فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان

کودک قسمت اول زندگی خود را که همه می­دانند مهمترین قسمت از دوران زندگی است در خانواده خود می­گذراند نخستین تجربه­های سازشی وی با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق می­یابند وقتی صحبت از تعارض است، با آنها در تعارض است به قسمی که اختلالات روانزاد که در زمینه عاطفی یا عقلی بروز می­کنند همواره یا با تعارض­های ادیپی و یا با تعارض­های رقابت با برادر
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 80 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 124
بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

در زمینه بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان، روانشناس و پزشک با مشکلاتی مواجه هستند که مربوط به سازش با محیط خانوادگی است.

کودک قسمت اول زندگی خود را که همه می­دانند مهمترین قسمت از دوران زندگی است در خانواده خود می­گذراند. نخستین تجربه­های سازشی وی با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق می­یابند: وقتی صحبت از تعارض است، با آنها در تعارض است. به قسمی که اختلالات روانزاد که در زمینه عاطفی یا عقلی بروز می­کنند همواره یا با تعارض­های ادیپی و یا با تعارض­های رقابت با برادر و خواهر در ارتباطند.

این تعارض­ها همواره به وضوح با مصاحبه­ای که در خلال آن اختلالات را برای ما توصیف می­کنند آشکار نمی­گردند، چه آنچه خود را نشان می­دهد نتیجه است و نه علت که عمیق­تر و غالباً پنهان است.

این علت عمیق در واقع در بسیاری از موارد نا­هشیار است. نه پدر و مادر از آن خبر دارند و نه خود کودک. به دلیل آنکه تربیت بر آن مهر سکوت می­زند و آن را قلمرو ممنوع قسمتی از شخصیت اعلام می­نماید و به نوعی جامه حفظ ظاهر به واقعی­ترین افکار و احساسات می­پوشاند. پس با پرسیدن نیست که خواهیم توانست به کشف انگیزه­های عمیقی اختلالات سازشی دست یابیم. به خصوص اگر تعارض شدیدی بین کودک و یکی از اعضای خانواده­اش وجود داشته باشد برای مبرهن ساختن آن باید کودک را به برونریزی عمیق­ترین احساساتش و شیوه­ای که در عمق وجود خویش در رابطه با شخص مورد نظر برگزیده است، هدایت کنیم.

به دیگر سخن، باید کودک بتواند آنچه در دل دارد آزادانه بیان کند و نقاشی دقیقاً وسیله این بیان آزاد است. نقاشی خانواده به خصوص به کودک اجازه می­دهد که تمایلات سر­کوفته در زمینه نا­هشیار خود را فرافکنی یعنی برونریزی کند و از این راه است که او می­تواند واقعی­ترین احساساتی را که نسبت به کسان خود دارد برای ما آشکار سازد.

مسلماً اگر به کودک دستور­العمل محدود کننده­ای داده شود مثل موقعی که به او گفته می­شود: «خانواده­ات را نقاشی کن»، ممکن است گمان کند که مجبور است به طوری کاملاً عینی، با رعایت ترتیب قد و سن و خصوصیات واقعی هر یک از اعضا و حفظ ظاهر در روابط بین اعضای خانواده، عمل کند.

اما غالباً جنبه شخصی فائق می­گردد مخصوصاً همان طور که بعداً خواهیم دید اگر دستور­العمل این باشد که: «خانواده­ای را بکش که در خیال خود می­توانی به وجود آوری». در این صورت، روشی که کودک براساس آن خود را در بین کسان خویش قرار می­دهد بسیار تحت تأثیر حالت عاطفی، احساسات، خواسته­ها، ترسها، کشش­ها وفاصله­جوئی­ها یا انزجار­های اوست و ما از این راه نسبت به شخصیت و تعارض­های عمیق وی آگاه می­شویم. پس نقاشی خانواده یک تست شخصیت است که می­توان بر مبنای قوانین فرافکنی به تفسیر آن پرداخت. باید افزود که این تست، تستی است که شیوه به کار بستن آن آسان است. در مراجعات بالینی باید همواره سریع و خوب عمل کرد و این دو خواسته را به سختی می­توان با هم آشتی داد. اما در تست نقاشی خانواده می­توان بر این مشکل فائق آمد. چون این تست را می­توان سریع اجرا و تفسیر کرد (تقریباً 30 دقیقه برای یک آزمونگر ورزیده). از سوی دیگر، همواره کودکان و نوجوانان به آزمایش شدن با این تست به خوبی تن در می­دهند، از 6-5 سالگی به خوبی قابل اجراست و بالاخره جز به یک میز، یک ورق کاغذ و یک مداد، به لوازم دیگری نیاز ندارند.

ما شخصاً این تست را به صورت نظامدار در مرکز روانی-پزشکی خود به کار بسته­ایم و با تدوین روشی خاص برای گذراندن و تفسیر، آن را ثمر بخش­تر ساخته­ایم.

در وهله نخست، به کودک نمی­گوییم که: «خانواده­ات را نقاشی کن» بلکه به او می­گوییم: «:یک خانواده را نقاشی کن، خانواده­ای که در فکرت به وجود می­آوری». در واقع در بین این دو دستور­العمل، در حدی که در برداشت اول به نظرمی­رسد، تفاوت وجود ندارد. کودک با ترسیم خانواده خود به برونریزی خویش می­پردازد و در نتیجه، تقریباً جنبه فاعلی و شخصی خود را به همان اندازه که اگر بنا بود خانواده­ای خیالی ترسیم کند، در آن بیان می­نماید. معذلک به گمان ما، دستور­العملی که به کار می­بندیم به دلیل آنکه توجه بچه را از خانواده خود منحرف می­سازد و بدین ترتیب بی­شک فرافکنی شخصی­ترین گرایش­های او را آسان می­گرداند، قابل ترجیح است.

در وهله دوم، پس از اجرای نقاشی توسط کودک با او مصاحبه­ای به عمل می­آوریم که در آن از وی خواسته می­شود نقاشی خود را شرح دهد، اشخاص ترسیم شده را مشخص کند، نقش، جنس، سن و روابط متقابل آنها را معین نماید. سپس در این تست به کاربرد روش مخصوصی که برای تست فرافکن دیگری فراهم کرده­ایم و آن را روش ترجیح­ها-همسانسازی­ها نامیده­ایم، می­پردازیم. این روش عبارت است از آنکه از کودک می­خواهیم ترجیح­ها و یا نفرت­های مختلف خود را نسبت به اشخاص مختلفی که در نقاشی آمده­اند ابراز نماید، آنگاه به همسانسازی بپردازد یعنی بگوید دلش می­خواست کدامیک از اشخاص نقاشی باشد. این روش دارای این مزیت بزرگ است که تفسیر شخصی خود کودک از تست را، که بیش از هر شخص دیگری معنای نقاشی خود را می­داند، جانشین تفسیر روانشناس می­سازد تفسیری که باید همواره کم و بیش با احتیاط تلقی شود.

در این اثر ما بر نتایج آماری آزمایش 1200 کودک و نوجوان متکی هستیم: 800 نقاشی به پسران و 400 نقاشی به دختران تعلق دارد (برای گروههای سنی پسران 100 نفر و گروههای سنی دختران 50 نفر از 6 تا 14 سالگی). این نمونه مورد آزمایش مرکب است از موارد بهنجاری، اختلالات خفیف خلق و خو، عقب ماندگی­های ذهنی خفیف و حالات روان­آزردگی. اینک تصور می­کنیم که تعداد قابل ملاحظه تک بررسی­ها در این نمونه، ما را مجاز می­دارد که نتایج خود را دارای قابلیت تمایز بین حالات معمولی و حالات خاص یا اختلال­آمیز بدانیم.

از سوی دیگر براساس این نمونه، ما توانسته­ایم به صورتی عمقی به بررسی معنای سرمایه­گذاری درباره تصویر یک شخص، به خصوص در رابطه با همسانسازی نا­هشیار و روابط عاطفی با دیگری (روابط موضوعی)، بپردازیم. مثلاً از این دست است وقتی که ما در تفسیر سرمایه­گذاری رجحان یافته تصویر خود، از مفهوم بازگشت به خود­دوستداری، مفهومی که از نظر استنتاج­ها بسیار بارور است، سخن می­گوییم. همچنین در این اثر ما بیش از پیش، عمل دفاع من علیه اضطراب را مورد تأکید قرار داده­ایم چه، این مسئله به خصوص در نقاشی خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین دلیل است که ما رابطه با فاصله را به منزله یک مکانیزم دفاعی متمایز کرده­ایم.

این مفاهیم نو ما را به بازنگری عقده ادیپ هدایت کرده­اند، مبحثی که نشان دهنده آن است که عقده ادیپ بیشتر از آنچه تصور می­شود، نه تنها در قلمرو نورز­ها بلکه در بسیاری از اختلالات سازشی در سطح خانواده و مدرسه، به عنوان علت دست دارد.

فصل اول

نقاشی کودک به منزله نشانه هوش و بیان عواطف

توجه فزاینده­ای که چندین دهه پیش نسبت به تحول روانی و دوره کودکی ابراز شده طرز بیان در نخستین سالهای زندگی و از آن میان به خصوص بازی و نقاشی منتهی گردیده است.

اما باید گفت که در این فاصله، به ارزش فراوان نوعی از نقاشی یعنی نقاشی آزاد دست یافته­اند. این نوع نقاشی در مدارس سنتی آموخته نمی­شد چه شاگردان را بیشتر به کشیدن از روی نمونه­ها یا الگو­هایی وادار می­کردند. امروزه می­دانیم که در نقاشی بدون الگو یا مدل، کودک به یک آفرینش واقعی می­پردازد و در نتیجه می­تواند به گونه­ای غیر قابل مقایسه با نقاشی تقلیدی، آنچه را در درون او می­گذرد بیان کند. وی با این عمل، بینش خاص خود را از جهانی که او را احاطه کرده است به دست می­دهد و از این راه ما را درباره ویژگی­های شخصیت خود آگاه می­سازد.

1-نقاشی به منزله تست هوش

می­دانیم که وقتی یک ورق کاغذ و یک مداد در اختیار کودکی در سنین پایین قرار دهیم به کشیدن چیزهای مختلفی دست می­زند و به خصوص پیش از آنکه به نقاشی اشیا بپردازد دوست دارد که «آدمک­هایی» بکشد.

اما او این آدمک­ها را آنطور که می­بیند نمی­کشد، چه به هیچ وجه قادر به چنین کاری نیست، بلکه به گونه­ای که آنها را درک می­کند یا دقیق­تر بگوییم به گونه­ای که خود را درک می­کند ب به نقاشی آنها می­پردازد و این امر بستگی به درجه «رشد و رسیدگی»[1] روانی-حرکتی او دارد. پس بدین ترتیب مفهومی که کودک از آغاز از«طرح بدنی»[2] خود دارد تعیین کننده شکل­بندی آدمک در هر سن خواهد بود. از اینجاست که توانسته­اند وسیله­ای برای ارزشیابی هوش استنتاج کنند:

به عنوان مثال، تست گودیناف[3] معروف به تست آدمک، طراز عقلی آزمودنی را بر حسب کامل بودن، وجود تعادل کلی و غنای جزئیات آدمک ترسیم شده، تعیین می­کند، و تست فه[4] یا تستی که دستور­العمل آن این است که «خانمی را بکش که داره در زیر بارون گردش می­کنه» و مستلزم ایجاد توحید پیشرفته­تر عناصر مختلف نقاشی است نیز امکان اندازه­گیری طراز هوش را فراهم می­سازد.

براساس نقاشی آزاد (که نشان دهنده اشخاص یا هر چیز دیگر است) نیز می­توان، علاوه بر تعیین طراز هوش، به ارزشیابی نحوه ادراک خاص فرد پرداخت. مثلاً مینکفسکا[5] دو نوع کودک را در مقابل هم قرار داده و برحسب تفاوت جنبه صوری نقاشی، آنها را حسی و تعقلی نامیده است:

در کودک حسی، طرز اجرای نقاشی کاملاً دقیق نیست اما جزئیات آن از راه یک پویائی آشکار به یکدیگر ربط داده شده­اند.

در کودک تعقلی به عکس، طرز اجرای نقاشی بسیار دقیق است: هر موجود یا هر شیء با استحکام و انسجام و غالباً با قرینه­سازی نقاشی شده است، اما هر یک از آنها مجزا و بی­حرکت است و با بقیه ارتباطی ندارد.

2-نقاشی به منزله تست شخصیت

نقاشی فقط دارای عناصر شکلی یا صوری نیست. در کنار شکل، محتوا قرار دارد و در این محتوا چیزی از تمامی شخصیت منعکس می­گردد.

پس نقاشی ارتجالی یک کودک سوای طراز عقلی و نحوه ادراک او از واقعیت، نکات گوناگون دیگری را برای ما، آشکار می­سازد و مخصوصاً پرده از روی عواطف وی بر­می­دارد. به نظر نمی­رسد که گودیناف به هنگام تدارک تست آدمک خود، به امکان تأثیر تمایلات عاطفی بر نقاشی کودک توجه داشته است. معذلک او باید به این نکته توجه می­کرد که در تعدادی از موارد مورد آزمایش، بین نتایج تست آدمک وی و تستهای متداول هوش مانند تست بینه-سیمون یا مقیاس وکسلر برای کودکان مطابقت وجود ندارد.

به عکس مک هوور[6] در 1949 به اهمیت مسئله پی برده بود و در عین تغییر دادن تست آدمک از راه دستور­العمل نقاشی متوالی دو جنس مخالف، مسئله محتوا را نیز با احاطه فراوان مطرح می­ساخت. به همین دلیل است که نخستین کتاب وی درباره «فرافکنی شخصیت در نقاشی یک شکل انسانی» است. باک[7] نیز با پیشنهاد تست خود به نام «تست خانه، درخت، شخص»[8] به خوبی درک کرده است که نقاشی آزاد وسیله­ای عالی برای دست یافتن به شخصیت است. تست او دارای دو هنگام است: اولی غیر کلامی و خلاق، که با تحقق تصویری دستور­العمل «خانه-درخت-شخص» بیان می­شود و دومی کلامی و تفسیری، که از کودک تعریف، توصیف و تفسیر اشیای نقاشی شده و محیط آنها و نیز ارائه تداعی­هایی درباره آنها خواسته می­شود.

بوتونیه[9] در کتاب خو زیر عنوان « نقاشی­های کودکان» نکات بسیار معقول و به جایی را درباره این موضوع خاطرنشان ساخته است. وی گفته است: « نقاشی کودک، جدا از هوش و طراز تحول ذهنی او، مبین چیز دیگری است که عبارتست از نوعی فرافکنی هستی خاص وی و هستی خاص دیگران یا بهتر بگوییم طریقه­ای که هستی خود و دیگران را حس می­کند».

در جای دیگر چنین می­نویسد: «بررسی نقاشی­های کودک، ما را به گونه­ای اجتناب ناپذیر به قلب مسائلی که برای او مطرح می­شوند، تاریخچه زندگی وی و موقعیت­هایی که در آن زندگی می­کند، رهنمون می­گردد».

3-فرافکنی[10] و رمزگرائی

همان طور که بوتونیه به درستی بیان کرده است، نقاشی آزاد یک فرافکنی است. بدین معنا که تمامی شخصیت در اینجا در جستجوی راهی برای بیان خویشتن است و مخصوصاً عناصر نیمه هشیار و نا­هشیار به پاس آزادی عمل آزمودنی[11] به برون فکنده می­شوند.

باید دانست که این فرافکنی عناصر نا­هشیار شخصیت، در تعدادی از آزمونها به کار رفته است و به همین دلیل است که آنها را تستهای فرافکن می­نامند.

نقاشی آزاد نمونه بارز یک آزمون فرافکن است. از این جهت که مخصوصاً بیان تمایلات نا­هشیار را مسا= می­سازد. پس باید در برابر نقاشیآزاد از خود پرسید که آشکار کننده چه سطحی از شخصیت است یا به عبارت دیگر سهم هشیار و ناهشیار در آن چیست؟

همان طور که می­دانیم چنین پرسشی درباره سایر تستهای فرافکن مثلاً تست اندریافت موضوع موری[12] (T.A.T)نیز مطرح می­گردد. داستانی که فرد در مقابل یک لوح بیان می­کند گاهی شکل خالص و محض. باز پدید­آوری رویدادهای مختلف یا موقعیتی است که وی در آن زیسته است و در نتیجه به صورت تعقلی قابل تبیین است، و گاهی فرافکنی حالت یا تعارضی نا­هشیار، به گونه­ای غیر­تعقلی است که باید مورد تفسیر قرار گیرد.

4-روان تحلیل­گری[13]

نا­هشیاری در قلمرو روان تحلیل­گری یعنی در قلمرو روشی قرار دارد که به بررسی اعماق ناشناخته روحیه آدمی می­پردازد و توسط فروید پایه­گذاری شده است.

اما روش تداعی لفظی آزاد که در روان تحلیل­گری بزرگسالان به کار می­رود در مورد کودکان قابل اعمال نیست. پس لازم بوده است که وسایلی که امکان بررسی پدید­آوری­های خود به خودی دوره خردسالی را فراهم می­سازند یعنی بازی یا نقاشی­های آزاد را جانشین آن سازند.

مرگن اشترن[14] در 1928 برای نخستین بار، فکر کاربرد نقاشی­های ارتجالی یا خود به خودی یک کودک را به منظور تحلیل روانی او به کار بست.

از آن پس شماری از مؤلفان، روش تفسیر نقاشی­های آزاد را با هدف تشخیصی یا درمانی به کار بسته­اند. از بین این مؤلفان باید مخصوصاً بودوئن[15]، برژ[16]، رامبر[17] و دولتو[18] مارت را نام برد.

5-خانواده­ات را نقاشی کن

می­توان با دادن دستور­العملی به کودک، خلاقیت آزاد وی را تحت نظم معینی درآورد. به همین ترتیب است که در تست نقاشی خانواده عمل می­کنند.

همان طور که گفته­ایم جهان کودک، خانواده اوست و روابطی که با آن برقرار می­سازد برای فهم شخصیت او از اهمیت قاطعی برخوردار است.

قالب سنتی این است که به کودک بگویند: «خانواده­ات را نقاشی کن». این دستور­العملی است که مؤلفانی همچون مینکفسکا، پورو[19]، کان[20] و گومیلا[21] در فرانسه آپل[22] در آمریکا، بارسلوس[23] در برزیل، و فوکادا[24] در ژاپن به کار بسته­اند.

وظیفه خود می­دانیم که در این زمینه ذکر خاصی از پورو کرده باشیم چون بررسی وی حاوی نکات بسیار جالبی است. وی درباره تست نقاشی خانواده، به عنوان یک تست فرافکن، در آغاز چنین می­گوید: «هیچکس تردیدی ندارد که یک تست وقتی خوب است که بتوان به کمک آن فرافکنی شخصیت کلی فرد را، اعم از هشیار و نا­هشیار، به دست آورد. اما این کار را باید با وسیله­ای انجام داد که نسبتاً کم سازمان یافته باشد تا مزاحمتی برای این فرافکنی فراهم نسازد. اما در عین حال آنقدر سازمان یافته باشد که تحلیل شخصیت را از راه مقایسه با نتایج تجربی دیگر افراد امکان­پذیر گرداند. تست نقاشی خانواده دقیقاً به این خواسته­های متناقض پاسخ می­دهد».

سپس پورو مزایای این آزمون را چنین توصیف می­کند:

«مشاهده ساده و بررسی جزئیات نقاشی، این امکان را فراهم می­سازد که بتوان بدون آگاهی کودک، احساسات واقعی او را نسبت به کسانش شناخت و موقعیتی را که برای خود در خانواده قائل است دانست، و در یک کلمه، این نکته را دریافت که وی خانواده خود را چگونه مجسم می­سازد و این نکته­ای است که مهمتر از شناختن دقیق خانواده اوست».

پورو درباره ترکیب خانواده به گونه­ای که در نقاشی منعکس شده است، و درباره اهمیت این نکته که پاره­ای از اشخاص خانواده می­توانند به فراموشی سپرده شده باشند، پافشاری می­کند. وی این نکته را برجسته می­سازد که نخستین شخصی که نقاشی شده است تقریباً همواره مهمترین شخص از نظر کودک است. وی به نشانه­های ارزنده­سازی و ناچیز شمردن اشاره می­کند. و بالاخره ما را متوجه این نکته می­سازد که منزلتی را که فرد در گروه خانوادگی برای خود قائل است؛ منزلتی که آشکار­کننده طریقه­ای است که خود را در نظر می­گیرد، مورد ملاحظه قرار دهیم.

6-یک خانواده را نقاشی کن

ما دیدیم که علیرغم خصیصه محدود کننده دستور­العمل قبلی که به کودک تحمیل می­کند خانواده خود را نقاشی کند، فرافکنی همواره در کار است تا واقعیت را در جهت اشتغالات عاطفی آزمودنی، دگرگون سازد.

در هر حال ما فکر کرده­ایم که این فرافکنی احساسات شخصی آسان­تر می­گردد اگر به کودک دستور­العمل مبهم­تری بدهیم یعنی به او بگوییم: «یک خانواده را نقاشی کن، یک خانواده به فکر خودت». تا آنجا که ما اطلاع داریم از بین کسانی که در این راه بر ما مقدم بوده­اند تنها برژ است که دستور­العمل خود را بدینگونه تدوین کرده است.

به این نکته اشاره کنیم که با اینکه از آزمودنی­ها، با این دستور­العمل گسترده­تر، خواسته شده است به تخیل خود میدان دهند معذلک پاره­ای از آنها به شدت به واقعیت پای­بندند و خانواده خود را نقاشی می­کنند. ما تفسیر این نوع نقاشی­ها را بعداً خواهیم آورد.

اما برای اکثر آزمودنی­ها، این دستور­العمل جدید، آزادی کاملتری فراهم می­سازد و از این راه، تمایلات نا­هشیار با سهولت بیشتری بیان می­شوند. و همان طور که خواهیم دید بدین ترتیب است که کودک خواهد توانست از واقعیت فاصله بیشتری بگیرد و مثلاً خانواده­ای را نقاشی کند که خود در آن جائی ندارد یا در مواردی دیگر، خود را در اشخاص مختلف نقاشی فرافکنی کند.

فصل ششم

روابط با والدین و تعارض­های ادیپی

1-مرحله شکل­گیری عقده ادیپی

بررسی تعارض­های ناشی از رقابت برادرانه به صورت مجزا، کاری بالنسبه تصنعی است. چون شدت این تعارض­ها و شیوه­های ابراز آنها، به چگونگی روابط کود با والدین، وابسته­اند.

باید به این نکته توجه شود که در حدود 6 یا 7 سالگی، یعنی سن آغاز تست ترسیم خانواده، از یکسو، کودک از لحاظ عقلی و بدنی نسبت به زندگی جنسی بیدار شده است و خواستار نوازش­ها و صمیمیت عاطفی است. و از سوی دیگر، نسبت به روابط زن و مرد، صمیمیت والدین، راز و رمز باروری و تولد نوزادان کنجکاوی نشان می­دهد.

بدین ترتیب در این سنین، تعارض­های رقابت برادرانه به تعارض­های ادیپی وابسته­اند و در نتیجه،حسادتی که از تولد یک برادر کوچکتر به وجود می­آید فقط در ارتباط با او نیست بلکه والدین نیز هدف این حسادت هستند، چون کودک می­خواهد جای آنها را بگیرد تا او هم فرزندی داشته باشد. در اینجا لازم است که دو مرحله تحول روانی-جنسی از یکدیگر متمایز شوند: مرحله پیش-ادیپی مرحله ادیپی.

در مرحله پیش-ادیپی، در نخستین سالهای زندگی، کودک رابطه­ای «خطی» (دو نفره) با والد دایه، که معمولاً مادر است، دارد. کودک پسر باشد یا دختر، در این والد، فقط موضوع عشق خود را می­بیند و در این مرحله، مبنای رقابت برادرانه، امتناع از تقسیم مادر با برادر یا خواهر رقیب است.

در مرحله ادیپی، این رابطه خطی به صورت رابطه مثلثی در می­آید و پدر و مادر برای کودک به منزله دو موجود متمایز با نقشهای عمدتاً متضاد، جلوه­گر می­شوند.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی و مقایسه ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند رشد جسمی و قد و وزن آنها حاکی از بد هنجار بودن آنان است هر ششان کمابیش عادی است به خوبی صحبت می کند مثل سایر کودکان بازی می کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه خودداری های لازم را دارند و کارهایی که والدین به آنها واگذاری می کنند به خوبی انجام می دهند و از رفتار و اخلاق عادی بر خوردا
دسته بندی سایر گروه های علوم پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 35 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
بررسی و مقایسه ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده پژوهش:

پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه ادراک شنیداری دانش آموزان عادی و دانش آموزان نارسا نویس در پایه های سوم تا پنجم ابتدائی شهر تهران پرداخت.

روش پژوهش حاضر، روش پس رویدادی یا علی ـ مقایسه ای است. به همین منظور تعداد 10 نفر از دانش آموزان دارای نارسا نویسی به روش نمونه های در دسترس و 15 نفر از دانش آموزان عادی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه از منطقه 1 تهران انتخاب و توسط آزمون نوشتن سیف نراقی و نادری و آزمون تشخیص و ؟؟؟ مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج حاصل از روش آماری و آزمون + برای مقایسه میانگین دو گروه مستقل به دست آمد.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ادراک شنیداری دانش آموزان نارسا نویس به طور معناداری به لحاظ آماری از ادراک شنیداری دانش آموزان عادی کمتر است.

فهرست فصل اول:

- مقدمه

- بیان مسئله

- عنوان

- فرضیه

- اهمیت ضرورت پژوهش

- مدت پژوهش

- تعاریف مفهومی

- تعاریف عملیاتی

مقدمه:

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند. رشد جسمی و قد و وزن آنها حاکی از بد هنجار بودن آنان است. هر ششان کمابیش عادی است به خوبی صحبت می کند مثل سایر کودکان بازی می کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه خودداری های لازم را دارند و کارهایی که والدین به آنها واگذاری می کنند به خوبی انجام می دهند. و از رفتار و اخلاق عادی بر خوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می روند و می خوانند خواند و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می شوند این کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند سایر کودکان وضع درسی بهتری از آنان دارند. با گذشت چند ماهی از سال اول تحصیل در دبستان کم کم خود را متفاوت از دیگران می بینند و چه بسا احساس حقارت به آنان دست می دهد و یا اگر معلم کلاس و سایر محصلان شماتتشان کنند به بیزاری از درس و مدرسه و معلم و دانش آموزان نیز دچار می شوند. پدران و مادران این گروه که غالباً بی خبر از ریشه ها و دلایل یادگیری فرزندان خود هستند. مشکل را بغرنج تر می کنند و با فشارهایی که به کودک می آورند. دشواری مضاعفی را برای او ایجاد می کنند. (والامن، مک لاملین، ترجمه منشی ملوی1369 ص9وص10).

بسیاری از کودکان برای رسیدن به حداقل سطح صلاحیت در مورد موضوعات اساسی مدرسه دچار اشکال می شوند ولی ؟؟؟ آنها از ناتوانیهای یادگیری رنج نمی برند بعضی از آنها در طول زندگی کامل مدرسه از دانش آموزان ناکامی برخوردارند و یعنی به طور کامل فرا نمی گیرند) دسته دیگر فاقد انگیزه ای کافی برای یادگیری هستند و گروهی از استانداردهای گفتاری زبان رایج مطلع نیستند.

نارسائیهای یادگیری یک اصطلاح کلی است که شامل یک گروه ناهمگون از دشواری های یادگیری می شود نه به صورت های گوناگون مانند مشکلات اساسی در گوش دادن، صحبت کردن، نوشتن، استدلال کردن یاتوانایی ریاضیات متجلی می شود. ؟؟؟ چه نارسائیهای ویژه در یادگیری مختلف در دانش آموزان سایر طبقات استثنایی وجود نداشت باشد. و برای مثال دانش آموزان با آسیب های حسی، عقب ماندگی ذهنی، آشفتگی ذهنی، اجتماعی، هیجانی، تدریس ناکافی یا نامناسب محدودیتهای محیطی و فرهنگی را یا این امر در نتیجه این شرایط یا تأثیر آنها نیست.(سیف نراقی نادری1379ص23).

انجمن نارساخوانی انگلستان 1989 نارسایی های ویژه یادگیری را به سه دسته تقسیم می کند:

دسته اول: ناتوانی در خواندن(سیکلیسا) ناتوانی در حساب کردن (؟؟؟) و ناتوانی در در نوشتن (؟؟؟) می باشند.(جرالد دالاس به نقل از منشی طوسی)

کودک مبتلا به تشخیص شنیداری احتمالاً در یادگیری نوشتن با برخی اشکلات مواجه می شوند اسپاک اسپاک (1977) آنر روشن می کنند که از میان مهارت این که برای پیش بینی موفقیت نوشتن و خواندن کودکان اول مورد بررسی قرار گرفت. مهارت تشخیص شنیداری بیشترین عامل پیش بینی کننده بود. ؟؟؟ (1977) نیز در تعیین موفقیت کودک در یادگیری خواندن و نوشتن بر اهمیت تشخیص شنیداری تأکید دارد. (جوردن1977و پمن1958به نقل از ملوی ص197) کودک مبتلا به مشکلات ادراک شنیداری احتمالاًٌ از توانایی شنوایی کامل برخوردار است اما از تحلیل آنچه که بدرستی شنیده است عاجز می ماند. کودک مبتلا به این اختلالات ممکن است نتواند میان آنچه که شنیده است با مدارس مربوط به آن پیوند برقرار کند یا از ترکیب صداهای مجزا و ساختن کلمه عاجز باشد یا آن که نتواند تفاوت میان صدا را تغییر دهد. سایر کودکان مبتلا به مشکل ادراک شنیداری ممکن است معنی آنچه را که شنیده اند درک نکنند، یا آن که احتمالاً دچار کاستی های کوتاه مدت یا بلند مدت حافظه شنیداری باشند.

(جرالدرالامن به نقل از طوسی 1373 ص 399)

این پژوهشها بیانگر تشخیص شنیداری در کودکان نارسا نویس است در اینجا ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس با ادراک شنیداری کودکان عادی بررسی و مقایسه می گردد.

بیان مسئله

از سال 1950 روان شناسان، پزشکان و متخصصان آموزش و نیز به گروه خاصی از دانش آموزان و آموزش آنان علاقه مند شدند. این گروه از دانش آموزان از نطر جسمی و مغزی دچار هیچ گونه عارضه مشخصی نیستند ولی در یادگیری اشکالاتی دارند گاهی این اشکالات در یادگیری با نابهنجاری رفتاری نیز همراه است از این دانش آموزان با نام هایی گوناگون در کتاب هایی روانشاسی و علوم تربیتی یاد شده است که تعداد لترین آنها عبارتند از ضایعات مغزی، ضایعات خفیف مغزی و آسیب های عصبی دانش چندانی که این اصطلاحات را به کار برده اند. ریشه اصلی نارسایی در یادگیری را عوامل بدنی فرض کرده اند ولی امروزه این فرض آنان به اعترافات و انتقادات شدید و هم چنین دشواریهای عصبی زیادی مواجه شده است (سیف نراقی، نادری 1381 ص211).

قبل از اینکه والدین، معلمی، روانشاناسان مدرسه و متخصصین نارسایی های آموزشی بتوانند مشخص کنند که آیا کودک نارسایی های آموزشی دارد یا نه آنها باید اصلاع یابند که کودک مورد نظر چه مطالبی را می داند و از کدام مطالب بی اطلاع است. (آیدین 13 79، ترجمه مقیمی آذری ص43)

آنچه کودک نارسا نویس را از دیگران متمایز می کند نوع اشتباه ها نبود بلکه با برجاماندن آن علت در واقع مشکلات یادگیری، پایدار و نوسانی هستند. هیچ چیز به خوبی یادگرفته نمی شود یک کلمه که به درستی خوانده یا نوشته می شود می تواند ساعتی بعد چنین نباشد یک املای آماده و بدون غلط در متون روز بعد پر از اشتباه است. یک کلمه که چندین بار در یک متن تکرار شده است هر بار به صورت متفاوت خوانده یا نوشته می شود. چنین اوضاع و احوالی باعث سردرگمی والدین و معلمان می شود که معمولاً بر حسب حواس پرتی برای متمایز کردن این کودکان استفاده می شود اشتباه ها در قلمرو خواندن و نوشتن و رونویسی و املا بروز می کنند و اگر پس از سال دوم ابتدایی پا بر جا بمانند و متراکم شوند بیش از پیش معنادار می گردند. اما باید غلط های ابتدایی را که معمولاً در خلال نخستین سال های یادگیری خواندن و تا سالهای دوم یا سوم دوره ابتدایی وجود دارند از مشکلات بعدی که نشان دهنده فقدان خودکار شدن اکتسابها هستند متمایز کرد. هم چنین باید گفت که اگر آزمایش در سنین بالاتر انجام شود ممکن است بسیاری از این اشتباهها دیده نشوند پس سنین زیر 9-7 سالگی نارسا نویسی نیستند. عوامل زیادی در ایجاد نارسا نویسی مهم هستند از قبیل عوامل ارثی عوامل عصبی شناختی، عوامل عاطفی، عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، عوامل آموزشی (دارستان 1379 ص 194).

کودکانی که دارای نارسا نویسی هستند در هجی کردن هم دچار مشکل هستند چون برای هجی کردن کامل کودک به سه مهارت عمده نیازمند است. تمایز شنوایی، حافظه شنوایی و حافظه بینایی.

در مرحله اول کودک باید بتواند صداهای مختلفی را که حروف ایجاد می کنند تشخیص دهد. این توانایی در تمایز صداهای مختلف علی الخصوص زمانی که کلمه از لحاظ فونتیل هجی می شود اهمیت دارد. (که به دنبال آن اصل مقرر شده در تلفظ و هجی آورده می شود) کودکی نتواند اختلاف صدای کلمات را تشخیص دهد در هجی کردن بسیاری از کلمات با اشکال مواجه خواهد شد. عامل دیگر در پیشرفت هجی کردن توانایی حافظه شنوایی است. دانش آموزی که از او خواسته می شود تا کلمه را هجی کند باید ارتباط دو حرف را که این صدا ایجاد می کند به یاد داشته باشد. دانش آموزانی که می توانند بخوبی هجی کنند شاید از قوانین و اصول معرفت شناسی چندان اطلاعاتی نداشته باشند اما آنها این توانایی را دارند که ارتباط صداهایی را که کلمه را ایجاد می کنند به صورت صحیح فوراً به یاد آورند. برای این کودکان فرآیند تشخیص بیاد آوردن،اصلاح و جبران ارتباط دادن متدها و ؟؟؟ باشند به مختصر تلاش حاصل می شود. کودکانی که فاقد مهارتهای نوشتن هستند این فرآیندها را نوعی مبارزه بزرگ می دانند (آیدین 1379 آذری ص98و 99)

اختلالات ادراکی و ناتوانی در تشخیص تغییردادن و تعبیر و تفسیر حس ، به ویژه اختلالات دیداری و شنیداری به طور سنتی توجه زیادی را به خود در حوزه اختلالات یادگیری جلب کرده است. برخی از اصلاحات این حوزه ، دریافت دیداری، تمییز دیداری، حافظه دیداری، تمییز دیداری ، حافظه شنیداری و یکپارچه سازی بین حواس است. (کریمی 1380 ص28)

اختلال ادراک شنیداری یکی از عوامل ایجاد کننده نارسانویس است. همچنین اختلال ادراک شنیداری مسئله ای است که در ظاهر هر فرد ایجاد اختلال نمی کند. زمانی که می توان به وجود این اختلال پی برد که فرد مورد آموزش مدرسه ای قرار گیرد.(؟؟؟؟؟ منبع ص30)

بسیاری از معلمان، پدران، مادران، و مشاوران وقتی با چنین دانش آموزانی برخورد می کنند به حیرت می افتند زیرا اغلب نمی دانند که چرا کودک با وجود داشتن هوش طبیعی و امکانات لازم،قادر به یادگیری در زمینه ای خاص نیست. (سیف نراقی، نادری 1381 ص 219)

کودکی که در مدرسه موفق نمی شود و با عدم والدین و معلمانش مواجه می گردد چرا که برای از دست دادن مسئولیتش میان دوستان همکلاسی خود نمی تواند توجیهی ارائه کند. نه تنها والدین و معلمانش از او ناخشنودند. بلکه نگرانی آنها غالباً به شکل غیر قابل مهار در می آید.

نگرانی والدین از این است که نکند فرزند آنها عقب مانده یا کند ذهن باشد. هرگاه مطمئن شود که هوش او عادی است حتی بر ؟؟؟؟ والدین نیز ؟؟؟ خود را از دست داده و از ناتوانی فرزندشان در یادگیری بیم ناک شده شروع به تنبیه سرزنش و تهدید و یا حتی با دادن جایزه در صدد تطمیع وی بر می آید با این امید که بالاخره نتایج بهتری حاصل شود. برخی معلمان نیز از ناتوانی خود در هدایت چنین کودکی احساس ناکامی می کند. تحت چنین شرایط ناگواری است که گوش سعی می کند به بهترین وجه عمل کند. اما شکست مداوم او را خرد کرده و شخصیت اش را عقلانی می کند این احساسات پس از مدرسه و روزهای تعطیل نیز دست از سر وی بر نمی دارند و این تصور برجای می ماند که گویی بدون اعمال خشونت تعدیل رفتار میسر نمی شود. (؟؟؟ رخشان 1363 ص 12)

سؤال ها.

آیا بین ادراک شنیداری دانش آموزان نارسانویس و دانش آموزان عادی تفاوت معنادار وج.د دارد؟

فرضیه :

بین ادراک شنیداری دانش آموزان نارسانویس و دانش آموزان عادی تناسب معنادار وجود دارد.

اهمیت و ضرورت:

در روزگاری که ما زندگی می کنیم داشتن تحصیلات عالی از موفقیتهای بزرگ اجتماعی ـ اقتصادی محسوب می شود کودکانی که به هر دلیلی نمی توانند بنویسند سیستم اقتصادی ـ اجتماعی حاکم بر جامعه به سختی خود و پایمال خواهد شد. برای کسانی که نتوانند به اندازه نیاز جامعه ما بنویسند نه ملاحظه ای در کار است و نه موفقیتی هیچ امیدی در آینده وجود نخواهد داشت. (ترک تحصیل شود) داغ ننگی است که برای همیشه به پیشانیشان خواهد خورد( دلاموتو 1368 ترجمه سرحدی زاده ص 251و ص 253).

ناتوانی یادگیری می توانند شخصی را از کوشش باز دارند علاقه را از بین ببرند و اعتماد راحتی در ساعی ترین دانش آموزان از میان بردارند (آیدین 1379 ترجمه مقیمی آذری ص 42).

از آنجایی که اختلالات یادگیری مانند نارسا نویس با عوامل دیگری اختلالات جانبی دیگر می تواند همراه باشد بررسی این موضوع اهمیت دارد. این اختلالات عبارتند از ؟؟؟؟ فعال، حواس پرتی، خود پندار، ضعیف مشکلات رفتاری سازگارانه، نارسایی در مهارتهای اجتماعی، تلاش بدون رفتارهای از هم گسیخته کناره جویی، وابستگی و مداومت (کریمی 1380 ص 30).

از آنجایی که اختلالات ادراکی می توانند نقش مهمی در سازگاری فرد با محیط ایجاد کنند پس باید با دید بازتری به این موضوع نگاه شود. اختلال ادراکی شنیداری که یکی از اختلالات ادراکی است می تواند باعث ناتوان ساختن فرد در محیط آموزشی شود و خود را به صورت نارسا نویس نارسا خوانی یا اختلالات ریاضی ظاهر سازد. (سیف نراقی، نادری 1380 ص 214)

عدم آشنایی خانواده ها و معلمان می تواند باعث فشارآوردن به کودک و زدن برچسبهای مانند « حواس پرتی » به کودک شود. هم چنین مشکل وقتی حادتر می شود که طبقه بندی درستی برای اختلالات یادگیری وجود نداشته باشد ویا معلممان آگاهی کافی را برای ارجاع این دانش آموزان نداشته باشد. مشکلات این کودکان به طور کامل بر طرف نمی شود ولی اگر درست و بموقع تشخیص داده شود در درمان خیلی مؤثر خواهد بود. علاوه بر این خانواده ها باید بدانند که شغل این کودکان در آیند. نباید از مهارتهای کلامی زیادی برخوردار باشند در زمینه آموزشی و حرفه ای هم چنین این کودکان علاقه زیادی به خواندن و انشاء نوشتن و نشان نمی دهند پس نباید آنها را وادار به این کار کرد چون از توان این کودکان باید برنامه های آموزشی و پرورشی خاصی اجرا شود و به هر کدام از کودکان باید به صورت منحصر به فرد نگاه کرد چون آنها در درجه اول انسان هستند نه نارسا نویس.

هدف پژوهش:

هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای ادراک شنیداری کودکان عادی و کودکان نارسا نویس و مقایسه آنها با یکدیگر است.

تعاریف مفهومی :

تعریف مهفومی نارسانویس

اختلال مربوط به رشد در نوشتن این اختلال یا نقص قابل ملاحظه در پیدایش مهارتهای شناخت کلمات و فهم مطالب خوانده شده و مشخص است که با عقب ماندگی ذهنی و آموزش ناکافی قابل توجیه نبوده و ناشی از معایب بینایی، شنوایی و اختلالات عصبی نیست . طبق این تشخیص فقط زمانی باید مورد استفاده قرار گیرد که اختلال به طور جدی در پیشرفت تعقیلی یا فعالیت های روزانه مربوط به مهارتهای نوشتن تداخل نماید . این اختلال نارسانویس می شود . (پورافکاری1373 ص465).

تعاریف ؟؟؟؟؟؟:

تشخیص شنیداری: نمونه ای است که فرد از آزمون تشخیص شنیداری و ؟؟؟؟؟؟؟ کسب می کند. نارستنویس نتیجه ای که فرد از آزمون نوشتن سیف نراقی و نادری 1381 کسب می کند.

نارسانویس

کودک عادی

کودک نارسانویس: کودکانی که علی رغم هوش طبیعی بسیار بد می نویسند. این کودکان معمولاً آئینه نویسی یا وارونه نویسی می کنند یا بسیار بد خط می نویسند . بد نویسی این کودکان معمولاً به دلیل عدم همامنگی حرکتی آنان است.

کودک عادی : کدکی است که در مدارس عادی متعلق به وزارت آموزش و پرورش . ک.دک عادی کودکی است که نوشتن او مطابق با هوش و سن اوست ومشکلی در نوشتن ندارد و این کودکان هیچ مشکل حرکتی ندارند.

در سال تحصیلی مشغول به تحصیل

فهرست فصل دوم:

ـ پیشینه تحقیق

ـ اختلالات یادگیری

ـ ویژگی های اختلالات یادگیری

ـ ویژگی مبتلایان به ناتوانی یادگیری

ـ نظریه غلبه ملونی مغز

ـ نظریه کوتاهی دامنه توجه

ـ نظریه فرابری آگاهی ها

ـ نظریه تأخیر در رشد

ـ نظریه منایعات خفیف مغز

ـ ادراک شنودی

ـ کودکان با دشواری های اساسی در نوشتن

ـ تعریف اختلال های نوشتن

ـ تعریف اختلال های یادگیری

ـ مراحل تشخیص کودکان با اختلالات یادگیری

ـ نشانه ای بالینی

ـ علت شناسی اختلال های نوشتن

ـ چگونگی ترمیم نارسایی در نوشتن

ـ تعریف کمیته مشترک ملی در مورد ناتواناییهای یادگیری

ـ سبب شناسی اختلالات یادگیری

ـ عوامل ژنتیکی

ـ عوامل محیطی

پیشینه تحقیق:

اگر چه از دهه 1960 ، اختلال های فرآیندنوشتن مورد توجه گسترده مؤلفان قرار گرفتند اما اصطلاح نانویس برای توصیف روابط بین ناگویی و ناتوانی در قلمرو زبان نوشتاری دراواخر قرن نوزدهم توسط اگل( 1867 به نقل از هوپر ، 1994 ) ابداع شد و بر وجوه تمایز بین این اختلالها تأکید گردید.

در نیمه اول قرن بیستم (1926) گلدشتاین (1948) و بسیاری دیگر ا زپژوهشگران با استفاده از مشاهدات بالینی و روش تک بررسی و دستیابی به شبا هتها و تفاوتهای بین زبان بین گفتاری و نوشتاری را مورد توجه قرار دادند. بر اساس اظهارات هوپر و همکاران (1994) بسیاری از پژوهشها مرتبط به اختلالهای بیان نوشتاری هنوز نیز از این روش استفاده می کنند و به طور عمده به بررسی افرادی می پردازند که دچار ضایعه های اکتسابی مغز شده اند.

تنها برای مثال دانگ (1991) عقیده دارد که اگر چه نارساییهای بیان نوشتاری اغلب با اختلاله های خواندن همراهند و از فرآیندهای فراشناختی مشابهی مانند طرحریزی خود ؟؟؟؟؟؟؟؟ خودسنجی و خود تغییر دهی سود می جویند اما بررسی بالینی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

پژوهشهایی که در زمینه زبان نوشتاری انجام شده اند آشکارا نشان داده اند که درا غلب موارد ، کودکان قبلاً به اختلالهای خواندن و حساب کردن ، دست کم در یکی از مؤلفه های نوشتن مانند دست خط ، املا ء ، ترکیب ، خزانه لغات با تدوین یک متن انشاءدارای مشکلاتی هستند اما هیچ یک از تدوین ها نتوانسته اند به بازشناسی و توصیف این مؤلفه ها به صورت عینی یا ؟؟؟؟؟؟؟؟ دست یابد. (موپر و همکاران1994) . بزینگر رفولو(1992) گزارش کرده اند که اگر سطح کارآمدی نوشتن به عنوان تغیییر مقایسه ای در نظر گرفته اند . نارسایی نوشتاری در پسران بیش از دختران است اما اگر ؟؟؟؟؟؟ هوشی را در نظر بگیریم تفاوتی بین دو جنس کشاهده نمی شود.

هوپر و مکفران(1945) در پژوهشی که بر اساس آزمون زبان نوشتاری ؟؟؟؟؟؟؟ و لارسن در نمونه ای متشکل از 30 % شاگردان دختر و پسر دوره راهنمایی اغدام دادند به این نتیجه رسیدند که نتایج 34% تا 47% شاگردان، یک انحراف معیا ر کمتر از میانگین و تعداد پسران واجد نارسایی 5/1 برابر دختران بوده است . (دارستان 1379 ص231 و 227).

اختلالات یادگیری :

ویژگی اختلالات یادگیری : در ویژگی هایی که از نظر می گذرد این نکته حائز اهمیت است که تفاوتهای فردی ، ثبات و دوام رفتارهای مشخص کننده و مزایای توصیف های رفتاری ر باید در نظر داشت.

1) عامل اختلاف : عامل اختلاف که دراصل بوسیله بیتاسن 1964 رایج شد یکی از اجزای کلیدی در معیارهای تشخیصی است و در بیشتر تعریفها وجود دارد. یک اختلاف وقتی وجود دارد که توانایی تخمین زده شده و عملکرد تحصیلی دانش آموز با هم تفاوت فاحشی داشته باشد. اختلاف که عامل پا یه ای برای اندیشه سم آموزی است ممکن است در یک مهارت و یا در همه حیطه های مهارتی باشد.

2) دشواری یادگیری تحصیلی : دشواری های تحصیلی پذیرفته ترین ویژگی های افراد دارای اختلالات هستند . از جمله ویژگی های ذکر شده می توان به مهارت های خواندن پایه ، درک مطلب خواندنی ، بیان نوشتاری ، محاسبات ریاضی و استدلال ریاضی اشاره کرد .

3) اختلالات زبانی : مشکلات زبانی مانند دشواری های خواندن و ریاضی و نوشتن برحسب جز و اختلاف تعبیر و تفسیر شوند بویژه مهارت های ناقص در بیان شفاهی و درک مطلب شنیداری از آنجایی که مهارت های زبانی و عملکرد تحصیلی رابطه نزدیک یبا هم دارند گاهی اوقات دشوار است که تعیین کنیم کدام اختلال مقدم بوده است و یعنی اول اختلال نوشتن بوده است یا امتلال زبان.

4) اختلالات ادراکی: اختلالات ادراکی و ناتوانی در تشخیص ، تمییز دادن ، تعبیر و تفسیر حس ، بویژه اختلالات دیداری و شنیداری ، به طور سنتی توجه فراوان چندین صاحب نظر در حوزه اختلالات یادگیری را به خود جلب کرده است. برخی از اصطلاحات رایج درای حوزه عبارتند از: دریافت دیداری، تمییز دیداری ، حافظه دیداری، تمییز شنیداری، حافظه شنیداری، و یکپارچه سازی بین حواس .

5) نارسائیهای فراشناختی : پیشینه تحقیقات فزاینده ای در علل شکل گرفتن است که نشان می دهد برخی از دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری دچار نارساییهای فراشناختی هستند .

الف) آگاه بودن از مهارتها ، راهبرها و منابع مورد نیاز برای انجام اثر بخش یک تکلیف

ب) توانایی استفاده از مکانیسم های خود گردانی را از قبیل حرکتهای برنامه ریزی

ارزشیابی اثر بخش فعالیت های در حال جریان ، رسیدگی کردن به بازده کوششه او رفع کردن مشکلات برای تعیین تکمیل موفقیت آمیز یک تکلیف.

6) مشکلات اجتماعی ـ هیجانی (عاطفی):بسیاری از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری به علت ماکامی از دشواری های یادگیری خود، اعمالی از هم گسیخته دارند و در آنها نوعی احساس خود ارزشمند؟؟؟؟؟؟؟؟ ایجاد می شود . رابابورت(1975) اشاره می کند که رشد هیجانی این دانش آموزان به شکلی متفاوت با دانش آموزان بهنجار صورت می گیرد آنان به جای آموختن و کسب نگرشهایی درباره تکالیفی که می توانند انجام دهند اغلب به آموختن آنچه که نمی توانند انجام دهند توجه می کنند . این فقدان حرمت نفس مثبت اغلب منجر به خوپندار و عزت نفس ضعیفی در انها می شود . لیخت1984 گزارش می دهد که به علت شکستهای متوالی ، کودکان دارای اختلالات یادگیری اغلب باورهای مربوط به پیشرفت ناسازگارانه پیدا می کنند که به نوبه خود مشکلاتی ایجاد می کنند که فراتراز اختلالات اصلی است .

7) مشکلات حافظه ای: مالاهان و کافمن(1988) اشاره می کنند که دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری معمولاً در به خاطر سپردن محرکهای شنیداری و دیداری مشکل دارند. مقیاس های حافظه می توانند دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری را از کندآموزان و دانش آموزان متوسط تفکیک کند . دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری نارساییهای بارزی در حافظه غعال و کوتاه مدت ، نشان می دهند معلمان غالباً گزارش می دهند که دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری هجی کردن کلمات ، اصول ریاضی و دستورالعمل ها را فراموش می کنند.

8)اختلالات حرکتی : دانش آموزان دارای مشکلات حرکتی با گام هایی ناشیانه و بی مهارت راه می روند. یا در پرتاب کردن و گرفتن یک توپ جست و خیز کردن یاجفتی پریدن دشواری دارند. برخی دیگر در حرکات فلزی مثل پریدن با قیچی ، بستن دکمه لباس یا بالا کشیدن زیپ مشکل دارند .

9) مشکلات توجه و بیش فعالی : برای موفق شدن در تکالیف مدرسه دانش آموزان باید فکر مربوط به تکالیف کلاسی را تشخیص داده و حفظ کند و همین طور بتواند توجه خود را از یک تکلیف به تکالیف تازه برگرداند. دانش آموزان دارای مشکلات توجه نمی توانند محرکهای بیرونی را از حیطه توجه خود دور کنند . در نتیجه توجه آنها به محرکهای نامربوط جلب می شود. ممکن است دامنه توجه آنها کوتاه باشد و حواسپرتی حساسیت بیش از حد از خود نشان دهند.(کریمی 1380 ص32 و 26)

ویژگی های مبتلایان به ناتوانی یادگیری:

1) اختلال در صحبت کردن و برقرار کردن ارتباط

2) مشکلات تحصیلی

3) اختلالات فرآیند تفکر

4) عیوب شکل گیری مفاهیم

5) اجرای تست به گونه ای ناهموار و یا غیر قابل ارزیابی

6) تخریب ادراک

7) فقدان مقیاس طبیعی نورولوژیکال

8) اختلال در عملکرد حرکتی

9) ویژگی های متنوع فیزیکی : ترشحات از دهان، بی اختیاری، کندی در آداب توالت و نظایر آن

10) ویژگی های هیجانی: قوه محرکه آنی، ناسازگاری ، حرکات انفجاری، مقاومت کم برای حصول به نتیجه و نظایر آن .

11) ویژگی های خوابیدن: الگوی بی قاعده خوابیدن، خواب غیر طبیعی سبک یا ؟؟؟؟ ، چرخیدن یا اتلان دادن سر و نظایر آن.

12) توانایی برقراری ارتباط ، بی قاعده است.

13) رشد جسمانی ناهمگون

14) بی نظمی در روابط اجتماعی

15) تنوع و بی نظمی در شخصیت

16) اختلالات تمرکز و توجه (سیف 1375 ص16).

نظریه غلبه طرفی مغز:

مغز انسان از دو نیمکره راست و چپ تشکیل شده است که این دو نیمکره توسط جسم پینه ای بهم وصل شده اند. وجود این جسم پینه ای سبب می شود که دو نیمکره از فعالیتهای یکدیگر آگاه باشد. (مانت کسل 1962) . در مغز انسان سازمان فعالیت ها برای رفتارهای مختلف متفاوت است. بعضی از کارها مثل دیدن و شنیدن توسط هر دوقسمت مغز کنترل می شود، در حالیکه در برخی دیگر از مهارت ها روال، بدین گونه نیست و معمولاً بیشتر مهارتها توسط یک نیمکره مغز کنترل کی شود. برای مثال بیشتر افراد در اکثر جوامع دنیا با دست راست می نویسند و نیم کره چپ آنان در تکلم و یادگیری کلامی غلبه دارد. در حدود 93% جمعیت بزرگسالان راست دست اند و تقریباً در 96% ا زآنها نیمکره چپ دارای غلبه طرفی برای تکلم و مهارت های کلاس است. مدتها غلبه طرفی یک نیمکره مغز بر نیمکره دیگر برای مطالعه درباره رشد زبان و تحصیل دانش بسیار مهمی و اساسی جلوه می شود. برای مثال کاراورتون(1937) براساس این عقیده بود که یک طرف مغز باید بر طرف دیگر غلبه کند، و فرض او بر این که نارساییها در تکلم ، نوشتن و خواندن و غیره در اثر عدم غلبه طرفی نیز اسجاد می شود. تحقیقات (گزافیگاو دیگران 1965) نشان داده است که نیم کره چپ مغز فرآیندهای زبان و یادگیری و تفکر انتزاعی را کنترل می کند. در حالیکه نیم کره راست مغز بیشتر جنبه کلی دارد. و نشانه ها و علامتهایی را که از طریق بینایی به ما می رسند تعبیر و تفسیر می کند. (سیف تراقی نادری 1364 ص13 و 16) .

کمیل ( 1970) اظهاری دارد که شماری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری برای رشد عضله ای ظریف دست و انگشتان و فاقد تجربه ، کارکردن، چرخاندن، گرفتن در دست فشردن ، یا فشارآوردن بر اجسام هستند . (؟؟؟؟؟ به نقل از منشی طوسی 1373 ص 245).

نظریه کوتاهی دامنه توجه : طرفداران این نظریه معتقدند که کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری دچار اشکال در تمرکز توجه و دقت اند. از سال 1950 به بعد تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده و سبب گشته است که متخصصان در رشته روان شناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی این نظریه را جدیتر مورد برسی قرار دهند . راس(1976) در کتاب جدیدش می نویسد : به نظر می رسد که یک نقص ذهنی وجود دارد که بیشتر کودکانی که دچار نارساییهای ویژه یادگیری هستند با آن مواجه اند و آن عدم توانایی در تمرکز دقت و توجه بر مطلب مورد بحث است. راس چنین نتیجه می گیرد که کودکانی که دارای نارساییهای ویژه یادگیری هستند فرآیند رشد آنها در کسب دقت و توجه طبیعی ، دچار تأخیر یا وقفه شده است. سنف کوشش کرده است نظریات برادنبت را در زمینه نارساییهای ویژه یادگیری به کار برد. سنف الگویی قابل استفاده برای آموزش کودکان استثنایی پیشنهاد کرده است . او توجه را به یک پرده تلویزیون تشبیه می کند که چطور فعالیت ؟؟؟؟؟؟ بر آن نشان داده می شود. این چهار فعالیت عبارتند از: 1) تجزیه و تحلیل مطالب حسی . 2) پاسخ ها و بازخوردی که از سیستم حرکتی به ما می رسد. 3) احساساتی که از طرف حس هایی غیر از حواس پنجگانه به ما می رسد. 4) تفکر.

سنف ابراز می داردکه این چهار محرک همیشه وجود دارند و در کارند . اما بعضی از آنها که روی پرده افتاده اند ضبط نمی شوند. در حالیکه برخی دیگر ضبط می گردند . این بدان معنی است که ما یکسری از محرکها را انتخاب می کنیم و به آنها معنی می بخشیم و سوی دیگر را نادیده می گیریم.

نظریه فرابری آگاهیها : در این نظریه بشر به عنوان یک نمونه بردار از آگاهیها و محرکهای پیرامونش معرفی می گردد. البته نمونه برداری که فقط می تواند نمونه هایی ا زاین محرکها و آگاهیها را تجربه کند. بشر می تواند عقاید خود را به صورت فرمولهایی از اجزاء آن نمونه در آورد. مفاهیم و انتظارات خود را بر اساس تجربه خود بسازد و سپس این مفاهیم را در جلسات مختلف بیازماید و در صورت لزوم آنها را دوباره سازی کند. (؟؟؟؟؟؟؟ - دیگوری1972) هدف آنان از ارزشیابی ، تعیین چگونگی درک و فهم علائم شنوایی و بینایی توسط کودک است. نیز منظور آنان از برنامه های آموزشی و ترمیمی آن است که با به کار گیری آنها نارساییهای حسی و ادراک کودک را بهبود بخشند و تقویت کنند. زیر بنای این کوشش این است که طرفداران این نظریه عقیده دارند کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری دچار دشواریهایی در خصوص دریافت ، ضبط و بازگرداندن آگاهیهای داده شده در مجرای یادگیری خاصی هستند. رفتار مورد نظریه فرابری آگاهیها شامل همه چیز می شود توجه ، ادراک، نام گذاری ادراک، ضبط ادراک، روابط و آمیختگی آگاهیهایی که توسط حواس مختلف درک می شود به تمامی تحت یک عنوان کلی به نام فرابری آگاهیها می آیند . در حقیقت تمام فعالیتهای ذهنی از فعالیتهای حسی گرفته تا یادگیری زبان را شامل می شوند. (براین وبراین1975) . در نظریه فرابری آگاهیها فرضهای معینی در نظر گرفته می شود. اولین فرض آن است که در کسب مهارتها ، توالی رشد وجود دارد. بدین معنی که کودکان ابتدا از طریق یک حس (بینایی با شنوایی) یاد می گیرند . و سپس قادر خواهند شد که آگاهیها و محرکهای داده شده را از طریق پیوند دو حس دریافت دارند و به آن معنی بخشند . در عین فرض عبارت است از اینکه کودکانی که دارای نارساییهای یاد گیری هستند . در تجزیه و تحلیل آگاهیها و محرکهای دریافت شده مشکل دارند . بنابراین ، هر چه شناسایی و آگاهی ما از اشکالات آنها در تجزیه اطلاعات مشخص تر و معین تر باشد کمک ما به این گونه کودکان مفیدتر خواهد بود . در این جا شناسایی و تشخیص اشکالات حافظه که موجب دشواریهای در به خاطر سپردن آگاهیها چه از طریق شنوایی (حافظه شنوایی) و چه از طریق بینایی( حافظه بینایی ) می شود از اهمیت خاص برخوردار است . سومین فرض این است که درمان و آموزش وقتی مؤثر است که اسکال موجود در فرابری آگاهیها مشخص و معین گردد.

نظریه تأخیر در رشد: طرفداران این نظریه معتقدند که کودکان با اختلالات یادگیری ، کند تر از همسالان خود آگاهیها و محرکهای محیط را جذب می کنند . بنابراین شبیه کودکان کوچکتر عمل می کنند . تعدادی از تحقیقات پراکنده نشان می دهند که این گونه کودکان از نظر کیفیت یادگیری با دیگر کودکان تفاوتی ندارند. بلکه از نظر کمیت متفاوت هستند یعنی آنان در فراگیری مطالب کندتر یا آهسته تر از کودکان بهنجار هستند . این نظریه توسط کریشلی( 1970)عنوان گردید. ولی تاکنون تحقیقات کنترل شده زیادی برای اثبات آن انجام نیافته است . تحقیقی که در سال 1978 در هشتمین کنفرانس بین المللی پیاژه در لس آنجلس توسط سیف نراقی و نادری ارائه گردید نشان می دهد که کودکان دچار اختلالات یادگیری از نظر سنی دیرتر از کودکان معمولی و عادی موفق به جواب دادن به آزمونهای ؟؟؟؟؟؟؟؟ پیاژه می شوند. در ضمن هرچه قدر آزمونها مشکلتر می شود این تفاوتها بیشتر آشکار می گردد. به نظر محققین یادشده این کودکان ممکن است دارای مهارتها و نواناییهای بهنجار باشند که احتمالاً ناقص نیستند ولی رشد کافی نکرده اند.

نظریه ضایعات خفیف مغز: در این جا این سئوال مطرح نیست که آیا کودکانی که دچار ضایعات مغزی هستند نارساییهای یادگیری نیز دارند یا نه ، بلکه سئوال این سئوال است که کودکانی که دچار اختلالات یادگیری هستند و هیچ گونه ضایعه مغزی مشخص شده ای در آنان وجود ندارند. آیا دچار ضایعات جزئی مغز، یا عدم رشد اعصاب هستند . در این زمینه نتایج تحقیقات برت نر و دیگران(1972) نشان داده است که کودکان با اختلالات یاد گیری در مقایسه با کودکان بهنجار دارای نشا نه های بیشتری از آسیب های عصبی هستند . مطالعه پرونده های طبی مختلف و گزارش های مادران که توسط آون و دیگران(1974)انجام شده است ، نشان می دهد که مادران کودکان با نارساییهای یادگیری بیشتر از مادران کودکان طبیعی در مورد فرزندانشان مشکلات طبی داشته اند. همچنین نوزادان آنان از نوزادان عادی بیشتر ناآرامند و دچار دردهای مزمن زیادتری هستند و نیز این کودکان از نظر یادگیری زبان دچار اشکال اند و رفتارهای تصاحبی و خشن یبشتری از خود نشان می دهند. با اینکه نظریه های مختلف که تاریخ مطالعات و تحقیقات درباره نارساییهای یادگیری را تشکیل می دهند و هر کدام توضیحات و علل گوناگونی را مطرح می سازد بسییار با ارزش اند، در اکثر آنها سعی شده است نشان دهند که این پدیده در اثر یک عامل بوجود می آید. او اضافه می کند که هر کدام از این نظریه تا کوشش شده است که علت مشکلات متعددی مانند: بیقراری، ناتوانی در یادگیریهای کلامی، ناتوانیهای ادراکی و یا تاخیر در رشد ذهنی را با یک نظیر سه توجیه کنند. او پیشنهاد می کند که چون یادگیری فرآیند پیچیده ای است و عوامل مختلف ممکن است به آن آسیب زند. بهتر است به جای نظریه های یک عاملی که سعی شده است توسط آنها تمام انواع نارساییهای یادگیری را توضیح دهند. این گونه کودکان را به پنج گروه متفاوت تقسیم کنیم تا نظریه های مختلف هر کدام یک گروه از این کودکان را شامل شود. همان گونه اشاره رفت این نظر قابل توجه است زیرا اولاً کم توجهی گذشتگان را گوشزد می کند ، ثانیاً راه طولانی آینده را در این نشان می دهد.

ادراک شنودی : هر چند که بیشترین تأکید در ایجاد مهارتهای آمادگی روی ادراک بینایی است با این حال باید ب هادراک شنودی و نقش قاطع آن در یادگیری کاملاً آگاه باشیم . برای طراحی راهبردهای آموزشی در جهت پرورش مهارتهای ادراک شنودی ، دانستن خود مهارتهایی که در ساختمان این ادراک به کار رفته برای تشکیل مراحل بعدی این خود مهارتهای ضروری است . ؟؟؟؟؟؟ (1968) هشت مقوله مهارتهای ادراک شنودی را از هم تفکیک کرده است که عبارتند از : آگاهی شنودی، تمرکز شنودی ، نقش زمینه شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شنودی ، تقطیع شنودی، یگانه سازی و ترکیب شنودی و بالاخره باز خود شنودی . فلاور(1968) فرآیندهای شنوائی مشابهی را تشخیص داده است.حساسیت شنودی، دقت شنودی، تمییز شنودی ، حافظه شنودی، یگانه سازی شنودی ، یگانه سازی ، دیدسازی ، فلاور پیشنهاد کرد که این نوع سلسله مراتب خود مهارتهای ادراک شنودی مشکلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمونها و نیز روش های آموزشی به وجود می آورد. نخست این که هم در آزمون و هم در آموزش ، هر خرد ه مهارت شنوایی در عمل با سایر فرآیندهای یادگیری درگیر است. دومین مشکل این است که بعضی ا زکودکان که درعملکردهای تحصیلی موفق می شوند در پاسخ به آزمونهای معین شنوایی شکست می خورد. سوم این که با آزمون یک خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشکارا ثابت نشده است . (فریار، زمستان 1379، ص 186).


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 74 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 95
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان خمین یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده است.

داده‌های آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.

هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد می‌باشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی داده‌ها نتیجه زیر بدست آمد:

بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)

یافته‌های فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست می‌آیند:

بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)

بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)

بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)

بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف تحقیق

سؤالات

فرضیات

تعاریف اصطلاحات

فصل دوم : پیشینه پژوهش

تاریخچه مواد مخدر در جهان

جنگ تریاک در چین

جنگ تریاک در دوران معاصر

مراکز تولید جهانی مواد مخدر

نقش مافیا در توزیع بین‌المللی مواد مخدر

سازمان پلیس بین‌المللی

تاریخچه مواد مخدر در ایران

تشخیص دوگانه و اختلال شخصیت ضد اجتماعی

رفتار اختلال شخصیت ضداجتماعی

شخصیت صداجتماعی ، بیمار روانی و ضد اجتماع

تعریفی از اختلال شخصیت ضداجتماعی

بیمار روانی

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلالات شخصیتی

تحقیقات داخل کشور

فصل سوم : روش تحقیق

مقدمه

روش تحقیق

جامعه آماری

نمونه آماری

روش نمونه‌گیری

نحوه اجرای آزمون

روش جمع‌آوری داده‌ها

ابزار اندازه‌گیری

اعتبار و پایایی

متغیرها

روش آماری

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل نتایج :

مقدمه

مشخصه‌های آماری نتایج کمی

مقایسه میانگین‌ها

یافته‌های فرعی تحقیق

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیر

مقدمه

نتیجه‌گیری

محدودیتهای تحقیق

پیشنهادات

کاربرد نتایج

منابع :

منابع فارسی

منابع انگلیسی

منابع اینترنتی

فهرست جداول و نمودارها

عنوان صفحه

جدول شماره 4-1 مشخصات مرتبط با دو گروه معتاد و غیرمعتاد

نمودار شماره 4-1 مقایسه میانگین افراد معتاد و غیرمعتاد

جدول شماره 4-2 آزمون لوین برای تساوی واریانسها

جدول شماره 4-3 میانگین و انحراف معیار شخصیت ضداجتماعی افراد معتاد و غیرمعتاد

فصل اول :

کلیــــات

مقدمه [1]

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگ‌ها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سخت‌تری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتی‌های عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیده‌ای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به ‌آن پناه می‌برند.

کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بی‌خبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم می‌نماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتناب‌ناپذیر است.

انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد می‌کنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزش‌های حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت ‌آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمی‌شود.

بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی می‌دانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه می‌کند، دچار رنج و ناراحتی می‌گردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی می‌آورند و یا دلش می‌خواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.

در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشه‌یابی شده است :

اعتیاد

بیکاری

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد.

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیا‌د، جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر خمین گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه می‌برند که خود می‌تواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر خمین شود.

بیان مسئله [2]

اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود می‌آورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست می‌دهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع می‌شود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد این‌چنین افراد که اکثراً قانون‌شکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا می‌زنند.

با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی می‌زند و خود را از قید مسئولیت‌های زندگی شخصی و اجتماعی رها می‌کند. این‌گونه افراد که معمولاً خودپسند، بی‌عار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا می‌گردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمی‌کند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.

معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیم‌تر شده و موقعیت‌های غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او می‌آیند، قضاوت و اندیشه‌اش مختل شده و اغلب در حال چرت و بی‌خبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)

امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازه‌ای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنت‌های مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذت‌های کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه برده‌اند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین می‌باشد.

با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علت‌های گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط می‌شوند.

اهمیت و ضرورت تحقیق

تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها می‌نماید.

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعه‌شناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و می‌گویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمی‌آید. (قائمی 1373 ص 139)

بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)

لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد. (همان ، ص 14)

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیده‌ایست استعماری که زمینه‌های ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعه‌شناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)

با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشه‌های سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری می‌باشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر می‌شود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد می‌باشد.

اهداف تحقیق[3]

الف ) هدف کلی [4]

بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین.

ب ) اهداف ویژه [5]

بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI

سوالات

آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟

فرضیات [6]

بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.

تعریف اصطلاحات

تعاریف نظری

معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر می‌اندازد.(فرجاد 1378 ص 12)

اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست می‌دهد و موجب می‌شود که خویشتن‌داری شخص از میان برود و زیاده‌روی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)

اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبه‌های متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)

تعاریف عملیاتی

معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز می‌کند.

اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است می‌باشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)

اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار

نگرش نسبت به کودک و تربیت او در طی قرون گذشته دچار فراز و نشیب‌های زیادی شده است افلاطون به اهمیت آموزش و پرورش در دوران کودکی اشاره نموده است و این مسئله را در سازگاری و علاقه حرفه‌ای بعدی کودک مهم می‌دانست ولی در قرون وسطی این اندیشه از میان رفت و کودک را همچون بالغین ناپخته تلقی می‌کردند کودکان را همچون بزرگان لباس می‌پوشاندند و از آنان انتظار
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 71 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 66
بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای  مادر شاغل و خانه‌دار

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهــرســت

عنوان صفحه

-----------------------------------------------------------

چکیده

مقدمه

فصل اول ـ موضوع تحقیق

بیان مسئله

ضرورت و اهمیت تحقیق

اهداف تحقیق

فرضیه‌های تحقیق

متغیر تحقیق

- تعریف نظری متغیر

- تعریف عملیاتی متغیر

فصل دوم ـ چارچوب نظری تحقیق

- سازگاری

- اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک

- ناسازگاری

- عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری

- طبقه‌بندی کودکان و نوجوانان ناسازگار

- ناسازگاری از دیدگاه مکاتب

- ناسازگاری در اثر نوروزها

- اختلالات خواب

- اختلالات گوارشی

ناسازگاری در اثر سایکوپاتهای زودرس

ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان در اثر سایکوزها

- تفاوتهای مربوط به جنسیت در اختلالات رفتاری

- اختلالات رفتاری کودکان بر حسب سن آنها

پیشینه تحقیق

فصل سوم ـ روش تحقیق

جامعه پژوهشی

نمونه و روش نمونه‌گیری

ابزار پژوهش

روش اجرا

روش تحلیل داده‌ها

فصل چهارم ـ نتایج تحقیق

فصل پنجم ـ بحث و نتیجه‌گیری

کودکان دارای مادران شاغل و خانه‌دار

ناسازگاری در کودکان دختر و پسر

محدودیت‌ها

پیشنهادات

منابع

پیوستها


چکیده :

هدف از پژوهش حاضر، بررسی مقایسه رفتار ناسازگار کودکان پیش دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار بود. جامعه پژوهش شامل دو مهد کودرک خصوصی و دولتی است. نمونه این تحقیق 30 کودک دارای مادر خانه‌دار ( 60 = n ) می‌باشد که مادران آنها بصورت داوطلبانه در تحقیق شرکت نمودند. برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش ، ازچک لیست رفتار ناسازگار کودکان (خودساخته) و پرسشنامه مشخصات عمومی استفاده شد. داده‌ها نیز با آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بین رفتار ناسازگار کودکان پیش‌دبستانی ( مهدکودک) دارای مادر شاغل و خانه‌دار تفاوتی وجود ندارد. اما بین رفتار ناسازگار کودکان پیش‌دبستانی پسر و دختر تفاوت معناداری (P<0/01) بدست آمد. به عبارتی در این پژوهش میانگین رفتار ناسازگار در پسران بیشتر از دختران است .

مقدمـه :

نگرش نسبت به کودک و تربیت او در طی قرون گذشته دچار فراز و نشیب‌های زیادی شده است افلاطون به اهمیت آموزش و پرورش در دوران کودکی اشاره نموده است و این مسئله را در سازگاری و علاقه حرفه‌ای بعدی کودک مهم می‌دانست . ولی در قرون وسطی این اندیشه از میان رفت و کودک را همچون بالغین ناپخته تلقی می‌کردند. کودکان را همچون بزرگان لباس می‌پوشاندند و از آنان انتظار رفتار بزرگسالان را داشتند. در مدارس قرون وسطی دروس به ترتیب سختی و آسانی ارائه نمی‌شد و کودکان را موجودات بی‌گناه نمی‌دانستند و آنان را از تجاوزات وحشیانه محافظت نمی‌کردند.

در قرون هفدهم تحولات عمیقی در نگرش نسبت به کودک بوجود آمد.مربیان سعی داشتند کودکان را از بزرگسالان و حتی نوجوانان جدا سازند. روش جدیدی در تعلیم و تربیت آغاز شد و مردم احساس منفی اخلاقی را به نگرشی مثبت، نسبت به کودکان تغییر دادند و کوشش همه‌جانبه‌ای برای حفظ و حراست کودکان از خشونت و فساد اخلاقی به عمل آوردند (کرین[1] ، ترجمه فدایی ، 1367). روسو در قرون هفدهم مقالات متعددی در زمینه مسائل کودکان ارائه نمود و عنوان کرد که کودکان زمینه ذاتی تشخیص درست از نادرست را دارا هستند ولی تحت تاثیر قیود اجتماعی قرار گرفته‌اند. وی معتقد بود که کودک ماهیتاً کاوشگر فعالی است که تواناییهای بیشماری دارد و اگر بزرگسالان زیاد دخالت نکنند توانائیهایش شکوفا خواهد شد. (دبس [2] ، ترجمه کاردان ، 1353) نظرات افرادی مانند فروید، تغییرات اجتماعی حاصل شده در قرون بیستم ، آسانگیری در تربیت را دوباره مطرح کرد. بطور خلاصه برخی از علما معتقدند کودک موجودی گیرنده و دارای مغز انفعالی است که صرفاً به عوامل محیطی مانند تشویق و تنبیه پاسخ داده و رفتارش را بر این اساس پایه‌گذاری می‌کند. برخی دیگر تصور می‌کنند که رشد و نمو کودک در اثر یادگیری فعالانه او با محیط است و به واسطه این کار و فعالیت به تجارب خودش شکل داده و مشکلاتش را حل می‌کند.

امروزه پژوهشگران و دانشمندان مطالعات گسترده‌ای را در مورد نحوه رشد و پرورش کودکان دنبال می‌کنند. اغلب متخصصین دوران کودکی بویژه از تولد تا 5-6 سالگی را دوران پی‌ریزی شخصیت و اساسی برای رفتارهای آتی خود می‌دانند . آنان معتقدند که شخصیت پدر و مادر و کیفیت رفتار آنان بیش از هر عامل دیگری در تربیت و تکوین شخصیت طفل اثر می‌گذارد.

والدین اولین کسانی هستند که در آینه حساس ضمیر کودک نقش می‌بندند. البته افراد دیگری به غیر از پدر و مادر در شکل‌گیری عادت و رفتارهای کودک مؤثر هستند. ولی کیفیت تأثیرپذیری نسبت به مادر و دوران اولیه زندگی ضعیف می‌باشد.

مطالعات نشان داده است که اختلافات خانوادگی و اشتباهات تربیتی و نیز بی‌اطلاعی والدین از تأثیر رفتار خود، عوامل مؤثری هستند که در سرنوشت آتی کودک، سازگاریها و ناسازگاریها ، خوشبختی و یا بدبختی او مؤثر هستند( قاسمی ، 1357).

روان‌شناسان در بیشتر سالهای قرن حاضر، بر روابط کودکان با کسانی که مراقبت از آنها را به عهده دارند تأکید کرده‌اند و این کنشهای متقابل را اساس عمده رشد عاطفی و شناختی دانسته‌اند ( ماسن [3] ، و هنکاران ـ ترجمه یاسائی ، 1368).

نخستین تماسهای جسمی و روانی نوزاد در دوران شیرخوارگی با مادر است. روشی که مادران در مقابل پاسخگویی به نیازهای نوزادان اتخاذ می‌کنند متفاوت است. ممکن است صبورانه و گرم ، تند و خشن و عاری از حساسیت و بی‌تفاوتی باشند. از نظر تعلیم و تربیت برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه‌ای است که تولد روانی و عاطفی کودک از آنجا آغاز می‌شود.(ماسن و همکاران)

در گذشته عقیده بر این بود که والدین بطور یکطرفه کودکان خود را تربیت می‌کنند. اما پژوهشهایی که با نوزادان صورت گرفته بطور فزاینده‌ای حاکی از آن است که چنین تأثیری جنبه متقابل دارد، یعنی رفتار نوزاد نیز پاسخهای والدین را شکل می‌دهد. بطور مثال نوزادی که با قرار گرفتن در آغوش مادر آرامی می‌گیرد احساس بسندگی را در مادر ازدیاد می‌بخشد . (اکینسون [4] ـ ترجمه براهنی و همکاران 1368 ـ ص 22).

ماسن و همکاران ذکر می‌کنند که بر طبق نظر بالینی نتیجه عمده کنش متقابل بین مادر و کودک بوجود آمدن نوعی وابستگی عاطفی است. این ارتباطات عاطفی سبب می‌شود که کودک به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد بخضوص هنگامیکه احساس ترس و ناامنی می‌کند. این وابستگی به مادر ، نتایج طولانی دارد. این نتایج عبارت است از فراهم آمدن سرمایه‌ای از امنیت عاطفی برای کودک و پی‌ریزی شالوه رابطه بعدی کودک با والدینش و نیز نفوذی که آنها بعداً می‌توانند در او داشته باشند(یاسائی، 1368).

هر چند که کودک انسان ، ظاهراً تمایلی فطری برای دلبستگی به دیگران دارد. اینک کودک به کدامیک از والدین وابسته شود. و نیز شدت و کیفیت وابستگی او تا حد زیادی به رابطه فردی والدین با کودک دارد . مطالعات نشان داده است که در اغلب خانواده‌ها تاثیر مادران در خلق و خوی کودکان بیشتر از پدران است. البته دلیل این امر شاید ناشی از آن باشد که قسمت اعظم مسئولیت پرورش فرزند به مادر محول می‌شود. این تأثیر مادری در صورتی که به حد افراط نباشد هیچگونه اثر سوئی به شخصیت کودکان به جای نمی‌گذارد.( راجرز[5] ـ ترجمه سروری، 1357) اتکینسون و همکاران (ترجمه براهنی و همکاران 1368) ذکر می‌کنند که با وجود این ملاحظه شده است که کودکانی که علاوه بر مادر، پدرانشان نیز در مراقبت از آنها نقش فعالانه‌ای به دنبال دارند به هنگام مواجهه با افراد غریبه اضطراب و پریشان کمتری از خود نشان داده‌اند و در مقایسه با کودکانی که مراقیت از آنها صرفاً به عهده مادرانشان است تحمل جدایی بیشتری دارند.

برخی اعتقاد دارند که کودکان در صورتی که بطور گروهی نگهداری شوند آسیب می‌بینند. دلیل اول اینکه برای ایجاد احساس دلبستگی در کودک باید صرفاً یک نفر از او مراقبت کند. و در صورتیکه چند نفر از او مراقبت کنند در فرآیند ایجاد دلبستگی خلل ایجاد می‌شود و کودک دچار اضطراب می‌گردد این فرضیه را فرضیه (( تک مادری )) نامیده‌اند.

دلیل دوم اینکه کودکان بصورت گروهی از علاقه ، توجه و انگیزش کمتری برخوردار می‌شوند و در نتیجه ممکن است رشد اجتماعی و شناختیشان کند شود. ( ماسن و همکران ترجمه یاسایی ـ 1368 ص 158). اندرسون [6] ، نیکل [7] ، رابرتز [8] و اسمیت [9](1981) در تحقیق خودشن ذکر کرده‌اند که مراقبت گروهی که سلات روانی کودک را در نظر گرفته باشند همانند برخی محیطهای خانوادگی می‌توانند شرایط رشد سالم کودک را فراهم کنند.

در سابق روانشناسان تصور می‌کردند که وابستگی کودک به مادرش از آن جهت است که مادر به عنوان منبع تغذیه یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودک را فراهم می‌کند ، اما این نظریه پاسخگوی برخی واقعیات نبود بعنوان مثال جوجه‌ها و بچه اردک‌ها اگر چه از بدو تولد خودشان غذا را تأمین می‌کنند اما به دنبال مادر خود می‌روند و وقت زیادی را در کنار او صرف می‌کنند. پس آرامشی را که آنها از بودن در کنار مادرشان احساس می‌کنند نمی‌تواند صرفاً از نقش مادر در تغذیه آنها سرچشمه بگیرد.

سلسله آزمایشات معروفی که توسط (هارلو[10]، 1971) بر روی میمونها انجام گرفت نشان دهنده آن است که در وابستگی مادر ـ فرزند چیزی بیش از نیاز به غذا در کار است. اتکینسون در تحقیقات دیگری نشان داده است که کودک تنها به سبب کارهایی که والدینش برای ارضاء نیازهایش به آب و غذا و گرما و آسودگی از درد انجام می‌دهند به آنان دلبستگی پیدا نمی‌کنند. مدت زمانی نیز که کودک با هر یک از والدینش می‌گذارند تعیین کننده کیفیت رابطه کودک با والدینش نخواهد بود. ( فرودی و فرودی،[11]1982 ، ترجمه براهنی و همکاران).

بحث در مورد اشتغال مادر با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بوده است و دیدگاههای مخالف و موافق بسیاری درباره آن مطرح شده است. تحقیقات انجام شده در این زمینه به نتایج متفاوت (گاه همسو با یکدیگر و گاه متضاد هم) رسیده است. برخی اظهار کرده‌اند که مادران به علت اشتغال در خرج از منزل از همان هفته‌های نخست که فرزندشان نیازمند برقراری ارتباطات حسی با آنان است، ساعتها و گاه روزها او را از تماسها و مهر و محبت خود محروم می‌سازند و یا حضورشان فاقد کیفی لازم است. و کودکانشان در یافتن حیات عاطفی متعادل دچار مشکل می‌شوند ( موئل[12] ، ترجمه رضوی، 1367 ص 7). اشتغال تمام وقت مادر در خارج از منزل خستگی مفرط اولیاء در اثر فشار کار بیحوصلگی آنان در اثر مشغله زیاد و مشکلات رفت و آمد سبب واکنشهای عادی در برابر سروصدا و جنب و جوش فرزندان می‌شود. مضافاً به اینکه حضور در خانه نیز بدون ارتباط با فرزندان سپری می‌شود.

تحقیقاتی نیز نشان می‌دهد که اشتغال مدر اثرات مثبتی به همراه دارد. کودکی که در خانواده‌ای زندگی می‌کند که مادر شاغل است شاهد روابط مثبتی بر بربری بیشتری میان والدین خواهد بود. از افراد خارج از خانه توجه بیشتری می‌بیند و در خانه در مقایسه با سایر کودکان مسئولیتهای بیشتری خواهد داشت. (هافمن و نای [13] در مقایسه با سایر کودکان مادران خانه‌دار غالباً از سازگاری شخصیتی اجتماعی بهتری در مدرسه برخوردارند، در مفهوم جنسیت عقاید معقولانه‌تری دارند و در مورد فعالیتهای زن و مرد عقاید غالبی کمتری دارند ( هافمن ، 1979، هوستون[14] 1983) .

هاک [15]، (1980) در نتیجه تحقیقی که در ایران به منظور بررسی عوامل مؤثر در سازگاری پسران انجام شده است نیز نشان داده که بین اشتغال مادر و سازگاری پسران رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین وضعیت اشتغال مادر و رضایت مادر از کار خود با سازگاری پسران رابطه معناداری وجود دارد.(احمدی 1369)

از شواهد چنین برمی‌آید که اثرات مثبت اشتغال، بیشتر متوجه دختران است . دختران مادرانی که اهداف بالایی دارند، اهداف بالایی خواهند داشت زیرا مادرانشان سرمشق خوبی برای تشویق حس استقلال در آنان خواهند بود.

به هر حال اشتغال مادر با به همراه داشتن درآمد بیشتر برای خانواده ، عزت نفس بالاتر برای مادر و عقاید قالبی کمتر در مورد نقش زن و مرد و الگوی نقش مثبت، بیشتر فوایدی را هم برای پسران و هم دختران در سالهای بعدی زندگیشان خواهد داشت (اسکار، فیلیپس و مک‌کاتنی[16] ، 1989). بنابرانی با توجه به رشد روز‌افزون اشتغال زنان به کار خارج از منزل بویژه در کشور ما که این مسئله امری نسبتاً تازه است لازم است تا هر چه بیشتر تاثیرات مختلف اشتغال زنان بر روی ساخت و کارکرد خانواده، روابط والدین با یکدیگر، روابط والدین با کودکان و ابعاد مختلف رشدکودکان بررسی شود.

همانطور که گفته شد یکی از جنبه‌های مهم رشد کودکان سازگاری است و تحقیقات بسیاری در خارج از شکور در زمینه تأثیر اشتغال مادر بر سازگاری کودک انجام شده است و به نتایج همسو و گاهی متفاوت رسیده‌اند. محقق نیز بر آن شده است تا سازگاری اجتماعی کودکان دارای مادر شاغل را بررسی کند و راهبردهای لازم را به خانواده‌ها ارائه نماید.

فصـــل اول

موضوع تحقیق

موضوع مورد بررسی در این پژوهش بررسی ناسازگاری کودکان پیش دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار تهرانی می‌باشد.

در این پژوهش محقق درصدد است مشخص کند که آیا کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل نسبت به خانه‌دار ناسازگارترند؟ و آیا پسران نبت به دختران از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند؟

بیان مسئله

اهمیت خانواده در تربیت و ایجاد ساختار شخصیت و اجتماعی شدن کودک بر کسی پوشیده نیست، رفتار اجتماعی مناسب و درست بطور طبیعی حاصل نمی‌شود بلکه مثل هر مهارت دیگری باید آموخته شود، و مرتباً تکرار و تمرین گردد و بوسیله افراد با تجربه تصحیح گردد. موفقیت در این زمینه بیشتر از همه به کوشش و خواست خود انسان بستگی دارد. عوامل مؤثر در آن پدر، مادر، خانواده ، دوستان و غیره می‌باشند. در اجتماعی شدن کودک اولین و مهمترین عامل خانواده می‌باشد. صاحبنظران معتقدند که از بین اعضای خانواده در تربیت و تکوین شخصیت کودک، مادر از نقش حساس‌تری برخوردار است. علت این امر شاید این باشد که از همان ابتدای تولد، کودک بیشترین کنش و واکنشهای عاطفی خود را با مادر برقرار می‌کند. رابطة اولیه مادر و کودک بوجود آورنده هسته اصلی امنیت یا عدم امنیت در کودک است. اگر این روابط نادرست باشد احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی کودک سایه می‌افکند. بی‌توجهی‌های طولانی، بدرفتاری و محرومیت از محبت از ابتدای زندگی منجر به ناسازگاریهای موقت و گاه طولانی در کودک می‌شود.

نحوه سازگاری در سنین مختلف تحت تأثیر عوامل زیادی قرار می‌گرد که هر کدام از این عوامل بسته به شرایط خاص کودک می‌تواند تأثیرات مختلفی در سازگاری کودکان درخانواده و مدرسه داشته باشد.

همچنین از جمله ارتباط بین والدین با یکدیگر ، ارتباط والدین با کودک، وضعیت و موقعیت اجتماعی خانواده ، شیوه‌های انطباقی حاکم در خانواده و اشتغال مادر و عدم حضور تمام وقت مادر در خانواده جزء مهمترین عوامل مؤهر در سازگاری کودک هستند. امروزه تعداد زیادی از زنانی که کودکان خردسال دارند، در خارج از منزل کار می‌کنند در آمریکا تا سال 1980 بیش از یک سوم مادرانی که سه کودک یا کمتر داشتند در خارج از منزل کار می‌کردند و هر ساله تعداد زیادتری از مادران به کار خارج از خانه اشتغال می‌ورزند. به خاطر کاهش درآمد خانواده‌ها در سالهای 1973 تا 1988 بسیاری از خانواده‌ها لازم دیدند که هر دو والد به کار مشغول باشند تا خانواده دچار فقر نشود (ماسن و همکاران 1369). در کشور ما نیز همزمان با تغییرات اجتماعی قرن حاضر شکل ساختاری خانواده تغییر پیدا کرده و نقشهای والدین دچار تحول شده است، و زنان بیشتری وارد فعالیتهای اجتماعی شده‌اند.

طبق سرشماری عمومی کشور در سال 1372 بیشتر از 11% زنان بیش از ده سال کشور شاغل هستند و در مقایسه با جمعیت سابق فعال کشور بیش از 14% این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند (سالنامه آماری کشور، 1373 ، مرکز آمار ایران).

بنابراین این سئوالی که امروزه طرح آن اهمیت بیشتری پیدا کرده این است که اشتغال مادر چه تأثیری می‌تواند روی رفتار کودکان داشته باشد؟ آیا این اشتغال و انجام فعالیتهای بیرون از منزل باعث قصور در انجام فعالیتهای مربوط به رسیدگی کردن به کودکان می‌شود و اثر سوء روی فرزندان خواهد داشت یا اینکه انجام فعالیتهای اجتماعی با ایجاد یک الگوی جدید از زن و مادر اثر مثبتی به همراه خواهد داشت؟

ضرورت و اهمیت تحقیق

دوران کودکی سرآغاز زندگی و زمان پایه‌ریزی شخصیت بزرگسالی است. همه روانشناسان نقش مهم و سرنوشت‌ساز این مرحله را در چگونگی پی‌ریزی مراحل بعدی رشد تاکید کرده‌اند. توجه به بهداشت روانی و مطالعه در نحوه سازگاری کودکان در اولنین سالهای زندگی ، کمک به رشد و باروری آنها در زمان بزرگسالی خواهد بود و غفلت از دوره کودکی و عدم توجه به شرایط رشدی دوران کودکی لطمات جبران‌ناپذیری را بر سلامت روانی جامعه وارد خواهد کرد. چرا که کودک در عالی‌ترین شرایط متولد می‌شود و آمادگی برای پرورش شایسته و مطلوب را دارد.

عوامل بسیاری را می‌توان در تعادل عاطفی و نحوه سازگاری کودکان دخیل دانست که مطالعات متعدد تأثیر هر یک را بر نحوه سازگاری کودکان شنان داده است. وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده، فقدان یک مادر تمام وقت به علت اشتغال از جمله عواملی هستند که این فرایند تدریجی را شکل میدهند.

هر روز به مادرانی که به اشتغال در بیرون از منزل روی می‌آورند افزوده می‌شود و اکثر این زنان دارای فرزندان خردسال هستند. وضع خانواده و رابط خانوادگی از این وضعیت جدید متأثر می‌شود و آثار خود را بر روی رفتارهای کودکان آشکار می‌کند. بنابراین لازم است مسئله اشتغال مادران با توجه به سایر جنبه‌های مؤهر در سازگاری کودکان بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد تا تأثیرات مثبت یا منفی آن آشکار گردد. افزایش مراقبتهای مربوط به بهداشت روانی و تعلیم و تربیت کودکان پیش‌دبستانی در خانواده و مهدکودک حاصل نتایج ارزشمند تحقیقات گذشته می‌باشند.

بطور کلی سازگاری نقش عده‌ای در پیشرفت تحصیلی، اجتماعی و شخصیتی کودکان دارد. بهبود و افزایش هر کدام از آنها موجب احساس شایستگی ، کارایی، تعهد و مسئولیت درکودکان خواهد شد. به همین جهت برنامه‌ریزی برای پیشگیری از ناسازگاری و آگاه سازی خانواده‌ها می‌تواند موجب رشد سلامت روانی کودکان در جامعه گردد. به دلیل اینکه درصد زیادی از افراد جامعه را کودکان تشکیل می‌دهند و موقعیت اجتماعاز هر لحاظ ، در گرو سلامت و بهداشت روانی و اجتماعی آنان می‌باشد. با توجه به مهم بودن مسئله ، پژوهش راجع به ناسازگاری کودکان دارای مادر شاغل و خانه‌دار ضروری بنظر می‌رسد تا بر این اساس بتوان این کودکان را شناسایی کرد و اقدامات لازم را در جهت پیشگیری به عمل آورد و راهبردهای آموزشی و تربیتی لازم را به خانواده و والدین ارائه نمود و از به انحراف کشیده شدن کودکان در آینده و همچنین از به هدر رفتن سرمایه ملی کشور جلوگیری کرد.

این پژوهش روشن ، واضح و عملی است زمان پژوهش کوتاه و هزینه اجرا و انجام پژوهش کم و محدود است انجام این پژوهش شاید بتواند راههای مناسب‌تری برای پیشگیری از ناسازگاری ارائه دهد و راهگشای پژوهش‌های مفید باشد.

اهداف تحقیق

هدف از پژوهش حاضر عبارتست از :

- تعیین میزان ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و غیرشاغل

- مقایسه ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادران شاغل و غیرشاغل

- ارائه راهبردای عملی و تربیتی به منظور پیش‌گیری از مسائل و مشکلات عاطفی ، رفتاری ، روانی و اجتماعی به والدین

فرضیه‌های تحقیق :

1- کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل نسبت به خانه‌دار از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند.

2- کودکان پیش‌دبستانی پسر نسبت به دختر از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند.

متغیر تحقیق :

در این پژوهش متغیر مورد بررسی ناسازگاری کودکان می‌باشد.

تعریف نظری و عملیاتی متغیر مورد نظر در ذیل می‌آید.

تعریف نظری متغیر :

ناسازگاری :

میلانی‌فرد (1356) ناسازگاری را اینگونه تعریف کرده است:

" کودکان ناسازگار به افرادی اطلاق می‌شود که معمولاً از هوش عادی یا حتی بالاتر برخوردارند ولی داری رفتار غیرعادی و نابهنجار و یا به اصطلاح مبتلا به اختلالات رفتاری می‌باشند." (ص 121).

منصور و دادستان (1356) سازش نایافتگی را بدین صورت تعریف کرده‌اند :

" حالتی است که فرد نمی‌تواند خود ار با محیط تطبیق دهد و از تعالیم آن استفاده کند. این سازش نایافتگی ممکن است مربوط به محیط خانوادگی، محیط آموزشگاهی، محیط کار و ... باشد.

تعریف عملیاتی متغیر:

ناسازگاری :

منظور از ناسازگاری در این پژوهش میزان نمره یا کمیتی است که کودکان دختر و پسر دارای مادر شاغل و خانه‌دار با توجه به پاسخ‌هایشان به چک لیست رفتار ناسازگار کودکان (خودساخته) کسب می‌کنند در این نمره شاخص عددی برای سنجش میزان ناسازگاری آنان می‌باشد.

فصــل دوم

چـارچـوب نظــری تحقیــق

سازگاری

انسان وقتی از نظر رشد اجتماعی رشد یافته محسوب می‌شود که در زمینه مهارتهای اجتماعی به رشد و شکوفایی رسیده باشد یعنی به سطحی از مهارت در روابط اجتماعی دست یافته باشد که بتواند با مردم راحت زندگی کند و سازگاری داشته باشد، شاید بتوان گفت که مهمترین جنبه رشد وجود هر شخص، رشد اجتماعی اوست. معیار اندازه‌گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری [17] او با دیگران است یعنی با دوستان ، معلمان ، افراد خانواده ، بستگان ، همسایگان و حتی افرادیکه برای نخستین بار با آنها برخورد می‌کند. رشد اجتماعی نه تنها در میزان موفقیت کنونی و سازگاری با اطرافیانی که هم با انسان سرو کار دارند، بلکه در موقعیاتهای شغلی و پیشرفتهای آینده نیز مؤثر است.

رشد اجتماعی هم مانند رشد جسمی و ذهنی یک کمیت پیوسته است و بتدریج به کمال می‌رسد. یک نوجوان در هر سال به میزان قابل توجهی از هر نظر رشد می‌کند. اما این به آن معنا نیست که همه جنبه‌های رشد او دقیقاً هماهنگ پیش روند. بسیارند افرادی که رشد جسمی آنها چشمگیر است اما رشد ذهنیشان کند است. یا بالعکس ، یا کسانی که از نظر جسمی و ذهنی سرآمد هستند اما هرگز به بلوغ اجتماعی نمی‌رسند.

رفتار اجتماعی مناسب و درست بطور طبیعی حاصل نمی‌شود بلکه مثل هر مهارت دیگری باید آموخته شود و مرتباً تکرار و تمرین گردد و بوسیله افراد با تجربه تصحیح شود. موفقیت در این زمینه بیشتر ازهمه به کوشش و خواست انسان بستگی دارد. عواملی که بطور قطع در آن تأثیر دارند عبارتند از : پدر و مادر و خانواده و دوستان او و ....

سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان از مباحث مهمی است که توجه جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و روان‌کاوان و بویژه مربیان را در دهه‌های اخیر جلب کرده است. پیش از آنکه روان‌شناسی و روان‌کاوری ، دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش بپردازند و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطهای اجتماعی شناخته شود، اغلب ناسازگاریها و رفتارهای غیراجتماعی و ضداجتماعی به علتهای نامعلوم نسبت داده می‌شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به فرد، صرفاً از راه مجازاتهای غیرعادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می‌داشتند. تردیدی نیست که انواع بزهکاریها و جرایم اجتماعی ریشه در نابسامانیهای روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیک نداشته باشد معلول محیط ناسالم اجتماعی است.

مطالعه نهاد خانواده و بررسی تغییر و تحولات آن از جمله مسائلی است که طی قرون و اعصار مورد توجه محققان و عالمان بوده و در دهه‌های اخیر نیز از دید دو مکتب کارکرد گرای‌ساختی و کنش متقابل گرای نمادی برکنار نبوده است.

مکتب گارکردگرای ساختی [18] معتقد است که اجزاء متشکل یک نظام اجتماعی مرتبط با هم و وابسته به یکدیگرند و عملکرد هر یک از اجزاء دوام و بقای جامعه را موجب می‌شود. در این دیدگاه خانواده سازمانی است اجتماعی و متشکل از افرادی که در رابطه با یکدیگرند. این سازمان کارکردهایی دارد که به بقای نظام اجتماعی کمک می‌کند ( ادیبی ، 1358).

بارسنز که یکی از طرفداران این مکتب است اعتقاد دارد که جوامع انسانی به سمت و سویی حرکت می‌کنند که در آن خانواده دارای 2 کارکرد اساسی است. که یکی اجتماعی کردن کودکان بدانسان که بتوانند به عضویت جامعه‌ای که در آن به دنیا آمده‌اند، درآیند. و دیگری تثبیت شخصیت افرادی که بتوانند به صورت افراد بزرگسال در جامعه ایفای نقش کنند( میشل ، 1354).

نظریه کنش متقابل گرای‌نمادی [19] نیز خانواده را با توجه به نقش و اهمیت آن در جریان اجتماعی‌ شدن مورد مطالعه قرار داده است. اگر اجتماعی شدن را با جریانی که طی آن انسان با الگوهای فرهنگی جامعه یا گروه خود می‌آموزد و آنها را بعنوان جزئی از نظام رفتاری خویش قرار می‌دهد تقویت کنیم، در این صورت فرد برای آنکه بتواند با افراد دیگر جامعه رابطه ارگانیک برقرار کند، لازم است تا نقشهای اجتماعی گوناگون را فراگیرد، این فراگیری از طریق کنش متقابل با دیگران صورت می‌گیرد.

در اجتماعی شدن کودک چند عامل مؤثرند که اولین و مهمترین آن خانواده می‌باشد.

صاحبنظران بر این باورند که از بین اعضای خانواده در تربیت و ایجاد ساختار شخصیت طفل، مادر از نقش حساس و ظریفتری برخوردار است، علت این امر شاید این باشد که از همان ابتدای تولد طفل بیشترین کنش و واکنشهای عاطفی خود را با مادر برقرار می‌کند. در واقع هسته اصلی احساس امنیت و اعتماد و عدم امنیت و بی‌اعتمادی در کودک از رابطه اولیه وی و مادرش سرچشمه می‌گیرد. در صورتی که این رابطه ناسالم و نادرست باشد احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی او سایه می‌افکند. بی‌توجهی طولانی، بدرفتاری و محرومیت از محبت در ابتدای زندگی منجر به ناسازگاریهای موقت و گاهاً طولانی در کودک می‌شود. (ماسن ، مترجم یاسائی و همکاران ، 1367) سازگاری مسئله‌ای است که مخصوص انسان نمی‌باشد. هر موجود زنده‌ای به فراخور حال خود و به اقتضای طبیعت و مرحله تکاملی که بدان دست یافته است ، ناچار است به طریقی که متضمن حفظ حیات و بقای اوست ، خود را با محیط پیرامونش ساگار کند. به دلیل اینکه در فرایند سازگاری وجوه اشتراک زیادی بین انسان و حیوان وجود دارد، بخش عمده‌ای از دانش‌ها درباره فرایند سازگاری در انسان به تحقیقاتی که درباره حیوانات به عمل آمده است ، مبتنی می‌باشد.

هر چه از نردبان تکامل بالاتر می‌رویم قابلیت انعطاف و یادگیری در موجودات زنده بارزتر می‌شود. حیوانات پست عمدتاً به اتکال غرایز و مکانیزمهای رفتاری ذاتی با محیط خود سازگاری پیدا می‌کنند. ولی در انسان انعطاف‌پذیری، قدرت تفکر و یادگیری ، واکنش‌های غریزی او را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داده است. انسان باید به استثنای وانشهای بازتابی اولیه همه چیز را بیاموزد. بویژه اعمال و رفتاری که وی را در سازگاری با محیط اجتماعی به کار خواهد آمد ( والی‌پور ، 1367) انسان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی خود با سایر افراد جامعه در رابطه و فعل و انفعال مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تأمین حوائج خود به زندگی گروهی تن دردهد و با دیگران برای رسیدن به هدفهای مشترک تشریک مساعی کند. در چنین شرایط و در رابطه با سایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت‌بخش دست یابد و به همین دلیل است که مشکلات و موانع سازگاری آدمی از حیات اجتماعی او مایه می‌گیرد. بدینسان مفهوم سازگاری از نظر آدمی یعنی سازگری اجتماعی ، حتی برای ارضاء نیازهای زیستی، انسان خود را با وضع اجتماعی و شرایطی که ساخته ، دست انسان است روبه‌رو می‌بیند. مقررات، توقعات ، معتقدات ، ارزشها ، رقابتها ، همکاریها ، کارشکنی‌ها ، موانع و عوامل و واقعیاتی از این نوع که او را در راه تأمین خواسته‌هایش هیچگاه تنها نخواهد گذاشت.

گرچه بدرستی بین سازگاری و ناسازگاری حد و مرز مشخص و معینی نمی‌توان یافت و حالات بینابین این دو حالت بسیار زیاد است . فرایند سازگاری و ناسازگاری را باید خط پیوسته طولانی و مدرج تجسم نمود که هر نقطه‌ آن در جدایی از سازگاری را بیان می‌کندو در این خط مفروض از ناسازگاری مطلق شروع نمود. و درجات میانه‌ای از آن و سپس در پایان خط به سازگاری کامل با محیط می‌رسیم که مقصود و غایت زندگی همه افراد بشر است. با توسعه شهرنشینی و ازدیاد جمعیت و پیچیدگی شرایط زندگی، مسئله ناسازگاری ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است ( والی ‌پور ، 1363) .

مان [20] ( ساعتچی ، 1364) سازگاری را تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط می‌گوید آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر و هماهنگ او با موقعیتی که با آن قرار گرفته است ، می‌شود . ( ساعتچی ، 1356)

شعاری نژاد ،( 1364) می‌گوید : سازگاری عبارت است از :

1- عمل برقراری یک رابطه روان‌شناختی رضایت‌بخش میان خود و محیط،

2- عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات محیطی ،

3- سازگاری موجود زنده با تحریکات درونی و بیرونی .

راجرز سازگاری را اینگونه تعریف می‌کند : منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط با نحوی است که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقوق خارجی امکان‌پذیر می‌سازد. به این ترتیب سازگاری به معنی همرنگ شدن با جماعت نیست، سازگاری به معنی شناخت این حقیقت است که هر فرد باید هدفهای خود را با توجه به چارچوبهای اجتماعی و فرهنگی تعقیب نماید (سروری ، 1357).

روان‌شناسان بطور سنتی سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده‌اند و ویژگیهایی از شخصیت را بهنجار کرده‌اند که به فرد کمک می‌کند که خود ار با جهان پیرامون خویش سازگار نماید. روان‌شناسان بسیاری معتقدند که اگر اصلاح سازگاری در معنی همنوایی با اعمال و اندیشه‌های دیگران تلقی شود ، در اینصورت چنان باری از تلویحات منفی را خواهد دشات که دیگران نمی‌توانند توصیفی از شخصیت سالم به دست دهند. آنان بیشتر به ویژگیهای مثبتی مانند فردیت ، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند.

در تعریف شخصیت بهنجار نیز اتفاق نظر وجود دارد اما اکثر روان‌شناسان ویژگیهای زیر را نمودار بهزیستی عاطفی می‌دانند:

کارآمدی و ادراک ، خودشناسی ، توانایی در کنترل اختیاری رفتار، عزت نفس ، پذیرش ، توانایی در برقراری روابط محبت‌آمیز و باروری ( اتکینسون و دیگران ، مترجم براهنی و همکاران ، جلد اول ، 1368).

سازگاری اهرمی نسبی است . انسانها به درجات مختلف در سازگاری دست می‌یابند. اگر می‌توانستیم بر پایه ضوابط معتبر علمی درجه سازگاری افراد جامعه را اندازه‌گیری و سپس در یک منحنی توزیع پیاده کنیم به احتمال قوی منحنی طبیعی بدست می‌آوریم. به این ترتیب که در یک طرف منحنی اقلیت کوچکی خیلی ناسازگار و در طرف دیگر منحنی اقلیت خیلی سازگار وجود خواهد داشت و در میان آن دو گروه اکثریت کم و بیش سازگار، بنابراین می‌توان گفت که حد و مرز مشخصی به طور مطلق ناسازگاری را از سازگاری جدا نمی‌کند (والی‌پور ، 1363).

لااقل دو مفهوم را می‌توان با عبارت ناسازگاری مرتبط ساخت. یک معنا اساساً یک مفهوم اجتماعی است. فردی سازگار نیست که نتواند بطور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. در معنای دیگر یک فرد را هنگامی ناسازگار تعریف می‌کنند که نتواند ارضای احتیاج کند حتی اگر رفتار او برای جامعه‌اش مناسب باشد ( مکدانلد[21] ، مترجم سروری ، 1355).

اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک

نخستین تماسهای جسمی و روحی کودک با فردی است که در دوران شیرخوارگی مراقبت از او را بعهده می‌گیرد و این فرد معمولاً مادر است، روشی که مادران در پاسخگویی به نیازهای نوزادان اتخاذ می‌کنند متفاوت است، و ممکن است صبورانه و گرم ، تند و خشن و عاری از حساسیت و بی‌تفاوتی باشد. از دیدگاه علم تربیت، برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه‌ای است که تولد روانی کودک از آنجا آغاز می‌شود ( کارامل [22] ، 1984). اگر مادر، فردی خونسرد و بی‌قید و بند یا بی‌ترحم باشد ممکن است کودک را به واکنشهای شدید وادارد و او را موجودی خودخواه و سنگدل و غیرقابل اعتماد به شمار آورد.

شواهد ثابت کرده است که ارتباط میان مادر و فرزند نه تنها از زمان تولد بلکه حتی پیش از آن نیز اثر مهمی در رشد روانی کودک دارد. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک نیز اهمیت خاصی دارد. بعضی از روان‌شناسان معتقدند که میان مادرانی که از پستان خود به فرزندانشان شیر می‌دهند مهر مادر و فرزندی بیشتر وجود دارد تا مادرانی که چنین نمی‌کنند. برخی دیگر معتقدند که نگرش گرم و سرد مادر نسبت به کودک موجب سازگاری و ناسازگاری کودک در آینده می‌شود. بررسیها نشان می‌دهد که مادرانی که برای مدت طولانی با گرمی و محبت به پسرانشان از پستان خود شیر داده‌اند بیش از همه فرزندان سازگار داشته‌اند اما دختران در همین شرایط سازگار نسبی داشته‌اند و پسران و دخترانی که از پستان مادر سرد و کم محبت شیر خورده‌اند اغلب دارای مشکلات رفتاری بوده‌اند( پارسا ، 1371). به اعتقاد بالبی [23] کنش متقابل بین مادر و فرزند نوعی بستگی عاطفی بوجود می‌آورد که این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که طفل به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد. این تعاملهای بین مادر و کودک سرمایه‌ای از امنیت عاطفی را برای کودک فراهم می‌کند که بنیان روابط آینده او با دیگران و با والدیناشان را پایه‌ریزی می‌کند ( مشفقیان ، 1359).

بالبی نیز معتقد است که نبودن کنشهای متقابل مادر و کودک در اثر جدائیهای طولانی مخصوصاً در سه سال اول زندگی اثر خاص روی شخصیت طفل می‌گذارد. اینگونه اطفال از نظر عاطفی گوشه‌گیر و درخودفرورفته هستند و نمی‌توانند پیوندهای دوستی با بچه‌های دیگر یا با افراد بالغ بوجود آورند در نتیجه از لذت دوستی واقعی محروم می‌باشند، تصور می‌رود که این امر بیش از هر چیز دیگر علت سخت‌جوشی اینگونه کودکان باشد. (مشفقیان 1359) " به اعتقاد اریکسون اولین کنشهای متقابل مادر و کودک رشد اعتماد یا بی‌اعتمادی کودک را در جهان بنیان می‌نهد، تجارب مثبت و ارضاءکننده کودک با مادرش او را به اعتماد به مادر و سپس از طریق تعمیم به اعماد به دیگران منتهی می‌سازد.

در گذشته روان‌شناسان تصور می‌کردند که وابستگی طفل به مادرش از آن روست که مادر به عنوان منبع تغذیه یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودک را تامین می‌کند. اما این نظریه پاسخگوی برخی از واقعیات نبود، برای مثال جوجه‌ها و اردکها اگر چه از بدو تولد خودشان غذای خود را تأمین می‌کنند اما به دنبال مار خود راه می‌روند و وقت زیادی را کنار او صرف می‌کنند. آرامشی را که آنها از بودن در کنار مادرشان حس می‌کنند نمی‌توانند صرفاً از نقش مادر در تغذیه آنها سرچشمه بگیرد. آزمایشات مارگارت هارلون نشان داد که بچه میمون اگر چه از مادر سیمی تغذیه می‌کرد اما در هنگام ترس و احساس ناامنی به سوی مارد پارچه‌ای پناه می‌برد و این نشا‌دهنده آن است که دروابستگی کودک به مادر چیزی بیش از نیاز به غذا درکار است (یاسائی ، 1367).

تعامل میان مادر و کودک بر رشد زبان و پاسخگویی کودک نیز تأثیر دارد . در تحقیقی که بر روی کودکان پرورشگاهی قبل از آغاز سخن گفتن بیش از کودکان عادی گریه می‌کنند ولی از بوجود آوردن صداهایی که سایر کودکان درمی‌آورند ، عاجز و ناتوانند. این ناتوانی انها حتی در مقایسه با کودکان متعلق به فقیرترین خانواده‌ها نیز مشهود است.

محققان مهمترین علت این پس‌ماندگی را عدم رابطه نزدیک بین مادر و کودک دانسته‌اند به همان اندازه که ارتباط صحیح بین مادر و کودک اثر سازنده در رشد و سخنگویی کودک دارد. رابطه غلط و رفتار نادرست مادر نیز اثرات نامطلوبی بر فرزند دارد. مادری که کودک خود را لوس می‌کند و در هنگام صحبت کردن با او کلمات و جملات را مانند او کودکانه و با لحنی غلط به کار می‌برد، نه تنها باعث می‌شود که فرزندش در رشد تکلم عقب بماند بلگه امکان پیدایش نارسائی‌های زبانی از جمله لکنت زبان را در کودک فراهم می‌کند ( روحانی ، 1343). فقر اقتصادی مهمترین عامل در برقراری روابط غلط میان والدین و کودک است. فشارهای زندگی روزانه در خانواده‌های فقیر روابط مادر و کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فقر و شلوغی خانه موجب می‌شود که هیچ کودکی کانون توجه قرار نگیرد. عده کودکان بیش از آن است که پدر و مادر وقت رسیدگی به همه آنها را داشته باشد. حتی می‌توان ادعا کرد که شکست در مدرسه هم در روابط مادر و فرزندی نهفته است ( هارلوک [24] ، 1983) .

تحقیقات نشان می‌دهد که ترس کودکان از رفتن به مدرسه نیز بیشتر از کنش و واکنشهای مادر ـ کودک ناشی می‌شود. برای بسیاری از کودکان ورود به مدرسه همراه با جدایی از مادر در محیط گرم خانواده ، ناراحت کننده و اضطراب‌آور است. این امر در بین دختران شیوع بیشتری دارد. واکنش مادران در قبال چنین رفتاری حائز اهمیت است مادرانی که کودکانشان حکایت افراطی داشتند و مدرسه رفتن را مترادف افزایش خطرات می‌دانستند، ترس کودک از مدرسه رفتن را تشدید می‌کردند. علت این امر که دختران در مقایسه با پسران بیشتر واکنشهای ترس از مدرسه را نشان می‌دهند، شاید این باشد که در دختران تمایلات اتکایی بیشتر توسط مادران ایجاد شده باشد ( عظیمی ، 1363).

ناسازگاری

کودکان ناسازگار[25] به افرادی اطلاق می‌شود که معمولاً از هوش عادی یا حتی از ضریب هوشی بالاتر برخوردارند ولی دارای رفتار غیرعادی و نابهنجار و یا به اصطلاح مبتلا به اختلالات رفتاری می‌باشند. بعضی از این کودکان را کودکان دشوار می‌گویند که بنظر می‌رسد اصطلاح مناسبی باشد زیرا :

1- تماس، برخورد و معاشرت با این قبیل افراد و تحمل رفتارشان برای اطرافیان دشوار است.

2- پیروی از مقررات و احترام به قوانین متداول اجتماعی برای خود این افراد دشوار است.

3- تربیت و آموزش و پرورش آنان برای والدین آموزگاران ، مربیان مسئله دشواری را با مقایسه با دیگران ایجاد می‌کند.

4- از لحاظ روان‌شناسی و روانپزشکی تشخیص ماهیت و علت این ناسازگاریها دشوار است و بالنتیجه درمان این کودکان دشواریهای زیادی را پیش ‌می‌آورد.

پس کودکان دشوار افرادی از اجتماع هستند که دچار اختلالات رفتاری هستند و رفتارشان برای خود و اطرافیان مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. این افراد کسانی هستند که مشکل تربیتی برای پدر و مادر و اولیاء مدرسه و مسئلهی برای پلیس و دستگاههای قضایی ایجاد می‌کنند. دشواری این کودکان از شیطنت‌های ساده شروع شده و به انواع بزهکاریها منتهی می‌گردد ( میلانی فر ، 1372).

عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری در کودکان:

1- عوامل پزشکی : اختلالات روانی ممکن است بعلت احساس محرومیت و وازدگی متاثر از عوامل جسمی مانند نقس یکی از حواس پنجگانه باشد. مثلاً اختلالات بینایی و شنوایی تا موقعی که پی بوجود آنها نبرده‌اند ممکن است م.جب مسائل ناراحت‌کننده‌ای شود بخصوص که اولیا نسبت به اشتباهات ناشی از نقص سخت‌گیر باشند، کم‌هوشی و اختلالات مغزی موجب می‌شود که کودک نتواند آنچه که پدر و مادری ازوی انتظار دارند یاد بگیرد. ناتواناییهای جسمی بعلت محدود کردن دامنه فعالیت کودک در رسیدن به هدف باعث سوق دادن او بطرف ناسازگاری می‌شود. مثلاً پسری که نمی‌تواند مانند سایرین در بازیها شرکت کند و یا دختر بزرگی که قادر به جلب توجه مردان و یا احیاناً رقابت با سایر دختران نیست به علت شکست و ناکامیهای پی‌درپی خواهی‌نخواهی ناسازگاری پیشه می‌کند.

2- عوامل تربیتی و اختلالات عاطفی هیجانی : این دسته شامل شایع‌ترین علل اختلالات کودکان است با توجه به نظریات روانکاوان ، مکتب اصالت رفتار و سایر فرضیه‌ها در رشد و تکامل شخصیت، چگونگی روابط اولیه کودک با اعضای خانواده و بخصوص مادر از اساسی‌ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هرگاه دراین روابط عاطفی اختلال حاصل شود باعث بهم خوردن امنیت عاطفی کودک می‌شود که آثار آن در رفتار کودکان منعکس می‌گردد. وقایع ترسناک و دردناک حوادث ناگوار خانوادگی اکثراً موجب اختلالات عاطفی و هیجانی کودک می‌شوند . کودکان در میزان آسیب‌پذیری نسبت به حوادث ناگوار متفاوت هستند و این تفاوت بعلت اختلاف در سرشت، خلق و خوی ، رشد عاطفی و میزان پختگی آنها می‌باشد. عوامل مختلف ممکن است در میزان احساسات امنیت طفل تاثیر کند. برخورداری پدر و مادر با کودک، وضع بهداشت روانی و جسمی پدر و مادر شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده همه اهمیت اساسی دارند. مثلاً اگر مادری بعلت یک زایمان دچار افسردگی زایمان شود کودک نیز ممکن است به نوبه خود دچار افسردگی شده و از خوردن غذا خودداری کند و خواب ناراحت داشته باشد. مادری که تعداد زیادی فرزند دارد و در عین حال کار هم می‌کند ممکن است نتواند برای ایمنی کامل کودک عواطف لازم را نشان بدهد. خانه درهم و مشوش بخصوص برای کودک زیان‌آور است. اگر خانه بعلت درگیری و جدال، خشونت ، کنش و مشاجره بین پدر و مادر و یا طلاق و غیاب آنان ناامن باشد قطعی است که کودک حق دارد فکر کند دنیای خارج ناامن و پرخطر است در کشور ما ازدواج‌های پی‌درپی و پیش‌رس ، کمی یا فقدان تجربه و آمادگی برای قبول مسئولیت زندگی، تعدد فرزندان ، فقر و نادانی والدین ، فقدان وسایل بهداشتی و مضیقه‌های مالی ، از علل عمده بشمار می‌روند.

متاسفانه وضع کودکان ما در ایران مخصوصاً در بحبوحه بلوغ طوری است که بقول بعضی از نویسندگان باید آنها را کودکان از یاد رفته نام نهاد. غالب پدران و مادران وظیفه خود را نسبت به اطفال خویش فقط محدود به تأمین وسایل اولیه زندگی آنها مانند خوراک و پوشاک می‌دانند و کمتر پدری یافت می‌شود که با روحیه فرزند خود آشنایی داشته باشد. نوع فیلم یا کتاب خوشایند طفل خود را بداند ، که کودکش اوقات بیکاریش را چگونه می‌گذراند . در راه مدرسه چه کار می‌کند و چه نگرانیها و سرگرمیهایی دارد. برت [26] ، میلانی فر ، (1372) در مطالعه و تحقیقات خود در دویست جوان بزهکار و مقایسه آن با چهار صد جوان سالم و درستکار که در یک خیابان زندگی می‌کردند و به یک مدرسه می‌رفتند متوجه شد که انضباط ناقص در خانواده ، نااستواری عمومی عاطفی ، سابقه تبهکاری و جنایت در خانواده و بالاخره کودنی و نارسایی رشد هوشی کودکان با بزهکاری ارتباط بیشتری دارند و تقریباً همیشه چندین عامل در مستور نمودن کودک به ارتکاب تبهکاری مؤثرند اگر چه اغلب اثر یک عامل شدیدتر و نمایان‌تر است.

بالبی تحقیقات و مطالعات خود را در زندانیان و بزهکاران جوان انجام داده و عقیده دارد که مجرم واقعی در طول پنج سال اول زندگیش مورد پذیرش مهر و محبت والدین قرار نگرفته ، مدتی طولانی از آنها جدا بوده و یا در دامن نامادری پرورش یافته است. از این‌رو بالبی به این مادران اصطلاح، مادران بی‌عاطفه، که افراد مجرم و بزهکار می‌پرورانند ، داده است. قطع ارتباط مادر بسیار مهم است بخصوص اگر بصورتی درآید که عواطف شخصی دیگری جانشین آن نشود ( میلانی‌فر ، 1372).

فقدان مادر را در مرحله اول کودکی و فقدان پدر را در مرحله دوم کودکی مهمتر باید شمرد. زیرا همبستگی و احتیاج کودک در دوره اول به مادر و وجود پدر بعنوان مظهر قدرت که نمونه و الگو قرار می‌گیرد در دوره دوم کودکی مهم می‌باشد.

3- عوامل ارثی : مسلماً همانطوری که گفته شد ارث در میزان آسیب‌پذیری کودک تأثیر دارد و در این زمینه احتیاج بمطالعات بیشتری داریم. کودک پاره‌ای از خصایص والدین را بارث می‌برد و مسلماً استعداد این را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلالات رفتاری مبتلا شود. از نظر روانشناسی افراد مجرم حتی تا 50% موارد خصایص اجداد خود را دارا می‌گردند.

مسلم است که ما رفتار و اعمال بزهکارانه را به ارث نمی‌بریم و آنچه به ارث می‌بریم ساختمان بدنی، مزاج و گرایش به انجام عمل در راهی خاص و آمادگی شخصی برای رفتار بزهکارانه است. این آمادگی سرشتی در اثر برخورد با عوامل محیطی نامناسب بارز و ظاهر می‌گردند و از اینجاست که اثرات متقابل و مکمل عواملی مانند نیروهای بیولوژیکی و اجتماعی در ناسازگاری معلوم می‌گردد.

4- عوامل محیطی و اجتماعی : علت روز‌افزون ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان را در سالهای اخیر کاهش انحطاط ارزشهای اخلاقی ، تغییرات سریع اجتماعی و پیچیدگیهای بسیار شدید زندگی که برای کودک قابل فهم نیست می‌دانند.

صرف نظر از محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع یکی از عوامل اجتماعی که ذکرش بنظر لازم می‌رسد اثر عوامل ارتباط جمعی است. سینما ، تلویزیون ، رادیو ، تئاتر و مطبوعات هر کدام سهم بسزایی در ناسازگاری و رفتارهای غیراجتماعی و حتی ارتکاب جرم دارند. همانطور که از طرق ارتباط جمعی می‌توان به بهبود وضع اخلاقی و اجتماعی و بالا بردن سطح فکر و دید مردم کمک قابل توجهی نمود همانطور هم می‌توان در خراب کردن وضع اخلاقی توده مردم و کودکان قدم برداشت (میلانی‌فر ، 1372).

طبقه‌بندی کودکان و نوجوانان ناسازگار

طبقه‌بندی کودکان ناسازگار مسئله بسیار دشواری است زیرا :

1- متفاوت بودن علل ناسازگاریها

2- زیادی تعداد ناسازگاریها

3- تفاوت کیفیت شروع ، رشد و پیشرفت آنها .

4- اختلاف درجه شدت و حدت علائم آنها.

5- درجه درمان پذیری ‌آنها.

اینها از جمله عواملی هستند که تقسیم‌بندی این کودکان و نوجوانان را دشوار می‌کند و بهمین جهت روانپزشکان و متخصصان طبقه‌بندی متفاوتی را پیشنهاد کرده‌اند بنابر آنچه گفته شدن اختلالات عاطفی هیجانی و بیماریهای روانی در کودک بصورت اختلالات رفتاری در می‌آید و اگر ادامه یابد مانع رشد طبیعی شده و یا آن را به تأخیر می‌اندازد. در کودکانی که سن بیشتری دارند، این اختلالات می‌تواند در حافظه ، تمرکز حواس و فعالیتهای فکری و تجمسی مؤثر باشند. در این حالت کودک نمی‌تواند تکالیف مدرسه را در سطحی انجام دهد که مورد رضایت اولیاء مدرسه باشد. مهارتهای کسب شده تدریجی مانند کنترل ادرار در شب ممکن است بهمین علت از بین برود و کودک از نظر رفتاری دچار انحطاط شود ( میلانی‌فر ، 1372).

ناسازگاری از دیدگاه مکاتب

نظریه‌های مختلفی درباره علل پیدایش رفتارهای ناسازگار بیان شده است که در اینجا به بررسی کاملاً اجمالی مهمترین آنها یعنی نظریه روان‌پویایی ، تئوری یادگیری و تئوری یادگیری اجتماعی خواهیم پرداخت.

در نظریه روان‌پویایی ، رفتار نشاندهنده فعالیت نیروهای روحی است. پیروان این نظریه (وینکات [27] ، ملانی کلاین [28] ، کالو هورنای [29]، بالبی ) به تجربیات دوره کودکی اهمیت بسیاری می‌دهند و معتقدند که اختلالات رفتاری ، نشانه‌های برخی آسیبهای نهفته در این دوران می‌باشند. که باید قبل از تغییر رفتار ، درمان شوند. یعنی به عبارت دیگر لازمه تغییر رفتار درمان و بهبود این آسیبهای دوران کودکی است.

در مقابل تئوری یادگیری به تأثیر حوادث و اتفاقات محیطی در بروز رفتار تأکید دارد. تئوری مذکور نظریه بالا را قبول نداشته و می‌گوید که بروز و دوام رفتار در اثر محرکات محیطی است. طرفداران نظریه یادگیری معتقدند که ناسازگاری یک پاسخ غلط آموخته شده بر اساس انواع روشنهای شرطی شدن است. به نظر این دسته از روان‌شناسان تنها رفتار قابل مشاهده است که مهم می‌باشد و نه ناخودآگاه و قوانین روان‌شناختی مربوط به آن ، بنابراین طرفداران مکتب یادگیری تنها یک عقیده دارند و آن این که ، شخصیت یک تاریخچه از انواع شرطی شدن‌هاست و نه زاییده و متبلور یک اصل لذت خصوصی، سالتر[30]، 1961 معتقد است که شخص در مقابل آنچه که برایش اتفاق می‌افتد عادی و نرمال است.

ناسازگاری یعنی شرطی شدن غلط و روان درمانی یعنی دوره شرطی شدن ، بر اساس نظریه وینیکات ( درون تحلیل‌گر) ناسازگاری کودکان ناشی از یک شکست در محیط دوران کودک یو در خلال بحرانی وابستگی به مادر می‌باشد. به نظر او این محیط تشکیل یافته است از کودک ، مادر و روابطشان که توسط پدر حمایت و تقویت می‌گردد.همانطوری که ملاحظه می‌کنید وینیکات در این محیط نقش اساسی را به مادر می‌دهد. ولی بطور ضمنی برای پدر نیز سهمی قائل است. او معتقد است که عملکرد پدر برای کودک ناشناخته می‌باشد. وینیکات (1965) معتقد است ناسازگاری و نمونه‌های دیگر از اینگونه اختلالات همه در اثر شکست در محیطهای اولیه بوجود می‌آید. به اعتقاد ملانی کلاین طفل در رابطه با مادر خود دچار نومیدی و پریشانی می‌شود که این پریشانی با در آغوش گرفتن توسط مادر و سپس شیردادن تبدیل به احساس راحتی خاطر می‌گردد. احساسی که طفل بصورت یک احساس رضایت‌بخش که از یک شیئی خوب (مادر) برخواسته اسنتباط می‌کند. در نتیجه طفل بدینوسیله یک رابطه دوستانه با یک شخص (شیئی) بوجود می‌آورد. کلاین اضافه می‌کند که تصورات طفل درمورد شی‌ء بخصوص نه تنها به وسیله واقعیتهای خارجی بلکه بوسیله خیالات شکل می‌گیرد.طفل در خیالات خودش شی‌ء بد تمیز داده و بدین وسیله احساسات خود را درمورد آنها قبول و احساسات بد را از طریق انتقال به دیگران از خود دور می‌کند. به این ترتیب اطفال بر اساس خیالات خود که زائیده ارتباطشان با مادر (شیء) می‌باشد با دیگران رابطه برقرار می‌سازند و روابط بعدی آنها در زندگی نیز بر اساس همین خیالات شکل گرفته شده با مادر رضایت بخش یا امیدوار کننده صورت می‌گیرد. کودک خوشبخت‌ بر اساس تجربیات مثبت با مادر خود هنگام ناامیدی قادر به تحمل احساسات بد بوده خود را مانند مادر خوب می‌داند.

با ادامه چنین جریانهایی کودک بیشتر و بیشتر قادر به تحکل نابسامانیهای مختلف ، احساسات دشمنی ، حسادت و ناامیدی می‌گردد. کودک کم‌کم شروع به تقدیر از احساسات خوب می‌کند همانطور که قادر به قبول کردن احساسات منفی در خود نیز خواهد بود چرا که در رابطه با مادر خود تجربه کرده و می‌داند که این احساسات خوب نخواهند بود. هر چقدر این احساسات کمتر تخریب کننده باشند برای کودک قابل قبول‌تر می‌شوند.

این قسمت از تئولی ملانی کلاین حائز اهمیت است چرا که توضیح می‌دهد چگونه کودک ناسازگار احساسات خصمانه و ناپسند خود را با دیگران منتقل می‌سازند، چنانچه با انتقال این احساسات به دیگران می‌توانند هرگونه مسئولیتی را در این موارد از خود سلب نمایند، بسیار مهم است که آموزگاران چنین تمایلی را در این کودکان بشناسند چون اینها براحتی از مکانیسم دفاعی فراکنی استفاده کرده رابطه معلم و شاگرد را به اسمتحان می‌گذارند و مختل می‌سازند. مگر اینکه ماهیت اصلی این گونه انتقالات (فرافکنی) شناخته شود. اریکسون [31] معتقد است که زمانی بک طفل احساس هویت را در خود بوجود می‌آورد که با یک مادر خوب در ارتباط باشد. به نظر او و وینیکات بسیاری از کودکان ناسازگار و محروم اجتماع هیچگاه نتوانسته‌اند این حس هویت را در خود توسعه دهند. به نظر اریکسون اغلب کودکان ناسازگار از داشتن اولیاء خوب محروم بوده‌اند. به این معنی که زندگی این اطفال می‌بایست توسط یک سری از آزادیها و نهی کردن‌ها رهبری شود، که طی آنها اولیاء باید قادر باشند که معانی و دلایل این محرومیتها را برای فرزندان توضیح دهند. برای اغلب کودکان اینگونه ناامیدی‌ها فقط ناامیدی‌های بدون دلیل باقی مانده ، هیچ معنی و مفهوم خاصی به آنها اختصاص داده نشده و مادر نتوانسته ارتباط این محدودیتها را با رشد عاطفی و اجتماعی به کودک خود بفهماند. همانطوریکه اریکسون می‌گوید : نهایتاً این کودکان روان آزرده (نوروتیک) می‌شوند. آنهم نه صرفاً به خاطر این ناامیدیها و محدودیتها بلکه بخاطر عدم وجود معانی و دلایل کافی برای آنها.

جان بالبی (1953) می‌نویسد: ناسازگاری نتیجه محرومیتهای مادرانه است و اثرات این محرومیتها را روی اطفال توضیح می‌دهد. بنظر او این اطفال احتیاج زیادی به علاقه و توجه دارند. احساس و انتقام به خاطر کمبودهایی که از آنها مطلع نیستند ولی کاملاً این کمبودها را نمی‌فهمند در آنها وجود داشته قادر به برقراری رابطه رضایت بخش با دیگران نمی‌باشند. صمناً واکنش آنها نسبت به فشارهای محیطی به صورت رفتارهای ضد اجتماعی بروز کرده و دچار رشد نامناسب فیزیکی ، فکری و اجتماعی می‌گردند.

به نظر بالبی تعیین دقیقی که جدایی از مادر در آن سن از هر سن دیگر خطرناکتر است ، امکان‌پذیر نیست. او بر اساس تجربیات بالینی خود اینطور نتیجه‌گیری می‌کند که جدایی‌هایی که بعد از سن 6 ماهگی و 12 ماهگی اتفاق می‌افتد به مراتب زیان‌آورتر است ، تا آنهائیکه قبل از 6 ماهگی رخ می‌دهند. بالب در کارهای بعدی خود به پیوندهای طفل به مادر خود تاکید می‌کند و توضیح می‌دهد که این رفتارهای چسبندگی که در حقیقت در حکم عمل حفاظتی برای طفل محسوب می‌شوند. شامل رفتارهای علامتی هستند. مثل گریه و خنده که مادر را به فرزند نزدیک می‌کند و مکیدن ، چنگ‌زدن و دنبال کردن نیز طفل را به مادر نزدیک می‌کند. بالبی از مطالعه رفتارهایی که بین مادر و فرزند بروز می‌کند نشان داده که رابطه مادر و فرزند بسیار مهم است. نه تنها به خاطر روابط عاشقانه که صرفاً برای شدد عواطف فرزند نقش تعیین کننده دارند بلکه این رابطه به عنوان یک مأخذ ابتدایی برای یادگیری بخصوص یادگیری اجتماعی محسوب می‌گردد (اسلامولچی مقدم ، 1370).

اختلالات رفتاری ممکن است بصورت اولیه و ثانویه بروز کند.

اختلال رفتاری اولیه : در اینجا کودک الگوهای رفتاری از خود نشان می‌دهد که متناسب با سن عاطفی و روانی وی نیست بلکه با مراحل قبلی رشدوی تطباق دارد. رشد روانی بدین ترتیب متوقف شده و کودک با وجود آنکه سنش بالا میرود قادر به تطبیق خود با تغییرات محیط اطراف نمی‌باشد و با وجود رشد سنی رفتار کودک غیرقابل تغییر می‌ماند. و به عبارت دیگر در مراحل پایین رشد متوقف می‌شود.

اختلال رفتاری ثانویه : در این حالت کودک در ابتدا رشد طبیعی دارد ولی بعداً دست به یک سلسله رفتارهایی می‌زند که شایسته مراحل قبلی رشد وی می‌باشد. به عبارت دیگر از نظر رفتاری به مراحل پایین رشد برگشت یا عقب‌نشینی می‌کند. در کلیه کودکانی که دچار فشارهای زندگی اعم از اینک عامل فشار روانی یا جسمی باشد اینگونه اختلالات رفتاری دیده می‌شود. گوئی کودک بعلت بیماری یا عدم توانایی در مقابله با فشار روانی بیش از پیش وابسته می‌شود و بناچار الگوهای رفتاری بچه‌گانه‌ای اتخاذ می‌کند که متناسب با دوره‌های قبلی رشد است که در آن وابستگی بیشتری به پدر و مادر به چشم می‌خورد ( میلانی‌فر ، 1372).


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی عوامل موثر بر گسترش روحیه خدمتگذاری در جامعه

انسان موجودی اجتماعی است و در جمع ، استعدادش شکوفا می گردد انسان ها ، همانند سنگ هایی نیستند از یکدیگر بی خبر و باهم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است به همین جهت ، در فرهنگ بشری ، همواره به این مسئله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون ، جامعه ی انسانی به این سو فرا خوانده شده است و اندیشه وران
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 100 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 169
بررسی عوامل موثر بر گسترش روحیه خدمتگذاری در جامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

چکیده

مقدمه

خدمتگذاری

مفهوم خدمتگذاری

خدمتگذاری از دیدگاه اسلام و ائمه

محدوده خدمت

جلوه های خدمت

الف) سودمندی و نفع رسانی

ب) برآوردن نیازها

ج ) یاری به دیگران

انگیزه ها در خدمتگذاری

آفات خدمتگذاری

الف) منت و آزار

ب ) ریا و شهوت طلبی

ج ) زیاده روی

حکومت و خدمت

عوامل موثر در ایجاد روحیه خدمتگذاری

الف) تبلیغات

ب) ضرورت تشویقو تنبیه

ج ) انتخاب کارگزاران صالح

د) ایجاد = و امنیت

روحانیان و خدمتگذاری

درنگی در مفهوم خدمت

خدمت در سیره و سخن امام جواد (ع)

- اخلاص

- پرهیز از اذیت

- خدمت در حد توان

- نابودی نعمت

خدمت به مردم ، افتخاری بزرگ

ضرورت پرکردن شکاف های اقتصادی

ضرورت ایجاد فضای آرام

اولویت های خدمت رسانی به مردم

کاربرای مردم ، فلسفه مسئولیت پذیری

ضرورت رسیدگی به وضع معیشت مردم

تامین روحیه انقلابی در کنار سازندگی

رمز پیروزی در خدمت رسانی

ملاک گزینش خدمتگذاران

کنترل و نظارت بر خدمتگذاران

در نظر گرفتن رضای خدا

عدالت ، مبنای خدمت رسانی

هشدار به خدمتگذاران

اصطلاحات حقیقی

سرمشق بودن خدمتگذاران در زهد

هم دلی و وحدت خدمتگذاران

پرهیز از تجمل ، شرط خدمت رسانی

پیش نیازهای تحول اداری

مردم سالاری دینی

رضایت مردم

ارزش مداری

حق مداری

قانون مداری

فرهنگ خدمت و احسان

همدردی با مردم

توفیق خدمت

خدمتگذاری

انسان موجودی اجتماعی است و در جمع ، استعدادش شکوفا می گردد انسان ها ، همانند سنگ هایی نیستند از یکدیگر بی خبر و باهم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است . به همین جهت ، در فرهنگ بشری ، همواره به این مسئله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون ، جامعه ی انسانی به این سو فرا خوانده شده است و اندیشه وران و مصلحان ، با بیان و قلم ، مردم را به تعاطف ، تعاضد ، همدلی و خدمت رسانی دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه و اجتماع برشمرده اند . ادیان الهی ، که بر اساس ارزشهای فطری و واقعی استوارند ، به این امر عنایت کرده و نقش اساسی را در ایسجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران . آورندگان پیام الهی ، در راس خدمتگذاران بشری بوده اند .

در فرهنگ و معارف اسلامی ، به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . در این دین برزگ ، ارزشمند ترین مردم ، سودمندترین آنان است :

خیرالناس انفعهم للناس 1 .بگیرد

برای روشن شدن ابعاد و زویای موضوع ، بحث را در چند محور پی می گیریم :

مفهوم خدمتگذاری

خدمتگذاری ، مفهوم وسیع و گسترده ای دارد . این واژه ، تمام فعالیت های مثبت و مفید انسانها را در زمینه های : اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و معنوی شامل می شود . این نکته را یادآورمی شویم که : {خدمتگذاری} غیر از {انجام وظیفه} است . برای روشنی و وضوح معنای خدمتگذاری ، لازم است ، مرز این دو مشخص شود .

1- کسی که مسوولیتی بر دوش دارد ، چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی ، و درازای کار مزد دریافت می کند . خدمتگذار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستای خدمت به خلق قرار می گیرد . خدمتگذار ، واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فرد ارتباط دارد .

البته اگر شخصی در انجام وظیفه اش کوتاهی نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه ، هم و غم خویش را در رفع نارسائی های زندگی مردم قرار داد و تابع یکسری مقررات خشک و دست و پاگیرداری نبود ، نام خدمتگذار ، بر او زیبنده و شایسته خواهد بود . بنابراین ، هر خدمتگذار مالا به جامعه خدمت می کند ولی هر خدمتی خدمتگذاری نیست .

2- معلمی که علاوه بر انجام دقیق وظایف ، برای رشد و شکوفایی شاگردان ، دل می سوزاند ، عالمی که علاوه بر تبیین احکام دین ،‌در امور خیر و مسائل زندگی مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاری هایش ، از اذت های زندگی چشم می پوشد ، متمکنی که علاوه بر انجام وظایف شرعی ، با اموال و دارائیش بانی مراکز سودمند می گردد . به نیازمنندان امداد می رساند و بالاخره آن بسیجی که از ناموس و ارزش های دینی ، عاشقانه به دفاع بر می خیزد ، همه از نمونه های بارز خدمتگذاری بیشمارند . بدینسان می یابیم که در مفهوم خدمتگذاری ، گذشت ، فداکاری ، ایثار ، تمل سختی و ناگواری و احساس همبستگی به همنوعان نهفته است . با توجه به وسعتو گستردگی معنای خدمتگذاری ، می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد :

1-خدمت های مادی

2-خدمت های معنوی

تاسیس مدارس و موسسات ، مراکز امداد تلاش هایی از قبیل : امدادرسانی ، ساختن مدرسه ، دانشگاه ، مسجد ، پاک ، ورزشگاه و ... از مقوله خدمات مادی است .

خدماتی مانند : تعلیم ، ارشاد ، پاسداری از عقیده و اخلاق مردم ، تبلیغ از ارزشهای دینی ، ستیز با متجاوزان ، کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمت های معنوی شمرده می شوند .

اینک که مقصود ما از به کاربردن وتژه خدمتگذاری ، در این مقاله ، بیان شد ، اشارتی خواهیم داشت به ارزش و اهمیت خدمتگذاری و برخی از جوله های آن .

خدمتگذاری از دیدگاه اسلام و ائمه

اسلام ، در برنامه ها و تعالیم ، بر آن است که : جمع اندیشی و جمع زیستی سازگار و با هدف را در پیروان خویش ، ایجاد و تقویت کند و به گونه ای که مردمان را { عیال خدا} بیند . در جهان بینی اسلام ، از یک طرف ، مسئله خدمت به خلق مقدمه قرب الهی و نوعی عبادت تلقی شده است و از دیگر سوی ، به هر اندازه که انسان ذز بعد شناخت و معرفت حق تعالی رشد و تکامل پیدا کند ، در خدمت به مردم ، بیشتر عشق می ورزد زیرا شیفته حق ، خدمت به خلق را جدای از بندگی خالق نمی بیند به همین جهت ، در انسان های متعای و فرزانه و آشنایان به جهان بینی اسلامی ، حس نوعدوستی و خدمت به خلق و جامعه ، بیشتر به چشم می خورد .

پیامبر اکرم (ص) سودمندی و خدمت به مردم را در کنار ایمان به خداوند ، معبار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و می فرماید :

خصلتان لیس فوقهما من البر شیء : الایمان بالله و النفع لعبادات

الله 3 ...

ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او ، دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست .

از این بیان استفاده می شود که اگر عشق و سوز به مردم ، که نمودار محبت به پروردگار است ، برروح آدمی حاکم گردد و با ایمان و اعتقاد به خداوند در آمیزد ، انسان خدمتگذار و پر تلاش می سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که بفرموده رسول خدا (ص) مسلمانی غیر از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که به فرموده رسول خدا (ص) مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشکلات آنان نیست :

من اصبح و لم بهتهم بامور المسلمین فلیس بمسلم 4 .

در برخی از روایات ، خدمتگذاری یکی از ویژگی ها و مشخصه های اصلی مومنان دانسته شده است : یکی از راویان می گوید : از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود :

المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کیف یکون خدما بعضهم لبعض

قال : یفید بعضهم یعضا 5 .

امام صادق (ع) فرمود : مومنان خدمتگذار یکدیگرند . گفتم چگونه ؟ فرمود : به یکدیگر فایده و سود می رسانند .

این ها و صدها نمونه دیگر از تعالیم دینی در این زمینه ، نشان دهنده پیوندی تنگاتنگ بین ایمان و خدمتگذاری است .

آنان که خود را مومن می پندارند و به پندار خود ، برای قرب به خدا ، عزلت می گزینند و از مسئولیت های اجتماعی رو برمی تابانند ، با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حق ، عذری نخواهند داشت .

امام خمینی ، رحمه الله علیه ، که خود اسوه ایمان به خدا و خدمت به خلق بود ، در دستور العملی به رزندشان ، چنین می نگارند :

( پسرم !... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کل بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان کتنسک است . با درویشان دکان دار... پسرم ! از زیر مسئوولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است نشانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان ، کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست ) 6 .

محدوده خدمت

ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا خدمت ، مطلقا ، ارزش ذاتی دارد ؟ در هر جا و به هر کس که خدمت بشود پسندیده و مورد ستایش است ؟ یا خدمت مسلمانان به یکدیگر ، در جامعه اسلامی است که دارای ارزش و اهمیت است ؟

از نظر اسلام ، خدمت به مردم به تعبیر روایات (ناس) ، عملی است مطلوب و شایسته . پیامبر اکرم (ص) فرمود :

راس العقل بعد الدین انوددال الناس و اصطناع الخیر الی کل بر

و فاجر7 .

پس از ایمان به خداوند ، سرآمد تمام اعمال عاقلانه ، بشر دوستی و نیک به مردم است چه خوب و درستکار باشند و چه فاسق و گناهکار.

آنان که بسان خورشید بر نیک و بد می تابند و بخل و امساکی در این جهت ندارند ، بی شک خدمتگذار بشرند و از پاداش خداوند نیز بهرمند .

امام موسی بن جعفر(ع) فرمود :

ان الله عبدافی الارض یسعون فی حوائج الناس هم الامومنون یوم

القیامه 8 .

خدا را در زمین بندگانی است که در برآوردن نیازمندیهای مردم تلاش می کنند . ایشان ، در قیامت در امنیت و امان قرار دارند .

این گونه روایات ، خدمت را ، مطلقا ، ارزش دانسته و محدودیتی در آن قائل نشده است روایات فراوان دیگری نیز داریم که در آن ها قید خدمت به مومن آورده شده که به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد . از مجموع این دو گروه از روایات چنین به دست آید که خدمت رسانی مسئله ای است که دارای ارزش ذاتی و همانگونه که خدمت به مومن از ارزش والایی برخودار است ، خدمت به غیر مومن نیز ارزش است .

جلوه های خدمتگذاری

خدمتگذاری با عناوین و تعبیرات گوناگون در منابع دینی ، مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است که هر کدام به گونه ای مسوله خدمت به مردم را در ابعاد مختلف ، مطرح می سازد ، که در مجموع ، همه ، جلوه های یک حقیقتند . در این باره ، به ذکر چند عنوان اشاره می کنیم و یادآور می شویم که : ذکر این عناوین ، جدای از یکدیگر ، به معنای استقلال و عدم تداخل آنها نخواهند بود .

الف . سودمندی و نفع رسانی

در بسیاری از روایات ، خدمت به خلق و سودرسانی به آنان ، عامل ارزشمندی انسان ، به شمار آمده است و پیامیر اکرم (ص) ، در پاسخ این سوال که محبوبترین افراد ، پیش خداوند چه کسانی هستند ؟ فرمود ؟

انفع الناس للناس 9 .

یا در وصف مومن می فرماید :

مثل المومنون مثل النخله ما اخذت منها من شی نفعک 10 .

شخص یا ایمان ، همانند درخت خرمااست که هر چه از آن برگیزی سودمند و مورد استفاده است .

از آنجا که انسان با ایمان ، براساس حق و حقیقت زندگی می کند ، نمی تواند جز نفع رسانی ، روش دیگری را پیش گیرد . نفع رسانی جزء مقومات ایمان او به شمار می آید از این رو ، قرآن مجید (حق) و طرفدارانش را ، از آن نظر که نافع و سودمندند برای دیگران ، جاوید و ماندگار خوانده است :

... و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض 11.

بنابراین ، سراپای زندگی انسان معتقد به خدا و روز واپسین را این ویژگی تشکیل می دهد که در هر موقعیتی قرار بگیرد و به هر دریچه ای که رسد برای مردم و در خدمت آنا است . امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه

( وجعلنی مبارکا اینما منت ) 12 فرمد : (ای نفعا) 13 ! .

بدینسان می ابیم که مومن ، انسانی است مبارک ، برخیز و پرسود برای دیگران و لازمه خصلت ، خدمتگذاری وی نسبت به همنوعان است .

ب : برآوردن نیاز

گره گشایی ، حل مشکل دیگران و برطرف نمودن نیازهای مادی و معنوی مردم ، جلوه های دیگری از خدمتگذاری هستند که مورد سفارش اسلام می باشند . برخرداری از این ویژگی ؛ توفیقی است که خداوند نصیب بندگان نیکش می سازد . در حقیقت ، نیازمندی که به انسان روی می آورد ، رحمت و هدیه ای الهی است که باید از آن استقبال گردد . امام حسین (ع) می فرماید :

ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملواالنعم 14 .

نیازخای مردم (که شمابرای حل آنان اقدام می کنید ) از جمله نعمت های خداوند است برای شما . از مراجعه مردم به خودتان اظهار ملامت و دلتنگی نکنید .

انسان اگر بتواند حاجت و نیاز کسی را برطف کند ، ولی در آ کوتاهی بورزد ، گویا نعمتی را ناسپاسی کرده و از فیض و رحمت خداوند روی برتابیده و در نتیجه به خود ، ظلم و ستمی را روا داشته است . امام کاظم (ع) می فرماید : من اتاه اخوه المومن فی حاجه فاتما هی رحته من الله ساقها الیه .

فان فعل دلک فقد وصله بولایتنا و هی موصوله بولایه الله و ان رده فقد ظلم نفسه و اساءالیها 15 .

آن که برادر دینیش نیازی پیش او می برد ، آن نیاز رحمتی است که الهی که خداوند به سوی او فرستاده است . اگر آن نیاز را برآورد ، به ولایت خداوند پیوسته است واگر آن نیاز را رد به خود ستم کرده و بدی رسانده است . روشن است که : ( قضا حوائج الناس) و برآوردن نیازهای مردم هر گونه اقدام مثبت و خیرخواهانه در مسائل مادی و معنوی را شامل می شود بنابراین ، همانگونه که چراغی را فرا راه مردم برافروختن ، نابینایی را دست گری کردن یتیمی را سرپرستی و نوازش نمودن خدمت و برآوردن نیاز نیاز به شمار می آید ، همچنین گوراهی را هدایت کردن ، جاهلی را ارشاد نمود و منحرفی را به راه آوردن نیز ، از مصادیق بارز خدمتگذاری است . در این باره نمونه های فراوانی در کتب احادیث به چشم می خورد ، تا آنجا که برای این عنوان ، باب مستقلی گشوده است . 16

ج . یاری به دیگران

از جلوه های خدمتگذاری ، یاری به دیگران است . یاری در مسائل و مشکلات زندگی ، بوزژه ئر بعد مالی و اقتصادی ، که از آن در فرهنگ اسلامی ، تعبیر به (مواسات) شده است .

در معنای واژه مواسات گفته اند :

( مواسات ( با همزه) با برادران دینی ، عبارت است از یاری رساندن به آنان ، با مال و جان و مانند آن . در چیزهایی که به آن نیازمندند و مواسات ( با واو) هم در لغت به همین معنی بخ کار رفته است ) 17 .

در اهمیت این عمل سخن فراوان است . پیامبر اکرم (ص) کمک رسانی به برادران دینی را (مواساه الاخ فی الله ) از بهترین و سرآمدترین کارها (سیدالاعمال) شمرده است 18 .

در سیره و روش آن حضرت برتری و فضیلت از آن کسانیث بود که دارای این صفت باشند .

... اعظمهم عنده منزله احسنهم مواساه و موازره 12 .

اگر جامعه اسلامی را مانند پیکر واحدی بدانیم ، اعضای این پیکر ارتباطی حیاتی و سرنوشت ساز ، با یکدیگر دارند ، اختلال و کم کاری در یک عضو ، عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد . در این هنگام ، بقیه اعضا باید به کمک آن عضو بشتابند و به او یاری دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حیات و زندگی ممکن شود . این حقیقت در سطح جامعه اسلامی نیز باید پیاده شود . اگر نیازمندی به عللی نتوانند خود را همپای دیگران قرار دهد ، شایست است دیگران به او یاری دهند تا عدالت اجتماعی در جامعه محقق گردد . امام صادق (ع) ایجاد مواسات را به عنوان حق افراد جامعه اسلامی بر یکدیگر بیان فرموده است :

یحق علی المسلمین الاجتهاد فی اتواصل و التعاطف و

المواساه الهل الحاجه و تعاطف بعضهم علی بعض 20 .

مسلمانان موظفند در راه پیوستگی وکمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدی باشند ، از عواطف و اخلاقی کمک های مالی مضایقه نکنند به هنگام گرفتاری و نیاز ، یارو یاور هم باشند .

بر و احسان

بر ، به معنای گستردگی انجام کار نیک است . هر گونه اقدامی که به گونه ای در راستای خدمت مردم و جامعه قرار بگیرد امعه و مردم را به سوی خیر ونیکی فرا خواند ، از مصادیق (بر) است .

بر و نیکی و نیکوکاری ، این نیست که انسان وظایف فردی و عبادی خود را به بهترین شیوه انجام دهد و از سرنوشت دیگران بی خبر باشند بلکه آن انسانی نیکوکار است و در ردیف ابزار ، قرار دارد که همپای انجام اعمال عبادی فردی .

به وظایف اجتماعی و تعاون و خدمت به دیگران نیز توجه داشته باشد :

لیس البران تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من آمن

بالله و الیوم الاخروالملائکه و الکتاب و النبیین و آنی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین وابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و افام الصلوه و آتی الزکوه والموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس 21...

نیکی ان است که روی خود ، به جانب مشرق و کغرب کنید الکه نیکوکار کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را ، با آن که دوستش دارد . به خویشان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگذارد و زکات بدهد و اینان چون عهدی می بندند بدان وفا می کنند و در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ ، صابرند .

پر واضح است ، کسی که می تواند از مال و ثروت بگذرد و از آن در راه خدمت به مردم ، بهره گیرد که پشتوانه ایمانی و عقیدتی استواری برخوردار و از ناخالصی ها پیراسته باشد . همراه با ایمان و انجام فرایض دینی به خدمات اجتماعی دست بتازنده و زمره نیکان و ابراز قرار می گیرد .

از امام صادق (ع) نقل شده است :

... من خالص الایمان البر بالاخوان و السعی فی حوائجهم فی العسر

والیسر 22.

نیکی به برادران دینی و تلاش و جدیت بزای رفع مشکلات آنان ، در تمام زمینه ها و در تمام زمینه ها و در هر شرایط برخاسته از ایمان خالص است.

بدینسان می یابیم که (بر) و نیکوکاری یکی از شاخه های مهم اخلاق اجتماعی انسان است و ریشه همه خدمات و نیکی ها به شمار می رود . از این روی امام علی (ع) می فرماید :

جماع الخیر فی اعمال البر23 .

احسان ، نیز هم افق با براست احسان هر خدمتی را که برای مردم انجام گیرد و در برابر آن انتظار پاداشی نباشد ، شامل می شود . مرحومه علامه طباطبایی می فرماید :

الاحسان الی الغیر ... هو ایصال خیر اونفع الی غیر لاعلی سبیل

المجازاه و المقابله ، ان یقابل الخیر باکثرهمنه و یقابل الشر باقل منه و یوصل الخیر الی غیر متربعا به ابتداء 24 .

احسان به دیگران ... نفع و نیکی رساندن به آنان است . بدون انتظار پاداش مقابل .

از مصادیق احسان است : جبران نیکی دیگران به گونه ای فزونتر و شایسته تر و برخورد با بدب آنان . در مرتبه ای نتزلتر و بالاخره ، خدمت ابتدا و بی انتظار پاداش .

احسان یکی از اصول اساسی ارزش ها در جامعه اسلامی است و خداوند در قرآن همگان را به انجام آن فرمان داده است :

ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی 25 ...

پیامبر اکرم (ص) این یه را در بر دارنده و جامع تمام ارزش ها دانسته است:

جماع التقوی فی قوله : ان الله یامر26...

روشن است که اگر بنیاد جامعه ای بر پایه عدل و احسان و کمک به خویشان استوار گردد و خدمتگذاری در آن پدیدار شود ، آن جامعه ، از ارزشهای زیربنایی و اساسی برخوردار خواهد بود . از این که در آیه فوق (احسان ) پس از (عدل) ذکر شده است ، استفاده می شود که در مفهوم احسان یک نوع گذشت از حق شخصی و ایثار نهفته است .

به همین جهت علی (ع) سرآمدترین جزء ایمان را احسان و آخرین مرتبه احسان را ایثار دانسته است :

راس الایمان الاحسان الناس27 .

الایثار غابه الاحسان 28 .

انگیزه ها در خدمتگذاری

خدمت امری است پسندیده اما آنچه ارزش آن را بالا می برد و یا از ارزشش می کاهد . انگیزه هایی است خدمت بر اساس آنها شکل می گیرد . برخی از هدف انگیزه خدمتشان نوعدوستی و انسان گرایی است . بر این باورند که خدمت ، مرز ، نژاد ، عقیده ، ایمان و ... را نمی شناسد بلکه هر جا انسانی یافت شود که می توان به او خدمت کرد ، باید سراغش رفت . صاحبان این تفکر ، اصل خدمت را ملاک و معیار می گیرند اما به متعلق آن کاری ندارد. البته این طرز تفکر ، در حد خودش ، در خور ستایش است اما کامل نیست .

انگیزه برخی از مردم ، در خدمت رسانی ، یک نع دادو ستد است یعنی قدمی بر می دارند تا قدمی بر ایشان برداشته شود . در این بینش محور خدمت گذاری ! از ارزشی برخوردار نیست زیرا نه انگیزه مردمی در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستی.

اینان خدمت می کنند ، تا به نام و نانی برسند و مقامی بدست آورند یا اغراض و اهداف سیاسی و مانند آن دست یابند عشق به اصل خدمت ندارند بلکه انگیزه اساسی آنان مقاصد اجتماعی و دنیایی است !

برخی از افقی بالا به انسان ها می نگرند و در بینش ، آنان ، همه مردم اعیال ( خداوندند . خدمت به خلق در تفکر و اندیشه اینان ، نوعی عبادت و تقرب به پروردگار است . کار و خدمت صاحبان این فکر ، هم حسن فاعلی دارد و هم از حسن فعلی ، برخوردار است . به عقیده ایشان تنها مفید بودن عمل کافی نیست بلکه باید فاعل نیز ، نیت و هدف خیر داشته باشد . صاحبان این نظر می کوشند که ضمن مفید شکل عمل ، روح معنویت را نیز بر آن حاکم سازند . تا ثمره این حرکت خیرخواهانه ، آنان را از منزل خودخواهی و هواپرستی خارج وو منزل صفا و اخلاص برساند .

پیدایش این نگرش ، تنها در سایه تفکر دینی و جهان بینی الهی ممکن است . در مقام ارزشگذاری خدمتها ، خدمت نشات گرفته از این جهان بینی ، از ارزشمندترین آنها به شمار می رود به همین جهت ، در قرهنگ دینی ، عمل و خدمتی مایه ارزش و عامل کمال آدمی است که انگیزه انجامش ، قرب و رضایت خداوند باشد .

آفات خدمتگذاری

خدمتگزاری ، مانند هر عمل دیگری ، ممکن است در حین انجام و یا پس از آن ، گرفتار آفات گردد بدین شرح :

الف) منت و آزار

چه بسا خدمتی در مرحله انگیزه و صحنه عمل ، صحیح و خدایی انجام پذیرد از لاظ شکل و قالب به شایستگی به فرجام برسد ولی پس از اتمام ، گرفتار آفت و به ضد ارزش تبدیل شود ، مانند : بذری که در زمین آماده پاشیده می شود و به محصول دهی هم می رسد ف اما پیش از بهره برداری ، دچار آفت می گردد .

منت همه جا محکوم است منت ، نیشی است که نوش خدمت را از بین می برد . خداوند ، ضمن فرمان به انجام صدقه و انفاق ، از هر گونه عملی که ارزش و مقدار آن را نابود سازد نهی می کند :

لا بطلوا صدقاتکم بالمن والاذی 29... علی (ع) خطاب به مالک و همه دولتمردان ، هشدار می دهد که مبادا خدمات عمومی و فعالیت های مردمی را به منت و ... آلوده سازند :

ایاک والمن علی رعیتک باحسانک اوالتزید فیما کان من فعلک اوان

تعدهم فتتبع موعدک بخلفک ... فان المن یبطل الاحسان 30 .

بپرهیز که نیکی خود بر رعیت منت بگذاری ، یا آنچه کرده ای بزرگ شماری یا آنان را وعده ای دهی و در وعدهخ خلاف آری ، که منت نهادن ارج نیکی را ببرد .

در این ستاست که امام سجاد(ع) یکی از مکارم اخلاق را خدمت بی منت دانست و از خداوند طلب می کند :

واجر للناس علی یدی الخیر و لا تمحفه بالمن 31 .

خدایا ! خیر و نیکی و خدمت را به دست من روان ساز و آن را به منت نهادن تباه مساز .

روشن شد که اسلام ، به ارزش های اجتماعی و حیثیت مردم تاکید می ورزد و هر خدمت و کار نیکی را که ارزش ها و موفقیت افراد را نادیده بینگارد ، طرد و مهر ابطال بر آن می زند .

ب ) ریا و شهرت طلبی

هر عملی و خدمتی ، صاف و خالص آن از جایگاه ارزشی برخوردار است . خدمتی که برای آوازه و زیبا جلوه دادن اعمال و رفتار و خوش نامی عرضه گردد ، آلوده است و در پیشگاه حق غیر مقبول ، این آفت ، روح عمل را می میراند . آن را قالبی بی محتوی جلوه می دهد . قرآن مجید ، به اتفاق و خدمات عمومی و مردمی تاکید می کند ولی اعمال برخواسته از شهرت طلبی را نمی پذیرد . آن را ناشی از عدم اعتقاد ه خداوند و روز جرا می داند .

کالذی ینفق ماله رثاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل

صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا، لا یقدرون علی شیء مما کسبوا 32 .

ای ایمان آورندگان ! همانند آن که اموال خود را از روی آن قشری را خاک متراکم را به صورت بوستان و کشتزاری پر ثمر پرورده باشند و باران دانه درشتی سیل آسا ببار و قشر خاک را بلغزاند و در هم بپیچد که جز صفحه خارای صاف و براق بر جای نماند و کشتکار ، از مزرعه و بوستانی که پرورده ، چیزی به دست نیاورد .

3 . زیاده روی

در اعمال و رفتار ، اعتدال بایسته است و خروج از اعتدال و راه میانه ، تباهی آور و آفت زا .

اسلام در همه برنامه های فردی و اجتماعی ، اصل میانه روی را پذیرفته و به پیروانش سفارش نبوده است . با دوستیها ، تشریفات ، اسراف و تبذیرها که در پیرامون خدمات و کارهای خیر انجام می گیرد . مورد امضای اسلام نیست و از آن نهی شده است در خدمات عمومی و مردمی ، باید کوشش شود که این ْفت بنیادد برافکن راه نیابد .

اسراف و تبذیر در هر کجا که راه یابد ، تباهی آفرین است و عمل را هر چند مقدس و ارزشمند از اوج به حضیض می آورد و چه بسا ، تبدیل به ضد ارزش می کند . قرآن ، ضمن تاکید و تشویق به انفاق و هر گونه کار نیک اجتماعی ، به نکته نیز اشاره می کند :

والذین اذ انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قوما . 33

هم آنان که چون انفاق کنند از حد لازم عدول نکنند و کوتاه هم نیاید بلکه در میان افراط و تفریط ، حد اعتدال را در پیش گیرند ، که قوام زندگی را از دست ندهند .

در همین باره :

ولا تجعل یدک مغلوله الی عنفک ولا تبسطها کل البسط 34 .

نه دست خود را از روی خست برگردن بیند و نه به سخاوت یکباره بگشای...

آنچه بیان شد ، نگاهی بود گذرا به برخی از آفت ها و ضد ارزشها در خدمتگذاری . البته در اینجا ناگفته بسیار است و ذکر مصادیق و موارد بی شمار که مجالی دیگر می طلبد .

حکومت و خدمت

آنچه تا کنون درباره خدمتگزاری ، اهمیت و جلوه های آن نگاشتیم . بیشتر بر محور خدمتهای فردی و مردمی تاکید داشت اما بجش عمده و اساسی خدمتگزاری ، خدمت دولت ها و حکومت هاست زیرا آنها از سویی منابع ملی و ثروتهای عمومی را در اختیار دارند و از سوی دیگر ، امکانات اجرایی و راه های به کاگیری آن برخوردار . در این بخش دو مطلب را یادآور می شویم :

1-خدمتگزاری دولتمردان و ارزش آن .

2-ایجاد روحیه و زمینه خدمتگزلری توسط آنها

پیش از آنکه به بررسی این بحث بپردازیم ذکر نکته ای ضروری می نماید :

فرهنگ حکومت ها ، نقش زیربنایی در خدمتگذاری و عدم آن دارد . در حکومت های طاغوتی ( فرهنگ امنیت) حاکم است . در نقطه مقابل ، حکومت های الهی و اسلامی قرار دارند که فرهنگشان (فرهنگ عبودیت) است .

در بینش سردمداران طاغوتی ، همه چیز بر محور (من) و اشباع شهوات و غرایز شخصی دور می زند و شکل می گیرد . چنین حاکمتنی ، تنها منافع و تامین خواسته های خویش را می اندیشند .

مردم در نظر اینان ، از شخصیت و هویت مستقل و انسانی برخوردار نیستند و از این روی از هر عاملی که ژایه های قدرت آنان را استوار سازد ، سود می جویند گر چه به قیمت فدا شدن ملت و جامعه تمام شود .

در بینش دولتمردان اسلامی ، جز کار و خدمت مخللصانه و صادق ، چیز دیگری مطرح نیست . این تشنگتن قدرت از شیفتگان خدمت جدا می شوند در منابع اسلامی ، به حاکمان و دولتمردان که با قوانین اسلام بر مردم حکومت می کنند ، سفارش شده است که همواره کانون مهر و خدمتگذاری مردم باشند .

علی (ع) به فرماندار مصر چنین توصیه می کند :

واشعر قلبک الرحمه للرعیه لهم و اللطف بهم ولا تکونن علیهم

سبعا ضاریا تغنتم اکلهم ، فانهم صنفان انااخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق 35 .

و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان را و مهربانی کردن با همگان و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری ! چه رعیت دو دسته اند ! دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند .

اگر محور مسوولیت پذیری ، عبودیت حق و خدمت به مردم باشد ، هیچ گاه حکومت و ریاست ، به صورت هدف و طعمه در نمی آید بلکه امانتی است در اختیار حاکم .

علی (ع) در این باره می فرماید :

ان عملک لیس لک بطعمه فی عنقک امانه و انت مسترعی لمن فوقک . لیس

لک ان تفتات فی رعیه 36 ... کاری که به عهده توست نانخورش تو نیست بلکه بر گردنت امانتی است . آنکه تو را بدان گمارده ، نگهبانی امانت را به عهده گذارده . تو را نرسد که آنچه خواهی به رعیت فرمایی .

حکومت اسلامی ، باید در راس برنامه و اهدافش خدمت به مردم قرار بگیرد و بکوشد که در مردم روحیه خدمتگذاری ایجاد بکند و آنان را به سمت کارهای اساسی و سازنده جذب نماید . طبعا ، چنین امری ، طرح و برنامه دقیق و زمینه سازی مناسب را می طلبد .

عوامل موثر در ایجاد روحیه خدمتگذاری :

الف ) تبلبغات

تبلیغات ، نقش عمده ای در تشویق و ترغیب خدمتگزاری مردم برای خدمتگزاری دارد .

دولت علاوه بر ایجاد روحیه خدمتگزاری در مردم ، می بایست ، خدماتی برای مردم انجام می دهد ، صادقانه ب آنان در میان یگذارد . طرح ها و برنامه هایی که امکان دارد مردم در اجرای آن نقشی داشته باشند ، به آنان ابلاغ کند .

برای اطمینان مردم به دولتمردان ، ضروری است از اخبار مبالغه آمیز و گزافه گوییها در زمینه بیلان خدمات و وعده هایی که رسیدن به آنها ، به زودی ، میسر نیست ، اجتناب شود .

در دستور العمل سیاسی اجتماعی مولا ، علی (ع) می خوانیم :

ایاک ... ان تعهدهم فتبع موعدک بخلفک یوجب المقت

عندالله و عندالناس ... و ایاک والعجله بالامور قبل اوانها ... 37 بژرهیز از این که مردم را وعده ای دهی و در وعده خلاف آری ... زیرا خلاف وعده ، خشم خدا و مردم را برانگیزاند ... و بپرهیز از شتاب در کارهایی که هنگام انجام آن نرسیده است .

بر مدیران ومسوولان کشور است که هر کاری را به هنگام آن بگزارند و از اعلام و اظهار طرح و برنامه ای که شرایط آن فراهم نیست احتزاز نمایند .امام جواد (ع) فرمود : اظهار الشی ءان یستحکم مفسده له .38

ب)ضرورت تشویق وتنبیه

مساله دیگر که در ایجاد زمینه و روحیه خدمتگزاری موثر است ،تشویق وتنبیه بجا و بموقع است . حکومت اسلامی نباید خدمت و خیانت را یکسان ببیند و با نیک و بد ، برخورد مساوی داشته باشد زیرا این گونه برخورد ،زمینه خدمتگزاری را در مردم از بین می برد .

امیر المومنین (ع) می فرمایند :

و لا یکونن والمحسن و امیسی عندک بمنزله سواء،فان فی ذلک تزهیدا

لاهل الاحسان فی الاحسان ،و تدبیرا لاهل لاساء ...39 و مبادا نکوکار و بدکردار در دیده ات و برابر آید که آن ،رغبت نکوکار درنیکی کم کند وبدکار را به بدی وادار نماید .

ج)انتخاب کارگزاران صالح

دولت و حکومت اسلامی وقتی موفق به ارایه خدمات و ایجاد جو وفضای خدمتگزاری خواهد بود که از مدیران و وکارگزاران شایسته و واجد شرایط برخوردار باشد .انتخاب صحیح در کار اجرایی ویژه درکارهای کلیدی ،مهمترین مساله برای زمامداران است .

بازسازی مراکز خدمت رسانی و مدیریت کشور و پاکسازی آنها از عوامل ناسالم و ناشایسته ،عامل مهمی در ایجاد زمینه خدمتگزاری دولت ومردم به شمار ی می آید .

به فرموده علی (ع)

ان نشر وزاریک من کان لاشرار قبلک وزیرا ومن شرکهم فی الایام

فلایکون لک بطانه فانهم اعوان الایمه واخوان الظلمه 40 .بدترین وزیران تو ،کسی است که پیش تو وزیر بدکاران بوده وآن که در گناهان آنان شرکت نموده .پس مبادا چنین کسان محترم تو باشند که آنان یاوران گناهکارانند وستمکاران را کمک کار.

سپس حضرت به ویژگی های نیروهای جایگزین اشاره نموده و بر این نکته یادآور می شود که :

تلاش کن از کسانی که نظم و حکومت استفاده کنی که تخصص و تعهدشان محرز ومسلم باشد :

...وانت واجد منهم خیر الخلف ممن له آرایهم ونفاذهم

ولیس علیه آصارهم واوزارهم ،ممن لم یعاون ظالما علی طلمه ولا آثما علی الثمه .اولیک احف علیک وموونه واواحسن لک معونه واحنی وعلیک وعطفا واقل لغیرک ایفا فاتخذ اولیک خاصه ولخلواتک وحفلاتک ...

وتو جانشینی بهتر از ایشان خواهی یافت که در رای گذاردن کار چون آنان باشد ،وگناهان رادرگناهش مددکار .بار اینان بر تو سبکتر است ویاری ایشان بهتر ومهربانی شان بیشتر و دوستی شان با جز تو کمتر ،پس اینان ر اخاص خلوت خودگیر ودر مجلسهایت بپذیر .

د) ایجاد جواعتماد وامنیت

ایجاد انگیزه خدمت وگسترش آن در بین مردم ،فضای مناسبی را میطلبد .دولت ،می تواند این نقش را داشته باشد و زمینه های مناسب را ،برای عرضه خدمت از سوی مردمان خدمتگزار ایجاد کند ،از جمله : اعتماد به مردم وبهای لازم به کار آنان .این امر سبب می گردد که مردم با عشق وعلاقه به خدمات عمومی روی بیاورند و بسیاری ازنابسامانی های اجتماعی را سامان دهند وجامعه را به عطر دل انگیز خدمت وکمک به همنوع معطر کنند . بسیاری از بدگمانیها را از بین می برد و درنهایت رنج ومشقت دولت را در اداره جامعه میکاهد .

به فرموده امیرمومنان

...فلیکن منک فی ذلک امر یجتمع لک به حسن الظن بر عینک فان

حسن الظن یقطع عنک نصیا طویلا 42...

پس رفتار کن تو چنان باید که خوش گمانی رعیت برایت فراهم آید ، که این رنج دراز را از تو می زداید .

روحانیان و خدمتگزاری

در طول تاریخ ،خدمتگزاران فراوانی بوده اند که دست به خدمات ارزنده وچشمگیری زده اند وجودشان مایه برکت و خیر برای مردم بوده است ،اموال وثروتهایی که به عنوان {موقوبه } در حوزه فرهنگ اسلامی دیده می شود گوشه ای از این خدمتهای ماندگار است . بناهای خیریه ،مساجد ،تکایا ،پلها وبسیاری از تاسیسات عام المنفعه دیگر ،دلیل آن است که همواره انسانهای خدوم وخدمتگزار در جامعه بوده اند که وجودشان منشا آثار وخدمات مفید و مردمی گردیده است .چهره هایی که عمر خود را در پی کسب ابتکار اختراع وبذل دانش وشکوفایی استعدادها گذاشتند و به مردم وجامعه خدمت کردند .

عالمان راستین و درد آشنایی که خدمتگزاری با روح وجانشان آمیخته گردیده و علاوه بر انجام وظیفه ،پیدایش حادثه و ضرورت ایثار،درکنار مردم و با مردم بوده اند .

مردم ،روحانیون را خدمتگزاران بی منتی میشناسند که در تاریخ منشا برکات و خدمات فراوانی بوده اند .

اهل علم ،از متن مردم و جامعه برخاسته و با آنان درتکالیف اجتماعی شریک و همقدم بوده است .

اینان به آموخته های علمی واعمال فردی بسنده نکرده اند ،بلکه کوشیده اند که همواره رهایی بخش وخدمتگزا ر دیگران باشند

صاحبدلی به مدرسه آمده زخانقاه

بشکست صحبت اهل طریق را گفتم میان عالم وعابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این طریق را

گفت این گلیم خویش بدر میبرد زموج

وین جهد می کند که بگیرد غریق را

اگر در روایت می خوانیم :

برتری عالم برعاید ،چون برتری ماه تابان بر سایر ستارگان است .43

بدین خاطر است که عالم دینی ،ارشاد و راهنمایی مردم را ،در راس کارها قرار داده وبه خدمات اجتماعی نیز دست می یازد

چه زیباست جامعه ای که رهبران فکری وعالمان دینی آن پیشگامان خدمت نیز باشند .به فرموده عیسی مسیح (ع) ان احق الناس بالخدمته 44

لایقترین افراد برای خدمتگزاری عالمنند .

اینان هستند که با حضور درمیان توده ها ،دردها و نیازها را می شناسند .ارتباط تنگاتنگ با مردم دراند از این روی ،می توانند گره گشای مشکلات آنان باشند .

پیامبر اکرم (ص) درباره این عالمان میفرمایند :

نعم الرجل الفقیه العالم ان احتیج الیه نفع 45...

نیک انسانی است ،آن عالم فقیهی که سودمند وخدمتگزار مردم باشد .

شایسته است حوزویان باالگو قراردادن پیامبر عظیم الشان و عالمان خدمتگزار ،در میدانهای خدمت رسانی پیشتاز باشند .

بویژه در این زمان که برخی از آنان در {مجاری امور} واداره جامعه دستی دارند ومسولیتهای کلیدی واساسی به آنان واگذار شده است .

امروز،میدان تحقق آمال وآرزوهای مردم فراهم شده است . آنان چشم دوخته اند که حوزویان از انی قدرت وامکانات چگونه بهره میگیرند و چه خدماتی ارایه می دهند .پی شایسته است که حوزویان ،این زمینه مناسب را غنیمت بشمرند و در عمل چره حوزه را ،که همواره داعیه خدمت به مردم را داشته است ،به مردم بشناسانند و بکوشند که از حوزه خدمتگزاری برای مردم پارا فراتر ویا فروتر ننهند .

پر واضح است که اگر خدمت از هرکس پسندیده است ،از اهل علم زیبنده تر و زیباتر است .

در پایان یه فرازی از سخنان امام خمینی ،رحمته الله علیه ،که خورشید وجودش از افق حوزه نمایان گشت و شعاعش همگان را فرا گرفت و در این راه هستی اش را فدا ساخت ،گوش جان می سپاریم .به امید آن که راه و کلام الگوی رفتار وگفتارمان گردد :

تا حیات دارم خدمتگزار همه هستیم : خدمتگزار ملتهای اسلامی ،خدمتگزار ملت بزرگ ایران ،خدمتگزار دانشگاهیان و دوحانیون ،خدمتگزار همه قشرهای کشور وهمه قشرهای کشور اسلام وهمه مستضعفین

درنگی درمفهوم خدمت

اگر عبادت بزرگ ترین فلسفه آفرینش است که « و ما خلقت و الانس والا لیعبدون «جن و انسان راخلق نکردم مگر به خاطر اینکه عبادتم کنند » برگزیدگان الهی ،عابدترین بندگان خدا خواهند بود واگر از والاترین مظاهر عبادت «خدمت به خلف » است که «من سعی فی حاجه اخیه المومن فکانما عبدالله تسعه الاف سنته صایما نهاره قایما لیله هر فردی که در براوردن نیاز برادر مومنش تلاش کند گویا نه هزار سال خداوند را عبادت کرده ،در حالی که روزها را روزه دار وشب زنده دار بوده است » برگزیدگان الهی انبیا معصومان ،خدمتگزار ترین افراد به مردم خواهند بود ؛ زیرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده ترین شکل سر به فلک کشیده است

آیه الهی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به یاد آوریم که می فرمایند «واحفض جناحک لمن اتبعک من المومنین « پروبال خود را برای مومنانی کهک پیرو تو هستند بگستران» واژه «خفض جناح » که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است ،به کنایه از کمال مهرورزی ،عطوفت و خدمتگزاری خالصانه و متواضعانه حکایت میکند .

خدمتگزاران واقعی ،انبیاو اوصیا و مومنان به آنان هستند ؛ چه بی پرده و صریح می توان این ادعا را در حدیث آسمانی امام صادق علیه السلام یافت که فرمود «ما آمن بالله ولا بمحمد ولا بعلی من اذا اتاه اخوه المومن فی حاجه لم یضحک فی وجهه فان کانت حاجته عنده سارع الی قضایها و ان لم یکن عنده و تکلف من عند غیره حتی یقضیها له فاذا کان بخلاف ما وصفته فلا و لایه وبیننا و بینه » به خدا و محمد صلی علیه و الله و علیه و آله وعلی علیه السلام ایمان نیاورده است کسی که هنگامی که برادر دینی اش به خاطر حاجتی نزد او آید ،با خوشرویی ببرخورد نکند .پس اگر توان دارد نیاز او رابه سرعت برطرف کند واگر کند و اگر توان ندارد با کمک دیگری حل کند ،اگر برخلاف آنچه توصیف کردم باشد ، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود

با این دیدگاه کسانی نزد خداوند دوست داشتنی تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامی به این هدف نزدیک تر باشند این سخن قدسی را به یاد آوریم که «الخلق عیالی فاحبهم الی الطفهم بهم و اسعاهم فی حوایجهم ؛ مردم خانواده من هستند ،پس محبوب ترین آنها نزد من ،مهربان ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهای مرد است »

اینک در آستانه شهادت حضرت جواد الایمه علیه السلام قرار گرفته ایم ،گوشه هایی از خدمت درسیره و سخن حضرت را مرور میکنیم

خدمت در سیره و سخن امام جواد علیه السلام

اخلاص

شرط پذیرش هر علمی ،از جمله خدمت به مردم ، خلاص است و مومن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار عیال الله باشد و هر چه ناخالصی در عمل بیشتر باشد ،درجه مطلوبیت آن هم پایین تر خواهد آمد .به علاوه بر دخالت خلاص در اصل عمل ،از دیدگاه امام جواد علیه السلام درتداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد .چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است ،ولی عامل به آن بعد از عمل ،آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می کند لذا امام جواد علیه السلام فرمود »ا لا بقاء علی العمل اشد من العقل بقای بر عمل سخت تر از خود عمل است » و آن گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه ؟ فرمود « یصل الرجل بصله وینفق بفقه لله وحده لا شریک له فکتب له سرا ثم یذکرها وتمحی فتکتب له علانیه ثم یذکرها فتمحی و تکتب له ریاء مردی هدیه ای می دهد و برای خدای یگانه بی شریک انفاقی میکند ،پی برایش به عنوان «عمل پنهانی »نوشته می شود .آن مرد دوباره عملش را یادآوری می کند پس عنوان قبلی محو می شود و برایش «عمل ریایی» نوشته می شود

پرهیز از اذیت

فرد خدمت رسان علاوه بر اخلاص ،باید از هر نوع رفتاری که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد پرهیز کند

همچنین باید به خاطر خدمت خود به یک مومن ،به منت گذاری و یا اذیت دیگر مومنان هم نپردازد .حکایتی از امام جواد علیه السلام در این باره راهگشا است

مردی نزد امام جواد علیه السلام آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر می رسید .امام از علت خوشحالی اش پرسید او گفت: یابن رسول الله، از پدرت شنیدم که می فرمود «شایسته ترین روز برای شادی بنده روزی است که در آن انسان توفیق نیکی و انفاق به برادران مومنش یابد » و امروزه ده نفر از برادران دینی که فقیر و عیال وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و مه هم به هر کدام چیزی دادم ،برای همین هم مسرورم .

امام جواد علیه السلام به او فرمود «لعمری انک حقیق بان تسر ان لم تکن احبطته اولم تحبطه فیما بعد به جانم سوگند ،شایسته است مسرور باشی ،اگر کار خود را بی اثر نساخته باشی و یا بعد حبط و بی اثر نسازی » او باشگفتی پرسید :با این که از شیعیان خالص شماییم ،چگونه عمل خالص من پوچ می شود ؟

فرمود :«با همین سخنی که گفتی ،کارهای نیک و انفاقهای خود را حبط کردی »او توضیح خواست و امام فرمود : این آیه را بخوان «یا ایها الذین آمنوا لا تبطلو صدقاتکم وبالمن والاذی «ای مومنان بخششهای خود را با منت و اذیت باطل نکیند »

گفت : من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم ! امام فرمود «خدا فرموده :بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید ،نفرموده تنها منت وآزاربر آنان که می بخشید ،بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگری ،آیا به نظر تو آزار به ْآنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهی و یا آزار به ما ؟

مرد گفت :البته آزاربه فرشتگان وشما .امام فرمود :تو فرشتگان وما را آزدی و عمل خود را باطل کردی ،مرد پرسید چرا باطل کردم وشما را آزردم ؟فرمود :اینکه گفتی «چگونه باطل نمیدم با این که از شیعیان خالص شما هستم ؟» وای بر تو ! آیا می دانی شیعه خالص ما کیست ؟ شیعه خالص ما «حزبیل» مومن آل فرعون و «حبیب نجار» وصاحب یس و...و سلمان و ابوذر ومقداد وعمار هستند .تو خود را در صف این فردا برجسته قراردادی و ما و فرشتگان را آزردی

آن مردبعد از اعتراف و به تقصیر و استغفار پرسید :پس چگونه بگویم ؟ امام فرمود : بگو من از دوستان شما هستم .دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می دارم . اوچنان گفت و امام جواد علیه السلام فرمود «الان قد عادت الیک مثبوبات صدقاتک وزال عنها الاحباط الان پادشهای بخششهایت به تو بازگشت و حبط وبی اثری از آنها زایل شد

خدمت د رحد توان

مردی خدمت امام جواد علیه السلام آمد و گفت : به اندازه جوانمردی ات به من کمک کن .امام فرمود :این قدر نمی توانم گفت پس به اندازه جوانمردی خودم کمک کن فرمود این را می توانم ای غلام صد دینار به او بده

نابودی نعمت

امام جواد علیه السلام می فرماید : ان لله عبادا یخصهم بالنعم و یقرها فیهم ما بذلوها فاذا منعوها نزعها عنهم وحولها الی غیر هم خداوند بندگانی را دارد که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده است ومقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند واگر خودداری کنند ،ازآنان وبه دیگران منتقل میکند

بر این اساس ،امام جواد علیه السلام قرار گرفتن و تمرکز نعمتها د ردست برخی افراد را سنت وخواسته ای اللهی می داند که امیری هدفمند است و هدف از آن ،واگذاری به دیگران می باشد ،لذا صاحبان مال و جاه و مقام وموقعیت باید آنچه را به دست می اورند اولانعمت وسپرده اللهی بدانند و ثانیا واگذاری و خدمت به مردم را وظیفه خود بدانند وثالثا مطمین باشند که در صورت ترک وظیفه ،همان وخدایی که انی نعمت ها و امکانات را به آنان سپرده ست ،توان باز پس گیری و واگذاری آن را به افراد دیگر دارد

امام جواد علیه السلام درحدیثی دیگر ،به طبیعی بودن این وضعیت وسنت اللهی بودن آن چنین اشاره می کند «ما عظمت نعمه الله وعلی احد الا عظمت علیه حوایج الناس فمن لم یحتمل تلک المومنه عرض النعمت للزوال نعمت خدا بر کسی زیاد نمی باشد مگر اینکه نیاز مردم هم به او بیشتر می شود ،پی کسی که این زحمت را تحمل نکند نعمت را درمعرض زوال قرار می دهد

مرز خدت

خدمتگزاری نیز مانند هر رفتار اجتماعی دیگر مرزی دارد و طبعا باید به انسانهایی خدمت کرد که اهلیت خدمت را دارند ،نه آنکه با ارایه خدمت ،درمسیر غیر اللهی مستحکم تر شوند .برای همین ،اهل بیت علیهم السلام هرگاه اریه خدمت به منحرفان ،عامل جذب و تالیف قلوب وهدایت آنان میشد ،از هر نوع خدمت و حتی گذشت و از توهینها و.. دریغ نداشتند و درکنار آن ،هرگاه هم که تشخیص می دادند خدمت رسانی به یک شخص منحرف موجب تقویت ویا رسمیت وی می شود ،از آن پرهیز میکردند .نمونه ای از رفتارهای امام جواد علیه السلام در این باره را میخوانیم :

علی بن مهزیار می گوید :به اما م جواد علیه السلام نوشتم :فدایت شوم ! پشت سر کسی که قاتل به جسمانیت خداست نماز بخوانم ؟ فرمود «لا تصلوا خلفهم و لا تعطوهم الرکاه وابرووا منهم بری الله منهم پشت سرشان نماز نخوانید و چیزی از زکات به آنها ندهید و از آنان بیزاری بجویید که خدا از آنان بیزار است

آثار خدمت رسانی

رضایت اللهی

امام صادق علیه السلام می فرمود «مسلمانی نیاز مسلمانی را بر آورده نمی سازد ،مگر اینکه خدای تبارک وتعالی به او می فرماید : ثواب کار تو با من اس وبه کمتر از بهشت برای تو راضی نمی شوم

امام جود علیه السلام می فرمود: ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله کثره الاسبغفاره و خقض الجانب و کثره لاصدقه سه چیز بنده را به مقام رضوان اللهی می رساند :استغفار زیاد ،فروتنی با مردم ،زیاد صدقه دادن

پاداش ،مباهات ونام نیک

امام جواد علیله السلام می فرمود «اهل المعروف الی اصطناعه احوج من اهل الحاجه الیه لان اجره و فخره وذکره فمهما اصطنع الرجل من معروف فانما یبدا فیه بنفسه فلا یطلبن شکر ما صنع الی نفسه من غیره اهل نیکوکاری به کار خیرش بیشتر از نیازمندان به خیر ،محتاج است ،چون پاداش ومباهات ونام آن کار برای نیکوکار است .پس هرگاه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می رساند :استغقار زیاد ،فروتنی با مردم ، زیاد صدقه دادن

مردی کار خوبی کرد ،از خودش کرده است لذا تشکر بابت کارش را از دیگران نباید بخواهد

برتری بر عابد نتیجه خدمت عقیدتی

عمل خدمت رسانی ارزشی عمومی دارد اما برخی از خدمات ،واز جمله خدمت فرهنگی ونجات دادن کسانی که در معرض گمراهی و انحراف فکری قرار دارند ،ارزش افزون تری دار .امام جواد علیه السلام ارزش شگفت آوری را برای خدمت به ایتام آل محمد یادآور میشود و میفرماید :

«ان من تکفل بایتام ال محمد المنقطعین عن امامهم، المتحیرین فی جهلهم الاسرا فی ایدی شیاطینهم و فی ایدی النواصب من اعدائنا فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهر الشیاطین برد و ساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلیل ائمتهم، لیفضلون عند الله تعالی علی العابد بافضل المواقع باکثر من فضل السماء علی الارض و العرض و الکرسی و الحجب (علی السماء) و فضلهم علی هذا العابد کفضل القمر لیله البدر علی اخفی کوکب فی السماء: همانا کسانی که یتیمان آل محمد را سرپرستی کنند که از امامشان جدا شده اند. و در جهل خود سرگردان اند و در دست شیاطین شان و ناصبیهایی که دشمن ما هستند، اسیرند. پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانی و قهر شیطانها با بازگرداندن وسوسه هایشان و از قهر ناصبیها با آوردن حجتهای خدایشان و دلیلهای ائمه خویش خارج سازند. نزد خداوند بر عابد به بهترین موقعها برتری داده می شوند، بیشتر از برتری اسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجابها بر آسماان و برتری آنها بر این عابد، مانند برتری مااه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.(عابدی، 1380)


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید