| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 638 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 510 |
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 – عنوان تحقیق
بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی
1-2)بیان مسأله
پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند.
ارتباطات بازاریابی به مدیران یادآوری می کند که همه عناصر تبلیغات و ارتباطات باید به صورت یکپارچه با یکدیگر هماهنگ شوند تا همانند صدای سازهای یک ارکستر سمفونیک که هدف مشخصی را دنبال می کند به گوش برند. (آمیکو به نقل از حیدرزاده- 27)
اهمیت تحقیق:
امروزه با توجه به جهانی شدن و توسعه فن آوری های نوین، مفاهیم جدیدی منجمله، بازاریابی ارتباطی ارائه شده است. مفهوم IMC فرصتهای زیادی در پیش روی شرکتهای مختلف قرار داده است.
امروزه شرکتهای بزرگ دنیا از بازاریابی انبوه رویگردان شده و با توجه ویژه به مقوله ارتباطات، توجه خود را به یکپارچه کردن ارتباطات مدیریت بازار معطوف نموده اند.
ارتباطات بازاریابی یکپارچه (IMC) فعالیتی است جهت متحد کردن همه ابزارهای ارتباطی بازاریابی و مشارکت و گسترش دادن پیامها برای ارتباط برقرار کردن دوطرفه با مخاطبان هدف از یک راه تازه.
برنامه IMC از برنامه های سنتی تبلیغاتی خیلی پیچیده تر می باشد زیرا که منابع پیام بیشتر، ابزارهای ارتباطی بیشتر و مخاطبان بیشتری را مد نظر قرار می دهد.
با توجه به موارد ذکر شده و هزینه های سرسام آور تبلیغات برای شرکت های تجارتی، در سال 1993 پیشنهاد شد که با محوریت قرار دادن ارتباطات در فرآیند بازاریابی ضمن برقراری ارتباطات مؤثر با مخاطبان، می توان تا مقدار زیادی هزینه های مرتبط با تبلیغات انبوه را کاهش داد و با استفاده از بخش ارتباطات و روابط عمومی، موفقیت های بیشتری را کسب کرد. (صمدی، عباسی0 435، 436)
تبلیغات مدرن شکل جدیدی از تلاش اولیه ای است که برای تبلیغات می شده است . مبلغین آمریکا، سالانه 244 بیلیون دلار برای تبلیغات هزینه می کنند و در کل دنیا، چیزی نزدیک به 465 بیلیون دلار صرف تبلیغات می شود. هر چند تبلیغات اکثراً توسط شرکتهای تجاری استفاده می شود، ولی در سازمان های بدون سود، حرفه ای ها و آژانس های اجتماعی نیز کاربرد دارد. در واقع بزرگترین شرکتی که در قرن 21 بیشترین هزینه را در تبلیغات داشت، یک سازمان بدون سود بود.
استراتژی تبلیغات شامل دو عنصر اصلی است. ایجاد پیام های تبلیغاتی و انتخاب رسانه برای تبلیغات در گذشته، شرکت ها به رسانه به عنوان تابعی از فرآیند تولید پیام می نگریسته. دپارتمان تولید ابتدا تبلیغات مناسب را خلق می کرد و سپس دپارتمان رسانه، بهترین رسانه را برای رساندن این پیام به مخاطبین انتخاب می کرد ولی امروزه قطعه بندی رسانه ها، تعیین هزینه های رسانه و استراتژی های بازاریابی متمرکز به هدف، اهمیت فرآیند انتخاب رسانه را افزایش داده اند. (Kotler 480, 482)
بازاریابی برای هر نوع حرکت آگاهانه و هدفمند در بازار امروزه ضرورت دارد- بازاری که دیگر نه مرز می شناسد و نه مشتری خاصی را در نظر دارد. «جهانی شدن» بازار، پدیده ای است که به تدریج چهره خود را نمایان می سازد. شعار امروز بازاریابی برای همه کارآفرینان و مدیران و بازاریابان حرفه ای در این جمله کوتاه خلاصه می شود: «جهانی بیندیش، محلی عمل کن». جهانی شدن بازار یعنی اقتصاد و تجارت بدون زر و لازمه آن بینش وسیع، حرکت هدفمند، نگرش سیستمی و افزایش توانمندیها و بهبود مقررات و قوانین است. بازاریاب امروز باید مرزها را بشکند، مغزش را به کار اندازد و رمزهای کامیابی را زودتر از دیگران بیابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعی که در آن حرفه ایها در شکار لحظه ها هستند و فرصتها را به سادگی از دست نمی دهند، خود را نجات دهد. (روست، ونوسی، ابراهیمی- 2)
جهانی شدن قلمرو بازاریابی، روندها و روند سازها را هر چه بیشتر گسترده ساخته و تبلیغات را قابل انتقال به آن سوی مرزها می شود. پیشرفت در امکانات، تلفنهای همراه، شبکه های رایانه ای و پهنای باند مخابرات، تشکیل گردهمایی مجازی را تسهیل می کند که در آنها تبلیغات به دور از محدودیتهای جغرافیایی سیر می شود. نشر روز قرون نام و نشان هائیست همراهی گسترده تر مردم شده، قابلیت تأثیرگذاری تبلیغات را افزایش می دهد. از سوی دیگر افزایش درآمد قابل تصرف مردم در سراسر جهان، مشارکت گسترده، آنها را در اینگونه پدیده های همدیگر توسعه می بخشد. (حیدرزاده- 62)
گرایش به رسانه های ،دلایل مشخص خود را دارد و در واقع به ویژگی های منحصر به فرد آنها باز می گردد که هفت مورد آن آشکار است:
1-آزادی از زمان و مکان.
2-امکان دسترسی به ادبیات جهانی واژه ها.
3-امکان استفاده از گرافیک متحرک، موسیقی، صدا و تصویر.
4-امکان ارتباط بی واسطه.
5-امکان کنش و واکنش دو سویه.
6-امکان شخصی شدن
7-رفتارهای افقی و بدون سلسله مراتب (شکرخواه- 28، 29)
با توجه به موارد فوق می توان اهمیت ارتباطات در بازاریابی را اینگونه بیان نمود که از طریق هماهنگ نمودن و انسجام بخشیدن به فعالیتهای تبلیغی از دوباره کاری و هزینه های مرتبط با آن اجتناب خواهد شد، همچنین در مزیت هم افزایش (Synergy) ابزارهای مختلف تبلیغاتی استفاده خواهد شد و سرانجام برنامه های تبلیغاتی به صورت کارا و اثربخش طراحی خواهند شد. (صمدی، عباسی- 449)
با وجود اینکه امروزه نوک پیکان رقابت شرکتهای برتر دنیا در عرصه تجارت را بازاریابی تشکیل می دهد، هنوز این علم یا هنر، جایگاه خود را در کشور ما نیافته است . در بسیاری از موارد گویا حتی تعریف درستی از آن درک نمی شود.
کالا از منظر بازاریابی ترکیب از محصول (Product) ، بسته بندی (Package)، برچسب (Lable)، قیمت (Price)، نام (Brand) و شعار تبلیغاتی (Slogan) می باشد. نه تنها محصول بلکه کلیه عناصر فوق در انتخاب کالای شرکت از سوی بازار مؤثر هستند. تقریباً می توان در مورد کالاهایی که مصرف کننده نهایی آنها عموم مردم می باشند (نظیر شوینده ها) اهمیت عناصر آمیخته فوق را به ترتیب ذیل رتبه بندی کرد:
1-قیمت- محصول (در یک بازار خاصی، معمولاً بین این دو پارامتر، همبستگی شدیدی وجود دارد)
2-نام و شعار تجاری
3-بسته بندی
4-برچسب
گذشت زمان مظروفی بوده است که در آن افزایش تولید، تنوع مارک ها و اشباع بازارها را داشته ایم. ظهور تولید کنندگان متعدد بویژه در صنعت فوق الذکر موجب شده است که انتخاب مشتریان در خرید هر کالا بشدت افزایش یابد، به عبارت دیگر امروزه کسی مجبور به خرید نام و یا مارک خاصی نیست، نکته حائز اهمیت این است، که در طول زمان، امکان حفظ امتیازات تکنولوژی برای یک تولیدکننده میسرنیست عملاً نیر تولیات کالاهای مورد در بخش ویژه ای از یک بازار از نظر کیفیت محصول در دراز مدت به سمت یکدیگر سوق می یابند. این در حالی است که تولیدکننده محتاج به القاء برتری و حداقل القاء تفاوت کالای خود با کالاهای رقبا به مشتریان است تا توجه آنان را به کالایش جلب کرده و شرایط خرید کالا را از سوی مشتریان فراهم سازد.
در پی احساس ضرورت فوق، شرکتهای کشورمان تلاش می کنند که با تبلیغات گسترده از طریق رسانه های مختلف (بیل بوردهای شهری- تلویزیون- رادیو- روزنامه ها و مجلات و....) بتوانند نوعی امتیاز و یا تفاوت را بین کالای خود و رقبا ایجاد نمایند و با شناساندن خود به مشتریان شانس فروش کالای خود را در مقابل نمونه رقیب افزایش دهند. بواسطه محدودیت در ایجاد نوآوری های حتی و سپس حفظ آن، عدم شرکتها به سمت ایجاد تفاوتهای القایی سوق یافته اند که مستلزم ا ستفاده کارآمدتر از دیگر عناصر ترکیب کالا است. ولی بدلیل عدم توانایی در انتخاب ترکیب کالایی مناسب برای مصداق حرفه ای خود کارایی هزینه های تخصصی به امر تبلیغات و بازاریابی را در شرکتهایشان با افت کیفیت مواجه می کنند. در بین عناصر ترکیب کالایی مذکور، به طور بی سابقه ای گسترش یافته است و نیز راههای ارتباط میان شرکتها، مشتریان و محیطهای دیگر به گونه ای مؤثرتر و کارآمدتر طراحی می شود. توجه به مشتری همواره از معیارهای اصلی یک بازاریابی موفق بوده است اما تصورات در این باره که چگونه می توان یک جهت گیری کارآمد در ارتباط با مشتریان داشت به شدت تغییر کرده است و انتخاب بهترین مسیرها برای رسیدن به مشتری بسیار مهم تر شده است. اگر در دهه های هشتاد و نود اغلب سیستم های مدیریت مشتری با هدف جمع آوری حداکثر اطلاعات در باره مشتریان تدوین می شده تا در نهایت ا ز این اطلاعات در جهت عرضه مناسب کالا برای ای مشتریان استفاده شود، در عصر حاضر، اغلب تیم های مدیریت مشتری با هدف پی بردن به نیازهای فردی مشتریان شکل می گیرد و عرضه با توجه به نیازهای تک تک مشتریان انجام گیرد. در حالی که در دهه های هشتاد و نود نوعی عرضه استاندارد وجود داشت که بر اساس اطلاعات کلی در باره مشتریان صورت می گرفت. امروزه، مشتریان دیگر در قالب گروههای مقصد، طبقه بندی نمی شوند بلکه هدف اصلی در بازاریابی نوین آن است که بر اساس الگوی برنده- برنده نیازهای مشتریان به بهترین شکل ممکن تأمین شود.
جان هاگل سوم و آرتور بی آرمستراگ در این ارتباط به بازارهایی اشاره می کنند که در آنها، مشتریان سایر عوامل مؤثر در زمینه قیمت و حتی نوع کالاها را هم تعیین م یکنند. به دیگر سخن در بازاریابی نوین، مشتریان در صدر تمامی برنامه ها و استراتژی ها قرار دارند و نقش محوری ایفا می کنند. در این عرصه هیچ فرق نمی کند که کجا می توان یک مشتری بالقوه را یافت، در سوپرمارکت، در سفر، سرکار، در خانه یا در مقابل کامپیوتر؛ بلکه مهم آن است که همیشه و همه جا در اندیشه جذب تک تک مشتریان بود. همواره وظیفه اصلی بازاریابی آن است که همیشه خود را به صورت انعطاف پذیری با طرحها و الگوهای موجود سازگار کرده و ابزارهای مناسب را به منظور برآورده کردن نیازهای مشتریان در اختیار قرار دهد.
یکی از عمده ترین مشکلاتی که بازاریابی امروزی با آن روبرو است، تجزیه روزافزون آن است، از مدت ها پیش، بازاریابی کلاسیک با استفاده از روشها و ابزارهای نوین بازاریابی، تکمیل شده است. روشها نوین بازاریابی و مدیریت مشتری امکانات تازه ای را برای ابزارهای مدیریتی کلاسیک فراهم کرده است.
پیش قراولان دنیاهای نوین رسانه ای مانند مارشال مک لوهان از دهها سال پیش، شبکه ای شدن را به عنوان ویژگی اصلی روشها، مشکل ارتباطات و اقتصاد آینده می دانستند.
جهان بازاریابی نیز به شدت تحت تأثیر این ویژگی شبکه ای شدن قرار دارد. این مسأله از آنجا قابل درک است که مدیریت ارتباطات در روند بازاریابی همواره دارای اهمیت بیشتری می شود.
یکی از ویژگیهای مهم بازاریابی نوین آن است که در آن ارتباطات به صورت یک طرفه نیست و همه با هم در ارتباط متقابل هستند. این مسأله نه تنها چالشی بزرگ برای شرکتها محسوب می شود بلکه مدلهای بازاریابی یکپارچه است این امکان را فراهم می کند که علاوه بر بازارهای جمعی کلاسیک، بازارهای تازه ای نیز تشکیل شود که در آنجا عرضه کنندگان و خریداران با هم ارتباط مستقیم برقرار کرده و کالاهای مورد نیاز یکدیگر را تأمین کنند.
تغییراتی که بواسطه رسانه ها و تکنولوژی های جدید در روند بازاریابای صورت گرفته است هیچ گاه موجب نشده است که نقش اصلی بازاریابی دچار تحول محسوسی شود. هنوز هم مهمترین دل مشغولی صاحبان کارخانه ها و مدیران شرکتها آن است که محصولات خود را به گونه ای عرضه کنند که با حداقل هزینه و حداکثر سودآوری به فروش برود.
این معیارها مرزهای طبیعی هرگونه بازاریابی انعطاف پذیر و مبتنی بر فردگرایی را نیز به خوبی تعریف می کند. (هرمان- طولانی- 48)
1-4) اهداف تحقیق
1-5) قلمرو تحقیق
تحقیق حاضر به بررسی کلیه شرکتهای دولتی وخصوصی فعال درزمینه مواد شوینده وبهداشتی در تهران پرداخته است .
ازپرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده وجمع آوری پرسشنامه ها حدود دو ماه ( خرداد ، تیر ) به طول انجامیده است .
فرضیه ها وسؤالات تحقیق
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) ونحوه تعامل با مشتران نهایی همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 15 و 24 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم( ای ام سی) و یکیارچه کردن ابزارهای ارتباطی، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 14 ، 16 ، 17 و 19 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و انتخاب محتوای ییام در رسانه ها ،همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 18 ، 20 ، 22 و 23 طراحی شدند.
بین رشته تحصیلی مدیران بازاریابی و استفاده از استرتژی های نوین بازاریابی، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 4 ، 13 ،21 ، 25 ، 26 و 27 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و تولید محصولات، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 9 ، 10 ، 11 و 12 طراحی شدند.
پرسشنامه سؤال 2 مشتریان بالقوه
دومین گام از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه ، ارزیابی مشتریان احتمالی است. برای اینکه شرکتها می خواهند بهترین مشتریان و مشتریان بالقوه را داشته باشند، در گام دوم مشتریان و مشتریان احتمالی ارزیابی می شوند. بهترین راه برای ارزیابی مشتریان و مشتریان احتمالی این است که توجه بیشتری به جزئیات " درآمدهای جاری" داشته باشیم ، بدین معنی که بعد از آن شرکتها بتوانند تعیین کنند که برای ثابت نگه داشتن میزان رشد و یا هدایت مشتریان به سوی محصولات یا خدمات خاصی در پرفایل شرکت، به چه میزان سرمایه گذاری کنند. بعلاوه، هنگامی که شرکتها جزئیاتی مثل میزان درآمدزایی یک شخص یا گروه در آینده را بدانند، می توانند تصمیم بگیرند که به چه میزان تمایل دارند بر روی مشتریان احتمالی سرمایه گذاری کرده و آنها را به یک مشتری تبدیل کنند. (صمدی، عباسی ـ 437)
IMC تمام منابع ارتباطاتی که مشتری با محصول یا خدمات پیش از فروش دارد را شامل می شود. فرآیند IMC قبل از تولید محصول با مشتری شروع می شود و دوباره در تعیین و تعریف اشکال و متدهایی که از طریق آنها ارتباطات مؤثر شکل می گیرد به کار گرفته می شود.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-6)
پرسشنامه سؤال 3 مشتری
امروزه ، مبحث کیفیت و رضایت مشتری از محصولات تولیدی فراتر رفته و زمینه های خدماتی را نیز تحت پوشش قرار داده است. آموزش فرآیندی است که افراد طی آن، مهارت ها ، دانش و گرایش مناسب را جهت ایفای نقش خاصی می آموزند. (کتسون ، 1994 به نقل از رهنورد، عباسپور ـ 1383)
ارزش آفرینی (سود) سازمانها به رضایت مشتری یا گیرندگان خدمت وابسته است. رضایت مشتری نیز به کیفیت خدمات دریافتی کارکنان سازمان بستگی دارد. لذا قابلیت خدمات رسانی کارکنان در زنجیرة سود ـ خدمت نقش کلیدی دارد و این نتیجه به نوبت خود به کیفیت خدمات دریافتی از سازمان بستگی دارد. دسته ای از عوامل درونی یک سازمان بر رضایت مشتری مؤثر می باشد، این عوامل را عوامل هشت گانه « کیفیت خدمات داخلی» نامیده اند. با سنجش کیفیت این عوامل، مدیران قادرند تعیین نمایند برای رسیدن به رضایت مشتری چه فعالیتهایی در داخل سازمان باید بهبود یابد و به طور خلاصه کمیت و کیفیت خدمات داخلی به وظایف کارکنان یک سازمان بستگی دارد و خدمات داخلی با قابلیت خدمت رسانی کارکنان به مشتریان دارای رابطه ای از نوع همبستگی است و کیفیت خدمات داخلی در مقایسه با حقوق و دستمزد با رضایت کارکنان دارای همبستگی قویتری است. (اعرابی ـ اکرمی ـ 1382 ـ 274)
ارتباطات بازاریابی موفق ، نیازمند ایجاد ارتباط دوطرفه بین مشتریان و برندها است. (اصطلاح برند(Barand) یک برچسب مناسب برای توصیف تمام تلاشهای هماهنگ بازاریابی به شمار می رود که می تواند یک محصول، ارائه خدمات، یک خرده فروشی، یک شرکت رسانه ای یا حتّی یک شخص باشد.) (SHIMP-5)
یک ارتباط، عامل باثباتی بین برند و مشتریان آن است. ایجاد ارتباط دوطرفه با مشتری کلید فروش مدرن است و IMC یکی از کلیدهای ایجاد ارتباط با مشتری است. ارتباط دوطرفه میان مشتریان و برندها منجر به تکرار خرید و اعتماد به برند می شود. (همان ـ 13)
فروش واسطه ای یکی از اجزاء IMC است که برای مطلوب کردن ارتباطات فردی و تقابلات با مصرف کننده ها برای توسعه رابطه درازمدت سودآور با مشتریان تلاش می کند. مصرف کننده های راضی، وفادار می شوند و مصرف کننده های وفادار ، سودآورتر می شوند. فروش واسطه با استفاده از IT، ارتباطات بازاریابی را به توسعه ارتباطات با مشتری قادر می سازد منبع اطلاعاتی فروش واسطه ای ، حاوی ویژگیهای مصرف کننده، اطلاعات ارتباط و آنالیز می باشد که فروشنده را به دستیابی به گروههای هدف ویژه قادر کرده و آنها را از خریداران اولیه به مشتریان همیشگی تبدیل می کند. اثربخشی فروش واسطه ای بستگی به میزان رضایت مشتری و میزان وفاداری او دارد.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-138,139)
پرسشنامه سؤال 4 ارتباط طولانی مدت با مشتری
IMC فرآیند توسعه و انجام اشکال مختلف برنامه های ارتباطی اثرگذار با مشتریان در طول زمان می باشد. هدف IMC تحت تأثیر قرار دادن مستقیم رفتار مخاطب انتخابی است. IMC یک فرآیند تجاری استراتژیک است که برای برنامه ریزی، توسعه، اجرا و ارزیابی برنامه های ارتباطی مؤثر و قابل اندازه گیری و هماهنگ در طول زمان با مشتری ها و مصرف کننده ها و سایر افراد مورد هدف به کار می رود.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-7)
بسیاری نویسندگان معتقدند که استفاده از استراتژی Push ، منجر به رقابت های شدید قیمتی و انتقادهای همیشگی از قیمت ها می شود. اگر این استراتژی به صورت نادرستی استفاده شود می تواند منجر به تخریب آینده ی بازار یک محصول برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت شود. پیشبرد فروش حمایت واسطه ها را بدست می آورد و مصرف کننده آن را می خرد، امّا تبلیغات باعث ایجاد انصاف ،عدالت و تقدّم به صورت طولانی مدت می شود. با اختصاص بودجه ی تبلیغات شبکه ای به وسایل پیشبرد فروش، شرکت ها در سود کوتاه مدت موفق خواهند بود، امّا در ایجاد انصاف، تعهّد مشتری ، سهم فروش و ارتباطات طولانی مدت با مشتری ناموفق خواهند شد.
(KOTLER, ARMESTRONG-445)
پرسشنامه سؤال 5 مخاطبان آگاه
IMC یک اصطلاح انتخابی برای تمام فعالیت های ارتباطی است که در فروش یک محصول به کار می رود. هدف از ارتباطات بازاریابی، اضافه کردن ارزش محصول در نظر خریدار و مشتری است.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-20)
از جمله اجزای مختلف ترویج مختلط ـ اهمیت تحت تأثیر قرار دادن صداقت مصرف کننده از طریق ارتباطات بازاریابی و دیگر ـ اهمیت افزایش چهره عدالت و انصاف یک شرکت می باشد که بر روی افزایش محصول در نظر خریدار و مشتری تأثیر بسزایی دارد. (همان ـ 18)
کاتلر چهار نوع تغییر اجتماعی را مشخص می کند :
1- تغییر شناختی
2- تغییر کنشی
3- تغییر رفتاری
4- تغییر ارزشی
تغییر ارزش به معنای تلاش برای آگاه کردن گروه هدف از محصولات شرکت می باشد. (دهقان ـ 174)
از لحاظ قانونی ، شرکت ها باید از تبلیغات فریبنده یا غلط پرهیز کنند. نباید ادعاهای غلط داشته باشند و باید از تبلیغات بالقوه برای فریب بپرهیزند حتی اگر هیچ کسی فریب نخورد و باید سعی در ارائه اخبار درست و آگاه کنند در مورد محصول داشته باشند و اطمینانی که به مشتری در مورد کیفیت محصول ارائه می شود کاملاً صادقانه و متعهدانه باشد.
(KOTLER, ARMESTRONG, 446)
پرسشنامه سؤال 6 تولید محصول خاص برای گروه خاصی و تبلیغات آن
دو فاکتور اصلی که چهره ارتباطات فروش را تغییر می دهند عبارتند از :
1-شبکه انبوه دچار شکاف شده است و فروشندگان از شبکه انبوه دور شده و بیشتر در حال ایجاد برنامه های متمرکز در فروش هستند، که به ایجاد روابط نزدیک با مشتریان ویژه در فروشگاههای کوچکتر ، منجر می شود.
2-پیشرفت در تکنولوژی اطلاعات که امکان تهیه اطلاعاتی راجع به مشتریان در سطوح فردی و خانه داران را فراهم کرده است.
انتقال از فروش انبوه به فروش بخش بخش، تأثیر شگرفی بر ارتباطات فروش داشته است. انتقال به سمت فروش یک به یک ، نسل جدیدی از تلاشهای ارتباطی هدف دار و تخصصی را ایجاد کرده است.
(KOTLER,ARMESTRONG-428)
پرسشنامه سوال 7 تولید بر مبنای نیاز مشتری
مشتری ، نظر و سلیقه اش ، در واقع علت و هدف نهایی تولید است. این سلیقه بر اثر سالها کار و تجدیدنظر در تولید محصول بروز می کند و درعین حال بسیار شکننده است، زیرا خریدار کسی است که هم قدرت انتخاب و هم اختیار نخریدن دارد. تولید کننده باید کالای خود را به او بشناساند (تبلیغ) سلیقه او را را برانگیزاند (ترغیب) به او بیاوراند که کالای تولید شده مطابق نیاز و سلیقه اوست (اقناع) و سرانجام کاری می کند که جز کالای او، مشتری تولید رقبا را برنگزیند(ارضا). (حیدرزاده ـ 27)
پرسشنامه سؤال 11 و14 تعهّد سازمانی
تعهد سازمانی عبارت است از حالتی که کارگر سازمان به خصوصی هدفهایش را، معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند و فرد، سازمانی را معرف خود می داند.
(پی . رابینز ـ پارساییان ، اعرابی ـ 283)
تعهد عبارتست از احساس هویت و وابستگی فرد به سازمان. عوامل بی شماری موجب ایجاد تعهد و پایبندی در فرد می شوند. به نظر ریچارد استیرز تعهد و پایبندی را میتوان هم ناشی از عوامل شخصی مانند سن وسابقه خدمت در سازمان دانست و هم ناشی از ویژگیهای سازمانی مانند میزان آزادی کارکنان در تصمیم گیری و احساس امنیت شغلی. مدیران باید با مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی کارکنان را بیشتر کنند. (مورهد، گریفین ـ الوانی ، معمارزاده ـ 94)
یکی از فرآیندهای IMC بر طبق گفتة گونرینگ (Gonring) استخدام کارکنان تیمی است. کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند و در کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکز نهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی، عباسی ـ 1385)
سؤالات 12 و 23 پرسشنامه یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای
(Argyris)آرجریس به موضوعات یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای پرداخته است. در یادگیری تک حلقه ای می آموزیم که چگونه به متغیرهای حاکم پاسخ دهیم تا ثبات حاصل شود. در حالی که در یادگیری دو حلقه ای می آموزیم که چگونه متغیرهای حاکم را تغییر داده، وضعیت را متحول سازیم.
یادگیری تک مرحله ای فرآیند ساده ای است که طی آن از بازخورد اقدامات قبلی برای اصلاح اقدامات آتی استفاده می شود و می تواند در موقعیت های محدود مؤثر واقع گردد ولی مدیریت را در موقعیت رویارویی و تقابل گسترده ای قرارمی دهد. این در حالی است که در یادگیری دو مرحله ای، نه تنها از اقدامات قبلی جهت پاسخگویی به سؤالات در زمینه اقدامات آتی استفاده می شود بلکه فرضیاتی را که اساس آنها در آینده تصمیم گیری به عمل خواهد آمد نیز دربرمی گیرد. (ویتزل ، 1382 ، 349 به نقل از فرهنگی، شاه میرزایی، حسین زاده ـ 88)
آجریس (Argyris-1982) ، رفتارهای تطابقی و انعطاف پذیر که نه تنها منجر به فعالیت های متفاوت، بلکه منجر به روشهای متفاوت برای انتخاب فعالیتها می گردند را «یادگیری دو حلقه ای» می نامد.
اشبای (Ashbay-1959) اشاره می کند که در تیمهای با بازخورد دو حلقه ای ، حلقه اول بازخور با به کارگرفتن روشهای تصمیمات موجود نامنظمی های مربوط به " شدت" را کنترل می کند، در حالیکه دومین حلقه بازخور، نامنظمی های مربوط به " نوع " را با تعیین اینکه آیا لازمست روشهای کنترل در سطح عملیاتی دوباره تعریف شوند یا نه کنترل می نماید. (میرزایی اهرنجانی، سلطانی تیرانی ـ 146)
یادگیری دو حلقه ای زمانی ایجاد می شود که ما بتوانیم ارتباط و جذابیت استانداردها و هنجارها را که به مثابه راهنمای عمل هستند، مورد سؤال قرار دهیم. این استانداردها به منزله محدودیت هایی بر رفتار مورد توجه قرار می گیرند بنابراین یادگیری دو حلقه ای مبتنی بر فرآیندی است که محدودیتی در نظر گرفته شده برای فعالیتها را مورد سؤال قرار می دهد. (مورگان ـ مشبکی ـ 124)
پرسشنامه سؤال 13 مدیریت مشارکتی
مدیریت مشارکتی به این معناست که هر چه مشارکت کارکنان در تصمیم گیری افزایش یابد، کاری که انجام می دهند برایشان پرمعناتر می شود و چندین احساس در آنها تقویت می شود از جمله، احساس خودمختاری، مسئولیت، اطمینان ، حس کنترل و مالکیت. (راس، آلتمایر ـ خواجه پور ـ 89)
تصمیم گیری مشارکتی ، یعنی ایجاد تیم ها و کانالهای ارتباطی در سازمان با این هدف که علاوه بر مدیران رأس سازمان، کارکنان نیز در تصمیم گیری های مهم شرکت جویند. با وارد کردن کارکنان در جریان تصمیم گیری، اطلاعات بیشتری در دسترس آنها قرار می گیرد و احساس می کنند که نقش و نفوذ بیشتری در سازمان دارند و در نتیجه احساس ناهمخوانی و ناراحتی آنها کاسته می شود. علاوه بر این،وقتی راههایی وجود دارد تا کارکنان بتوانند بر نیازهای شغلی تأثیر بگذارند، کمتر دستخوش ناسازگاری نقش خواهند شد. دو نوع تصمیم گیری مشارکتی در سازمانها دیده می شد: 1- رسمی 2- غیررسمی. (همان ـ 171)
مدیریت مشارکتی از طریق درگیر کردن کارکنان و امتیاز دادن به کارکنان برای انجام وظایف سازمانی اعمال می شود. (مطالعات مدیریت ـ شماره 16 ـ 80)
کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند ودر کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکزنهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی ، عباسی ـ 439)
اتصال IMC به فرآیند مدیریت (مدیریت مشارکتی) یکی از گامهای فرآیند برنامه ریزی IMC به گفته گونرینگ (Gonring) است. مدیریت مشارکتی یک تلاش مدیریتی کاملاً منسجم به جهت رسیدن به اهداف شرکت ایجاد می کند. یک استراتژی منسجم باید منجر به ایجاد کارایی در هر یک از عملیات ارتباطی و همکاری برای موفقیت رسالت شرکت شود. (همان ـ 440)
پرسشنامه سؤال 15 محتوای پیام (تأثیرگذاری در مخاطب هدف)
گام پنجم از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه تهیه و ارائه پیام است. شرکتها امروزه باید متناوباً در مورد روشهای ارتباطی که مشتریان و مشتریان احتمالی ترجیح می دهند و به خواسته ها و ترجیحاتشان پاسخ داده می شود، تصمیم گیری کنند. بنابراین می توان ادعا کرد که این مشتریان در مورد چگونگی ارتباطات شرکت ها تصمیم می گیرند و نقش حیاتی در فرآیند IMC بازی می کنند.
شولتز و کیچن (2000) بیان کرده اند : « اگر پیام یا مشوق نتواند به مشتری یا مشتری احتمالی مورد نظر ارائه شود و آنها را تحت تأثیر قرار دهد، دیگر مهم نیست که محتوای پیام چه باشد.»
تعیین اهداف ارتباطی در استراتژی ارتباطات بازاریابی بسیار حائز اهمیت است به این معنا که « ارتباطات بر آنچه ما به دنبال آن هستیم تأثیر بگذارد». این تأثیرات هدف هستند که شامل 5 نوع تأثیر می باشد:
- اولین تأثیر ارتباطات نیاز طبقاتی است به معنای درک مخاطبان هدف که آنها به چه کار یا خدمتی نیاز دارند تا ارضا شوند.
- دومین تأثیر ارتباطات ، آگاهی از محصول است به معنای توانایی مخاطبان هدف در تشخیص یا فراخوانی یک کالا یا خدمت.
-سومین تأثیر ارتباطات، گرایش به محصول است که به معنای اطلاعات یا احساس بیان شده در طول ارتباطات بازاریابی است.
-چهارمین تأثیر ارتباطات ، تمایل به خرید محصول است که عبارت است از آموزش مخاطبان به خودشان در عکس العمل نسبت به کالا یا خدمتی که پیشنهاد شده است.
-پنجمین تأثیر ارتباطات، تسهیل در خرید است که استنباط مخاطبان هدف از برخی عواملی است که می تواند در تصمیم گیری آنها به خرید یا استفاده از کالا تأثیر بگذارد. (صمدی، عباسی ـ 1385 ـ 443)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
فهرست
عنوان صفحه
فصل اول
مقدمه.................................. 9
بیان مسئله............................. 10
اهمیت و ضرورت تحقیق................... 13
هدف تحقیق.............................. 14
سوال تحقیق............................. 14
فرضیه ................................. 14
تعیین متغیرها.......................... 14
متغیر وابسته........................... 14
متغیر مستقل............................ 14
متغیر کنترل............................ 14
تعریف مفهومی........................... 14
تعریف عملیاتی.......................... 16
فصل دوم(ادبیات تحقیق
مقدمه (واژه اضطراب چیست؟).............. 17
ریشه تاریخی اضطراب..................... 19
تعاریف عمده در باب اضطراب.............. 22
علائم اضطراب............................ 23
منشأاضطراب............................. 24
شیوه های بیان اضطراب در جوانان......... 25
تبینهای مبتنی بر عوامل فرهنگی- اجتماعی. 25
مهم ترین علل اضطراب در افراد بزرگسال... 27
نظریه های اضطراب....................... 28
انواع اختلالات اضطرابی................... 30
رابطه چیست؟............................ 32
انواع ارتباط........................... 33
ویژگیهای مهم ارتباط.................... 35
ارتباط با جنس مقابل.................... 37
مقدمه.................................. 37
اهمیت دوستی............................ 38
ارتباط پنهان با جنس مقابل.............. 40
ارتباطات پنهانی بین دختر و پسر ایرانی.. 40
دیدگاه های ارتباط پنهانی دخترو پسر..... 42
ارتباط با جنس مقابل از دیدگاه روان شناختی 43
رابطه اضطراب با جنسیت.................. 45
اضطراب، تشویش، و احساس نگرانی در ارتباط پنهان با جنس مقابل 45
پیشینه تحقیق........................... 48
فصل سوم:
جامعه.................................. 50
روش پژوهش.............................. 50
نمونه.................................. 50
ابزار نمونه گیری....................... 50
پایایی................................. 54
اعتبار................................. 53
شیوه نمره گذاری........................ 55
روش اجرا............................... 56
فصل چهارم
مقدمه ................................. 57
بخش اول: تجزیه و تحلیل توصیفی...........
توصیف گروه های مورد بررسی.............. 58
توصیف نمرات دخترانی که ارتباط پنهانی دارند 58
توصیف نمرات آزمون اضطراب زانک.......... 58
توصیف نمرات دخترانی که ارتباط پنهانی ندارند 59
توصیف نمرات آزمون اضطراب زانک.......... 59
شاخص هایی گرایش مرکزی و پراکندگی....... 60
بخش دوم: تجزیه و تحلیل استنباطی........ 61
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری....................... 65
محدودیت ها............................. 66
پیشنهادات.............................. 68
فهرست منابع............................ 69
ضمائم.................................. 71
چکیده:
هدف از انجام پژوهش حاضر این است که بررسی شود آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معناداری وجود دارد؟ یک فرضیه در این کارپیشنهاد شد: بین ارتباط پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معنادار وجود دارد نمونه گیری از روش نمونه گیری در دسترس از جامعه شهر تهران است. 2 گروه 30 نفره از دختران ( 25-18) سال یک گروه کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند و گروه دیگر کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی ندارند آزمون خودسنجی اضطراب زانگ ابزار اندازه گیری بود که در مورد 2 گروه بصورت جداگانه انجام شد. نتایج و نمرات بدست آمده از این آزمون مورد بررسی قرار گرفت. و فرضیه پیشنهادی تایید شد. با توجه به مقدار میانگین های محاسبه شده 2 گروه می توان گفت که میزان اضطراب در دخترانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند. نسبت به دخترانی که رابطه ی پنهانی ندارند، بطور معناداری بیشتر است.
فصل اول:
مقدمه:
واژه اضطراب در روان شناسی بالینی مقام خاصی دارد. و مکرر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا بدون تردید در اغلب ناهنجاری های روانی اضطراب نقش مهمی ایفا می کند. اضطراب یک احساس رنج آور است. با موقعیتی ضربه آمیز کنونی یا انتظار خبری که به شیء نامعینی وابسته است. مستلزم مفهوم تهدید یا ناامنی است که در افراد مختلف به گونه های متفاوت بیان می شود(پور رجب، 1385).
اضطراب بخشی از زندگی هر انسانی است و در حد اعتدال پاسخی سازش یافته تلقی می شود به گونه ای که می توان گفت: اگر اضطراب نبود همه ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم. اضطراب است که ما را به تلاش وا می دارد همه قدم هایی که انسان را به جلو می برد وهمه کشف های علمی، هنری و ادبی بر اساس اضطراب انجام می گیرد(کارلسون، 1378).
فقدان اضطراب ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه می کند. زیرا با وجود اضطراب است که برای معانیه ای کلی به پزشک مراجعه می کنیم. و در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی می کنیم و زندگی طولانی تر سازنده تر و بارورتری خواهیم داشت(پور رجب، 1385).
در واقع می توان گفت اضطراب به معنای واکنش یک فرد در یک موقعیت تهدید آمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است. اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد. نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است سازنده باشد. مانند دلهره امتحان و ...(آقا محمدرضا، 1387)
انسان به ویژه جوان به ارتباط اجتماعی نیازمند است، و ارتباط با دیگران پاسخ آن به نیاز درونی به شمار می آید. انتخاب همسالان می توانند نشان دهنده درایت و تحول در فرد باشد و زمینه رشد فکری و اجتماعی و علمی اش را فراهم آورد تمام انسان ها به دنبال یافتن کسانی هستند که با آنهااحساس خوشبختی کنند و از زندگی با آن ها لذت ببرند و در کنارشان منفعت بیشتری کسب کنند، در بین ارتباطات انسانی، نیاز به ارتباط با جنس مقابل هم در مقطعی از زندگی انسان مطرح می شود(احمدی، 1380).
منظور از رابطه پنهانی دختر و پسر، رابطه ی صمیمانه و گرم و پنهانی که احساسات و عواطف طرفین در این ارتباط، دخالت جدی دارد و نگاه آن دو به هم نگاه جنسیتی باشد، نه نگاه پاک انسانی و اغلب از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه، تلفن و ... ایجاد می گردد(احمدی، 1380).
هم چنین بر اساس قواعد کلی حاکم بر ارتباط میان فردی، نمی توان هر ارتباطی را دوستی دختر و پسر نامید، بلکه می توان گفت«دوستی دختر و پسر» یعنی ارتباطی که بین دو جنس مقابل وجود دارد و این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه قلبی ویژه وجود دارد و در این رو، ارتباط دو کودک یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم و شاگرد و مانند آن، که برای اهداف خاصی است. نمی تواند از مقوله دوستی دختر و پسر باشد .( وبلاگ دانشجویان ترکمن 1344)
اضطراب، تشویش و احساس نگرانی در دوستی های پنهانی موجود بین دختران و پسران از آن جا که مقاومتی قوی از طرف پدر و مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی ها وجود دارد، این گونه دوستی ها با مخاطرات گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است. وجود افکار دیگری، چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می گیرد یک تعارض درونی و مستمر را به دنبال دارد(دانشجویان ترکمن، 1386).
بیان مسئله:
عصر ما را عصر اضطراب نام گذاری کرده اند، در چنین عصری تظاهرات اضطراب بسیار فراوان و گسترده اند در گستره فعالیتهای بالینی هنگامی که تشخیص به منظور روان درمان گری یا به دلیل مسائل مربوط به قلمرو پزشکی داخلی که تنیدگی های زندگی آن ها را بوجود آورده اند صورت می گیرد تعیین دقیق نقش اضطراب به هر صورتی دقیق و قابل اعتماد از پیش ضرورت پیدا می کند . روان شناسان این مسله را مورد اهمیت قرار می دهند که اگر نیازهای روانی و جسمانی انسان برآورده نشود، موجب پیدایش اختلالات و بیماری های مرضی می شود از جمله این بیماری ها که دست و پاگیر افراد جامعه شده، مسئله اضطراب و پیامدهای منفی آن است.(بهرامی تتماج، 1386).
از جمله عواملی اضطراب زا رابطه پنهانی با جنس مقابل است. اطمینان خاطری که دختران و پسران در برقراری این دوستی ها به دنبال آن هستند، زیاد طول نمی کشد آنان می بینند که این اطمینان خاطر به قیمت از دست دادن بسیاری از اطمینان خاطرهای دیگر بدست آمده است . وجود اضطراب مستمر در درون این گونه افراد از جمله عواملی است که باعث ایجاد ناراحتی ها و صدمه های جدی می شود(بهرام تتماج، 1386).
این پژوش در نظر دارد علل اضطراب و چگونگی راه حل هایی برای جلوگیری از اضطراب در این روابط را بیان کند.
اهمیت و ضرورت تحقیق:
اکثر تحقیقات روان شناسی مانند سایر تحقیقات مستلزم اندازه گیری هایی است که در آزمایشگاه یا در شرایط مشابه صورت می گیرد جهت تبیین هر موضوع نخست لازم است اطلاعاتی وسیع پیرامون آن موضوع در دسترس باشد تا بتوان بهتر و دقیق تر و مستدل تر نسبت به نتایج و فرضیات مربوط به آن استنتاج نمود.
اریکسون سال های 24 تا 15 را سال های بحران در زندگی می داند . در این دوره فشارهای بسیاری به فرد وارد می شود و او را وادار می سازد تا به نحوی به مقابله بپردازد عوامل اضطراب زا در این دوره بسیار است و چگونگی کنار آمدن با اضطراب مسئله ای که باید آن را پیدا کرد به ویژه در ارتباط پنهانی با جنس مقابل، اضطرابی، وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد، چون پیامدهای بسیار بدی، بویژه در مورد دختران دارد. این روابط معمولا ناپایدارند و به جای آن اضطراب حاکم می گردد زیرا تعارض فکری و احساس از دست دادن ارزشمندی و شرافت خویش آسیبی است که دختران را تهدید می کند در دوستی های پنهانی هیچ گونه آرامشی وجود ندارد و تازه فرد را دچار نوعی اضطراب هم می کند. این تحقیق در صدد کسب دیدی و سیع نسبت به نقش رابطه پنهانی با جنس مقابل در برابر اضطراب است .شاید با این تحقیق بتوان نشان داد که سطح اضطراب در کدام گروه- کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند و کسانی که رابطه پنهانی ندارند- بیشتر است و شاید این تحقیق زمینه ای باشد برای تحقیقات بعدی.
هدف تحقیق:
هدف از این تحقیق این است که بررسی شود آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معناداری وجود دارد؟
سوال تحقیق: آیا بین اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل، رابطه معناداری وجود دارد؟
فرضیه: بین میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل رابطه معنادار وجود دارد.
تعیین متغیرها:
متغیر وابسته: میزان اضطراب
متغیر مستقل: ارتباط پنهانی با جنس مقابل
متغیر کنترل: دختران 25 تا 18 سال شهر تهران
تعریف مفهومی: فشار روانی یا اضطراب، اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی بصورت گوناگون بکار گرفته شده است. گاهی به معنای یک رویداد یا موقعیتی که تأثیر مضر را به ارگانیسم وارد و گاهی به معنی تنش روان شناختی ناشی از این رویدادها و موقعیتها و به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اجتماعی بوجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند، استرس شمرده می شود. استرس ممکن است بصورت محرک های فیزیکی به عفونت ها و واکنش های آلرژیک و نظایر آن باشد(پور افکاری، 1373).
رابطه – ارتباط: [1]1- بطور کلی رابطه بین دو یا چند رویداد و شیء و شخص . ماهیت رابطه ممکن است فرق بکند و معمولا یکی از موارد مورد نظر است. 2-رابطه بین 2 متغیر بگونه ای تغییر و در یکی از آن با تغییر دیگری همراه است. 3- پیوستگی بین 2 متغیر بطوری که درستی یا نادرستی یکی، تلویحاً درستی یا نادرستی دیگری را برساند.4- رابطه بین دو رویداد بطوری که یکی به عنوان پیش آیند دیگری عمل کند.(پور افکاری، 1373).
(رابطه اولیه)[2] در روابط بین فردی: پیوند بنیادی و پایه که به روابط هیجانی و احساس تعهد نسبت به دیگری مبتنی است. چنین روابطی معمولا گسترده تر و در برگیرنده انواع گوناگونی از نقش ها، رفتارها و موقعیت هاست.
معمولا ً محدود به اصول انعطاف پذیر تعامل نیست. و افراد دیگر همدیگر را به خوبی می شناسد روابط اولیه به گونه ای است که یکی از طرفین نمی تواند به آسانی کس دیگری را جانشین کند.(پور افکاری، 1373).
تعاریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی رابطه پنهانی: رابطه پنهانی با جنس مقابل، آن نوع رابطه ای است که صمیمانه ، گرم و عمدتاً پنهانی باشد که از طریق دیدارهای مخفیانه، تلفن و نامه... ایجاد می گردد و مدت آن بیش تر از 2 ماه باشد.
تعریف عملیاتی اضطراب: نمره ای است که فرد در آزمون اضطراب زانگ بدست می آورد.
دسته بندی نمرات افراد به شرح زیر است:
44-25 ← نرمال
59-45 ← اضطراب خفیف و متوسط
74-60← شدید و قابل توجه
75 و بیشتر ← خیلی شدید.
فصل دوم:
(ادبیات تحقیق) مقدمه: اضطراب چیست؟
همه انسانها اضطراب را در زندگی خود تجربه می کنند و طبیعی است که مردم هنگام مواجهه با موقعیت های تهدید کننده و تنش زا مضطرب شوند. معمولاً اضطراب فرد مربوط به آینده است خواه نگرانی های بلند مدت درباره شغل باشد و یا نگرانی های کوتاه مدت درباره یک ملاقات . شاید هنگام امتحان دادن از اینکه هیچ مطلبی به ذهن ما نمی سد بسیار عصبی شویم یا هنگام بازی بسکتبال از این که ضربه راحتی را از دست داده ایم جریحه دار شویم. با این که همه این تجربیات ناراحت کننده هستند اما هیچ یک عملکرد ناهنجار محسوب نمی شوند حتی احتمال دارد این گونه تجربیات، جنبه های مفید هم داشته باشد. اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح امری غیر عادی است.
اضطراب شامل احساس عدم اطمینان در ماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است(هالجین و یتبورن، 1385)
به طور کلی اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند و اغلب هم دلواپسی است که یک یا چند حس جسمی مانند احساس خالی شدن سر دل، تنگی قفسه سینه ، طپش قلب، تعریق هر درد و غیره همراه است.
بررسی ها نشان می دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادی هدفه و جوانان کم تر است و در زنان ، افراد کم درآمد و سالمندان بیشتر است (گلدبرگ، 1371).
گر چه عموما اصطلاحات و اضطراب به صورت مترادف به کار می روند اما روان شناسان در زمینه بالینی بین آن ها فرق می گذارند . ترس به پاسخ هشدار فطری و تقریباً زیستی به موقعیت خطرناک یا مهلک اشاره می کند افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی[3]هشدارهای کاذب احساسی می کنند در آن ها محرک ها یا موقعیت های بی ضرر، خطرناک پنداشته می شود(استریت و بارلو، 1994).
اضطراب هم عنصر شناختی دارد و هم عاطفی ، وقتی مضطرب هستید احساس می کنید که اتفاق وحشتناکی روی خواهد داد که قدرت تمیز دادن آن را ندارید مجدد روی نگرانی های درونی خود تمرکز می کنید و درباره احتمال خطر یا تهدید، گوش به زنگ یا بیش از حد مراقب می شوید( وتیبورن و هالیجین، 1385).
ریشه تاریخی اضطراب:
اغلب گفته می شود فروید نخستین بررسی روان شناسی اضطراب را انجام داده است. از نظر فروید اضطراب دارای سه بخش است: 1- خصلت نامطبوع 2- پدیده تخلیه یا بیرون ریز 3- ادراکی از این دو حالت (مهاجرانی، 1383).
به نظر او اضطراب نوعی احساس نگرانی است که انسان را برای مقابله با یک حادثه یا خطر تجهیز می نماید وی اضطراب را در سه نوع خلاصه می کند:
الف) اضطراب عینی: واکنشی است عاطفی که فرد در برخورد با خطر وجود یک پدیده یا حادثه واقعی از خود نشان می دهد مانند مشاهده ما در اتاق یا ترس از تاریکی. فروید این نوع ترس را عادی و تا حدودی آن را ضروری می داند(مهاجرانی، 1383)
ب) اضطراب نوروتیک: نگرانی و ترس انسان از این که مبادا تمایلات یا کنش های نهاد به ضمیر آگاه رسوخ نماید(مهاجرانی، 1383).
ج) اضطراب اخلاقی: که در واقع اضطراب اجتماعی است و آن عبارت است از نگرانی نسبت به تنبیه خود بوسیله فراخود . این حالت غالباً هنگامی اتفاق می افتد که فرد به دلیل کار یا عمل اشتباه یا فکری باطل که مورد قبول جامعه یا خانواده نبوده است، خود را سرزنش می کند(مهاجرانی، 1383)
اصطلاح اضطراب نخستین بار توسط یک پزشک انگلیسی به نام ویلیام کان ابداع شد از سال ها پیش دسته بندی اختلالات روانی و مجزا نمودن هر دسته از این اختلالات کاری بس دشوار بود. به همین علت می بایست وقت زیادی به روان پزشکی مدرن اختصاص داده می شد و سال ها وقتی صرف می گردید تا بتوان این علم را مورد قبول همگان قرار داد(آزاد، 1374)
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 32 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
فهرست
عنوان
فصل اول :
پیشگفتار
بیان مسئله
اهمیت مسئله
ضرورت و اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
سوالات
تعریف مبانی نظری
زن
فرهنگ
نقش
تعاریف عملیاتی
فصل دوم :
ادبیات تحقیق
پیشینه تحقیق
جایگاه زن در چهار گفتار
گفت نخست : نگرش به زن در شاهنامه
همسر فردوسی
فرانک
رودابه
تهمینه
گردآفرید
گفتار دوم : نگرش به زن بر اساس اوستا
حق گزینش همسر برای دختران
وضع اجتماعی زنان در بحرانهای مختلف
نقش زن در دوران مادها
نقش زن در دوران اشکانیان
نقش زن در دوران ساسانیان
قوانین زن در اوستا
گفتار سوم : نگرش به مسائل حقوقی زن با استناد به حقوق ایلام باستان
ایلام باستان
گفتار چهارم : نگرش به زن بر اساس متون کهن پارسی و شماری کتیبه
زن در متون کهن پهلوی
رقص دسته بند زنان
وره نوعی تعاونی سنتی کهن زنانه
وره ظیفه ای برای زنان
بزرگداشت زن
بررسی جایگاه زن به استناد لوحهای یافته شده در تخت جمشید
فرانک وار نواز
مادر سالاری
آیین های زمان فرانک
تثبیت قدرت زنانه در منطقه ی ایران فرهنگی همزمان با عصر کشاورزی
عصر کشاورزی
حجاب در ایران باستان ، پوشش زنان ایرانی
ارزشهای فرهنگی
تصویر زن در سنگ نگاره ها
لباس زن
فصل سوم : روش تحقیق (روش شناسی)
فصل چهارم : نتیجه گیری
فصل پنجم : منابع
موضوع پایان نامه : بررسی جایگاه زن در ایران باستان
پیشگفتار
زن یکی از آفریده های خداوندی می باشد.زنان نیمی از این جهان هستی را در برگرفته اند و مثل موجودات زنده از پیدایش این جهان هستی بوده و خواهند بود.زمانی که آدم خلق شد در کنار آن هم زن آفریده شد.
زنان در طول تاریخ نقش بسیار فراونی داشته اند و جایگاه والایی را برای خود اختصاص داده اند.مثلاً در ایران باستان حتی واژه زن معنای زیبایی را در بر می گرفت و یکی از القاب زن کدبانو است.یعنی همان روشنایی خدا.نیاکان ما برای زنان خود نامهای زیبایی را می گذاشتند و برای زن ارزشش فراوانی قائل بودند.از جمله پنج اسفند را جشن اسفندگان می گرفتند و این روز را روز زن می نهادند و در این روز برای زنان هدیه می آوردند.در این روز زنان در تخت شاهی می نشستند و کاری انجام نمی دادند.در ایران باستان زنان نقشهای فراوانی داشتند و آنها علاوه بر خانه داری در کارهای بیرون از منزل نیز فعالیت داشتند.مثلاً در کارگاههای خیاطی و سوزن دوزی حتی به عنوان مدیر فعالیت داشتند.
حق کار و فعالیت اجتماعی داشتند.زنان نه تنها حق فعالیت در بیرون از خانه بلکه حتی در انتخاب همسر هم آزاد بودند و خود برای خود همسر بر می گزیدند.در اوستا برای زن اهمیت و ارزش زیادی قائل بودند.مردمان باستان حتی در نمازهای خود زن پاک دامن را مورد ستایش قرار می دادند.در جای جای اوستا اگر از مردان به نیکی یاد می شد و صفات نیکی برای مردان می نهادند در کنار آن هم همان صفات را برای زنان می بردند.
در آن زمان های کهن برای زنان حق و حقوقی قائل بودند مثلاً در ایلام باستان زن حق ارث داشت یا در دوران هخامنشی زنان کار می کردند همانند مردان حقوق می گرفتند.و حتی زنانی که کار می کردند و باردار بودند به آنها مرخصی داده می شد و حقوق دوران مرخصی تعلق می گرفت.
در دوران باستان در دورانی که دین اسلام ظهور نکرده بود زنان ایران برای خود پوشش داشته اند که این امر در دوران ایلامیها نیز صدق می کرده است.نیاکان ما برای همه چیز این گیتی و جهان ارزش قائل می شدند.
از آب و زمین و خاک و حیوان و گیاه گرفته تا تن انسان.آنها برای تن انسان ارزش قائل می شدند و از جمله نشان دادن ارزش پوشیدن کفش و پوشاندن بدن انسان می باشد چه برای مرد و چه برای زن.
شواهد از زنان ایران باستان را می توان در سنگ نگاره های تخت جمشید و تاق سقبان مشاهده کرد که چه اندازه نیاکان ما برای زنان خود ارزش قائل می شدند و حجاب را یک نوع شرم و حیا می دانستند.
بیان مسئله- فرضیه موضوع
موضوع مورد تحقیق بررسی و نقش جایگاه زن در ایران باستان می باشد که زنان چه نقشها و جایگاهی داشتند و برای آن ها قائل می شدند و نظریاتی که در مورد زنان می باشند و هم چنین نقش وسائل ارتباط جمعی در نشان دادن نقش زنان در جامعه و خانواده.
اهمیت مسئله
زنان نیمی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند که در طول تاریخ تحت ظلم و ستم فراوان قرار گرفته اند.زن در عرصه های پهناور جهان پیوسته زن بوده است و در همه جای این جهان از آغاز پیدایش بر زمین فارغ از زمان و مکان و نژاد و رنگ و آیین ، بار مسئولیتی ویژه را بر دوش داشته است : زادن- پروردن و به بلوغ رساندن که این بخشی از حیات زن است.نقشی که زن در کنار یا جدای از وظیفه بار تولید نسل بشری در ساختار اجتماعی ، ساختار تاریخی ، زیر بنای فرهنگ و تمدن در دوران اجتماعی پیدایش باورها و اعتقادها و سرانجام در اعتلای بشر داشته اند.
خانواده که اولین و مهمترین نهاد اجتماعی می باشد.زن در آن به عنوان یکی از ارکان این نهاد اجتماعی نقش بسزایی را ایفا می کند و یکی از نقشهای کلیدی بر عهده ی زن می باشد.همان طور که گفته شد نیمی از جامعه جهانی را زنان تشکیل می دهند و بدون وجود زن زندگی مردان در کل جهان دچار اختلال می شود.
وقتی به نقش و جایگاه زنان در جامعه نگاه می کنیم ، زنان در ساختار جامعه یکی از اجزای این جامعه هستند که اگر با اجزای دیگر آن هماهنگ نباشند در کل اجتماع اختلال ایجاد می شود زنان کارکردهای سپاری در جامعه دارند.زن به عنوان مادر ، معلم ، پرستار ، یک استاد ، یک همسر مهربان و دلسوز و فداکار و... هنرمندی واقعی در تمامی عرصه های هنری زندگی است.حتی زنان بر اساس شرایط زندگی شان می توانند کارهای سنگین مردانه را انجام دهند.مثل مکانیکی ، رانندگی با ماشین های سنگین و...
پس اگر زنان بخواهند به آنها میدان دهند می توانند کارهای فراتر از مردان انجام دهند.زنان در تمامی عرصه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نقشهای بسزایی را ایفا می کنند چه در گذشته و چه در حال زنان همواره همراه مردان بودند و باعث موفقیت آنها شده اند و به قول معروف هر مردی به مقامی یا پیشرفتی می رسد پشت سر او یک زن بزرگ می باشد.
ضرورت و اهمیت تحقیق
همانطور که قبلاً گفته شد زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند.در ساختارهای اجتماعی نقش بسزایی دارند.کارکردهای فراوان در جامعه دارند.ارزش بسیای از لحاظ مادی و معنوی دارا هستند اما متاسفانه نقش آنها در جامعه نادیده گرفته شده و یک سری مسائل بر آنها تحمیل شده است.زنان باید از نقش و جایگاه خود آگاهی داشته باشند.آنها باید همراه با رشد جامعه رشد کنند و مخصوصاً این که زنان امروزی کشور ما بدانند که بودند و در گذشته های دور نیز نیاکان ما به زنها چه احترامات خاصی قائل بودند حتی دورانهای دوری که در هیچ کجای دنیا نه تمدنی وجود داشت و نه این که به زنها احترامی قائل بودند.
اهداف تحقیق
شناخت و بررسی جایگاه و نقش زن در ایران باستان ، ایرانیان باستان چه دیدگاه و نگرشی به زن داشته اند و چه ارزشهایی برای زن ها قائل بودند ؟ شناخت و بررسی نقشهایی که زنان در جامعه ی باستان ایفا می کردند چه اجتماعی و چه فرهنگی و چه....
بررسی نقش زن در ایران باستان بعد از پیدایش کشاورزی؟
بررسی وسایل ارتباطی در آگاهی دادن جامعه در رابطه با نقش و جایگاه زنان.
سوالات
در ایران باستان چه دیدگاهی در مورد زنان داشته اند ؟
آیا برای زن ارزشی قائل می شدند؟
در ایران باستان زنان چه نقش یا نقشهایی را ایفا می کردند؟
ایرانیان کهن به مسئله پوشش زنان چگونه می نگریستند؟
مبانی نظری
زن
در فرهنگ ایرانی زن همان نام را دارد که در دوران کهن مادر سالاری داشته که دارندگی خانه به او باز می گردد.
از آنجا که مرد از ریشه «مرت» است که مردن و درگذشتن را می رساند ، کسی که در می گذرد و در گونه ی مردم زن و مرد ، هر دو را می رساند.پاژ نام زن به نشانه ی دارنده خانه اگر چه هنوز در ایران برای زنان به کار می رود اما در ازنای چند هزار سال زن در فرهنگ ایرانی نام های دیگر نیز به خود گرفته است که شایسته ی نگرش است.
زن در اوستا افزون بر «جنیکا» (از همان ریشه ی جن و ژن و کن) با پاژ نام «نائیریکا» نیز خوانده شده است.«نئیری» در اوستا ، دلیر و جنگاور و پهوان است و به مردان پهلوان گفته می شده و همین واژه به گونه ی مادینه برای زنان دلیر و نام آور نیز بکار رفته است.
«نائیریکا» این واژه در زبان پهلوی به گونه ی «نائیریک» بکار رفته ، در یادگار بزرگمهر نوشته وزیر دانشمند زمان انوشیروان ، از نائیریک یا همسر نیک به بزرگی یاد شده است و با همین آوا هنوز در زبان ارمنی برای همسر و زن کاربرد دارد.پاژنام دیگری که زن ایرانی از دوران اوستایی تا کنون بر خود دارد «بانو» است که در اوستا فروغ و روشنایی است و در همین فرهنگ بانوی خانه یا زن این واژه در پهلوی بگونه ی «بانوک» و در فارسی «بانو» به همان گونه کاربرد دارد ، تا آنجا که در فارسی پاژنام همگانی زنان «کدبانو» است که در آن «کد» خانه است و بانو همان روشنایی است.افزون بر این ها مردان زنان خود را همدوش (= همکار و در همه ی کارهای زندگی) یا همسر (= کسی که با مرد در همه کار و همه جا برابر است و سرا و با سر مرد یکسان است) می خوانند (فریدون جنیدی 1384 ص44).
در اندرز گواه گیران با پیوند زناشویی در ایران باستان نخست از دختری پرسند که آیا می پذیرد که مرد نامزد خود را به همسری و همتنی و همروانی او در آورد؟ و پس از دختر همین پرسش از مرد می شود.
چون به نام زن پرداختیم می بایست که به واژه ی دختر نیز بپردازیم.دختر در زبان سانسکریت «دهی تَرَ» خوانده می شود که «دوشیزه ی شیر» بوده است.این پاژ نام از هنگام دامپروری و نگه داری آریاییها است که کار دوشیدن شیر و برآوردن فرآورده های آن بر دوش دختران و زنان بوده.این واژه در اوستا «دونخدَر» در زبان پهلوی «دوخت» و «دوختر» و در فارسی «دخت» و «دختر» است.چنان که در انگلیسی «doughter» خوانده می شود.(فریدون جنیدی 1384 ص 44).
اما ایرانیان با آنکه پاژنام دختر یا یادگار دوران کهن را در زبان خویش نگاه داشتند در درازنای زمان دو پاژنام دیگر بدو داده اند.نخست کنیزک یا زن کوچولو که کهن تر از پاژ نام دختر است.دو دیگر یا دوشیزه به معنای دوست داشتنی کوچولو نیز از همین واژه است.
«دوشَست» پهلوی برابر با معشوق به زبان تازی و «دوشام» پهلوی یا عشق و نیز «دوست» پهلوی و فارسی و بر این بینیاد «دوست» پاژنام دختر است و در زبانهای باستانی برای مردان ، کاربرد نداشته است.افزون بر این در فرهنگ ایرانی انبوه نامهای زیبای گلها و بوی گلها و زیبایی گل ، درخت ، جان و جهان را که بر دختران می نهند با هیچ فرهنگ و زبان کشور دیگر نمی توان برابر کرد و این به نشانه ی آزرمی[1] است.(همان ص 45).
فرهنگ
فرهنگ (فَ هَ) مرکب از فر که پیشاوند است و هنگ از ریشه ی ثنگ[2] اوستایی- به معنی کشیدن و فرهیختن می باشد که فرهنگ بر دو مطابق است.با ریشه ی ادوکا[3] و ادوار [4] در لایتنی که به معنی تعلیم و تربیت است.
فرهنگ Far – hang (= فرهنج ، Farhang) 1- ادب (نفس) تربیت.2- دانش و علم و معرفت.3- مجموعه آداب و رسوم : «و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی .....» (معین ، 1360 ص 2538).
به بیان «سمنر» جامعه شناس آمریکایی ، فرهنگ مجموعه آداب و رسوم و سنت ها و نهادهای اجتماعی است.(منوچهر محسنی 1379 ص 85).
نقش
نقش اجتماعی در حقیقت مجموعه «انتظاراتی» است که به یک پایگاه اجتماعی خاص ضمیمه است ، نقش رفتاری است که دیگران از فرد انتظار دارند چرا که ما ایفای وظایف خاص را به عهده داریم و یا آنکه پایگاه مشخصی را اشغال کرده ایم.بنابراین نقش مفهومی هنجاری و مبتنی بر آن چیزهایی است که از فرد انتظار می رود.(همان ص 221).
تعریف عملیاتی
فرهنگ مادی
غیر مادی
نقش اقتصادی
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی
پیشینه تحقیق
یکی از منابع پر باری که بصورت علمی و تخصصی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب زنان (فصلنامه شورای فرهنگی ، اجتماعی زنان) می باشد.این فصلنامه پژوهش خود را از سال 1378 آغاز نموده و صاحب امتیاز آن شورای فرهنگی اجتماعی زنان است) کتاب زنان مجموعه مقالاتی است که با همکاری مشاوران و محققان علمی زن را در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و حقوقی مورد بررسی قرار داده است.
دومین منبع پر باری که به صورت علمی و تاریخی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب «شناخت و هویت زن ایرانی در گستره ی پیش تاریخ و تاریخ» می باشد که در این کتاب به هویت زن ایرانی پرداخته است.در این مجموعه که توسط انتشارات روشنگران به چاپ رسیده زن را از دوره های اولیه زندگی بشر و شکل گیری و تکامل جسمی و ورحی اش در دوره های بابلی ، آشوری ، ایلامی و ایرانی پرداخته و حقوق زن و نقش آن را بیان کرده است.
میزگرد حقوق انسانی زن به میزبانی انجمن مطالعات ایرانی زنان با سخترانی آیت الله موسوی بجنوردی مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی ، دکتر رزا قراچورلو عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا ، شهلا معظمی استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران و زهرا داور حقوقدان و رئیس کار گروه انجمن تشکیل شد.
موسوی بجنوردی در میزگرد حقوقی انسانی زن گفت :
هیچ وقت نمی توان جنسیت را ملاک فضیلت دانست.کسانی که زن یا مرد را برتر می دانند در اشتباهند زیرا ملاک فضیلت در انسان اعم از زن و مرد چیزی است که موجب تکامل می شود مانند : علم ، تقوا و مبارزه با نفس.
وی درباره جایگاه زن تاکید کرد : زن و مرد بودن هیچ ارتباطی به نفس ناطقه عقلانیت ندارد و مربوط به خواص بدن و بعد حیوانی انسانی است.زن و مرد هر دو انسان هستند و در بعد انسانیت هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست.
در ادامه شهلا معظمی با بررسی تاریخ باستان ایران اظهار داشت : انسان های باستان جز پیشرفته ترین مردم بودند و اثری از تبعیض نژادی ، جنسی و قومی در بین آنها نبوده.این حقوقدان بیان کرد ، با ازدیاد جمعیت و پیشرفت کشاورزی و گله داری انسان از زندگی در طبیعت آزاد دست کشیده و حوالی مزارع ساکن شد.کشاورزان اعم از زنان و مردان با یکدیگر همکاری می کردند تا برای گذران زندگی نیروی کافی به دست آورند.
خانواده هسته مرکزی تشکیلات اجتماعی بود و بعد از آن عشیره و قبیله مطرح شد.با تشکیل اولین حکومت جامعه طبقاتی شکل گرفت و از قدرت و نیرو و اقتصاد کشاورزان کاسته شد.
اکنون به جایگاه زن در 4 گفتار می پردازیم :
1- نگرش به زن در شاهنامه
2- نگرش به زن بر اساس اوستا ، متون کهن و برخی کتیبه ها در دورانهای مختلف
3- نگرش به مسائل حقوق زن بر اساس اسناد حقوقی ایلام باستان در ایران
4- نگرش به زن بر اساس آثار باستانی
بی گمان دوشادوش هر مردی و در پس زندگی هر پل و سربلندی ، زنی پر توان ایستاده و هموار کننده راه های زندگی اوست.در این سخن برای بررسی جایگاه زن در شاهنامه بهتر از پیش از هر کسی از همسر فردوسی یاد کنیم.از یار مهربان و یگانه ی او که در گردآوری کتاب تاریخ و فرهنگ ایران زمین ، نخست یار فردوسی بوده و همراه او برای انجام این مهم شتافته است.
جایگاه زن در چهار گفتار
گفتار نخست : نگرش به زن در شاهنامه
همسر فردوسی : نمونه ی کامل یک زن خردمند و با دانش بسیار است که همه ی ابعاد شخصیت او برجسته و نیکوست.او زنی آگاه ، آگاه به نیازهای همسر خود ، آگاه به نیاز ایران زمین در شناختن تاریخ کشورش برای دوباره شکفتن ، آگاه به تاریخ فرهنگ ایران ، آگاه به هنر موسیقی و نواختن چنگ ، آگاه به خط و زبانهای باستانی و آگاه از همه ی آنچه که خردی جاودانه به او بخشیده بود.او شب هنگام که اندیشه ی سرودن تاریخ ایران و سختی آن جسم و جان فردوسی بزرگ را بیدار نگه می داشت به دلداری و یاری او شتافت و جسم و جان و روانش را برای سرودن شاهنامه نثار ایرانیان کرد.او خردمندانه داستانها و تاریخ ایران را از دخترها و نوشته های کهن که به زبان فارسی میانه (پهلوی) بود به فارسی بر می گرداند و فردوسی به شعر می سرود.
در این سخن کوتاه نمی توان از همه ی شایسته زنان بزرگ ایران زمین یاد کرد.چندین تن از زنان را که نماینده ی دیگر زنان و سرآمد در طبقه و قشر خود هستند یاد می کنیم.
زنان در شاهنامه با صفاتی چون نوبهار ، ماه رو ، پوشیده رو ، پاکیزه ، خردمند ، افسر بانوان جهان ، مهربان ، خوب چهره ، نیکی شناس ، هنرمند ، شیر زن ، بهشت آراسته ، پارسا و .... آورده شده اند.
فرانک
فرانک همسر آبتین مادر فریدون (نیامی بزرگ آریاییهای جهان) و مادر همه ایرانیان است.دوره های فرانک در شاهنامه دوره ی مادر سالاری و زن سالاری است.دوره ای که در ایران زنان اداره ی همه امور را عهده دار بودند.
دوره ی فرانک دوره ای است که اندیشه و تدبیر زنان ایرانی ، جوانان را از کشته شدن به دست بیگانگان (ضحاک) رها ساخت و سرانجام به یاری این مادران ، رهبرای ایران به فرزندان ایران رسید.دوره ی فرانک دوره ی رفاه و آرامش و خوشی برای ایرانیان بود.در تاریخ ایران این یکی از دورانهایی است که نام یک زن شناخته شده است.(ژول حل ، چاپ سکو).
رودابه
دختر سهراب کابلی همسر زال و مادر رستم بود ، رودابه نخستین زنی است که زایمان او نه به شکل طبیعی بلکه به صورت رستمزاد یا رستمینه بوده است که امروز ناآگاهان از تاریخ این نوع زایمان را سزارین می گویند.در حالی که سزار دوم قرنها پس از رستم دیده به جهان گشود.هنر رودابه در گزینش همسر و پرورش فرزند است.همسری چون زال و فرزندی چون رستم.
تهمینه دختر شاه سمنگان ، همسر رستم ، مادر سهراب
تهمینه نیز از زنان شایسته ای که زندگی او در خور نگرش است تهمینه نیز به رسم دختران ایران خود از رستم خواهان پیوند شد و رستم نیز که تهمینه را در همه چیز سرآمد و شایسته دیدار او را به همسری خود پذیرفت و نتیجه و ثمره ی آن جوان ناکام ایران سهراب دلاور بود.
تهمینه دختری با خرد و جسور و زنی کاردان بود.او به تنهایی در شهر بیگانه فرزندش سهراب را بزرگ کرد و پرورش داد.او که تنها در هنگام پیوند و اروسی (2) با همسر خود دیدار داشت همیشه دور از رستم زیست و برای سهراب پدر نیز بود.وفاداری و بزرگمنشی او ستودنی است.تهمینه با آینده نگری تمام هنگام سفر به ایران ، برادرش را همراه سهراب که تا رستم را به او بشناساند اما دریغ که سپر زمانی پدرش را شناخت که زخم از پدر خورده بود و مادر را در اندوهی جاودان نگاه داشت.تهمینه نمونه ی زنی بردبار و شکیباست که در همه ی عمر خود در هجران و دوری زیست و هیچ گاه عنان صبر از کف نداد.
گردآفرید
دوشیزه ی جنگاور و دلیری از خاک ایران است و همانگونه که نامش گویاست گرد و پهلوان و جنگاور بود.دختری جوان و زیبا ، چاره گر و چیره دست که تیر و کمان در دستانش به زیبایی می رقصید گردآفرید دوشیزه ی دلاور ایرانی دژ سپید را از دست دشمن نجات و مردمان دژ را از بیراه فراری داد.او که از شکست مردمان ایرانی در جنگ با سهراب خونش به جوش و غیرتش به خروش آمده بود زره بر تن ، کلاه بر سر ، سوار بر اسب و کمان را به زه کرد و به نبرد با سهراب شتافت و آنگاه توان مبارزه با سهراب را در خود ندید ، چاره ای زنانه اندیشید ، کلاه خود را از سر برداشت.سیاه گیسوانش را آشکار ساخت تا سهراب گرفتار ؟ کلاله ی او شود و همین نیز شد و سهراب از نبرد با او کناره گرفت و آیین جنگ را نیکو به جا آورد و ضعیفتر از خود را هلاک نساخت.
گفتار دوم : نگرش به زن بر اساس اوستا و متون کهن پارسی و شماری کتیبه
در اوستا آمده است : «... هر مرد و زن نیک و بد را شخصاً بر گزینند».(گات ها ، هات 30 ، بند 3) و یا «فروهرهای مردان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم ، فروهرهای زنان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم...» (فروردین شیت ، کرده ی 31 ، بند 143).
در این بند صنعتی را که مرد قائل شده و آن را ستایش می کند ، همان را برای زن نهاده و آن را مورد ستایش قرار می دهد.اما بالاترین بزرگداشت برای زن همانا در بند 107 از کرده ی 23 فروردین شیت آمده است که «اشی» یا پاکی و راستی خدایی را به دختری همانند می کند (کسی که در خان و جانشین ، اشی نیک زیبای درخشان به در آید.در کالبد دختر زیبای بسیار نیرومند ، خوش اندام ، کمر بند بسته ، راست بالا ، مجلل ، آزاده نژاد ، کسی که مغلوب نشدی در رزم با بازوان خویش بهتر گشایش جوید و...» و ستایش زنان در نماز شب (3) ایرانی «کدبانوی خانه که اشو (پاک راست) و سردار اشویی شد می ستاییم ، زن پارسایی را می ستاییم بسیار نیک اندیش ، نیک گفتار ، نیک کردار.... شد».
حق گزینش همسر برای دختران
درگات ها ، هات 53 بند 3 سخنی از سوی زرتشت به جوانترین دختر او آمده است که همواره در آیین های گواه گیران برای دختران خوانده می شود.
با این مفهوم ، دختری می باید همسر آینده را با بررسی خرد خود برگزیند و نیز در کتاب ماتیکان هزار داتسیتان که یک متن دارستانس (حقوقی) با زمانده از دوران ساسانی است ، آمده : «حتی زنی از گروه اشراف نیا به خواست و انتخاب خود می تواند همسر مردی اسیر از کشور دیگری شود.در شاهنامه نیز خوانده ایم که هرگاه سخن از پیوند است.دختران خود همسران خود را بر می گزینند و خود گام می نهند و این شایسته ی دختر ایرانی است که خود با خودش همسر گزیند.
وضع اجتماعی و حقوق زنان در دورانهای مختلف
به عقیده دکتر گرشمین ، در آغاز هزاره ی اول پیش از میلاد ، دو واقعه ی مهم و غیر مرتبط روی داد که در حیات اجتماعی ملل آسیای غربی تاثیر فراوانی داشت.اول مهاجرت اقوام هند و اروپایی به هند و اروپا است و دیگر کشف و استعمال آهن کوهستان های شمالی و شرقی آسیای میانه که شمال و شرق و مغرب را در بر می گیرد.آریایی های ایران به طوایف و قبایل متعددی تقسیم می شدند که مهم ترین آنها مادها در غرب و پارتی ها در جنوب بودند.
پارتها در خاور ایران نیز از نژاد آریایی ها بودند.قوم ماد روابط نزدیکی با تمدن پیشرفته بین النهرین داشت و فرهنگ و تمدن آنها تا جنوب روسیه و ترکمنستان می رسید.
نقش زن در دوران مادها
پس از استقرار سلسله ی ماد در مغرب ایران اندک اندک رژیم مادر شاهی جای خود را به رژیم پدر شاهی داد.بنابراین فعالیت کشاورزی با زنان بود و مردان برای زنان اهمیت ویژه ای قائل بودند.در دوران مادها زن به ریاست قبیله و نیز قضاوت می رسید ، هنوز بقایایی از سیستم مادر شاهی وجود داشت.طبق تحقیقات انجام شده زن مادی با اختلاف اندکی شبیه پوشاک مردان بوده است و حجاب نداشتند.
اشکانیان
در زمان اشکانیان گرچه زن ایرانی تا حدی موقعیتش تحکیم شد ولی به هر حال حکومت سلوکی ها و تاثیرات ناشی از آن و نفوذ هلینیسم اثر خود را گذاشت.از طرفی در دوران پارت ها یا اشکانیان به علت گستردگی قلمرو پارت ها طوایف و اقوام و ملل گوناگون در امپراتوری وسیع اشکانیان می زیستند که هریک آداب و رسوم و سنن مخصوص به خود داشتند و طبیعتاً دگرگونی در وضعیت زن و خانواده ایرانی اثر بخش بود.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6764 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 132 |
فهرست عناوین
عنوان صفحه
چکیده .............................................................................................. 1
فصل اول : کلیات طرح
1-1- مقدمه ....................................................................................... 3
1-1-1- کلیات و تعاریف ....................................................................... 3
1-1-2- بیان ضرورت و انگیزه انتخاب موضوع .......................................... 6
1-1-3- سوالات تحقیق .......................................................................... 7
1-1-4- اهداف تحقیق ........................................................................... 8
1-1-5- مشکلات تحقیق ........................................................................ 8
فصل دوم : مطالعات نظری
2-1- پیشینه تحقیق .............................................................................. 11
2-1-1- بررسی تغییر اقلیم در سطوح جهانی و منطقه ای ............................... 12
2-1-2- بررسی تغییر اقلیم در ایران ......................................................... 14
2-2- مبانی نظری تحقیق ...................................................................... 17
2-3- تغییر اقلیم ................................................................................. 19
2-3-1- علل تغییرات اقلیم .................................................................... 21
2-3-2- تغییرات کنونی اقلیم .................................................................. 24
2-3-3- عوامل مشخص کننده تغییرات اقلیمی ............................................. 26
2-3-3-1- دما ................................................................................... 26
2-3-3-2- بارش ................................................................................ 28
2-3-3-3- تغییرات در پدیده های اقلیمی .................................................... 29
2-3-3-4- ترکیبات جو و ارتباط آن با تغییر اقلیم ......................................... 31
2-3-3-5- باد .................................................................................... 35
2-3-3-6- یخبندان .............................................................................. 36
2-3-3-7- تابش ............................................................................... 36
فصل سوم : جغرافیای منطقه
3-1- موقعیت و وسعت ........................................................................ 39
3-2- توپوگرافی ................................................................................. 40
3-2-1- ناهمواری های شمالی ................................................................ 42
3-2-2- ناهمواریهای مرکزی ................................................................. 43
3-2-3- ناهمواریهای جنوبی .................................................................. 44
3-3-ریخت شناسی .............................................................................. 44
3-4- پوشش گیاهی.............................................................................. 46
3-5- اقلیم ........................................................................................ 46
3-5-1- عوامل موثر در اقلیم استان خراسان رضوی ..................................... 48
3-5-1-1- عوامل محلی ....................................................................... 48
3-5-1-2- عوامل منطقه ای .................................................................. 50
3-6- جریانهای آب و هوایی استان خراسان رضوی ...................................... 51
3-6-1- کم فشار مدیترانه ای .................................................................. 52
3-6-2- جریانهای شمال و شمال غربی ..................................................... 53
3-6-3- جریانهای هوایی بیابانی ............................................................. 53
3-7- بارش ...................................................................................... 54
3-7-1- رابطه بارندگی با ارتفاع ، طول و عرض جغرافیایی .......................... 58
3-8- دما .......................................................................................... 58
فصل چهارم : روش کار و تجزیه و تحلیل
4-1- روش کار ................................................................................. 64
4-1-1- جمع آوری داده ها .................................................................... 64
4-1-2- آزمون همگنی ......................................................................... 65
4-1-3- آزمون بازسازی داده ها .............................................................. 66
4-1-4- آزمونهای آماری و بررسی سریهای زمانی ....................................... 67
4-1-4-1- آزمون رتبه ای من کندال ( mann - kendall ) ............................ 68
4-1-4-2- تصادفی و غیر تصادفی بودن داده ها ( آماره t ) ............................. 69
4-1-5- آزمون نوع و زمان تغییر ........................................................... 70
4-1-6- مراحل انجام آزمون من کندال ...................................................... 70
4-2- شرح و تفسیر تعیین آماره t کندال .................................................... 73
4-2-1- متوسط حداقل دما ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................... 73
4-2-2- متوسط حداکثر دما ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................. 74
4-2-3- بارش ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................................. 75
4-3- ترسیم نموداری u و u' از آزمون من - کندال ....................................... 81
4-3-1- خلاصه نتایج آزمون من - کندال .................................................. 111
4-3-2- نوع تغییر و زمان تغییر ............................................................ 116
4-3-2-1تغییرات سریهای زمانی حداکثروحداقل درجه حرارت و بارندگی (سالانه و فصلی) 116
4-3-2-2- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت و بارندگی ( ماهانه ) 117
4-3-3- تعیین میزان و سطح معنی داری تغییرات ....................................... 118
4-3-3-1- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت ( سالیانه و فصلی ) 124
4-3-3-2- تغییرات سریهای زمانی بارش ( سالیانه و فصلی ) ......................... 125
4-3-3-3- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت ( ماهانه ) ...... 125
4-3-3-4- تغییرات سریهای زمانی بارش ( ماهانه ) .................................... 127
فصل پنجم : نتایج و پیشنهادات
5-1- خلاصه بحث و نتایج ................................................................... 130
5-2- پیشنهادات ................................................................................ 134
فهرست منابع و ماخذ .......................................................................... 137
چکیده انگلیسی
فهرست جداول
2-1 جدول تغییرات گازهای گلخانه ای بعد از سال 1750 ............................. 25
4-1 جدول مشخصات ایستگاهها............................................................. 64
4-2 جدول مراحل انجام آزمون من - کندال ............................................... 72
4-3 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندل ( میانگین حداقل درجه حرارت فصلی و سالیانه ایستگاهها ) 76
4-4 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداقل درجه حرارت ماهیانه ایستگاهها ) 77
4-5 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداکثر درجه حرارت فصلی و سالیانه ایستگاهها ) 78
4-6 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداکثر درجه حرارت ماهانه ایستگاهها ) 78
4-7 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( مجموع بارش فصلی و سالیانه
ایستگاهها ) ....................................................................................... 79
4-8 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( مجموع بارش ماهانه ایستگاهها ) 80
4-9 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( سریهای سالیانه سالیانه و فصلی حداقل و حداکثر درجه حرارت و بارندگی ) ..................................................................................................... 112
4-10 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( متوسط درجه حرارت حداقل ، ماهانه ) 113
4-11 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( متوسط درجه حرارت حداکثر ، ماهانه ) 114
4-12 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( بارش ماهانه ) ....................... 115
4-13 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات دما ( متوسط حداکثر و متوسط حداقل ) و بارش
( سریهای سالانه و فصلی ) ................................................................... 120
4-14 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات دما ( متوسط حداکثر و متوسط حداقل ( سریهای ماهانه ) 122
4-15 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات بارش ( سریهای ماهانه ) .......... 123
فهرست شکلها
1-1 شکل نمودار نرخ افزایش تمرکز دی اکسید کربن در جو بر اساس اندازه گیری ایستگاه مانالوا 5
3-1 شکل نقشه سیاسی استان خراسان رضوی ............................................ 40
3-2 شکل نقشه توپوگرافی استان خراسان رضوی ....................................... 42
3-3 شکل نقشه تقسیمات آب و هوایی و انواع توده هوا در استان خراسان رضوی . 47
3-4 شکل نقشه نقاط هم باران در استان خراسان رضوی ................................ 57
3-5 شکل نقشه نقاط هم دما در استان خراسان رضوی .................................. 60
4-1 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد...... 82
4-2 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه 84
4-3 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سبزوار... 86
4-4 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان..... 88
4-5 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سرخس... 90
4-6 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد................. 91
4-7 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه....... 95
4-8 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سبزوار ............. 98
4-9 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان............... 102
4-10 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سرخس........... 103
4-11 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( بارش ) آزمون من - کندال در ایستگاههای
متفاوت............................................................................................ 105
4-12 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد........... 106
4-13 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه 107
4-14 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون - من کندال ایستگاه سبزوار ....... 108
4-15 شکل نمودار ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان و سرخس.. 109
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی تغییرات و روند میانگین دراز مدت سالیانه ، فصلی و ماهانه دمای حداکثر ، دمای حداقل و بارش از طریق روشهای آماری سری زمانی و گرافیکی با استفاده از آزمون من کندال است. در این تحقیق 5 ایستگاه سینوپتیکی در استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار گرفت. سری های همگون بوسیله rans test تصحیح و شناسایی گردید . آزمون تصادفی بودن داده ها از طریق من کندال ( mann - kendall ) صورت گرفت . سری هایی که تغییرات و روند قابل توجهی در سطح اطمینان 5% = نشان دادند ، با استفاده از آزمون u و u' من کندال ، شکل تغییر ( کاهشی یا افزایشی ) نوع تغییر ( ناگهانی یا روند ) و زمان تغییر تعیین شد سپس با استفاده از معادله رگرسیون خطی و ضریب همبستگی ، میزان تغییرات هر سری در طول دوره آماری و تحلیل ارتباط هر متغیر با زمان بدست آمد در نهایت به جهت آشکارسازی معناداری نتایج در صورت نرمال بودن داده ها از آزمونهای پارامتریک T-Test و F و در صورت نرمال نبودن آنها از آزمونهای ناپارامتریک من ویتنی و کروسکال والیس استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در سریهای سالیانه و فصلی دما در همه ایستگاهها روند گرمایشی در فصول تابستان ، پائیز و زمستان مشاهده می شود همچنین در داده های حداکثر دما شکل غالب با افزایش درجه حرارت فصل پائیز
( بجز تربت حیدریه ) می باشد در سری های ماهانه سری حداقل دما تمامی ایستگاهها دارای سیر صعودی می باشد و نیز سری حداکثر دما ( بجز تربت حیدریه ) نرخ افزایشی دما را نشان می د هد ( تغییر محل ایستگاه ) . نرخ افزایشی حداقل دما بارزتر از نرخ افزایشی حداکثر آن است و می تواند به عنوان نمایه ای از تغییر اقلیم در استان باشد.
در سری های بارش روندهای افزایشی در فصل تابستان و اوایل پائیز مشاهده می شود که بیانگر افزایش بارش های تابستانه و تغییر الگوی بارش است. اگرچه روندهای افزایشی در بارش از سطح معنادار قابل قبولی برخوردار نیست اما نشانگر تغییر رژیم بارش به سمت بارش های مونسونی می باشد.
واژگان کلیدی : تغییر اقلیم ، من کندال ، جهش ، روند ، سطح معناداری ، خراسان رضوی
فصل اول
کلیات طرح
|
1-1- مقدمه
1-1-1- کلیات و تعاریف
اقلیم از واژه یونانی کلیما گرفته شده و به طور کلی عبارت از : شرایط غالب هوا در دراز مدت است در واقع اقلیم یک مکان، از مجموعه عناصر و عوامل تشکیل شده است که نسبت تغییرات عناصر به عوامل اقلیمی بیشتر می باشد که برآیند آنها شرایط خاصی را از لحاظ آب و هوا ایجاد می کند که معرف مکان خاص خود می باشد .( علیجانی ، 1383 ، 5 )
اقلیم مهمترین عامل دگرگونی و تکامل موجودات زنده و خاک می باشد بنابراین تغییر اقلیم به معنای تغییر نوع و فراوانی موجودات است البته موجودات زنده قادر به سازگاری با محیط می باشند اما با افزایش سرعت تغییرات، از این توانایی کاسته شده و اثرات زیانبار تغییر اقلیم که افزایش ناپایداری ناشی از حذف برخی گونه ها و نیز نامساعد شدن شرایط برای گونه های باقیمانده می باشد، بیشتر آشکار می شود. به طور مسلم زیان وارده به گیاهان بیش از سایر موجودات می باشد، گیاهان حلقه اول زنجیره مواد غذایی بوده و لذا نوسان آنها سبب تشدید اثرات در سایر حلقه ها و نهایتاً انسان خواهد شد و تصور چنین اثرات زیانباری سبب شده است تا مقوله تغییر اقلیم مجدداً مطرح، پیگیری و راه حلهایی جهت مقابله با آن ارائه شود ( ذوالفقاری ، 1374 ، 52 )
بررسی جزئیات اقلیم های گذشته نشان می هد که اقلیم در رده های زمانی اعم از دوره های چند دهه ای تا چند میلیون سالی تغییر نموده است. پس این مسأله که اقلیم آینده متفاوت با اقلیم حال باشد، متحمل به نظر می رسد تا اینکه مشابه اقلیم امروزی باشد. بررسی های تمرکز یافته روی فعالیت های انسانی و تاثیر آن بر روی محیط ثابت می کند، تغییرپذیری اقلیم جهانی بیشتر شده است. ( عزیزی ، 1383 ، 12 )
تا کنون نظریات مختلفی جهت توجیه روند این تغییرات ارائه شده است که از آن جمله می توان به تئوری چگالی انرژی خورشید، تئوری گلخانه ای و گرد و غبار آتشفشانی اشاره کرد. معتبرترین نظریه، تئوری گلخانه ای است. مهمترین این گازها دی اکسید کربن ( 61% ) متان ( 15% ) و CFC
( هالوکربن ها ) (11% ) می باشد که در مجموع 87% از تغییرات را سبب می شود. این گازها اگرچه از منابع طبیعی نیز تولید می شوند اما افزایش ناگهانی آنها به واسطه تشدید فعالیتهای بشر می باشد. ( کوچکی ، 1376 ، 29 ) شواهد بسیار قوی وجود دارد که گرمایش جهانی در پنجاه سال اخیر به دلیل فعالیتهای انسانی است.
با افزایش دما، آینده ها و گازهای گلخانه ای ، مناطق متعددی از کره زمین دستخوش تغییرات شگرف اقلیمی شده اند. وقوع طوفانهای سهمگین در اقصی نقاط جهان و همچنین وقوع سایر
پدیده های حدی اقلیمی از تغییرات اقلیمی گسترده در کره زمین حکایت دارند. این تغییرات
می توانند روی زیست بوم طبیعی و فعالیت جوامع بشری تاثیرگذار باشند. تغییر دمای پیش بینی شده جهانی در قرن بیست و یکم حدود 2 تا 10 برابر بزرگتر از افزایش دمایی است که در صد سال گذشته رخ داده است. تغییرات فوق الذکر منافع و مضراتی برای انسان و طبیعت دارد، اما اگر سرعت افزایش دما بزرگتر باشد، مضرات آن نیز گسترده تر و بیشتر خواهد بود. ( بابائیان ، 1385 ، 118 )
بر اساس مطالعات انجام شده در سنجش مستقیم میزان گاز کربنیک جو از اوایل 1957 در ایستگاه مونالوا ( mouna – loa ) در هاوایی ( که در معرض تاثیر فعالیتهای صنعتی قرار ندارد ) تغییرات افزایشی این گاز را نشان می دهد. ( شکل 1-1 )
|
شکل 1-1 نمودار نرخ افزایش تمرکز دی اکسید کربن در جو بر اساس اندازه گیری ایستگاه مانالوا در
جزیره هاوایی بر حسب ( قسمت بر میلیون حجم بر سال )
ملاحظه می شود که میزان گاز کربنیک در 1957 حدود 314 قسمت در میلیون ppm بوده است در حالی که حدود 20 سال ، مقدار آن به ppm 330 رسیده است احتمالاً مقدار گاز کربنیک جو در قرن گذشته ppm 290 ، یعنی 029/0 درصد حجمی بوده است. البته مقداری از این گاز را اقیانوسها جذب می کند، اما باید توجه داشت که قدرت جذب اقیانوس محدود است، بنابراین می توان تصور کرد که با اشباع شدن آب اقیانوس از این گاز ، روند افزایش مقدار گاز کربنیک جو شتابی قابل ملاحظه بیابد. برای آگاهی از میزان تغییر احتمالی اقلیم ، مدلهای بسیاری از فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی در جو با توجه به رابطه متقابل جو با آب اقیانوسها، پوشش گیاهی ، پهنه های یخ و برف لازم است . در عین حال ، رطوبت جو و میزان بارندگی رو به فزونی خواهد رفت و در حالی که تغییرات اقلیمی در عرضهای جغرافیایی پایین چندان زیاد نخواهد بود، در عرضهای بالا به دلیل کاهش میزان آلبدو، شدیدترین تغییرات اقلیمی پدید خواهد آمد.
بنابر اظهارات نظر کارشناسان محیط زیست آمریکا ، از آنجا که افزایش دما در مناطق قطبی می تواند بیش از دو برابر میانگین ( سال 2100 حدود 5 درجه سلسیوس ) یاد شده باشد، پهنه های یخ در ابعادی وسیع ذوب خواهد شد و این پدیده بسیاری از کرانه های ساحلی را به زیر آب خواهد کشید. تغییرات اقلیمی بسیار متنوع محلی ممکن است توزیع کشت و سیستمهای کشاورزی راکاملاً در هم بریزد. در دنیایی که فضای زندگی انسانها در آن تثبیت شده است و امکان مهاجرت و جا به جایی وسیع همچون گذشته وجود ندارد، نوسانها و تغییرات اقلیمی ، حتی اگر جنبه های منفی تغییر اقلیم در یک منطقه بتواند با جنبه های مثبت آن در منطقه ای دیگر برابری کند، باعث ایجاد مسائل و مصایب بغرنج و پیچیده ای خواهد شد. تنها با هشیاری و کنترل و اجرای طرحهای جامع توأم با برنامه ریزی های دقیق و صحیح و سرانجام مشارکت همه مردم جهان می توان از ابعاد اینگونه ضایعات کاست و به آینده زمین امید داشت. ( علیجانی ، 1383 ، 425-424 )
1-1-2- بیان ضرورت و انگیزه انتخاب موضوع
امروزه تغییر اقلیم یک موضوع اصلی در مجامع علمی و دانشگاهی است اما از ابتدای قرن بیستم تا کنون این روند نیز شدت پیدا کرده است که علت این تغییرات طبیعی نبوده، بلکه ناشی از
فعالیت های مختلف بشری می باشد. جهت درک بهتر تعریفی از آن ارائه می کنیم. تغییر اقلیم عبارت از تعیین بین میانگین مقادیر طولانی مدت یک پارامتر اقلیمی و آماری است که در اینجا میانگین در فواصل زمانی خاص ، مثلاً چندین دهه گرفته می شود. ( غلامی ، بیرقدار ، 1374 ، 43 )
بدین ترتیب هر گونه تغییر در هر پارامتر اقلیمی همراه با روند است که این روند می تواند در جهت مثبت یا منفی باشد. جهت بررسی تغییرات اقلیمی اخیر بیشتر از دو پارامتر دما و بارش استفاده می شود، زیرا متغیرترین پارامتر اقلیمی نسبت به پدیده اقلیم این دو عنصر هستند و از آن جایی که مسئله تغییر اقلیم و تمایل زمین به گرم شدن و کاهش بارش های به هنگام و مفید و پیامدهای اکولوژی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ناشی از آن علاوه بر صاحبان علم، افکار دولتمردان و سیاستمداران را در سراسر دنیا به خود جلب کرده است، تا جایی که مسئله تغییر اقلیم و پیامدهای ناشی از آن با توجه به جمعیت رو به افزایش جهان مهمتر جلوه می نماید، و از طرفی بدون شناخت و آگاهی از وضعیت اقلیمی گذشته ، حال و آینده مدیران و برنامه ریزان قادر به اجرای برنامه های خود در زمینه های مختلف نیستند. همچنین اجرای طرحهای عمرانی . . . نیاز به شناخت تغییرات اقلیمی جهت برنامه ریزی صحیح و قابل قبول داشته و از این رو ضرورت و اهمیت مطالعات اقلیمی در کالبد برنامه ریزی خرد و کلان کشور قابل لمس است. از طرفی استان خراسان رضوی بعنوان یکی از قطبهای مهم اقتصادی ، صنعتی بالاخص کشاورزی در منطقه شمال شرق کشور محسوبمی شود . بررسی شناخت تغییرات اقلیمی این استان می تواند برنامه ریزان را قادر به اجرای برنامه آنها در زمینه های مختلف نماید.
1-1-3- سوالات تحقیق
به منظور بررسی روند تغییرات اقلیمی در خراسان رضوی سوالات زیر برای بحث و بررسی بیشتر مطرح گردید :
1 – آیا زمان وقوع تغییر در عناصر اقلیمی یکسان است ؟
3 – آیا نقاط تغییر ( ناگهانی ، روند ) از سطح معناداری برخوردار می باشد ؟
2 - آیا در سالهای اخیر عناصر اقلیمی روند افزایشی یا روند کاهشی داشته اند ؟
4 – آیا نمایه ای از تغییر اقلیم در استان مشاهده شده است ؟
لازم به ذکر است که این تحقیق جنبه شناختی داشته و هیچ فرضیه ای ، در راستای انجام آن وجود ندارد.
1-1-4- اهداف تحقیق :
این تحقیق در جستجوی شناخت تغییرات اقلیمی دما و بارش ، طی دوره آماری مشخص ، در راستای آگاهی از وجود یا عدم وجود تغییر دما و بارش می باشد تا ضمن شناخت تغییرات، نتایج حاصل از تحقیق در امور مختلف محیطی برای تدوین برنامه های منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد. چنانچه که امروزه بیشتر مسائل اقتصادی اجتماعی بر اساس پروژه های دراز مدتی نظیر مدیریت منابع، آب ، آبیاری و خشکسالی ، احداث سد ، کشاورزی و . . . بر مبنای متوسط های اقلیمی در نظر گرفته می شود و بر اساس تجزیه و تحلیل میانگین داده ها ، صورت می گیرد . در صورتی که میانگین حداکثر و حداقل دما برای فهم اثرات تغییر اقلیم بر روی موضوعاتی مانند کشاورزی ، منابع آب و . . . بسیار مهم است هدفهای کلی این طرح بررسی تغییرات دما و بارش می باشد که اهداف مرحله ای آن به شرح ذیل می باشد :
1 – بررسی و شناخت تغییرات ماهانه ، فصلی و سالانه در پارامترهای دما ( حداکثر و حداقل ) و بارش مشخص شود .
2 –نمودارهای مربوطه به روندها و تغییرات در داده ها ترسیم شود .
3 – در صورت وجود روند، زمان آن تعیین گردد.
4 – در صورت وجود تغییرات ناگهانی ، زمان آن تعیین گردد.
5 – بررسی میزان تغییر در طول دوره آماری تعیین گردد.
6 - میزان سطح معناداری نقاط تغییر تعیین گردد.
7 – تجزیه و تحلیل نمودارها و نتیجه گیری کلی برای رسیدن به اهداف مورد نظر انجام شود .
1-1-5- مشکلات تحقیق
مهم ترین مساله و مشکل موجود، مربوط به آمارهای سازمان هواشناسی است که کماکن در
ایستگاه های سرتاسر کشور وجود دارد. به علت نبودن آمارهاو وجود گپ در آنها، نگارنده مجبور به بازسازی آمار ، برای چندین ماه در ایستگاه های مختلف شده است. از طرفی دیگر ناقص و ناکافی بودن اطلاعات دقیق در مورد منطقه ، به علت جدا شدن این استان از دو استان همجوار خود در سالهای اخیر ، نگارنده ملزم به مراجعه مکرر به سازمان های مختلف، جهت در کنار هم قرار دادن مطالب گسسته و بررسی و تجزیه و تحلیل آنها، نموده است و همچنین به دلیل حجم آمارهای موجود و تجزیه و تحلیل ( 207 ) جدول و ( 207) نمودار بدست آمده در سه پارامتر حداقل دما ، حداکثر دما، بارش ، به صورت ماهانه ، فصلی ، سالانه در طی دوره آماری ( 2005-1959 ) در سه شهر مشهد ، سبزوار و تربت حیدریه و دوره آماری ( 2005 – 1985 ) در دو شهر سرخس و قوچان می باشد . این مسائل و مشکلات نیز در جهت به تعویق افتادن روند انجام آن، دامن زده اند. با همه این موارد تا جایی که امکان داشت سعی شد که آمارها و اطلاعات درست و صحیح ارائه شود تا بر غنای پایان نامه افزوده شود.
فصل دوم
مطالعات نظری
2-1- پیشینه تحقیق
یکی از مسائل مهم که مورد توجه متخصصین رشته های مختلف می باشد تغییر اقلیم در جهان است. توجه به این مسئله که اختلاف متوسط درجه حرارت در حال حاضر با سردترین دوره یخچالی فقط 5 درجه بوده می تواند اهمیت مطالعات تغییر اقلیم را بیان نماید. سالهای قبل از انقلاب صنعتی تقسیم بندی اقلیمی رایج بوده و به واسطه ی تاثیر مستقیم و سرنوشت ساز اقلیم در زندگی انسان ، این پدیده مورد توجه دانشمندان از گذشته های دور بوده است. لیکن پس از انقلاب صنعتی که فعالیت های ناشی از آن سبب افزایش گازهای گلخانه ای و تغییر در ترکیبات جو را به همراه داشته، مسأله تغییر اقلیم مورد توجه دانشمندان هواشناسی و اقلیم شناسی قرار گرفت. توجه جهانی به مسائل اقلیمی در غالب کنفرانس های بین المللی هواشناسی در اگوست 1853 در بروکسل نمود پیدا کرد و اولین کنگره هواشناسی از دوم تا شانزدهم سپتامبر 1873 بر جهانی شدن فعالیتهای هواشناسی تاکید کردند. ( نوریان ، 1366 ، 17 )
پس از تشکیل[1] WMO در سال 1950 داده های این ایستگاه که حاوی اندازه گیری ازن و گازهای گلخانه ای بود در تشریح و تبیین اقلیم بکار گرفته شد. در این راستا فعالیتها و توافقات جهانی در زمینه تغییر اقلیم و نحوه کنترل آن مورد بررسی قرار گرفت.
بر اساس نظر هیئت بین الملل تغییر اقلیم ، میانگین دمای سطح کره زمین در سده بیستم در حدود 6/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته است و دما در 8 کیلومتری پایینی جو نیز در چهار دهه گذشته پیوسته روند افزایشی داشته است . (JENKINS & Etal 1990 , 365 )
بر اساس نتایج پژوهش های انجام شده، نشانه های تغییرات اقلیمی در سرتاسر جهان یکسان نیست. در حالی که در برخی از نقاط دنیا افزایش بارندگی و کاهش دما مشاهده می شود، سایر مناطق دنیا از کاهش بارندگی و افزایش دما رنج می برند. هر چند نتایج بسیاری از پژوهش ها بیانگر روند افزایشی و یا کاهشی در بارندگی های سالانه، فصلی و ماهانه می باشند ، اما بیشتر این روندها از نظر آماری معنی دار نیستند .
2-1-1- بررسی تغییر اقلیم در سطوح جهانی و منطقه ای
کارل و رابیسم ( carlond Rebsame ) 1984 ، با بررسی میانگین دوره های متوالی 20 ، 10 ، 5 ساله دما و بارندگی روند تغییرات اقلیمی را در کل کشور آمریکا و بانکرس و میلر ( miller ) 1993 ، در ایالت واکوتای جنوبی مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که دمای هوا رو به افزایش است و از نظر بارندگی برخی از مناطق به خشکی و برخی دیگر به مرطوب شدن گرایش دارند.
در نیمکره جنوبی هم محققان بسیاری افزایش دما را به صورت منطقه ای مورد بررسی قرار دادند برای مثال لاچ ( Louch ) 1995 ، با استفاده از آزمون من کندال میانگین حداقل و حداکثرها را در کوئیزلند استرالیا در بین سالهای 1910 و 1987 مورد بررسی قرار داد و متوجه شد میانگین حداقل دمای روزانه به طور قابل توجهی افزایش و دامنه روزانه در فصلهای تابستان و زمستان کاهش داشته است. اعتقاد بر این است که کاهش مشاهده شده در دامنه دمای روزانه که در دیگر قسمتهای جهان نیز مشاهده شده نتیجه افزایش در پوشش ابر می باشد که موجب کاهش حداکثر دمای روزانه و افزایش حداقل دمای روزانه شده است.
نیلکسون و پالئو ( Nichelson and palao ) 1993 ، به این نکته اشاره کردند که سری بارش ساحل در غرب افریقا از سال 1950 روندی کاهشی را نشان داده است ، که سبب خشکسالی شدید بین سالهای 1986 تا 1990 در این منطقه شده است. استبان ( Esteban ) 1995 ، و همکارانش در مطالعه ای که در 15 ایستگاه فلات اسپانیا به روی میانگین حداکثر و حداقل ها در صد سال اخیر انجام داده اند با استفاده از آزمون ناپارامتری من کندال به کشف روند و تغییرات سریع سری زمانی پرداختند و مشاهده نمودند که حداقل و میانگین دما افزایش داشته و میانگین حداکثر دما رفتار خاصی نداشته است و بدین ترتیب رابطه بین رشد شهری و افزایش احتمالی حداقل دما را مورد بررسی قرار دادند.
جا ( Jae ) 1996 ، در چین، با استفاده از شاخص خشکی اتمسفری و آزمون من کندال به منطقه بندی اقلیمی چین پرداخته و زمان و مکان تغییرات ناگهانی اقلیم را در این کشور تعیین نموده است .
مطالعات نشان داده است که در بیشتر نقاط یونان و ترکیه یک روند معمول کاهشی و کاهش های ناگهانی در بیش از 30 سال طی اوایل دهه 1970 و سال های 1982 تا 1993 وجود دارد. به همین ترتیب قابل توجه است که هنگام تغییرات بارندگی در شرق مدیترانه ، ناشی از تغییرات گردش اتمسفری ، سبب افزایش گرمای گلخانه ای ثبت شده است. استفاده از روش های آماری در این راستا نشان دهنده افزایش ، در قسمت های شمالی و کاهش تدریجی به سمت جنوب می باشد و برآورد تغییرات بارش مدیترانه ای نشان می دهد که در آینده مشاهده کمی ، کاهش بارندگی در یونان و قسمت هایی از غرب ترکیه در فصول بارش می باشیم.
کونکل و همکارانش ( Konkel ) 1999 ، با کمک روش من کندال روند بارش های سنگین در ایالات متحده و کانادا را مطالعه کرده اند و دریافته اند که تغییرات ده ساله در داده ها غالب بوده است. در این بررسی آشکار شده است که تعداد بارش های سنگین در طی دهه های 1930 تا 1950 کمتر از میانگین ، در دهه 1940 بالاتر از میانگین و دهه های 1960 و 1970 در حد میانگین بوده است. در دهه های اخیر یعنی دهه 1980 و 1990 هم تغییرات سالانه، تعداد بارش های سنگین افزایش یافته است و هم بر فراوانی این گونه بارش ها در ایالت متحده و کانادا افزوده شده است.
چانک و همکارانش ( Chung ) 2000 ، روند بارش و دمای کره را طی سده گذشته مطالعه
کرده اند . نتایج تحقیقات نشان می دهد که طی سده گذشته بارش سالانه کره افزایش یافته است. این افزایش به تقویت سیستم های همرفتی در طی تابستان بر می گردد زیرا نیمی از بارش کره تابستانه است.
راموس ( Ramus ) 2001 ، اگرچه روند معنی دار در بارندگی های سالانه منطقه مدیترانه پیدا نکرد، اما دلوئیس ( Deluis ) و همکاران 2000 ، و گنزالس – هیدالگو و همکاران
( Gonzales – Hidalgo ) 2001 ، نشان دادند که روند بارندگی در ارتباط با تغییرپذیری سالانه بارندگی در مناطق مربوط والنیسا – اسپانیا به طور معنی داری کاهشی است.
با بهره گیری از آزمون های پارامتری و ناپارامتری ، زو و همکاران ( Zu ) 2003 ، روند تغییرات بارندگی را در کشور ژاپن بررسی نمودند و چنین نتیجه گیری کردند که مقدار بارندگی متوسط در ژاپن ، تغییرات ناگهانی زیادی را تجربه کرده است، در حالیکه هیچ نشانه ای از روند کاهشی و یا افزایشی یکنواخت به چشم نمی خورد. پیکارتا و همکاران ( piccareta ) 2004 ، به این نتیجه رسیدند که مقدار بارندگی سالانه در بسیاری از ایستگاه های باسیلیکا – اسپانیا دارای روند منفی است و مقدار میانگین کاهش بارندگی سالانه در این ایستگاه ها در 30 سال گذشته در حدود 156 میلیمتر بوده است.
2-1-2- بررسی تغییر اقلیم در ایران
ایران در سال 1338 به عضویت سازمان جهانی هواشناسی درآمده که قبل از انقلاب تنها به جنبه های توصیفی هوا می پرداختند. بعد از انقلاب به مسئله خودکفایی در امر کشاورزی ، چند ایستگاه کشاورزی دائر و اطلاعات اقلیمی مورد نیاز کشاورزی را در اختیار سازمانهای مربوطه قرار داده که باز در زمینه مسائل کاربردی تا سالهای اخیر کمتر فعالیتی انجام شده است . تغییرات اقلیمی نیز ، با توجه به اینکه ایران بعنوان عضو 160 از کنوانسیون تغییر آب و هوا در سال 1992 آن را امضاء نمود و در سال 1996 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید . ( زینل زاده ، 1354 ، 17 ) ، چندان مورد توجه قرار نگرفته و تنها در سالهای اخیر معدود مقالاتی در این زمینه به رشته تحریر درآمده که آن هم بیشتر جنبه های توصیفی مورد توجه قرار داده اند ولی مطالعات موردی و ناحیه ای قابل توجهی انجام شده است. چنانچه کاویانی ( 1376 ) رژیم های بارش ایران را بررسی کرده و انواع قلمروهای آبی ایران را شناسایی کرده است غیور ( 1375 ) ، تغییرات بارش ایستگاه های دارای آمار بلند مدت را تجزیه و تحلیل نموده و در برخی از نقاط روند افزایشی و در برخی روند کاهشی مشاهده کرده است.
تحقیقات پیرامون وجود یا عدم وجود روند در دما و بارش در ایران صورت گرفته است که در پی یک بررسی در میانگین دمای سالیانه و فصلی ایستگاه مهر آباد در دوره ( 1993 – 1951 ) تشدید دامنه نوسان در زمستان مشاهده گردید. همچنین روند تغییرات دمای فصلی زمستان منفی ولی روند سالانه و فصول دیگر مثبت تشخیص داده شد در طول دوره مطالعه دمای متوسط سالانه یک درجه و فصول بهار تاپائیز به ترتیب 64/1 – 68/1 – 58/1 درجه سانتیگراد افزایش داشته است. علیجانی ( 1375 ) درتحقیقی دیگر آمار یکصد ساله باران سنجی تهران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و کاهش روند بارندگی در سالهای اخیر و رگبارهای کمیاب با شدت زیاد و مدت کم مشاهده گردیده است و همچنین ایشان با بررسی در میانگین فصلی و سالیانه دما در چهار ایستگاه ( تهران – تبریز – اصفهان – بوشهر ) در بین سالهای 1993 – 1951 روند افزایشی غالبی در این ایستگاهها وجود ندارد و در فصول سرد روندی وجود ندارد و در نتیجه در انتهای تحقیق وجود نوسانات اقلیمی را در سطح کشور نشان می دهد.
مسعودیان ، ( 1376 ) به بررسی اثرات گرم ترشدن سیاره بر چرخه آب پرداخته و نشان داده اند که با افزایش دما، بحران آب منطقه خشک تشدید خواهد شد و انگیزه این مطالعات شناسایی نشانه های تغییرات اقلیمی در مقیاس سیاره ای تا محلی و بررسی پیامدهای این تغییرات برای بخش های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده است.
رستمیان ( 1377 ) تحقیقی بر روی شمال ایران انجام داده ، با استفاده از دو عنصر دما و بارش از طریق آزمون من کندال صورت گرفته است که هیچ گونه روندی را مشاهده نکرده است. ولی پدیده کاهش دمای حداکثر و افزایش دمای حداقل در کل سال به جز زمستان مشاهده نموده که این پدیده در انزلی شدیدتر بوده است.
رضیئتی ( 1379 ) در تحقیقی تحت عنوان الگوهای توزیع زمانی و مکانی بارش های کوتاه مدت در استان تهران ، روش های رتبه بندی ، احتمالی و استفاده از روابط شدت – مدت فراوانی را مورد مقایسه و ارزیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که روش رتبه بندی مناسب ترین روش تعیین الگوی توزیع زمانی بارش می باشد.
هدایتی ( 1380) در تحقیقی تحت عنوان برخی مشخصه های آماری بارندگی تهران به این نتیجه رسیده است که وقوع بارشها در طی سالهای ( 1998 – 1994 ) در دهک پنجم قرار گرفته در حالی که در سال 1996 که یکی از سال های این دوره می باشد ، در دهک نهم بوده است و کمترین دهک مربوط به فصل پائیز و بیشترین دهک مربوط به فصل بهار بوده است.
روشنی ( 1382 ) به بررسی تغییرات اقلیمی سواحل جنوبی دریای خزر با عناصر دما ، بارش ، رطوبت ، ابرناکی از طریق آزمون من کندال پرداخته است . نتایج بدست آمده در طی سالهای ( 55-1994 ) نشان می دهد که زمان شروع بیشتر تغییرات ناگهانی و تغییرات از هر دو نوع روند و نوسان می باشد و وجود پدیده تغییر اقلیم در این ناحیه کاملاً محرز شناخته شده است.
موحدی ( 1384 ) در تحقیقی با عنوان بررسی تغییرات زمانی – مکانی دما و بارش در حوضه آبریز مارون به این نتیجه رسیده است که بارش حوضه تابعی خطی از تغییرات ارتفاعی است. ضمن اینکه علاوه بر تغییرات مکانی ، تغییرات زمانی ناشی نیز در بارش های حوضه دیده نشده است بطوریکه ناهنجاریهای بارش به خصوص در فصل پائیز ( و بعد از آن در تابستان و بهار ) نمایان تر شده است. این ناهنجاریها حاصل فعالیت ماهانه های همرفتی و پدیده آنسو می باشد و به دلیل دخالت عوامل مختلف و بعضاً ناشناخته در روند زمانی – مکانی عناصر اقلیمی حوضه نمی تواند از قطعیت مطلق برخوردار باشد.
کاویانی و عساکره ( 1384 ) در تحقیقی تحت عنوان بررسی آماری روند بلند مدت بارش سالانه اصفهان، به تحلیل رفتار بارش 103 ساله اصفهان از روش های خطی پرداخته اند که ضمن تشریح روش ناپارامتری من – کندال ، روند غیر خطی نیز مورد توجه قرار گرفته است نتیجه نشان داد که روند خطی ، سهمی و . . . نیز روند حاصل از آزمون رتبه ای من – کندال در سطح 05/0 خطا معنی دار نبوده و بارندگی اصفهان دارای رفتار پایدار بوده و تنها چهار فاز در بارندگی را تجربه نموده است.
با توجه به تحقیقات بسیار زیادی که در زمینه شناخت نوع و شکل تغییر اقلیم صورت گرفته است و از آن جایی که آزمون قدرتمند ناپارامتریک من – کندال در تعیین وجود یا عدم وجود در روند و تعیین تغییرات ناگهانی سری ها و زمان آن توانایی بالایی دارد و ضمناً در کشور ما از این روش کمتر در بررسی سری های اقلیمی استفاده شده ، لازم می آید نتایج کاربری این آزمون در سری های اقلیمی مورد بحث و بررسی قرار گیرد و با نتایج سایر نقاط جهان مقایسه گردد تا جایگاه تحولات اقلیمی کشورمان در جهان مشخص گردد .
لذا با توجه به اینکه تا کنون بررسی روند تغییرات اقلیمی دما و بارش در طی دوره های آماری موجود در خراسان رضوی انجام نشده است نگارنده تصمیم به بررسی و شناخت این تغییرات اقلیمی نموده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 166 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 213 |
مقدمه
هدف اساسی از این تحقیق بررسی تأثیر رسانه های ارتباط جمعی در آگاهی و دانش سیاسی شهروندان در جوامع مختلف است البته درجه تأثیر بدست آمده از متوسطی حکایت خواهد داشت و نه عین درجات تأثیر چون امکان بررسی میدانی در این راستا امکان پذیر نبوده و ناچار تحقیق از کانال مدارک و مقالات و کتابها انجام گرفته و بعبارتی این بررسی تحقیقی است کتابخانه ای .
در این بررسی در فصول مختلف از ارتباطات تعریف لازم بعمل آمده و روشهای مختلف ارتباطی بازگو شده و سپس رسانه ارتباط جمعی به طور مشخص تعریف شده و دورانهای مختلف ارتباطی را از کهکشان گوتمبرک تا امروز مورد توجه و بررسی قرار داده و در آخرین بحث همین مقوله به رسانه های مدرن و ماهواره ای نیز پرداخته شده است .
همچنین انواع رسانه ها را بررسی کرده ایم از رسانه نوشتاری و صوتی و تصویری در انواع نوع تصویری مثل سینما و تلویزیون و دیگر نمونه ها ، که در بحثی از قول مارشال مک لوهان آورده شده که در زمان ما همه چیز در حال رسانه ارتباطی شدن است .
دربحثی دیگردیدگاه های صاحب نظران ارتباطات از قبیل مک لوهان ، دیوید رایزمن و امثالهم تشریح گردیده و نزدیکی درجات اختلاف این نظرات پیش روی خواننده گذاشته شده است .
همچنین در فصلی مشخص از رابطه بنیادهای اجتماعی سیاسی و رسانه های ارتباط جمعی گفتگو شده ( گروه های فشار و اتحادیه های کارگری و اصناف دیگر ) و سرانجام از احزاب سیاسی این گونه اشاره گردیده که این بنیادهای اجتماعی و سیاسی چه نیازی به ابزارهای رسانه ای دارند و چگونه از آنها استفاده می کنند و در دنیای امروز این رابطه به چه طریقی در حال گسترش و توسعه است و باز در بخشی نقش وسایل ارتباط جمعی را در گسترش آموزش و انتقال خبر و تأثیر آنها در آگاه کردن مردم و پر کردن اوقات فراغت مردم یادآوری گردیده و بیشتر به این مطلب پرداخته شده که نهادهای سیاسی از ابزار ارتباطی چگونه استفاده می کنند و این نیاز آیا باید استمرار داشته باشد و یا مقطعی است و در این زمینه حق مطلب ادا گردیده و خصوصاً در ارتباط با نقش ماهواره در جهان امروز به اندازه لازم بحث نموده و دنیای آینده با نقش ابزارهای رسانه ای به خاطر انتقال اطلاعات پیش روی خواننده قرار گرفته است.
وضع یاد شده را در سالهای اخیر و بعبارتی امروز تشریح نموده و به جهان سوم نیز به طور اخص در این رابطه اشاره داشته ام .
کاری که انجام شده هرگز ادعا نمی کنم که کار کامل و بی نقصی است ولی می توان گفت آغازی است پیرامون موج سوم که موج ا مروز دنیای ماست موج ارتباطات در ارتباط با ابزار و موج اطلاعات در ارتباط با آگاهی بشر و انتقال آن از گوشه ای به گوشه دیگر جهان و سرانجام توجه به سرعتی که در ذرات این موج نهفته است و هشداری است به جهان سومی ها که دیگر فرصت زیادی برای توسعه یافتگی نداریم و یا حداقل فرصتی برای تلف کردن نداریم . اگر موج اول قرنها طول کشید اگر موج صنعت تنها دو قرن همراه بشر بود هیچ تضمینی نیست که موج سوم ده ها سال طول بکشد . نوع تکنولوژی سرعت و تحول پی در پی ممکن است در سالهای اول دو هزار موجی دیگر فرا راه بشر بگذارد ، در آن زمان جهان سوم چه جایگاهی خواهد داشت ، این تحقیق ما را هشداری است ضمن هدفهای خود – نیز – به این هدف خاص !
عصر ما دوران خاص ارتباطات را می گذراند و در این عصر با توسعه ابزار ارتباطی ، رساندن پیام از فاصله های دور به اشکال مختلف ، صاحبان نظر و متخصص را توانایی می بخشد که با انتقال پیام های خود ، اهداف خود را جامه عمل بپوشانند.
ابزار رسانه ای در این مقطع زمانی با سرعت و شکل خاص خود جهت رساندن پیام ( سیاسی ، اجتماعی . ... ) از نقطه ای به نقطه دیگر جهان عمل می کند و انسانها را در قاره ها و کشورهای مختلف تحت تأثیر قرار می دهد ، اگرچه به نظر بعضی از صاحبنظران ، دوران اخیر عصر پایان ایدئولوژیهاست ولی هنوز هم انسان ها از تأثیرپذیری مفاهیم ایدئولوژیها رها نشده و شاید هم به اعتبار عقیده گروه دیگری از صاحبان عقیده ایدئولوژی در پایان مسیر قرار نگرفته است . و اما آنچه مهم است این است که قدرتهای بزرگ برای استمرار قدرت خود از طرفی ناچار به حفظ قدرت اقتصادی هستند و از طرف دیگر برای بدست آوردن قدرت اقتصادی و یا ادامه این نوع قدرت ناچار به جمع آوری اطلاعات می باشند و آنچه که در این باره تکرار می شود این است که هر کس یا گروهی و یا کشوری اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشد از قدرت بیشتری برخوردار است .
پس لازمه حفظ قدرت اقتصادی ، داشتن اطلاعات بیشتر از دیگران است . چون داشتن اطلاعات بیشتر و تازه ها این توانایی را می بخشند که بدانند و بتوانند منابع مورد نیاز خود را ا زکجا و چگونه و با چه روشهایی به چنگ آورند .
در نتیجه اقتصاد نیاز اولیه انسانها و سیاست روش ظریف و حساب شده ای برای دسترسی به اقتصاد برتر است . در این صورت سیاستمداران مثل گذشته ، در دنیای امروز نمی توانند بدون دانستن علم و توانائی خاص در عرصه سیاست بازی کنند و اگر احزاب سیاسی را مهمترین نهاد اجتماعی و سیاسی بدانیم و این که همه تلاشها و توانها در احزاب سیاسی متمرکز است به مبارزات و پیکارها و تلاشهای صاحبان عقاید در احزاب متفاوت روشها و اشکال خاص خود را می بخشد تا هر یک از گروه ها بتواند برتری لازم را در این مبارزه به دست آورند و در نتیجه در مقام قدرت ، پارلمان و قدرت اجرائی جامعه را در اختیار داشته باشند .
در مبارزات و پیکارهای سیاسی ، پیام و ابزار پیام رسانی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و این جاست که اهمیت ارتباطات و رسانه ها مطرح می گردد و می بینیم که چگونه احزاب سیاسی در اولین نیاز خود پس از شکل دهی و سامان بخشی به ساختار درون حزبی یعنی سازمان ارتباط و ابزار آن بهاء می دهند .
تبلیغات ، گفتار ، جراید ، رادیو ، تلویزیون و اجتماعات و آموزش و ....... نیازی است که این نهادهای مهم سیاسی و اجتماعی برای داشتن ارتباط با عضو حزب در حد توان ، سعی می کنند آن را در اختیار بگیرند .
در این رساله تحقیقی نیز حتی المقدور سعی شده است با در نظر گرفتن تمامی این مطالب ، نقش وسایل ارتباط جمعی در آگاهی سیاسی مردم و بنیادهای سیاسی ، اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد .
روش تحقیق
در این تحقیق هدف اثبات تأثیر وسایل ارتباط جمعی در آگاهی مردم جوامع و ارتقاء دانش آنهاست از طریق برنامه های آموزشی . برنامه های آموزشی در این جا به مفهوم درس کلاسیک نیست بلکه به منظور انتقال آگاهی و دانش از طریق برنامه های متنوع است .
مفاهیم عبارتند از : رسانه ، ارتباطات ، اطلاعات ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، سینما ، روزنامه ، بنیادهای سیاسی ، بنیادهای اجتماعی ، گروه ، گروه فشار ، گروه ذینفوذ و بسیاری دیگر .
و اما متغیر این بررسی آموزش و آگاهی مردم جوامع است . جامعه مورد بررسی کشور های مختلف ( بطور عموم ) است و بنا به ضرورت ، انتخاب بعضی از جوامع به عنوان نمونه به دلیل محدود کردن بحث .
روش تحقیق کتابخانه ای است و از کلیه تألیفات و جزوات اساتید و تحقیقات دانشجویان استفاده شده ( عنوان تحقیقات تأثیر تلویزیون بر فرد و جامعه ، کارشناسی ارشد ، آقای سید محرم علوی ،سال 76 ) و ( ارتباطات در توسعه مشارکت ، خانم زهرایی ، کارشناسی ارشد ) و خود را در قالب های ادعائی این و یا آن ها محبوس نکرده ام .
فرضیه اصلی این تحقیق این است که وسایل ارتباط جمعی در روشن کردن و بالابردن آگاهی و افزایش درجات آموزش مردم جامعه اثرگذار می باشد .
فصل اول
رسانه های جمعی و افکار عمومی
از جمله عوامل اساسی شکل دادن افکار عمومی در جهان امروز رسانه های جمعی می باشد از این جهت در این جا لازم است هر یک از آنها را در شکل دادن به افکار عمومی بررسی کنیم .
رادیو
رادیو از دو جهت بر سایر رسانه های همگانی برتری دارد . هم انتقال پیام در آن سریع و بلافاصله است وهم پوشش وسیعی دارد . این رسانه بر موانع زمان و مکان به راحتی غلبه میکند : مانع زمانی را بر می دارد ، زیرا همان لحظه ای که پیام پخش می شود ، شنیده می شود و در نتیجه فاصله ای وجود ندارد . برمانع مکانی غلبه می کند زیرا امواج رادیو به راحتی ازمرزها و حتی قاره ها میگذرد و از این سوی جهان به آن سو می رسد .
این خصلت بین المللی بودن رادیو ، یعنی این که به راحتی می تواند از مرزهای کشورها به داخل نفوذ کند ، از یک سو می تواند آن را به وسیله ای برای نزدیکی ملتها به یکدیگر و تفاهم بیشتر آنها تبدیل کند و از سوی دیگر از آن مؤثرترین وسیله دستکاری افکار عمومی و تبلیغاتی در جهان ساخته است تا جایی که قدرت تبلیغاتی هر کشور به میزان گستره و پوششی است که امواج رادیویی آن کشور می تواند به دست آورد .
علاوه بر دوویژگی بالا ، رادیو چند امتیاز دیگر هم بر سایر رسانه ها دارد و از این جهت امروز در حوزه تبلیغاتی رایج ترین وسیلهاست . امتیاز اول آن است که چون پیامش شنیداری است ، برای دریافت پیام آن ، گیرنده نیازی به سواد خواندن و نوشتن ندارد و در نتیجه برای کشورهایی که میزان بی سوادی در آنها بالاست ، رسانه ای ایده آل است و امتیاز دیگر آنکه می تواند به راحتی به حوزه خصوصی زندگی پیامگیر نفوذ کند و درتمام لحظه های زندگی یار و همدم او باشد . علاوه بر آن ، چون ارتباط شفاهی است ، تأثیر آن از جهت روان شناختی بر پیامگیر صمیمانه تر و دلنشین تر است ، نوعی ارتباط منفعل است یعنی نیازی به این که پیامگیر مانند خواندن تلاش کند و برای فهم پیام افکار خود را کاملاً متمرکز کند ، ندارد .
ازاین گذشته ، ارتباط رادیویی بسیار ارزان و سهل است چون نیازی به وسیله نقلیه و جاده ندارد ، در حالی که روزنامه و نشریات چاپی برای آن که به دست پیامگیر برسد ، به جاده و وسیله نقلیه نیاز است . از همه اینها گذشته برای کشورهایی که وسعت آنها زیاد وجمعیت آن پراکنده است و دسترسی به گروه های متفرق به آسانی میسر نیست ، رادیو وسیله ارتباطی مطلوبی است . به علاوه استفاده از آن به نسبت رسانه های دیگر ارزان تر و راحت تر است ، به ویژه پس از اختراع ترانزیستور انقلاب عظیمی در زمینه استفاده از رادیو پدید آمد .
تنوع برنامه ها و موسیقی رادیو را وسیله ارتباطی جذابی می کند که بهتر از نوشته می تواند افراد را سرگرم کند ، به خصوص در کشورهایی که مردم با فرهنگ نوشتاری الفتی ندارند ، رادیو جاذبه خاصی دارد . از این جهت به نظر می رسد که رادیو همچنان دراکثر کشورها به ویژه کشورهای در حال رشد قویترین و مؤثرترین وسیله ارتباط جمعی باقی بماند . رادیو نه تنها می تواند وسیله تبلیغات سیاسی مؤثری باشد، بلکه می تواند نقش مهمی در آموزش عامه مردم در زمینه های گوناگون از مسائل اجتماعی تا خانه داری و بهداشت و غیره ایفا کند .
تلویزیون
تلویزیون به خاطر ارائه تصویر از رادیو جاذبه بیشتری دارد و بعد تازه ای بدان اضافه می کند که چشمها را به خود خیره می کند و به علاوه فهم پیام را آسانتر می سازد ، چون تصویر و صدا اطلاعات کاملتری به تماشاگر می دهد ، تماشاگر در تلویزیون آنچه رادیو می گوید می تواند به چشم ببیند و درک عمیقتری از آن پیدا کند . تلویزیون به خاطر تصویر به تخیل کمتری نیاز دارد . به عبارت دیگر اگر روزنامه و رادیو رسانه ای انتزاعی هستند و به تخیل نیاز دارند .
موضوع ارتباط ، از یونان باستان تا قرن هجدهم ، بیشتر از لحاظ ذهنی و محتوایی مطرح بوده است و اندیشمندان اجتماعی همواره ترغیب را معادل ارتباط می دانستند . با پیدایش انقلاب صنعتی و آغاز عصر روشنگری علمی و ادبی در اروپا مسأله ارتباطات بیشتر به قلمرو سیاسی ، اجتماعی گام نهاد و به طور مستقیم به امور روزمره حیات اجتماعی پیوند خورد و به عنوان یک پدیده عینی ، مورد توجه قرار گرفت . با پیچیدگی جامعه بشری و گسترش تکنولوژی ، توجه به شیوه انتشار و کانالهای پخش اندیشه های انسان ، اهمیت فزاینده ای یافت و موضوع ارتباطات ، ابعاد تازه تری به خود گرفت .
تلویزیون از جهت کنترل و تسلط بر افکار عمومی رسانه بسیار قوی و مؤثری است ، زیرا مانند رادیو به حوزه خصوصی زندگی افراد نفوذ می کند و با ارائه تصویر و رنگ و کلام و موسیقی تماشاگر را افسون می کند .
در کشورهای پیشرفته امروز رادیو به عنوان وسیله ارتباط بین المللی و تلویزیون وسیله ارتباط داخلی مورد استفاده قرار می گیرد . ولی باز رادیو همچنان نفوذ خود را در داخل هم حفظ کرده است . حتی در کشورهایی مثل آمریکا که تحت سلطه تلویزیون است ، استفاده از رادیو روز به روز بیشتر می شود . ولی رادیو هم خصلیت خود را تغییر داده است . امروزه در اکثر خانه ها چند رادیو و رادیوهای جیبی وجود دارد ، که اساساً برای گرفتن خبر و موسیقی از آن استفاده می شود . تلویزیون در مقابل منبع اصلی فیلمها ، فیلمهای مستند ، سریالها ، نمایشنامه ها و رپرتاژهای خبری است و جنبه سرگرم کنندگی آن قوی است .
نقش تلویزیون با رعایت تمام مسائل و جوانب ، نقش مثبتی است . تلویزیون بسیار می آموزد . این نکته به اثبات رسیده است که اگر تلویزیون وجود نداشت بسیاری از مسائل بزرگ فرهنگ و شناخت بشر برای بسیاری از افراد مردم ناشناخته می ماند .
مطمئناً اگر تلویزیون نبود مسائلی چون جنایات صربها در بوسنی ، باخ ، ...... برای میلیونها تن از مردم ناشناخته می ماند و یا لااقل شناسایی آنان از این موضوعات در حدی بسیار سطحی و کم عمق متوقف می شد . تلویزیون در تغییر و رویه زندگی دنیاست و این امکان را می دهد تا درباره همه چیز مطلع باشیم . زنها را از تنهایی خارج می کند ، یکنواختی زندگی عادی را از میان برداشته ، زبان گفتگو و بیان مطالب راتقویت کرده است .
تلویزیون علت اعمال افراد است که درعین حال آثار اجتماعی را به دنبال دارد ، آثاری که در محدوده کشور و یا ملتی قابل بحث و بررسی نیستند و به ملت و کشور خاصی تعلق ندارند .
بشریت امروز در مرحله ای از رشد ، همسانی و همگونی قرار گرفته که صورت تکوین آن به طرزی خارق العاده سریع است . سرنوشت آینده آنان و صورت و حال فردایشان را مشخص خواهد کرد . در کشورهایی که بیسوادی زیاد است و یا سطح سواد و آگاهی پایین است ، تلویزیون یکی از قویترین وسایل و شاید تواناترین وسیله ای است که استفاده امروز بشری و دگرگونی جامعه را در اختیار دارد .
اما از طرفی که انسان را آگاه می کند و به انسان تعلیم می دهد آیا واقعاً انسان را تربیت می کند ؟ « لز » می گوید : « اینک رقابت و سابقه ای در تمدن ما میان تعلیم و تربیت و فاجعه در نظر گرفته است و اگر ما این مسابقه را ببریم آیا قرن بیست و یکمی برای تمدن ما وجود خواهد داشت ؟ »
ایجاد بحران ، صدور بحران ، تحریک احساسات ، فضا سازی ، ایجاد انگیزه ، تهدید ، ابعاد وحشت ، شکوفایی خلاقیتها ، تحقیر ، قدرت نمائی ، ایجاد شوق و نفاق ، رفع تنش ، بی تفاوتی ، برقراری تفاهم ، بی اعتنایی و القاء مواردی که در جهت دار و هدفمندار شدن نگرشها و سوق دادن آنها به قسمتی که خواسته ها و اهداف در آن سو شکل می گیرد از توانائیها وقابلیتهایی است که رسانه های جمعی در عصر حاضر عهده دار آن هستند .
نقش رادیو و به ویژه تلویزیون به دلیل گستردگی فراگیری ، جامعه پذیری نسبی و ایجاد تحول و تحرک سریع ، از نقش دیگر رسانه ها شاخص تر و بهتر خودنمایی می کند .
تلویزیون به عنوان وسیله ای برای شکل دادن به افکار عمومی با طرح معضلات اجتماعی وسایل مربوط به سیاست داخلی و خارجی و همچنین با عرضه برنامه های تفریحی و نمایشی اش نقش خود را ایفاء می کند . این وسیله شگفت انگیز و قدرتمند در اکثر کشورها ملزم به ارائه یک پیام ایدئولوژیک است که آن هم از سوی طبقه حاکم تعیین می شود . در بسیاری کشورها تصویر سازی از سیاستمداران و شناساندن آنها در جهت شکل دادن به افکار عمومی و گرایشهای مردم وظیفه اصلی تلویزیون به شمار می رود ، وسایل ارتباط جمعی با داشتن وظیفه خبری آموزشی ، تفریحی – تبلیغی ، راهنمایی و راهبردی می توانند بهترین ابزار برای بالا بردن سطح دانش و فرهنگ ملی در جامعه باشند .
در این میان تلویزیون با استفاده از جذابیتهای تصویری ، رنگ ، صدا و موسیقی می تواند سریع تر توجه مخاطب را جلب و پیام خویش را با نفوذ بیشتری ارائه کند . در این جا آنچه مهم است ارائه برنامه های پرمحتوا و نحوه برنامه ریزی برای استفاده مخاطبان است . متأسفانه در کشور ما تقریباً همه برنامه های تلویزیون ، از یک قالب کلیشه ای و تکراری پیروی می کنند ، بی هیچ خلاقیت خاصی . یک دوربین ، یک مجری و یک دستگاه میکسر تصویر که قادر باشد هزار و یک ترفند را بر سر تصویر بیاورد ، کافیست تا یک برنامه چند ساعتی تولید شود .
مطبوعات
روزنامه هم ارزان است و هم حداقل در شهرها قابل دسترسی مهمترین نقش روزنامه ها دادن خبر و تفسیر وقایع روزمره است . این وقایع روزمره می تواند از جرم و جنایت محلی باشد تا جنگهای داخلی و خارجی . مطالعه نشان می دهد که روزنامه ها به جز خبررسانی نقشهای دیگری دارند که شاید از خبر هم مهمتر نشان می دهد روزنامه ها به جز خبررسانی نقشهای دیگری دارند که شاید از خبر مهم تر باشد . مثل آگهی نیازمندیها ، آگهی های ترحیم ، قیمت ارز و سهام ، آگهی های استخدام و برنامه های تلویزیون ، سمینارها و اخبار ورزشی و .......
مجلات بیشتر جنبه سرگرمی یا تخصصی دارند و اطلاعات خاصی را برای گروه معینی می دهند . مجلات سرگرم کننده تیراژ وسیع تری دارند و می توانند حاوی خبرها ، رپرتاژها ، مطلب خواندنی ، تفسیرها و غیره باشند .
یکی از ویژگی های روزنامه از جهت تأثیر روی افکار عمومی آن است که روزنامه می تواند به علت تنوع ، هر گروه خاصی را مخاطب قرار دهد و با زبان خود آنها با آنها ارتباط برقرار کند و مطالب مورد علاقه آنها را منتشر کند و این چیزی است که در رادیو و تلویزیون به آن اندازه ، امکان ندارد . حتی مطالب یک روزنامه واحد می تواند آن قدر متنوع باشد که برای تمام گروه های خاص قابل استفاده شود.
به طور کلی باید گفت که روزنامه ارزان ترین وسیله ارتباط جمعی است و شاید هم در دراز مدت مؤثرترین وسیله تأثیر بر افکار عمومی ، علی رغم گسترش غول آسای رادیو و تلویزیون ، روزنامه حداقل در کشورهای پیشرفته صنعتی هنوز هم به عنوان مهمترین منبع خبری و تفسیر سیاسی باقی مانده است . روزنامه هر چند از جهت انتقال خبر از رادیو کندتر است ، ولی این حسن را دارد که مطالب آن ماندنی و قابل مراجعه است .
شایعه و .......
یکی از شیوه های تبلیغات شفاهی شایعه است که معمولاً گستره آن محدود و زمان آن هم کوتاه است . معمولاً این شایعات در اطراف دولتمردان ساخته می شود و غالباً هم سازندگان شایعه قابل تشخیص نیستند . شایعه این خصلت را دارد که وقتی سر زبانها افتاد ، دیگر قابل کنترل نیست .
شایعه خیلی سریع پخش می شود و هر چه اوضاع بحرانی تر باشد ، هم شمار شایعات بیشتر می شود و هم سرعت انتقال آن . همین طور در مواقعی که حوادث مهمی در شرف تکوین است که افکار عمومی تصور دقیق از آن ندارد، شایعه بازار گرمی پیدا می کند . تجربه نشان داده است که هر گاه شایعه به دلایلی رواج پیدا کند ، دیگر تلاش منابع رسمی خبر برای تکذیب آن تأثیر چندانی ندارد .
نقش تبلیغات
در عصر ما تبلیغات به فعالیتهای گوناگونی اطلاق می شود که به دو دسته اصلی تقسیم می شوند : تبلیغات تجارتی و سیاسی .
تبلیغات تجارتی شامل آگهی ، فروشندگی و رابطه عمومی است . در زمینه سیاسی به فعالیتهای احزاب سیاسی و نهضتهای گفته میشود که می خواهند آموزه های خود را در جامعه ترویج کنند و طرفدارانی برای خود پیدا کند ، افکار عمومی را با خود همراه سازند و در انتخابات آراء را به سوی خود جلب کنند و غیره . نوع دیگر تبلیغات سیاسی فنون ترویج را در بر می گیرد که دولتها و رژیمها برای افزایش مشروعیت و حیثیت خود در داخل و خارج و حفظ روحیه مردم و تخریب روحیه مخالفان در جنگ و جنگ سرد به کار می برند .
رشته دیگری از تبلیغات هم وجود دارد که خصلت اجتماعی و بهداشتی و علمی و هنری دارد و برای پیشبرد امور بهداشتی یا فرهنگی و غیره به وسیله سازمانهای مربوطه انجام می گیرد .
یکی از ویژگی های مشترک انواع تبلیغات آن است که تمام آنها از ارتباطاتی استفاده می کنند که به وسیله رسانه های گوناگون برای شکل دادن باورها ، نگرشها یا رفتارها جهت مقاصد مبلغ اشاعه پیدا می کند .بنابراین ، در یکی از تعاریف تبلیغات که در فرهنگ و بستر آمده نوشته شده است . « تلاش برای ارائه آموزه ها ، ایده ها ، دلایل ، شواهد یا ادعاها از طریق رسانه های ارتباطی برای تقویت هدفثی و یا مبارزه با هدف ضد آن » . در تعریفی که از سوی کوالتر ( 1962 ) داده داشته ، وی گفته است که تبلیغات تلاش آگاهانه ای است برای دگرگونی طرز تلقیها از طریق ارتباطات .
به گفته برنیز « تبلیغات نوین تلاشی است پیوسته در جهت ایجاد یا شکل دادن رخدادها برای تحت تأثیر قرار دادن روابط عامه مردم با کاری ، فکری و یا گروهی . »
یکی از مشکلاتی که در تعاریف تبلیغات وجود دارد ، مشابهت آنها با هم نیست ، بلکه تفاوتی است که با انواع دیگر ارتباطات دارد که می خواهد طرز تلقی و رفتار افراد راتغییر دهد بدون آن که کسی این را کار تبلیغاتی بداند . برای مثال توصیه های پزشکی ، کتابهای درسی و غیره در گروه کارهای غیرتبلیغاتی قرار می گیرد . در برخی از تعاریفی که از تبلیغات شده است ، مرز روشنی میان این دوگروه کشیده نشده است . از این جهت تعریف لاسول بسیار عام است ، زیرا در هر دو گروه نوعی تلاش برای تغییر رفتار انجام می شود .
برخی از نظریه پردازان برای تمایز میان این دو گروه ارزشها را مطرح کرده اند ( حقیقت در برابر دروغ ، نیت خوب در برابر فریب و غیره ) . با این وجه تمایز ، آموزش به عنوان سرمشق « درستی » و ارتباطات غیر تبلیغاتی در نظر گرفته می شود .
تبلیغات و آموزش
ادبیات اولیه درباره تبلیغات ، آن را به عنوان خطری که جامعه را تهدید می کند، معرفی می کند ومی خواهد از جهت مفهومی میان ارتباطات تبلیغاتی ( فریب دهنده ) و آموزنده تفاوت قائل شود . ( لاسول ، 1943 ؛ دوب ، 1948 ، 1956 )
لاسول و دوب می خواستند ویژگی تبلیغات آموزشی را به صورت تجربی و بدون ارزشگذاری ارائه دهند . لاسول ترجیح می دهد که واژه « آموزش » را به انتقال « فنون مثل خواندن ونوشتن و مهارتهای فکری و بدنی » محدود سازد و « تبلیغات » را فنونی می داند که به وسیله آن « تمایلات ارزشی ( تنفر یا علاقه به شخصی ، گروهی ، سیاستی و مکتبی ) شکل می گیرد » . او اضافه می کند که در هر حال در اصطلاح کنونی هر نوع « انتقال نگرشهای ارزشی سنتی را عموماً آموزش گویند در حالی که واژه تبلیغات به اشاعه نگرشهای واژگون کننده و مورد ایراد و یا تنها نگرشهای تازه اطلاق می شود . » (لاسول ، 1974) .
از نظر دوب ، آموزش « اشاعه دانش یا مهارتی است که خصلت علمی داشته یا برای بقای انسان در جامعه دردوره خاصی ضرورت دارد » . تبلیغات برعکس نوعی « تلاش در جهت تأثیر قرار دادن شخصیتها و کنترل آنها از جهت ارزشهای غیر علمی یا تردید آمیز در جامعه در زمان خاصی است . » ( دوب ، 1948 )
نویسندگان دیگر هم به این دوگانگی آموزش – تبلیغات به مثابه دو نوع ارزش نگاه می کنند . تبلیغات « می خواهد ذهن را به جای آن که باز کند ببندد » . تبلیغاتچی تنها می خواهد شما کاری بکنید که او می خواهد ، در حالی که آموزش « می خواهد شما کاری را به میل خود انجام دهید . » (مارتین ، 1993). تبلیغات می خواهد عقاید و افکار را « به نحوی تحت تأثیر قرار دهد که افراد هیچ پرسشی درباره علت این که چرا باید این عقیده یا رفتار داشته باشند نکنند. « اکنون شما تفکر و رفتار را طوری تحت تأثیر قرار می دهید که افراد ترغیب می شوند سؤال کنند که چرا این کار را اصلاً بکنند » ( بارتلت ، 1945 ) .
تبلیغات و دروغ
دروغ به عنوان ویژگی اصلی تبلیغات در مباحث مفهومی زیادی که در این باره ارائه شده است دیده می شود . توتیس تبلیغات را تلاشی می داند در جهت اشاعه افکاری فاقد حقیقت و دقت . لومی ( 1933 ) تبلیغات را مخدوش کردن واقعیتها می داند . آلبیگ ( 1965 ) و چوکاس همین نظر را دارند . همین طور آنها مغلطه را یکی دیگر از خصایص تبلیغات معرفی می کنند . لی وی ( 1939 ) هنر تبلیغات را نوعی کلک نظری و پشت هم اندازی می دانند که باعث می شود افراد دچار توهم شوند و آن را حقیقت تصور کنند .
مرتون ( 1975 ) از سوی دیگر تصور نمی کنند که ضرورتاً باید همیشه تبلیغات همراه با دروغ باشد . الول ( 1965 ) حتی از این پیشتر می رود و می گوید :
« این فکر که تبلیغات باید حاوی دروغ باشد هنوز میان برخی از متخصصان رایج است ..... ولی این طور نیست ، مدتهاست که تبلیغاتچیها فهمیده اند باید از دروغ پرهیز کنند . در تبلیغات آنها حقیقت است که نتیجه می دهد . » این فرمولی است که روز به روز بیشتر مورد قبول قرار می گیرد . تبلیغات بر مبنای دروغ استوار نیست . بلکه بر اساس واقعیت محض است . به نظر می رسد که هر چه افکار عمومی بیشتر بی اطلاع باشد ، بیشتر از تبلیغات تأثیر می پذیرد .
در جای دیگر الول بر خصلت دروغ پردازی تبلیغات کنونی تکیه می کندو می گوید : « تبلیغات امروز دعاوی نادرستی را اشاعه می دهد . دروغهایی است که می خواهد فکر ، داوری و ارزشها و اعمال را به کلی وارونه کند . »
تحقیقاتی تجربی زمان جنگ درباره تبلیغات نشان می دهد که اعتبار مهمترین تنگنا است . به قول لرنر ( 1949 ) اجتناب از دروغ قابل کشف یکی از قواعد اصلی بود که جنگ روانی متفقین را در جنگ جهانی دوم شکل می داد . تبلیغاتگران متفقین حتی سعی می کردند از گفتن حقایقی که ممکن بود در نظر دمشق بی اعتبار باشد ، اجتناب کنند . به طور کلی معلوم شد که مثلا ًاعتبار خبر از جهت باور پیامگیر حتی از درستی و نادرستی هم مهمتر است .
الول ( 1965 ) تبلیغات را به مثابه فن ارتباطی « تام » تلقی می کند که پیامگیر را از هر سو احاطه می سازد ، تمامی شخصیت انسان و تمامی افراد را تحت سیطره خود می گیرد . در این جا با اسطوره سازمان یافته ای مواجه هستیم که می خواهد تمامی وجود انسان را تسخیر کند .
تبلیغات نوین
تبلیغات به عنوان نیروی تازه اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی تلقی می شود که با انواع ارتباطات ابزاری دوره های قبل کاملاً متفاوت است . تبلیغات در معنی خاص و جدید خود با خصایصی مثل عینیت یا عدم دلبستگی ، پنهان کاری و ظرافتهای علمی تعریف می شود که در دوره های گذشته فاقد آن بود .
لاسول و بلومن استاک ( 1939 ) با مقایسه تبلیغاتگران عصر جدید با مبلغان مذهبی میسیونرهای گذشته ، که به حرفهای خود اعتقاد راسخ داشتند ، می گویند : « تبلیغاتچیهای جدید لزوماً به چیزهایی که می گویند اعتقاد ندارند . »
الول این تفاوت را بیشتر نشان می دهد ، « تبلیغات دیگر از ایدئولوژی متابعت نمی کند. تبلیغاتچی آدمی نیست که به حرفش اعتقاد داشته باشد ، تبلیغاتچی واقع باید مثل جراح خونسرد، بی تفاوت و دقیق باشد . »
از ویژگی های تبلیغات جدید خصلت پنهان کاری آن است . در تبلیغات جدید ، منشأ پیام و هدفهای پیام رسان از چشم پیامگیر پنهان است . لوملی ( 1933 ) تبلیغات را همین می داند. آلبیگ تبلیغات را « پخش استنتاجهایی از منابع پنهان یا با هدفهای نهان تعریف می کند . »
برنیز ( 1938 ) تبلیغاتچی را « حاکم نامرئی می داند که قدرت حاکمه واقعی را در جامعه تشکیل می دهد ؛ ما همه تحت سلطه کسانی هستیم و ذهن ما را کسانی شکل می دهند و ذائقه ما را کسانی تعیین می کنند که اصلاً شناختی از آنها نداریم . »
و سرانجام برخی از نویسندگان برای تبلیغات کنونی خصلتی علمی قائل شده اند. این مخصوصاً در برداشت چوکاس و الول از تبلیغات منعکس است .
چوکاس ( 1965 ) تبلیغات نوین را به مثابه « تلاش در جهت مفهومی اجتماعی برای ساختن الگوهای رفتاری می داند ، همان طور که در مهندسی ، پلها و جاده ها ساخته می شود . » از این جهت تبلیغاتچی باید فهم دقیقی از این که انسان چگونه رفتار می کند داشته باشد .
الول ( 1965 ) هم معتقد است : « تبلیغات جدید بر اساس تحلیل روان شناسی و جامعه شناسی استوار است . »
آثار ارتباطات
در این جا به نظریه هایی که درباره اثر مجاب کننده تبلیغات ارائه شده است می توان اشاره کرد . نخست باید به دو خط متفاوت نظری اشاره شود ، یکی می خواهد قدرت تبلیغات را بر پیامگیر بزرگ کند و دیگر برعکس می خواهد آن را کوچک کند .
نظریه های نوع اول با برخی از مفهوم سازیهای دوگانه درباره پدیده تبلیغات همریشه است ، بر نظریه شرطی اشاره دارد . در این جا تبلیغاتچی به مثابه عامل محرکه ای ظاهر می شود که پاسخ دریافت کننده پیام را تعیین می کند . این نظریه ها بر اساس رابطه یکسویه و سلطه تبلیغاتچی بر پیامگیر استوار شده است .
نظریه های نوع دوم نظریه های جامعه شناختی هستند که اعتقادی به این رابطه یکسویه ندارند . به جای آن که برای تبلیغات قدرت خاصی قائل شود ، آن را جزء ارتباطات ابزاری ( ارتباطی که هدفش تحت تأثیر قرار دادن ، شکل دادن نگرشها و رفتار افراد است ) محسوب می کند .
برخی از نظریه پردازان برای تبلیغات اثر شرطی قائل هستند ( کنترل نگرشها ، باورها و غیره از طریق دادن محرکه های مناسب بدون توجه به متغیرهای واسط ) . بدون توجه به مکانیسم های شرطی پاولف ، به نظر چوکاس (1965) ، اثر القایی تبلیغات ناشی از این است که محرکه ارائه داده شده به وسیله تبلیغاتچی با محفوظات عاطفی پیامگیر ( ترس ، لذت ، نفرت و عشق ) همبسته می شود . محرکه ای که این چنین غنی شود ، به « نماد » تبدیل می گردد . این اصلی اساسی در سازمان دادن رفتار افراد است . هر نمادی که فرد پیدا می کند ، به طور خود به خود و بدون تأمل تصویری در ذهن او ایجاد می کند که در او احساس عشق یا نفرت ، تسلی یا تحقیر را بیدار می کند .
سارنوف ، کاتس و مک کلین تاک ( 1954 ) « القای اقتدارگرایانه را در برابر اطلاعات غیر اقتدارگرایانه » قرا رمی دهند . اولی بر اساس تصوری است که از قدرت پیام دهنده وجود دارد ، و این همان چیزی است که اثر شرطی به وجود می آورد . پس هر محرکه ای که توانایی شرطی کردن ندارد ، بلکه تنها محرکه ای توانایی این کار را دارد که از نظر پیامگیر ، ارائه دهنده آن صاحب قدرت باشند .
بررسی مسئله
موفقیت تبلیغات در میان عوام ، چه از نوع تجارتی یا سیاسی ، پاسخهای خود را خودی و مکانیکی در سطح توده به وجود می آورد . مردمی که مسحور عوامفریبانه زبان باز شده اند و افرادی که به طور سیل آسا برای خرید محصولاتی که در رسانه های همگانی تبلیغ می شود هجوم می آورند ، رفتاری که حاکی از استقلال رأی باشد از خود نشان نمی دهند . به راحتی می توان نتیجه گرفت که تبلیغاتچی با پیامگیر کاری می کند که دانشمند در آزمایشگاه آزمایش شرطی روی حیوانات انجام می دهد . هر دو آنها بازتابهای شرطی را در رفتار موجودات مورد آزمایش انجام می دهند . ولی این تشبیه در مورد پاسخهای پیامگیر به محرکه های تبلیغاتچی تردید آمیز است .
البته نمی توان انکار کرد که پیامهای تبلیغاتی غالباً پاسخهای شدید خود به خودی ایجاد می کند ، تمام ارتباطات نمادین از این نوع هستند . برای مثال ، رمزگشایی نمادها پاسخی شبیه بازتاب غیر ارادی و خودبخودی است . برای مثال ، رمزگشایی نمادها پاسخی شبیه بازتاب غیر ارادی و خودبخودی است ، به شرط آن که رمز نماد قبلاً آموزش داده شده باشد . برخی از آثار تبلیغات با رمزگشایی غیر ارادی بستگی دارد که به جهت به خاطر سپردن مارک جنس و غیره در ذهن فرد شکل می گیرد . ولی آثار شرطی از این نوع نمی تواند الگوی نظری باشد که هر نوع پاسخی را که تبلیغات انتظار دارد شامل شود . آن چه ما نیاز داریم الگویی است که نقش اساسی پاسخهای مستقل و غیر خود به خودی را که تبلیغات ایجاد می کند ، به حساب آورد .
برخورد نظری با پاسخهای مستقل به ارتباطات نمادین در پژوهشهای تجربی ارتباطی انجام گرفته است .
پژوهشهای جامعه شناختی
جوزف کلاپر ( 1960 ) در بررسی خود در زمینه رسانه های همگانی پس از جنگ جهانی دوم می گوید : « پژوهشگران کنونی از این گرایش که رسانه های همگانی علت لازم و کافی تأثیر بر مخاطب هستند فاصله گرفته و به این نتیجه رسیده اند که نقش رسانه ها در میان سایر عوامل دیگر در یک موقعیت کلی قابل طرح است . به عبارت دیگر ، برداشت گذشته از نقش تعیین کننده رسانه ها در شکل دادن به نگرشها جای خود را به مشاهده شرایط موجود و تغییرات آن داده است .
ریلی و ریلی ( 1959 ) در همین مضمون می گوید: « برخورد سنتی با مسئله ، بر این اصل استوار بود که ارتباطات به طور ساده بر پیامگیران به عنوان عامل منحصر به فرد تأثیر می گذارد . این تصور به طور ضمنی وجود داشت که کار ارتباط گیرنده تنها فرستادن پیام است و این که پیامش هر چه بیشتر نفوذ کند و گیرنده پیام هم در کمال آزادی و اختیار تصمیم می گیرد که با پیام چگونه برخورد کند – و غالباً هم به طور منطقی با آن برخورد می کند . چنین طرح ساده ای می توانست چارچوب مناسبی برای نظرخواهی و یا تجربه های آزمایشگاهی باشد .....در حالی که این دیدگاه قدیمی فراگرد نقش متقابل اجتماعی را ، که عمل ارتباطی تنها یکی از عناصر آن است ،به حساب نمی آورد؛ اضافه بر آن ، به فرگردهای روان شناختی که جدا از هر نوع ارتباط خاصی در فرد در جریان است و بر عکس العمل او تأثیر می گذارد ، توجهی نشان نمی داد.
تحقیقات تجربی وسیع درباره تأثیر رسانه های همگانی بر نگرشهای افراد از جنگ دوم جهانی به این طرف باعث شده است تا نسبت به گذشته از اعتقاد به قدرت تبلیغات کاسته شود . مطالعات روی گروه های ثابت ( پانل ) ، که از سوی لازاسفلد ، برلسون و گودت ( 1948 ) در زمینه تغییر رأی شرکت کنندگان در انتخابات سال 1940 در اری کانتی واقع در اوهایو ، و از سوی لازارسفلد ومک فی در همین زمینه در انتخابات سال 1948 در المیرا واقع در نیویورک انجام شد ، نشان داد که تنها درصد کوچکی ( در اولی 50 درصد و در دومی 8 درصد ) از رأی دهندگان رأی خود را در جریان انتخابات تغییر دادند . این نشان می داد که رأی افراد شبیه به متغیرهای فردی بیشتر با نگرشهای قبلی افراد و عضویت در گروه های مرجع ارتباط داشته است تا با تبلیغات انتخاباتی. در همان زمان برخی از ویژگی های مبلغ ، به ویژه نفوذ کلام و خصایص رهبران فکری در گروه های چهره به چهره نشان داد که می تواند در تغییر رأی مؤثر باشد ( هولاند، 1945 ، کاتس و لازارسفلد ، 1955 ) .
هر چند نقش رسانه های از جهت تبلیغاتی به ویژه در کشورهای صنعتی محدوداست ولی از جهت اطلاعاتی قابل توجه است . رسانه ها از این جهت می توانند در شکل گیری جو سیاسی جامعه سهم عمده ای داشته باشند . لانگ و لانگ (1956) معتقدند که رسانه ها دیدگاه های را ترسیم می کنند ، سیاستمداران و احزاب را به جامعه معرفی می کنند ، مسائل جاری را مطرح می کنند که بر اساس آن بحث و جدلها شکل می گیرد و جو خاصی را به وجود می آورند . رهبران فکری در این میان نقش واسط میان رسانه های همگانی و توده پیامگیران را به عهده دارند . به نظر این دو نفر شیوه اطلاعاتی که از این رسانه ها پخش می شود ، در اکثر مواقع تلاشهای قبلی را تقویت و متبلور می کند ، ولی در عین حال به نحوی که بیان آن آسان نیست ، تغییراتی هم در نگرشها به وجود می آورد .
در هر حال ، تحقیقات ونظرخواهی ها از این که بتوانند نشان دهند ارتباطات در تغییر نگرشها تأثیر زیادی داشته اند ، ناتوان بوده اند .
در واقع وارد کردن متغیرهای مؤثر در ایجاد پاسخها به تبلیغات سیاسی به فضای آزمایشگاه بسیار مشکل است . برای اطمینان ، در برخی از مطالعات آزمایشگاهی متغیرهای مستقل عبارت است از متغیرهای پیامگیر مانند تعلق به گروه مرجع ، یا متغیرهای منبع پیام مانند باورپذیری و جذابیت مبلغ . آزمایشهایی نظیر این به ندرت می تواند میزان مقاومت نسب به تبلیغ قابل سنجش را از جهت عامل جامعه شناختی نشان دهد. ( کلی و ولکارت 1925 )
میزان تغییرات ادراکی و نگرشی ناشی از تبلیغات به عنوان وسیله سنجش مؤثر بودن ارتباطات تلقی می شود که می توان آن را تحت عنوان « تغییر عقیده » مورد بررسی قرار داد . ( کلاپر ، 1960 )
فنون و تبلیغات
شیوه هایی که تبلیغاتگر برای تحت تأثیر قرار دادن افراد به کار می برد فنون تبلیغات می نامیم . این شیوه ها متفاوت است و هر کدام در شرایط خاصی کاربرد دارد .
تبلیغات در خلاء وجود ندارد . هر شیوه های ممکن است در یک جا موفق و در جایی دیگر ناموفق باشد ، واین به شرایط تبلیغ بستگی دارد . برخی از این شرایط و خصایص عبارتند از سنتها ، آداب و رسوم که حاوی آرزوها وخواسته ها و علائق مردم است ، میزان آگاهی و فهم و شعور جامعه ، نوع و میزان اطلاعات و معلوماتی که افراد از قبل دارند و تبلیغات رقیب که روی افراد اعمال می شود . این جزئی از مجموعه شرایط اجتماعی است که تبلیغات در آن عمل می کند و با توجه به آنهاست که شیوه ها و فنون خود را انتخاب می کند .
فنون تبلیغات را می توان به سه دسته تقسیم کرد : حیثیت ، تحریف ، ناایمنی . نوع اول شامل فنونی است که محتوای تبلیغات به نحوی ارائه می شود که گویی بیانگر ارزشهای جامعه است . نوع دوم فنونی را در بر می گیرد که در آن تبلیغات سعی می کند چنین وانمود کند که تبلیغات نیست . در نوع سوم با فنونی سر و کار داریم که در آن تبلیغات به مردم چیزهایی را یاداوری می کند که از آن گریزانند .
حیثیت و اعتبار
تبلیغاتگر تبلیغات خود را با چیزهایی همبسته می کند که برای مردمی که می خواهد آنها را تحت نفوذ بگیرد ، عزیز است و بدان احترام می گذارند و آنها را پذیرا هستند . تبلیغات به ارزشهای سنتی ، آرمانها و هدفهایی که مردم می خواهند بدان نائل شوند متوسل می شود . تبلیغات به طور صریح یا در لفافه به مردم می گوید که آنچه می گوید در جهت خیر و صلاح آنهاست و انتظار دارد که مردم آن را بدون تأمل بپذیرند .
یکی از روشهای مرسوم در این زمینه توصیه و سفارش است ، توصیه شخص مورد علاقه مردم یا شخص مقتدر و با نفوذ و یا کسی که کلامش نافذ است و برای مردم حجت است . به طور کلی این نوع تبلیغات در میان افراد مرحوم و نیازمند به ویژه به خاطر کیش پرستش شخصیت اغلب مؤثر است .
روش دوم در زمینه حیثیت ، وانمود کردن همسویی منافع تبلیغاتگر با منافع مردم است . در این جا تبلیغاتگر می خواهد نشان دهد که با همان سبک و شیوه ای زندگی می کند که مردم می کنند و او یکی از خود آنهاست و همان اعتقاداتی را دارد که مردم دارند و خلاصه تظاهر به شباهت و نزدیکی با مردم می کند .
روش سوم در این زمینه توسل به گرایش مردم به دنباله روی است و این که همیشه می خواهند در اکثریت باشند نه در اقلیت . برای این کار تبلیغات می گوید : « تمام مردم با ما هستند و از ما پشتیبانی می کنند » .
روش چهارم استفاده از کلمات و واژه های جاذب و پرطرفدار است ، مثل آزادی ، برابری ، عدالت ، رفاه و ....... کلماتی است که مردم دوست دارند بشنوند و عکس العمل آنها نسبت به این واژه ها غالباً عاطفی است تا منطقی .
تحریف
نوع دوم از فنون تبلیغات تحریف است . دنیای واقعیتها برای تمام مردم یکسان نیست . آنچه ما آن را واقعی یا تحریف شده می دانیم به تجربه های گذشته ما و خواستهای کنونی و امیدهای آینده ما بستگی دارد . ما غالباً نظرات و برداشتهای گروه هایی را که با آنها مخالفیم ، تحریف شده می دانیم . ظاهراً تا زمانی که تناقضی در حرفهای مبلغ نمی بینیم یا نقطه نظرهای مخالف را نشنیده باشیم متوجه تحریف نمی شویم :
فنون تحریف طیف وسیعی از دروغ تا کتمان حقایق را در بر می گیرد . تحریف می تواند به شکل متهم کردن مخالفان باشد ، می تواند تعریف از طرفداران خود و بزرگ کردن امتیازات آنها باشد . به علاوه ممکن است تحریف در اطلاعات آماری باشد یا غیر آماری . به ویژه در عصر ما از دستکاری آمارها در تبلیغات خیلی استفاده می شود و چون غالب مردم هم از آمار اطلاعات کمی دارند ، ممکن است به راحتی تحت تأثیر قرار گیرند .
شیوه های تحریف در اطلاعات غیر آماری هم بسیار زیاد است : مخدوش کردن اطلاعات ، حذف برخی از اطلاعات به طوری که اطلاعات داده شده یکسویه و به سود مبلغ باشد . این روشهای مرسومی است که امروزه در مطبوعات و رسانه ها و تنظیم خبرها زیاد دیده می شود .
یکی دیگر از شیوه های تحریف پرت کردن حواس مخاطب و جلب توجه او به مسائل دیگر است به طوری که از موضوع اصلی غفلت می کند . همینطور ساده کردن بیش از حد مسائل پیچیده هم می تواند یکی از شیوه های تحریف حقایق باشد .
مدلهای تبلیغ
مدلهای تبلیغ را می توان به دو دسته تقسیم کرد : ضعیف و قوی . تقاوت میان این دو در میزان تأثیر اقناعی آنها نیست . بلکه در خصلت کنش متقابل میان مبلغ و پیامگیران است .
در مدل ضعیف ، پیامهای یکسان باعث می شود تا افراد به تدریج تحت تأثیر قرار گیرند ، بدین ترتیب که نخست گروهی که بیشتر آمادگی پذیرش دارد جذب تبلیغ می شود و از بقیه پیامگیران مجزا می گردد . مدل ضعیف تبلیغ شبیه ماهیگیری است که در آن ماهیگیر برای به دام انداختن ماهی از طعمه استفاده می کند . در این مدل مبلغ بیشتر دنباله روی سلیقه وذائقه مردم و یا جو جامعه است .
در مدل قوی ، جریان همسان پیام به صورت دیگری عمل می کند . آثار تراکم پذیر ناشی از این پیامهای تبلیغاتی خصلت گزینشی ندارد . بلکه تبلیغ با پاسخ موافق جمع مواجه می شود . این مدل را می توان به دستگاه خودکاری تشبیه کرد که بدون توجه به محتوای پاکت بر تمام آنها مهر می زند . در این روش مبلغ بیشتر چیزی را دیکته می کند .
البته مدل قوی تری مانع از این نمی شود که برخی از افراد با اشتیاق به آن پاسخ دهند و عده ای هم با آن مخالفت می کنند . بر اساس همین تشبیهی که کردیم ، برخی مهر را می پذیرند و در برخی مهر روی آنها کمرنگ است یا اصلاً رنگ ندارد .
اینکه مبلغ در کجا باید از مدل ضعیف استفاده کند و در کجا از مدل قوی ، به مطالعات تجربی نیاز دارد . اگر پاسخهای موافق بر حسب گروه سیاسی ، اجتماعی مثلاً بر سحب شغل ، درآمد ، تحصیلات ، مذهب و غیره با هم خیلی تفاوت داشت ، احتمالاً مدل ضعیف مناسب تر است . ولی وقتی تفاوتی درتوزیع پاسخها در گروه های اجتماعی وجود نداشت ، مدل قوی مناسب تر به نظر می رسد .
پی نوشتها
1 – علی اسدی ، افکار عمومی و ارتباطات ( چاپ اول ، تهران ، ا نتشارات سروش ، 1371 )
2 – Qualter
3 – Bernays
4 – Bartlett
5 – Tonnis
6 – Lumely
7 – Albig
8 – Choukes
9 – Elul
10 – Bettlehim and Janowitz
11 – Sarnoff
12 – Katz
13 – McClintock
14 – Klapper
15 – Kelley
16 – Volkart
17 – Conversion
18 – Hand book of communication edited by Itheil de sola pools Fredrick W.fery Rand McNally college publishing Co 1973 .
19 – Alen Wells Mass Me dia and society National Press Book Palo Alto Calfirornia 1972 .
20 – ن . س . بیریوکف ، تلویزیون و دکترین های آن در غرب ، ترجمه : محمد حفاظتی ، ( تهران ، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها ، 1372 ، ص 19 – 25 )