| دسته بندی | خدماتی و آموزشی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 275 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 128 |
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
معلم در مکتب مقدس اسلام از پایگاه و موقعیت والایی برخوردار است به طوری که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده است انما بعثت معلماً به همین سبب توجه به معلمان یک جامعه، یعنی توجه به مقام بشری و توجه به سرچشمه خوبیها , اگر عزت نفس معلمان حفظ شود عزت نفس جامعه حفظ و تأمین میشود.
بیشک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی و تداوم آن ناگزیر است که به نظام آموزش و پرورش توجه کند و نظام آموزش و پرورش برای تحقق اهداف خود باید به تأمین و تربیت نیروی انسانی لایق و شایسته برای عصر حاضر و آتی بیندیشد. در این راه مهمترین نیروی انسانی همان معلم است.
در فرآیند یاد دهی و یادگیری مهمترین و موثرترین کسی که نقشهای متعدد و سازنده بر عهده دارد معلم است. جایگاه و نقش معلمان به حدی است که صاحب نظران تعلیم و تربیت بدون وجود معلمان شایسته بازسازی و اصلاح نظام آموزش و پرورش را موفقیتآمیز نمیدانند.
امروزه کارگزاران اصلی تعلیم و تربیت معلماناند زیرا آن چه دانشآموزان کسب میکنند متأثر از خصوصیات، کیفیات و شایستگیهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی و معنوی معلمان است و تعامل مستمر و چهره به چهره معلم با دانشآموزان وی را در موقعیت ممتاز و منحصر به فردی قرار میدهد که هیچ انسان دیگری از چنین موهبتی برخوردار نیست که پژوهشهای گوناگون نیز موید این امر است.
بنابراین با توجه به رسالت و نقش معلمان در رشد ابعاد وجودی کودکان، نوجوانان و جوانان و تربیت نیروی انسانی هر جامعه باید بگوییم که معلمان، نقطه آغاز هر تحول آموزشیاند آموزش و پرورش کلید و فاتح آینده است و معلمان فاتح عرصه تعلیم و تربیت و تمدناند.
لذا توجه جدی و همه جانبه به جذب، انتخاب و تربیت معلمان شایسته، ارتقای علمی، نگهداری و تکریم شخصیت آنان وظیفه مسئولان بالای کشو ر، مدیران عالی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش و اولیای دانشآموزان است.
1-1 بیان مسأله
در نظام آموزش و پرورش نقش عامل نیروی انسانی بسیار مهم است و معلم از مهمترین عوامل موثر در رشد و توسعه کیفی و محتوی تعلیم و تربیت به شمار میآید. با توجه به افزایش روز افزون تعداد دانشآموزان مدرسه رو به طبع نیاز به جذب و نگهداری آموزگاران دوره ابتدایی بیشتر محسوس است.
بنابراین در نظام آموزشی ایران نیز باید به امر نگهداری و استفاده بهینه از معلمان توجه بیشتری مبذول گردد چرا که کم توجهی نسبت به این امر مهم مسائل و مشکلات عدیدهای را در امر آموزش به وجود میآورد.از این رو سرمایهگذاری در مورد نیروی انسانی آموزش و پرورش به ویژه معلمان در ابعاد کمی و کیفی به مساعد ساختن محیطی تربیتی و ایجاد شرایطی که معلم را به کار خود دلگرم کند امری اساسی است لذا نظام آموزش و پرورش باید با استفاده صحیح از سیستم نگهداری و ایجاد انگیزه و رغبت در معلمان و اجرای طرحهای مناسب جهت حل مشکلات مرتبط با آن از بروز مسائل و مشکلات آموزگاران جلوگیری نماید.
علل و عوامل متعددی هستند که باعث گردیده است معلمان ابتدایی به مقاطع بالاتر انتقال یابند که این عوامل با آموزش و پرورش و بعضاً با جامعه در ارتباط هستند بدین جهت این تحقیق به دنبال پاسخ به سئوال و مسأله زیر است:
دلایل تمایل معلمان دوره ابتدایی به انتقال به مقاطع تحصیلی بالاتر چیست ؟
1-2 اهداف تحقیق
هدف اصلی:
بررسی علل تمایل معلمان دوره ابتدایی به تغییر مقطع و انتقال به مقطع بالاتر
اهداف فرعی:
1- بررسی تأثیر سطح درآمد در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع
2- بررسی تأثیر جایگاه و منزلت اجتماعی در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع
3- بررسی تأثیر میزان سختی کار در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع
4- بررسی تأثیر مشکلات ناشی از تعیین محل خدمت در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع
1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق
تعلیمات دوره ابتدایی، مهمترین دوره نظام آموزش و پرورش رسمی کشور را تحت پوشش قرار داده و به این سبب از اولویت خاصی برخوردار است تعلیمات این دوره نخستین گامی است که در جهت آموزش افراد برای زندگی کردن برداشته میشود با توجه به همین نقش تعیین کنندة آموزش ابتدایی در شکل دادن به زندگی است که تقریباً کلیه کشورهای جهان آموزش ابتدایی را به مثابه یک اصل مهم و همگانی پذیرفتهاند و آن را به عنوان زیربنا و رکن اصلی نظام آموزش و پرورش تلقی میکنند.
پیاژه معتقداست که بهترین طرحهای اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت مطلوب در اختیار نباشد با شکست مواجه خواهد شد
حتی نتایج حاصل از تحقیقات روانشناسی تربیتی نیز تنها از طریق آموزگاران با تجربه و علاقهمند به مدرسه راه مییابد و بار ترقی جوامع و پیشرفت و تحول روشهای آموزشی هم به دوش معلمان سنگینی میکند.
از طرف دیگر میدانیم ساختهای ذهنی تشکیل شده در دوره ابتدایی شرط اصلی حیات تحصیلی آینده کودک است و تشکیل ساختهای ذهنی دوره بالاتر (نوجوانی) در گرو تشکیل ساخت ذهنی دوره پائینتر (کودکی) است و شخصیت کودک در این دوره تشکیل میگیرد و بسیاری از قوانین اجتماعی را فرا میگیرد.
از آنجا که شرط ورود به دوره های تحصیلی بالاتر گذراندن دوره ابتدایی است سرمایه گذاری برای این دوره و توجه به بهبود کمی و کیفی آن زمینه را برای توفیق دانش آموزان در دوره های تحصیلی بعد فراهم کرده و افت تحصیلی و تربیتی آنان را در این دوره کاهش می دهد .
1-4 سئوالات پژوهش
علل و عواملی متعددی هستند که باعث انتقال معلمان ابتدایی به مقاطع بالاتر میگردد که این عوامل از جامعه و نظام آموزش و پرورش نشأت میگیرند سئوالاتی که در رابطه با این پژوهش به ذهن میرسد به صورت زیر مطرح میگردند.
سئوال اصلی:
علل تمایل معلمان دوره ابتدایی به تغییر مقطع و انتقال به مقاطع بالاتر چیست؟
سئوالات فرعی:
1- آیا سطح درآمد پائین مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع در معلمان ابتدایی گردیده است؟
2- آیا کم اهمیت بودن جایگاه و منزلت اجتماعی مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع در معلمان گردیده است؟
3- آیا سختی کار بالای مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع ابتدایی در معلمان گردیده است؟
4- آیا مشکلات ناشی از تعیین محل خدمت مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع ابتدایی در معلمان گردیده است؟
1 -5 مدل تحقیق :
تحقیق حاضر از جمله تحقیقات توصیفی پیمایشی علـّی است که محقق در این پژوهش قصد دارد به تبیین علت های تمایل به تغییر مقطع معلمان ابتدایی بپردازد .
1-6 تعاریف نظری و عملیاتی واژهها
تعریف دوره ابتدایی
نظری :
نخستین مرحله از مراحل تعلیم و تربیت رسمی است که همه کودکان اعم از پسر و دختر از سن 6 تا 11 سالگی را در بر میگیرد ( صافی ، 1378 ص79 ).
عملیاتی :
منظور کودکان 6 تا 11 ساله هستند که دوره ابتدایی در قوچان تحصیل می کنند که طول مدت دوره تحصیل آن 5 سال است .
تمایل:
نظری :
تمایل توجه مستمر فعالیت انسان به سوی جنبهای از جنبههای زندگی است یعنی هر وقت فرصت ظهور پیدا کنند آثار خارجی خود را نشان میدهند.( سیف ، 1375 ، ص98 )
عملیاتی
منظور میل و رغبتی است که یک معلم دوره ابتدایی تمایل دارد دوره ابتدایی را ترک نماید و به مقطع تحصیلی متوسطه رغبت پیدا کند .
تغییر مقطع:
نظری
منظور حرکت و انتقال از یک دوره تحصیلی پائین (ابتدایی) و ارتقاء به یک دوره تحصیلی بالاتر (متوسطه) است که طول دورهای تحصیلی در ابتدایی در کشور ما 5 سال و در دوره متوسطه با احتساب پیش دانشگاهی 4 سال است.
عملیاتی
در این تحقیق درصدی از معلمان ابتدایی هستند که به دلیل اخذ مدرک تحصیلی و دیگر عوامل متقاضی انتقال به مقطع تحصیلی بالاتر هستند .
سطح در آمد
نظری
میزان حقوق و مزایایی است که یک معلم در دوره ابتدایی در طول یک ماه خدمت دریافت میکند که میانگین آن به طور متوسط کمتر از چهارصد هزار تومان است.
عملیاتی
منظور درآمد ماهیانه ای است که فرد در مقابل انجام کار موظفی دریافت می کند.
سختی کار
نظری :
یعنی مقدار رنج و ناراحتی که فرد در حین انجام وظیفه متحمل می شود .
عملیاتی:
منظور کارکردن با قشری از کودکانی است که از محیط خانواده بدون زمینه قبلی تحصیلی و آموزشی پا به دبستان میگذارند که معلمان مجبورند وقت و انرژی بیشتری را به منظور دریافت مطالب درسی صرف کنند و در نهایت تحت فشارهای جسمانی و روحی قرار میگیرند.
محل خدمت
نظری
محلی است که معلم آنجا را برای تدریس برای مدت یکسال انتخاب میکند
عملیاتی : منظور محلی است که یک معلم آنجا را برحسب امتیاز و شرایط به مدت یک سال تحصیلی برای تدریس انتخاب می کند .
فصل دوم
مطالعات نظری
2- 1 ادبیات تحقیق
مقدمه
در جوامع کنونی معلم به عنوان یکی از عناصر اصلی نظام آموزش و پرورش که تعلیم و تربیت کودکان را به عهده دارد، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. امروزه اکثر کشورهای پیشرفته دنیا بیشترین سرمایهگذاری را در نظام آموزش و پرورش انجام میدهند در این راستا سعی و اهتمام رؤسای نظام آموزش و پرورش کشورهای توسعه یافته در این است که معلمان مجرب، متخصص، لایق و شایسته را بکار گیرند با توجه به اهمیت حرفه معلمی در اکثر کشورهای دنیا بخصوص کشورهای اروپایی و چین و ژاپن معلمان از احترام کافی برخوردارند و عموم مردم این کشورها به معلمان بسیار ارج مینهند. هم چنین با توجه به این که در این کشورها معلمان از حقوق و مزایای عالی بهرهمندند لذا بیشتر نیروهای متخصص تمایل دارند تا در این نهاد به کار اشتغال یابند و همین امر باعث گردیده است که امروزه این کشورها از نظر علمی پیشرفت شایانی داشته باشند.
ژان پیازه میگوید: زیباترین طرح اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت مطلوب در اختیار نباشد با شکست رو به رو خواهد شد.
در آموزش و پرورش به هیچ تحول علمی یا نوآوری مطلوب نمیتوان دست یافت مگر این که پیشاپیش در شیوههای کاری معلمان به عنوان کارگزاران واقعی، تغییرات مناسب بوجود آید رمز سعادت و بالندگی نظامهای تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جستجو کرد.
امروزه کارگزاران اصلی تعلیم و تربیت معلماناند زیرا آن چه دانشآموزان کسب میکنند متأثر از خصوصیات ـ کیفیات و شایستگیهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی معلمان است و تعامل مستمر و چهره به چهره معلم با دانشآموزان وی را در موقعیت ممتازی قرار میدهد که هیچ انسان دیگری از چنین موهبتی برخوردار نیست (صافی ، 1378، ص 28).
تعریف آموزش و پرورش
در فرهنگ کشور ما از زمانهای بسیار قدیم اصطلاح تعلیم و تربیت را به کار میبردهاند که بعدها آن را به آموزش و پرورش ترجمه کردهاند. در گذشته تصور بر این بود که یک معلم دو نوع وظیفه در قبال دانشآموز خود دارد. یکی آموزش مفاهیم علمی و دستاوردهای تکنولوژی و دیگری پرورش اجتماعی و مذهبی یعنی تقویت نیروهای اخلاقی و ویژگیهای نیک انسانی (شریعتمداری، ، 1369، ص 25).
اما مطالعه دقیق انسان و رفتار و کردار او مؤید این است که تجزبه انسان به دو جنبه متفاوت بدن و روان درست نیست، بلکه هر رفتاری از کل وجود او سر میزند به طور کلی تربیت به معنای وسیعش یعنی کمک به پیدایش تغییرات مطلوب در افراد (نقیبزاده، ، 1368، ص 12).
تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن، زیاد کردن، بر کشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است. در این معنی تربیت از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن است. تعلیم نیز چنانچه صحیح صورت پذیرد نوعی تربیت است. زیرا به پرورش استعدادهای بالقوه آدمی کمک میکند و آدمی از لحاظ فرهنگی ، اجتماعی و اعتقادی محصول تعلیم یا نفوذ بزرگسالان است (شکوهی ،1369 ، ص2 )
آموزش و پرورش فرایندی است که به وسیله آن جامعه میکوشد تا دستاوردها و آرمانهای خود را برای زندگی بهتر به کودکان خود منتقل کند، فرآیند آموزش و پرورش از لحظه تولد آغاز میشود زیرا از همان روزهاست که پدران و مادران میخواهند رفتارهایی مطابق با فرهنگ خود را به کودکان یاد دهند و میکوشند تا آن گونه نگرشها، ارزشها، مهارتها و معرفتی را در کودکان بوجود آورند که تعیین کننده روند عملیات حاکم در رفتار آنان در تمامی دوران زندگی باشد
(تقیپور ظهیر، 1368، ص 25).
ساختار آموزش و پرورش
در نظامهای آموزشی معمولاً سه سطح آموزش ابتدایی، آموزش متوسطه و آموزش عالی طراحی شده است در سطح آموزش ابتدایی، در اهداف برنامهها، عمدتاً انتقال اطلاعات عمومی به دانشآموزان و پرورش قوای روحی و جسمی آنان مورد نظر است.
در سطح آموزشهای متوسطه در حقیقت بعنوان مرحله بینایی تکمیل و گسترش آموزشهای مقدماتی و ایجاد پایههای لازم برای آموزشهای تخصصی در نظر گرفته میشود و در مرحله سوم یعنی سطح آموزش عالی عموماً جنبههای تخصصی در رشتههای مختلف علمی و فنی، به مثابه آماج نهایی مورد توجه میباشد.
رژیم گذشته از اوایل دهه 1340 درصدد ایجاد تغییراتی در نظام آموزش و پرورش کشور بر میآید و طرحها و برنامهریزیهای جدیدی در عرصه آموزشی تدوین و به مورد اجرا میگذارد در اوایل دهه 1340 نظام آموزش و پرورش کشور به مدت 12 سال و به شرح زیر تقسیمبندی شده بود.
1- آموزش ابتدایی (تعلیمات عمومی) 6 سال.
2- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفهای (سیکل اول) 3 سال.
3- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفهای (سیکل دوم) 3 سال.
اما از سال 1347 ساختار نظام آموزش و پرورش کشور به شرح زیر تغییر یافت ..
1- آموزش ابتدایی 5 سال
2- آموزش راهنمایی تحصیلی 3 سال
3- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفهای 4 سال
و از سال 1371 دوره متوسطه نظام آموزش و پرورش به صورت نظام ترمی و واحدی به سه سال تبدیل شد که سال آخر بنام پیش دانشگاهی مشغول تحصیل میشوند. (صافی، 1378، ص 69).
تاریخچه آموزش ابتدایی در ایران
در نظام آموزش و پرورش، آموزش ابتدایی به عنوان زیر بنا و رکن اصلی آموزش و پرورش کشور محسوب میشود. دوره ابتدایی یکی از دورههای مهم تحصیلی است که در رشد تربیت و تکوین آن تأثیر به سزایی دارد. این دوره را دورة تأدیب خلاقیت و بروز استعدادهای عمومی و کودکی سوم نامیدهاند که گروه سنی 10-6 سالگی را شامل میشود. این سطح از آموزش به نامهای تعلیمات ابتدایی , تعلمیات اجباری، آموزش همگانی و عمومی خوانده میشود. آموزش ابتدایی در ایران قبل از تأسیس مدارس به سبک جدید معمولاً در مکتب خانهها صورت میگرفت در قانون اساسی معارف مصوب آبان ماه 1290 شمسی آموزش ابتدایی به عنوان اولین دوره تحصیلی ذکر گردیده و مدت آن نیز 6 سال تعیین شده است در قانون تعلیمات اجباری مصوب مرداد ماه 1322 شمسی توجه به دوره ابتدایی از نظر برنامهریزی آموزشی و درسی، تربیت و تأمین معلمان مورد نیاز و... مورد تأکید قرار گرفته و تعلیمات ابتدایی، دورههای عمومی، اجباری و مجانی اعلام شده است در سال 1345 شمسی با تغییر ساختار آموزش و پرورش، دوره ابتدایی از 6 سال به 5 سال تقلیل یافته و به عنوان مرحله اول تعلیمات عمومی مطرح شده است هم اکنون کودکانی که 6 سال تمام دارند طبق مقررات مصوب دوره ابتدایی ثبت نام نموده و به مدت 5 سال این دوره را میگذرانند که تا سال 1376 در پایه پنجم امتحانات بصورت نهایی برگزار میشد و به قبول شدگان گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی اعطا میگردید ولی از سال 1376 به بعد امتحانات نهایی در مقطع ابتدایی حذف گردید و در حال حاضر امتحانات بصورت داخلی برگزار می گردد و به قبول شدگان به جای گواهی نامه پایان تحصیلات ابتدایی ، کارنامه عکس دار اعطا می گردد . (صافی، همان منبع، ص 78).
اهمیت و ضرورت دورة ابتدایی
دوره ابتدایی، در رشد مفاهیم و معانی اموری که کودک در زندگی روزمره با آنها مواجه است، نقش مهمی بر عهده دارد. این دوره تداوم بخش تکوین شناختی، زیستی و اجتماعی کودک است که درخانواده پیریزی شده است. همچنین دورهای است که در آن فرصت و موقعیت مناسبی برای تحصیل، تربیت و یادگیری شیوه ارتباط صحیح با دیگران برای کودک فراهم میگردد و استعدادهای هر کودک بتدریج شکوفا میشود.
با توسعه فرهنگ و تمدن بشرو نیاز انسان به خواندن، نوشتن و حساب کردن و غیره بتدریج بر تعمیم آموزش همگانی و بهرهگیری از تعلیمات اجباری تأکید شده است. به گونهای که در اعلامیه حقوق بشر آمده است:
هر کس حق دارد از آموزش و پرورش بهرهمند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد. همچنین آموزش و پرورش اجباری است. آموزش حرفهای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط مساوی و کامل در دسترس قرار گیرد تا همه بنا بر استعداد خود از آن بهرهمند شوند.
در ایران تصمیم ایجاد آموزش همگانی و توجه به آموزش ابتدایی ضرورت دارد؛ زیرا:
در قانون اساسی معارف، قانون تعلیمات اجباری و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر عمومی بودن، اجباری و رایگان شدن این دوره تأکید شده است و فراهم کردن شرایط تحصیل در این دوره از وظایف دولت بر شمرده شده است.
از آنجا که گسترش دوره پیش دبستانی (آمادگی) به دلایلی هم اکنون مقدور نیست و اکثر کودکان قبل از دوره دبستان تحت تعلیم و تربیت والدین قرار دارند؛ باید کودکان سنین شش تا ده سال نه تنها از آموزش و پرورش ابتدایی برخوردار شوند بلکه ضعفها و نارساییهای تربیتی ناشی از شرایط نامساعد خانوده، نیز باید در این دوره جبران شود.
از آنجا که شرط ورود به دورههای تحصیلی بعدی گذراندن دوره ابتدایی است، سرمایهگذاری برای این دوره و توجه به بهبود کمی و کیفی، آن زمینه را برای توفیق دانشآموزان در دوره های تحصیلی بعد فراهم کرده و افت تحصیلی و تربیتی آنان را در این دوره کاهش میدهد.
گسترش دوره ابتدایی در شهر و روستا موجب میشود که همه کودکان واجبالتعلیم بتوانند در این دوره تحصیل کنند تا بدین وسیله به تدریج بیسوادی در ایران ریشه کن شود دورة ابتدایی امکان میدهد تا اغلب ناتواییهای یادگیری به شکل مشکلاتی در خواندن، نوشتن و حساب کردن ظاهر شود. این نوع مشکلات معمولاً قبل از ورود به مدرسه شناخته نمیشود.(صافی،همان منبع،ص49 )
در بحث از مفهوم تربیت یا آموزش و پرورش طبعاً مسئله انسان مطرح میشود زیرا در هر جایی که افراد بشر زندگی کردهاند مسئله تربیت مطرح شده است به عبارت دیگر زندگی و تربیت برای انسان در مفهوم لازم و ملزوم بودهاند که بدون یکی دیگری امکان ندارد انسان تا وقتی زنده است به ترتیب نیاز دارد و او را تربیت میکنند یا بتواند زندگی کند.
کانت میگوید: «آدمی موجودی اخلاقی نیست، فقط وقتی تحت تعلیم قرار میگیرد موجودی اخلاقی میشود» (نقیبزاده، 1368، ص 36).
دکتر هوشیار مینویسد: «تأثیر عمیق تربیت در سرنوشت افراد و اقوام و در دگرگون ساختن چهره بشریت ملی قرون و اعصار همواره آشکار بوده است». (هوشیار، 1370، ص 61).
نوزاد آدمی موجودی بسیار ناتوان است زیرا نمیداند برای رفع نیازهای خویش از اندامهای خود استفاده کند و تقریباً همه استعدادهای بیشمارش بالقوه است نه بالفعل، به طوری که تربیتش از جهات مختلف جسمی عقلی و عاطفی نه فقط ممکن، بلکه ضروری است. براستی، آدمی نه تنها تربیت پذیر است، بلکه تنها مخلوقی است که به تعلیم و تربیت نیازمند است تا آنجا که اگر از برکات آن محروم بماند فرصتی قیمتی و چیزی ارزنده را برای همیشه از دست داده است کار این انسان در تمام دوران زندگیش بستگی به نوع و کیفیت تعلیم و تربیتی دارد که در دوران کودکی و نوجوانی دریافت داشته است.
فیوضات میگوید: «بین رشد اقتصادی و توسعه آموزش و پرورش رابطه مستقیمی وجود دارد همچنین آموزش و پرورش برای تحرک و ارتقای اجتماعی و بهرهبرداری از امتیازات اجتماعی و اقتصادی لازم است کسانی که از آموزش کافی بهرهمند شدهاند نسبت به کسانی که از چنین آموزشی بیبهرهاند، جلوترند» (فیوضات، ، 1374، ص 22).
با توجه به آنچه در مورد اهمیت و ضرورت تعلیم و تربیت بیان شد میتوان گفت آموزش و پرورش نوعی سرمایهگذاری است و تخصیص منابع بیشتر به این بخش موجب تسریع رشد اقتصادی میگردد که می توان از عوامل مؤثر در رشد اقتصادی از استفاده بهینه از نیروی کار، سرمایه و تجهیزات فیزیکی و مادی نام برد .
حال با توجه به این که میدانیم دوره ابتدایی پایه و اساس آموزش و پرورش است و شخصیت کودک در این دوره شکل میگیرد و به زعم صاحبنظران علم اقتصاد، سرمایهگذاری در این دوره را بهترین سرمایهگذاری میدانند میطلبد معلمانی زبده و با تجربه و کارآمد در این دوره بکار گرفته شوند و نیازهای مادی و معنوی آنها را در حد زندگی مطلوب تأمین کنند تا به جز آموزش و پرورش بچهها به چیز دیگری فکر نکنند و با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و تجهیزات آموزشی ـ آموزشی اثربخش و مفید ارائه دهند در غیر این صورت اگر توجه کافی به این دوره نشود و نتوانند نیروی انسانی ماهر و با تجربه در این حوزه جذب و نگهداری نمایند اهداف مورد نظر محقق نخواهد شد چرا که نیروهای با تجربه و سوابق بالا از این مقطع به دلیل عدم تأمین نیازهای معیشتی، منزلت اجتماعی، فقدان اضافه کاری ، سختی کار و عدم رشد و توسعه در رشته شغلی خود ناگزیرند از این مقطع به مقطع متوسطه کوچ کنند تا شاید بتوانند موجبات نیازهای معشیتی و منزلتی خویش را فراهم نمایند و کسب اعتبار و ارزش نمایند.
ویژگیهای دوره ابتدایی
دوره سوم کودکی از حدود شش سالگی تا یازده سالگی است. دراین دوره شخصیت کودک سازمان یافتهتر و پیچیدهتر میشود و از نظر جسمی و تواناییهای ذهنی و اجتماعی تغییرات مهمی در او به وجود میآید، از این رو شناخت کودکان دبستانی برای برنامهریزان و مدیران و معلمان دوره ابتدایی ضرورت دارد.
در گزارش اهداف، ویژگیها و اصول آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی اهم ویژگی بدنی و ذهنی کودکان هفت تا ده ساله به شرح ذیل آمده است:
الف) ویژگیهای بدنی
- هماهنگی چشم و دست کامل میشود.
- یادگیری مهارتهای حرکتی، دقیقتر، سریعتر و پیچیدهتر میشود.
- ماهیچههای کوچک، کاملاً رشد میکنند.
- سرعت رشد دختران در این دوره از پسران بیشتر میشود.
- در پایان این دوره، علائم بلوغ (صفات ثانویه) در دختران بتدریج ظاهر میشود.
- در کاربرد صحیح و سریع اندامهای حسی و حرکتی مهارت کافی کسب کرده است.
- رشد جسمی کودک بخصوص از نظر تکامل مراکز عصبی، به جایی رسیده است که میتواند به تحریکات رسیده از خارج، پاسخهای کاملاً اختصاصی بدهد.
ب) ویژگیهای ذهنی و تحول روانی
- تقلید در این دوره آگاهانه انجام میگیرد.
- خودمیان بینی یا خودمداری کودک تعدیل میشود.
- بزرگسالانی را که از نظر او ارزشمند و مورد احترامند الگو قرار میدهد.
- احساس مالکیت در او قوی میشود.
- از تخیل به واقعیت نزدیک میشود.
- قدرت تشخیص میان خوب و بد در اوظاهر میشود.
- کم کم آرامش و ثبات عاطفی پیدا میکند.
- دارای ابتکار عمل و سلیقه شخصی میشود.
- قواعد را درک میکند و رعایت قاعده در کارها را لازم میداند.
- به مرحله تفکر محسوس میرسد.
- قدرت درک علت امور طبیعی را بتدریج پیدا میکند.
- در این دوره کودک دارای حافظه نیرومندی است.
- به حرف زدن علاقه فراوان دارد.
- به رفاقت با کودکان دیگر و همسالان علاقهمند است.
- قبل از اجرای هر کار قادر است طرح و نقشه آن را بریزد.
- به یادگیری علاقه زیاد دارد.
- قدرت درک مشکلات پیرامون خود را پیدا میکند.
- کنجکاوی کودک جهت دار و هدفمند میشود.
با توجه به ویژگیهای کودکان در دوره دبستان تعلیم مفاهیم اساسی، تربیت اخلاقی و اجتماعی و جسمانی او ضرورت دارد.(صافی، همان منبع ، ص 42)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 215 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 120 |
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی بین عناصر سبکهای عشق ( صمیمیت ، شهوت ، تعهد ) و رضایت زناشویی می پردازد . هدف از این پژوهش ، شناخت سه عامل مهم و مؤثر بر رضایتمندی زناشویی است که شناخت هر یک به بهبود زندگی های زوجین و نهایتاً کاهش نرخ طلاق منجر می شود ، بود . برای رسیدن به این هدفها ، 41 زن متأهل خانه دار ( 45 ـ 30 ) ساله ساکن شهر تهران به عنوان نمونه ی تصادفی برگزیده شدند . همه ی آزمودنیها به دو پرسشنامه ی سبکهای عشق ( استرنبرگ ) و رضایت زناشویی ( ENRICH ) پاسخ دادند .
پس از بررسی های آماری بر روی سه فرضیه پژوهش ، از طریق ضریب همبستگی پیرسون ، نتایج نشان داد . که بین عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت از زندگی زناشویی همبستگی معنا داری ، در سطح 96 /0 = r که نمایانگر همبستگی خیلی بالا و کامل است ، وجود داشت . و این در حالی بود که بین عناصر شهوت سبکهای عشق در رضایت از زندگی زناشویی همبستگی منفی معنا دار در سطح 39 /0 ـ = r بدست آمد . و همچنین بین عنصر تعهد سبکهای عشق و رضایت از زندگی زناشویی همبستگی منفی معنادار در سطح 74 /0 ـ = r بدست آمد .
مقدمه
2 ـ ضرورت و اهمیت پژوهش
3 ـ اهداف پژوهش
4 ـ بیان مسئله
5 ـ فرضیه ها
6 ـ تعریف واژه ها
مقدمه
در گذشته ، هر گونه ارتباط بین عشق و ازدواج امری بدون معنا و غیرمعمول بود . پدر و مادر ، دختری را برمبنای مبانی و ملاکهای کاملاً عینی و مشهود چون ثروت و دارایی و تمول و نظایر آن انتخاب می نمودند . هر طبقه اجتماعی ملاکهای فرعی خاص خود را نیز در نظر می گرفتند ، مثلاً نجبا و اشراف زادگان ؛ اصالت و اشراف زادگی ، کشاورزان ؛ تنومندی و نیروی کار در مزرعه را مهم تلقی می نمودند. دخترهای جوان ، درباره ی مردی که قرار بود شوهر آنها گردد ، تقریباً هیچ اطلاعی نداشتند . در جوامع سنتی و متعصب ، عروس و داماد تا لحظه ی زفاف ، کمترین شناخت لازم را نیز یکدیگر نداشتند و گاه تا آن هنگام حتی یکدیگر را ندیده بودند . زنان در اثر تعلیم و تربیت خاص آن زمان ، بیشتر از طریق بدنیا آوردن بچه های زیاد و انجام وظایف خانه داری و کدبانویی ، امید به خوشبختی داشتند . عشق در روح و روان آنها ، تنها رویا و گاه فقط یک شوخی بود . به علاوه ، لذت جنسی و ارگاسم برای زن نجیب و محترم ، امری شرم آور و گستاخ نآبانه بود . در قرون وسطی ، انجام تکالیف ساده زناشویی را معادل عشق متین و موقری دانستند که تا جنگ جهانی ارزیابی هایی مورد قبول اکثر نخبگان و دانشمندان نیز بود ، به گونه ای که جنین اظهار می شد که زن خود فرد نمی بایست محبوب عشق فرد دیگری باشد . ( اوحدی ، 1382 ) .
امروزه ، از نظر علمی و عملی ثابت شده است که وجود دوره ی نامزدی قبل از ازدواج ، در ثبات و تفاهم پس از آن ، بسیار و لازم و ضروری می باشد . آشنایی و عشق قبل از ازدواج ، اگر با دلایل عقلانی و قضاوت ها و بینش های منطقی همراه گردد ، احتمال به اوج رسیدن تفاهم و عشق پس از ازدواج و نهایتاً رضایت را افزایش خواهد داد . تعصبات کور و محدودیت های غیرمنطقی در مورد روابط دختر و پسرها قبل از نامزدی و ازدواج جز بالا بردن ریسک و احتمال شکست عاطفی زوجین و بروز اختلالات روانی همراه و متعاقب ، ثمر دیگری نخواهد داشت ، زیرا شناخت های بنیان های شخصیتی و خصوصیات روانی انسان ها ، آسان نبوده و غالباً به تدریج صورت می پذیرد . و نیز به دلیل تفاوت اصلی ساختار روانی مردان و زنان ، روابط منطقی و عاطفی بین آنها ـ به شرطی که هرج و مرج و بی بندوباری جنسی نینجامد ـ باعث تجربه ی بهتر و کامل تر مردان و زنان در کسب شناخت و بینش به اصول روان شناسی و نیازهای روحی ـ روانی یکدیگر و بدین ترتیب ، نیل به تفاهم و هماهنگی بیشتر در ازدواج آن ها با جنس مقابل خواهد شد . ( همان منبع )
در نظام و فرهنگ الهی ، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر ، پیمودن طریق رشد ، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است . تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن ، همسر و همراه شدن ، خانواده ی مستقل تشکیل دادن ، ارضای کششهای نفسانی و فرزندآوری از نتایج قهری ازواج و بالطبع از مهم ترین عوامل مؤثر در آرامش فکر و جان و احساس رضایتمندی درونی است . در واقع والاترین هدف ازدواج ، به عنوان یک نیاز ، برخوردارشدن از آرامش روان و آسودگی خاطری است که خود لازمه ی اعتلای وجود ، شکفتن همه ی قابلیت ها ، همگانی و همراهی در مسیر رشد و کمال است و سایر اندیشه های دیگر فروعی بر این اصل می باشد . ( افروز ، 1378 )
از آنجایی که عشق یکی از مهم ترین عامل آرامش زوجین است . این آرزوی مشترک بین همه ی زن و شوهرها است که با یکدیگر دوست و برای سراسر عمر یارو یاور هم باشند . بررسی زندگی های زناشویی بادوام و توأم باکامیابی نشان می دهد که تنها مولفه ای که به زوجها کمک می کند روزهای سخت و دشوار را پشت سر بگذارند و از لذت خوب برخوردار شوند دوستی و مودت و عشق بین آنهاست .
( کوآن و کیندر ، 1381 )
ضرورت و اهمیت پژوهش :
انسان ، اصالتاً موجودی است اجتماعی و نخستین بستر فعلیت یافتن این ویژگی برترین مخلوق الهی به طور قطع کانون مقدس خانواده است . خانواده ؛ اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی است . در فرهنگ اسلامی ، خانواده به مثابه ی دژی استوار و نهادی مقدس ، بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول ، تربیت و تعالی و سعادت وجود انسان برعهده دارد . خانواده کانونی است که در آن ارزشهای اخلاقی ، باورهای دینی و معیارهای اجتماعی از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد و زمینه ی رشد عاطفی و تربیت اخلاقی و اجتماعی اعضای خانواده فراهم می گردد . خانواده در انتقال فرهنگ و پاسداری از ارزشهای فرهنگی جامعه نیز اساسی ترین نقش را عهده دار است . خانواده با پیمان ازدواج و پیوند همسری زن و مردی هوشمند و آگاه و برخوردار از بلوغ فکری و قابلیتهای اجتماعی پایه گذاری می شود و این زوج ستون اصل حیاتی ترین نهاد اجتماعی ، یعنی ًً خانواده ًً را تشکیل می دهند . بنابراین سلامت و سعادت جامعه به سلامت و پوپایی نظام خانواده وابسته است و بنابراین سلامت و تعادل نظام خانواده نیز به کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزند بستگی دارد . ( افروز ، 1378 )
هر قدر روابط بین همسران بهتر، سالمتر و پر جاذبه تر باشد ، زندگی شیرین تر و باصفاتر می گردد و فرزندان با نشاط و موفقی تربیت می شوند . بدین ترتیب خانواده های لجام گسیخته و متزلزل جامعة متزلزل را پدید می آورند که در آن نشانی از خانواده های سالم یافت نشود ، میزان طلاق روز به روز بالا برود و ازدواجهای مطلوب و برنامه ریزی شد کمتر صورت می گیرد ، به زودی متلاشی خواهد شد و به طور کلی اساس کجرویهای اجتماعی را باید در آن جست و جو کرد . ( همان منبع )
بنابراین اینگونه می نماید که هر چه زن و شوهر دارای روابط صمیمانه باشند ، سه عنصر عشق یعنی تعهد ، صمیمت و شهوت در آنها فعالتر خواهد بود . عشق کامل ، عشقی است که رابطه ای ایده آل شامل شهوت ، تعهد و صمیمت باشد . نهایتاً این عشق کامل باعث بالا رفتن میزان رضایتمندی زناشویی می شود در واقع با توجه، به مسائل مطروح ، اهمیت و ضرورت این پژوهش به این برمی گردد که اگر جزء کوچک جامعه و یکی از مهمترین ارکان جامعه سعادت و آرامش حاکم باشد ، جامعه بزرگ نیز سعادتمند خواهد گشت . خانواده ایی که در آن احساس رضایت از زندگی حاکم است در فرآیند فرزند پروری موفق تر و نهایتاً افرادی تحویل جامعه خواهند داد که به سود خود و جامعه گام بردارند. این احساس رضایت نیز برای خود زن و شوهر آرامش عاطفی و روانی را به همراه خواهد داشت که سلامت تک تک افراد بسیار مهم تلقی می شود .
اهداف پژوهش :
اهداف این پژوهش بررسی ارتباط بین عناصر سبکهای عشق و رضایت زناشویی می باشد که به شرح زیر است :
1 ) بررسی ارتباط عنصر عشق سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .
2 ) بررسی ارتباط عنصر شهوت سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .
3 ) بررسی ارتباط عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .
بیان مسئله :
عشق و محبت عامل پیوند دهنده ی زن و شوهر و موجب حفظ ثبات آنها می شود . از آن گذشته ، عشق و محبت از کیفیتی برخوردار است که می تواند بسیاری از تنشهای میان زوجها را محو کرده ، برخود محوریها سرپوش بگذارد . البته عشق تنها برای تداوم مناسب زناشویی و احساس رضایتمندی کافی نیست . حفظ پیوند ازدواج مستلزم وجود عوامل دیگری نیز هست که اگر وجود نداشته باشند ، زن و شوهر باید آن را در زندگی زناشویی خود بوجود آورند . عوامل پاسدار روابط زناشویی عبارتند از تعهد ، وفاداری ، صمیمیت ، روابط جنسی ، اعتماد ، تقرب و صمیمیت ، ایمنی پیوندهای عشق و محبت را حراست می کنند . عشق به خودی خود مشکلات را حل نمی کند . اما ، انگیزه ی قدرتمندی برای غلبه بر آنها فراهم می سازد . ( کوآن و کیندر ، 1381 )
آمار سرسام آور طلاق نشان دهنده ی این نیست که مردم امروزی هیچ علاقه ای به ازدواج ندارند ، بلکه این آمار نشان می دهد که توقع بیشتری نسبت به گذشته از زندگی مشترک دارند . زنها و مردها به یک اندازه از زندگی ناراضی هستند زیرا توقعات آنها از ازدواج نسبت به قبل افزایش یافته است ، ما به زندگی سرشار از عشق و علاقه نیاز داریم ما به محبتی دائمی از یک فرد کاملاً استثنایی و منحصر به فرد نیاز داریم . ( همان منبع )
بنابراین ، نیاز به مطالعات علمی در باب عشق و رضایت زناشویی بسیار مهم می نماید . لذا محقق سئوال تصمیم بر آن گرفته تا به بررسی سئوال اصلی پژوهش یعنی آیا بین رضایتمندی زناشویی و سبکهای عشق در زنان متأهل خانه دار 30 تا 40 ساله شهر تهران رابطه وجود دارد بپردازد .
فرضیه ها :
1 ـ بین عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .
2 ـ بین عنصر شهوت سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .
3 ـ بین عنصر تعهد سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .
تعریف واژه ها
تعاریف مفهومی
تعریف سبکهای عشق :
روابط صمیمانه سه عنصر فعال دارد : تعهد 1 ، صمیمیت 2 و شهوت 3 . وجود یا عدم وجود هر یک از این عناصر است که ماهیت روابط صمیمانه را معین می کند . حال به توصیف سبکهای مختلف عشق می پردازیم :
علاقمندی که مستلزم صمیمیت است اما تعهد یا شهوت در آن وجود ندارد .
دلباختگی 1 عاشق شدن در اولین نگاه است . در دلباختگی شهوت وجود دارد ولی این رابطه آنقدر عمیق نمی شود که درآن تعهد و صمیمیت ایجاد شود .
عشق تهی2 بدون صمیمیت و شهوت است . عشق تهی در روابط کسل کننده ایی وجود دارد که زوجین بی حوصله یا صرفاً به علت نداشتن اعتقاد به طلاق در کنار هم می مانند .
عشق خیالی 3 که ترکیبی است از میل جنسی و صمیمیت ، رابطه ایی عمیق بدون تعهد است .
عشق ابلهانه4 ، عشق هالیودی است . زن و مرد دیوانه وار عاشق همدیگر می شوند ، بدون شناخت واقعی از یکدیگر ازداوج می کنند .
عشق رفاقتی 5 ، صمیمیت و محبت توام با تعهد بدون شهوت است . این عشق رابطه ای دوستانه و طولانی مدت است . عشق رفاقتی ، عشق افلاطونی یا زناشویی صمیمانه بدون میل جنسی است .
عشق کامل 6 رابطه ایی ایده آل شامل شهوت ، تعهد و صمیمیت است . ( کلینکر، 1383 )
تعریف رضایت زناشویی :
احساسات عینی از خوشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر هنگامیکه همه جنبه های ازدواج آنها را در نظر می گیرند . ( هاکنیز ، 1986 ، به نقل از اولسون 1989 )
تعریف ازدواج :
در قانون ، ازواج یک قرارداد تلقی می شود :« اتحاد داوطلبانه یک مرد و زن برای تمام عمر» . ( پورافکاری ، 1373 )
تعریف عشق :
تعریف عشق به صورت دقیق بسیار مشکل است . رادو[1]عشق را واکنش هیجانی مستمر نسبت به یک منبع لذت معلوم تعریف کرده است .
( پورافکاری ، 1373 )
تعریف شهوت [2] :
در نظریه فرویدی به مجموعه غرایز نگاهدارنده زندگی گفته می شود . ولی در پژوهش حاضر ، به احساسی که به طور اختصاص از آلت تناسلی بر می خیزد یا به طور کلی برانگیختگی جنسی گفته می شود . ( پورافکاری ، 1373 )
تعریف عملیاتی
تعریف سبکهای عشق : سبکهای عشق عبارتست از نمره ایی که فرد در آزمون عشق استرنبرگ[3] کسب می کند .
تعریف رضایت زناشویی : عبارتست از نمره ی بدست آمده ی فرد در آزمون رضایت زناشویی (ENRICH ) که نشانگر رضایت نسبی زناشویی نسبی و متوسط به بالای فرد می باشد .
مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد پژوهش
1ـ تعریف عشق
2 ـ مراحل عشق
3 ـ تعریف رضایت زناشویی
4 ـ عوامل موثر بر رضایت زناشویی
5 ـ باورهای موهوم درباره ازدواج و عشق
6 ـ تغییر باورها
7 ـ معیارهای انتخاب درست همسر
8 ـ چگونه دختر و پسر جذب یکدیگر می شوند
9 ـ واکنش ها و پاسخهای جنسی انسان
10 ـ فواید کلی ازدواج
11 ـ نظریه های عشق
نظریه آبراهام مزلو
نظریه اریک فردم
نظریه استرنبرگ
نظریه افلاطون
نظریه ویکتور فرانکل
نظریه سالیوان
نظریه فروید
نظریه کارن هورنای
نظریه کاپلان و سادوک
عشق افلاطونی
12 ـ نظریه های ازدواج و رضایت زناشویی
نظریه اریسکون
نظریه ی تحلیل رفتار متقابل اریک برن
نظریه رضایت زناشویی الیس
نظریه مبادله ی اجتماعی نای
اسلام
ب : بررسی تحقیقات انجام شده
1 ـ پژوهش های داخل ایران
2 ـ پژوهش خارج از ایران
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 273 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 374 |
تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است.
پیری اجتماعی مترادف واژه هایی نظیر: طرد اجتماعی، از کارافتادگی، انزواطلبی و یا عدم توجه و حمایت خانواده، مسئولین وسایر افراد جامعه نسبت به فرد و یا گروه خاصی از اجتماع میباشد. در این تحقیق بیشتر مفهوم طرد اجتماعی مدنظربوده است ، که رابطه آن با متغیرهایی از قبیل: سن، وضعیت تأهل، درصد جانبازی، تعداد سالهای خدمت در جبهه و … سنجیده شده است. در این راستا سوالات تحقیق نیز عمدتاً مربوط به نوع یا میزان رابطه این مفاهیم با میزان و سطح طرد شدگی اجتماعی جانبازان از صحنههای سیاسی- اجتماعی می باشد.
جمعیت نمونه این تحقیق حدود 150 نفر از جانبازانی است که از نواحی مختلف شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی ساده و سیستماتیک به طور تلفیقی انتخاب شده اند.
روش پژوهش با توجه به معیارهای کلی از نوع مقطعی، توصیفی و در برخی محورها بصورت تبیینی بوده و در چارچوب ابزارهای غالب از روش اسنادی وپیمایشی به صورت همزمان، بهره گرفته هم چنین فن پرسشنامه تؤام با مصاحبه عمقی به عنوان ابزار تکمیلی استفاده شده است. پرسشنامه شامل 30 سؤال باز و 2 سوال بسته در دو بخش شناسایی و طیفی (لیکرت) تدوین گردیده است. پس از جمعآوری اطلاعات با بهرهگیری از روشهای آمار توصیفی و استنباطی همراه با آزمونهای کای اسکوئر[1]، وی کرامرز[2]. دیسامرز[3] و رواسپیرمن[4]، یافتهها در قالب 17 جدول یکبعدی و 16 جدول دو بعدی ارائه شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که 60 درصد جمعیت نمونه دارای پیری اجتماعی زیادی بوده است. جالب توجه آنکه موضوع مورد بررسی با متغیرهایی نظیر: میزان مزایا، امکانات هنگام جنگ یا قبل از آن، میزان ساعات تنهایی و قضاوت جامعه، رابطه معنادار و مستقیمی داشته است. یعنی با کاهش یا افزایش متغیرهای مذکور، پیری اجتماعی نیزهم جهت با آنها تغییر می یابد.
پیری پدیده ای است جسمانی اما عوامل اجتماعی می تواند در تسریع آن موثر افتد. بدین معنی که چیزی از خارج بر فرد تحمیل شده و ناراحتی های جسمانی و روانی را برای شخص در پی دارد. بدین ترتیب می توان اذعان نمود که پیری امری نسبی بوده و در آن علاوه بر شاخص جسمانی، عوامل روانی و اجتماعی نیز، موثر می باشند.
چنانچه پیری را مسامحتا با دید اجتماعی بررسی نمائیم، در اینصورت دریچه ای فراخناک به پهنای تاریخ زندگانی انسان بر روی کره زمین در پیش روی هر محققی گشوده خواهد شد.
با توجه به وسعت مفهوم پیری در نظرگاه اجتماعی، این پدیده میتواند گربیان گر اقشار کثیری از جامعه گردد. یکی از گروههایی که این پدیده در مورد آنها به وقوع پیوسته، قشر جانباز می باشد. با عنایت به اینکه، جانبازان در کشورما گروهی هستند که به منظور دفاع از مرز و بوم کشور بذل جان نموده و در عین از دست دادن بخشی از سلامت جسمانی خود، از لحاظ ویژگی های روحی و روانی نیز دستخوش تغییراتی گشته اند، لذا در پژوهش حاضر این قشر ایثارگر که در معرض آسیب بیشتری بوده اند مورد توجه قرار گرفته اند. بنابراین با توجه به مفهوم پیری اجتماعی می توان گفت: این پدیده در قشر جانبازان، افرادی را شامل می شود که علی رغم از خودگذشتگی شان در دفاع و یا ارتقا کشور،جامعه آنها را به وادی فراموشی سپرده و مورد بی مهری قرار داده است که از عوارض آن : انزوا، گوشه نشینی، احساس تنهایی می باشد.
براین اساس به پیرامون اهداف تحقیق، اهمیت موضوع، فرضیات و محدوه مطالعه پژوهش پرداخته شده از آنجا که پژوهش حاضر، تجربه ای دو سویه است ،امیدواریم برای خوانندگان نیز متقابلا رضایت بخش باشد.
توجیه علمی مسئله
موضوع: پیرانشناسی اجتماعی[5]
عنوان: بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی بین قشر جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383).
توجه به یک مسئله اجتماعی از آگاهی جامعه، پیرامون وجود آن موضوع در نظام اجتماعی سرچشمه میگیرد، از اینرو کلام آغازین مادر طرح مسئله تحقیق از رابطه فرد و جمع و جداییهای آنها شروع میشود و به ما اجازه میدهد که حداقل طرح کلی یک مشکل نظری اساسی را مشخص کنیم. بر این اساس پرسشی که به عنوان سوال پایه مدنظر میباشد عبارت است از اینکه: پیری اجتماعی چیست؟
پیری اجتماعی، اگر این تعبیر درست باشد در زمانهای قدیم مشکل تلقی نمیشد یا وجود نداشت بلکه از فراوردههای عصر حاضر است. به طوری که میدانیم واژه پیری تداعی کننده مفاهیم متعددی از قبیل پیری جسمی، پیری قانونی، پیری ریاضی وغیره است همینطور فاکتورهای معینی من جمله ناتوانیجسمی، کاهش یادگیری و تغییرات فیزیولوژیک و مانند آن را به همراه دارد. به نظر میرسد امروزه واژه پیری وسعت، عمق و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است. به تبع آن مفهوم نوینی مطرح میشود که باید به عنوان یک پدیده اجتماعی ساختاری و بالاتر از آن مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد چرا که از یک طرف فرد تا زمانی وجود دارد و مطرح است که برای نظام اجتماعی کارکردی داشته باشد؛ در غیر اینصورت جامعه او را کنار میزند. از سوی دیگر این نگاه که با کاهش تواناییهای فرد، پیران را از صحنه اجتماع حذف میکنند، در حد تواناییهای بدنی و ذهنیشان در زندگی روزانه، اجتماعی و اقتصادی شرکت نمیدهند، فرصتهای آنان را برای فعالیت در اجتماع کاهش می دهد. در عین حال گوبریوم نیز معتقد است که یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر رفتار فرد در طول زندگی، عوامل محیطی، اعم از پشتیبانی و حمایت اجتماعی نظیر عضویت در گروه، تشکیل خانواده و … میباشد که موجبات پیوستگی و وابستگی به محیط را فراهم میآورد. فردی که به واسطه موانع موجود در اجتماع از داشتن پیوستگی با دیگران محروم میماند در برابر این موانع و محدودیتها تسلیم شده و کنارهگیری از اجتماع را به مبارزه با آن ترجیح میدهد و در اثر گذشت زمان احساس تنهایی بر وی غلبه کرده به عنوان یک پیر اجتماع محسوب میگردد. پس همانطوری که اجتماع فرد را به انزوا میکشاند فرد نیز از مداخله در اجتماع دوری میکند و این امر به یک رابطه متقابل تبدیل می شود.
سوال دیگری که در اینجا مطرح است این میباشد که آیا قشر جانبازان نیز در دسته پیروان اجتماعی قرار میگیرند؟
شاید اگر امروزه فقط از دوران جنگ صحبت کنیم جوانان آن را افسانه و شخصیتهای آن را اسطوره فرض کنند اما واقعیت جنگ فراتر از افسانه و … بود. حقایق و اتفاقاتی در جنگ رخ داد که تمام دنیا را متعجب و شگفتزده کرد اما در داخل از جانب برخی از مردم و مسئولین شاهد تعلل و سستی در جهت پاسداری از این ارزشها بودیم. بنابراین لزوم پرداخت به شخصیت جانباز به عنوان پیر اجتماع ضروری به نظر می رسد!
در فرهنگ واژهها، جانباز به معنای جان باختن است. جان باختن در راه هدف معین و تعیین شدهای که مورد اعتماد جانباز است. اما در فرهنگ معنویات، این کلمه آغاز یک راه است، راهی که انتهای آن تکامل انسان است. جادهی عشق و ایثاری که پر از مشکلات و سختیهاست. در این راه، جانباز نشانهایست از ایثار و حماسه و دلیری و شجاعت و در پایان- مبارزه بی امان با سختیها و مشکلات عظیمی است که تا پایان عمر با صبر و اراده و قاطعیت آنان ادامه خواهد یافت. جامعه کوچک مورد بحث ما زیر مجموعهای است از جامعه بزرگ اسلامی و اجتماعی که درک مصائب و مشکلات این جامعه در راه رسیدن به هدف والایش، برای افراد دیگر جوامع تا حدودی قابل بحث است.
از آن جا که محیط برخورد و زندگی جانبازان، کوچک و محدود است در عصر حاضر این محیط محدود بر زندگی جانبازان تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت و مسائل و مشکلاتی را برای آنان فراهم می آورد.
در رابطه با مسائل و مشکلات پیری اجتماعی در جانبازان متغیرهای زیادی مطرح است اعم از: خصوصیات زمینه ای، وضعیت اقتصادی، حالات فکری و روانشناختی و اجتماعی.
در رابطه با بعد اجتماعی و پیری چنین میتوان بیان داشت که: نگرش های سیاسی ، دیدگاه های مردمی و برخوردهای اجتماعی با جانبازان بسیار حائز اهمیت میباشد. بطوریکه قضاوت ارزشی جامعه در بعضی موارد، شکل منطقی و انسانی نداشته و غالباً در دو حد افراط و تفریط، دلسوزیهای ناخواسته، ترحم ، طرد، عدم پذیرش اجتماعی و بیتوجهی به حقوق فردی آنان قرار میگیرد. و امکان برقراری ارتباطات اجتماعی را کاهش میدهد. در حالیکه ارتباط اجتماعی نه تنها برای فرد جانباز بلکه برای هر انسانی مهم میباشد، هر انسانی دوست دارد در محیط باز و فضای گستردهای با آرامش خاطر زندگی کند، با جامعه بیشتر در ارتباط باشد تا بتواند نیاز اجتماعی خویش را اغنا نماید. یا میل دارد با همه کس به گفتگو نشیند. بنابراین تمام این نیازها و تمایلات در مورد جانبازان نیز صدق پیدا کرده و باید گفت شوق و شور ایشان چندبرابر انسان سالم دیگری است. در حالیکه اگر جانبازی با تمام وجود، احتیاج به تحقیق و شناخت و بررسی داشته باشد و بخواهد به دنبال آنها برود همهی راهها را بر خویش بسته میبیند. اگر هنری داشته باشد و بخواهد به معرض دید افراد جامعه قرار بدهد موانعی پیشپای او قرار میگیرد همینطور نمیتواند به نقاط دور سفر کند و با دیگر مردم جامعه، تماس حاصل نماید. افرادی که به عللی دچار ضعف این برقراری ارتباط میشوند طبعاً نا امید و خسته بر جای میمانند. بدامان دردها و غمهای خویش باز میگردند و غرق در دنیای تفکرات بیسرانجام میشوند. بدین ترتیب قضاوت ارزشی جامعه موجبات کاهش یا افزایش ارتباطات اجتماعی را فراهم میآورد و هر چه ارتباطات فرد با محیط تقلیل یابد بر پیری اجتماعی فرد افزون خواهد شد.
در عین حال عوامل بسیاری موجب از هم گسستگی پیوند این گروه با جامعه میشود و در نهایت تعامل اجتماعی و منطقی، چسب اجتماعی و ادغام آنها را در جامعه با مشکل مواجه میسازد. از طرفی اگر کسی در دریای پرتلاطم و سهمگین درد افتاده باشد، برای ما که در ساحل امن ایستادهایم و واقعیت را نظارهگریم، دردی که بر غریق عارض شده، قابل درک و احساس نیست و تنها خود را شاهد وناظر جریان یک تراژدی مییابیم، که در نهایت، قوة دلسوزی ما را تحریک کرده و بدنبال راه نجاتی برای او میگردیم. جانبازان در حال حاضر شرایط بسیار بدی را میگذرانند به طوری که حتی برای تأمین دارو و سایر نیازهای درمانی خود نیز با مشکلات بسیاری روبرو هستند. از آنجا که شخصیت جانباز در چهارچوب اعتقادات اسلامی و جانبازیهایی که اینان برای حفظ و حراست ناموس ملی داشتهاند شایستة احترام وافر میباشد، به نظر میرسد جامعه وظیفة خود را در باب شناخت و شناسایی ابعاد اخلاقی و عملی جانبازان انجام نداده و دور نیست که مشکلات ناشناختهای آشکار شده و رخ بنمایاند. و اثرات سوء بر عملکرد کلی فرد داشته باشد. چنانچه در بعد روانشناختی ابعاد گوناگون این تأثیرگذاری مشخص میباشد، به عنوان مثال بعد از اتمام جنگ تحمیلی و وجود معلولیتهای ناشی از آن امکان افزایش مسائل و مشکلات روانی در رابطه با جانبازان به طور روشنی وجود دارد. این در حالی است که جامعه سبب شده نقص بدنی در تصویر ذهنی جانباز اثر منفی بگذارد و بالنتیجه ادارک وی را از خویش دستخوش دگرگونی مینماید.
در این رابطه توجه به ، بهبود وضعیت روانی این انسانهای مظلوم که حتی نزدیکترین افراد به آنها نیز، قادر به درک درستی از آنان نمیباشند، لازم می نماید.. ولی چنانچه مشاهده میشود جانبازان به عنوان جمعیت قابل توجهی از افراد جامعه از رسیدگی دولت و مردم به نیازهایشان محروم ماندهاند.
با توجه به مطالب ذکر شده سعی بر آن است که به بسط مفهوم پیری اجتماعی در روند کار بپردازیم.
اهداف پژوهش
برای روشنتر ساختن مسیر حرکت مطالعه و درک اسلوب حاکم بر سایر مراحل پژوهش، آگاهی از اهداف اصلی و فرعی لازم مینماید. به بیان دیگر سخن گفتن از مقصود تحقیق در ابعاد کلان و خرد، روشنیبخش طریق جریان مطالعه میباشد:
هدف کلی:
بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی و دلایل بوجود آمدن آن به منظور شناسایی بهتر و رفع مشکلات ناشی از پیری اجتماعی جانبازان و از سوی دیگر دگرگونی ارزشهای حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان.
با دستیابی به این هدف، امکان طرح و توجه به اهداف ریزتری که در ذیل آمده است فراهم می گردد.
اهداف جزئی:
الف: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات زمینهای از قبیل: سن، سطح تحصیلات، تعداد فرزند، وضعیت تأهل، تعدادسالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان.
ب: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان.
ج: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان.
د: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزشهای جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افراد ذینفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان.
با این وصف مشاهده میشود که روند پژوهش در قالبی کل نگرانه به سوی فهم و دریافت اطلاعات خردتری است که درون آن چار چوب کلی نهفته است. در واقع فراهم آوری دادههایی که پاسخگویی اهداف فرعی تحقیق باشند راه وصول اساسی را هموار مینماید.
در بین مسائلی که جامعه به آن دچار است باید انتخاب و تلاش، برای بررسی موضوعاتی صورت پذیرد که از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند. به عبارتی دیگر « … باید به اهمیت مسئله مورد نظر توجه داشت، تا اگر واجد ارزش و اهمیت کافی نیست برای آن انرژی و وقت و بودجة انسانی بدون جهت تلف نگردد.» (نبوی،(1371)/ ص: 66)
ضرورت و اهمیت هر تحقیقی به فواید نظری و عملی آن بر میگردد یعنی باید از یک طرف به غنا و پیشرفت تفکر مربوط باشد و از طرف دیگر به شناخت واقعیتها و بهبود وضع موجود کمک کند.
الف- ضرورت نظری پژوهش:
در پاسخیابی پیرامون اهمیت موضوع تحقیق حاضر باید توجه داشت که از دوران قدیم نیز بسیاری از افراد سعی در برقراری رابطه انسان و جامعه داشتهاند این امر در دنیای امروز ضرورت بیشتری یافته است زیرا پیشرفتهای بسیار سریع ابزارهای زندگی انسانی بدون در نظر گرفتن عواقب آن موجب شخصی شدن هر چه بیشتر زندگی انسانها شده و انسانها را از هم دور کرده است.
این مسئله در کشورهای جهان سوم نظیر جامعة ایران به نحو بارزی خود را نشان داده است چرا که جامعه ایرانی از یک سو درگیر سنتهای انعطافناپذیر و از طرف دیگر گرایش به پیشرفت دارد. مشکل مذکور به راحتی میتواند انگیزة تنهایی، طرد وحاشیه شدن اعضای جامعه را فراهم آورد. از آن جایی که هر فرد یک جزء از نظام اجتماعی است و همانطور که اگر در بخشی از ارگانیسم یک فرد بیماری پدید آید سراسر ارگانیسم را بیماری فرا میگیرد و نه تنها همان قسمت را، بنابراین اگر یک فرد که جزئی از نظام اجتماعی میباشد و برای برقراری این نظام تلاش کرده و در این راه دچار مشکل جسمی شده است، ناچار به کنارهگیری از جامعه خویش گردد احتمال وقوع این امر برای سایرین نیز میرود.
با توجه به رابطه تنگاتنگ فرد و جامعه، همچنین موقعیت خاص اجتماعی کشورمان، لزوم انجام تحقیقات گسترده در کشورما، بیش از سایر کشورها می باشد و این در حالی است که پژوهشهای بنیادی در این زمینه به منظور شکل گیری تئوری های قابل دفاع، صورت نگرفته و یا تحقیقات در سطح بسیار محدودی بوده است. لذا، ضعف در تئوری ها و وجود خلاهای بارز در چارچوب نظری این پدیده در جامعه ما، لزوم انجام پژوهشهایی از این دست را بیش از پیش آشکار می نماید.
ب- ضرورت کاربردی پژوهش:
پژوهش حاضر از طرفی در پی شناخت مشکلات جانبازان میباشد زیرا این افراد نباید بدلیل مشکلات جسمی در حاشیه قرار گیرند. آنان نه تنها دارای لیاقت انسانی و نیازمند دوستداشتن و محبت کردن میباشند بلکه باید افراد جامعه به جانبازان بیشتر بپردازند ، زیرا آنان نیازمند ترحم نیستند، بلکه باید از ظرفیتهای باقی مانده ایشان حداکثر استفاده برای پیشرفت کشور به عمل آید و در کنار دیگر افراد جامعه فعالانه در کارها مشارکت کنند در این راستا هر گونه برنامهریزی ضرورت دارد تا تواناییهای جانبازان توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. چرا که به نظر میرسد علیرغم توجه لفظی به مسئله جانبازی دیدگاه علمی از ضعف فراوانی برخوردار است.
لذا به دلایل ذکر شده، موضوع پیری اجتماعی برای این رسالة تحصیلی انتخاب گردید.
امید است که در سایة استعانت حضرت حق، مجموعة حاضر با همة نواقصی که در بر دارد قادر باشد گوشهای از ابهامات موجود در چنین بحثی را برای خوانندگان بر طرف سازد و نتایج این تحقیق منبعی برای مراکز علمی قرار گیرد، هم چنین نقطهای برای آغاز تلاش در جهت رفع تبعیضها و اعطای فرصتهای برابر به انسانها باشد.
معادل لاتینی فرضیه[6] از ریشة یونانی به معنای فرض و حدس گرفته شده است. در فارسی معادلهایی چون شرط و فرض یافته است. به طول کلی فرضیه پرسشی است جهت یافته که انسان در برابر یک امر واقع که از قبل برگزیده شده است مطرح میسازد. خواه به منظور بررسی این امر که آیا قوانین شناخته شده در مورد آنها قابل اعمال هستند یا خیر، خواه جهت دستیابی به قوانینی تازه، روابطی نو و یا پیشنهاد تجربههای جدید.
به طور کلی در تحقیقات علی، میدانی، اسنادی و … نقش فرضیه انکارناپذیر است و باید فرضیه را به حق موتور تحقیق دانست. تمامی فرایند تحقیق برای اثبات و یا رد فرضیه صورت میگیرد. هم اثبات و هم رد فرضیه حائز اهمیت است و نباید صرفاً به اثبات فرضیه توجه داشت. (اتسلندر،(1371)/ ص: 27)
فرضیهها به اشکال متفاوت رشد مییابند و در همه آنها یک اصل مشترک است و آن اینکه فرضیه در هر صورت و شکلی که باشد رابطهای است حدسی یا فرضی که موقتاً محققین بین دو یا چند متغیر پیشبینی میکنند تا بعدا این رابطهها را به یک محک تجربه بزنند و اگر تایید شد آن را در قالب علمی و یا تجربی بیان کنند و از تعمیم وجوه مشترک فرضیههای تایید شده به یک تئوری علمی برسند.
منابع اخذ فرضیات در مطالعات تجربی متعدد و متنوع است که عبارتند از:
الف- تجارب شخصی محقق
ب- تئوریها و نظریات مرتبط
ج- استفاده از تحقیقات پیشین.
د- فرهنگ (کاشانی/ ص : 34)
بر خلاف پدیدههای طبیعی، پدیدههای اجتماعی تابع یک علت نیستند و در پی شناخت هر واقعیت اجتماعی و چگونگی شکلگیری آن باید بدنبال فهم سببهای متعدد برآمد. به سخن دیگر پدیدههای اجتماعی (چند سبب) هستند. اصولاً یک بررسی جامعهشناختی همیشه به کمک تعدادی متغیر به شرح مجموعهای از عناصر یا واحدهای مشابه میپردازد. (بودون،(1369)/ ص: 78).
آنچه مهم است ارائه فرضیاتی با ریشههای نیرومند است که اگر ممکن گردد حرکت تحقیق در مسیر راست گونه بوده و از دقت علمی کافی برخوردار شود.
فرضیات تحقیق حاضر در قالب گروه فرضیات به شکل ترکیبی و چند متغیره ارائه شده است.
گروه نخست فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات زمینهای از قبیل: سن، تحصیلات، تأهل و تعداد فرزندان، تعداد سالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه دوم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه سوم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزشهای جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افرادی ذی نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه چهارم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
| دسته بندی | فقه و علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 188 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 73 |
مقدمه:
یا داود انّا جعلناک خلیفته فی الارض فاحکم بین النّاس بالحّق.سوره ص آیه 22.
اسلام دینی جهانی و جامعترین و آخرین آیین الهی است، دین مبین اسلام تنها به بیان احکام عبادی و رابطه انسان با خالق نپرداخته، بلکه در تمامی جنبه های حیات فردی و اجتماعی بشر دارای مکتب و روش و احکام خاص خود می باشد.
به سخن دیگر دین اسلام مجموعه ای به هم پیوسته از بینشها و ارزشها، قوانین و احکامی است که از یک سو با دیدی واقع گرایانه به تبیین نظام هستی و چگونگی عالم خلقت و تعریف جایگاه انسان در این مجموعه پرداخته و از سوی دیگر با وضع مجموعه ای از احکام و مقررات، آدمی را در مسیر رشد و کمال خود مرحله به مرحله و گام به گام هدایت و همراهی نموده است.
جامع نگری اسلام سبب پیدایش و توسعه رشته های مختلف علوم اسلامی گردیده و آن را از دیگر مکاتب ممتاز نموده است.
با توّجه به جایگاه رفیع علم فقه در مجموعه علوم اسلامی و فقیه بعنوان متخصص در این علم که با آموخته های خود به استخراج و تبیین و ارائه احکام شرعی و کلیه دقائق و ظرایف افعالی و رفتاری انسان که برگرفته حکمی از احکام است می پردازد و گستردگی و دامنه علم فقه اعم از سیاسی ـ اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی، فردی، خانوادگی و بطور کلی نیاز انسان را از تولد تا مرگ را شامل می گردد. امور قضایی و چگونگی حل و فصل دعاوی و منازعات مردم که واقعیت انکارناپذیر اجتماع بشری می باشد از جمله مسائلی است که فقه اسلام به تفصیل و بر اساس جهانبینی خود احکام آن را بیان نموده و با نگرش به تحول و تکامل جامعه انسانی و روابط اجتماعی موجب تحوّل و توسعه رشته های مختلف علوم اسلامی و از جمله علم فقه گردیده است.
بی تردید تنها راه باقیمانده برای برپایی مجدد دوباره اسلام در ممالک اسلامی که متأسفانه بشدت تحت نفوذ و سلطة حکومتهای وابسته به تفکرات شرقی و غربی می باشند بازگشت به هویت فطری و اسلامی خود و به کار بستن احکام الهی است.
خوشبختانه مجموعه عوامل مساعد برای ایجاد وحدت بین مسلمانان فراهم است، قرآن بی هیچگونه تحریفی در میان ما، و سنّت پیامبر و احکام و سیره اهل بیت و صحابه راستین آن بزرگوار چراغ راه ماست.
وقتی که سخن از وحدت مسلمین جهان و تقریب مذاهب اسلامی به میان می آید مسلماً منظور آن نیست که یکباره همه فرق و مذاهب اسلامی به کلیه عقاید مذهبی که به دلایل مختلف در عمق باور آنان جای گرفته، پشت پا زده و به یک مذهب و گرایش خاص جدید روی آورند، هر چند نهایتاً حق یکی است و رسیدن به کمال نهایی جامعه انسانی گذر از مسیر چنان وحدتی است، امّا تحقق این آرمان مقدس جز در سایه برخورد سالم آراء و اندیشه های مختلف و بکارگیری عقل و فطرت الهی در انتخاب نیکوترین آن و پرهیز از هرگونه وسوسه نفسانی و القائات شیاطین درونی و بیرونی امکان پذیر نیست.
تعدّد مذاهب، بطور طبیعی نشان از اختلاف مسلمانان در پاره ای از باورهای کلامی و فقهی دارد که این نتیجه طبیعی آزادی اجتهاد و اختلاف انسانها در برداشتهای فکری تحت تأثیر ظروف و شرایط تربیتی است، ولی نباید فراموش کرد که اصول اعتقادی، کلامی، فقهی و اخلاقی ما، وجوه اشتراک بسیار دارد، برخی از علماء مشترکات را تا 95% در امور فقهی و حتّی اعتقادی برآورد می کنند و این امر در مورد امور اخلاقی به صد درصد می رسد.
همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی بر اساس اصول مسلّم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع عملی واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبی و عملی هر یک از مسلمانان به مذهب خود همان وحدت اسلامی است و این شیوه اسلام راستین، بفرموده امام خمینی (ره) " اسلام ناب محمدی" است و هرگونه نغمه ای که ساز شود و موجد کینه و دشمنی بین مسلمانان هم کیش و همدین گردد به دور از روح و فلسفه بعثت انبیاء و برخاسته از توطئه های دشمنان اسلام و استعمارگران حاکم بر جهان است.
هدف:
هدف از انتخاب این موضوع این نکته است که طرح آراء مختلف فقها و مکاتب فقهی نه تنها زمینه و بهانه تشدید اختلافات مذهبی نبوده بلکه برعکس، ارائه تطبیقی نظریات گوناگون فقهی در جوی سالم، کوششی است در جهت یافتن دیدگاههای فقهی مشترک و دستیابی به علل واقعی اختلاف آراء.
عنوان پایان نامه حاضر شرایط قاضی از دیدگاه فقهای اسلامی است که اولاً تناسب آن با رشته تحصیلی و نیز گردآوری اختلاف نظرات مختلف فقهای اسلامی و از سوی دیگر طرح موضوع شرایط قاضی در اسلام بعنوان مسئله روز و مورد ابتلاء جوامعی است که عزم اجرای احکام الهی را نموده اند و می تواند راهگشای نیازمندیهای قضایی گردد.
بدیهی است که گستردگی قفه اسلامی و فراوانی آراء و نظریات فقهاء مانع از آنست تا در ضمن یک رساله مختصر تمام اقوال فقهای شیعه و علمای مکاتب فقهی اهل سنت را جداگانه با ذکر مستندات هر یک ارائه نمود، که چنین کاری مجموعه ای عظیم و حجیم را طلب می کند، لذا شیوه نگارش مطالب بدین ترتیب اتخاذ شده که نخست موضوع مورد بحث بصورت کلی مطرح و آراء فقهاء بر اساس تعدد و تنوع نظریات دسته بندی شده و در همان صفحه و صفحات بعد عین اقوال فقهاء که نظریات ایشان در دسترس بوده ارائه گردیده است و پس از آن مجموعه دلایل و مستنداتی که مورد استناد یک یا چندین از فقها قرار گرفته با رعایت اختصار بیان شده، و در اغلب موارد به ارزیابی و نقد نظریات پرداخته ایم بنابراین چنین نیست که کلیه مستنداتی که در مورد هر نظریه فقهی بیان گردیده مورد قبول و استناد تمامی فقهاء معتقد به آن نظریه باشد، چه بسا مواردی که فقیهی به استناد یکی از ادله نظریه ای را ثابت و معتبر دانسته ولی فقیه دیگری در عین قبول آن نظریه دلیل ارائه شده را کافی ندانسته و مستند دیگری ارائه نموده باشد.
از آنجا که مبانی استنباط احکام شرعی در فقه شیعه با توجه به حجیت احادیث ائمه (ع) متفاوت با منابع اهل سنّت می باشد در اغلب موارد نظریه فقهای شیعه و مستندات ایشان بطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه فقهای مکاتب اهل سنت آورده شده، در انتخاب آراء فقهاء نیز سعی شده است تا معروفترین و معتبرترین نظریات از کتب موجود ارائه شود، تمامی آرائی که مطرح گردیده عیناً از روی متن کتابهای فقهی پیاده شده و در موارد معدودی که نظریه ای به نقل از نوشته دیگری آمده، منبع و مأخذ نقل نیز ذکر گردیده است.
در طول مباحث سعی شده تا توضیح اصطلاحات و واژه های خاص در متن و یا پاورقی آورده شود، و در مسائل مهم به ریشه اختلاف آراء بر اساس دیدگاه اصولی فقهاء اشاره شده است و به تناسب موضوع کوشش گردیده تا رابطه بین شرایط و مسائل روز و نظریات ارائه شده ضمن حفظ امانت در نقل آراء حداقل از طریق طرح سؤال برقرار شود، قبل از ورود به بحث اصلی یعنی شرایط قاضی، مباحث مقدماتی و لازم مبنی بر نگرش اسلام به دادرسی، بررسی واژه قضاء، رابطه دادرسی با وظایف رهبری، چگونگی انتصاب قاضی در زمان غیبت نزد شیعه و انتخاب قاضی از دیدگاه اهل سنت، ثبوت قضاء و حکم آن در اسلام و راههای اثبات ولایت قاضی بیان گردیده و آنگاه وارد محور اصلی بحث یعنی شرایط قاضی شده ایم، از میان شرایط مختلفی که برشمرده اند سه شرط عدالت، اجتهاد و رحولیت ( مرد بودن قاضی) بلحاظ اهمیت موضوع و طرح آن در شرایط کنونی به ویژه در مورد شرط اخیر با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار گرفته است.
پس از بررسی شرایط قاضی در انتهای مباحث، داوری و حکمیت و شرایط قاضی التّحکیم و تفاوت حکمیت با دادرسی به معنای عام و مصطلح آن بیان گردیده است.
در پایان رساله به معرفی اجمالی اعلام و اشخاصی که نام ایشان در متن و یا پاورقی آمده پرداخته ایم و همچنین تمامی منابعی که مورد استفاده قرار گرفته و مطلبی از آنها نقل گردیده و با ذکر نام کتاب، نویسنده ، مترجم و مصحّح ، موضوع، انتشارات و تاریخ چاپ و تعداد مجلدات در بخش کتابنامه آمده است.
علی ای حال علیرغم مشکلات فراوان و وقت زیادی که مصروف گردیده، با عنایت الهی و راهنمایی اساتید محترم جناب آقای دکتر عظیمی (استاد راهنما) و جناب آقای دکتر کاویانی (استاد مشاور) موفق به گردآوری مجموعه حاضر شده و از این بابت خدای مهربان را سپاس گفته و به حکم وظیفه انسانی و اسلامی صمیمانه از آن عزیزان تشکر می شود.
در پایان ضمن اعتراف و اذعان به نقص و کاستی در بیان مطالب و استدلال و استنتاج مباحث موجود که ناشی از بضاعت مزجاه علمی و زمانی این جانب بوده انتظار غمض عین و پوزش را دارم.
از خداوند متعال توفیق روزافزون تمامی دست اندرکاران و دلسوزان نشر و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی را مسئلت داشته و با آرزوی برقراری حکومت جهانی اسلام به رهبری یگانه عدالت گستر جهان امام مهدی (عج) و اتحاد تمام فرق و مذاهب اسلامی.
بررسی واژه قضاء:
قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.
واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.
عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به " ولایت بر حکم" یا " الزام به حکم" تعبیر نموده اند.
مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:
الف: شهید اول : " ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام" .[1]
ب : شهید ثانی : " القضاء ای الحکم بین النّاس" .[2]
ج : مقدس اردبیلی: " القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً" .[3]
د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه " الحکم بین النّاس" بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [4]
هـ : امام خمینی (ره) : " القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم" .[5]
و: دکتر جعفر لنگرودی: " حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده است خواه امور کیفری باشد یا نباشد" .[6]
ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): "( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی".[7]
ح: " القضاء ... شرعاً ، فصل الحضومات و قطع المنازعات" (حنفی).[8]
لغت شناسان برای واژه قضاء معانی گوناگونی ذکر کرده اند، نویسنده کتب فقهی: " جواهرالکلام" به نقل از اهل لغت ده معنای قضاء را بشرح زیر شمرده است و برای هر یک نیز شواهدی از آیات قرآن مجید آورده:
" حکم، علم، اِعلام، قول، حتم، امر، خلق، فعل ، اتمام و فراغ" .[9]
صاحب کتاب نفیس " وجوه القرآن" با استناد و استشهاد آیات کریمه، کاربرد قضاء را در قرآن بر سیزده وجه دانسته، وی علاوه بر معانی فوق الذکر وجوه دیگری همچون : منیه = مرگ، قتل = کشتن، فصل = جدا کردن و اداء برای واژه قضاء برشمرده است.[10]
آیا واژه قضاء مشترک لفظی است بین معانی ذکر شده؟ چنانکه نویسنده کتاب " بُلغه السالّک" بر آنست[11] یا آنکه قضاء در اصل برای یک یا چند معنای محدود همچون حکم، فراغ و اتمام وضع شده و استعمال آن در دیگر معانی از باب اشتراک در معنا می باشد و اینکه آن معنای اصلی کدامیک از معانی مذکور می باشد و همچنین در بیان رابطه معنای لغوی با معنای اصطلاحی قضاء میان فقهاء اختلاف نظر وجود دارد.[12]
بهر حال مشهورترین معنای لغوی قضاء حکم است که با معنای اصطلاحی آن نیز مناسبت تام دارد.
دادرسی در اسلام :
یافتن تاریخ و مبدأ مشخصی برای توجه بشر به امر دادرسی کار آسانی نیست و می توان گفت دقیقاً از روزگاری که آدمی به زندگی اجتماعی و برقراری روابط ، هر چند به شکل ابتدایی و ساده روی آورد، این واژه نیز در فرهنگ حیات بشری پدیدار گردید، اجتماعی زیستن حتی در ابتدایی ترین نوع خود مستلزم پذیرش محدودیتهایی است که بدون آن برقراری رابطه با دیگران و تشکیل اجتماع امکان ناپذیر است.
محدودیتها خواه صرفاً نتیجه نیاز بشر و حکم عقل و سایر انگیزه های آدمی باشند و خواه حاصل پیام و راهنمایی پیامبران و حاملان وحی الهی، در عمل و اجرا همواره بصورت صحیح و کامل رعایت نشده اند، پایبند نبودن به تعهدات و مسئولیتهایی که لازمه حیات اجتماعی است از سوی برخی از عناصر و ارکان تشکیل دهنده اجتماع یعنی آدمیان و نادیده انگاشتن مرزها و تعرض به حقوق دیگران نیز از بدو پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها آغاز گردیده و تا به امروز ادامه دارد. ( اشاره به داستان هابیل ، قابیل ودرگیری آن دو)[13]
اعتقاد به مبدأ هستی و خدا و تبیین نظام خلقت بر اساس بینش دینی و به دنبال آن پذیرش ایدئولوژی یعنی مجموعه ای از حقوق، تکالیف و مقررات که فرد را در مقابل خود، دیگران و خدای خود متعهد ساخته ، مرزها و محدودیتهای دیگری را فراروی آدمیان قرار داده که تخطی از آن، تعرض به حدود الهی و به همان میزان انحراف و دوری از مسیر تکامل و رشد فرد تلقی می گردد.
ارتکاب گناه، تعرض به حدود الهی و پایمالی حقوق دیگران واقعیتهای انکارناپذیر تاریخ زندگانی انسانند، و به همین دلیل دقیقاً همزمان با پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها و پذیرش بنیانهای اعتقادی و دینی، تمایل و گرایش به داد و دادگری و دادرسی در جامعه انسانی نمودار گردیده است.
بحق می توان گفت انگیزه و حداقل بهانه بسیاری از کشمکشها و جنگ و ستیزهای تاریخ بشری و همچنین فلسفه پیدایش بسیاری از مکاتب فلسفی و مذهبی و نظامهای حکومتی همین گرایش قوی و نیرومند آدمی به داد و دادگری بوده است.
اسلام نیز به عنوان دینی واقع گرا و رئالیست دادرسی را بمثابه مهمترین رکن بقای جامعه و تضمین کننده تکامل حیات بشری در اصول و فروع خویش تعقیب و بدان تکیه نموده است، چشم انداز اسلام از مقولة داد و دادرسی برگرفته از یک اصل بنیادی فلسفی است که نظام هستی را نظام عدل و داد می داند، و بدینسان این مقوله را فراتر از رابطه انسان با انسان می نگرد، و از اینرو در ارزیابی نظام حقوقی اسلام باید به همسوئی آن با نظام خلقت بر اساس اصول جهانبینی اسلامی توجه نمود.
در بیان اهمیت دادرسی در اسلام همین بس که خداوند در کتاب خود فلسفه بعثت و رسالت انبیاء را برپایی عدل و داد معرفی نموده است.( لقد ارسلنا رسلنا با لبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط) [14]
دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیای آنان بوده، و چنانکه در بحثهای آینده، خواهیم نگاشت نه تنها انبیاء شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم و ستاندن حقوق ایشان پرداخته اند بلکه اساساً منصب قضاء در بینش اسلامی از مناصب ویژه ایشان است.
پیامبر اسلام (ص) شخصاً به عنوان قاضی مسلمین به دادرسی همّت گمارده و در مواردی نیز شخصیتهایی همچون علی (ع) و معاذبن جبل را برای انجام این مهم به بلاد اسلامی فرستاده است.
دادرسی از عمده ترین مسئولیتهای خلفا و ائمه و حکام اسلامی بوده، و حتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیز دادرسی از وظایف اولیه فقهاء شیعه در زمان غیبت بوده و ولایت وی در امور قضایی و رسیدگی به مرافعات و مخاصمات و اجرای حدود الهی از جمله مسئولیت هایی است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد، همچنین فقهای اهل سنت دادرسی را از اهمّ وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند.
بدیهی است که بموازات اهمیت و ارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد، شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی را به عهده می گیرد نیز اهمیت یافته و بدین لحاظ در بینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضایی و حل و فصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی و عینی احکام الهی است بدست نا اهل سپرد، بنابراین هرگاه فردی واجد شرایطِ بنیادین قضاء نباشد هر چند از هوش و فراست سرشاری برخوردار بوده و به قوانین و احکام دادرسی آگاهی کامل داشته و بر فنون دادرسی نیز کاملاً مسلّط باشد، گماردن او به منصب قضاء جایز نیست. به همین جهت فقهاء قبل از آنکه آداب و احکام قضاء و چگونگی صدور حکم در منازعات را مطرح نمایند، ابتدا به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند.
تأکید اسلام بر ضرورت اتّصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص، یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام با سایر نظامهای حقوقی جهان بویژه نظامهای معاصر گردیده است،
آنچه که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام گردیده، همان تأکید و توجه به صلاحیت قاضی قبل از دادرسی است در حالیکه در نظامهای دیگر بدون استثناء محور مسائل و احکام حقوقی نفس حکم و قانون است و در حقیقت بحث از شرایط دادرسی جائی در مجموعه نظام حقوقی ندارد. منشاء این تفاوت نیز همسویی و هماهنگی قوانین و احکام اسلامی با مبانی عقیدتی و اصول جهان بینی آن است در اسلام بحث از حل و فصل منازعات و اجرای عدل و داد هرگز مستقل و مجرّد از بحث شرایط و اوصاف کسی که اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرار نگرفته، به سخن دیگر قضاء شرعی و دادرسی اسلامی ماهیتاً دو عنصر تفکیک ناپذیر دارد که نبود هر یک از آن دو مشروعیت قضاء را منتفی می سازد و این دو رکن عبارتند از :
1-اهلیت قاضی از لحاظ احراز شرایط ویژه آن.
2-مطابقت احکام صادره با قوانین الهی، و دقیقاً به همین جهت است که اسلام گفته اند:
" هرگاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هر چند به عدل و داد حکم نماید، گماردن وی به منصب قضاء حرام و قبول او نیز گناه و بردن دعاوی از سوی مسلمانان در محکمه او نیز حرام خواهد بود" .
و عرفوه شرعاً بانه : ولایه الحکم شرعاً لمن له اهلیه الفتوی بجزئیات القوانین الشرعیه علی اشخاص معیّنه من البرّیه باثبات الحقوق و استیفائها للمستحّق.[15]
ترجمه: " و در شرع قضاء را این چنین تعریف نموده اند: ولایت بر صدور حکم است شرعاً از ناحیه کسی که حائز شرایط فتوی است در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین بمنظور اثبات حقوق و بازگرداندن حق به صاحب آن"
حکم مشروعیت قضا در اسلام:
قضاوت و حکم کردن ، شرعاً واجب کفایی است در حق کسانیکه صلاحیت آن منصب را دارند یعنی اگر مثلاً ده نفر صلاحیت آن را داشته باشند ابتدا بر همه آنها واجب است آن را بدست بگیرند ولی وقتی که یکی از آنها پیشقدم شد و آن را بر عهده گرفت از دیگران ساقط می شود و اگر هیچکس اقدام به آن نکرد همه گناه کرده اند.
البته قضاوت در زمان حضور امام معصوم علیه السلام وظیفه خاص امام است ، پس بر امام واجب است که به نحو واجب کفایی یک نفر را در منطقه و محلّی برای قضاوت نصب فرماید، و گاهی قضاوت کردن بالعرض واجب عینی می شود مثل اینکه جز او کسی از اهل قضا یافت نشود و نیاز به او باشد.[16]
با اینکه قضا برای افراد دارای صلاحیت واجب کفایی است امّا برای دو گروه واجب عینی می باشد.
1-کسی را که امام معصوم (ع) امر به قضاوت کرده است.
2-اشخاصی که دارای صلاحیت و واجد شرایط منحصر به فرد باشد.
شهید ثانی (قده) در کتاب مسالک در این باره می گوید: « وظیفه قضا از جمله واجبات کفایی است.» [17]
زیرا نظام نوع انسانی متوقف بر آن است چون ظلم و بیداد از صفات جبلی آدمی است ، پس اجتماع ناگزیر از حاکمی است که داد مظلوم بستاند و دیگر از آن جهت که امر به معروف و نهی از منکر بر این وظیفه مترتّب است. [18]
امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله می فرماید:
اگر چند نفر دارای صلاحیت باشند در صورتی که شخص بخود اطمینان داشته باشد تصدی امر قضا بر او مستحب است.[19]
ملّا احمد نراقی در این باره می فرماید:
قضا واجب است برای کسی که صلاحیت این کار را دارد اگر قاضی متوجه شود نزاعی درگرفته که کسی به دیگری از روی ظلم یا جهل ستم می کند برایش واجب است نزاع را رفع کند زیرا به منزله نهی از منکر می باشد.[20]
در مقام نقد و ارزیابی نظریات ارائه شده در تعریف قضاء توجه به چند نکته که مورد اتفاق نظر همه مذاهب اسلامی است، راهگشا خواهد بود:
1-قضاء ماهیتاً حکم بین مردم است در منازعات و مخاصمات ایشان.
2-قضاء در اسلام یک منصب رفیع دینی و از شئونات حاکم و رهبر اسلامی است.
3-دادرسی در اسلام مشروعیت ندارد جز آنکه بر طبق احکام شرعی صورت پذیرد.
4-قاضی در اسلام دارای شرایطی است که بدون احراز این شرایط ، قضاء او هر چند صحیح و بر حق باشد مشروعیت ندارد.
اقسام قضاء :
در بررسی واژه قضاء گفتیم که قضاء به داوری و دادرسی هر دو اطلاق می شود و بر همین اساس دو نوع قضاء در کتب فقهی مورد بحث قرار گرفته : قضاء تعمیم یا تنصیب، و قضاء تحکیم.
منظور از قضاء تعمیم همان مفهوم عرفی و اصطلاحی قضاء است که قاضی منصوب از ناحیه امام و حاکم اسلامی با شرایطی که در شرع مقرر گردیده برای رفع خصومت و نزاع بر اساس احکام و قوانین اسلام اقدام به دادرسی و صدور حکم الزام آور برای طرفین دعوی می نماید.
قسم دیگر قضاء که درواقع همان حکمیّت و داوری در دعاوی می باشد نیز مورد بحث فقها قرار گرفته که در جای خود تحت عنوان قضاء تحکیم بدان خواهیم پرداخت.
اجمالاً می توان گفت: هرگاه دو یا چند نفر در نزاع خویش راضی به حکمیت و داوری فردی (با مشخصاتی که بعداً خواهیم گفت) گردند، حُکم در چنین موردی را قضاء تحکیم و داور آن را قاضی التحکیم یا محکّم و یا حَکَم نامند.
ناگفته نماند که حکم در قضاء تحکیم نیز باید بر اساس احکام شرعی باشد و قاضی آن نیز شرایط قاضی عام را دارا می باشد و به همین جهت نیز بسیاری از فقهای شیعه تقسیم بندی مذکور را نپذیرفته و تفاوتی بین دو عنوان مذکور از لحاظ احکام و شرایط بویژه در زمان غیبت قائل نمی باشند. و در مقابل دیگر فقهای شیعه و تمامی فقهای اهل سنت برآنند که قضاء تحکیم همواره موضوعیت داشته و دارد.
مشروعیت و ثبوت قضاء در اسلام :
در بینش اسلامی هیچ قانون و حکمی مشروعیت ندارد جز آنکه با استفاده از اصول و منابع احکام یعنی کتاب و سنت[21] ، که مورد پذیرش تمامی فرق اسلامی می باشند و همچنین دیگر منابعی که نزد هر یک از مکاتب فقه اسلامی حجیت دارند[22]، تشریع آن حکم بعنوان حکم اسلامی ثابت گردیده باشد.
از این رو اکثر فقهاء در آغاز بحث قضاء به ذکر دلایل و مستندات مشروعیت قضاء در شریعت اسلام پرداخته اند، گر چه بنظر می رسد با توجه به حتمی بودن وقوع نزاع، جامعه انسانی و ضرورت پرداختن به امر دادرسی برای رفع اختلافات و ایجاد زمینه های سلامت جامعه برای نیل به اهداف والای خلقت آدمیان، و اینکه با این نگرش قضاء شأنی از شئونات رسالت و امامت در دین اسلام ، جایگاه واقعی این بحث در بیان فلسفه خلقت بشر و بعثت انبیاء و امامت اولیاء و به سخن دیگر در مبانی اعتقادی می باشد نه در فروع احکام.
بهر حال جمیع فرق اسلامی ثبوت قضاء در شریعت اسلام را پذیرفته و فقهاء نیز به تعابیر مختلف و با استناد به کتاب و سنت و اجماع، در کتابهای خود بدان تأکید و تصریح نموده اند.[23]
بنا به دلایلی که اشاره شد نیازی به برشماری آیات و روایات و بحث از کیفیت دلالت آنها بر ثبوت قضاء در اسلام نیست و چنانکه شهید ثانی از فقهای بنام شیعه فرموده " قوام و کمال نظام جامعه انسانی بدان وابسته است" [24] و یا به گفته یکی از محققین: " دور از حق نیست که گفته شود: قضاء از ضروریات دین مبین اسلام است که علاوه بر کتاب و سنت و اجماع، عقل نیز بر لزوم پرداختن بدان به لحاظ توقف نظام جامعه بر این مهم ، گواهی می دهد" .[25]
در اینجا تیمنّاَ به ذکر چند آیه و حدیث بی آنکه وارد مناقشات چگونگی استدلال و استناد بدان شویم بسنده می کنیم:
الف ـ آیات الهی :
- ان الله یاءمرکم ان تودوّا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل[26]
خداوند شما را امر می کند که امانتها را به اهلش بازگردانده و به هنگام حکم بین مردم، به عدالت حکم رانید.
- یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض، فاحکم بین الناس بالحق ولاتتبع الهوی[27]
ای داود، ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم پس بین مردم به حق داوری نما، و از هوای نفس پیروی مکن.
- انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله[28]
(ای پیامبر) ما کتاب را بر توبه حق نازل کردیم تا بین مردم بر اساس آنچه خداوند به تو نمایانده حکم نمایی.
- فإن تنازعتم فی شیء فردوّه الی الله والرسول[29]
پس هرگاه در امری بین شما نزاع درگرفت آن را به خدا و رسولش عرضه کنید.
و دیگر آیاتی که در کتب فقهی و آیات الاحکام ذکر شده که طی بحثهای آینده به برخی از آنها اشاره خواهیم نمود.
ب ـ احادیث و روایات:
از سنت نیز روایات متعددی در باب ضرورت قضاء و اهمیت آن و لزوم حکم به عدالت و منع تصدی قضاء برای غیراهل آن فراوان نقل گردیده که در کتب حدیث شیعه و سنی موجود می باشد.[30]
آشتیانی در کتاب القضاء خود بر آنست که روایات در این باب بحد استفاضه (هر گاه انتشار و شیوع یک خبر به حدی باشد که موجب اطمینان نزدیک به یقین بر صحت و درستی آن خبر گردد ولی به حد تواتر نرسیده باشد، این خبر را مستفیض و انتشار و شیوع آن بدین حد را استفاضه نامند.
بلکه تواتر (هر گاه انتشار و شیوع یک خبر به حدی برسد که موجب یقین انسان به درستی آن خبر گردیده و احتمال همدستی راویان آن بر جعل و دروغ منتفی باشد، چنین خبری را متواتر نامند.) رسیده است.[31]
| دسته بندی | کار و امور اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 357 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 73 |
تاریخچه:
امور شهری و رسیدگی به شهرها و به طور کلی هر جامعه مسکونی انسانی از دیرباز مورد توجه بوده است. در گذشته و قبل از پیدایش شهرها و در جوامع کوچک انسانی شاید ریشسفیدان جامعه و یا به اصطلاح «کدخدایان» تمام امور شهری را به عهده داشتند و به علت کوچک بودن جامعه و فضای زندگی موفق به این کار میشدند. البته این کار به صورت ابتدایی و غیر سازمانیافته خود صورت میگرفت.
با گسترش شهرها و تمایل بشر برای شهرنشینی نیاز به چند سازمان مختلف برای رسیدگی به امور شهری که تعداد آن بسیار زیاد و محدوده آن بسیار وسیع است احساس شد. با پیدایش اولین شهرها شهرداریها نیز آغاز به کار کردند که در ابتدا کارشان نظافت شهری و رفت و روب شهرها بوده است و حیطه وظایف آنها بسیار محدود بوده. شاید جالب باشد بدانید اولین شهرداری در دوران پادشاهی هخامنشی در ایران بوجود آمد.
در تهران و پس از پایتخت شدن این شهر به عنوان مرکز ایران، تهران اهمیت ویژهای پیدا کرد و نیاز به مدیریت شهری احساس شد.
در سال 1286 شهرداری تهران با نام سابق« بلدیه» آغاز به کار کرد. و در آن زمان مسئول نظافت شهری و جمعآوری زباله بود اما با گسترش شهر روند روزافزون ساخت و سازها حیطه وظایف شهرداری بیشتر شد.
اهداف و وظایف شهرداری تهران
شرح وظایف فعلی شهرداریها (مصوب سال 1309) بیش از تکالیف جاری شهرداریها بوده و اغلب این وظایف (مانند تأمین آب و روشنایی شهر، نصب و نظارت برگه قیمت اجناس...) با مشارکت یا توسط دیگر سازمانهای دولتی انجام میشود. لکن بخشی از نیازهای جدید و اساسی مدیریت کلان شهرها (مانند کاهش ترافیک و تسهیل تردد شهرها، حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی هوا، خودکارسازی امور شهروندان و ترویج فرهنگ و رفاه شهری) از وظایف مصوب شهرداریها نبوده و هماهنگی و مشارکت دیگر واحدهای ذیربط با شهرداری کلان شهر مصوب و الزامی نمیباشد که ساماندهی و هدایت مطلوب کلان شهر را نامقدور و بعید نموده و بازنگری قوانین فعلی مدیریت کلان شهرها را ضروری مینماید.
اهم وظایف مصوب فعلی شهرداریها در ذیل آمده است:
1-ایجاد توسعه، تنظیف، نگهداری و اصلاح معابر و مجاری آب و فاضلاب
2-پیشنهاد اصلاحات شهری، صدور پروانه ایجاد و اصلاح کلیه ساختمانهای شهر
3-مراقبت و تشریک مساعی در امور بهداشت اهالی (برای جلوگیری از امراض همگانی و دفع حیوانات مضر)
4-تأسیس مؤسسات فرهنگی، بهداشتی و تعاونی و مساعدت مالی به انجمنهای تربیت بدنی و خانه و مدرسه
5-تهیه مقررات صنفی و پیشنهاد آن به شورای شهر و مراقبت در امور اصناف، صدور پروانه کسب اصناف، تعطیلی اماکن بیپروانه و جلوگیری از ایجاد، تأسیس و ادامه کار مشاغل و اماکن غیربهداشتی یا مزاحم
6-اتخاذ تدابیر لازم برای حفظ شهر از خطر سیل و حریق، احداث ابنیه عمومی مورد نیاز شهر (مانند کشتارگاهها، میدانها، باغ کودکان، ورزشگاه، غسالخانه و گورستان و تهیه وسایل حمل اموات)
7-اتخاذ تدابیر لازم برای ساخت خانههای ارزان برای اشخاص بیبضاعت و تشریک مساعی با مراکز مسئول حفظ ابنیه عمومی، آثار باستانی، مساجد و غیره
8-تهیه و تعیین میادین عمومی فروش ارزاق و اتخاذ تدابیر برای فراوانی، مرغوبیت و حسن اداره فروش گوشت و نان شهر و تردد و توقف وسایل نقلیه
9-پیشنهاد برقراری یا لغو عوارض شهر، تغییر نوع و میزان عوارض، برآورد و تنظیم بودجه و متمم اصلاحیه و تفریغ آن و پیشنهاد و اجرای برنامههای عمرانی (با تصویب شورا)
10- انجام دیگر امور مصوب شورای شهر
گسترش شهرتهرانآآ
با روند ساخت و ساز شهری و مهاجرت به شهرها و به ویژه تهران و گسترش کلان شهر بزرگ ایران، تهران به مناطق مختلف تقسیم شد. که در حال حاضر به 22 منطقه تقسیم شده است.
شهرداری منطقه 16 بعد از انقلاب اسلامی آغاز به کار کرد مناطقی از جمله نازیآباد، خزانه بخارائی، جوادیه، علیآباد و ... را تشکیل میدهد.
شهردار این منطقه جناب دکتر صبری هستند که مستقیماً از سوی شهردار تهران منصوب میشدند.
شهرداری منطقه 16 خود به 4 ناحیه تقسیم میشود که هر کدام از این نواحی قسمتی از این منطقه را شامل میشود.
ساختمان جدید شهرداری منطقه 16 در تاریخ بهمن ماه 1385 توسط شهردار محترم تهران افتتاح گردید.
آشنایی مکان کارآموزی
ساختمان شهرداری منطقه 16 در میدان بهمن کنار فرهنگسرای بهمن قرار گرفته است.
این ساختمان بسیار زیبا و نوساز است و از 2 قسمت و 2 ساختمان تشکیل شده ، در ساختمان کوچک کنار ساختمان اصلی دبیرخانه و کارگزینی قرار دارد. در جلوی این ساختمان فضای سبز زیبا و در کنار ساختمان پارک بزرگی واقع شده. قسمتهای مختلف ساختمان اصلی در نمودار زیر آمده است.
نمودار 1-1-قسمتهای مختلف شهرداری منطقه 16 تهران
|
حوزه دفتر شهردار |
طبقه 2 T2 |
اداره آموزش |
حوزه معاونت شهرسازی و معماری |
همکف -0- زیر زمین 1- |
اجرای احکام |
|
حراست |
فناوری و اطلاعات |
اداره بازدید یکسان |
واحد بیسیم |
||
|
مشاورین |
اداره بودجه |
|
|
||
|
معاونت هماهنگی و برنامهریزی |
کارشناس حقوقی |
رستوران |
پارکینگ |
||
|
مشاور شهردار در امور ایثارگران |
اداره حقوقی |
واحد خدمات |
تلفنخانه |
||
|
بازرس |
|
|
موتور پول |
||
|
|
|||||
|
قائم مقام |
طبقه 1 T1 |
حوزه معاونت مالی اداری |
سالن آمفی تئاتر |
زیرزمین 2- |
استخر و سونا و جکوزی |
|
روابط عمومی |
حوزه درآمد و نوسازی |
تأسیسات |
پارکینگ |
||
|
تدارکات |
حسابداری |
|
|
||
|
|
امور قراردادها |
|
|
||
|
|
ممیزی |
|
|
||
آشنایی با فضای کلی محل کارآموزی:
طبقه دوم
حوزه دفتر شهردار:
تشکیل شده از دفتر جناب آقای شهردار، کار ایشان نظارت بر کارها، مدیریت شهری، ایراد دستور، امضاءها و ...
در حوزه دفتر شهردار رئیس دفتر ایشان مشغول به کار هستند که وظیفه ایشان هماهنگی کارهای جناب شهردار است اعم از ملاقاتها، بازدیدها و نامهها و ... همچنین منشی ایشان برای پاسخگویی به تلفن دریافت پیامهای شهردار و با هماهنگی شهردار پاسخگویی به پیامهاست.
اداره آموزش
اداره آموزش مسئولیت مهم و بسیار کارساز آموزش حین خدمت کارمندان و کارکنان شهرداری را برعهده دارد. در بحث روانشناسی صنعتی و سازمانی بحث آموزش حین خدمت بسیار مهم است و در بالا بردن بهرهوری و تخصص کارکنان، فعالیت مهمی محسوب میشود.
حراست
کارمندان حراست مسئول نظارت بر رعایت قوانین اداری و همچنین رعایت
شئونات اسلامی و تخلفات کارمندان میباشند.
فناوری و اطلاعات
قسمت فناوری اطلاعات قسمتی است که طراحی سایتهای اینترنتی و بروز کردن اطلاعات داخل سایت و هماهنگی تمام شبکههای قسمتهای مختلف اداری شهرداری را عهدهدار است. تأسیس سایتهای جدید و گرفتن اطلاعات از سایتهای دیگر از وظایف این قسمت است.
مشاورین
گروه مشاورین همان طور که از اسمش برمیآید کار مشورت دادن به ارباب رجوع در تمام موارد مربوط به شهرداری را دارد. مشورت در امور ساخت و ساز، مرمت، جواز، پایانکار و ... را عهدهدار هستند.
اداره بودجه:
اداره بودجه مسئول حساب کردن بودجه مورد نیاز شهرداری درخواست این بودجه و تقسیم این بودجه به قسمتهای مختلف و همچنین نحوه استفاده از این بودجه را دارد. همچنین این اداره مسئول تصویب بودجه برای قسمتهای مختلف نیز میباشد.
معاونت هماهنگی و برنامهریزی:
این معاونت به عنوان یکی از معاونین شهردار مسئول هماهنگی و برنامهریزی کوتاه، میان و بلندمدت را عهدهدار هستند. این اداره بعد از برنامهریزی برای یک دوره کاری مسئول هماهنگی برای اجرای این برنامهها هستند.
کارشناس حقوقی و اداره حقوقی:
این اداره که از کارشناسان حقوقی و حقوقدانان در امور شهرداری و شهرسازی تشکیل شده مسئول رسیدگی به مسائل حقوقی و موانع پیش روی شهرداری در اجرای برنامهها و طرحها میباشد. در واقع این کارشناسان وکلای شهرداری به حساب میآیند. موانع حقوقی و احقاق حق توسط این کارشناسان انجام میشود.
مشاور شهردار در امور ایثارگران:
این واحد کار رسیدگی و مشاوره در امور ایثارگران که در شهرداری کار میکنند و یا ارباب رجوع که خود از ایثارگران است و مشکلی دارد که توسط شهرداری حل میشود را دارد. این واحد رسیدگی به کارهای خانوادههای شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان را عهدهدار است.
بازرسی:
این واحد برای نظارت و بازرسی در امور شهرداری منطقه 16 توسط شهرداری مرکز تعیین شده. وظیفه این واحد نظارت و بازرسی و برخورد با تخلفات و همچنین گزارش تخلفات به شهرداری مرکز میباشد.
طبقه اول:
قائم مقام
نفر دوم بعد از شهردار قائم مقام منطقه میباشد که برای کمک به شهردار و همچنین در غیاب شهردار کارهای ایشان را انجام میدهد.
روابط عمومی
روابط عمومی شهرداری منطقه 16 در طبقه اول قرار دارد که این واحد گرفتن پیامهای 1888 که پایانه ارتباط با مردم شهرداری تهران هست همچنین بررسی مشکلاتی که مردم با تلفن 137 شهرداری مطرح میکنند، گرفتن پیشنهادات و انتقادات و نظرات مردم، گرفتن فکس و ابلاغیهها و انتقال آن به واحدهای مربوط و اطلاعرسانی برای مردم و کارکنان است.
تدارکات
واحد تدارکات هم در طبقه اول است که وظیفه ارائه خدمات به کارکنان را عهدهدار است.
حوزه معاونت مالی و اداری
تمام امور مالی و اداری از جمله دادن حکم عزل و نصب و استخدام و کارهای اداری را دربرمیگیرد که سازمانهایی چون درآمد و نوسازی و ممیزی و حسابداری را در زیرمجموعه خود دارد.
حسابداری
کار حسابداری ،رسیدگی به حسابهای اداره میباشد.
طبقه همکف
حوزه معاونت شهرسازی و معماری
در حوزه معاونت شهرسازی کارهایی از قبیل: بازدید ملک برای صدور پایانکار، تشخیص میزان خلافی، تعیین جریمه برای خلاف در ساخت و ساز، صدور جواز برای ساخت و ساز، بازدید از محلهای در حال ساخت، تعیین سلامت ساخت و ساز، تعیین محدوده شهری و نوع معماری و حفظ آن، و نظارت بر رعایت طرح تفضیلی مصوب در شهرداری و ... میباشد، که حدود 33 کارمند در آن مشغول به کار هستند که اکثر آنها دارای مدرک کارشناسی هستند.
اجرای احکام
همان طوری که از اسم این واحد مشخص است این واحد وظیفه اجرای احکامی که توسط کمیسیون ماده 100 مصوب میشود را دارد. وقتی ملکی دارای خلافی باشد که این خلاف قابل بخشش نباشد یا مخالف طرحهای شهرسازی باشد این خلاف ساختمانی به کمیسیون ماده 100 ارجاع داده میشود و این کمیسیون یا رأی به تخریب و یا پلمپ و یا جریمه میدهد که اجرای این رأی و احکام وظیفه واحد اجرای احکام است.
اداره بازدید یکسان
این اداره مسئول بازدید برای تمام واحدهای شهرداری است. درگذشته هر واحد برای خود و به طور مجزا بازدید انجام میداد و این کار هزینه و وقت زیادی میطلبید، با بوجود آمدن این واحد، بازدید به صورت یکسان برای تمام واحدها انجام میگیرد.
واحد بیسیم
واحد بیسیم شبکه بیسیم شهرداری را زیرنظر دارد. شهرداری از ارگانهایی است که اجازه استفاده از بیسیم را دارد.
زیرزمین 1-
در این طبقه رستوران، پارکینگ، واحد خدمات و تلفنخانه میباشد که نیاز به توضیح نحوه کار این واحدها نیست.
زیرزمین 2-
ر این طبقه سالن آمفیتئاتر، استخر، سونا و جکوزی، تأسیسات و پارکینگ قرار دارد.
لازم بذکر است کمتر از یکسال از افتتاح ساختمان شهرداری منطقه 16 میگذرد و این ساختمان بسیار مجهز و به روز است و به رضایت ارباب رجوع و کارمندان کمک میکند.
|
نمودار 5-1
تعداد پستها
|
حوزهها |
تعداد پستها |
|
حوزه دفتر شهردار |
15 |
|
مالی و اداری |
66 |
|
شهرسازی |
44 |
|
فنی و عمرانی |
22 |
|
ترافیک |
19 |
|
خدمات شهری |
81 |
|
هماهنگی |
16 |
|
اجتماعی |
6 |
|
پست جانبازان |
3 |
|
جمع |
272 |
نحوه استخدام:
برای استخدام کارمند در شهرداری تهران هر منطقه و ناحیه یا واحدی که به نیروی انسانی نیاز دارد درخواست خود را به شهرداری مرکز ارسال مینماید. شهرداری مرکز نیز با بررسی این درخواست و لزوم استخدا کارمند جدید با این درخواست موافقت میکند.
معمولاً هر ناحیه یا منطقه شهرداری براساس نیز خود پیشنهاد کارمند هم (با توجه به بانک اطلاعاتی خود) به شهرداری ارسال میکند.
بانک اطلاعاتی کارمند مناطق تشکیل شده از افراد با سابقه یا واجد شرایط برای کار در شهرداری منطقه 16 که تقاضا برای کار در این اداره را دارند. در سالهای اخیر روند استخدام در این اداره بسیار کم و محدود بوده و برای تأمین کارمند از نیروهای قرارداری استفاده شده است.
لازم به ذکر است شهرداری تهران از اداراتی است که درخواست و علاقه زیادی برای کار در این اداره وجود دارد، البته شهرداری برای پستهای تخصصی با مراکز آموزش عالی همکاری خوبی دارد.
البته شهردار تهران توس شورای شهر تعیین میگردد که این شورا توسط رأی مردم انتخاب میشود؛ شهردار هم با توجه به مسیر کاری خود و سوابق شهردار مناطق را گزینش میکند.
مقدمه:
در جهان صنعتی امروز بسیاری از کارگران و کارمندان ناچارند خود را با شرایط نامناسبی که محیط و ابزار مورد استفاده بر آن تحمیل میکند، منطبق و متناسب سازند و با محدودیتهای ایجاد شده گونهای کنار آیند. پیآمد چنین مصالحهای میتواند بسیار وخیم بوده و بر زندگی فرد، تندرستی، ایمنی و فرآوری وی اثری نامطلوب داشته باشد. در چنین وضعیتی انسان از نظر جسمانی یا روانی با نوع کار یا تجهیزاتی که مورد استفاده قرار میدهد و یا در محیطی که در آن زندگی کرده است یا به کار میپردازد تناسبی ندارد. نبود تناسب جسمی، شایعترین عوارض ناشی از کار در جوامع امروزی را یعنی ناراحتیهای اسکلتی، ماهیچهای ایجاد میکند.
بزرگترین آفت نیروی انسانی در دنیای شغلی، استرس است. 80 تا 85% تمام بیماریها علتش استرس است. محیطی که محرکهای فشارزا در آن خیلی زیاد است ایجاد استرس میکند. حداقل 25% مشاغل مردان و 50% مشاغل زنان دارای نوعی فشار هیجانی است. به استرس شغلی در قرن 20 لقب طاعون سیاه را دادند.
هر نوع تغییری در زندگی انسان دارای فشار روانی (استرس) است. به طور کلی در زندگی امروز به دلیل اینکه تغییرات دائمی است اجتناب از فشار روانی یک رویا است پس به جای اجتناب باید فشار روانی را مدیریت کنیم، بنابراین هر شغل نیاز به یک استرس بهینه دارد تا ما را برای زندگی یا کار تحریک بیشتری ایجاد میکند. اگر کارگری بر کار خودش احساس کنترل نداشته باشد این خود منبع استرس است. اگر در محیط شغلی از مقدار بسیار کمی از قابلیتهای افراد استفاده کنیم، این فشار بسیار پائین در نتیجه ایجاد ناکامی مینماید، ناکامی حاصل از این عامل، شدیدترین نوع فشار روانی هم برای فرد و هم برای سازمان است.
تعریف استرس:
پاسخی فیزیولوژیکی، روانی و رفتاری که یک شخص جهت وفق دادن به فشار داخلی و خارجی میدهد، استرس نامیده میشود. به عبارت دیگر، استرس، اجبار به سازگاری با یک تهدید یا با یک چالش است. استرس به معنای فشار روانی است و فشار روانی عبارتست از مجموع واکنشهای غیراختصاصی که تحت تأثیر فشارهای روانی گوناگون در ارگانیزم ایجاد میشود، به عبارت دیگر، وقتی فرد در شرایط و اوضاع و احوالی قرار گیرد که تحت فشار واقع شود یا احساس ناراحتکنندهای به او دست میدهد، عصبی باشد، احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلاتکلیفی باشد میگوییم تحت فشار روانی است. تنشهای عصبی در نتیجه تعارضهای داخلی ناشی از موقعیتهای خارجی مختلف به وجود میآید. کلمه استرسزا را میتوان محرک خارجی نامید از دیدگاه پاولفی محرکی که با نیروی تأثیر خود بر ارگانیزم بر دیگر تأثیرات روزمره برتری دارد.
در بحث روشهای فردی برخورد با استرس برخی تیپهای شخصیتی با استرس هماهنگی دارند:
الف) شخصیت سخترو یا پرطاقت:
افرادی هستند که در درجات بالای استرس هم کار میکنند و هم به زندگی خود ادامه میدهند. این افراد دارای 3 ویژگی مهم هستند:
1-کنترل: یعنی باور دارند بر روند زندگیشان تأثیرگذارند و میتوانند دورههای زندگی را اداره کنند.
2-تعهد: معتقدند زندگی دارای معنا و هدف است.
3-چالشانگیزی: معتقدند هر رویداد فشارزا و هر اتفاق در زندگی فرصتی است برای رشد و ارتقاء فردی.
ب) شخصیت خوشبین:
خوشبینی به عنوان یک هیجان مثبت تجربه میشود. خوشبینی در افرادی که شخصیت پرطاقت دارند زیاد دیده میشود و با هیجانطلبی فایدهگرا رابطه دارد، افراد دست به کارهای هیجانانگیز میزنند. خوشبینی در حریم قوانین با خوشخلقی نیز رابطه دارد.
تیپشناسی شغلی هاولند:
هاولند 6 تیپ شغلی را در افراد و به میزان شخصیت آنها معرفی نمود.
1)تیپ اهل کار یا واقعگرا: (Realistic) کد شخصیتی ISTJ
معمولاً کارکردن در یک محیطی که در آن افراد کمتر هستند ترجیح میدهند، به کار با اشیاء علاقمند هستند تا با مردم. از لحاظ توصیف صفت، این افراد: در کار، فعال- مطیع- باثبات- صرفهجو هستند.
این افراد از کارهایی مثل: کارهای یدی (دستی)- تعمیر کردن و ... لذت میبرند.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- مکانیک تهویه هوا 2- مهندسان نفت 3- تعمیرکار رادیو و تلویزیون
4- کارشناس نرمافزار5- مهندس برق 6- جنگلبان
2)تیپ مسئلهحلکن یا جستجوگر: (Investigative) کد شخصیتی INTJ
این افراد کار در تنهایی را دوست دارند و به ویژه از حل مسائل ذهنی و شناخت دنیای مادی لذت میبرندا.
این افراد، تحلیلگر- کنجکاو- درونگرا- دقیق- منطقی و کمحرف هستند.
سرگرمیهای این افراد شامل: بازیهای فکری- دیدار از موزه و گالری- جمعآوریکننده سنگ و تمبر و ... است.
این افراد دارای توانمندیهایی مثل: حل مسائل ریاضی- انجام محاسبات پیچیده- تفسیر فرمول و ... هستند.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- شیمیدانان 2- زمینشناسان 3- پرستاران
4- زیستشناسان 5- آماردانان 6- مهندسان شیمی
3)تیپ خلاق یا هنرمند: (Creative) Artistic کد شخصیتی INFP
این افراد هنری هستند و کار در محیطهای هنری را ترجیح میدهند. در جایی که فرصت، خودابرازی وجود داشته باشد خود را نشان میدهند. از لحاظ توصیف صفات، این افراد: افراد پیچیده (بدون قابل پیشبینی)- عاطفی- نامنظم- پراحساس هستند.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- عکاسی 2- نقاشی 3- بازیگری 4- موسیقی 5- داستاننویسی
6- طراحی (طراح لباس یا دکوراتور داخلی)
4)تیپ امدادگر یا اجتماعی: (Social) کد شخصیتی ENFP
این افراد، علاقمند به رفاه و آسایش دیگران هستند و به مهارتهای جسمانی علاقه دارند، مجابکننده هستند یعنی خوب افراد را به لحاظ شناختی راضی میکنند، با تدبیر و صمیمی و دارای روحیه همکاری و همدلی هستند.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- مشاورههای شغلی 2- عضو هیئت علمی 3- مددکاران اجتماعی
4- مدیران بیمارستان 5- تاریخنگارها 6- مربی ورزش
5)تیپ ترغیبکننده یا متحول: (Enterprising) کد شخصیتی ENTP
این افراد، علاقمند به رهبری، سخنرانی و خرید و فروش در سطح بزرگ هستند. پرانرژی و متکی به نفس و معاشرتی هستند.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- مدیرهای فروش 2- بانکدارها 3- مجریهای تبلیغات
4- نمایندههای بیمه 5- سیاستمداران 6- مسئول روابط عمومی
6)تیپ سازماندهنده یا متعارف: (Conventional) کد شخصیتی ISTJ
این افراد، بهترین تیپ برای کارهای دفتری و مالی هستند. این افراد دقیق- محافظهکار- منظم و سازمانیافته هستند. سرگرمیهای این افراد شامل: شطرنج- ثبت گزارشهای دقیق و ... است.
نوع مشاغل افراد این تیپ شخصیتی شغلی:
1- منشیهای دادگاه 2- دفتردارهای حقوقی 3-کارمندهای دفتری
4- حسابدارها 5- مشاورههای مالیاتی 6-تحلیلگرهای بودجه
علائم استرس در محیط شغلی:
1- بیحوصلگی زیاد 2- سردردهای مداوم 3- خستگی مداوم
4- بیخوابی 5- گردن درد، شانه درد، کمردرد 6- سرماخوردگی مکرر
7- دردهای عضلانی 8- اختلالات معدهای 9- خستگی توأم با نبود خواب
10- ناسازگاری در محل کار 11- افزایش حواسپرتی 12- تمرکز پائین
13- فراموشی محیط کار 14- کاهش اعتماد به نفس 15- کاهش علاقه به کار
16- افزایش فشار خون 17- رفتارهای تند در محیط کار
18- رفتارهای تهاجمییابی تفاوتی
19- زوال حافظه کوتاهمدت و بلندمدت 20- غیبتهای مکرر و بدون دلیل در محیط کار
استرس شغلی
بار وی هم جمع شدن عاملهای استرسزا (محرکی که استرس را به وجود میآورد) و آنگونه وضعیتهای مرتبط به شغل باید دانست که بیشتر افراد نسبت به استرسزا بودن آن اتفاق نظر دارند. برای نمونه یکی از وضعیتهای پراسترس و مرتبط با شغل این است که از یک سو کارگر یا کارمند در معرض خواستها یا فشارهای زیاد در محیط کار قرار بگیرند و از سوی دیگر برای برآوردن این خواستها وقت محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است که چون
نمیتواند پس از انجام آنها برآید با ایرادگیریهای پیدرپی سرپرستاران روبهرو میشود. به بیان دیگر استرس ناشی از شغل، استرسی است که فرد معین برسر شغل معین دستخوش آن میشود.
نشانههای روانی، جسمانی، رفتاری، نشانههای استرس شغلی است.
استرسها میتوانند به صورت مشکلات داخل یا بیرون از سازمان در شخص ایجاد شوند که خود را به صورت، پرخاشگری عدم رضایت از شغل- کمکاری- صدمه زدن به دستگاهها و در آخر اختلالات روحی نشان میدهند.
7-2 اهمیت شرایط استخدامی افراد:
در مورد شرایط استخدامی و اهمیت آن در اقتصاد موج سوم میتوان 10 ویژگی را ذکر نمود:
1-عامل تولید
عامل تولید در اقتصاد موج سوم، دانایی است. منظور از دانایی: داده- اطلاعات- تصاویر ذهنی- نمادها- فرهنگ- ایدئولوژی است.
اولین پیامد دانایی: کاهش هزینه، بالا رفتن کارآیی و تنوع زیاد است.
منظور از کارآیی این است که با تعداد کمتری از افراد همان کار اولی را ولی با هزینه کمتری انجام دهیم.
دانایی، انطباقپذیرترین و چند منظورهترین عامل تولید است.
ارزشهای ناملموس:
در موج سوم، ارزش در کسب تولید و توزیع و به کارگیری دانایی است. ارزش در کمپانیهای بزرگ، به تعدادایدههای داده شده در مغز افراد است.
2- انبوهزدایی:
یعنی تکنولوژی سنتی به تکنولوژی انعطافپذیر- هوشمند و متنوع تبدیل شده است و بازارهای انبوه را به بازارهای ویژه تبدیل میکند.
3- کار:
منظور از کار: مهارت بالا، نیروی ذهنی و تخصص است که اگر مهارت و تخصص هر دو بالا باشد باعث امنیت شغلی میشود. بالا رفتن مهارت منجر به تنوع میشود و برعکس. مهارت بالا تنوع در موج سوم باید به افراد برای بالا بردن مهارت، آموزش داد.
4- نوآوری:
در موج سوم، هدف از نوآوری، بالابردن خلاقیت افراد است. در نظریههای روانشناسی جدید اظهار داشتهانند که خلاقیت، تجلی یک انگیزه است نه تجلی استعداد و همه میتوانند در هر سطحی خلاق باشند اگر بخواهند.
5- مقیاس:
مقیاسهای امروزه، مینیاتوری (عملیاتی- کوچک) هستند و هر چقدر تیم تخصصیتر باشد، سرعت کار را بالا میبرد.
6- سازماندهی:
در موج سوم، به علت اینکه تکنولوژی و نیازهای افراد به سرعت تغییر میکند، سازماندهی باید تغییر کند. پرآوازهترین واژه مدیریت در ارتباط با، ساختار است.