی مهارت خلاّقیت دانش آموزان 95

جدول 4-16 : خلاصه محاسبات تحلیل واریانس مکرر مهارت دانش آموزان 96

جدول 4-17 : خلاصه محاسبات مقایسه های جفتی ( تعقیبی بونفرونی ) 97

مقدمه

جهانی شدن رویدادی تاریخی است که از دهه 90 میلادی به منزله ی پدیده ای شگرف در غرب زاده شد. شعاع اثرگذاری این پدیده به همراهی فناوری اطلاعا و ارتباطات شتاب و گستره بیشتری می یابد به گونه ای که لایه های عمیق تر اندیشه، رفتار، نگرش ها و فرهنگ های ملل را تحت استیلای خود قرار می دهد ( فقیهی ، 1384 ).

فرآیند جهانی شدن به ویژه در قلمرو آموزش و پرورش به طور اجتناب ناپذیری متأثر از شرایطی است که در ممالک پیشرفته جهان برای توسعه و استقرار نظام آموزش نوی خود در جهت پاسخگویی به احتیاجات و حوائج منطقه ای کلی و به گونه ای فراگیر در سطح جامعه جهانی مهیا کرده اند. بدون توجه به چنین واقعیتی درک چگونگی منشاء و سرآغاز و سرانجام تکوین فرایند جهانی شدن آموزش و پرورش میسر نیست ( آقازاده، 1383 ) .

رویکردهای آموزش و پرورش

بدون تردید در آستانه قرن بیست و یکم نظام آموزش و پرورش با مشکلات متعدد و اضطراب بسیاری بویژه در ارتباط با جامعه، اقتصاد و فرهنگ روبروست. در زمان ما در کلی ترین تقسیم بندی ها رویکرد های متفاوتی را می توان در سیاستهای آموزش و پرورش کشورها مشاهده نمود.

رویکرد نخست هدف از آموزش و پرورش و فرایند یاددهی و یادگیری را در محدوده
دست یابی به نتایج و بهره دهی بهتر و قابل سنجش در کار آموزش و پرورش، از راه علمی کردن هرچه بیشتر مبانی آن می داند. در این گزینش سعی می شود آموزش و پرورش هرچه بیشتر به علوم تجربی نزدیک شود و در این میان نسل جدید به منزله ابزاری برای تامین اهداف از پیش تعیین شده جامعه پرورش یابند.

اما در رویکرد دوم: هدف نظام آموزش و پرورش دست یابی به شناختی کلی از انسان به عنوان یک واحد زیستی، روانی- اجتماعی- تاریخی و در حال رشد است که تمامیت خویش را زمانی تحقق می دهد که همه ابعاد او از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی ، اخلاقی و ... به طور یکپارچه مورد توجه قرارگیرد.

برای این که یادگیری و آموزش در زندگی انسانها بویژه کودکان و نوجوانان ارزش معناداری داشته باشد. نه فقط باید در فرایند رسمی یادگیری- یاددهی، یادگیری مهارتها به صورتی که معمولا انجام می شود، صورت گیرد بلکه فراتر از آن، باید به تشکیل شخصیت آنان و شکل دادن به
ارزش های انسانی مرتبط گردد. به عبارت دیگر، آموزش باید به فرهنگ توسعه انسانی تبدیل شود یعنی اقدام انسانی مبتنی بر ارزش ها که توانایی اخلاقی، روحی و فکری را برای حل مسائل توسعه به صورت انسانی درآورد ( دلورز، 1380، به نقل از افتخارزاده ، ص 27 ).

باقری (1383)، رویکردهایی را که باید در آموزش و پرورش در کشورهایی که در معرض چالش های جهانی شدن و تحولات پدید آمده از فناوری اطلاعات اند، باید رویکردهای زیر را برگزیند را به قرار زیر فهرست کرده است .

1 ) تاکید بر جامعیت آموزش و پرورش : آموزش و پرورش باید شامل باشد و تمامی زندگی آدمی را دربرگیرد. در جهانی که فناوری در آن شتابان تغییر می کند و دانش به نحو روزافزون تولید می شود، آموزش و پرورش باید بیش از مجموعه ای خاص از اطلاعات را تعلیم دهد. آموزش و پرورش باید به بسط و شکوفایی قابلیتهای آدمی بپردازد.

2) دسترسی فراگیر به آموزش و پرورش : آموزش و پرورش باید در هر مکان و زمان در دسترس باشد و مربیان برای آموزش در معرض باشند. باید به یادگیری مداوم (از طریق اینترنت و تلویزیون و کلاس درس) دسترسی داشته باشد و آموزش و پرورش برای توسعه یادگیری مداوم با بخش های اقتصادی و موسسات در تعامل قرارگیرد.

3) تاکید بر تفکر نقاد: آموزش و پرورش باید تاکید خود را بر تفکر نقاد، ارتباط و حل مسئله معطوف سازد و صرفا به انتقال دانش و معرفت بسنده نکند؛ بلکه دانش آموزان را مهیای برخورد با مسائل جدید کند.

4) تربیت شهروند جهانی: آموزش و پرورش باید مهیای پرورش شهروند جهانی باشد؛ شهروندان آینده نه تنها باید از تاریخ، فرهنگ و زبان خویش آگاه باشند، بلکه برای کار در جامعه جهانی، نیازمند دانش وسیع درباره تنوع فرهنگ ها و مردم هستند. افرادی که چشم اندازشان قوم گرایانه است؛ فاقد فهم مناسب از تفاوت های فرهنگی و قوم اند.

5) تمرکز بر مفاهیم انتزاعی:برخی از چالش های دانش، تعلیم و تربیت و یادگیری در این دوره، توانایی فراگیران امروز برای آشنایی و کنارآمدن بیشتر با مفاهیم انتزاعی و موقعیتهای نامعین است. امروزه بیشتر محیط دانشگاهی، دانش آموزان را با مسائل مهیا مواجه می کنند، آنگاه حل آن مسائل را از ایشان می خواهند. واقعیت اقتصاد جهانی (مبتنی بر اطلاعات و دانش) آن است که مسائل به ندرت به وضوح تعریف می شوند. این خصیصه آنهایی را که طالب شغل ارزشمند هستند، ملزم
می کند که جستجوگر مسائل باشند، اطلاعات ضروری را گرد آورند و تصمیم ها و گزینه هایی را انتخاب کنند که مبتنی بر واقعیتهای نامعین پیچیده است.

6) استفاده از رویکرد کل گرایانه (در مقابل رویکرد گسسته): بخش اعظم تعلیم و تربیت و محیط یادگیری امروز به رشته های علمی بسیار غیرقابل انعطاف تقسیم شده که بر واحدهای گسسته تحقیق تاکید دارد، مع الوصف جامعه، اطلاعاتی در حال ظهور و اقتصاد جهانی نیازمند درک کل گرایانه درباره نظامهای تفکر است، به صورتی که شامل نظام جهانی و اکوسیستم های تجارت شود. بدین سان رویکردهای تحقیق بین رشته ای امر خطیری درنظر گرفته می شوند تا بتوان به درک
جامع تری از واقعیت پیچیده ای که اینک نظام جهانی با آن مواجه است، دست یافت.

7) ارتقاء توانایی دانش آموزان برای دست ورزی نمادها: سمبل ها نمودهای به شدت انتزاعی بخشی از صورت عینی واقعیت هستند. اشتغال به شدت مولد در اقتصاد کنونی، مستلزم آن است که فراگیر دائما با سمبل هایی مانند اصطلاحات سیاسی، حقوقی و تجاری سروکار داشته باشد. (مانند حقوق مالکیت معنوی) و پول دیجیتالی (در نظام های مالی و مفاهیم حسابداری)، در گذشته کارگزاران آموزشگاهی اغلب خودشان را در مقام حکیمان خردمندی در صحنه می دیدند که نقش شان انتقال داده ها، اطلاعات، دانش و حکمت به

دانش آموزان منتظر و مشتاق است. آنهایی که ذهنهایشان ظرف های خالی است که منتظر پرشدن است، مع الوصف حتی اگر این واقعیت درست بود. فروشگاه معرفت جهان به صورت رو به تزایدی نرخ جهشی دارد و هیچ فردی به تنهایی امید آن را نمی تواند داشته باشد که به صورتی مناسب و ممکن فهم جامعی در باب یک رشته را با خود حمل کند. یا آن که چنین فهمی را اغلب دانش آموزان جذب کنند. جهانی شدن اقتصاد و الزامات همراه با آن بر نیروی مستلزم تعلیم و تربیتی متفاوت است که توانایی یادگیران را برای دستیابی، ارزیابی، انتخاب و کاربرد دانش و نیز تفکر مستقل در به کارگیری قضاوت مناسب و همکاری یادگیران در معنی بخشیدن به موقعیتهای جدید ارتقاء دهد. هدف تعلیم و تربیت به هیچ وجه صرفا حمل مجموعه ای از دانش نیست بلکه مقصد آن آموزش چگونگی یادگیری حل مساله و ترکیب امر قدیم و جدید است (تافلر ،بی تا، باقری، 1383، ص 54) .

آموزش و پرورش بر روی یک وظیفه کم اهمیت­تر مغز انسان یعنی حافظه تأکید می­کند، در حالیکه از وظیفه اصلی آن یعنی «تفکر» غافل است (گلاسر، 1925 ، به نقل از حمزه ،1380، ص 75).

گسترده­ترین نوع تفکری که در آموزش بکار رفته، تفکر برای حل مسائلی است که پاسخهای معین و صریح دارند. نوع دوم تفکر، تفکر در مسائلی است که جواب صریح و معین ندارند ولی این نوع تفکرات بخش کوچکی از برنامه­های آموزشی را تشکیل می­دهند. نقد هنری یا تفکر انتقادی نوع سوم است و آن تفکری است که به ارزیابی انتقادی از ادبیات ، هنر، موسیقی ، سینما یا تلویزیون منتهی می­شود و با تأکید اندکی بر برخی دبیرستانها وجود دارد .

چهارمین نوع از تفکر به نقد هنری یا تفکر انتقادی نزدیک است و تفکر خلاق نامیده می­شود ، طبق این تفکر باید فرصت محصلان برای خلاقیت در هنر،موسیقی، نمایشنامه یا ادبیات و حتی سینما و تلویزیون بیش از این زمانی باشد که هم اکنون در اختیار دارند.

در نظام آموزشی ما موضوعهایی که به خلاقیت نیاز دارند عموماً از اهمیت افتاده و غیر­عملی به شمار رفته است، در حالیکه اغلب می­تواند مستقیماً به ایجاد انگیزه و درگیر نمودن محصلان با مسائل منتهی شود و ارتباط بسیار مهمی توفیق محصلان دارد (گلاسر ، 1925، به نقل از حمزه ، 1380،
ص 83) .

وظیفه اصلی معلم، آموزش نحوه فکر کردن و روش حل مسئله است. دانش­آموز باید مهارت فکر کردن و زندگی کردن بیاموزد (همان منبع) .

بافت جدید آموزش و پرورش

توسعه آموزش و پرورش در وسیع ترین معنی ضمنی آن، دیگر همانند گذشته از طریق تحریکات درون زا صورت نمی گیرد، بلکه نسبت به فشارهای بیرونی حساس تر شده است
( افتخارزاده ، 1380 ).

این آهنگ در طی دهه های آینده تحت تاثیر شماری از پیشرفتهای عمده ای که نظرگاه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مناطق و کشورهای مختلف جهان را تغییر می دهد بعدها رو به گسترش خواهدنهاد و برای تحقق آنها مشارکت هرچه بیشتر آموزش و پرورش مورد نیاز است. از مهمترین عوامل این پیشرفتها که همگی به آموزش و پرورش باز می گردد. آنهایی هستند که به روشنی تعیین شده اند که در این جا بطور خلاصه به بیان آنها خواهیم پرداخت. این عوامل با کمک یکدیگر، بافت جدیدی را برای آموزش و پرورش فراهم می سازند که مسئولین برنامه ریزی و طراحی پیشرفت های بعدی نمی توانند آن را نادیده انگارند.

- اولین عامل، اجتناب ناپذیربودن رشد دانش و اطلاعات است که تنها مشخصه آموزش و پرورش و یادگیری بوده و پیشرفت فرهنگی و علمی جوامع در بستر آن شکل می گیرد. عامل فوق بطور فزاینده ای در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی نفوذ می کند و یکی از ضرورتهای اساسی اقتصادی و رقابت میان کشورهاست. این امر بطور اخص در کشورهای صنعتی پیشرفته قابل مشاهده است. اشباع اطلاعاتی جوامع امروزی که تحت سیطره رسانه ها قراردارند، مشکلات جدیدی را برای مدارس پدید می آورد. مدارس دیگر تولید کننده و یا انتقال دهنده عمده اطلاعات نیستند، باید یاد بگیرند که چگونه از ارزش آموزشی اطلاعات پیرامون خود بهره برداری نمایند و چگونه توانایی تمایز قائل شدن میان انبوه منابع اطلاعاتی را که هر روز دانش آموزان در معرض آن قرار
می گیرند در آنان ایجاد نمایند (همان منبع) .

- عامل دوم، تغییرات فن آوری است که با آهنگ شتابان ادامه خواهدیافت. میزان این تغییرات در مناطق مختلف جهان یکسان نیست، اما در همه جا تاثیر روزافزون را بر تمامی ابعاد زندگی برجای می گذارد. خصوصا این که پی ریزی مجدد ساختار اقتصادی را به پیش می راند و اغلب عواقب اجتماعی دردناکی را به بار می آورد که با تغییرات ملازم با آن در بازارهای کار، شرایط شغلی و مهارتی بویژه تحت تاثیر فن آوری های اطلاع رسانی فراوان و نقش مهمترین که بخش خدمات در اقتصاد اشغال می نماید، عجین می گردد.

در تمامی این موارد آموزش و پرورش نقش هدایت کنندگی دارد. آموزش و پرورش مهارت و تخصص را در کارگران ایجاد و به روز می سازد و این چیزی است که برای یک نیروی کار قابل انعطاف که باید توانایی پاسخگویی به تغییرات مداوم ناشی از پیشرفتهای را فن آوری داشته باشد، ضرورت دارد. این نقش باید در ارتباط با محیط کار بیشتر عملی شود و میان تحصیل رسمی و آموزش و یادگیری حرفه محور که از ضروریات مبارزه با اشکال جدید بی سوادی کاربردی که دستاورد تغییرات تکنولوژیکی است، پیوندهای جدیدی ایجاد نماید ( افتخارزاده ، 1383 ).

- عامل سوم، تغییرات جمعیت است که در همه جا توزیع گروههای سنی را برهم زده است. در مناطق غیرپیشرفته جهان نرخ بالای زاد و ولد باعث رشد دایم افراد واجب التعلیم شده و یکی از اولویت های تامین آموزش پایه را به خود اختصاص داده است. در کشورهای پیشرفته تر نرخ
پایین تر موالید و تمایلی که تا همین اواخر وجود داشته است، باعث کاهش گروه سنی جوانان شده و این پدیده ای است که سرانجام در دهه های آغاز قرن بیست و یکم در قالب کاهش تعداد «گروههای فعال کاری» متجلی می گردد.

- عامل چهارم، وابستگی درونی کشورها است که رو به افزایش دارد. این وابستگی درونی ناشی از بی نظمی بازار، گسترش فن آوری های ارتباط جدید و جهانی شدن بازارهای مالی اقتصادی، فرهنگی و همچنین سیاسی است که نمونه آن در حرکت به سوی یکپارچگی اروپا تجلی یافته است. حوادث اخیر اروپا و جاهای دیگر که با پایان منازعات ایدئولوژیکی در پی مرگ کمونیسم مشخص می گردد، جنبش آنی رو به رشد این وابستگی درونی در وجوه چندگانه اش را مورد تاکید قرارداده است. این وابستگی ها نشان داده اند که امنیت و خوشبختی هر منطقه و در واقع حفظ صلح در جهان، تا چه میزان به وجود شرایطی از این دست، در سایر مناطق بستگی دارد. این وابستگی ها بشریت را به یکدیگر نزدیک می سازد و این امر نه تنها بر تبادل و انتقال کالا و افراد بین کشورها تاثیر خواهدداشت، بلکه نتایج مهمترین را از جهت ایجاد تفاهم و تبادل بین المللی بیشتر و گشودن مرزها و ذهن ها در طولانی مدت در پی خواهدداشت. بدین ترتیب، آموزش و پرورش به عنوان عامل اصلی تفاهم و پیشرفت بین فرهنگی با چالش های مهم و جدیدی مواجه می گردد و این مسئله به همان میزان که بر وضعیت بین کشورها تاثیر دارد بر وضعیت درون کشورها نیز اثرگذار است. وجود جوامع چند فرهنگی در بسیاری از کشورهای سراسر جهان شاهد این ادعا است ( افتخارزاده ، 1380 ).

- عامل پنجم، این است که دل مشغولی های اجتماعی و مردمی جدیدی در حال پیدایش است و از آموزش و پرورش انتظار می رود که نقش فعالی را در رفع آن نگرانی ها ایفا نماید. نگرانی برای محیط زیست شاید مسئله ای باشد که بیش از هر چیزی در سطح جهانی احساس می شود و موضوعی است که آموزش و پرورش همواره در حساس نمودن کودکان و نوجوانان نسبت به مشکلات محیطی و روش های حل آنها فعالانه دخالت داشته است ( افتخارزاده، 1380 ) .

مشخصات آموزش و پرورش در قرن 21

از دیدگاه برخی از محققان سازمان های آموزشی در عصر جهانی شدن دارای مشخصات ذیل هستند:

الف- بین المللی بودن:مدارس و سازمان های آموزشی جنبه محلی بودن خود را از دست داده اند و به تدریج باید ورودی های خود را از نقاط مختلف دنیا وارد کرده و خروج های خود را به بازارهای جهانی بفرستند. و این یکی از شروط بقای آن ها می باشد.

ب- نحوه رقابت جدید: امروز رقابت جنبه محلی و منطقه ای در نظام آموزشی ندارد بلکه رقابت معنای سنتی خود را از دست داده و جنبه جهانی یافته است و تکنولو‍ی در ایجاد این نظام جدید نقش عدیده ای را بازی می کند.

ج- ارتباط الکترونیکی: کلیه سازمان های آموزشی از طریق شبکه های منسجم کامپیوتری زمینه ورود اطلاعات را به داخل سازمان و سپس به مشتری (دانش آموز، والدین و ...) فراهم می‌آورند.

د- سازمان های مجازی عمده:در عالم واقعیت مدارس و سازمان های آموزشی حضور فیزیکی خود را از دست داده و واحدهای تابعه و کارکنان آنها از طریق شبکه های کامپیوتری به یکدیگر متصل می شوند و با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای ارتباطی، نظام مشارکت در اطلاعات و نظام مشارکت در نرم افزارهای عملیاتی می توانند ارتباط کامل با یکدیگر برقرار کنند. به طور کلی، در دنیای مجازی سازمان های آموزشی سرعت نوآوری افزایش می یابد، هزینه های نوآوری کاهش و دسترسی به دانش آسان تر می شود و نوآوری به سمت پیشرفت تدریجی و ابداعات کوچک رفته، ولی روند آن مستمر و پیوسته خواهدبود (ایران زاده، به نقل از زینعلی پور و گودرزی، 1383).

هـ- اطلاعات به عنوان یک عامل و منبع مهم: اهمیت اطلاعات در عصر حاضر بر همگان مشخص است و انجام تمامی امور مبتنی بر کسب اطلاعات می باشد.در کشور ما بسیاری از کارها هنوز هم براساس تجربه واندوخته ذهنی افراد انجام می شود. امروز زمانی است که باید برای انجام هرکاری و هر خدمتی اطلاعات کافی و لازم داشته باشیم تا بتوانیم به بهترین شکل ممکن آن را به انجام برسانیم.

نظام های تعلیم و تربیت امروزه نظام های اطلاعات محوری هستند که کلیه فعالیتها و امور خود را تحت مطالعه و بررسی دقیق قرارمی دهند و از آزادی عمل بیشتری برخوردارند.

ویژگیهای نظامهای آموزشی در قرن 21

گری مارکس در مقاله ای با عنوان آمادگی مدارس و نظامهای آموزشی برای قرن بیست و یکم که حبیب پناهی (1381) آنرا ترجمه کرده به شانزده ویژگی اصلی مدارس و نظامهای آموزشی جهت آماده سازی دانش آموزان برای عصر دانش و اطلاعات اشاره کرده که عبارتند از:

- تعریف مدرسه، معلم، یادگیرنده به وسیله دنیای اطلاعات کامپیوتری شکل جدیدی به خود
می گیرد.

- بر مبنای پروژه محوری (برنامه درسی برای زندگی) دانش آموزان در شناخت مسائل واقعی دنیا و مسائل مهم انسانی و سوالاتی در این زمینه درگیر می شوند.

- معلمان و مدیران به طور اثربخش برای عصر دانش/ اطلاعات جهانی آماده می شوند.

- دانش آموزان ، مدارس، نظام آموزشی و جوامع در تمام زمان با همدیگر و با دنیا از طریق اطلاعات قوی وتکنولوژی موثر در ارتباط هستند.

- نظام های آموزشی پژوهش های مهم را بررسی کرده، مورد ملاحظه قرارمی دهند و در طراحی برنامه ها آنها را به کار می گیرند تا اینکه به طور مستمر پیشرفت موفقیت آمیز دانش آموزان را هدایت کنند.

- دانش آموزان درباره سایر فرهنگ ها و عزت و احترام متفاوت یاد می گیرند و جهانی را به عنوان همسایه پهناور تلقی می کنند.

- مدارس خلاقیت و کارگروهی را در تمام سطوح رشد می دهند و معلمان به دانش آموزان کمک می کنند که دانش آموزان اطلاعات را به دانش، دانش را به خرد تبدیل کنند. اطلاعات را به شناخت و شناخت را به عمل تبدیل کنند. ارزشیابی از پیشرفت دانش آموز بیشتر براساس عملکرد است. استعدادها، توانایی ها و علاقه های دانش آموز مورد ملاک قرارمی گیرد.

و سپس از هوستون[1] نقل می کند که: ما دهها تحقیقات مشاهده کرده ایم که بیانگر این مطلب هستند چگونه باید نظام فعلی آموزش و پرورش تغییر یابد.

مارکس در ادامه مقاله به تعریف جدید از مدرسه پرداخته و می نویسد:

در قرن بیست و یکم مدارس باید مرکز اطلاعات کامپیوتری باشند به این صورت مانند مراکز یادگیری مادام العمر، 24 ساعت در روز، 7 روز در هفته و 365 روز در سال باز خواهندبود. قرن بیست و یکم نه تنها به اطلاعات آزاد بلکه به دانش عمومی نیز نیاز خواهدداشت و مدارس الزاما فرهنگ تحقیق را رایج خواهندکرد.

هوستون می گوید: معلمان باید از باهوشترین افراد جامعه باشند و بالاجبار بهترین جمعیت را به جامعه ارائه دهند. آنها باید آمادگی خوبی به آنچه که تدریس می کنند داشته باشند. و به مشارکتهای خود با بچه ها و جامعه اعتقاد داشته باشند. و در عین حال بطور دائمی خود را رشد دهند.

ماروین سترون[2] می گوید: ضرورت دارد مطمئن شویم که به معلمان خود فراگیری مادام العمر را پیشنهاد کرده ایم.

نگاه جدید به فراگیران در قرن 21

هنگامی که به قرن بیست و یکم وارد می شویم باید فراگیران را کاملا در یک مضمون جدید ببینیم. نخست به منظور حفظ علاقه آنان، مدارس و جوامع باید به آنان یاری رسانند و چگونگی استفاده از مطالب آموخته شده را در زندگی روزمره به آنها آموزش دهند. دوم ما باید با کنجکاوی اساس فراگیری مادام العمر را به طور تدریجی برای آنان القا یا تزریق کنیم. سوم ما باید در روش تدریس قابل انعطاف باشیم. زیرا دانش آموزی رشدی مناسب با علاقه، توان و پذیرش های متفاوتی نسبت به هم دارند. چهارم ما باید فراگیران را تحریک کنیم تا حد امکان مبتکر باشند در این صورت به یادگیری در خارج از ساعات رسمی مدرسه ادامه می دهند. تفکر درباره آنچه یاد گرفته اند و به کارگیری آموخته هایشان در زندگیشان {خواه معلم حاضر باشد یا نه} از اهم مسائلی می باشد. برحسب پژوهش، مدارس با یک پروژه محوری برنامه درسی برای زندگی، هدف درگیری
دانش آموزان، شناساندن مسائل واقعی دنیا، مسائل مهم انسانی و سوالاتی از این قبیل مواجه خواهندبود. آموزشی که آنها دریافت می کنند، بایستی هم دانش و هم خلاقیت آنها را رشد دهد. بطور همزمان، مدرسه باید دانش آموزان را برای تفکر، استدلال، تصمیم گیری و کارهایی از این قبیل قادر سازند.

طبقه بندی ویژگیهای مدارس برای ورود به قرن 21

1- تکنولوژی معاصر بعنوان یک وسیله مکمل یادگیری و ...

2- برنامه هایی بر مبنای یکپارچگی/ پویایی/ شایستگی . در این مورد آرنولد پارکر می نویسد: خلاقیت و نوآوری ملت ما یکی از بزرگترین قدرتهای نیروی کاری در قرن بیست و یکم است.

3- توجه به عملکرد دانش آموزان. مدارس از فراگیران رشد تفکر انتقادی و سایر مهارتهای سطح عالی را انتظار دارند و دانش آموزان دارای استعداد تفکر خلاق در موضوعاتی مانند ادبیات، هنرها، فرهنگ، تاریخ ، جغرافی ، علم، ارتباطات و ریاضیات هستند.

4- نظامهای دانش آموزمحوری

5- مفهوم وسیع دانشگاهی و اجتماعی

6- معیارها و ارزیابی موثر

7- تسهیلات زیرساخت هایی که از نقطه نظر محیطی پاسخگو هستند. در توصیف مراکز فراگیری قرن بیست و یکم می نویسد: یک مکان امن لذت بخش و مورد علاقه ای که دانش آموزان می توانند در آن جستجو کنند و یک تحول فرهنگ موافق را فراگیرند و خلاقیت، ارتباطات سالم و موفقیت را رشد دهند.

8- ارتباطات مدرسه- جامعه ای

9- تدریس در عصر دانش/ اطلاعات

10- دولت شمول

11- سرمایه گذاری هدفمند

12- توسعه تحقیق محور ( مارکس ، بی تا ، ترجمه پناهی، 1381، ص 42 ).

برنامه درسی ومدارس در قرن 21

اگر تحقیق در تعلیم وتربیت برای قرن 21 در سه کلمه جمع بندی شود، آن ها عبارت خوهند بود از فناوری، فناوری و فناوری. تقریبا بدون استثناء اطلاعات در ارتباط با تعلیم و تربیت در قرن 21 به طور مستقیم و غیرمستقیم مستلزم فناوری در چندین روش می باشد. چگونه تکنولوژی ممکن است بر تعلیم و تربیت و مدارس در قرن آینده تاثیر بگذارد؟ اجتماع خیلی بیشتر درگیر تفکر درباره برنامه ریزی برای جهان آینده می باشد. چگونگی فناوری ومیزان استفاده معلم از آن در آموزش عامل تعیین کننده ای می باشد. فناوری همچنین می تواند در تغییر مدیریت کلاس درس موثر باشد. مهارت های سواد که برای قرن 21 مورد نیاز است عبارتند از: دسترسی، تفکر و انتقال اطلاعات. براساس نظرات انجمن ملی آمریکا در علوم اطلاعات و کتابداری:‌مدارس ملی بایستی سواد اطلاعاتی را به عنوان یک مهارت ضروری بپذیرند و بکوشند تا جامعه ای با سواد اطلاعاتی به وجود آورند، دانش آموزان با سواد اطلاعاتی باید بدانند که چگونه ایده ها و اطلاعات را درک،تحلیل، ترکیب و ارزیابی کنند و انتقال دهند.

برنامه های درسی در آینده باید حول مفاهیم عمده جهانی از قبیل تغییر انعطاف پذیری، وابستگی متقابل جهانی، تنوع فرهنگی، کیفیت زندگی، افزایش تکنولوژی ، خود واقع بینی، یادگیری مادام العمر و نظام های اقتصاد جهانی در تعامل با محیط ملی تدوین شوند. تعلیم و تربیت بایستی دانش آموزان را به یک چشم انداز بین المللی مجهز کند. در آینده تعلیم و تربیت جهانی شامل بررسی محیط، ازدیاد مهاجرت، امنیت ملی، جنگ هسته ای، علم اقتصاد، جمعیت جهان و توزیع غذا خواهدبود. اکثر مدارس عمومی تا سال 2010، 24 ساعت شبانه روز برای بازآموزی بزرگسالان و اجاره سیستم کامپیوتر بعد از پایان کار روزانه مدارس باز خواهندبود. روزها و سالهای مدرسه طولانی خواهدشد. اندازه کلاس از میانگین 17 نفر به 10 نفر کاسته خواهدشد. دانش آموزان از طریق عملکرد، پیشرفت و ترقی خواهندکرد نه براساس صرف وقت در کلاس. برنامه های یادگیری به کمک کامپیوتر، جایگزین کتاب ها خواهدشد. مدارس بیشتر با بخش صنایع و بازرگانی فعالیت خواهندداشت.

برنامه ریزان درسی در قرن 21، از شرایط جهان واقعی آگاهی خواهندداشت و قادر به ایجاد دستورالعملهای برای مهارت های مورد نیاز برای دانش آموزان ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خواهندبود. دانش آموزان به جای صحبت درباره اینکه آنها در کدام رتبه یا کلاس هستند، از نتایج ، عناوین، موضوعات، تجربیات کاری، پروژه ها یا تقاضای اجتماعی با آن هایی که کار می کنند صحبت خواهندکرد.

لویس[3] (1991) به نقل از جعفری (1383)، شمه ای از آن چه که ما ممکن است در مدارس قرن 21 مشاهده کنیم، ارائه داده است که عبارتند از:

1. معلم و دانش آموز از طریق کامپیوتر با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

2. دانش آموزان و معلمان از کلاسی به کلاس دیگر با کامپیوترهای شخصی خود حرکت
می کنند.

3. کاغذ دیواری ویدئویی که برای دانش آموزان نمایش داده می شود ممکن است بخشی از کلاس درس باشد.

برلاینر[4] (1992) به نقل از جعفری (1383)، طرح های خردمندانه ای برای مدارس آینده دارد که عبارتند از:

1. کامپیوترهای کوله پشتی یا دفترچه ای در نظر گرفته شده برای همه دانش آموزان به جای کتاب های درسی ممکن خواهدشد.

2. ارتباطات از خانه به مدرسه به آسانی از طریق شبکه های ارتباطی محلی انجام خواهدشد.

3. معلمان بیشتر به عنوان تسهیل کننده یا مربی نگریسته خواهندشد.

4. تکنولو‍ی جدید امکان طرح های گروهی و فردی را فراهم خواهدساخت و باعث رشد رویکردهای چند بعدی خواهدشد.

5. روش های پروژه ای مورد توجه دانش آموزان، برای تدریس مهارتهای تفکر انتقادی استفاده خواهد شد (زنگر و زنگر، 1999 به نقل از جعفری ، 1383 ، ص 767) .

جانسون[5] (1999)‌ به نقل از جعفری (1383)، مدارس خلاق را به عنوان نمونه ای از مدارس در آینده توصیف می کند. این گونه مدارس شبیه یک تیم حرفه ای فعالیت می کنند و پیشرفت
دانش آموزان را علاوه بر ویژگی های فردی آنها به میزان زیادی تابع پیشرفتهایی می دانند که درمدارس به دست می آورند و با تاکید به کیفیت مدارس خلاق است که آموزش در مدارس به کیفیت کامل دست می یابد. اوچهار مولفه بهره وری مدارس خلاق را چنین می داند: ( ص 772 ) .

1) برنامه ریزی: مدیران و معلمان با همدیگر مسائل مشترک را به اهداف خاص تبدیل
می کنند.وظایف برنامه ریزی شامل ایجاد اهداف سازمانی است که مرتبط به نتایج ابتدایی است و تصویری از مدارس ارائه میدهد. افراد مسئول حفظ و نگهداری نقش شان درواحدهای کاری کوچک چندگانه می باشند. عملکرد وقتی که اهداف ویژه تدوین شدند بهبود بیشتری می یابد.

2) رشد افراد: برنامه های رشد و توسعه که مرتبط به اهداف سازمانی هستند عملکرد گروهی و فردی را افزایش می دهد. گروهها هنگامی که مدیران و کارکنان مدارس تقسیم، برنامه ریزی، عمل و برنامه های انتقادی و هدایت یکدیگر را به عهده بگیرند مراکز یادگیری می شوند. نظام های کنترل کیفیت مشارکتی، جایگزین نظام های کنترل منسوخ شده می شود و برای انعکاس نظم گروهی؛ تحلیل داده ها و حل مسائل را به عنوان کارهای سازمانی در آن برنامه ها فراهم می آورد. برای عملکرد بهتر گروه، وظیفه اصلی این است که سازمان رابه سمت هدف هایی که وابستگی متقابل دارند، حرکت دهند. اعضایش بایستی به خوبی با همدیگر کار کند و هر عضو گروه بایستی نقاط قوت و ضعف دیگران را بداند.

3) رشد برنامه: طرح های رشد برنامه که مرتبط به اهداف سازمان هستند به رهبران مدرسه در بیان چالش ها به وسیله هماهنگی در توسعه برنامه، کاربرد و فعالیت های ارزیابی کمک می کند. آنها همچنین اسناد خوبی هستند که سطوح بالای پیچیدگی فردی را بر موفقیت تسهیل می کند.

4) ارزیابی: همه نظام های اشتغال، نظام های پاسخگو هستند.نظام های پاسخگو، فعالیتهای ارزیابی را در مدارس ایجاد می کنند. نظام ارزیابی تنها نظامی است که نیروهای اصلاح و تغییر عملکرد سازمانی و فردی را مشخص می کند و این نظام یک سیستم مبتنی بر هدف است. داده های ارزیابی در سازمان های بهره ور و خلاق هم حلقه بازخورد و هم حلقه پیشقدم است که هم در برنامه ریزی بلندمدت و هم کوتاه مدت منعکس می شود. هر شخصی بایستی مسئول و پاسخگوی کیفیت کاری خودش باشد و این پاسخگویی باید واضح باشد. مدارس باید در اکثر اوقات موفقیت آمیز عمل کند و این موفقیت از جنبه های پیشرفت دانش آموز، رشد حرفه ای و رهبری، رشد تسهیلات و امکانات، هدایت اخلاقی، روابط والدین، شهرت و اعتبار مدارس قابل ارزیابی است (جانسون و جانسون، 1999، به نقل از جعفری، 1383، ص 781) .

6 مفهوم عمده که برای ایجاد مدارس در قرن 21 شناخت شده عبارتند از: خصوصی سازی، نظم دهی، زمان و سازماندهی، تکنولوژی، رشد حرفه ای و رهبری. شکل ساختمان، عامل عمده در میزان موفقیت این مفاهیم می باشد. مفهوم طرح شرایط عمده برای مدارس قرن 21 ایجاد فضاهای آموزشی مناسب و محیط یادگیری برای هریک از دانش آموزان می باشد. این فضاهای آموزشی بایستی برای نائل شدن و پاسخ به سبک های یادگیری فرد فرد دانش آموزان طرح شود و یک محیط برانگیزنده برای فعالیتهای یادگیری فراهم آورد. بعلاوه این فضاها بایستی برای رشد فزاینده ارائه آموزشی که ممکن است شامل مجموعه گوناگونی از تکنولوژی چندرسانه ای و واکنش به نقاط قوت هر معلم باشد، طرح شود. با این امکانات، توانایی معلم برای دسترسی به همه دانش آموزان افزایش خواهدیافت و دانش آموزان فضاهایی را خواهند داشت که محیطی صمیمی، تربیتی و امن فراهم
می کند ( جعفری ، 1383 ) .

قرن 21 میلادی قرنی است که آثار تحولات و فراگستریهایش بیش از رسیدن خود در جهان نمایان شد. برای تعریف قرن بیست و یکم این جمله می تواند گویا باشد: قرن تحولات شگرف، پیشرفتهای برق آسا، همگامی شدن عظیم اطلاعات و تولید و باز تولید مستمر دانش و فراوری علمی.

بدون تردید مدرسه قرن 21 نقش آفرین است. از آن رو که زمینه ساز تولید مستمر دانش و
یافته های علمی است. شکوفایی فناوری و صنعت، و خلق اختراعات و اکتشافات علمی- صنعتی و تکنیکهای حل مسئله مرهون توجه به فرایند آموزش است. در صورت نقش آفرینی درست مدرسه ها و ایجاد میدان اثربخش فرایند یاددهی – یادگیری شاهد تحولاتی اساسی خواهیم بود.

مدرسه های ما کجای این تحولات ایستاده اند و تا چه حد از ویژگیها و مشخصه های تحول آفرینی برخوردارند؟

آیا به واقع مدرسه های ما آماده ورود به قرن 21 هستند؟

برای نزدیک شدن به پاسخهای احتمالی لازم است به این واقعیت توجه کنیم که مدرسه ها باید با زمینه های اجرایی، شرایط فرهنگی واجتماعی و نیز روحیات و مناسبات انسانی و مجموع امکانات تصمیم گیری و اجرایی، هماهنگ و هم رویش باشند. مدرسه های ما می توانند با برخورداری از ظرفیتهای علمی موجود معلمان و مربیان ، برنامه های درسی فراگیر محور و فرایند مناسب یاددهی-یادگیری و نیز ایجاد محیط تعاملی مساعد میان یاددهنده و یادگیرنده، نقش تاثیرگذار در توسعه اجتماعی و اقتصادی بازی کنند کارایی محیط یادگیری و اثربخشی عملکرد یادگیرنده را حلال مشکلات خود می داند (جعفری، 1383) .

همه کشورها در تکاپوی آماده سازی مدارس خود در قرن بیست و یکم می باشند. این امر هم اکنون با سرعت و شدت بیشتری در حال انجام است. مطالب و گزارشهای مربوط به آموزش و پرورش همگی گویای آن است که مسئولان، سیاستگذاران، تصمیم سازان، برنامه ریزان آموزش و پرورش کشورها در سالهای اولیه قرن 21، تلاشها و فعالیتهای خود را شدت بخشیده و سرگرم تدوین یا به اجرا درآوردن راهبردها و سیاستهای جدید قرن جاری هستند. در کنفرانسهای جهانی آموزش و پرورش بویژه در سالهای اخیر آموزش کلید ورود و عبور از قرن بیست و یکم توصیف شده است. لذا اهمیت این حرکت جهانی بخوبی آشکار می گردد. راهبردهای مهمی که در سطح بین المللی برای بازنگری و اصلاح ساختار آموزش و پرورش مورد توجه برنامه ریزان و مقامات مسئول آموزش جهان قرارگرفته، دربرگیرنده همه ابعاد آموزش و پرورش است.

موضوع اصلی گزارش کمیسیون بین المللی آموزش برای قرن بیست و یکم که در سال 1993 تشکیل شد و گزارش آن در 1996 تحت عنوان یادگیری، گنج درون انتشار یافت. جستجوی مداوم برای یافتن نوعی تجربه آموزشی است که ارزش یادگیری مادام العمر را برای تمامی افراد آشکار سازد و موجبات ظهور استعدادهای فردی و جمعی را پدید آورد.

با توجه به تحولات عصر حاضر بویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات روالی از اندیشه در جهان رواج می یابد که همه با آن می توانند برای شکوفاندن استعدادهای ذاتی خود در جهت افزایش ذخایر آگاهی انسان، سرنوشت جهان، حفظ طبیعت، جو زمین، زیستگاه انسان و توسعۀ، شناخت بشری مسئولانه و وفادارانه مشارکت کنند.

مدارس به دیدگاهی نیاز دارند که با آن بتوانند حجم تغییرات را درک کنند . به آینده ای که امروز در حال شکل گرفتن است، بنگرند. به الگوهایی نیاز دارند که برای سازماندهی به تفکر درباره تغییرات پدید آمده باشند. آنان (مدارس) به مهارتهای سازگاری در برابر شوک آینده نیاز دارند
( بهرنگی ، 1383 ).

در سال 1997 انجمن ملی هیات مدیره مدارس آمریکا اعلام کرد که «تغییرات سه سال آینده بیش از تغییرات در سه قرن گذشته است». بیل گیت[6]، بنیانگذار مایکروسافت می گوید: ما تازه در ابتدای این انقلاب هستیم. ما حتی در ده سال بعد هم بیش از بیست و پنج سال گذشته برای تغییر جامعه کار خواهیم داشت ( همان ).

این موارد بسیاری دیگر به ما می گویند: عصر جدید، عصر دیگری است. روزگار گسسته و بریده شده و نه خم پذیر از اعصار گذشته است. ما به گفته جوزف مورفی[7] به درستی نیاز داریم که آموزش و پرورش ما را در این روزگار بسازد. ما اکنون در دوره ای بحرانی برای سازگاری آموزش و پرورش بسر می بریم (بهرنگی ، 1383).

آموزش و پرورش دربرابر اساس نوین دانش که بسیار گسترده شده و می شود تنها به قسمتهای کوچکی از آن بسنده کرده است. آزمون را بعنوان راه فراری برای پرداختن به این شرایط تداوم
می بخشد. رهبران آموزش و پرورش از ترس از دست دادن کنترل بر آنچه انجام می دهند، به تکنولوژیهای جدید نمی پردازند. در حالی که می دانند که چنین رفتاری بطور قطع جواب شاگردان را نمی دهد و مخرب آنان است. عادت به انجام همان کار قدیمی را ادامه می دهند. چه چیزی ارزش دانستن دارد. ما چگونه می آموزیم؟ چه چیزی اساسی است؟ اینکه چگونه به این سوالات پاسخ دهیم، نقش مدارس را زنده کرده و یا می کشیم.

آلوین تافلر[8] که به پیشگویی آینده شهرت دارد می نویسد: «آدم بی سواد سال 2000 فردی نیست که نتواند بخواند و بنویسد، بلکه فردی است که نمی تواند یاد بگیرد، از یاد ببرد و دوباره یاد بگیرد» (تافلر ، 1970 به نقل از بهرنگی،1383)

بهرنگی در ادامه، از کامپیوترهای جدیدتر و توسعه یافته تری اسم می برد که برای ترجیح یادگیری هر فرد یادگیرنده، تطابق لازم را بوجود می آورند. بطوری که هر فرد یادگیرنده از روال «استعداد برحسب هدایت تعامل» برخوردار شود.

کامپیوتر ترجیح و ویژگیهای یادگیری فرد، مثل سرعت شناختی، وابستگی زمینه ای، مشکلات مورد توجه و تمرکز، دامنه نوسانات، تصویرسازی مفهومی، اطلاعات کلی را از روی چشمان شاگردان به عنوان راهی خواهد خواند و این شانه ها را به سرعت «تایپ» کرده و با تطبیق با این ویژگیها و ترجیحات مطالب آموزش را ارائه خواهدداد. این محیطهای چندرسانه ای تعاملی بین مطالب بسیار، بطور قطع یادگیرندگان هوشمندتری بار خواهدآورد که می توانند آموزش خود را به طرق خلاق تری به کار برند. این یادگیرندگان شهروندان بهتر و البته جداشده تر قرن بیست و یکم خواهند بود (وایلز و باندی[9] 2002 ، به نقل از زینلی پور و گودرزی ، 1383 ) .

تأثیر جهانی شدن بر آموزش

محورهای تغییر

کارنوی[10] به نقل از فقیهی (1384) پنج محور اصلی را مطرح می کند که جهانی شدن از طریق آنها تاثیر عمده ای بر آموزش باقی می گذارد.

امور مالی

در بحث امور مالی، اغلب دولتها تحت فشار قرارمی گیرند تا جلوی افزایش هزینه های عمومی را در آموزش بگیرند و منابع مالی دیگری را برای توسعه مورد انتظار در نظام آموزشی تدارک ببینند.

بازار کار

در بحث بازار کار، دولتها تحت فشار قرارمی گیرند تا سرمایه های خارجی را جذب کنند و معنای این امر تامین ذخیره آماده ای از نیروی کار است. این فشار به فشار دیگری یعنی افزایش میانگین سطح آموزش در نیروی کار تبدیل می شود. رفته رفته میزان دستمزد برای افراد سطوح بالاتر آموزش، در نتیجه تغییر تولیدات اقتصادی به تولیدات مبتنی بر دانش، رو به افزایش می گذارد. هرقدر درآمد نسبی نیروی کار تحصیل کرده افزایش یابد، تقاضا برای آموزش عالی نیز افزایش می یابد و دولتها را وادار می کند که آموزش عالی را توسعه دهند و به همان نسبت بر تعداد فارغ التحصیلان متوسطه و متقاضیان ورود به آموزش عالی بیافزایند. حتی در کشورهایی که پیش از این در برابر تامین آموزش برابر برای زنان مقاومت می کردند، ضرورت دسترسی به نیروی کار تحصیل کرده و ارزان قیمت این الزام را به وجود می آورد تا آنها نیز به توسعه فرصتها برای آموزش زنان روی آورند. همه این فشارها با اصلاحاتی که تلاش می کنند هزینه های عمومی را در آموزش کاهش دهند در تقابل است.

آموزش

در بحث آموزش ، کیفیت نظام های آموزشی ملی به طور فزاینده ای در سطح بین المللی مورد مقایسه قرارمی گیرند. این فرایند به طور روزافزونی برنامه درسی ریاضیات و علوم، استانداردها، و تامین استانداردها از طریق تغییر روش های آموزش را مورد تاکید قرارمی دهد. استانداردها و آزمون بخشی از یک تلاش گسترده تر هستند که با هدف افزایش پاسخگویی از طریق سنجش تولید دانش و استفاده از آن در ارزشیابی معلمان و مدیران آموزشی صورت می گیرد.

فناوری اطلاعات

محور چهارم فناوری اطلاعات است که به دو دلیل به تدریج وارد نظام های آموزشی می شود: اول ارائه آموزش از راه دور با هدف افزایش کمیت آموزش با هزینه پایین تر و دوم ارائه آموزش به کمک کامپیوتر و استفاده از اینترنت با هدف بهبود کیفیت آموزش (و البته با هزینه بالاتر). اگرچه تقریبا همه کشورها در استفاده از این فناوری جدید در ابتدای راه هستند، اما استفاده آینده آن را در آموزش نمی توان کم برآورد کرد، به ویژه آن که این فناوری می تواند دانش آموزان را در کوچکترین شهرهای هر کشور با بقیه جهان متصل کند.

شبکه های جهانی اطلاعات

و بالاخره شبکه های جهانی اطلاعات هستند که معنای آن تغییر و دگرگونی در فرهنگ جهانی است. اما جهانی شدن این معنا را هم دربردارد که بسیاری از گروهها احساس می کنند در حوزه ارزشهای این فرهنگ جدید به حاشیه رانده می شوند. چنین گروههایی با پافشاری بر ارزش های فرهنگی (از ادیان سنتی اصول گرا گرفته در یک سو تا طرفداری پسامدرن از برابری زن و مرد یا محیط زیست در سویی دیگر) با اقتصاد جهانی مبارزه می کنند. این ارزش ها ممکن است جهانی هم باشند اما در عین حال ضد بازار هستند.

این که کدامیک از این تغیرات در آموزش و پرورش رخ دهد و خصوصا این که چگونه رخ دهد بستگی به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منطقه ای، ملی و حتی محلی دارد که زمینه اجرای پاسخ ها را به فشارهای جهانی برای اصلاحات فراهم می کنند. روتن[11] در پژوهش خود نشان
می دهد که چگونه تفسیرهای ملی از اصلاح آموزشی (که خود پاسخ هایی نه چندان دقیق به تغییر در اقتصاد جهانی می باشند) در سطوح پایین تر و محلی در چند کشور آمریکای لاتین به گونه های متفاوتی تفسیر و اجرا شده اند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه تفسیرها و کاربردها قویا به
ظرفیت ها و ساختارهایی وابسته اند که در طول زمان شکل گرفته اند.

بنابراین، اگرچه تغییرات آموزشی ایجاد شده در پاسخ به جهانی شدن پارامترهای تعریف شده و مشخصی را دربرمی گیرند، اما در عین حال تفاوت های زیادی را نیز در میان مناطق، کشورها و
محل های مختلف نشان می دهند.دلیل عمده این تفاوت ها یک نتیجه گیری نسبتا آشکار است. خط مشی های توصیه شده در یک قالب الگویی واحد اما اجراشده در بافت های زمینه ای گوناگون به تجاربی متفاوت و برخی اوقات خیلی متفاوت منتهی می شوند، به طوری که مشکل می توان فهمید که آنها نتیجه یک خط مشی واحد بوده اند. به عبارت دیگر، چنانچه تفاوتهای موجود در فرهنگها و ظرفیتهای زمینه ای در سطوح منطقه ای، ملی و محلی نادیده گرفته شوند، جهانی شدن می تواند به نتایج ناخواسته و خارج از انتظاری در تجارب آموزشی بیانجامد که بعضا به کاهش کیفیت آموزش هم منجر خواهدشد؛ حتی اگر هدف اولیه اصلاح و بهبود باشد.

تغییر مسیر آموزش و پرورش به سمت، آموزش و پرورش نوین و جهانی تغییری همه جانبه در تمام جنبه های آموزش و پرورش در جهت آینده مداری است. هارولد جی شین و جانت گرنت شین در کتاب آموختن برای فردا الگویی از تغییر ارائه می نمایند.

جدول 2-1 : الگوی تغییر تدریس از سنّتی به جدید

از :

- تدریس توده ای

- آموزش مجرد

- پاسخ جویی غیرفعال

- برنامه خشک روزانه

- آموزش مهارت رسمی و دانش

- پیش قدم بودن معلم و راهنما

- محتوی منفرد

- پاسخ های حفظی

- تاکید بر متون درسی

- تسلط غیرفعال بر اطلاعات

به :

- تدریس خاص

- آموزش ترکیبی

- پاسخ جستجو گرانه و فعال

- برنامه منعطف

- پایه ریزی طرز برخورد آزادانه و
تشویق هایی که پیشگیری دانش را ترغیب
می کند

- پیش قدم بودن دانش آموز و برنامه گروهی محتوی مربوط به هم

- آگاهی به شکل استفاده از وسایل دیگر علاوه بر متن کتاب

- انگیزش فعال عقل و خرد

در آمریکا (2004) جایگزینی الگوی جدید آموزش و پرورش به جای الگوی سنتی آموزش و پرورش عنوان شده است.

جدول 2-2 : مقایسۀ الگوهای قدیمی آموزش و پرورش با الگوی جدید

الگوی قدیمی آموزش و پرورش

الگوهای جدید آموزش و پرورش

1- تاکید بر محتوا و نیاز به داشتن

1- تاکید بر یادگیری این که چگونه یاد اطلاعات صحیح بگیرم، توجه به مسائلی صحیح، آمادگی ارزیابی مفاهیم جدید، دسترسی به اطلاعات

2- ساختار مرتبه ای و منظم

2- صداقت، دگراندیشی برابری

3- تاکید بر انجام فعالیتهای ویژه در سنین مشخص

3- انعطاف و تلفیق گروههای سنی

4- اولویت قائل شدن بر عملکرد

4- اولویت دادن بر تصویر خود به عنوان عامل عملکرد

5- تاکید بر جهان خارج، تجربه درونی

5- تجربه درونی به عنوان زمینه ای برای یادگیری محسوب گردد. استفاده از تخیل، داستان سرایی، سفره های رویایی و بیان و توصیف احساسات

6- تاکید بر تفکر خطی

6- تاکید بر نظریه کل گرایی مربوط به بخش چپ مغز تفکر غیرخطی و شهودی.

نقش های فرهنگی و سیاسی آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن

1. سیستم تعلیم و تربیت ما باید به نحوی پایه ریزی گردد که وقتی فارغ التحصیلان دبیرستانی با بهره گیری از دانش سیاسی و فرهنگی آموخته شده در مدرسه در برابر تحولات و دگرگونی های مختلف داخلی و خارجی قرارگرفتند بتوانند آنها را در بوته ی نقد منطقی قراردهند و تجزیه و تحلیل نمایند. متاسفانه بسیاری از دانش آموزان ما با تاریخ گذشته و معاصر کشور خود آشنایی چندانی ندارند. حتی نمی دانند در باب منطقه گرایی، ایران در کدام اتحادیه، بلوک و سازمان تجاری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی عضویت دارد. در این رابطه سیستم آموزشی ما باید با فعال سازی
شبکه ی کامپیوتری، تدوین و تالیف کتاب درسی (تاریخ و جغرافیا، اقتصاد و ...) و تشکیل کلاسهای فوق برنامه به ارتقا و اعتلای سطح دانش سیاسی دانش آموزان همت بگمارد.

2. نقش دیگر آموزش و پرورش در توسعه ی پایدار، تربیت شهروند مسئول است. یکی از هدفهای ارزشمند و سازنده ی مدرسه این است که به فرد کمک می کند تا شهروندی مفید و مسئول برای جامعه ی خود باشد.

3. از نقش های آموزش و پرورش، جلوگیری از خودباختگی و ترویج فرهنگ گفتگو در عصر جهانی شدن است. بعضی از صاحبنظران در حیطه ی جهانی شدن از جمله والراشتاین، عصر حاضر را، عصر جهانی شدن فرهنگ نامیده اند. «اریش فروم» می گوید: تاریخ بشر، گورستان فرهنگهای بزرگ است که پایان فاجعه آمیز آن بدان سبب است که نتوانستند در برابر چالش ها، واکنش برنامه ریزی شده و بخردانه و ارادی بروز دهند.

4. یکی دیگر از نقش های آموزش و پرروش در توسعه ی سیاسی «هوشیارسازی» است نه «سکوت سازی» . در عصر حاضر جهانی سازی، در فرایند نوین آموزشی، اصل بر داد و ستد است. یعنی پذیرنده ی آموزش، فردی منفعل نیست. بلکه در متن سیستمی قرارگرفته که نقدپذیر، خواهان پرسش گری «چرا»های بی شمار است. ارتباط معلم و متعلم براساس تعامل اندیشه و رای نظر استوار می گردد و گفت و شنود دو سویه از رونق و اعتبار بالایی برخوردار می شود.

«فریره»[12] به نقل از مهرپویا ( 1384) ، به پنج نکته در باب آموزش و پرورش اشاره می کند که می تواند در فضای آموزش و پرورش ما هم مدنظر باشد.

نخست: به توانایی افراد برای فراگیری و دگرگونی عملا اعتقاد پیدا کنیم.

دوم: آموزش بایستی بر تماس مستقیم فراگیرندگان با واقعیتهای خاص زندگی استوار باشد.

سوم: لازم است تفاوت های موجود بین آموزش دهنده و آموزش گیرنده از میان برداشته شود.

یعنی هر دو را به عنوان فراگیرنده در نظر بگیریم یعنی معلم و متعلم هر دو می آموزند.

چهارم: آموزش دوطرفه و دوسویه و مبتنی بر گفت و شنود آزاد باشد.

پنجم: آموزش باید جلب مشارکت کند.

در نکات ارائه شده توسط فریره، به تعامل اندیشه و فکر و نظر التفات خاصی شده است. چرا که در جوامعی که ارتباط افراد از راس تا ذیل عمودی و چکشی باشد و خودکامگی و استبداد بر ارکان حکومتی سیطره یابد، نمی توان امیدی به شکوفایی فکر و اندیشه داشت.

  1. در عصر جهانی شدن آموزش و پرورش وقتی می تواند ایفای نقش نماید که به فناوری اطلاعات و شبکه های کامپیوتری و رایانه مجهز باشد.

در عصر انقلاب ارتباطات و الکترونیک در زمینه های آموزشی شاهد تغییرات و دگرگونی های عدیده ای هستیم. با تاسیس کتاب خانه های دیجیتالی، امکان دسترسی به کتاب ها و مقالات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به صورت Online وجود دارد. فرد از این طریق می تواند درباره ی چند و چون یک رویداد سیاسی اطلاعات لازم را در اندک زمانی اخذ نماید (مهرپویا، 1384) .

پیامدها و چالشها ی جهانی شدن بر تعلیم و تربیت

سجادی (1383) می نویسد : امروزه دارابودن اطلاعات، آگاهی و تحول و نوآوری از عوامل اصلی پیشرفت تلقی می شود و شکی نیست که بین تحقق این پیشرفتها و کارکرد نظامهای آموزشی نسبت منطقی وجود دارد. از مدارس و دانشگاهها نیز انتظار می رود تا توجه خود را معطوف
فارغ التحصیلانی کنند که در زمینه فنون و علوم تولید نرم افزاری و برآورده ساختن نیازهای اقتصاد بازار کارایی داشته باشند. او می گوید: طرفداران جهانی شدن تعلیم و تربیت با طرح این سه نکته که مدارسمان باعث ناکامی فرزندانمان می شود و فارغ التحصیلان مدارس مهارتهای لازم را ندارند و این که ایجاد کار برای فردی که دارای تخصص بالا می باشد، مشکل است. براین راهکار تاکید می کنند که تعلیم و تربیت عمومی عمدی باید سه هدف عمده را دنبال کند: اولین هدف تامین وفاداری ایدئولوژیکی جوانان به نظریه تجارت ازاد جهانی با توجه به حفظ محیط زیست، حقوق مشترک و نقش دولت می باشد. دومین هدف راهیابی بازار به قلب و ذهن مشتریان جوان و بستن قراردادهای پرسود در رابطه با تعلیم و تربیت می باشد و سومین هدف هم تبدیل مدارس به مراکز تعلیمی است که نیروی کار مناسب با نیاز شرکتهای فراملی تولید کند (اسمیت 1999) بهرحال مشکل تعلیم و تربیت و نظامهای آموزشی این است که باید بتواند انسانهایی تربیت کند که بتوانند در دنیایی مولد و در حال تغییر زندگی کنند ( سجادی، 1383 ).

ایشان در ادامه می نویسد: اشکال جدید بی سوادی عدم مهارت در بکارگیری به روز تواناییهای اساسی، توان پایین ادراکی در بین جوانان، عدم آمادگی آشکار برای ورود به بازار کار، عدم توانایی پاسخگویی به نیازها و نبودن پتانسیل یکپارچه شدن نظام های آموزشی ، تحصیلات ناموزون با نیازهای بازار و افزایش نابرابریهای اجتماعی و ... از جمله مواردی هستند که از نظر طرفداران جهانی شدن، ضرورت جهانی شدن تعلیم و تربیت را نمایان می سازد و تغییرات اساسی در اهداف ، محتوا و ارزشهای تعلیم و تربیت را اثبات می کند. چنان که آتون مولفه های نظامهای آموزشی جهانی شدن را انعطاف پذیری، آگاهی از نحوه کار، ذهن گشوده، تعلیمات دائمی، استقلال ورزی و خلاقیت
می داند (آتون، 1996، به نقل از سجادی، 1383، ص 219) .

دکتر سجادی در آخر اهم پیامدهای چالش برانگیز جهانی شدن تعلیم و تربیت (تاثیر بر اهداف، محتوا، ساختار تعلیم و تربیت ) را بترتیب زیر خلاصه می کند:

1- با ظهور رسانه های پیشرفته و تکنولوژی مدرن همچون ماهواره، اینترنت و رایانه که همگی نقش آموزشی و تربیتی را دارا هستند، میزان کنترل مدارس بر آموخته ها و کیفیت و جهت گیری های آموزش و تربیتی کاهش می یابد و مدارس رقبای جدیدی را شاهد خواهندبود و تعلیم و تربیت دیگر محدود به مکانی به نام مدرسه نخواهدبود.

2- روند جهانی شدن تعلیم و تربیت، بخاطر بی توجهی به توانایی های جوامع محلی و میزبان و تلاش در جهت القای نظام آموزشی واحد جهانی، به لحاظ محلی و بومی آثار سوء فراوانی را در پی خواهدداشت، همچون تضعیف نظام های آموزش محلی و ملی، آن هم بخاطر حضور و غلبه کالاهای فرهنگی و تولیدات آموزشی نظام های سلطه در کشورهای مختلف.

3- تصویری شدن شیوه های ارسال اطلاعات و تضعیف شیوه های آموزشی مبتنی بر متن های مکتوب و در نتیجه کاهش کنترل و هدایت نوع و کیفیت یادگیری های مورد نظر نظام های محلی و ملی.

4- جایگاه ممتاز دانشگاهها به عنوان محل اختصاصی برای تصمیم گیری پیرامون چگونگی آموزش و تدوین محتوای درسی و سازماندهی رشته های تحصیلی، تضعیف خواهدشد.

5- با توجه به این که هر جامعه ای حدود معنایی و هویتی را برای نظام های آموزشی خود تعریف می کند، ظهور نهضت جهانی شدن دگرگونی هایی را در نظام های واحد خاص (محلی یا ملی) و ترتیبات سنتی- ملی دولتها و جوامع پدید می آورد.

6- کاهش حضور عوامل انسانی در امر تعلیم و تربیت که خود محصول ظهور و غلبه
تکنولوژی های جدید آموزشی و فن آوری انتقال اطلاعات می باشد.

7- هدایت نظام های آموزشی به سمت تامین نیازهای بازار آزاد در جهت سودآوری بیشتر و تحمیل شکل نوینی از امپریالیسم فرهنگی، سعی در جهت گیری کاپیتالیستی- مدرنیستی تعلیم و تربیت و تامین نیازهای بازار و دامن زدن به قاعده مصرف گرایی.

8- تبدیل نظام های آموزشی به صورت مراکزی در جهت تامین نیروی کار مناسب برای شرکت های فراملیتی و اقتصاد سرمایه داری و القای نگرش سودمدارانه در مورد تعلیم و تربیت.

9- تغییر جهت گیریهای برنامه های تربیتی از حالت بلندمدت به کوتاه مدت.

10- به واسطه اجرای اهداف فرهنگی مبتنی بر ایده های امپریالیستی، نظام تربیتی فاقد خصیصه نظارت و داوری سیاسی و اخلاقی ملی و محلی خواهدشد.

11- القای ضرورت پذیرش آموزش زبان واحد در بطن برنامه های آموزشی و تبدیل زبان انگلیسی به زبان جهانی و جهانی شدن ملاک ارزیابی اعتبار مدارک آموزشی و تحصیلی و غلبه حضور نهاده های جهانی در این تعریف از یک نظام کیفی و مطلوب آموزشی، بدون درنظرگرفتن معیارها و ملاکهای محلی و ملی در تعریف و تنظیم محتوای آموزشی.

12- به واسطه پیوند ذاتی و جدایی ناپذیر روند جهانی شدن از روند سکولاریزاسیون و پیامد تسلط فرهنگ غیردینی غرب بر دیگر ملل و در نهایت سکولاری شدن اجتماعی جوامع محلی، نظام های تربیتی محلی نیز ماهیت سکولاری خواهندیافت.

13- با ظهور نهضت جهانی شدن و تئوری های یکپارچه سازی و نبودن فضایی مناسب برای ابراز و ظهور عقاید، شیوه ها و سلیقه های متفاوت، زمینه برخوردبین فرهنگ ها و تمدن ها پدیدار
می شود که خود بیشترین تاثیر را روی برنامه های آموزش و پرورش جوامع مختلف بجای خواهدگذاشت و زمینه بروز نابسامانی ها و تلاش هایی که ماهیت تهاجمی و تقابلی دارند را فراهم می سازد.

14- کاهش میزان اختیار تصمیم گیری های آموزشی محلی و ملی و جایگزینی مراکز
تصمیم گیری فراملی یا جهانی و در نتیجه بی توجهی به اقتضائات اخلاقی، ایدئولوژیک، دینی و علمی مورد توجه نظام های آموزشی محلی و ملی.

15- دانشگاههای مجازی به عنوان یکی از ثمرات جهانی شدن و پیشرفت های تکنولوژی که با اهدافی چون پیشرفت کیفی، شبکه دانش توزیع یافته و آموزش عالی پویا و زنده مورد اقبال قرار
می گیرد، موجبات تضعیف استقلال دانشگاههای ملی–محلی را در عرصه برنامه ریزی ها و
تصمیم گیریهای مبتنی بر اقتضائات بومی را فراهم می کند ( سجادی ، 1383 ) .


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رابطۀ بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی کودکان

افسردگی یکی از اختلالات روانی است که بین کودکان و نوجوانان نیز شایع است تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است طبق نظریه فروید و پیروان او، افسردگی مربوط است به کشمکش های وجدان اخلاقی (سوپرایگوی1) رشد یافته و چون طبق نظریه آنها رشد ایگو تا نوجوانی کامل نیست، افسردگی واقعی در کودکان نمی تواند وجود داشته باشد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 238 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 68
بررسی رابطۀ بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی کودکان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مندرجات

عنوان صفحه

چکیده

فصل اوّل ( کلیات پژوهش )

مقدمه ...................................... 2

بیان مسئله ................................. 4

اهداف پژوهش ................................ 5

فرضیه پژوهش ................................ 5

تعاریف متغیرها ............................. 6

فصل دوم ( گسترۀ نظری مسئله مورد بررسی و سوابق پژوهش )

خانواده .................................... 9

اهمیّت خانواده و ازدواج ..................... 11

عناصر و اهداف ازدواج ....................... 12

عامل اجتماعی ازدواج ........................ 12

عامل اقتصادی ازدواج ........................ 13

عامل جنسی ازدواج ........................... 13

عامل زیستی ازدواج .......................... 14

عامل روانی ازدواج .......................... 14

عنوان صفحه

رضایت زناشویی .............................. 15

عوامل مؤثر در رضایت زناشویی ................ 17

علل نارضایتی از زناشویی .................... 21

تغییرات رضایت از زناشوئی در طول زمان ....... 24

تأثیر رضایت زناشویی بر کودکان .............. 25

انواع خانواده .............................. 27

افسردگی .................................... 28

تاریخچه .................................... 28

تعریف افسردگی .............................. 29

افسردگی نوجوانی ............................ 31

همه گیر شناسی .............................. 32

سبب شناسی .................................. 33

افسردگی کودکی و نوجوانی : مدل خانوادگی مناسب 35

فصل سوم : ( طرح کلی پژوهش )

روش های اجرایی طرح ......................... 40

جامعه آماری و روش نمونه گیری ............... 40

ابزار پژوهش و روش اجرایی پژوهش ............. 41

عنوان صفحه

فصل چهارم ( ارائه نتایج و تحلیل های کمّی )

یافته های پژوهش ............................ 44

توصیف و تجزیه و تحلیل داده ها .............. 47

فصل پنجم ( تحلی نهایی و نتیجه گیری )

فرضیه های پژوهش بر اساس تحلیل داده ها ...... 50

محدودیت ها ................................. 55

پیشنهادات .................................. 55

منابع ...................................... 57

ضمائم ...................................... 63

فصــل اوّل

«کلیــات پژوهـــــش»


مقدمه :

افسردگی یکی از اختلالات روانی است که بین کودکان و نوجوانان نیز شایع است. تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است.

طبق نظریه فروید و پیروان او، افسردگی مربوط است به کشمکش های وجدان اخلاقی (سوپرایگوی[1]) رشد یافته و چون طبق نظریه آنها رشد ایگو تا نوجوانی کامل نیست، افسردگی واقعی در کودکان نمی تواند وجود داشته باشد.

چون کودکان همواره در حال رشد و تغییرات بدنی و روانی هستند ارزیابی مفهوم یا اثرات درازمدت رفتارهای افسردگی و سایر مسائل رفتاری مشکل است.

اکنون این توافق بالنسبه کلی وجود دارد که کودکان نیز ممکن ست مانند بزرگسالان افسرده شوند اکثر متخصصان بالینی نیز موافق اند که نشانه های افسردگی در گروههای سنی تغییر می کند. فرد 6 تا 8 ساله افسرده احساس غم، بیچاره گی و شاید ناامیدی می کند. خصوصیات فرد افسرده، 8 تا 15 ساله عبارت اند از افکار منفی دربارة اعتماد به نفس و فرد 13 تا 15 ساله می تواند به عنوان کسی که احساس گناه
می کند توصیف شود (آزاد، 1374).

پژهشگران به رابطه بین افسردگی و عوامل زیستی، شناختی، اجتماعی و ...
پی برده اند و یکی از مهمترین اینها رابطه بین خانواده و افسردگی فرزندان می باشد. خانواده نهادی است که همه ِ نهادهای دیگر با آن ارتباط دارد و به حق شایسته است که بیش از اینها درباره ی خانواده تحقیق کنیم.

براون و همکارانش (1978) معتقدند که میزان آسیب پذیری در مقابل افسردگی به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می باشد.

سعادتمند (1376) در پژوهش خود به وجود رابطه بین کارآیی خانواده و ابتلاء فرزندان به اضطراب، اختلال خام، کارکرد اجتماعی و افسردگی پی برده است. مشکلات خانواده شکلهای مختلفی دارد که یکی از این مشکلات نارضایتی زناشویی می باشد که به شکل تعارضات بین والدین خود را نشان می دهد.

کیفیت رابطه زناشویی والدین، عاملی مهم در ایجاد و تشدید اختلاف عاطفی یا رفتاری کودک است. بچه های والدین که ازدواج شان با نزاع، تنش، نارضایتی متقابل، انتقاد، خصومت و فقدان گرمی و صمیمت قرین باشد احتمالاً بیشتر آشفته و رنجیده خاطر می شوند. حقیقت این است که فرزندان والدین جدا شده از هم، به وضوح مسائل و آشفتگی های بیشتری دارند (هترینگتون، 1982).

برخی مطالعات نشان می دهد که موفقیت و همدلی در رابطه زناشویی ، لیاقت و کارآیی فرزندان را افزایش می دهد.

پژهشگر در پژوهش حاضر به دنبال یافتن رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی فرزندان می باشد که اگر چنین رابطه ای موجود باشد امیدوارم در
پژوهش های دیگر عوامل مرتبط با رضایت زناشویی بررسی گردیده و از این طریق راهکارهایی برای رضامند کردن والدین ارائه گردد و در ضمن از میزان ابتلاء فرزندان به افسردگی کم شده و قدمی در جهت بهداشت روانی جامعه برداشته شود.

بیان مسئله :

افسردگی[2] یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی است، به حدی این بیماری شایع است که می توان آن را با سرماخوردگی در میان ناراحتی جسمی مقایسه کرد. در هر لحظه از زمان پانزده تا بیست درصد افراد جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی را از خود نشان دهند.

حداقل دوازده درصد از جمعیّت کشورهای پیشرفته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی به متخصصان روانی مراجعه می کنند (مهربان، 1373).

عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش ایفاء می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد. خانواده به عنوان اولین محیط شکل گیری شخصیت انسان از اهمیت زیادی برخوردار است، به خصوص اینکه رابطه والدین بر رشد سالم و متعالی عاطفی روانی تأثیر زیادی می توان داشته باشد.

چندین مقاله نظری و تعدد گزارش های روانی در زمینه ارتباط بین کارکرد خانواده و شروع اختلالات خلقی، بخصوص اختلالات افسردگی اساسی وجود دارد (کاپلان، 1994).

با توجه به اینکه برای پیشگیری از ناراحتی های روانی بایستی عوامل وابسته به آن ناراحتی را شناسایی نمود و از آنجا که نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که بسیاری از نارحتی های عاطفی و روانی فرزندان با کیفیت زناشویی مرتبط است لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی ارتباط بین میزان رضایت زناشویی والدین و میزان افسردگی کودکان آنها است (ترجمه پورافکاری، 1376).

اهداف پژوهش:

با توجه به اینکه خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزشهای معیارهای فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده فرد را دارد و اخلاق و صحت و سلامتی روانی فرد تا حدود بسیار درگرو آن است و از آنجا که خانواده یک واحد اجتماعی است که ارزش ها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک منتقل می شود. هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی کودکان آنها در جامعه انتخابی دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی منطقه پنج تهران می باشد و اهداف جزئی آن نیز عبارتند از :

1- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها

2- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها

فرضیه پژوهش :

1- بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد.

2- بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد.

تعیین متغیر متغیر مستقل : میزان رضایت زناشویی

متغیر وابسته : افسردگی کودکان

تعاریف متغیرها :

رضایت زناشویی :

از دیدگاههای مختلفی تعریف شده که با هم متفاوت هستند. سلیمانیان به نقل از وینچ و همکاران (1986) رضایت زناشوی را انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است تعریف می کند. بنابراین تعریف رضایت مندی از زناشویی بستگی زیادی به نوع تفکرات فرد دارد. یعنی رضایت مندی تابع نگرش ها و انتظارات فرد است.

سلیمانیان (1373) به نقل از هاکینز (1987) رضایت از زناشویی را چنین تعریف می کند: احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت از تجربه توس زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند.

افسردگی :

افسردگی اصطلاحی است که به مجموعه رفتارهایی اطلاق می شود که عناصر مشخص آن کندی حرکت و کلام، گریه کردن، غمگینی، فقدان پاسخ های شاد، خود کم بینی ، فقدان علاقه ، کم ارزشی، بی خوابی، بی اشتهایی، خلق افسرده، بازداری از عمل و بازداری از تفکر است (احمدی، 1368).

تعریف عملیاتی متغیرها

در این پژوهش رضایت زناشویی به متغیر مستقل عبارت است از نمرة حاصله از فرم 47 سؤالی پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH.

افسردگی به عنوان متغیر وابسته عبارت است از نمرة حاصله از پرسشنامة افسردگی کودکان و نوجوانان.

فصــل دوم

«گسترۀ نظری مسئله مورد بررسی»

و

«سوابق پژوهش»


سابقه پژوهش :

خانواده : شاید بتوان ادعا کرد که خانواده اولین نهاد اجتماعی است که بر اساس نیاز بشر بوجود آمده است، همچنین پایدارترین نهاد اجتماعی است که در طول تاریخ تحولات و تغییرات اجتماعی خود را حفظ کرده است. خانواده هنوز به عنوان یک نهاد آموزشی، اقتصادی، عاطفی، اجتماعی، اهمیت خود را دارا می باشد(فرجاد، 1372).

خانواده مانند هر نظام اجتماعی دیگر نیازهای اولیه ای دارد. از جملة این نیازها می توان به این موارد اشاره کرد:

- احساس امنیت فیزیکی

- احساس صمیمیت و وابستگی

- احساس مسئولیت

- نیاز به انگیزه

- نیاز به شادی

- نیاز به تأیید و تصدیق و

- نیازهای روحی و معنوی.

خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد که به برقراری یک رابطه سالم با هم و فرزندان متعهد باشند و آنقدر احساس امنیت کنند تا بتوانند فرزندان خود را به دور از آسیبها بزرگ کنند (براد شاو، ترجمه قرچه داغی، 1372).

خانه و خانواده مکانی است که کودک با تمامی تجربه های دیگر لحظه های اجتماعی و زندگی خود بدان بازمی گردد، آسایشگاهی که در آن جامعه افتخارات و موفقیّت هایش را به نمایش می گذارد. در آنجا او به دنبال مداوا و مرهمی برای تألمات، شکست ها، جراحات و زخم های وارد برخود می گردد تا آلام خود را تسکین دهد (نوابی نژاد، 1377).

حساسیت روانی کودک، انعطاف او، مخصوصاً تجمع هر اثر خارجی که بر وی وارد می شود در جزء ناآگاه وجدانش اثر اولیه خانواده را پایاتر می سازد. در این زمینه باز هم آثار بسیاری پدید می آید که بر تأثیر تربیت در خانواده و مخصوصاً نقش حساس مادر دلالت دارد.

حتی کارلسون[3] خرسندی فرزندان را به هنگام ازدواج متأثر از خرسندی والدین آنان در خانواده می دانست. همچنان که درست در همین مضمون، کوترل[4] و برگس [5] سعادت فرزندان را در زندگی زناشویی از سعادت والدین در خانواده متأثر می دانند (ساروخانی، 1370).

اهمیّت خانواده در رشد و سلامت اعضاء بیشتر از آن چیزی که بتوان در این مختصر بیان نمود، لذا در این جا بطور اجمال به بررسی نقطه شروع خانواده یعنی ازدواج می پردازیم.

اهمیّت خانواده و ازدواج:

ازدواج عملی است که پیوند دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی، موجب می شود. بنابراین، رابطه دو فرد از یک جنس چه بطور موقت و چه به طور دایم ازدواج خوانده نمی شود. از سوی دیگر در تعریف ازدواج، روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف به خودی خود کافی به نظر نمی رسد، چه ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می گردد. به بیان دیگر، در راه تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه ینز باشیم (ساروخانی، 1370).

در تمام فرهنگ ها و ادیان، ازدواج و خانواده امری لازم و ضروری برای حفظ بقاء جامعه و حفظ تعادل روانی و سلامت افراد آن شمرده می شود. لذا هر گونه اختلال در نظام خانواده و ایجاد جو تشنج در روابط زن و شوهر موجب آسیب به اعضای آن می شود.

استون[6] (1993) نشان داد کودکانی که در خانواده های دارای تعارض بزرگ شده اند، دارای نگرشهای منفی نسبت به تشکیل خانواده هستند. نلسون و الیسون [7] (1992) طی یک بررسی به این نتیجه رسیدند که فرزندان خانواده های دارای تعارض در کسب صمیمیت و هویت در دوران جوانی و نوجوانی دچار اختلال می شوند. یافته های فوق بیانگر اهمیّت خانواده می باشد.

عناصر و اهداف ازدواج:

مصلحتی (1379) بیان می کند که عده از از روان شناسان از جمله فروید، معتقدند که ازدواج در گذشته متضمن پنج عصر یا عامل بوده است. این عوامل هنوز کم و بیش، بویژه در اجتماع ما، از جمله معیارهای اساسی زناشویی می باشند که این عوامل
عبارتند از :

1- عامل اجتماعی ازدواج :

از آنجا که ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بنابراین تنها اجتماع می تواند همواره بر آن نظارت نماید و مصالح مورد علاقه زن و مرد را که مورد تأیید مقررات اجتماعی و قانونی نیز هست را در هر ازدواجی در نظر بگیرد. بدون تردید اگر نظارت و کنترل جامعه نبود، زناشویی به تدریج جنبه فردی و خصوصی به خود می گرفت و تنها عنصر حکم فرمای آن، تمایلات غریزی و جنسی و میل طرفین می گردید.

جامعه از ازدواج اهدافی مستحکم و منطقی را خواستار است، به عبارت دیگر خواستار تولیدمثل، بقای نسل، پرورش و تربیت نونهالان، ایجاد آرامش و تعادل روانی و کمال شخصیت و خلاصه خواستار تشکیل خانواده و سازمانی است که یار و مددکار افراد سالم جامعة فردا باشد(مصلحتی، 1379).

2- عامل اقتصادی ازدواج:

یعنی قبول تأمین احتیاجات زن بوسیله شوهر، یا شوهر بوسیله زن. در جامعه ی ما عموماً چه از نظر حقوقی و چه از نظر عرف و عادت، تأمین معاش و زندگی زن، به عهده مرد است. خودداری مرد از پرداخت هزینه زندگی در فقه اسلامی و حقوق مدنی ما می تواند علت و دلیل کافی برای طلاق باشد. لیکن جوامعی نیز وجود دارند که در آنها تأمین معاش به عهده زن است.

3- عامل جنسی ازدواج

یعنی اجازه داشتن روابط جنسی مرتب زن و مرد با یکدیگر. در حقیقت شاید بتوان گفت که بدون این عامل اساسی و ثابت زناشویی فاقد هرگونه مفهوم واقعی و زیستی است. انسان دارای مجموعه ای از نیازها و غرائز است که عدم ارضاء ویا نقص در ارضای هر کدام از این غرائز ایجاد تزلزل در شخصیت را موجب می گردد. یکی از نیرومندترین غرائز انسان غریزه جنسی است که در اثر ازدواج تأمین این نیاز در مسیر طبیعی و سالم قرار می گیرد و زن و مرد را از انحراف و گناه مصون می دارد. شاید به همین علت است که رسول خدا (ص) می فرماید: «هر کس که ازدواج کرد نصف دینش را حفظ کرد»(نوابی نژاد، 1377).

4- عامل زیستی ازدواج :

یکی از موضوعات مهمی که در ازدواج دختر و پسر مطرح است و از ثمرات بزرگ ازدواج شمرده می شود مسئله تولید مثل و بقای نسل است که از اهداف اساسی ازدواج محسوب می شود. به بیان دیگر تولید انسان هایی که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند. وجود فرزندان باعث گرمی، پویایی و صفای کانون خانوادگی و انگیزه ای برای دوام زندگی و احتمالاً تخفیف در درگیریهای زن وشوهر است. رسول خدا(ص) در همین زمینه می فرماید: « تزویج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر شمار شما افزوده شود، زیرا من در قیامت با امت های دیگر به وسیلة کثرت شما مباهات می کنم» (نوابی نژاد، 1377).

5- عامل روانی ازدواج :

یعنی جلب رضایت و تمایل طرفین یا خانواده طرفین، که رکن اساسی هر زناشویی به شمار می رود. یکی دیگر از هدفهای ازدواج تکمیل و تکامل است. هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست.

دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و نوجوانی ضمن آنکه در صدد رسیدن به استقلال فکری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بی شمار خویش به سوی ازدواج سوق داده می شوند وبا گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می کنند. در زندگی زناشویی زن و مرد از تشویق ها و حمایت ها و رهنمودها و کمکهای یکدیگر بهره مند می گردند و در مسائل و مشکلات زندگی از تعاون و همکاریهای همسر خویش استمداد می جویند. پس از ازدواج برای انسان نوعی کمال محسوب می شود. (نوابی نژاد، 1377)

بعد از ازدواج دوام و سلامت خانواده به عوامل زیادی بستگی دارد و یکی از مهمترین عوامل رضایت زن و شوهر از زندگی زناشویی شان می باشد.

رضایت زناشویی:

الیس[8](1982) به نقل از سلیمانیان (1373) می نویسد: طرق مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد که یکی از بهترین تعاریف توسط هاکینز انجام گرفته. وی رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند:« احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر
می گیرند». اساساً اگر رضامندی زناشویی حاصل مبادله رفتارهای پاداش بخش باشد، عدم رضامندی فقط هنگامی خواهد بود که دو شریک از چیزی رنج ببرند.

به نظر السون[9] سه زمینه کلی رضایت مندی وجود دارد که با یکدیگر تداخل داشته و وابسته به یکدیگرند: رضایت افراد از ازدواجشان، رضایت از زندگی خانوادگی و رضایت کلی از زندگی بعضی از محققین (مانند واتین و لی یاد[10] ، 1997؛ سیلورمن، 1978) معتقدند که هر گاه خانواده بتواند کارکردهایی را که از آن مورد انتظار است خوب انجام دهد، نشانگر رضایت اعضای آن می باشد. این کارکردها که در غالب وظایف اعضای خانواده مطرح می شود به شرح زیر است.

1- کنترل و تنظیم روابط جنسی و مشروعیت بخشیدن به آن

2- بقای نسل و تولید مثل

3- تأمین نیازهای جسمانی انسان مانند غذا، مسکن، لباس و غیره

4- تأمین نیازهای روانی و عاطفی افراد خانواده

5- مشارکت در تولید بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی (محلوجی، 1371)

ساعتچی (1365) به نقل از «گانت و موئر»[11] اظهار می دارد که برای بقاء خانواده و ایجاد رضایت از زندگی زناشویی شرایط زیر لازم است.

1- اعتقاد به اینکه ازدواج یک تعهد طولانی مدت و خانواده یک نهاد مقدس است.

2- داشتن گرایش یا طرز تلقی مثبت به همسر.

3- توافق در مورد هدف کلی زندگی.

از دهه 1950 پژوهشگران عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی را بررسی کردند و هر کس با توجه با نگرش خاص خود و یا نتایج پژوهشهایش، عواملی را برای رضایت زناشویی بیان می کند. هم اکنون به بررسی مهمترین این عاملها می پردازیم.

عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی

1- ابراز محبت و عشق زوجین به یکدیگر:

اساس شیدایی اوایل ازدواج به مرور می تواند به عشقی بالغانه تبدیل شود. زن می تواند از گفتن «دوستت دارم» و شوهر از شنیدن آن لذت ببرند، زیرا محبت و جذابیت متقابل دریافت صمیمیت، وفاداری، اعتماد و دوستی به هم گره خورده، عشق قویتر و عمیق تری را پایه گذاری می کند.(بک 1988، ترجمه قارچه داغی، 1376).

آنچه در ازدواجهای پریشان وجود ندارد ابراز محبت و صمیمیت است. زن و شوهر که دلیل ابراز خشم خود را درک نمی کنند در مراودت خود به جایی می رسند که هر دو یا دست کم یکی از آنها به این نتیجه می رسند که به قدر کافی مورد عشق و محبت همسر خود قرار ندارند (بلاچ، ترجمه قراچه داغی، 1370) .

2- احترام به همسر:

تاجیک اسماعیلی (1377) در رابطه با نقش های شوهر می نویسد: مرد بایستی به همسر خود، بخصوص در حضور دیگران احترام بگذارد، این احترام باید توأم با صمیمیت و مهربانی باشد. زن نیازمند دریافت محبت و احترام از شوهر است ، به ویژه هنگامی که در حضور دوستان و آشنایان قرار داشته باشد. این امر باعث می شود که زن از داشتن شوهر احساس افتخار و سربلندی کند و این احساس، شوق او را به زندگی زناشویی و آمادگی وی را برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت ها و سختی های احتمالی بیشتر کند.

در پژوهشی که توسط میشل (1971) به نقل از موسوی (1375) در سه کشور امریکا، فرانسه، شوروی انجام شد، به این نتیجه رسید که 70 تا 90 درصد زنان احترام متقابل را مهمترین مسئله در رضایت زناشویی می دانند.

3- رابطه جنسی :

پژوهشها نشان می دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمّیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند و سازگاری درروابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است به طوری که اگر این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد منجر به ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی خانواده می شود (میلانی فر، 1370).

نجاتی (1376) در این خصوص بیان می دارد، در ابتدای ازدواج زوجین جهت بهبود، شناخت و اصلاح روابط جنسی خود باید در مورد توقعات، رفتار و ارزشها با هم گفتگو کنند. گفتگو به منظور بهبود روابط جنسی بسیار سازنده است چون از نحوه بینش یکدیگر آگاه شده و می توانند به طور مطلوب رضایت خاطر هم را فراهم کنند.

در تحقیقی که توسط کوپر و استولنبرگ[12] (1987) انجام شد، یک برنامه آگاه سازی در خصوص ارتباط اجتماعی در رابطه با غنی ساختن رابطه جنسی بین زوج ها اجرا شد که نتایج نشان داد افزایش اطلاعات در خصوص روابط جنسی موجب افزایش رضایت زناشویی می گردد.

راف [13] (1985) به این نتیجه رسید که بین زنان و مردان در رضایت از زناشویی تفاوت وجود دارد و همچنین بین رضایت از زناشویی به طور کلی و رضایت جنسی در مردان از ظاهر جسمی همسر ارتباط معنادار وجود دارد. امّا در زنان روابط جنسی با ارتباط عاطفی و محبت نزدیکی دارد.

4- مسائل اقتصادی و اجتماعی :

کارشناسان خانواده توصیه می کنند که خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در کنار هم تجربه کنند
(نوابی نژاد 1377) .

مسائل مربوط به دخل و خرج هم اغلب موجبات اختلاف زن و شوهر را فراهم
می سازد. وضعیت اقتصادی نامناسب، درآمد کم، عدم برنامه ریزی و ولخرجی
می تواند منجر به نارضایتی از زندگی شود. اگر چه ثبات مالی و پولی نمی تواند عامل رضایت از زناشویی شود، اما فقر می تواند موجب به وجود آمدن مشکلات فراوان در زندگی زناشویی گردد (فرجاد، 1372) .

5- ارتباط با اقوام و اطرافیان

وابستگی های عاطفی زن و شوهر به خانواده های خود می تواند بر روابط زناشویی تأثیر سوء بگذارد. در بسیاری از موارد، توجه زیاد زن و شوهر به پدر و مادر اسباب تکدر خاطر دیگری را فراهم می سازد(بک 1988، ترجمه قراچه داغی، 1376).

والدین حتی اگر دخالت ظاهری نکنند به طور غیرمستقیم در زندگی فرزندشان مؤثر می باشند، چرا که افکار زن و شوهر شخصیت شان تحت تأثیر افکار والدین شان شکل گرفته است، و هر دو همان رفتاری را با همدیگر می کنند که از پدر و مادرشان گرفته اند. نقش خانواده اصلی بعد از ازدواج به قدری قوی است که وقتی دو نفر به هم پیوند زناشویی می بندد در واقع والدین پسر و والدین دختر همه در تمام ابعاد و اوضاع و شرایط زندگی زوج جدید حضور دارند (ثنایی، 1379).

6- مسائل ارزشی، عقیدتی و مذهبی:

همسانی میان زن و شوهر از نظر مذهبی، سبب جذب و وابستگی هر چه بیشتر زن و شوهر و استواری پیوند زناشویی شان می باشد و برعکس ناهمسانی سبب و سرچشمة کشمکشهای خانوادگی است. ناهماهنگی مذهبی علاوه بر ایجاد اختلاف بین زن و شوهر مشکلاتی بسیار را نیز در روابط ایشان با والدین همسرشان ایجاد می کنند (ساروخانی، 1370).

روان شناسان ، ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را کار غیرعاقلانه ای می دانند. بعلاوه تربیت کودکان بسیار مؤثر از نگرش مذهبی زوجین است. اگر هر کدام پای بند به عقاید خود باشند، تلاش در تربیت کودکان مبتنی بر اندیشه دین خود خواهند داشت و این امر سبب بروز اختلافات خانوادگی می شود (شاملو، 1376).

علل نارضایتی از زناشویی:

هیچ زوجی وجود ندارد که برای خوشبختی ازدواج نکند و هیچ تشکیل خانواده ای به قصد جدایی شروع نمی شود. اما چه عواملی موجب به وجود آمدن مشکلات در خانواده و نارضایتی از زناشویی می شوند؟

نارضایتی از زناشویی یک پدیده واحد که در اثر یک عامل ایجاد شود نمی باشد بلکه در بوجود آمدن آن عوامل متعددی دخیل هستند و عوامل چندگانه ای در آن نقش دارند. نکته حائز اهمیت این است که بسیاری از زوج ها با وجود مشکلات موجود به دلایل مختلف به زندگی پر استرس خود ادامه می دهند و این امر موجب افزایش در آمار افراد ناراضی از زندگی زناشویی می گردد. در جامعه ایران کنونی به علت عوامل اقتصادی و اجتماعی مانند مهریه های سنگین و نگرش منفی جامعه نسبت به طلاق، زوجهای فراوانی می باشند که با وجود نارضایتی از زندگی زناشویی به زندگی خود ادامه می دهند (وکیلی، 1373).

فرجاد (1372) عوامل مؤثر در ناپایداری ازدواج را به شرح زیر نشان داده است:

1- فقر اقتصادی

2- کم سالی زن و مرد

3- بی فرزندی و کم فرزندی

4- رشد صنعت و شهرنشینی

5- فرهنگ و مذهب متفاوت

6- استقلال مالی زن

7- اختلالات روحی و روانی و اعتیاد.

بنابراین به وجود آمدن نارضایتی از زناشویی هم از عواملی بیرونی و هم از عوامل درونی ناشی می شود.

روانکاوان علل مشکلات را در تعارض های ناخودآگاه می داند و روان شناسان رفتارگرا بیشتر بر روی عواملی محیطی و بیرونی تأکید دارند. از طرف دیگر شناخت گرایان معتقد به این نظریه هستند که به جای حوادث بیرونی افکار و طرز تلقی فرد است که رفتار او را شکل می دهد (بک، آرول. تی ، ترجمه قراچه داغی 1376).

بطور کلی وقتی که به ادبیات تحقیق زناشویی توجه می کنیم عوامل فراوانی در نارضایتی زوجین نقش دارند که در اینجا به چند عامل مهم اشاره می کنیم.

1- عشق رمانتیک:

به عنوان یک عامل نارضایتی در سالهای اخیر در بسیاری از تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است. انتظارات بسیار و بی نقص از زوج مقابل در ازدواج، یکی از پدیده هایی است که موجب دلسردی زن و شوهر از زندگی آنان می شود (مالاچ پینز، 1996) .

این حالت امید و انتظار بیش از حد، این توانایی را دارد که قدرت درک و بینش زوج ها را از بین ببرد و موجب تحلیل رفتگی زناشویی می شود یعنی در همان حالت عشق ایده آل و رمانتیک با واقعیات زندگی برخورد می کند و پذیرش واقعیت برای او غیرقابل قبول است.

2- طول مدت نامزدی :

طولانی بودن مدت نامزدی ممکن است موفقیت در ازدواج باشد و کوتاه بودن مدت نامزدی باعث کاهش شناخت و ارزیابی دقیق از طرف مقابل شود (کیت به نقل از ویتن و لی یاد، 1997) .

3- طبقه اجتماعی ـ اقتصادی:

طلاق در بعضی از طبقات بیشتر از طبقات دیگر است مثلاً در طبقه کارگران از طبق دیگر اجتماعی بالاتر است و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی بالاتر این میزان کمتر است (واتین و لی یاد، 1997). این مسئله می تواند به دلیل مشکلات مالی باشد.

4- سن :

افرادی که در سنین بسیار جوانی ازدواج می کنند میزان بروز طلاق در بین آنها بیشتر است و افراد در سن بالا احتمال طلاق کمتر است (وایتمن و لی یاد ، 1997) .

5- ابراز محبت و عشق زوجین به همدیگر:

اصولاً همه انسانها به تعلق و دوست داشتن و مورد علاقه قرار گرفتن نیازمند
می باشند. نیازهای دلبستگی یا عشقی، احتیاج به دوست داشتن کسی یا کسانی و مورد محبت واقع شدن دارد. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : «محبت خود را به همسرانتان اعلام کنید تا او آرام گیرد و مطمئن شود» (مشکینی ، 1959) .

تغییرات رضایت از زناشویی در طول زمان:

یک نکته قابل بحث عدم ثبات رضایت از زناشویی در طول دوره های مختلف زندگی است که این امر توجه به عوامل محیطی در بیرون را هم مورد توجه قرار
می دهد.

مطالعات مختلف که به صورت طولی انجام شده است نشان می دهد که در بعضی از دوره های زندگی رضایت زناشویی رو به کاهش می رود. به طور مثال بعد از تولد اولین فرزند، بعد از به سن بلوغ رسیدن نوجوانان و همچنین در هنگامی که فرزندان منزل را ترک می کنند ( لونسون[14]، 1992) .

گاپ لیب[15] (1990) به نقل از ملیت[16] معتقد است که رضایت از زناشویی بعد از تولد اولین کودک کاهش پیدا می کند، اما دلیل آن در زن و مرد متفاوت است.

زن در این خصوص نگرانی بیشتری در مورد نقش چندگانه ای که می بایست به عهده بگیرد، دارد. تأثیر بر روی شغل، تأثیر بر روی سلامت جسمانی، تقسیم کار می تواند منبع نگرانی برای او باشد. در مردان نگران صمیمیت و روابط نزدیک با همسرانشان می باشند، خصوصاً رابطه جنسی که در مردان در این دوران بیشتر از زمان های دیگر است (زلکویتز[17] ، 1996) .

همچنین با گذشت زمان بعضی از خصوصیات شخصی افراد با فراهم شدن بعضی از عوامل محیطی نمایان می شود که ممکن است برای زوج مقابل غیرقابل قبول باشد. با گذشت زمان تغییرات بیولوژیکی و بیماری ها و ... می تواند بر روی رضایت از زناشویی مؤثر باشد (گاتمن و کروکوف، 1989) .

وینچ معتقد است که رضایت از زناشویی در طول دوره های مختلف زندگی دچار نوسان و تغییرات می شود. محور اصلی این مراحل فرزندان می باشند، اما این که فرزندان در طول مراحل مختلف رشد چگونه بر رضایت زناشویی والدین اثر می گذارند جای بحث بیشتری دارد، که در این تحقیق نمی گنجد.

تأثیر رضایت زناشویی در کودکان:

آموزش کودک از همان ماههای نخستین زندگی آغاز می شود و تدریجاً گسترش می یابد. این ترتیب در ابتدا به ایجاد عادات منظم خوردن و خوابیدن محدود است، امّا رفته رفته، ایجاد کنجکاوی و علاقه نسبت به اشیاء و افراد پیرامون طفل و توجه به محرکها در برنامة آموزشی طفل قرار می گیرد. آموزش در هر مرحله ای باید چنان باشد که میل و رغبت کودک را برانگیزد و جریان آموزش برایش در هر مرحله ای باید چنان باشد که اسباب خوشحالی و سرگرمی او را فراهم کند. برای کودک این مهم نیست که در خانه ای مجلل زندگی کند. جامعه ای گرانبها بپوشد، بلکه آنچه می تواند سازندة منش و شخصیت او باشد محیط پر از مهر است. در واقع روابط متقابل خواهران و برادران و همچنین اعضاء خانواده است که در تکوین رشد شخصیت کودک و نوجوان تأثیر می کند (پارسا ـ محمد،1367) .

مطالعات مربوط به کودکان با والدین دارای آسیب های روانی نشان می دهد که چنین کودکانی متعلق به خانواده هایی هستند که احتمال ابتلاء به آسیب ها در آنها زیاد است و بین آنها و کودکان مربوط به خانواده هایی با آسیب کمتر، تفاوت معنی دار وجود دارد. بررسی جدید نشان داده است که محرومیت عاطفی و نبود آرامش در خانه به همان اندازه برای کودکان، به ویژه دختر بچه ها، زیان بار است که محرومیت های غذایی. پس فقدان محبت و آرامش در زندگی زناشویی ضایعات بزرگی برای کودکان ایجاد می کند (اسکات[18]، 1977) .


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی رابطه بین طبقه اجتماعی با نوع اعتیاد افراد

در واقع می توان گفت از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلاتی است که به طور ملموس در جامعه ما بروز کرده و هر روز مشکلات آن مشاهده می شود پس لازم است به طور علمی تر این مشکلات بررسی گردد در این تحقیق جامعه آماری ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پائین در مرکز اجتماع درمان مدار Tc (هجرت) و همچنین مرکز ندای آرامش در استان تهران می باشد که
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 132 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
بررسی رابطه بین طبقه اجتماعی با نوع اعتیاد افراد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

در این تحقیق به بررسی رابطه میان طبقات اجتماعی و نوع اعتیاد در شهر تهران پرداخته ایم.

از آن جایی که موضوع اعتیاد و فراوانی آن یکی از دغدغه های ذهنی جامعه ما است و طی دو دوره ی کارورزی با این مسئله به طور دقیق تر آشنا شدیم پس تصمیم گرفتیم به بررسی دقیق تر آن بپردازیم.

در واقع می توان گفت: از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلاتی است که به طور ملموس در جامعه ما بروز کرده و هر روز مشکلات آن مشاهده می شود پس لازم است به طور علمی تر این مشکلات بررسی گردد. در این تحقیق جامعه آماری ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پائین در مرکز اجتماع درمان مدار T.c (هجرت) و همچنین مرکز ندای آرامش در استان تهران می باشد. که با استفاده از روش تحقیق میدانی به بررسی رابطه بین نوع اعتیاد و سطح طبقه ی اجتماعی افراد می پردازیم. بدینصورت که ابتدا مصاحبه ی اکتشافی انجام شده و سپس مصاحبه نامه ی نهایی تنظیم گردید که اطلاعات حاصل از آن را در فصل چهارم به طور مبسوط ملاحظه می کنید.

این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد.

الف- بیان مسئله:

با توجه به ابعاد گسترده ای که اعتیاد در جامعه ما یافته است و مشکلاتی که از آن طریق گریبانگیر رشد و توسعه ی جامعه شده است ما راغب شدیم که رابطه میان طبقات مختلف اجتماعی با اعتیاد را بررسی کنیم، همچنین از آنجایی که متأسفانه همه ی اعضا جامعه بنوعی درگیر با اعتیاد شده اند این سؤال مطرح است: که آیا فقط طبقات پائین که درگیر مشکلات گسترده اقتصادی هستند پس به دلیل رفع آن درگیر اعتیاد می شوند؟ آیا ناپایداری وضع اقتصادی و مشکلات گذار فرهنگی در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاریهایی در خانواده شده و بیشتر طبقه متوسط را درگیر اعتیاد کرده؟

و یا رفاه و بی برنامگی برای صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوی اعتیاد می برد و ..... مجموعه ی این سؤالات سبب شد تا به سوی این موضوع کشیده شویم که چه رابطه ای میان میزان ثروت و تحصیلات و نوع شغل فرد (که در مجموع سطح طبقه ی اجتماعی افراد را می سازد) با اعتیاد وجود دارد؟ و به طور دقیق تر آیا سطح طبقاتی افراد آنان را به سوی ماده مصرفی اعتیادآور خاصی می کشاند یا خیر؟ این ایده ی اولیه تحقیق ما است.

ولی از آنجا که برای ما سؤالات زیادی در مورد اعتیاد جوانان مطرح است مرکز بازپروری T.c واقع در تهرانپارس را برای تحقیق انتخاب کردیم زیرا در این منطقه ی تهرانپارس جوانان در سنین بسیار پائین به کارهای بزهکارانه و مواد مخدر و مشروبات الکلی پرداخته اند. این وضعیت نامناسب امکان آموزش، کسب مهارتها و انتقال اندیشه های بزهکارانه و نابهنجار را در دسترس جوانان قرار می دهد. امروز شنیدن آمار و ارقام مربوط به ا عتیاد به ویژه مواد مخدر و وسایل ناشی از آن به خصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

پس بر آن شدیم که به بررسی این مشکلات و مسائل در یک پژوهش دقیق تر و علمی تر بپردازیم و به همین دلیل موضوع پایان نامه خود را با این سؤال آغاز کردیم:

سؤال آغازین: چه رابطه ای بین اعتیاد افراد و نوع ماده مصرفی آنان با طبقه ای که متعلق به آن هستند وجود دارد؟

امروزه مصرف مواد مخدر و آثار مخرب معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها به صورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی به صورت یک مسئله ی پیچیده جهانی درآمده که شعاع مضرات و اثرات زیان بار آن گریبانگیر کشورهای بی شماری شده است.

دامنه ی شدت و وسعت این بحران از گذشته های دور بر جامعه ی جهانی سایه افکنده به حدی است که علاوه بر مسئولین کشوری توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان و پژوهشگران مسائل علوم اجتماعی- انسانی را نیز به خود معطوف نموده و علیرغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقه ای و جهانی (تشدید مبارزه، وضع قوانین جدید، اعلام قاچاقچیان، مصادره اموال نامشروع سوداگران مرگ، اجلاسهای بین المللی، و صدور قطعنامه ها و عقد قراردادها و پیمانهای همکاری بین المللی، منطقه ای و .....) هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله ی مهم می باشیم.

در جامعه ی ما بسیاری از مواد مسئله ساز تلقی می شوند زیرا که اغلب آنها افراد را ناکار می سازند و توانایی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخص و خانوادگی، دچار اختلال می کنند.

چنین پیداست که پاره ای از مواد مخدر سبب می شود که معتاد حرمت ارزشهای اخلاقی و جبر هنجارهای جامعه را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند، و با پرخاش خویش موجبات آزارهمگان را فراهم آورند و در نهایت دست به جرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.

شاید خطرناکترین مواد مخدر انواع افیونیات باشندکه موجب وابستگی روانی معتاد به مصرف ماده مخدر می شود.

معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را بیشتر یک مسئله ی شخصی و فردی می دانند نه اجتماعی، در حالی که عکس این موضوع صادق است و اعتیاد بیشتر یک مسئله و مشکل اجتماعی می باشد تا یک مسئله ی شخصی و فردی[1].

معتادان از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند. چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر و یا افراد بیکار، هم آنانی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند و هم آنانی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند امکان معتاد شدنشان وجود دارد.

اغلب دیده شده افراد معتادی که در طبقه ی پائین اجتماع قرار دارند و شاید امکان تهیه ی مواد، برایشان به راحتی میسر نباشد در بیشتر موارد به ارتکاب جرم می پردازند، چون برای تأمین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند واین پول را باید غالباً از راه نامشروع تأمین کنند و به همین علت به ارتکاب جرم می پردازند، این افراد به مقررات و قوانین اجتماعی بی توجهند و اغلب قانون شکنند. در مناطق جرم خیز و پرجمعیت و کثیف شهر زندگی می کنند و محیط زندگیشان بیشتر غیراخلاقی است.

این نوع افراد به هیچ کس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنان به دست آوردن مواد مورد نیازشان است از هر طریقی و به هر شکلی که امکان پذیر باشد. بیشتر لذت طلب و خشن هستند و حتی بعد از مصرف از هر کار و هر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند. از لحاظ عاطفی در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت احساس نمی کنند و همیشه همه مردم بویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش می دانند[2].

حال از آن جا که یکی از سرمایه های گرانبهای هر کشور وجود جوانان و نوجوانانی است که می توانند آینده ی پربار کشور را به خوبی تضمین کنند و به قولی همین نوجوانان امروز آینده سازان فردای کشورشان هستند، حال یکی از آفت هایی که ممکن است گریبانگیر این قشر شود مسئله ی کجروی های متعددی است که در حال حاضر آنچه که گریبان این قشر جوان را گرفته مسئله ی اعتیاد و یا گرایش به مواد مخدری می باشد که واقعاً فاجعه ای بس غم انگیز است و مسئولین امر باید تدابیر خاص را در این خصوص بیاندیشند[3].

ب- طرح مسئله:

چنین به نظر می رسد که پدیده ی اعتیاد و مواد مخدر یک مسئله ی پیچیده و چند بعدی است. این مسئله محصول تعامل و ترکیب شرایط و عوامل عدیده ای در سطوح خرد، میانی و کلان است. به طوری که در تحلیل آن علاوه بر عوامل فردی در سطح خرد نظیر بیماری های جسمانی و روانی، تعامل فرد با دوستان معتاد و محیط های آلوده، بیکاری، و.... باید به عوامل سطح میانی چون مشکلات خانوادگی از جمله طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و یا حتی در سطح کلان به موقعیت جغرافیایی کشور و از جمله بازار مواد افیونی، نفوذ دلالان د رمرحله های انتظامی، سطح توسعه ی صنعتی و شهرگستری، نابرابری در توزیع منابع ارزشمند، سطح توسعه ی فرهنگی جامعه و رشد بصیرت و دانایی مردم توجه نمود[4].

از آنجایی که توجه به همه ی این عوامل مستلزم انجام دادن پژوهش های علمی است و این کار زمان زیادی را می برد لذا ما در اینجا سعی کردیم رابطه ی موضوع اعتیاد را فقط با چند پدیده از پدیده ها ی اجتماعی به طور خلاصه بررسی کنیم:

1-رابطه فقر مادی خانواده با اعتیاد: با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه ی پائین تشکیل می دهند، مثلاً افرادی که در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجارتی زندگی می کنند بیشترین درصد معتادان هستند. البته نمی توان گفت بین قرار گرفتن در طبقه ی پائین و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده ی زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند.

دلایلی که تعدادی از افراد را به این راه می کشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند. علل دیگر اینکه تولیدکنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را این گونه افراد انتخاب کنند، چون اولاً به علت فقر، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی رونق است. عوامل تولید سعی می کنند اول آنان را معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیازی ندارد و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است. چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد[5].

2-رابطه بیکاری با ا عتیاد: بیکاری به عنوان یک پدیده ی اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات بویژه اعتیاد است. افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریاها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است، در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا کسی از مواردی که در هنگام تحقیق، نظر ما را به خود جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی در مناطق پائین شهر برای مصرف مواد مخدر بود[6].

3-رابطه بین جرم و اعتیاد: از آنجایی که قیمت مواد مخدر بی نهایت گران و کمیاب است افراد معتاد اغلب ناگزیرند که با انجام فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع، مواد مورد نیاز خود را تأمین کنند. به طور مثال کسی که به هروئین معتاد می شود وابستگی و نیاز مصرف روزانه او به هروئین به صورت یکی از مهمترین جنبه های زندگی روزانه اش درمی آید، اگر چه در گذشته آنان مواد مخدر را برای کسب لذت و یا اثرات جسمی و روحی آن مصرف می کرده اند، ولی بعد از مدتی برایشان به صورت یک نیاز جسمی و روحی درمی آید، و برای حفظ تعادل بدن مجبورند بتدریج مقدار بیشتری مصرف کنند و چون هزینه روزانه برای بدست آوردن مواد مخدر خیلی بیشتر از مقدار درآمد معمولی خواهد شد به ناچار آنها به کارهایی نظیر دزدی، و یا خودفروشی و فحشاء مبادرت می ورزند تا بتوانند پول مورد نیاز برای خرید مواد مخدر خود را کسب کنند. بطور متوسط یک معتاد سالیانه هفتاد هزار تومان پول باید تهیه کند تا راحت به آرزوی خود برسد و چون این مقدار درآمد برای افراد معتاد که اغلب تخصص و تجربه علمی ندارند از طریق نامشروع مثلاً دزدی یا آدم کشی سعی می کنند پول مورد نیاز را کسب کنند و اگر بخواهند از طریق دزدی به این پول دسترسی یابند باید حداقل پنج برابر آن را بدزدند تا بتوانند آن را به یک پنجم قیمت بفروشند و یا کسی که از طریق خودفروشی پول کسب می کند بعد از مدتی فحشا به صورت حرفه ی دایمی او در می آید. چون برای این گونه افراد غیرمتخصص و غیرعلمی، ساده ترین و پردرآمدترین کار است و یا اغلب به مطلب پزشکان بیمارستانها و داروخانه ها دستبرد می زنند تا به مواد دسترسی یابند چون معتادان برای تأمین مواد خود ناگزیر از ارتکاب جرم هستند بنابراین بهتر است برای جلوگیری از ارتکاب جرم به درمان معتادان پرداخت، چون یا نزد پزشکان می روند تا مواد کسب نمایند، یا به صورت دوره گردهای مواد مخدر درمی آیند و مواد را از دوره گردها می خرند و آن را با شیره شکر مخلوط می کنند و می فروشند کسی که برای بار سوم آن را می خرد بیشتر شیره و شکر است تا هروئین.

لازم به ذکر است که برخی پزشکان با گرفتن پول اضافی داروهای مخدر را از طریق نسخه در اختیار معتاد قرار می دهند به همین علت مقادیر زیادی پول به پزشکان برای انجام این کارها پرداخت می شود به همین دلیل است که اگر پزشکی و تجارت با هم ترکیب شوند فساد اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد و به نوبه ی خود به گسترش اعتیاد کمک بیشتر می کند.

و در آخر می توان گفت: اغلب جرایم را افراد معتاد مرتکب می شوند چون برای خرید مواد ناگزیر از ارتکاب جرم هستند و بیشترین جرایمی که از سوی معتادان صورت می گیرد عبارتند از: دزدی، ورود به خانه مردم به خاطر جرایمی چون آدمکشی، دزدی و فحشا است[7].

برای فهم بهتر موضوع اعتیاد در ایران جا دارد که به آمار معتادین در ایران در سال 1378 بپردازیم.

آمار معتادین در ایران:[8]

بر طبق آمار ارائه شده از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1378 در ایران 200/1 میلیون نفر معتاد و 800 هزار نفر معتاد بالقوه یا به عبارتی «معتاد تفنیی» وجود دارد. در چند سال اخیر آمارهای متفاوت و در پاره ای مواد غیرواقعی از سوی کارشناسان اعلام شده است. آخرین اظهار نظر آماری از سوی یک مقام مسئول (رئیس سازمان بهزیستی کشور) در سمینار «تازه های درمان اعتیاد در آبان ماه 1381 مبتنی بر این است:

تعداد 5 درصد جمعیت بالای 15 سال کشور به مواد مخدر معتاد هستند و این در حالیست که این میزان در کشورهای صنعتی 2 درصد است.

آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1381 نشان می دهد از جمعیت معتادین کشور تعداد 130 هزار نفر معتاد تزریقی وجود دارد که تخمین زده می شود 16 هزار نفر آنان آلوده به ویروس ایدز باشند. همچنین آمار این ستاد نشان می دهد که تعداد 8834 نفر معتاد در سالهای 1375 تا 1380 بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست داده اند به طور متوسط هر سال 1472 معتاد و هر روز به طور متوسط 4 معتاد در نتیجه سوء مصرف مواد مخدر درگذشته اند.

ت- سؤالات پژوهش:

سؤالات این پژوهش شامل این موارد می باشد:

1-چه نوع معتادانی در سطح مصاحبه شوندگان وجو دارد؟

2-چه دسته بندی از افراد معتاد بر اساس اولین ماده معرفی می توان کرد؟

3-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با اولین ماده مصرفی اش وجود دارد؟

4-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با آخرین ماده در دوره نهایی مصرفش وجود دارد؟

5-بیشتر افراد معتاد متعلق به چه طبقه اجتماعی هستند؟

ث- اهداف تحقیق:

هدف اصلی از این پژوهش بررسی رابطه ی بین اعتیاد با طبقات اجتماعی در معتادان اجتماع درمان مدار تهران T.c (هجرت) و همچنین مرکز فرهنگی ندای آرامش در سال 1386 می باشد.

به طور کلی می توان گفت: دلیلی که هر پژوهشگر را به تحقیق در مسئله و موضوعی وامی دارد متعدد است: نخست میل به دانستن و فهمیدن و رضایت خاطری است که در اثر دانستن و فهمیدن حاصل می آید. دوم اینکه: هدف هر تحقیقی پیدا کردن جواب مسائل و حل مشکلات با استفاده از روشهای علمی است و دیگر اینکه یافتن راه حل و وسیله ای که بتوان کاری را بهتر انجام داده و بهره ی بیشتر می برد و بتوان اشتباهی را برطرف و مشکلی را حل نمود[9].

برا این اساس بر آن هستیم تا محورهای اساسی این مسئله را تا حدودی باز نموده و به بررسی این موضوع در مراکز یاد شده بپردازیم.

و همچنین اهداف جزئی تحقیق شامل:

1-بررسی انواع معتادین در سطح مصاحبه شوندگان

2-بررسی و دسته بندی افراد معتاد بر اساس اولین ماده مصرفی

3-بررسی طبقه اجتماعی افراد معتاد

4-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در شروع اعتیاد

5-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در دوره نهایی مصرف

ج- اهمیت موضوع:

به عنوان یک محقق به دلیل اینکه این موضوع مشغله ی اصلی ذهن ما بوده و ضمناً موضوع اعتیاد موضوع تحقیقی ما در دوران کارورزی نیز بوده و به بیانی دیگر از آنجایی که اعتیاد را ما به طور ملموس می توانیم در جامعه مان مشاهده کنیم پس بر آن شدیم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنیم.

مسئله ی اعتیاد و قاچاق مواد مخدر معضلی است تقریباً جهانی و کشورهای بی شماری از آن به عنوان یکی از کلیدی ترین مشکلات اجتماعی یاد می کنند و خطرات آن را جدی می پندارند امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین است. و قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر از طریق تجارت افیون در جهان سالانه مبلغ پانصد میلیارد دلار سود به جیب استعمارگران سرازیر می کنند، آمار و ارقام مربوط به این تجارت مسموم در ایران نیز قابل توجه و تأمل است.

لازم به ذکر است کاربرد این تحقیق در مراکز بازپروری معتادان و کلینیک های ترک اعتیاد می تواند راهگشان برنامه ریزی باشد زیرا برای هر برنامه ریزی موفق می بایست ابتدا شناخت مشکل صورت گیرد بنابراین می توان این تحقیق را سرآغازی برای تحقیقات بعدی دانست.

اهمیت کاربردی:

با توجه به شناختی که در مورد ا عتیاد به عنوان یک بیماری اجتماعی داریم، می توان گفت اعتیاد عبارت از مسمومیت مزمن که برای افراد و جامعه مضر است، مواد مخدر بسان شمشیر دو لبه ای عمل می کند که از یک طرف سود سرشاری فراهم می آورد و از سوی دیگر بر پیکره ی اجتماع سم وارد می کند و باعث از دست رفتن نیروی انسانی و جمعیت فعال و کاهش توانایی های فکری و جسمی منابع انسانی، طبیعی و مالی که می توانستند نقش و تأثیر بسزایی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی و ... ایفا کنند.

اهمیت کلی پرداختن به اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در جامعه ی رو به توسعه ی ایران زمانی جدی بودن و ضرورت طرح آن را می نمایاند که نگاهی به آمار و ارقامی که بعضاً از سایر منابع در مناسبت های مختلف ارائه می گردد داشته باشیم که این مهم خود گویای تصویر کلی از شدت ابعاد این مسئله ی اجتماعی و معضل همگانی در تمامی ساختارهای جامعه است.

امروزه شنیدن آمار و ارقام مربوط به اعتیاد مواد مخدر و مسائل ناشی از آن بخصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

که در اینجا برای فهم بهتر موضوع می توان از خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران در سال 1373 نام برد:

خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران سالیانه بر اساس محاسبه صورت گرفته در سال 1373 بالغ بر 480 میلیارد تومان برآورد گردیده است که با توجه به افزایش نرخ تورم سالیان این رقم در سال 1373 معادل 700 میلیارد تومان در سال تخمین زده می شود، که نگارنده تصریح می نماید که اگر این رقم قابل توجه صرف سازندگی و ایجاد مشاغل برای جذب عظیم خیل از بیکاران می شد سیمای اجتماعی و اقتصادی متحول می گشت.

ضمناً همان طور که قبلاً هم گفته شد با کمال تأسف دیده شد، که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه پائین تشکیل می دهند که در این جا می توان به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی حاکم در جامعه اشاره کرد.

به طور مثال در مورد اعتیاد در جامعه ی آمریکا می توان گفت: یکی از دلایل عمده ای که جامعه آمریکا بالاترین رقم معتادان را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است. طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می کند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد، هر ساله دولت آمریکا میلیونها دلار پول صرف بهبود بیماری اجتماعی اعتیاد می کند و با توجه به نظر رهبران آمریکا به این مشکل اجتماعی سالیانه درصد معتادان در حال افزایش است و به همین دلیل می توان به جرأت گفت: تا شکاف و فاصله ی طبقاتی کم نشود اعتیاد هم در آن جامعه کاهش نخواهد یافت[10].

حال لذا از آنجایی که اعتیاد به مواد مخدر یکی از آسیب های اجتماعی تهدیدآمیز و ویرانگر به شمار می رود که زمینه ی سقوط بسیاری از ارزش ها و معیارهای اخلاقی را فراهم می کند و سلامت افراد جامعه را به خطر می اندازد پس متوجه می شویم که مؤثرترین شیوه در راستای کاهش و جلوگیری اعتیاد به مواد مخدر بررسی همه جانبه ی ساختاری اعتیاد می باشد و این مطلب ضرورت انجام تحقیق را در رابطه با موضوع یاد شده برای ما بیش از پیش مشخص می کند.

تعاریف و مفاهیم

تعریف مواد مخدر: در زبان فارسی به چیزی که ایجاد سستی و رخوت کند مخدر گفته می شود و اکثر فرهنگ های فارسی در این زمینه اختلافی ندارند[11]. اما آن چیزی که در فرهنگ عامه از کلمات مخدر و مواد مخدر استنباط می گردد منظور کلیه دارو هایی است که به نحوی اعتیادآور باشند به عبارت دیگر کلیه ی داروهایی که مصرف آنها باعث اعتیاد گردد، اعم از اینکه سستی زا، شورانگیز، وهم آور یا مسکن و خواب آور باشند از نظر فرهنگ عامه ماده مخدر محسوب شوند؛ در حالیکه بسیاری از آنها نه تنها مخدر و سستی زا نیستند بلکه همانطور که اشاره شده باعث تغییرات فکری در مصرف کنندگان می گردند.

مواد مخدر به مفهوم بالا از نظر طبقات خاص جامعه نیز معنی و مفهوم جداگانه می تواند داشته باشد، چنانچه نظر یک معتاد به مصرف تریاک قطعاً با نظر یک فرد غیرمعتاد، یا یک پزشک به طور قطع متفاوت است.

حتی نظر دو معتاد نیز با یکدیگر ممکن است اختلاف داشته باشد و همین طور طرز فکر دو نفر مصرف کننده برحسب اینکه چه نوع ماده ای مصرف کنند یا در چه شرایط سنی، فکری، اجتماعی، جسمی و یا حتی زمانی اقدام به مصرف مواد مخدر کنند با یکدیگر متفاوتند و در واقع کسانی که سعی می کنند در یک شرایط آزمایشگاهی یا مجرد برای ماده ی مخدر تعریفی بیابند سعی شان بیهوده است:

عده ای گمان می کنند که هر دارویی که از نظر قانونی تولید و توزیع یا مصرفش تحت کنترل درآید با هر ماده ای را که قانونگزار جز مواد مخدر محسوب کند باید ماده مخدر بدانیم. عده ای ا ز قضات یا دانشجویان پلیس و علوم قضایی از این گروه هستند، شاید بتوان گفت بهترین تعریف برای ماده مخدر تعریفی است که کلیه جنبه های آن ا عم از فردی، اجتماعی، دارویی و نیز اثرات فیزیولوژیکی را دربرگیرد.

چنین تعریفی که از رابطه ی بین فرد و دارو شروع می کند و به اثرات اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی موضوع می پردازد، جریانی است که مفاهیم جدیدی برای روشنی آن لازم است. بنابراین ذیلاً مفاهیمی که برای روشن شدن تعریف مواد مخدر لازم است بطور اختصار مورد بررسی قرار می دهیم.

الف- دارو (drug)

هر ماده ای که با تأثیر روی سیستم مرکزی اعصاب قادر به ایجاد تغییرات جسمانی، روانی در رفتار در انسان باشد، ماده مخدر نامیده می شود

ب- وابستگی (Dependence)

هر ماده ای که انسان پس از مصرف نسبت به آن وابستگی پیدا کند اعم از اینکه این وابستگی روانی یا جسمانی باشد، آن ماده را ماده مخدر می نامند.

پ- اجتماعی (Social)

هر دارویی که پس از مصرف آن چنان تغییراتی در انسان ایجاد کند که از نظر اجتماعی این تغییرات قابل قبول یا پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است.

ت- بی تفاوتی (Tolerance)

هر دارویی که مصرف آن باعث بی تفاوتی یا مصونیت انسان نسبت به آن دارو گردد از نظر سیاسی این دارو مخدر است.

تعریف اعتیاد:

برای دستیابی به مفهوم و معنی ماده مخدر باید به تعریف اعتیاد نیز توجه داشت.

در طول قرن هجدهم اعتیاد به مواد مخدر را یک نوع مسمومیت تدریجی می دانستند[12] با این وجود موضوع همچنان از نظر نحوه ی تشخیص و هم از جهت چگونگی درمان موضوع تحقیقات مختلف بوده و هست.

آنچه که در طول این سالهای دراز از کنکاش و بررسیها بدست آمده این است که اعتیاد به مواد مخدر جنبه های مختلف دارد و بطور کلی اعتیاد یک امر مطلوب نیست.

آنچه که محققین را به این طرز فکر کشانیده و دنیای اعتیاد را این چنین وسیع جلوه گر ساخته چند جنبه بودن اعتیاد است که در اینجا به اهم آنها اشاره می شود.

الف: اعتیاد یک بیماری است.

ب: معتاد مجرم است.

ج: اعتیاد یک مسمومیت است.

د: اعتیاد یک بیماری اجتماعی است.

هـ: اعتیاد یک بیماری روانی است.

و: اعتیاد بی تفاوتی در مقابل دارو است.

ز: اعتیاد یک بیماری مسری است.

ح: اعتیاد وابستگی جسمانی به مواد مخدر است.

ی: اعتیاد وابستگی روانی به مواد مخدر است.

و.......

تا اینکه در سال 1930 سازمان ملل متحد برای دستیابی به تعریفی همه جانبه تر، کمسیونی از متخصصین کشورهای مختلف تحت عنوان کارشناسان تشخیص داروهای اعتیادآور، که هم اکنون شعبه ای از سازمان بهداشت جهانی است، تشکیل داد و این کارشناسان سرانجام در سال 1950 با تعریف زیر برای اعتیاد به مواد مخدر موافقت کردند:

«اعتیاد به مواد مخدر عبارتست از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شود، و به حال شخص و اجتماع زیان بخش است».

خصوصیات اعتیاد از این قرار است:

1-وجود تمایل شدید و مقاومت ناپذیر، یا احتیاج و یا اضطرار به استعمال دارو بدست آوردن آن، از هر راهی که امکان دارد.

2-وجود گرایش به ازدیاد میزان دارو.

3-وجود وابستگی و روانی و جسمانی به آثار دارو[13].

آخرین تعریفی که در مورد مفهوم ا عتیاد در اینجا بیان می شود تعریف دکتر نگل[14] محقق آمریکایی است که می گوید: «اعتیاد حالت فردی است که در اثر مداومت در استعمال یک داروی خاص، خویشتن داری[15] خود را از دست داده است و در نتیجه استعمال داروی مذکور آنقدر افراط می کند که این کار به حال او و اجتماع مضر واقع می شود[16].

معتاد:

معتاد به انسانی اطلاق می شود که از چهار طریق خوردن و تزریق، دود کشیدن و یا تنفس و بالاخره از راه مقعد یک یا چند ماده مخدر را بطور مداوم مصرف کند و در صورت قطع این عمل با مشکلات تنی- روانی روبرو گردد.

در واقع می توان گفت معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به ماده مخدر یا دارو شده باشد و یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی مواد مخدر باشد معتاد شناخته می شود. و در صورتی که دارو به بدن نرسد اختلالات روانی و فیزیکی موسوم به سندرم محرومیت ایجاد می شود.

حال که ما در اینجا مفاهیم را بررسی کردیم لازم است به بررسی اثرات اعتیاد بپردازیم:

در ایران چه می گذرد .....

به گزارش مهر، ایران به لحاظ جغرافیایی همسایه بزرگترین کشور تولید کننده خشخاش و مخدرهای طبیعی است که به طور متوسط سالانه حدود 3 هزار تن مواد مخدر تولید می کند و در سال جاری نیز بنابر اطلاعات دریافتی، با کمک و همکاری بیشتر کشورهای مستقر در افغانستان، کشاورزان خشخاش کار توانستند این میزان را به 5 هزار تن برسانند.

با توجه به فرهنگ اعتقادی اسلامی ایرانیان و ناهنجار شناختن مصرف مواد مخدر، جامعه ایران در بعد مبارزه با عرضه و تقاضا هر ساله هزینه های هنگفتی صرف می کند. به طوری که طی این سالها سهم ایران از این مبادلات به شهادت رسیدن 3 هزار و 500 نفر از بهترین جوانان این مرز و بوم در راه مبارزه با باندهای قاچاق مواد مخدر بوده است.

وجود دو میلیون معتاد رسمی و تفننی، سیصد هزار معتاد تزریقی، ارتباط مستقیم 60 درصد طلاق های کشور با اعتیاد، وارد آمدن سالانه بین 4 تا 5 هزار میلیارد تومان خسارت مالی از این طریق به کشور و مرگ روزانه 10 تا 12 معتاد و صدها معضل و مشکل دیگر از پیامدهای شوم اعتیاد است.

بر اساس آمار موجود طی 5/11 سال گذشته 21 هزار و 670 معتاد به دلیل سوء مصرف مواد مخدر در کشور فوت کرده اند و این در حالی است که بر اساس آخرین آمار، در سال 83 روزانه یک هزار نیروی مولد به دلیل دستگیر شدن در زمینه مواد مخدر از چرخه ی اقتصادی خارج شده و به آن لطمه زده اند که این تحلیل نیروهای انسانی مولد، افزایش بیکاری و .... را به دنبال داشته است[17].

انحرافات اجتماعی: طرحهای غیرعادی و ناسالم تشکیلات و روشهای فکری و رفتاری یک اجتماع و اوضاع اجتماعی بدی است که سبب بروز اختلالهای رفتاری فردی می شوند. در تعریف دیگر می توان گفت: کنار گذاشتن هنجارهای رایج جامعه انحرافات اجتماعی نامیده می شود.

کنترل اجتماعی: به مکانیسم هایی اطلاق می شود که جامعه برای واداشتن اعضایش به سازگاری و در واقع جلوگیری از ناسازگاری به کار می برد.

قاچاق: کاری بر خلاف قانون است و به طور پنهان انجام می شود مثل کشت و خرید و فروش مواد مخدر و یا مشروبات الکلی از این جمله است.

قاچاقچی: شخص یا گروهی است که به کار قاچاق مواد مخدر مبادرت می کند.

علت اعتیاد: منظور علتی است که فرد معتاد به دلیل آن علت، برای اولین بار به مواد مخدر روی آورد.

مدت اعتیاد: عبارت است از زمانی که فرد معتاد مجبور به استفاده از یک یا چند داروی مخدر شده است و به عبارت دیگر مدت اعتیاد، پاسخ خود به خودی یک شخص در وضع معین است که تکرار می شود.

مدت ترک: جمع مدت زمانی است که یک معتاد از هر بار ترک اعتیاد خود به مواد مخدر را داشته است.

تعریف طبقه ی اجتماعی:[18]

به مجموعه کسانی اطلاق می شود که در پیوستاری اقتصادی دارای موقعیت مشترکی هستند اگر چه مقصود از طبقه بیان موقعیت افراد در بازار است- به عقیده وبر- ، ولی «طبقه ی اجتماعی» بیشتر بر مواردی چون حیثیت، سبک زندگی تأکید دارد.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید