فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است
فروشگاه بزرگ الماس

فروشگاه بزرگ الماس

این فروشگاه اینترنتی آمادگی خود را جهت ارائه انواع فایل های الکترونیک، پروژه های مختلف دانشجویی و صنعتی، کتاب ها و جزوات و دانشگاهی اعلام کرده و در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است

بررسی سروده های امیران اموی در آندلس

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن استوقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کنداندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارددسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره ام
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 123 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
بررسی سروده های امیران اموی در آندلس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه ..................................... 1

فصل اول : تا ریخ آندلس

1-1 آندلس.................................. 3

1-2 فتح آندلس ............................. 3

1-3 از فتح تا برپایی حکومت اموی............ 6

1-4 حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی........ 13

1-4-1 عصر امارت ........................... 13

1-4-2 عصر خلافت............................. 20

فصل دوم : شعر آندلسی

1-2 شعر آندلسی............................. 31

2-2 ویژگی های شعر آندلسی................... 31

2-2-1 شعر موشح ............................ 35

2-2-2 شعر زجل ............................. 36

فصل سوم : شعر امرای اموی در آندلس

3-1 عبدالرحمن الداخل (صقر قریش) ........... 38

3-1-1 اشعار غنایی (احساسی)................. 38

3-1-2 اشعار سیاسی ......................... 40

3-1-3 ویژگی شعری .......................... 43

3-2 هشام بن عبد الرحمن الداخل.............. 44

3-2-1 ویژگی شعری .......................... 45

3-3 الحکم بن هشام (الربضی) ................ 45

3-3-1 اشعار حماسی ......................... 45

3-3-2 غزلیات .............................. 47

3-3-3 ویژگی شعری .......................... 49

3-4 عبدالرحمن الثانی بن الحکم المعروف بالاوسط 50

3-4-1 غزلیات............................... 51

3-4-2 شعر حکمی............................. 55

3-4-3 ویژگی شعری .......................... 56

3-5 محمدبن عبدالرحمن الثانی................ 57

3-5-1 غزل ................................. 57

3-5-2 ویژگی شعری .......................... 58

3-6 عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن الثانی....... 59

3-6-1 غزلیات .............................. 59

3-6-2 زهدیات .............................. 60

3-6-3 هجو.................................. 61

3-6-4 ویژگی شعری........................... 62

3-7 عبدالرحمن الثالث بن محمد الملقب بالناصر 63

3-7-1 ویژگی شعری........................... 65

3-8 الحکم الثانی بن عبد الرحمن الناصر (المستنصر) 66

3-8-1 غزلیات .............................. 66

3-8-2 ویژگی شعری .......................... 67

3-9 محمدبن هشام بن عبد الجبار بن الناصر (المهدی) 67

3-9-1 ویژگی شعری........................... 67

3-10 سلیمان بن الحکم الثانی بن الناصر (المستعین بالله) 67

3-10-1 شعر سیاسی .......................... 68

3-10-2 غزلیات ............................. 68

3-10-3 ویژگی شعری ......................... 71

3-11 عبدالرحمن بن هشام (المستظهر بالله)...... 72

3-11-1 غزلیات ............................. 73

3-11-2 ویژگی شعری ......................... 77

نتیجه گیری ................................ 79

فهرست منابع و ماخذ ........................ 82

ملخص الاطروحه .............................. 86

چکیده انگلیسی ............................. 88

مقدمه

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد.

اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم.

توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذوۃ المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(325ق/963م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(951،1/394).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام.

دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم.

این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است.

فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند.

فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام.

درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد.

1-1آندلس

آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، 1980، 95)

گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، 472-471)

از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،1997، 37)

شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، 1968،1/152،حجی،1977، 35). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام "بهشت سرزمین های اسلامی" یاد کرده اند. (حمیری، 1937، 162).

1-2 فتح اندلس

هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت[1] این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، 1967 ،2/86-85). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر[2]، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، 1959، 52)

مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق[3]با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، 1959، 232)

موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، 1968، 1/107، 111، 117)

در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، 1951، 4/2؛ مؤلف مجهول، 1981، 5)

در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، 1989،5 عنان،1366، 1/37).

بدین منظور در رمضان 91 ق. برابر با 710 م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، "طریف" نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ 1366، 1/38-37).

بدین ترتیب طارق در ماه رجب 92ق. برابر با آوریل 711م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، "جبل الطارق" نام گرفت. (حجی، 1997، 46) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، 1982، 35-34).

طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان 93ق/ ژوئن 712م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، 1989،15).

سرانجام در سال 95ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد.

در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، 1951، 2/20؛ مؤلف مجهول، 1989، 19).

به هرحال، موسی در سال 95ق. برابر با 714م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، 1962، 112)

1-3 از فتح تابرپایی دولت اموی

همان گونه که درفصل پیش اشاره شد عبدالعزیزبن موسی بن نصیر از همان زمان که پدرش موسی در صفر سال 95ق. خاک اندلس راترک گفت، عهده دار امارت این سرزمین شد.

یکی از کارهای عمده ی عبدالعزیز به عنوان نخستین حکم ران اندلس درعصر والیان، ادامه وتکمیل فتوحات این سرزمین ود. اونقاطی از اندلس راکه درزمان پدرش ناگشوده بود، گشود؛ به خصوص درطول ساحل شرقی اندلس وتاشهر بارسلون پیش رفت. دراین منطقه بایکی از نجبای گوت به نام تدمیر پیمان بست وبه مقتضای این پیمان، قلمرو اوتحت نظارت مستقیم حکومت مسلمان درآمد. (مراکشی، 1963، 35؛ سالم، 1971، 31)

سپس برای آرامش اوضاع، سیاست مسالمت وآشتی رادر پیش گرفت. اومردی خیرخواه وبا فضیلت بود. به حکومت نوپا واداره ی آن سامان بخشید وبرای اجرای احکام قانونی وتنظیم اصول مدنیت اسلامی، دیوان تأسیس کرد. تا احکام واصول را به تناسب اوضاع رعایای جدید تنظیم کند. ( ابن اثیر، 1944، 5/8). وشهر اشبیلیله را پدرش موسی به پایتختی حکومت برگزید و او( عبدالعزیز) با همسرش دردیر (سانتا روفینا) ساکن شد واز دیر به عنوان مسجد برای برگزاری شعائر اسلامی استفاده کرد. (مؤلف مجهول، 1989، 20). عبدالعزیز به رقم سیاست مسالمت طلبانه خود؛ نتوانست میان قبیله های گوناگون، وفاق ودوستی پدید آورد وحتی به فروخواباندن شورش های سپاه خود موفق نشد؛ زیرا که بیش از حد مطیع همسرش بود وبه آئین ها وتشریفات سلطنت علاقه مند بود ودر اهداف خودثابت قدم نبود. چنان که برخی مورخان گفته اند: ((وی به سان شاهان گوت، افسر گوهرنشانی برسرمی نهاد وبه یارانش درهنگام باریابی فرمان می داد که برایش به خاک بیفتند.)) هم چنین گفته اند که اوبه مسیحی شدن متهم شده بود وبرای استقرار حکومتی مستقل در اندلس تلاش می کرد. به همین دلیل گروهی از سپاه به تحریک سلیمان – خلیفه اموی – درسال 97ق . درحالی که عبدالعزیز درمسجد اشبیلیه درحال نماز بود، او راپس از یک سال ودو ماه حکومت، به قتل رساندند. (مؤلف مجهول، 1989، 20؛ ابن اثیر، 1994، 5/9).

سپاه اندلس پس از ترور عبدالعزیز و بعد از مدتی که اندلس بدون والی بود ایوب – پسر حبیب لخمی – خواهر زاده ی موسی بن نصیر را به حکومت اندلس برگزیدند او مردی صالح و پرهیزگار بود . (عنان ، 1366 ، 1 / 73)

مهمترین اقدامی که از جانب وی انجام گرفت ، انتقال مرکز حکومت از اشبیلیه به قرطبه بود ؛ زیرا که این شهر از مرکزیت بیشتری برخوردار بود و برای پایتخت مناسب تر بود . اما دوران حکومت او کوتاه بود و فقط شش ماه دوام داشت . (سعدون ، 1998 ، 27 )

اما ازآن جایی که حکومت اندلس تحت اختیار کارگزار آفریقا قرار داشت محمدبن یزید – حاکم وقت آفریقا – پس از مرگ عبدالعزیز بن موسی، اقدام سپاهیان درانتخاب ایوب بن حبیب به امارت اندلس را تأیید نکرد و بلافاصله درذیحجه سال 97ق. حربن عبدالرحمن بن ثقفی رابه امارت آنجا فرستاد (ابن خلدون، 1366، 169)، حربه همراه چهارصد نفر از سران افریقیه وارد اندلس شد. این فرمانروای جدید درآغاز به سرکوبی فتنه هاومنازعاتی که میان عرب ها وبربر درگرفته بود پرداخت ولشکر را اصلاح کرد واوضاع را به نظم درآورد وسراسر کشور را امنیت بخشید. سپس لشکری را آماده کرد ورهسپار شمال شد تا شهرها ودژهای شمالی راکه مسلمانان پیش ازاین تصرف کرده بودند وبار دیگر به دست مسیحیان افتاده بود، باز پس گیرد؛ اما به علت اغتشاشاتی که در قرطبه به وجود آمدلشکر راباز پس خواند. وی مرد ستم کار وسخت گیربود وبه مدت دوسال وهشت ماه دراین کشور حکومت کرد.(عنان، 1366، 1/74- 73)

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال 99ق. درگذشت وعمربن عبدالعزیز به جای وی به خلافت رسید واو سمح بن مالک خولانی را برای اداره اندلس برگزید. (مؤلف مجهول، 1989 ، 30 ) وی مقرر داشت که اندلس به خاطراهمیتی که دارد ایالتی مستقل از افریقیه، بی واسطه، تابع دستگاه خلافت باشد. (عنان، 1366، 1/74) سمح درجنگاوری ومملکت داری مهارت بسیار داشت وبه اصطلاحات جدید مالی وعمرانی پرداخت. پل رومی قرطبه برروی نهر وادی الکبیر که آن رابه نواحی جنوبی اندلس وصل می کرد ویران شده بود؛ به طوری که مردم فقط با قایق، قادر به عبور ازرودخانه بودند. عرب ها برای رفتن از جنوب به پایتخت خود، نیاز شدیدی به یک پل مستحکم داشتند. سمح طی نامه ای به عمربن عبدالعزیز از وی اجازه تعمیر این پل راخواست. خلیفه نیز به وی این اجازه راداد وسمح موفق گردید پل رومی قرطبه را به نحو زیبا ومستحکمی احداث کند. ( مؤلف مجهول، 1989، 31-30). وی علی رغم تلاش هایی که درجهت اصلاح امور کشور انجام داد به سرکوبی یاغیان پرداخت وفتوحات خودرا ادامه داد وشهرهای شمالی اندلس همچون: قرقشونه، وسپتمانیا ونارین را تصرف کرد ودامنه متصرفات راتاجنوب فرانسه ادامه داد وبه علت علاقه ای که به جهاد داشت، طولی نکشید که در روز عرفه سال 102ق پس از پیشروی دردل سرزمین گالیا وپس از نبرد با مسیحیان آن سوی رشته کوه های پیرنه در نزدیکی دروازه های تولوز به شهادت رسید. (ابن عذاری، 1951، 2/26) دراین جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند وارتش اسلام درپرتو تلاش یکی از بزرگان سپاه به نام عبدالرحمن بن عبدالله غافقی توانست عقب نشینی کند. عبدالرحمن که سپاهیان، وی رابه ریاست وفرماندهی خود انتخاب کرده بودند – تمام توان خود رادرراه جمع آوری سپاه پراکنده ی مسلمانان وعقب نشاندن آن ها به کارگرفت تا آن که به اندلس بازگشت ونخستین دوره حکومت او از همین جا آغاز شد.(مونس ، بی تا، 252). اما بیش از چند ماه دوام نیاورد تا آن گاه که عنبسه بن سحیم الکلبی آمد. اورا بشربن صفوان الکلبی – والی افریقیه – برای حکومت اندلس انتخاب کرده بود. وی درماه صفر سال 103 ق. به اندلس آمد وبه تنظیم امور واصلاح سپاه وآماده کردن آن برای غزوات تازه پرداخت ودر اواخر سال 105ق. برابر با 724م. به شهرهای شمالی حمله کرد وبار دیگر از کوه های پیرنه گذشت وبسیاری از دژها را تصاحب کرد ودرسال 107ق. برابر با 725م درهنگام نبرد، به سختی مجروح شد ودیده از جهان فروبست. (عنان، 1366، 1/83). پس از او عزره بن عبدالله الفهری به حکومت رسید وتنها دوماه درآن منصب باقی ماند وپس از یحیی بن سلمه الکلبی به حکومت رسید. وی درماه شوال سال 107وارد اندلس شد ودوسال ونیم درآن کشور حکومت کرد ودرایام او اتفاق یا جنگی که قابل ذکر باشد واقع نشد. ( ابن خلدون، 1366، 3/169؛ عنان، 1366،1/83) این سه نفر مجموعا هفت سال براندلس حکومت کردند ودراین مدت به جانب داری از قبایل کلبی – یمنی برخاستند. حمایت این حکام از یمنی ها طبیعتا نارضایتی وخشم قبایل قیسی رابه دنبال داشت. قیسی ها هم به دنبال فرصتی بودند تا انتقام خودرا از قبایل رقیب بگیرند. این انتظارچندان به طول نیانجامید وبا انتخاب عبیده بن عبدالرحمن سلمی به عنوان حکم ران آفریقا اوضاع حکومت به نفع قیسی ها تغییر یافت. (ابن اثیر، 1994، 5/56) از این به بعد اندلس سال ها شاهد فرمانروایی قیسیان بود. دراین مدت یمنی ها با رنج ها ومصائب سختی مواجه شدند. در خلال این سال ها عثمان بن ابی سعید الحثعمی (شعبان 110- محرم111)، حذیفه بن الاخوض القیسی(ربیع الاول 110 – شعبان 110)،هیثم بن عفیر الکنانی (محرم 111- ذیقعد111)ومحمدبن عبدالله اشجعی (ذیقعده 111- محرم 112) براندلس حکومت کردند. (مؤلف مجهول، 1989، 31). از این عده هثیم چنان بریمنی ها سخت گرفت که موجبات خشم آنان را فراهم آورد وسخت گیری او به حدی رسید که هشام به رقم قیسی بودن خود ، کار هثیم رازشت شمرد وپس از عزل او به شدت کیفرش کرد. (مؤنس، 1959، 170)

از دوران هیثم به بعد، خصومت آشکار وخطرناک قیسیان ویمنیان در اندلس آغاز شد که این خصومت در آینده ای نزدیک، بدترین تأثیرات رابرسرنوشت اسلام در اندلس به جای گذاشت. عبیده بن عبدالرحمن سلمی، حکم ران آفریقیه، پس از عزل هیثم در صفرسال 112 ق.عبدالرحمن بن عبدالله غافقی رابه امارت اندلس برگزید. وی از جنگاوران بزرگ اندلس بود وبیش تر زندگی خود راتا آن زمان در جنگ با دشمنان آن سوی جبال پیرنه گذرانده بود. (مؤلف مجهول، 32 ، 1989) وی سرداری بزرگ بود وآگاهی او از فنون نبرد دربسیاری از جنگ ها به ثبوت رسیده ودر اداره مملکت و فرمان روایی توانا وخردمند وبدون تردید از بزرگ ترین والیان اندلس بود. (زبیب، 1995، 2/80) اودر آغاز فرمان روایی اش به سرزمین های مختلف اندلس سرکشید وکارها رابه نظم درآورد. همچنین درصدد بود تا انتقام خون سمح بن مالک رابگیرد. به همین منظور دراوایل سال 114ق. با انبوهی از سپاهیان به طرف شمال حرکت کرد وپس از عبوراز جبال پیرنه وارد فرانسه شد. او موفق شد درظرف چند ماه، نیمی از جنوب فرانسه را از مشرق تا مغرب تسخیر نماید. (عنان، 1366، 1/92 -91) شارل مارتل – سردار فرانک ها – که این بارخطر راجدی می دید با تدارک لشکری عظیم از تیره های گوناگون چون فرانک ها وژرمن ها به مقابله با عبدالرحمن شتافت. گرچه درآغاز این جنگ، پیروزی از آن مسلمانان بود؛ اما حادثه ای باعث تغییر سرنوشت جنگ شد. گروهی از لشکریان شارل مارتل موفق شدند خود رابه اردوگاه غنایم برسانند ومسلمانان ترسیدند که مبادا همه آن اموال به دست دشمن بیفتدو درنتیجه گروهی برای دفاع از غنایم به تلاش وتکاپو افتادند وبین سپاهیان مسلمان اختلاف افتاد وتلاش عبدالرحمن برای انسجام سپاه به جایی نرسید وخود لحظاتی بعد درجریان جنگ کشته شد وبامرگ او جنگ به پایان رسید. درپایان آن روز، مسلمانان به عقب بازگشتند واین واقعه در تواریخ اسلامی به واقعه ((بلاط الشهداء)) شهرت پیدا کرده علت این نام گذاری آن بود که شمار بسیاری از بزرگان مسلمین وتابعین درآن به شهادت رسیدند. (عبادی، 1978، 84- 83؛ سعدون ، 1998، 37- 34). شکست مسلمانان در بلاط الشهداء وکشته شدن عبدالرحمن دررمضان سال 114ق. کشور رادربحرانی بزرگ فروبرد. زیرا یمنیان با استفاده از مرگ غافقی- رئیس وبزرگ خود – عبدالملک بن قطن – را دراول شوال 114 ق. به حکومت برگزیدند. وی به منظور سرکوب شورشیان عازم شمال شد وپس از سرکوب آنان با عبور از جبال پیرنه وارد بلاد بشکنس (بسکونیه ) شد. (ابن اثیر، 1994، 5/80). او درچندین نبرد زیان های فراوان دید وبه قرطبه بازگشت وپس ازدو سال حکومت درسال 116ق. عزل شد وعقبه بن حجاج سلولی به جای او به حکومت رسید وبه مدت هفت سال حکومت کرد که طبق گفته صاحب اخبار مجموعه قسمت عمده ای از هفت سال حکومت وی، صرف جنگ وکشورگشایی در آن سوی کوه های پیرنه، درجنوب خاک فرانسه گردید.(34- 33). دراین زمان درافریقیه میان عرب ها وبربرها اختلاف افتاد ودامنه این اختلاف به اندلس کشیده شد. شهرهای مارده، طلبیره واسترقه را آشوب فرا گرفت. دراین هنگام عبدالملک بن قطن هم عقبه بن حجاج رااز حکومت عزل وخود با پشتیبانی یمنی ها برای دومین بار به حکومت اندلس رسید. اوبرای سرکوب شورشیان از بلج بن بشیر قیسری – فرمانده لشکر شام – درسبته یاری خواست وبه کمک او بربرها رادر قرطبه وطلیطله درهم شکست. اما پس از چندی بلج بر عبدالملک شورید واو رابه قتل رساند وحکومت اندلس رابه دست گرفت. (مؤلف مجهول، 1989، 44- 42، ابن اثیر، 1994، 5/92).

دراین میان فرزندان عبدالملک در سرقسطه شروع به مخالفت کردند وآماده ی نبرد شدند ودرسال 124ق درجنگی که میان شامیان با بربرها وعرب های اسپانیا در گرفت، بلج به شدت زخمی شد و براثر شدت جراحات وارد شده در گذشت ودر نهایت جنگ به نفع شامیان به پایان رسید. وپیروز مندانه به قرطبه بازگشتند. ثعلبه بن سلامه عاملی حاکم اندلس شد. (عنان، 1366، 1/130- 129). ثعلبه که به مقاومت در مقابل اعراب محلی تصمیم گرفته بود در نظر لشکریانش از محبوبیت زیادی برخوردار بود. (مؤلف مجهول، 1989، 24) با این وصف عرب ها وبربرها وی رادر جنگ شکست دادند و وادار کردند که به قرطبه عقب نشینی کند؛ اما هنگام پراکنده شدن محاصره کنندگان،فرصت را مساعد دید وبه آنان هجوم برد وزنان و تعداد زیادی از رزمندگانشان را اسیر و برده کرد.(عنان، 1365، 1/131)

در اواخر دوره والیان درگیری ها افزایش یافته بود واضطراب وآشفتگی همه جا را فراگرفته بود ومردم به دسته های مختلف تقسیم شده بودند. هر گروه به طور جداگانه ومستقل به امور داخلی رسیدگی می کردند که در این آشوب وبی نظمی، مردی از اعراب جنوب، والی اندلس می شود. او ابوالخطار حسام بن ضرار الکلبی نام داشت. در این هنگام کشمکش میان عرب های قحطانی وعدنانی برای کسب حکومت به اندلس کشیده شده بود. او برای مقابله با این اختلافات هر یک از قبایل را در یکی از شهرهای اندلس جای داد؛ مثلا دمشقیان را به البیره فرستاد؛ فلسطینی ها رابه شذونه واهالی حمص را به اشبیله فرستاد وزمین های وسیع وحاصل خیزی را به آنان داد وتلاش کرد که میان قیسی ها ویمنی ها به تدبیر حکومت کند. (مقری، 1968، 1/237)

اما چیزی نگذشت که با یکی از رهبران بزرگ قیس به نام صمیل بن حاتم اختلاف پیداکرد؛ زیرا متهم بود به این که گرایش بسیاری به قبایل یمنی دارد. صمیل موفق شد تجمع بزرگی از قیس ها و برخی از یمنی ها؛ مثل لخم وجذام – که با امارت ابوالخطار مخالف بودند- فراهم کند واین گروه به جنگ ابوالخطار رفتند ودررجب 127ق. (745م) شکست سختی براو وارد کردند. (دوزی، 1998، 1/146) پس از او ثوابه بن سلامه الجذامی بعد از پیروزی وبه اسارت گرفتن ابوالخطار، وارد قرطبه شد وخود را والی اندلس اعلام کرد. اما فرمان روای او یک سال واندی بیش تر به طول نیانجامید ودر محرم سال 129ق. درگذشت. (سعدون، 1998، 43).

پس از مرگ ثوابه، مردم قرطبه چهار ماه بدون حاکم بودند؛ زیرا یمنی ها خواهان بازگشت ابوالخطار به امارت بودند وقیسی ها بر رهبر خود – صمیل بن حاتم – تعصب می ورزیدند. صمیل هم زیرک تر از آن بود که خود، امارت را برعهده گیرد. او به خوبی می دانست که شمار قیسی های آن سامان بسیار اندک است؛ لذا کوشید امارت به مردی بی طرف پیراسته از تمایلات قومی، دارای اصل ونسب خانوادگی، منسوب به عقبه بن نافع ودارای ارتباطی عمیق با اسپانیای اسلامی واهالی آن واگذار شود. او یوسف بن عبدالرحمن فهری را نامزد این منصب کرد. وی با انتخاب مردم در ربیع الثانی 129ق. (724م ) در قرطبه به امارت رسید. ( ابن قوطیه، 1982، 44)

همان گونه که صمیل می خواست، یوسف بن عبدالرحمن عملاًً حکومت کرد وسیاست دولت را مطابق مصالح ومنافع قیس هدایت کرد. اما چیزی نگذشت که بین این دو، اختلاف افتاد واز یک دیگر فاصله گرفتند. شاید این اختلاف راه را برای ماجراجوی شرق، عبدالرحمن الداخل نیز هموار کرد وبه عصر والیان پایان داد. ( مقری، 1968، 1/328، 327).

1-4 «حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی»

1-4-1 عصر امارت:

این عصر با امارت عبدالرحمن بن معاویه درسال 138ق. شروع شد. ماجرای فرار او از شام وپناه آوردنش به مغرب بسیار شنیدنی وبیشتر به افسانه ها شبیه است. می دانیم زمانی که حکومت امویان در شام به دست بنی عباس سقوط کرد، حکام اموی و وابستگان آن ، تحت تعقیب عوامل دولت جدید قرار گرفته وتارومار شدند. شخصی به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن عبدالملک (دهمین پادشاه خلیفه اموی) از چنگ عباسیان جان سالم به دربرد وبه اندلس گریخت. که بعدها در تاریخ غرب به عنوان عبدالرحمن الداخل به مناسبت ورودش به اندلس، و به صقرقریش به دلیل ماجراهای اسطوره گونه اش در جریان سفر به اندلس مشهور شد. (مقری، 1968، 1/330- 327) وی هنگامی که از شام گریخت به افریقیه که وضعیتی آشوب زده و متشنج داشت رسید ودرآن هنگام تنها آرزویش جان سالم به دربردن از دست مأمون بنی عباس بود. شرایط افریقیه هم امیدبخش نبود؛ چرا که بربرهای آفریقا به علت ستمی که ازعرب ها دیده بودند از آنان به شدت نفرت داشتند. ولی دست یافتن برافریقیه از ذهن آن جوان دلیروحادثه جوی دور نبود؛ زیرا به مدت یک ربع قرن مورد توجه کسانی بود که می خواستند برضد حکومت قیام کنند.(مونس، 1959، 611؛ عنان، 1366، 1/161)

پس از آن عبدالرحمن در سواحل طنجه اقامت کرد ودر این مدت اخبار اندلس وشورش هایی که در آن جا رخ می داد به اطلاع او می رسید. وی در سال 136ق. غلامش بدررا برای تحقیق وکسب اطلاع به اندلس فرستاد بدین ترتیب تماس های سیاسی خود را با والیان و حکام آن جا برقرار کرد. وی در سال 138 ق . با پشت سرگذاشتن ماجراها وحوادثی تلخ وشیرین وارد اندلس شد وامارت اموی را پایه گذاری کرد. (عبادی ، 1978، 78؛ نویری، 2004، 119- 118)

ولی در آغاز کار خود با مشکلاتی مواجه شد؛ زیرا حکام قبلی در به دست آوردن حکومت اسلامی اسپانیا با وی رقابت می نمودند. از این رو عبدالرحمن چند سال سرگرم جنگ های داخلی وسرکوب نمودن شورش هایی بود که در نواحی اندلس برضد او به وقوع می پیوست. در این مدت اندلس در اضطراب و بی نظمی به سرمی برد. آرامش خود را از دست داده بود وجنگ های خانوادگی، وحدت ونظم آن را از بین برده بود. با این وصف او به مرور زمان با پشت کار و سیاست ونیرنگ توانست شورش ها را سرکوب کند ودشمنان خود را یکی پس از دیگری شکست دهد. ( ابن عذاری، 1951، 2/52- 50)

با این حال او از کارهای عمرانی و فرهنگی غافل نبود. جامع قرطبه از یادگارهای دوران امارت اوست که هشتاد هزار دینار برای آن هزینه کرد؛ ولی پیش از پایان یافتنش در گذشت. هم چنین چند مسجد دیگر بنا کرد ودفاتر دیوانی را تدوین نمود. ودر شمال غربی قرطبه قصری برای خود ساخت ونام رصافه را برآن گذارد که این قصر شبیه قصر پدر بزرگ او( هشام) در سواحل فرات بود. (ضیف، 1960، 24) او از جنبه ادبی شاعر بود وشعر نیکو می گفت ونثر را فصیح می نوشت و در نوشتن نامه،قوی دست بود. از شعر او قطعاتی به دست ما رسیده که نشان از قدرت شاعری است . عبدالرحمن بالاخره پس از سی و دوسال وچهارماه امارت در دهم جمادی الاولی سال 172 ق در گذشت.[4] (ابن خطیب، 2003، 2/12)

بعد از وفات عبدالرحمن الداخل، فرزندش هشام در سال 172ق، به جانشینی او انتخاب شد. هشام با این که فرزند بزرگ عبدالرحمن نبود وبرادرش سلیمان از او بزرگ تر بود بنابر وصیت پدرش اندلس فرمانروای اندلس شد . (ظبی، 1989، 1/32). ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ می گوید: (( هشام نشان از دلاوری داشت ودر کار فرمان روایی کار کشته بود؛ از همین روی پدرش اورا به جانشینی خود برگزید.)) (1994، 4/458) . اما دوران فروانروایی اونیز خالی از شورش و ناآرامی نبود . مهمترین این شورش ها توسط دو برادرش سلیمان و عبدالله بلنسی صورت گرفت (ابن عبدربه ، 1953 ، 4/458) . هم چنین در بین سال های 176تا 179ق. برخی از شهرهایی راکه به دست مسیحیان افتاده بود باز پس گرفت و آلفونسو را شکست داد وخسارت سختی بر او وارد کرد. (ابن خطیب، 2003، 2/13) اما علاوه بر از بین بردن این شورش ها وپیروزی او درجنگ ها، یکی از مسائلی که در دوران حکومت هشام رخ داد، وجود وحضور مذهب مالک بن أنس بود. در نتیجه مذهب اوزاعی[5]که تا آن وقت دراندلس رواج داشت، جای خود را به مذهب مالکی[6]داد.(آیتی، 1376، 55) هشام از مذهب مالک تجلیل کرد که این امر به رواج این مذهب کمک نمود. هم چنین در عصر او نفوذ فقها و روحانیون افزایش یافت وبه علت تربیت دینی، احترام بسیاری برای آنان قائل بود وآنان را درامور دولت دخالت می داد. علاوه براین هشام، مجالس علم وادب را دوست داشت وخود نیز شاعر بود. (عنان ، 1366، 1/246- 245)

هشام بن عبدالملک بالاخره درماه صفر سال 180ق (آوریل 797م.) درگذشت وفرمان روایی او هفت سال وهفت ماه وهشت روز یا در گمانی نه ماه و ده روز دوام داشت. (ابن اثیر، 1994، 4/489). پس از هشام، فرزندش حکم به سال 180ق. خلافت را عهده دار شد. اوفردی شجاع، دور اندیش وموفق در نبردهایش بود و توانست آتش فتنه ها رادر اندلس خاموش کند. گروه های نفاق را شکست و کفار رادر همه جا خوار وخفیف نمود. ( مؤلف مجهول، 1989، 113). دوران فرمان روایی حکم اندلس از دوران های حساس وپرآشوب بود که شورش هایی دراین مقطع زمانی اتفاق افتاد.سقوط شهر بارشلونه به دست شارلمان درسال 185ه. اولین شکست حکم بود که به علت این سقوط، مسلمانان پایگاه خود را در شمال اندلس از دست دادند. (ابن اثیر، 1994، 4/49)

از طرف دیگر، برخلاف پدرش دست فقها رادر امور حکومتی کوتاه کرده وآنان را از خود به خشم درآورد که درنتیجه تحریکات آنان شورشی درناحیه ربض (جنوب قرطبه) برپا شد. در جریان این شورش بسیاری از فقها با حکم درافتادند ومردم را علیه او شورانیدند؛ اما سپاهیان هشام بی رحمانه جنوب قرطبه را غرق به خون ساخته وعده ای از مردم رابه دار زدند و20هزار نفر به فارس وعده ای رابه اسکندریه تبعید کردند. (سالم، 1962، 225- 223)

عصر حکم علی رغم آن همه اغتشاشات فتنه ها عصر شکوغایی علم وادب بود وگروه بزرگی از نویسندگان وشعرا وعلما ظهور کردند که مهم تراز همه عباس بن ناصح الثقفی الجزیری بود. (زرکلی، 1992، 2/268)

فرمان روایی حکم براندلس مدت 26سال و یازده ماه طول کشید که درروز پنج شنبه 27ذی الحجه 206ق، درحالی که 52سال از عمرش می گذشت، درگذشت. (ابن عبدربه، 1953، 4/459) پس از حکم به سال 206ه، پسرش عبدالرحمن اوسط به امارت رسید. وی به این خاطر به اوسط معروف شده است که در سلسله حکام بنی امیه در اندلس بین عبدالرحمن اول(الداخل) وعبدالرحمن سوم(خلیفه الناصر) قرار گرفته است. (ضیف، 1960، 27)

عبدالرحمن، کشوری پهناور، وسیع وبا ثبات و آرام را به میراث برد. وی می دانست که کشور را چگونه اداره کند وامور آن را تنظیم نماید. چنان که دستاوردهای تمدنی، علمی وسیاسی اورا هیچ یک از گذشتگان نتوانستند به دست آورند. این وضعیت مرهون وجود وزرا ورؤسای دولتی بود که توانایی ومدیریت خوبشان را در مسائل کشور به ثبوت رسانده بودند (جیوسی، 1998، 1/69). با این وجود در دوران حکومت او در برخی از شهرهای اندلس همانند طلیطله ، ثغر اعلی وجزیره خضرا شورش های متعددی به وقوع پیوست. منطقه تدمیر هم بار دیگر شاهد اختلاف بین قیسی ها ویمنی ها بودکه هفت سال طول کشید. (عنان ، 1366، 1/273)

هم چنین عبدالرحمن در برابر حملات آلفونسو، با مسیحیان به جنگ پرداخت وشورش طلیطله را فرو خوابانید. اما مهم ترین رخداد در اواسط حکومت عبدالرحمن ، حمله ای بود که از سوی نورمن ها یا( مجوسی ها) در سال 229ق./844م علیه سواحل اندلس صورت گرفت. آن ها با کشتی های خودشان به بندر اشبونه حمله کردند وآن جا را اشغال کردند. سپس به اشبیلیه نفوذ کردند ومسجد جامع آن جا را به آتش کشیدند وشهر راغارت کردند. اما سپاه عبدالرحمن به سرعت وارد این شهر شدند وشکست سختی به آنان وارد کردند. این حوادث عبدالرحمن را واداشت تا برای ایجاد ناوگان دریایی اقدام کند وکارگاه های بزرگ کشتی سازی را دایر نماید. (ابن عذاری، 1951، 2/81؛ مقری، 1968 ، 1/354)

وی علاوه بر از بین بردن شورش ها ، خود مردی ادیب بود واز علوم وشریعت وحکمت و فلسفه آگاهی داشت وعلما وادبا را یاری می کرد. (فروخ، 1992 ، 4/100)

عبدالرحمن بن حکم در سوم ماه ربیع الثانی سال 228ه(23سپتامبر سال 852 م ) در سن شصت و دوسالگی پس از سی و یکسال و چند ماه فرمان روایی در گذشت. (ابن عبدربه، 1953، 4/493) بعد از وفات عبدالرحمن، فرزندش محمد در سال 238ق. به امارت رسید. صاحب اخبار مجموعه اورا چنین توصیف می کند))محمد فردی صبور وعفیف بود وهنگام غضب ، خشم خود را فرو می خورد. با نشاط، ادیب وآگاه از حساب وریاضیات بود.)) (1989، 126)

دوره حکومت او برخلاف زمان پدرش،دوره فتنه وآشوب است؛ زیرا هم با دشمنان داخلی وهم با دشمنان خارجی درگیر بود وگروه ها ودسته جات مختلف در اندلس، منتظر مرگ او بودند تا شورش را آغاز کنند. (عبادی،1978، 366)، وی بسیار تلاش کرد تا نظم رابه امور نظامی واقتصادی کشور برگرداند وبرای دست یابی به حل مشکلاتی که برسر راهش بود از وجود فقیهان کمک گرفت واز این طریق به سرکوبی رعایای شورشی و مسیحی قرطبه به جنگ عمربن حفصون پرداخت. (ابن خطیب، 1975، 2/25)

شورش عمربن حفصون خطرناک ترین ودر عین حال فراگیرترین وطولانی ترین شورشی بود که در تمام دوران حکومت اموی اندلس روی داد وبه مدت بیش از نیم قرن دولت مرکزی را به خود مشغول داشت. امیر محمد از سران قبیله ها برای فرونشاندن شورش عمربن حفصون وعبدالرحمن بن مروان جلیقی و قبیله بنی قیس ودیگر قبایلی که سربه شورش برداشته بودند کمک گرفت. (ابن خلدون، 1366، 3/189) وی باوجود اینکه قسمت عمده روزگار را در دفع وسرکوبی یاغیان و انقلابیون داخلی تجاوزات خارجی گذرانده و وقت کافی برای عمران وآبادی در اندلس نیافته بود، با این حال در امر سازندگی اقدامات مهم و چشم گیری انجام داد وتأسیسات زیادی به وجود آورد. او دانشمندان واهل علم را بسیار گرامی می داشت و به مجلس درس آنان احترام می گذاشت. (بدر، 1680، 111)

امیر محمد در پایان صفر سال 273ق.در شصت و هفت سالگی در حالی که سی وچهار سال و یازده ماه فرمان راند، در گذشت.(ابن عبدربه، 1953، 4/461)

پس از مرگ او فرزندش منذر بن محمد در سال 273ق. جانشین او شد. وی در آغاز حکومتش هاشم بن عبدالعزیز – وزیر پدرش – را کشت وبرای محاصره ابن حفصون لشکر کشید ودر سال 274ق، اورا در دژ ببشتر محاصره کرد وهمه دژهایی که از آن اوبودگشود که از یکی از دژها مالاگا بود. (ابن خلدون، 1366، 3/191). هنگامی که محاصره طولانی شد ابن حفصون راه نجاتی برای خودندید. به حیله وخدعه پناه برد وتوبه نمود وازمنذر درخواست امان نمود. منذر هم نامه ای مبنی برامان برای ابن حفصون و یارانش نوشت و اولاد اورا آزاد کرد. اما این کار حفصون نیرنگی بیش نبود و حلقه محاصره را تنگ تر کرد که دراین هنگام حادثه ای غیر مترقبه به یاری ابن حفصون آمد وآن مرگ امیر منذر بود که درسال 15صفر سال275ق. رخ داد. (ابن عذاری، 1951، 2/170). با اینکه دوران حکومت او مملو از آشوب وفتنه بود، در مورد وی سروده اند:

بالمنذر بن محمد صلحت بلادالاندلس(مقری، 1968، 1/352)

پس از مرگ منذر برادرش عبدالله بن محمد در سال 257ق. برمسند حکومت نشست. وی دوران امارت نسبتا طولانی را با شرایط بسیارسخت وادامه سرکشی ها وآشوب های داخل آغاز وپشت سرگذاشت ودر تمام دوران حکومتش اندلس روز آرام وخوشی رابه خود ندید.(زرکلی، 1992، 4/150). ابن اثیر در چند جمله دوران حکومتش راتوصیف می کند: ((در روزگار او آشوب سراسر اندلس ر ا فراگرفت ودر هر سو گردن کشی زمام امور را به دست گرفت واین وضع تا پایان روزگار اوباقی بود.))(1994، 7/145)

صاحب البیان المغرب هم هنگام روی کارآمدن امیرعبدالله راچنین شرح داده است: ((در حالی که خلافت به او واگذار شد، پیمان شکنی بیداد می کرد واختلاف وچند دستگی نظم امور را ازهم گسیخته بود وفضای کشور مملو از نفاق بود ومسلمانان یا کشته می شدند ویا درجنگ و حصار دشمن به سختی روزگار می گذراندند واز ناتوانی وضعف جان می دادند.))( 2/184).

از مهم ترین وقایعی که در دوران این امیربه وقوع پیوست، واقعه مشهور پلای بود که شکست عمربن حفصون در واقعه پلای، آرامش نسبی را برای حکومت قرطبه پیش آورد. ولی باقیام های متعدد سران عرب این آرامش به درازا نکشید عبدالله دو بار دیگر برای سرکوبی ابن حفصون لشکر ولی او با شکست سختی که در جنگ پلای خورده بود ، هم چنان به دست اندازی وتجاوزات خود ادامه دادوبه مدت سه سال اندلس راآشفته و ناآرام نگه داشت. (ابن خلدون، 1366، 3/194)

هم چنین در این زمان شهرهایی چون شنتمریه ، تدمیر و اشبیلیه هم از شورش درامان نبودند. با وجود این شورش هایی که در زمان حکومت وی به وقوع پیوست، عبدالله، مردی عالم وادیب و شاعر بود و به مصاحبت با علما و شعراء دل بستگی فراوان داشت.( ابن حیان، 1973، 5/33)

امیر عبدالله در ربیع الاول سال 300هجری پس از 25سال و یازده ماه حکومت درگذشت. (ابن اثیر، 1994، 4/328)

1-4-2 عصر خلافت:

با پایان خلافت امیر عبدالله بن محمد وآغاز فرمان روایی نوه و جانشین عبدالرحمن سوم، دوران تازه ای در فرمان روایی مسلمین در اندلس آغاز شد. در این دوره عبدالرحمن خود را امیرنامید.

دوره خلافت او طولانی ترین دوره ای بود که امیر یا خلیفه ای بر اندلس فرمان روایی نمود.

عبدالرحمن سوم آخرین شخصیت ممتاز خاندان اموی اسپانیا در 300- 350ق(912- 961م) امارت کرد. صاحب نفح الطیب روی کار آمدن عبدالرحمن را از شگفتی ها می داند. بنا به گفته او عبدالرحمن صاحب اندلس شد، در حالی که جوان بود ونزدیکانش از جمله برادران پدر مقتولش وعموهای پدرش حاضر بودند. وی در حالی که وضعیت اندلس را آشفته و زبان های آتش اختلاف را شعله ور دید، آن شعله ها را خاموش نمود وفتنه انگیزان را برجای خود نشاند. (1/353)

وی با نیروی اراده خویش، دشمنان داخلی وخارجی را پس از یک سلسله نبردهای پی درپی از میان برد وسراسر شبه جزیره را به اطاعت خود درآورده وپایه های حکومت خود را استوار نمود وامنیت وآرامش را برقرار ساخت.(عنان، 1366، 1/440)

هم چنین در روزگار این امیر، ابن حفصون بزرگ ترین انقلابی و شورش گر اندلس، ناگهان تصمیم گرفت دست از مبارزه وخصومت با قرطبه بردارد وبه اطاعت و فرمان برداری از خلیفه گردن نهد. پایان یافتن شورش ابن حفصو،اندلس رابه سوی آرامش واستقراری طولانی سوق داد وپس ازگذشت سه سال از قرارداد صلح، عمربن حفصون در سن 72سالگی پس از یک بیماری طولانی درگذشت. (طیبی، 1984، 2/142)

عبدالرحمن پس از سرکوب شورش ها عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین ولقب الناصرلدین الله رابرخود نهاد ودرصدد برآمد قصر جدید و مقر دولت خود را به شهر جدید التأسیس خود، الزهراء منتقل نماید. (مقری، 1968، 1/388). علت احداث این شهر این است که خلیفه کنیزی به نام زهرا داشت. این کنیزبه خلیفه الهام کرد که آن شهرک عظیم رادر خارج شهر احداث کند؛ زیرا یکی از زنان خلیفه مرده بود ومال فراوانی از او برجای مانده بود. الناصر فرمان داد که آن را فدیه اسیران مسلمان سازند؛ ولی اسیری که بافدیه آزاد شود نیافتند. در این هنگام زهرا گفت تا با آن مال شهرکی بنا کنند وآن را به نام او مدینه الزهراء بنامند. (عنان، 1366، 1/429) این شهر در شمال غربی پایتخت قرار داشت که ویرانه های آن هنوز گواه معماری با شکوه اندلس و توان اقتصادی بیش از حد خلافت است. الناصر، ملاقات کنندگان وسفیران وفرستادگان کشورهای مختلف را در اینجا می پذیرفت.( مقری، 1968، 1/389)

الناصر توجه خاصی به فرهنگ داشت وجانب اهل علم و ادب وهنررانگه می داشت وبا تشویق فرزانگان، موجبات رونق ادبیات وعلوم و فنون را فراهم آورد. کتاب العقدالفرید نوشته ابن عبدربه که دراوایل حکومت الناصر نوشته شد هنوز یکی از منابع اصلی فرهنگ عربی به حساب می آید. الناصر درسال 330ق. (942 م) لغوی برجسته، ابوعلی قالی را به کشورش دعوت کرد و وجود او باعث شد تا زبان و صرف و نحو عربی بار دیگر در اندلس جلوه خاصی پیدا کند. پس در یک جمله می توان گفت که حکومت عبدالرحمان الناصر در تاریخ اندلس درخشان ترین حکومت در هرزمینه ای بود. (جیوسی، 1998، 1/84)

سرانجام خلیفه عبدالرحمان سوم بعد از نیم قرن فرمان روایی بر قسمت اعظم اندلس در روز اول ماه رمضان سال 350ق در گذشت. [7](ابن خطیب، 1975، 3/355)

بعد از مرگ الناصرلدین الله، فرزند ولی عهدش حکم المستنصر بر مسند خلافت نشست.اودر دوران فرمانروایی پدرش به انتظام امور کشور وبه تدبیر و عدل وداد مشهور شد. (گوستاولوبون، 1334، 489)

از این رو زمانی که به خلافت نشست در امور کشورداری تازه کار نبود وچون درایام حکومت پدر کارهای خطیری انجام داده بود، اکنون بر کارها به خوبی تسلط یافته بود. در واقع ایام حکومت وی را بهاراندلس خوانده اند. (عنان، 1366، 1/478- 475)

حکم مستنصر علاوه بر این که اقتدار زمان پدرش را حفظ کرد، سلاطین مسیحی راکه مرگ او را مغتنم شمرد و شیوه تجاوز به اراضی اندلس رادر پیش گرفتند وبه شدت تنبیه کرد.(سعدون، 1998، 135) وی در مغرب نیز بر فاطمیان وقبایل طرفدار آن حمله کرد وفکر تجاوز را از سر آنان دور کرد. هم چنین بانورمن ها که سربه شورش برداشته بودند نیز به جنگ پرداخت و تمامی سواحل را ایمن گردانید (مقری ، 1968 ، 1/385 ). علاوه بر خاموش نمودن این شورش ها ، عصر او از اعصار درخشان تاریخ اندلس بود زیرا در عصر او علوم و ادبیات شکوفا شد .

حکم خود دوست دار علوم بود واهل علم را محترم می داشت. در قرطبه کتابخانه ای عظیم تأسیس کردکه از حیث وسعت وتنوع کتاب هایش یکی ار بزرگ ترین کتابخانه های قرون وسطی بود. آن قدر کتاب جمع آوری کرد که هیچ پادشاهی پیش از اونکرده بود. شماره فهرست هایی که نام کتاب ها درآن بود چهل وچهار دفتر بود وهر دفتری پنجاه ورق داشت که هم نام دیوان شاعران بود (ابن ابار، 1963، 1/203؛ عنان، 1366، 1/495). او از هر سوعلما را به دربار خود جلب می کرد وبرای خرید کتاب ، بازرگانان را به اطراف می فرستاد. وی مال فراوان به آنان داد وآن قدر کتاب به اندلس آورد که سابقه نداشت. یک نفر را نزد ابوالفرج اصفهانی، مؤلف کتاب ((اغانی)) فرستاد وهزار سکه طلا داد. او نیز پیش از آن که کتابش در عراق عرضه شود، یک نسخه از آن را برای حکم فرستاد.وی علاوه بر اغانی کتابی را که در انساب بنی امیه نوشته بود ، برای او فرستاد . هم چنین ابوعبدالله الخشنی بعضی از کتب خود از جمله کتاب القضاه بقرطبه را به او هدیه کرد . مطرف بن عیسی الغسانی کتاب خود به نام المعارف فی اخبار رکوده البیره را به او تقدیم کرد .

بسیاری از علمای معاصر اونیز تألیف خود رابه هدیه دادند تا بدین گونه از توجه او به علم وعلماسپاس گویند. (عنان، 1366، 1/495) .

شوق جمع آوری کتاب در عصر حکم، منحصر به خلیفه نبود. بسیاری از بزرگان کشور و دانشمندان نیز کتابخانه هایی برای خود تأسیس کرده وکتاب های نفیس را گرد آورده بودند. حتی برخی از زنان درس خوانده هم برای خود کتابخانه تشکیل می داند. (همان منبع، 1/496).

در دوره این امیر فرهیخته، تمامی شاخه های علوم و معارف در اندلس گسترش یافت و او مدارس فراوانی، علاوه بر مدرسه های پیشین، احداث کرده بود، به طوری که همه اهالی از نعمت خواندن و نوشتن بهره مند شده بودند. (صاعد، 1383، 34)

مستنصر سرانجام در روز دوم ماه صفر سال 366ق در حالی که 16 سال از خلافتش می گذشت، درگذشت.[8] (مقری، 1968، 1/396) پس از مرگ مستنصر بالله ، حکومت به پسرش هشام المؤید بالله رسید او بیش از 9سال نداشت. و مادرش (صبح بشکنسیه) با اعتماد به جاجب جعفر بن عثمان بن نصرالمصحفی و صاحب.ابو عامر محمدبن ابی عامر المعافری معروف به منصور، حکومت فرزندش را اداره کرد. از بین این دو صاحب، منصور دارای شخصیتی قوی تر و نافذتر بود و توانسته بودنظر صبح رابه خود جلب کندواعتماد اورا نسبت به خودش به دست آورد. از طرفی چون بسیار کاردان و لایق بود وبه اطرافیان و صاحب منصبان و ادیبان و شاعران بذل و بخشش فراوانی می کرد واز آنان در مناسبت ها و موقعیت های گوناگون تقدیر به عمل می آورد،از این روی موفق به تحکیم موقعیت خود در دربار هشام شد. (ابن خلدون، 1366، 3/212)

وی توانست همه دشمنان و رقیبان خود را ازمیان بردارد؛ به همین دلیل جنگ های بی شماری به راه انداخت و فتوحات زیادی انجام داد؛ اما به آن چه تا کنون به دست آورده بود قانع نبود وقصد داشت که خلافت قانونی هشام را از آن خود کند و دوست داشت که همانند یک پادشاه حقیقی زندگی کند واز شکوه وعظمت خلافت بهره مند شود.روزی رسید که لازم بوددست به کاری بزند و همین فکری که درسر داشت او راواداشت که برای حفاظت خوداز حمله توطئه گران احتیاط بیش تری کند تا آن جا که ماندن در قصرالزاهره را صلاح ندانست و خواست که برای خود مرکز مستقلی ترتیب دهد تا از آن جا مملکت را اداره کند.پس بنای شهرک شاهانه جدیدی به نام مدینه الزاهره را درسال 368ه گذاشت.(عنان، 1366، 1/526- 525) او در سال 370 ه . پایتخت خود را به آنجا انتقال داد و همانند پادشاهان بر تخت نشست و فرمان داد که همانند شاهان بر او درود فرستند و خود را الحاجب المنصور لقب داد . هم چنین نامه ها و مخاطبات به نام ا بود و دستور داد تا در منبرها برای او دعا کنند . (عتیق 1976 ، 87 ؛ ابن خلدون ، 1366 ، 3/213 )


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب از دوره صفویه تا قاجاریه

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه در فاصله زمانی بین سالهای 910هـق الی 1210هـق می باشد با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان ، حس کنجکاوی در مورد ضعف ادبیات عرب در ایران ، همچنین اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان بود، که مرا برآن داشت تا سیر تحولی ادبیات
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 564 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب از دوره صفویه تا قاجاریه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول- کلیات طرح

1-1 بیان مسئله.............................. 2

1-2 هدفهای تحقیق............................ 2

1-3 اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه های انتخاب ان. 2

1-4 سوالات فرضیه تحقیق....................... 3

1-5 روش تحقیق .............................. 3

1-6قلمرو تحقیق ............................. 3

1-7مشکلات تحقیق ............................. 3

فصل دوم

2-1مقدمه.................................... 5

2-2 زبان و ادبیات عربی وفارسی در دوره صفویه 8

2-3تاریخ صفویه ............................. 11

2-4 پادشاهان صفویه ......................... 14

2-5 مدارس دوره صفویه ومراکز علم وتربیت ..... 14

2-6 مهاجرت علمای عرب زبان به ایران وتاثیر ادبی انها 16

2-7 زبان وادبیات عرب وعلوم در اوایل قرن دهم 17

2-8 علما ودانشمندان قرن دهم................. 19

2-8-1 الکرکی محقق الثانی ................... 19

2-8-2 غیاث الدین شیرازی .................... 20

2-8-3 کمال الدین اردبیلی.................... 20

فصل سوم

3-1 مقدمه................................... 23

3-2 زبان وادبیات عرب در قرن یازدهم در ایران 23

3-3علمای اسلامی در قرن یازدهم همزمان با قرن دوم صفویه 25

3-4 علما وادبای عربی گوی قرن یازدهم ....... 27

3-4-1 الخلخالی ............................. 27

3-4-2 شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی 27

3-4-3 شیخ بهایی ............................ 31

3-4-4 شیخ لطف الله اصفهانی .................... 43

3-4-5 میر داماد ............................ 45

3-4-6 ملا صدرای شیرازی ...................... 46

3-4-7 میر فندرسکی .......................... 48

3-4-8 محمد الحرفوشی عاملی .................. 49

3-4-9 عبد الرزاق لاهیجی ..................... 52

3-4-10 محمد مومن شیرازی .................... 52

3-4-11 مولا زکی الدین علی قهپایی ............ 58

3-4-12 علامه شیروانی ........................ 59

3-4-13 شیخ جلیل عاملی مشغری جبغی ........... 59

3-4-14 محقق سبزواری ........................ 63

3-4-15 فیض کاشانی .......................... 63

3-4-16 سید عبدالله خان موسوی .................. 66

3-4-17 اقا حسین خوانساری ................... 66

فصل چهارم

4-1 مقدمه................................... 70

4-2 علما و ادبای عربی گوی قرن دوازدهم ...... 70

4-2-1 قاضی سعید قمی ........................ 70

4-2-2 شیخ عبد القاهر عبادی ................. 73

4-2-3 علامه مجلسی ........................... 75

4-2-4 سید نعمت اله جزایری .................. 78

4-2-5 شیخ حر عاملی ......................... 79

4-2-6 میر محمد صالح خاتون آبادی ............ 101

4-2-7 حسن لاهیجی ............................ 101

4-2-8 شیخ سلیمان ماحوزی بحرانی ............. 101

4-2-9 اقا جمال الدین محمد خوانساری ......... 102

4-2-10 میرزا محمد مشهدی قمی ................ 106

4-2-11 فاضل هندی ........................... 107

4-2-12 سید صدر ............................. 109

فصل پنجم

5-1 مقدمه................................... 112

5-2 دوره افشاریه ........................... 112

5-3 دوره زندیه ............................. 114

5-4 زبان وادبیات عرب در دوره افشاریه وزندیه 114

5-5 علما وادبای عربی گوی قرن دوازدهم (افشاریه وزندیه) 115

5-5-1 سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ..... 115

5-5-2 محمد اسماعیل مازندرانی خواجوی ........ 117

5-5-3 محمد نراقی ........................... 118

5-5-4 میرزای قمی............................ 118

5-5-5 محمد مهدی الطباطبائی البروجردی البحر العلوم 120

فصل ششم

6-1 مقدمه .................................. 123

6-2 نتیجه گیری.............................. 123

فهرست منابع................................. 127

فصل اول

کلیات طرح

1-1 بیان مسئله

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه در فاصله زمانی بین سالهای 910هـ..ق الی 1210هـ..ق می باشد. با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان ، حس کنجکاوی در مورد ضعف ادبیات عرب در ایران ، همچنین اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان بود، که مرا برآن داشت تا سیر تحولی ادبیات عرب در این دوره را بررسی کنم و آشنایی بیشتر با این سیر تحولاتی را عرضه نمایم.

1-2 هدف های تحقیق

به طور اجمال می توان هدف از تحقیق فوق را در چند مسئله بیان نمود،به طوری که نه تنها اطلاعاتی از زبان ادبیات عرب بر ما آشکار سازد. بلکه بتوان اطلاعاتی در زمینه ادبیات عرب در این دوره و شناخت تحولات این دوره را برای ما نمایان سازد. که به اجمال به بیان اهداف مورد نظر به صورت فهرست وار می پردازم.

1- بررسی دوران صفویه ، افشاریه و زندیه شامل سلاطین و وضعیت این دوران 2- علما و دانشمندان و نویسندگان و آثار علمی آنها که نوشته شده است و وسوابقی که از انها در دسترس ما می باشد.3-نمونه ای از ادبیات شعری عالمان در قرون10 و11 و12وترجمه ابیات

1-3 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن

باید اذعان نمود از آن جهت این موضوع اهمیت دارد که کمتر شخصی ادبیات عرب این زمان را مورد تحلیل قرار داده است . در این زمان ادبیات عرب به نوعی دارای نقصان شده است چرا که از طرفی سلاطین به نوعی مخالفت خود را با ترویج ادبیات عرب اظهار داشته اند و از طرفی شاهان ایرانی زنده نگاه داشتن ادبیات فارسی را در اذهان خود پرورش می دادند. پس انگیزه بیشتر من جهت انتخاب موضوع فوق ارتباط کاری،تحصیلی و بررسی وضعیت ادبیات عرب در آن زمان میباشد لذا بر آن شدم که موضوع رابررسی نمایم.

1-4 سوالات فرضیه تحقیق

سوالاتی که برایم در این زمینه مطرح شد عبارتند از :

1- دوران صفویه و افشاریه و زندیه چه دوره ای می باشند؟

2- چه دانشمندان و نویسندگانی در این دوره در ایران می زیسته و فعالیت می کرده اند؟

3- آیا نمونه ای از شعرا در زمینه ادبیات عرب توسط نویسندگانی ایرانی موجود می باشد؟

4- سیر تاریخی ادبیات عرب ونقش دانشمندان و علما و مدارس در سه دوره فوق

فرضیه های تحقیق : شامل ادبیات عرب و چگونگی عدم شکوفایی در سه قرن فوق و نویسندگان در دوره مورد نظر ، علل فترت ادبیات عرب ، برخورد علما با ادبیات عرب ، چگونگی رفتار سلاطین با ادبیات عرب و علت پس رفت ادبیات عرب در این دوره.

1-5 روش تحقیق: کتابخانه ای و فیش برداری- اینترنت

1-6 قلمرو تحقیق : کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه ملی- اینترنت- کتابخانه حوزه علمیه خوانسار.

1-7 مشکلات تحقیق : موجود نبودن تحقیق و پیشینه ای در رابطه با موضوع فوق.

عدم دسترسی به منابع کتب که در دوره فوق به نکارش درآمده.

فصل دوم

زبان و ادبیات عربی و فارسی در دوره صفویه و علمای قرن دهم

2-1 مقدمه

همواره تاریخ وادب مقوله ای پرجاذبه، زیبا و دوست داشتنی برای بشر به شمار میرود. همیشه انسانها به سرگذشت پیشینیان علاقمند بوده اند. و گاه به عنوان سرگرمی یا به منظور تجربه اندوزی از آن بهره می جستند. با نگاهی به کتابها و مطالب موجود در کتابخانه ها تعدد و فراوانی مطالب در رابطه با تاریخ قابل توجه است و بیشتر به چشم میخورد. به سبب انکه اغلب شاعران ایرانی با ادبیات عرب که مدیون قران و اموزه های دینی، بلاغی، حکمی و ادبی است مانوسند .بنابراین در طول تاریخ ادبیات ایران فارسی زبانان عربی سرای فراوانی را میتوان معرفی کرد و اثار انهارا بررسی نمود .

در روزگار معاصر، موضوع زبان وادب عربی در ایران ، هنوز چنانکه باید مورد بررسی قرار نگرفته است ، ولی در لابه لای آثاری که دربارة‌ تاریخ‌های ادبیات فارسی نوشته شده، اطلاعاتی عرضه گشته است، خاصه که در قرون اولیه‌ اسلامی تفکیک زبان و فرهنگ عربی و فارسی تقریباً محال بوده است و نویسندگان تواریخ ادبیات به ناچار از منابع فرهنگ عربی در این باره که آکنده از مایه‌های ایرانی است،‌ سود برده‌اند؛و باید از کتابهای زبان تازی که در میان ایرانیان ودر این باب است و هوشمندانه به موضوع پرداخته استفاده کرد، اما برخی به جای بررسی ادبیات عرب در ایران، فهرستی از بزرگان ایرانی عربی نویس تدارک دیده‌اند که هدفی جز بزرگ نمایی ایرانیان نداشته است.

فضای فرهنگی ایران از فتح اسلامی تا حدودی تحت تاثیر اذبیات عرب قرار گرفته وهمة فرهنگ دیرپای آن گویی تنها از مجرای بین النهرین سیل وار به رودهای خروشانی که در زبان عربی جاری بود، می‌پیوست و گویی سرزمین ایران بر اثر این انتقال،از مایه‌های فرهنگی وتاریخی خود تهی می‌گشت تا جای را برای ادب عربی ـ‌ دینی بگشاید.عربها که گروه گروه در ایران سکنی می‌گرفتند، زبان و ادب خود را به کار می‌بردندوآن را به کارگزاران و موالی خویش می‌آموختند؛پس باید گفت بی گمان زبان ادب نیز میان عرب‌ها و بسیاری از ایرانیانی که راهی به مراکز قدرت می‌جستند، عربی بود.به طوری که میتوان گفت زبان دولتی در ایران ودر قرن چهارم هجری عملا عربی بود

از آن سوی با توجه به آنکه تازیان ایران، در آغاز به لهجه‌های گوناگون سخن می‌گفتند و سپس عربی فصیح را، نخست به گونه‌ای طبیعی و با ممارست، و آنگاه در مکتب و مدرسه فرا می‌گرفتند، این امر وضع آنان را تا حدی به وضع فارسی زبانان عربی آموز شبیه می‌ساخت و هر دو گروه مجبور بودند رنج تحصیل را بر خود هموار سازند.؛از اینروست که زبان عربی رواج تمام داشت و تقریباً هیچ درباری، حتی سرای امیران و وزیران دست دوم و سوم، از شعر و ادب خالی نبود و مرزی میان ایشان و مراکز بزرگ عربی یا دستگاه خلافت وجود نداشت و رابطه و آمد و شد امری طبیعی بود، هیچ غریب نیست که شاعری یا ادیبی بزرگ از خراسان،که خود از مراکز مهم ادب عربی شد ، برخیزد و در این ادبیات بدرخشد.

پس تردیدی نیست که ادب عربی در ادب فارسی جریانی مداوم یافته، و ادب عربی نیز به نوبه خود از فرهنگ ایرانی بهره برده است. با این همه، گویی حائلی عظیم میان ادبیات دو جهان عربی و فارسی قد برافراشته است.

اما فهم موقعیت زبان عربی در ایران، در بسیاری وجوه آن، بدون پرداختن به ظهور و رواج ادب فارسی میسر نیست.

می‌توان دریافت که فارسی دری با گامهایی لرزان و بیشتر به پشتوانة عربی در حال تکوین است و به وادیه های گو ناگون ادبی و علمی وارد می‌شود. در این آثار هر چند واژگان عربی اندک است، ولی ساختار دستوری بیشتر عربی است و هر چه در زمان پیش می‌رویم، این حالت معکوس، وسپس تشدید می‌گردد: از قرن 5 ق به بعد پیوسته ساختارهای دستوری، فارسی‌تر می‌گردند، اما واژگان عربی، سایه‌ای سنگین و گاه مزاحم بر زبان فارسی می‌افکند. در پایان قرن 4 و‌ آغاز قرن 5 کشاکشی سخت اما نهانی میان دو زبان عربی و فارسی آغاز می‌گردد. از یک سو شعر و ادب عربی رواج بیشتری می‌یابد و کتابهای بزرگ علمی به این زبان نوشته می‌شود و چهره‌های تابناک و جاویدان ایرانی چون رازی، فارابی‌، ابن سینا، بیرونی و خوارزمی آثار بزرگ خود را به عربی می نویسند،‌ از سوی دیگر برخی چون ابوعلی سینا نیز ناچار می شوند به خواستة‌ مردم یا فرمانروایان ایرانی آثاری به فارسی بنویسند، یا برخی از آثار عربی به همین سبب به فارسی ترجمه گردد.

یکی از این دوره ها که این ویزگی و تعامل بین ایران و اسلام بیشتر صورت گرفت ،دوره صفویه است ،که ایران به صورت کانون گرم برای شیعیان سراسر جهان درامده و بسیاری از دانشمندان شیعه ازدیگر سرزمینهاروبه ایران اوردند. وبرخی از انها فارسی اموختند و ذواللسانین شدند.برخی نیز فارسی دان وعربی دان بودند و اثاری را پدیداوردند.مطالعه وبررسی این دوره تاریخی یعنی قرنهای دهم یازدهم و دوازدهم مورد نظر صاحب این قلم است

از این نظر تاریخ مانند ادبیات است که از اثار فراوانی برخوردار است ،این همانندی نشان میدهد که تاریخ و ادبیات نسبتی با یکدیگر دارند. ادبیات در بستر تاریخ پدید میاید وتاریخ رامی توان در سیمای ادبیات نگریست .

تاریخ ادبیات فارسی وتاریخ ادب عرب نیز به نحوی به سبب سرچشمه های مشترک وهمسنگی با همدیگر به نحو چشمگیری در هم تنیده اند ،به ویزه در سر زمین های اسلامی این رخداد روی داده است. لذا بر آن شدم که گوشه ای کوچک از سرگذشت این ادبیات را گردآوری کنم، بدین منظور در این فصل ضمن گذری برادبیات عرب کوشیده ام به این دوره تاریخی بپردازم. از این رو خلاصه ای از تاریخ صفویه ، افشاریه ، زندیه را بیان کردم ،انگاه وضع ادبیات و علوم در سده های دهم یازدهم و دوازدهم پرداخته ام وبه معرفی علما و دانشمندان هر قرن اقدام کرده ام، که زندگی انها بین سالهای 910 ه.ق تا1210 ه.ق بوده است .

هرچند در اثر جنگها و حتی حمله افغانها به اصفهان در دوره صفوی بسیاری از ارزش فرهنگی ایران زمین از بین رفته است و لیکن آثار معماری بسیاری که از دوره صفویه بر جای مانده است، که نشان از شکوفایی علوم در آن دوران در ایران دارد.

2-2 زبان و ادبیات عربی و فارسی دردوره صفویه

ادبیات در دوره صفویه در زمره ادبیات منحط به شمار می رود.زیرا صفویه را مشغله و گرفتاری پیش از آن بود که به شعر و شاعری توجهی داشته باشند.علایق فرهنگی آنان بر محور تبلیغات و تحکیم مبانی مذهب آمیخته با سیاست دور می زند، که از یک سو از راه تقویت علوم دینی و از سوی دیگر به وسیله ادبیات مذهبی انجام می گیرد و البته هر دو در مسیر تشیع پیش می رود.

نباید نادیده گرفت ،که قبل از برآمدن این سلسله بخش قابل توجهی از ملت پیرو تسنن بود ،بدیهی است که نه آسیای مرکزی و نه افغانستان و نه هندوستان که همگی کشورهای سنتی مذهب بودند. نمی توانستند در هماهنگ ساختن ادبیات با مذهب تشیع که لازمه ی سیاست خاص شیعی بود،وفق دهند. به عبارت دیگر ادبیات از جنبه بین المللی خود خارج شد و به تدریج جنبه ای صرفاً فازسی پیدا کرد.

با آنکه زبان خانوادگی صفویه ترکی بود زبان فارسی اهمیت خود را از دست نداد. زبان فارسی در نگارش مسائل دینی هم که قبلا" فقط به زبان تازی نگاشته می شد، به کار رفت .صرف نظر از این قسمت نثر دوره صفویه دنباله ی مستقیم در نثرقبل از ان دوره است.

سروده هایی که در نیایش پیامبر (ص) در مدح علی (ع) و اشعاری که در رثاء آنان سروده می شد، جای قصاید مدیحه و غزلیات دنیوی را گرفته است .

پس اختلاف شعر و ادب این دوره بادوره های پیش در این است که قبلا" ادبیات روی هم رفته پر مایه تر بود، این کم مایگی را می توان نشانه ای یک انحطاط واقعی دانست. ولی از سوی دیگر چنانچه در سبک نوین هندی ،که تا حدودی جانشین سبک خراسانی و عراقی گشته است، فضایی عمیق تر به وجود آورده بود.

حال با بر آمدن دوره صفویه امور شدیداً متمرکز می شود. آنان عقاید مذهبی را تحت اصول معینی قرار داده و به یکسان ساختن آراء عمومی می پردازند ،و به موازات آن به طور کلی تحصیلات را مقید می سازند.

تحصیل علوم دینی غایت آمال جوانان عصر صفوی است و هدف آنان مجتهدی توانا شدن می باشد. (یان و یبکا ، ترجمه شهابی 1354، 465)

از این رو نظر به اینکه شاهان صفویه کمر به توسعه متصرفات خود داشته اند ،تفکرات و دید عرفانی از عرصه شعر وادب رخت بر می بندد.

در دوران صفویه که نزدیک به دو قرن و نیم طول کشید تنها دو پادشاه لایق وجود داشت و تا حدودی فقط در عصر شاه عباس ،اوضاع تا حدودی برای شاعران مساعد بوده و در عرصه های بعد شاعران به کشور هند کوچ نموده در آنجا به فعالیت می پردازند، که این امر، دلیلی بر نامساعد بودن ادبیات و سبک ادبی در این دوره می باشد.وهمچنین ترک تازی افغانان تباهی بی حد و حصری به بار آورد، و به حیات فرهنگی و ادبی ضربات سهمگین وارد ساخت ،که اثراتش مدتها بر جای ماند .(همان منبع ، ص 484).

در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه و در عهد کشور گشایی های نادری فتوری کاملاً چشمگیر و توجیه پذیر دامنگیر ادبیات می گردد. (همان منبع ، 489).

در دوره صفویه، تعداد ایرانیانی که به زبان تازی (عربی) شعری می سرایند به حداقل می رسد، لکن این زبان هنوز مقام خود را در علوم طبیعی علوم دقیقه و بعضی علوم انسانی حفظ می کند. مستحکم ترین جایگاه های زبان عربی علم کلام، فقه و فلسفه است، ولی در دوران صفویه که تبلیغات نیرومند شیعه به عنوان مذهب رسمی دولت طبقات بزرگ جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد ، فارسی مخصوصاً در علم کلام و فقه نفوذ می کند. (همان منبع ، 501).

در قرن دهم و یازدهم شیوه کار علوم ادبی همان است که در قرن هشتم بود، یعنی تلخیص وحاشیه نویسی و شرح کتب درسی و گاه تنظم قواعد ادبی زبان عربی ،که به منظور آسان نمودن کار معلمان صورت میگرفت. در این زمان نکته ای که قابل شرح است ،کاسته شدن از میزان تالیفات به زبان عربی و افزوده شدن بر شمار کتابهای فارسی در زمینه علوم ادبی است و این خود نشانه ای از ادامه داشتن گسیختگی ارتباط ایرانیان در زیر سلطه مغولان و ترکان جغتایی در قلمرو و رواج فرهنگ عربی اسلامی است.( صفا ، 1364 ، 110).

دراین زمان حاکمان شرع ومجتهدین در نظر سلاطین صفویه از احترام خاصی برخوردار بوده اند، چراکه در نظر آنان یک تن مجتهد، نایب امام عصر (عج) بود، وآن حضرت را صاحب ملک میدانستند، وکسی را حق این نبود، که در ملک امام بی اذن آن حضرت ویا اذن نایب او دخل و تصرف نماید، و چون امام زمان (عج)غایب است اذن مجتهد جامع الشرایط نایب آن حضرت است، که در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد(فاضلی خوانساری ، 1378، 22)

از این لحاظ تدوین کتابهایی در صرف و نحو عربی در این عهد به شیوه دیگر دانشها، و نگارش شروح و حواشی به آثار علمای گذشته متصور بوده است و مقصود از این حاشیه نویسی ها و شرح و و حاشیه بر شرح، همواره خدمت به طالبان علم در مدارس و تسهیل کار در فراگیری بوده است ، همچنانکه در سایردانشها باب شده بود.در صرف و نحو عربی هم ،ترتیب دادن دفترهای به پارسی یا حتی منظومه های پارسی در درک قواعدزبان فارسی معمول اهل زمان بود (صفا ، 1364 ، 114).

پس در زمانی که صفویه دولتی عظیم و متحد در ایران تشکیل دادند، علم و حکمت و ادب در این کشور در حال جان سپردن بود (حلبی ، 1381 ، 603).

از این روآثار حمله مغولان و استیلا و ستمگری های تیمور لنگ انحطاط و تنزل علمی و ادبی ایران را در عهد صفویه کاملاً ظاهر ساخت ،و شاهان صفوی علی رغم ایجاد دولتی منسجم بر اساس وحدت ملی و دینی و علی رغم ایجاد اعتباری فوق العاده برای ایرانیان به علت قدرت طلبی و فرقه سازی و ترویج تعصب مذهبی شدید به آزار برخی از حکیمان پرداخته وتعدادی از مدارس تدریس حکمت و فلسفه را ممنوع کردند ، این پادشاهان از فهم شعر درست و لطیف به کلی بی نصیب بودند، به همین جهت ادبیات در عهد آنان به منتهای پستی افتاد و شعر و نثر این دوره به استثنای یک عده کتابهای تاریخی که تحت تاثیر سبک هندی قرار گرفت ،مابقی و نمونه های آن قابل قیاس با متوسط ترین آثار ادبی پیش از صفویان نیست .(همان منبع ، 602).

شکی نیست که در عهد صفویه ادبیات و حکمت به پایه پستی افتاد ،و حتی یک شاعر درجه اول هم در این عصر به ظهور نیامد ،که بزرگترین علت این قضیه ظاهراً این است که سلاطین صفویه به حسب نظرات سیاسی و ضدّیتی که با دولت عثمانی داشتن،د بیشتر نیروی خود را صرف ترویج مذهب شیعه و تشویق علمایی که از علم اصول و قوانین این مذهب اطلاعات کامل داشتند می نمودند. اما اگرچه علمای مزبور تلاشهای زیادی را در امور مذهبی به کار بردند، که نتیجه آن وحدت سیاسی مملکت شد و اساس ایران فعلی را بر پا نمود که ساکنانش به طور کلی دارای مذهب و لسان و نژاد واحد هستند.لیکن از طرف دیگر از لحاظ ادبیات و شعر و عرفان و حکمت و به قول خودشان هرچه متعلق به کمالات بود در مقابل شرعیات نه تنها در توسعه و ترقی آن کوشش نکردند بلکه به نوعی به آزار و اذیت نمایندگان کمالیات پرداختند (همان منبع ، 606) لازم به ذکر است که علت فقر زمان صفویه از شاعر نامدار بیشتر نبودن مشوق و مربی است تا فقدان ذوق ادبی هنرمند(نسیم عربی، 1385، 62)

حال با توجه به اینکه دوره افشاریه وزندیه در ادامه وهمزمان بادوره صفویه بوده است چنین به نظر میرسدکه انحطاط ادبی دراین دوره ها نیز دامنگیر ادبیات میگردد ومیتوان بیان نمود، که دردوره افشاریان و زندیان ،اثر درخور توجه یا عالم توانای ظهور نکرده وناپایداری ادب و ادبیات مشهود است.

  • 2-3 تاریخ صفویه

شیخ صفی الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغانساکن شده بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی(تاتی یکی از گویش های ایرانی از ریشه پهلوی میانه است این گویش هنوز در بخش هایی از اذربایجان رواج دارد) بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.(قدیانی 1381 - 550)

دودمان پادشاهی صفویه، به وسیله شاه اسماعیل اول، با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی بوجود آمد. این پیروان که عمدتاً از ایلهای ترک بودند ،و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند، بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار می‌آمد.مهم‌ترین عامل قدرت صفویه بودن قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران بود که در واقع نوعی الوهیت برای شاه اسماعیل قائل بودند، بود. که با شکست در جنگ ، این اعتقاد آنها رو به سستی نهاد.

و پس از آن رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و نادر تا مرز دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز گرداند.

برخی میپندارند، تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمینهای اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت.(قزوینی و دیگران،1379 ، 109)

واز سوی دیگربرخی معتقدند ،تشیع که پیشتر نیز یکبار در عهد ال بویه به وسیله ایرانیان پایه گذاری شده بود، بار دیگر حیات نو یافت ،و ایران را از نظر جغرافیایی به صورت ملیت واحد بادین رسمی واحد پس از ساسانیان هویت بخشید، و ایرانیان با پیروی از ائمه اطهار تنها کشور شیعه را بنیان نهادند، که تاکنون پاینده و سرافرازانه به پیش میرود.(میرباقری ودیگران، 1381 30،) از نظر تاریخ ایران معاصر، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛ دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص که بدان شناخته شده و به خاطر دفاع از همان مذهب، دشواریهای بزرگ را در برابر هجومهای دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نموده است. در این مورد، مذهب رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون ایدئولوژیهای سیاسی در تشکیل حکومتها می‏کنند.(قزوینی و دیگران1378-109)

از اینرو در این دوره رشته اصلی و اساسی این پیوند ملی، مذهبی، تشیع بود، چنانکه اهل سنت ایران که در عهد شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب زیر فشارهای سختی بودند، بقای دولت عثمانی و ضمیمه شدن ایران را به خاک آن دولت آرزو می‏کردند. (امینی 1346-74)همچنین این دوره یکی از دوره هایی است که در آن می توان به خوبی ارتباط میان دین، سیاست و آموزش عالی را دریافت که مربوط به سلسله صفویه است.(الماسی 1357-20)

حال با پیدایش این دولت که باید آن را سرآغاز عصر تازه ای در حیات سیاسی و مذهبی ایران دانست، باعث گردید، استقلال ایران بر اساس مذهب رسمی تشیع و یک سازمان اداری نسبتا" متمرکز تامین گردد. گذشته از تاسیس و استقرار حکومتی مقتدر، این دولت زمینه ای را فراهم ساخت تا خلاقیت های فرهنگی و هنری معماری تداوم و امکان تجلی و رشد یابد و نمونه های بدیعی از این امور (به ویژه در زمینه هنر و معماری) پدید آید. در زمینه های دینی و مذهبی دوران شاه طهماسب دوران بسیار خوبی برای سلسله صفویه به حساب می آید. زیرا این پادشاه توانست هم تشکیلات قدرتمند حکومتی را تحکیم بخشد و هم به امور دینی و مذهبی رسیدگی کند. در دوران حکومت شاه طهماسب مرزهای ایران تثبیت شد، صلح و دوستی میان کشورهای ایران، عثمانی، هند و اعراب برقرار شد. این صلح و آرامش طولانی به شاه طهماسب فرصت داد تا سازمان اداری و نظامی و اقتصادی دولت صفوی را بر پایه مستحکمی بنا کند. پس از وی دردوران حکومت شاه عباس اول نیز ایران به شرایط مناسبی از جنبه های اقتصادی، علمی، فرهنگی، و هنری، نظامی، و اجتماعی دست می یابد پایتخت صفویان در این دوران شهر اصفهان بوده وتا دوران شاه سلطان حسین ادامه یافت در همین دوران اشرف افغان توانست تا شهر اصفهان بتازد و تاج و تخت را از آن خود نماید. (اینترنت)

2-4 پادشاهان صفوی

شاه اسماعیلاول(905 الی930 ه ق) ، شاه طهماسب اول(930 الی984 هق)، شاه اسماعیل دوم(984 الی 985ه ق)، سلطان محمد خدابنده(985 الی 996 ه ق) ، شاه عباس اول(996 الی 1038 ه ق ) ، شاه صفی(1038 الی 1052 ه ق)، شاه عباس دوم(1052 الی1077 ه ق) ، شاه صفی دوم ، شاه سلیمان(1077 الی 1105 ه ق ) ، شاه سلطان حسین(1105 الی 1135 ه ق) ، شاه طهماسب دوم(1135 الی 1145 ه ق)، شاه عباس سوم(1145 الی 1148 ه ق)، شاه اسماعیل سوم(1163 الی 1165 ه ق )( بیات ، 1383، 361)

2-5 مدارس دوره صفویه و مراکز علم و تربیت

به علت رواج شیعه و تربیت حافظه دین یاوری، در اوایل قرن دهم با توجه به دوره های گذشته مسجد ومدرسه وخانقاه که تعداد این مکانها زیاد بود، احداث یا مرمت شد، خواه آنهایی که به دست سلاطین و خاندانشان بنا شده بود یا انهایی که توسط امرا احداث گردیده بود و این ابنیه ها از جمله اثار خیر و موقوف بر تعلیم علوم شرعی دارای کلاس ، مسجد و محل سکونت برای طلاب علوم دینی و خدمتگزاران انها بوده است و موضوع درسها علوم شرعیه و ادبیات عرب در باب مقدمه کار و بر مبنای کتب درسی قرن هفتم و هشتم شامل تلخیصها ویا شروح و حواشی انها بوده است، که خالی از هر گونه تفکر و ابداع ویا تحقیقات تازه است و تکرار و تغییر و تقلید از گذشتگان و منازعات ومشاجرات لفظی و غیره میباشدو مجالس مناظره و مباحثه با روش فوق بوده است در امتحانها، آزمایشهایی که ازعلما یا متعلمین میشد. به شیوه اکتفانمودن به سطوح و متون بود واخرین مرتبه ایکه از معلم خواسته میشد اجتهاد در یک قول با یک متن بوده است. (صفا، 1369، 85ج4) که در ادامه تعدادی از مدارس را معرفی میکنیم.

در دوران صفویه دو مرکز اصلی برای آموختن حکمت و پدید آوردن اثرهایی در این زمینه وجود داشت و آن اصفهان و شیراز بودکه در پایان قرن نهم و آغاز قرن دهم در پرتو تلاش ملا جلال دوانی (958ه ق)و حوزه تدریس او،و به سبب تربیت شاگردان مشهوری که زیر دست داشت فعال بودو نیز بر اثر کوشش های که صدر الدین محمد بن ابراهیم دشتکی شیرازی (903ه ق) در نشر علوم و تربیت طالبان علم و حکمت و کلام داشت و همچنین با وجود عالمان و ادیبان دیگر، اهمیت و ارزشی را که از اوان حمله مغول کسب کرده بود همچنان ادامه میدادو چون نوبت تعلیم به امیر غیاث الدین منصور پسر صدر الدین محمد مذکور رسید بر میزان اهمیت فلسفی بسی افزوده شد. و باظهور ملا صدرای شیرازی و استقرار حوزه تعلیمش در شیراز این اهمیت به مرتبه اعلا رسید

اما اصفهان با علاقه شاه عباس اول برای جلب عالمان بزرگ به زودی مرکزدانشهای منقول و معقول شد. واز همان زمان استادان بزرگی چون شیخ بهایی ، میرداماد ودیگران با شاگردانی که در خدمت داشتند در آنجا گرد آمدند و در همین زمان بود که مکتب جدیدی از حکمت که میتوان آن را مکتب فلسفی اصفهان نامیدپی ریزی شد وبه سرعت چنان ارزش و اعتبار یافت که عالمان علم وحکمت را از دور و نزدیک به سوی خود کشاند و حتی با انقراض دولت صفوی وانقلاباتی که بعدازآن رخ داد همچنان به قوت خود باقی ماند. (فاضلی، 1378 ، 25)در این عصر مراکز تعلیم و تعلم منحصر به مدارس و مساجد بود و مساجد این دوره به گونه ای ساخته شده بود که در اطراف حیات آن حجره های بسیاری برای سکونت طلاب در نظر گرفته شده بود و چنان این امر در دوره صفویه رواج داشت که بسیاری از سلاطین مدارس یا مساجد ی را به نام بعضی از علماء بنا مینهادند که از مهمترین انها مدرسه ملا عبدالله تستری ، مسجد شیخ لطف الله ، مسجد حکیم ومسجد قاضی هندی را میتوان نام برد.کهتعداد این مدارس بالغ بر 30 مدرسه و 180 مسجد بود. (همان منبع، 25)

مریم بیگم صفوی همسر شاه طهماسب مدرسه ای درخوانسار ساخته که هنوز باقی است. این مدرسه از قدیمی ترین مدرسه علمیه خوانسار است که در دوران صفویه مهد علما ودانشمندان فراوانی بوده است. (میر محمدی، 1380 ، 12) همچنین مدارسی درشیرازبود ،که عبارتنداز:مدرسه هاشمیه ، حکیم ، مجید ، مقیمیه و مدرسه خان که مهم ترین مرکز علمی ایران تا پایان حیات ملاصدرابودو طالبان علم را از دور و نزدیک به خود جلب می نمود. و مدارسی از قبیل - امامیه – ایمانیه –تقویه – خنجیه – زینبیه – شرافتیه – محسنیه –محمدیه نیز از جمله آنها هستند .

مدارس اصفهان شامل مدرسه چهارباغ که فعالیتهای علمی و اموزشی داشته و مجمع دانشمندان و فلاسفه و عرفای بزرگ جون شیخ بهایی ، میر داماد ، میر فندرسکی ، ملا صدرای شیرازی ، محمد باقر مجلسی ، ملا محسن فیض کاشانی بوده است. (دورانی 1384 -102)

وهمچنین مدرسه ملا عبدالمحمد ( متوفی 1022 ق) و مدرسه جده بزرگ و کوچک بودو مدرسه نواب ،مدرسه ملا محمد باقر، مدرسه میرزا جعفر و مدرسه خیرات خان در مشهد بود. (همان منبع 102)

6-2 مهاجرت علمای عرب زبان به ایران وتاثیر ادبی انها

شاید بتوان گفت هجرت پیوسته فقهای جبل عامل لبنان و بحرین و حله به ایران وقرار گرفتن در کنار شاهان صفوی خود زمینه مساعدی برای ترویج ادبیات عرب در ایران رافراهم نمود و هرچند که این فقها و دانشمندان باورود به ایران وبا فرا گرفتن زبان فارسی جایگاه خود رادر نزد دولت مردان مستحکم کردندولی به لحاظ اینکه زبان اصلی انها عربی بودباعث ترویج زبان و ادبیات عرب در ایران شدند . تعلیم علوم شرع و نیاز مبرم به هجرت و کسب فیض و ارتباط این قشر از عالمان دیدگاه خاصی رادر ایران به وجود اورد وهمچنین با توجه به زمینه های مساعد بوجود امده توسط دولت صفویه در زمینه تشیع دعوت ازاین عالمان به خصوص جبل عامل مهیا گشت و به دنبال ان مهاجرت این علماءو بهره مند شدن از نیازهای مادی از نواحی یاد شده به ایران اغاز شد و گروه گروه از انها به اتفاق خانواده هایشان به شهرهای بزرگ ایران که مرکز علم وادب بود کوچ کردند ودر ان شهرها مقیم وساکن شدند و با توجه به عرب زبان بودن علمای مهاجر و لزوم اصالت نگری انها وعرق خاص داشتن به زبان عرب وشاید نوعی افتخار به ان و هویت بخشی به خود باعث گردید انان فرهنگ اجتماعی عرب رادر ایران شکوفا کنندو به همین دلیل کتب و تالیفاتی که از خود بر جای گذاشته اند به زبان عربی می باشد.

بانگاه و بررسی کتب دانشمندان وعلماء مهاجر و تربیت یافتگان انها به این واقعیت میرسیم که چه اندازه نوشته های انها تحت تاثیر این ادبیات بوده به طوری که منشاء عنوان تالیفات از کلمات و ادبیات عرب گرفته شده است واستفاده از لغات عربی در تالیفات فارسی این دانشمندان نیز کاملا به ظهور میرسدودامنه و وسعت استفاده از کلمات عربی و ترکیب ان با لغات فارسی باب تازه ای را در ادبیات مفتوح میسازند نمونه های از عنوان کتابهایی که این مطلب را برای مااشکارمی سازد زیاد میباشد مانند مشرق الشمس و اکسیر السعادتین ، مفتاح الفلاح از شیخ بهایی، وسایل الشیعه و هدایه الامه و نزهه الاسماع از شیخ حر عاملی، رساله حشر العوالم و رساله فی الحرکه الجوهریه از ملا صدرا، محجه البیضا از فیض کاشانی، بحار الانوار از مجلسی و بسیاری از تالیفات دیگر که از عالمان به جای مانده این مطلب را برای ماآشکار میسازد(ایترنت).در این دوره علمائ ودانشمندان بسیاری ظهور کرده اند که مهمترین انهارابه ترتیب تاریخی به همراه شرح حال مختصر و اثاری از انها را معرفی می نمایم.

2-7 ادبیات و علوم در اوایل قرن دهم

ظاهرا علوم و ادبیات در این دوره از نظر ظاهری وضعیت نسبتا خوبی داشته است .امااگر به لحاظ ذاتی یا به عبارتی معنوی به ان نگاه کنیم وضع مطلوبی ندارد. یعنی از نظر تفکرات نو و ابتکارو تالیف های مهم و پایدار بودن آن چندان مورد پسند واقع نمی گردد،زیرا که در دوران ماقبل آن مردم مورد هجوم قتل غارت قرار گرفته اند و ویران گری هایی که توسط ترکان ایجاد شدو چون انها خالی از هر گونه فصاحت و بلاغت بودند و نظامهای وحشیانه بر ایشان حاکم بودودر نتیجه معاشرت بااین دسته ازمردم پایه های علم و ادب را سست و بی مقدار گردانید. حال با چنین وضع و دیدگاهی چگونه میتوان انتظار داشت، دانشمندان با ابتکارات وخلاقیتی تازه با تالیفاتی مهم و پایدار به وجود اید. به هر تقدیر خرابی های حاصل از تهاجم و وحشی گری های ان زمان باعث سست شدن پرورش انسانهایی دانشمند و وآرسته شده است و بالطبع ادبیات و علوم دچار نقصان و تزلزل گردیده است ولذادر اوایل قرن دهم علما و دانشمندان دارای صفت جامع بوده وصاحب عنوان ذیفن ومبتکر نبودند. (صفا، 1364، 1)

از ویزگیهای علمای این دوره کوشش درراه جامعیت بود.یعنی رسیدن به درجه ای که مرحله نهایی ان تلقی میشد و چنین مرحله ای حاصل نمیشد، مگر با دانستن یک دوره کامل از همه دانشها یی که به تدریج در تمدن اسلامی رسمیت و مورد قبول عموم مردم قرار گرفته بود. و مقدماتی از طبیعی و ریاضی و بحثهایی که در حکمت نزد مسلمانان مقبول بود و همراه کردن انها با همه دانشهای شرعی از قبیل تفسیر ، حدیث، کلام ، فقه و مقدمات با مطالب جنبی هر یک مورد نظر بود.

در این دوره بسیاری از علماءرا میشناسیم که جامع منقول ومعقول بوده ودر بیشتر آن دانشها اثر هایی از خود باقی گذاشته اند، که از جمله این عالمان میتوان غیاث الدین منصور دشتکی ، میر داماد، صدر الدین شیرازی ، ملا محسن فیض کاشانی و چند تن دیگر را نام برد.(فاضلی خوانساری، 1378، 22)

در این برهه از زمان عالمان متون را خوب درک میکردند و بر ان شرح یا تفسیر مینوشتند ودر نهایت بر ان شرح نوشته و انرا مختصر میکردند و سپس با نظر تخلیص پیش رفته وبرای تخلیصها نیز شرح و تفسیر می نوشتند ودر مدارس برای طلبه های علوم استفاده میکردند تابعد از ان مجددا این دایره تکرار شده و افراد دیگر برای نقل علوم معقول و منقول به پا می خواستند.واینست سرگذشت دوره ممتدی از توقف علم وانحطاط فکر در ایران که تنها فایده آن نگهداری سنتهای علمی وادبی و پیشگیری از اضمحلال و فنای قطعی انها بود.توقفی که از قرن ششم تا قرن چهاردهم هجری به طول انجامید با این توضیح که در این عهد اگر از کسی به عنوان علم یا ادیب سترگ یاد کنیم، به تناسب آن زمان سخن گفته ایم و منظور و مقصودکسی است که از دیگران بیشتر و بهتر میدانست و دانشهای خودرا بهتر در معرض نمایش قرار میداد نه کسی که بیشتر از دیگران معضلات علمی را حل کرده و راههای تازه تری برای رسیدن به نتایجی بهتر و تازه تر نشان داده باشد. (صفا 1364، 81)

در هر صورت برای این عهد انحطاط ذوق لطیف و اندیشه بلند ایرانی راه افول می پیمودو ذوق فکری برای هنرهای تجسمی مانند نقاشی – معماری و کاشی سازی سوق پیدا کرده بود. لذا با تدبر در این دوره به نظر میرسد، که چگونه وقت تحقیقات علمی به بحث و الفاظ میگذشت و میزان علم علما تا جه حد بوده و سطوح علمی و متون متوقف شده و از مقاصد علمی باز مانده است. نکته ای که قابل ذکر است اینست که علاقه عده ای از سلاطین و امرا به علم و ادب، بیشتر به منظور این بوده است که به درباریان وجاهت علمی بدهند وبه ان مباهات نمایند. در این دوره کتابها ورسالهای دیگر در لغت عرب به صورتهای گوناگون مثل مجموعه های لغت،فعل،مصدر ، اسم وهمانند اینها دردست است که بیشتر انها برای اسان نمودن زبان عربی فراهم شده است . کتابهای اصلی صرف و نحو عربی که در حوزه های درسی این دوره رواج داشت، مانند قرن نهم همان کتب معتبر درسی است که در سده های هفتم و هشتم هجری فراهم امده بود. به همین سبب دنباله کار شرح نویسی و حاشیه پردازی بر آنها در این دوران گرفته شده و گروهی در ایران به ان سرگرم شدند. مثلا" شرحی که نورالدین عبدالرحمن جامی (898)بر کافیه به نام الفوائد الضبیان نوشته همچنین عبدالغفور لاری (912)و عصام الدین اسفراینی (943) بر انها حاشیه نوشته ان که بیشتر انها را کاتب چلبی در کشف الظنون به عنوان الکافیه فی النحو یاد کرده است (همان منبع، 8)

2-8 علماء قرن دهم ه ق

2-8-1 الکرکی المحقق الثانی

علی بن الحسین عبد العال العاملی نورالدین در عهد شاه طهماسب به فارس سفر کرد و سپس در اصفهان به مقام شیخ الاسلامی رسید از این رو نفوذ فراوانی در دربار حکو متی داشت ودر سال 945 وفات یافته است

وی اثار گرانقدری به زبان عربی ازخود بر جای گذاشته است که عبارتند از:

1-رساله نفحات لاهوت -الرساله فی اثبات انه یجوز لعن السنه با عتبارهم غیر مومنین،2- کتب ملاحظات علی کتاب نافع3-الجعفریه فی احکام الصلاه4- جامع المقاصد 5-جواب المسایل 6-حاشیه علی مختلف العلامه7- حاشیه علی محتصر نافعع8- حاشیه علی الا لفیه9- خلل الصلاه10- رساله فی صلاه الجماعه 11- الرساله النجمیه فی اصول الدین و مسایل الصلاه12- مناسک الحاج13- ضیغ العقود 14- رساله فی احکام اراضی دایره 15 – قاطعه اللحاج فی حل الخراجوالف حفیده حسین الکرکی رفع المناداه فی التفضیل والمساواه(الزنوزی، 1386 ، 174)

2-8-2 غیاث الدین شیرازی

امیر غیاث الدین منصور بن صدرالدین شیرازی حسینی دشتکی از دانشمندان ومناظران بزرگ سده دهم در فلسفه وکلام ومنطق وریاضیات وفلکیات و فقه در زمان شاه طهماسب بودومرگ وی در سال 948 ه، ق اتفاق افتاده است (صفا، 1364 ، 300)

انچه از توجه به کتب دشتکی بر می اید این است که در فلسفه روش اشراقیان و مذهب اهل عرفان را میپسندیده ولیکن در فلسفه مشاءنیز صاحب نظر بوده است (حلبی ، 1381، 614)

تالیفات او عبارتند از:

1-حجه الکلام در مبحث معاد 2- المحاکمات در دوجلد 3-شرح هیاکل نور 4-تعدیل المیزان در منطق 5-الوامع والمعارج در هیات وفلک 6-التجرید در حکمت الهی 7-معالم الشفا در طب والشافیه 8-رساله السفیرفی الهیاه9-حاشیه برالهیات شفا در حکمت 10-حاشیه بر شرح اشارات طوسی 11-اخلاق منصوری 12-رساله ای در تحقیق جهات 13-الاساس در هندسه 14- رساله ای در قانون سلطنت 15-تفسیر سوره هل اتی 16- مثالات العارفین در تصوف وکتابها ورسالاتی که به اومنسوب است که خوانساری در روضات به ان اشاره کرده است (حلبی 138، 1 ، 613)

2-8-3 کمال الدین اردبیلی

حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی از بزرگان علم معقول و منقول معاصر شاه اسماعیل فیلسوفی بزرگ در حکمت، علم، ریاضی و همچنین در عرفان وتصوف قدمی راسخ داشته است . او در علوم مختلف به سه زبان تازی پارسی وترکی اثاری سودمند نوشته است وی در سال950 ه ق دار فانی را وداع گفت و اثار زیر را از خود باقی گذاشت

1-شرح نهج البلاغه به فارسی 2-فی فضل الائمه الاثنی عشر 3- رساله ای در امامت به ترکی 4-تفسیر الهی فارسی5- حاشیه بر شرح مطالع وشمسیه 6-شرح تهذیب علامه حلی 7-حاشیه بر شرح چغمینی در فلکیات 8-حاشیه بر تحریر اقلیدس در هندسه 9-تلخیص تحریر اقلیدس (همان منبع 616)

فصل سوم

زبان و ادبیات عرب در قرن یازدهم و علمای این قرن

3-1 مقدمه

در این فصل ضمن بررسی وضعیت زبان و ادبیات عرب در قرن یازدهم که همزمان با قرن دوم حکومت صفویه می باشد ،‌ به ویژگی های عالمان این سده پرداخته ام و چون در این دوره عالمان مشهور و مهمی همچون شیخ بهایی ، میرداماد ، ملاصدرا و فیض کاشانی ظهور کردند به بیان سرگذشت آنها و تعداد دیگری از عالمان می پردازیم و نمونه هایی از شعر و نثر برخی از آنها و تعداد دیگری از عالمان می پردازم و نمونه هایی از شعر و نثر برخی از آنها را بیان می نمایم شایان ذکر است که در این قرن به علت ثبات دولت صفویه عالمان با فراقت بال سعی در نشر علوم داشته و اثرهای گران سنگی به وجود آورده اند.

3-2 زبان وادبیات عرب در قرن یازدهم در ایران

از ابتدای قرن دهم و همزمان باتشکیل دولت صفویه و ادامه آن در قرن یازدهم نوعی تجدید نفوذ فرهنگ عربی در ایران به وجود امد، زیرا با بررسی تاریخ های قبل همچنین تاریخ ادبیات عربی عباسی دوم و همزمان با انقراض دولت عباسی نوعی عدم ارتباط بین ایرانیان و مرکزیت دولت عربی به وجود امد، که این گسیختگی در قرن هشتم، نهم و اوایل قرن دهم ادامه داشت .

با روی کار امدن دولت صفویه به بعضی جهات که به شرح ان میپردازیم موقعیت مناسبی جهت نفوذفرهنگ و ادب عربی از طریق اموزش و گسترش علوم در میان طبقه تحصیل کرده ایران به وجود امد، وآن تقویت ورسمیت یافتن شیعه دوازده امامی توسط دولت صفویه بود . ایرانیان چون شیعه بودن را مذهبی نو و بی سابقه وآرمان گرا مطابق طبیعت فطرت حق طلبی خود میدانستند، به شیعی بودن گرایش پیدا کردند، که این خود لازمه دریافت اطلاعات اموزش و نوعی رهبری دراین امر بود و چون شیعه در دوره های قبل بیشتر درسرزمینهای جبل عامل بحرین و چندین شهر بزرگ عراق رشد و نمو پیدا کرده بود و عالمان بزرگ دران سرزمینها پدید امده بودند. آن شهرها وکشورها و ناحیه ها ی خاص، مرکز اصلی عالمان شیعه بودکه همگی غیر ایرانی بوده اند .

پس در نهایت این تشیع نوظهور در ایران نیاز مبرم به کسب فیض و ارتباط با این قشر از عالمان را بر خود لازم می دانست، و با توجه به زمینه های مساعد بوجود امده توسط دولت صفویه در زمینه تشیع، دست نیاز ابتدا با دعوت ازاین عالمان ،علی الخصوص جبل عامل مهیا گشت و به دنبال ان مهاجرت این علماءو بهره مند شدن از نیازهای مادی از نواحی یاد شده به ایران اغاز شد و گروه گروه از انها به اتفاق خانواده هایشان به شهرهای بزرگ ایران که مرکز علم وادب بود، کوچ کردند. ودر ان شهرها مقیم وساکن شدند.

اگر کسی بخواهد از شمار این خاندانهای مهاجر نظری اجمالی کسب کند تنها با مراجعه به کتاب امل الامل تالیف حر عاملی کافی است .درآن کتاب نام بیش از یکهزار و یکصد تن از عالمان ذکر شده که جز چند تن معاصران ایرانی نزاد مولف کتاب امل الامل و گروه معدودی از عالمان تسنن ،مابقی همگی از جبل عامل ، بحرین ، الاحساءو از عراق عرب آمده ودر ایران سکونت گزیدند و به تعلیم وتالیف اشتغال ورزیده بودند که یکی از انها مولف کتاب فوق بود. (صفا1364 ج5 127)

لازم به یاداوری است که شیعه در زمان ال بویه در ایران رونق بسزایی داشته است که این زمینه مساعد در زمان صفویه نیز بروز کرده و مقدمات پیشرفت شیعه رادر ایران فراهم نموده است. به هر حال میتوان بیان نمود که دو عامل اساسی در زمان صفویه شیعه رابه اوج رسانید . الف:کانون قرار گرفتن تشیع در ایران ب:خواست حاکمیت دوره فوق

البته سوابق نشان میدهدکه تعداد مهاجران از کشورهای فوق به ایران بیشتر از اینها بوده است و به هر تقدیر با ورود علمای عرب غیر ایرانی به ایران و ساکن شدن انها خاندان و نوادگانی به وجود امدند که اصالتهای های خانوادگی خود را از جمله زبان عربی حفظ میکردند ،و همچنین شاگردان پرورش یافته در مکتب علمای مهاجر قاعدتا به اساتید خود اقتدا میکردند، پس طبیعیست که تمالم مطالب گفته شده و نوشته شده توسط عالمان ایرانی شده یا پرورش یافته در ایران به زبان عربی باشدو اموزش مجدد دانش اموختگان در نوبتهای بعدی هم به زبان عربی باشد. حال میتوان چنین اذعان داشت که این دوره در نشر مجددزبان و فرهنگ عربی تاثیر به سزایی داشته است .

3-3 علمای اسلامی در قرن یازدهم همزمان با قرن دوم صفویه

ادامه دولت صفویه و همزمان بارسمیت یافتن تشیع در ایران این مذهب ، متکی بر اعتقادات عامیانه و دور از تحقیق و تحلیل بود ونظر به اینکه در گذشته اهل تسنن در ایران فعالیت فراوانی داشته ،علمای شیعی مذهب نتوانسته جایگاه خاصی برای خود به دست اورد و به نسبت نتوانسته بودند، حوزه بزرگ علمی تدارک دیده وبه پرورش عالمان زبده و طراز اول برای مذهب شیعه دست پیدا کنند. از طرفی بعد از فرو پاشی دولت عباسی به مرور زمان شیعیان در کشور های غیر ایرانی رشد ونمو سریعی پیدا میکنند و همزمان با دولت صفویه مرکز اصلی تجمع علمای شیعه عمدتا شهرهای بزرگ عراق، جبل عامل و بحرین بوده است.

شاهان صفویه ابتدا با رسمی شدن تشیع درایران از عالمان محدودی که در دسترس بوده استفاده کرده و آنها رابه شهرهای مختلف گسیل میداشتند و به ترجمه وتالیف کتب فقهی شیعه می پرداختند . در نتیجه فقدان و کمبود عالمان شیعه برای اموختن اصول و فروع دین اسلام به طریقه مذهب اثنی عشری سبب شد که شاهان صفویه دست نیاز به جانب عالمان شیعی مذهب کشورهای عربی زبان دراز کنند . لذا از اغاز این دوره به تدریج گروه بزرگی از انان به ایران مهاجرت کردند. عالمان مذکور با تعلیمات خود در ایران حوزه هایی برای دانشهای دینی به وجود اوردند ودراین حوزه ها بر اثر حمایت پادشاهان صفوی و گنج افشانی های انان و دیگر ثروتمندان و صاحبان جاه ومقام به سرعت گروه بزرگی از عالمان جدید تربیت، ودر سراسر ایران پراکنده شدند. کسب احترام روز افزون این گونه عالمان و برخورداری از رفاه و تن اسایی فراوان نه تنها موجب غلبه و نفوذ اجتماعی انها گردید بلکه در طبقات جوان که بدنبال سواد اموزی و کسب دانش بودند شوقی زیاد به فراگرفتن دانشهای مذهبی ودرامدن در صف عالمان دین پدید اورد. واین شوق چنان غالب بودکه هر که ازین پس راه مدرسه می پیمود، منحصرا درارزوی اموختن دانش شرعی و مقدمه ان زبان عربی بود. (صفا، 1369، 171 ج5)

نکته قابل توجه این است که زبان عمده و اصلی این عهد در دانشهای شرعی عربی بوده است و تقریباتمام کتابهای اصلی دراین حوزه و در همه دانشهای شرع و حکمت یا فقه وفلسفه وکلام به زبان عربی می باشد، که در معرفی عالمان به این نکته اشاره خواهد رفت واین زبان رسمی علمادر حوزه مکتب انان و شاگردان انها همچنان به قوت خود باقی است.

در ایران مرکز تجمع عالمان شرعی در چند حوزه برای گرد آمدن بود ، طالبان و مدرسان دانشهای شرعی در این شهرها به شهرت دست یافته و خود نیز مشهور گشته اند. شهرهای مانند قزوین، تبریز، شیراز و علی الخصوص اصفهان به عنوان پایتخت دولت صفویه از ارج وقرب خاصی برخوردار بوده است و مرکز مهمی برای دانشهای شرعی و دینی و محل تجمع استادان این فن بوده است و شهرهای دیگری چون مشهد و قم در مرتبه بعدی ارزش علمی قرار می گرفتند.

در قرن یازدهم نحوه انجام کار در علوم ادبی همانند قرون گذشته یعنی حاشیه نویسی و تلخیص و شرح بر شرح کتب در سی میباشد که تعدادی از انها با نظم وقواعد ادبی زبان عربی به منظور اسان سازی اموزش به دانش امو ختگان میباشد، که این نشان از گسیختگی کار ایرانیان در رواج ادبیات عربی اسلامی دارد. در عین حال در این دوره نیز در ادامه قرون هشتم، نهم ودهم در علم لغت وکارهای ادبی و صرف و نحو عربی افرادی بودندکه همانند گذشتگان خود در رابطه با زبان عرب بر ان شیوه پایبند بوده وبه نگارش مطالب عربی ارائه مطلب می نمودند و تسهیلات لازم را برای فراگیری علوم در مدارس از کتابهای سلف فراهم مینمودند ،که در ادامه گفتار در معرفی اثار عالمان و کتب انها به این واقعیت برمیخوریم که علوم ادبی شامل صرف ونحو ، علم لغت و علم بلاغت در شعر و انشاء عربی به صورت مسئله گشایی ورمز گشایی مطرح می گرددو زمینه های اموزش در مدارس و حوزه های درسی را برای طلاب علوم دینی ودیگران فراهم میکند که اکنون در ادامه به شرح حال بعضی از علما و دانشمندان همراه با اثار و تالیفاتی که از انها بر جای مانده است می پردازم.

3-4 علماء و ادبای عربی گوی قرن یازدهم

3-4-1 خلخالی

حسین الحسینی خلخالی از علمای دوره صفویه میباشد که در شهر خلخال در نزدیکی اردبیل به دنیا آمد و از شاگردان میرزا جان شیرازی بوده و در زمینه علوم ریاضی، کتبی رابه زبان تازی نگاشته است (توفی 1014 ه ق )آثاروی عبارتنداز :1 – شرح الدایره الهندیه هاد الکتاب یتناول اله فلکیه2- الف فی مواقیت الصلاه فی سوره 17ایه 80 3-الف فی وجودالله 4- حاشیه علی رسا له اثبات الواجب التی الَّفهاابواحسن احمد الطایی 5- رساله فی تحقیق وقت الزوال 6- رساله فی تفسیر قوله تعالی ( لدلوک الشمس) 7 – شرح الکافیه 8- حاشیه علی شرح التجرید 9 – حاشیه علی تفسیر الفاتحه( کارل بروکلمان ترجمه فهی حجازی، 1995 ، 206)

3-4-2 شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی ( وفات 1030 ه . ق )

وی از علما و فضلا و محققان و مدققان و متبحران و جامع مراتب علمی بوده و دانشوری کامل و پرهیزکاری موردوثوق و فقیهی محدث و متکلم و حافظ حدیث و سراینده ادیب به شمار می رود و تألیفات بسیاری دارد ؛ از جمله شرح تهذیب الاحکام ؛ شرح الاستبصار در سه مجلد در طهارت و صلاه ؛ حاشیه بر شرح لمعه در دو مجلد از آغاز تا کتاب صلح ؛ حاشیه معالم ؛ حاشیه اصول الکافی ؛ حاشیه الفقیه؛ حاشیه المختلف ، شرح الاثنی عشریه پدرش ؛ حاشیه المدارک ؛ حاشیه المطول ؛ روضه الخواطر و نزهه النواظر در سه مجلد ؛ رساله فی تزکیه الراوی ؛ رساله التسلیم در صلاه ؛ رساله للتسبیح و الفاتحه فیما عدا الاولیین و ترجیح التسبیح ؛ کتاب مشتمل علی مسائل و احادیث ؛ کتاب مشتمل علی مسائل جمعها من کتب شتّی ؛ حاشیه کتاب الرجال لمیرزا محمد ؛ دیوان شعر ؛ رساله ای به نام تحفه الدهر فی مناظره الغنی و الفقر و دیگر کتابها . او اشعار خوب و نغزی می سروده است که البته از هرنوع ابداع و ابتکار خالی است حتی مضامین و اشعار وی تقلیدی و بر گرفته از اشعار قدما است شعر وی راباید از نوع شعر علما به حساب اورد.

و این دو بیت یکی از چکامه های اوست :

ما لفؤادی مدی بقائی

قد صار و قفاً علی اعناء

و ما لجسمی حُلیف سقمٍ

بدا به الیأس من شفائی

- دلم را چه شده است که در همه عمر همگام با درد و رنج است .

- و چه چاره سازم برای جسمی که پیوسته بیمار است و از بهبودی مأیوس می باشد

از اشعار او قصیده ای است که در سوگ حضرت سید الشهداء علیه السلام سروده است

کیف ترقی دموع أهل الولاء

الحسین الشهید فی کربلاء

جدّه المصطفی الأمین علی ال

وحی من الله خاتم الانبیاء

و أبوه أخو النبّی علیّ

آیه الله سیّد الأوصیاء

أمّه البضعه البتول أخوه

صفوه الأولیاء و الأصفیاء

یا لها من مصیبه أصبح ال

دین بها فی مذلّه و شقاء

فاقدات الأباء و الأبناء

و حریم الوصیّ فی أسر ذلٍّ

فی قیود العدی حلیف العناء

و علیّ خیر العباد أسیر

کل عن نعمته لسان الثناء

مثل هذا جزاء نصح نبیٍّ

جامد الدمع ساکن الأشحاء

لیت شعری ما عذر عبد محبٍّ

و ابن بنت النبّی أضحی ذبیحا

تهامناً مرّملاّ بالدماء

و حریم الوصیّ فی أسر ذلٍّ

فاقدات الآباء و الأبناء

و علیّ خیر العباد أسیرِ ی

قیود العدی حلیف العناء

مثل هذا جزاء نصح نبیٍّ

کَلَّ عن نعته لسان الثناء

أسّس السابقون بیعه غدرٍ

و بنی الاحقون شرّبناء

حرّفوا بدّلوا أضاعوا أقاموا

دعا بالعناد و اشّحناء

و استبدّوا بإمره نصبوها

شرکا للأئمه النجباء

یا بنی الوحی لا یخفف و

جداً نالنا من شماته الأعداء

غیر ذی الأمر نور وحی له

حجه الله کاشف الغماء

لهف نفسی علی زمان أری فی

ه مزیلاً لدوله الأشقیاء

أتری یسمح الزمان بهذا

و یحوز الراجون خیر رجاء

- چگونه اشک چشم دوستان اهل بیت خشک شود ، با آن که حضرت امام حسین ( ع ) در کربلا به شهادت رسیده است .

- جدّ او خاتم الانبیا و محمد مصطفی و امین وحی حضرت پروردگار بود .

- و پدرش علی ( ع ) می باشد که به منزله برادر رسول اکرم ( ص ) بود . آیت و نشان کامل جلال و جمال خدا و بزرگ همه اوصیاست .

- مادرش حضرت بتول عذرا است که پارة تن پیغمبر اکرم ( ص ) است و برادرش حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) است که خلاصة اوصیا و برگزیدة اصفیا می باشد .

- آری ، از شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام اندوهی به وجود آمد که در نتیجة آن دین اسلام را ذلیل و تیره دلان را همواره بر اسلام مسلّط کرد .

- - و پردگیان وصی پیغمبر در حالی که پدران و فرزندان خود را از دست داده بودند ، به ذلّت اسیری گرفتار گردیدند .

- و حضرت سجاد که بهترین بندگان خدا بود به زنجیر اسارت دشمنان درآمد و پابند رنج و اندوه قرار گرفت .

- آری ، این کارها که دشمنان انجام دادند ، پاداش رنج هایی بود که پیغمبر برای هدایت آنان بر خود هموار کرده بود آن پیغمبری که زبان از ستایش او درمانده و عاجز است .

- ای کاش می دانستم چه عذری دارد آن دوستی که در این اندوه نمی گرید و آرامش خاطر دارد . فرزند دختر پیغمبر اکرم ( ص ) در حالی به تیر ستمگری دشمنان از پای درآمد که در خون خویش دست و پا می زد .

- و پردگیان وصی پیغمبر در حالی که پدران و فرزندان خود را از دست داده بودند ، به ذلّت اسیری گرفتار گردیدند .

- و حضرت سجاد که بهترین بندگان خدا بود به زنجیر اسارت دشمنان درآمد و پابند رنج و اندوه قرار گرفت .

- آری ، این کارها که دشمنان انجام دادند ، پاداش رنجهایی بود که پیغمبر برای هدایت آنان بر خود هموار کرده بود .

- آن پیغمبری که زبان از ستایش او درمانده و عاجز است .

- پیشینیان از این دشمنان ، بیعت حیله گری برای خویش گرفتند و پیوستگان به ایشان هم ناپسند ترین بناها را بنیان نمودند .

- آری ، کتاب خدا را تغییر دادند و حق وصی خدا را نادیده گرفتند و بدعتهایی را که همراه با خشم و عداوت بود بر پای داشتند .

- و کاری را به انجام آوردند که نسبت به پیشوایان با نجابت حق ، مخالفت صریح داشت . و با رأی فاسدی که صادر کردند ، ارث فاطمه الزهرا علیها السلام را که از پدرش می برد ، از دستش باز گرفتند .

- ای خاندان وحی ، شماتتی که از دشمنان دیده ایم ، تخفیفی نخواهد داشت و جز حضرت ولی عصر (عج) که نور وحی خدا و حجت او و نابود کنندة اندوههاست ، کس دیگری دست ستمگران و شماتت آنان را کوتاه نخواهد کرد .

- وچه حالی خواهم داشت.

- آنگاه که حضرت ظهور کند و پایة دولت ستمکاران را از بیخ و بن براندازد .

- آیا آن روزگار را خواهم دید و آیا آرزومندان به بهترین آرزوهای خود خواهند رسید . ( افندی ، 1376 ص 104 )

3-4-3 بهاءالدین محمدبن‏حسین‏عاملی معروف به شیخ بهائی (۹۲۴ - ۱۰۰۰ خورشیدی953-1031 ه ق) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، مجموعه تألیفاتی که از او بر جای مانده در حدود ۸۸ کتاب و رساله‌است. او در عرصه‏های گوناگون علمی، سیاسی و هنری شهرت جهانی دارد.

وی در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه سپری کرد.او ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی که از بزرگان علمای شام بود. به همراه خانواده اش به سوی ایران رهسپار گردید و چون قزوین را مرکز دانشمندان شیعه یافت، در آن سکنی گزیدو بهاءالدین به شاگردی پدرودیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوارمرقد امام رضا (ع) جنب موزه آستان قدس دفن کردند(صفی زاده، 1382، 661)

شیخ بهایی فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی،منطق و کلام و معانی و بیان را نزد عبدالله بن شهاب‏الدین حسین یزدی، معروف به ملاعبدالله یزدی و ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت. همچنین طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت وصحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت(خوانساری ج 7 ،136)

هچنین گفته اند وی نزد ملا محمد باقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی‌دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده‌است.

تعداد زیادی از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. محققان معاصر ۳۳ تن از شاگردان او را نام برده‌است که در این‏جا به مشهورترین آن‏ها اشاره می‏کنیم:

ملا محمد محسن بن ‏مرتضی بن محمود فیض کاشانی، سیدمیرزا رفیع‏الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی ،ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، صدرالدین محمدبن‏ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، حکیم مشهور قرن یازدهم ،ملامحمدباقربن‏محمد مؤمن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ‏الاسلام اصفهان می باشند (حلبی1381، 623)

بهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول ،فقه و ریاضیات دارای تالیفات بسیار است. تالیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏اند
(اسکندر بیک، ج1 ،1350) در این‏جا برخی از آثار علمی شیخ را بررسی می‌کنیم.

- المزیدة فی الاصول ، مهم‏ترین اثر شیخ در اصول است . (دوانی، 1375، ج 8)

اربعین یا الاربعون حدیثا به زبان عربی است که شیخ بهایی به پیروی از سنت معمول، به تالیف اربعین حدیث پرداخت، با این امتیاز که شرح کافی و جامع در باره احادیث‏ یاد شده دارد و در مجموع، از بهترین و معروف‏ترین اربعین‏ها می‏باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح حجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث ‏سیاسی پرداخته‌است.

مثنوی سوانح الحجاز( نان و حلوا ) که این کتاب آمیخته‏ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است.با زبانی روان و دلنشین بیان شده است . نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنیایی وبه صورت ملمع میباشدودر آن ابیاتی از مثنوی را تضمین کرده است .کتاب نان و حلوای شیخ بهایی چنین اغاز میشود.

بسم الله الرحمن الرحیم – الحمدلله الواحد المعین و صلی الله علی سیدنا خیر الوری محمد (ص) و اله اجمعین و بعد یقول الفقیر محمد المشتمر ببها الدین عاملی عفی الله عنه هذه سوانح سفر الحجاز و الشرقی الی الحقیقه من المجاز نطمتها بالعربیه و الفارسیه و نستحق ان یکتب. (شیخ بهایی ، ص 2). لازم به ذکر است که از کتاب نان و حلوای شیخ بهایی شعرها گاهاً به صورت ترکیبی از عربی و فارسی بوده است که در اصطلاح ادبی انرا ملمع می نامندوما نمونه های ازآن اشاره میکنیم

یا ندیمی ضاع عمری و انقضی
و اغسل الا و ناس عنی بالمدام
اعصنی کاساً من الخمر الطهور
غلص الارواح من قید الهموم
کاندرین ویرانه پر وسوسه
نه ز خلوت کام بردم نه ز سیر
عالمی خواهم از این عالم بدر

قم لا ستدراک و قت قدمضی
و املاء الاقداح منها با غلام
انها مفتاح ابواب السرور
اطلق الاشباح من اسراالغموم
دل گرفت از خانقاه و مدرسه
نه ز مسجد طرف بستم نه ز دیر
تا به کام دل کنم خاکی بسر

کتاب کشکول بصورت یک جنگ آزاد، شامل اشعار و مطالب نثر مورد علاقه بهایی است که برخی از خود وی و برخی نیز گردآوری وی از دیوان‌ها و کتب مورد علاقه اش بوده‌است. این مطالب اغلب بدون نظم خاصی به دنبال هم آمده‌اند. بهائی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده‌است که علاوه بر فارسی و عربی ، ترکی را نیز شامل می‌شده‌ است.

اشعار فارسی او عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، دررباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده‌است. ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترین منبع برای گردآوری اشعار بهائی، کشکول است. تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده‌است به بهائی ثابت نیست ،ازمثنوّیات معروف شیخ در زبان فارسی می‌توان ازنان و پنیر (بر وزن مثنوی مولوی) که نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی از نظر محتوا و زبان است ومثنویهایی مانند نان و خرما، و رموز اسم اعظم را نیز منسوب بدو دانسته اند.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی موانع توسعه مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت مبلمان استان

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)1 به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شا
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 351 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 143
بررسی موانع توسعه مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت مبلمان استان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده........................................... 1

فصل اول:کلیات پژوهش

1-1)مقدمه....................................... 3

1-2)بیان مساله.................................. 3

1-3)اهمیت وضرورت انجام تحقیق.................... 5

1-4)هدف تحقیق................................... 6

1-5)جنبه جدید بودن ونوآوری طرح.................. 7

1-6)چارچوب نظری تحقیق........................... 7

1-7)فرضیه های تحقیق............................. 8

1-8)روش تحقیق................................... 9

1-9)روش گردآوری اطلاعات.......................... 9

1-10)قلمرو مکانی تحقیق.......................... 9

1-11)قلمرو زمانی تحقیق.......................... 9

1-12)تعاریف عملیاتی واژه های تحقیق.............. 9

فصل دوم:ادبیات تحقیق

مقدمه........................................... 12

2-1)مفاهیم وتعاریف مشتری مداری وCRM............ 13

2-2)تعریف مشتری................................. 13

2-3)نقش واهمیت مشتری............................ 14

2-4)نقش پر قدرت مشتری در دنیای امروز............ 14

2-5)پیشینه مدیریت ارتباط با مشتری............... 15

2-6)زمینه های ظهور مدیریت ارتباط با مشتری....... 16

2-7)محرکهای توجه به CRM........................ 17

2-8)مدیریت ارتباط با مشتری چیست؟................ 18

2-9)اهداف CRM.................................. 20

2-10)اصول CRM.................................. 22

2-11)مفروضات اساسی مدیریت ارتباط با مشتری....... 22

2-12)مدل های اجرای CRM......................... 23

2-13)ضرورت واهمیت CRM.......................... 25

2-14)مزایا ومنافع CRMدر سازمان................. 27

2-15)روش های پیاده سازی CRM.................... 30

2-16)رویکرد فنی اجرای سیستم CRM در سازمان های اقتصادی 32

2-17)مراحل وفرآیندهای مدیریت ارتباط با مشتری.... 34

2-18)فن آوریهای CRM............................ 36

2-19)راه حل تلفیقی CRM......................... 39

2-20)شاخص ها ................................... 41

2-21)ویژگی های یک معیار خوب..................... 44

2-22)شاخص های پیشنهادی برای اجرای موفق CRM..... 44

2-23)متغیرها.................................... 45

2-24)چارچوب نظری تحقیق.......................... 46

فصل سوم:روش تحقیق

3-1)روش شناسی تحقیق............................. 56

3-2)روش تحقیق................................... 56

3-3)جامعه مورد بررسی ونمونه آماری............... 56

3-4)تعیین حجم نمونه............................. 57

3-5)ابزار اندازه گیری در تحقیق.................. 58

3-6)روش های آماری مورد استفاده.................. 59

3-7)روایی....................................... 60

3-8)پایایی...................................... 61

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ها

مقدمه........................................... 63

4-1)بررسی وتوصیف اطلاعات مربوط به سوالات عمومی.... 63

4-2)بررسی سوالات پژوهش........................... 66

4-3)تحلیل های تکمیلی ........................... 75

فصل پنجم:نتیجه گیری وپیشنهادات

5-1)خلاصه ....................................... 79

5-2)نتایج پژوهش................................. 80

5-3)محدودیت های پژوهش........................... 85

5-4)پیشنهادها................................... 85

5-5) منابع و مآخذ................................ 88

5-6)پیوستها..................................... 93

چکیده:

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)[1] به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم. CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است. مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شامل عوامل متعدد سازمانی، فرهنگی و... می­باشد. بنابراین اجرای موفق CRM در سازمان­ها مستلزم آن است که عوامل مختلف مرتبط با آن دارای ویژگی­های خاصی بوده و از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار باشند. وجود شکاف و ناهماهنگی در بین این عوامل مانع از اجرای موفق CRM خواهد شد. در این پژوهش به بررسی موانع crm در صنعت مبلمان ایران پرداخته شده است.پس از بررسی های انجام گرفته بر روی عوامل فکری،اجتماعی،فن آوری،عامل فکری شامل،استراتژی ها،ساختار و برنامه ریزی به عنوان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران شناخته شد.بررسی موانع در توسعه crm اقدام اولیه مهمی است که می تواند بنیان مستحکمی برای اقدامات بعدی در این راستا فرآهم سازد.

1-1) مقدمه

در این فصل به بررسی کلیات تحقیق پرداخته شده است. ابتدا مسئله اصلی تحقیق بیان شده و سپس به طور مختصر به اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته می­شود. در ادامه به اهداف انجام تحقیق اشاره می­شود و نتایج تعدادی از تحقیقات انجام گرفته پیرامون موضوع تحقیق به اختصار بیان می­شوند. سپس به جنبه جدید و نوآور بودن پژوهش، چارچوب نظری آن و فرضیه­های تحقیق پرداخته شده و در ادامه روش انجام تحقیق، قلمرو تحقیق و آزمون­های استفاده شده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می­شود. در پایان نیز واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی، به صورت عملیاتی تعریف می­شود.

1-2) بیان مساله

ظهور فن­آوری اطلاعات و رشد ناگهانی اینترنت ، مفاهیم مربوط به تجارت را تغییر داده است . اگر شرکت­ها در گذشته با تکیه بر تولید و بازاریابی انبوه و کاهش هزینه­های عملیاتی، سود خود را در بازار افزایش می­دادند ، امروزه وضعیت به گونه­ای دیگر می­باشد. با گذر از اقتصاد سنتی و شدت یافتن رقابت در ابعادی نوین، مشتری به صورت رکن اصلی و محور تمام فعالیت­های سازمان­ها درآمده است، به نحوی که از دیدگاه رقابتی، بقاء و تداوم حیات سازمان­ها در گرو شناسایی و جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان موجود بیان می­شود. از طرفی پیشرفت ارتباطات، تکامل عصر اطلاعات و ظهور ابزارهای جدید ارتباطی، سازمان­ها را با انبوهی از مشتریان متفاوت، و آنها را با گزینه­های انتخابی متعددی مواجه ساخته است که نتیجه آن اختیار بیشتر مشتریان و بی­ثباتی بازار است. در این میان اندیشمندان مدیریت و بازاریابی، نسخه حفظ مشتری و شیوه­های صحیح ارتباط با آنها را تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) تجویز می­کنند که از جمله مزایای آن می­توان به افزایش رشد درآمد، کاهش هزینه­های فروش و کارایی بیشتر در انجام کار اشاره کرد.

CRM به عنوان یک رویکرد نوظهور، عامل مهمی در کسب مزیت رقابتی در سازمان­ها بوده و تاثیر مثبتی بر عملکرد آنها دارد. با این حال هنوز بحث­های زیادی پیرامون این موضوع که موانع مهم و موثر در اجرا و توسعه CRM کدام­ها می­باشد، وجود دارد. در حقیقت، بسیاری از محققان عنوان کرده­اند که تا کنون در ادبیات مربوط به CRM، مفهوم دقیقی از آن ارائه نگردیده است[Parvatiyar & Sheth/2001 ]. علاوه بر این برخی دیگر از محققان نیز این ادعا را دارند که CRM به یک واژه نامفهومی تبدیل شده است که برای بیان و انعکاس موضوعات و دیدگا ه­های مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد [Nevin/1995]. برای مثال، در سطح عملیاتی ممکن است CRM به عنوان بازاریابی پایگاه داده­ای[Peppers & Rogers/1995 ] و یا بازاریابی الکترونیکی تلقی گردد [Deighton & Blattbery/ 1991 ]. در حالی که در یک سطح استراتژیک، ممکن است CRM به معنی حفظ و یا شراکت مشتری در کسب و کار باشد[Peppers & Rogers/1993]. بنابراین، دستیابی به مفهوم مشخصی از CRM و توضیح چهارچوب آن نیازمند افزایش دانش و اطلاعات در مورد آن و توجه به آن به عنوان یک روند کلی می­باشد. با چنین شرایطی، CRM به عنوان یک پارادایم نوظهور در بازاریابی، تا رسیدن به یک تعریف مشخص و عملیاتی توسعه خواهد یافت. تلاش­های زیادی در خصوص ارائه چارچوب مفهومی از CRM انجام شده است. هالند و لایت [1999]در مدلی عوامل موثر در اجرای CRM را به دو دسته استراتژیک و عملیاتی تقسیم کرده و برای هر یک از این عوامل چندین متغیر را تعریف نموده اند. در تحقیق دیگری که توسط محمد زئیر [2003] و بر پایه متدولوژی الگوبرداری انجام شده، عوامل مختلفی مانند حمایت مدیران ارشد، فرهنگ سازمانی و آموزش به عنوان عوامل مهم و کلیدی در پیاده سازی موفق CRM ارائه شده اند.

در این پژوهش از میان عوامل متعددی که در مدل­های مختلف ذکر شده­ است، به بررسی سه عامل به عنوان موانع اصلی توسعه crmپرداخته میشود:

1- عوامل فکری

2- عوامل اجتماعی

3- عوامل تکنولوژیکی

اجرای موفق CRM مستلزم وجوداستراتژی سازمانی­ای است که در آن مشتری به عنوان مالک و شریک سازمان قلمداد شده و تامین نیازهای مشتری در اولویت امور شرکت قرار داشته باشد. تاکید بر فرهنگ مشتری گرایی، بر توانایی سازمان در اجرای موفق CRM تاثیر گذار خواهد بود. تسلط فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش نیز موجب ایجاد و مبادله روان اطلاعات و دانش مربوط به مشتری در سطح سازمان و در نتیجه عملکرد بهتر در زمینه پیاده سازی CRM خواهد شد.

اجرای موفق CRM در هر سازمانی مستلزم رعایت پیش شرط­هایی در زمینه عوامل سازمانی می­باشد. ساختار هر سازمانی می­تواند مشوق و یا مانعی در راه اجرای هر طرح جدیدی باشد. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان­دهنده آن است که وجود تمرکز در تصمیم­گیری، سلسله مراتب زیاد در روابط کاری مانع پیاده­سازی تفکر مشتری محوری در سازمان­ها می­باشد. ویژگی­های موجود در ساختارهای سازمانی ارگانیک، این ساختارها را به عنوان الگوی مناسب برای سازمان­های مشتری محور تبدیل کرده است. حمایت مدیران ارشد و مشارکت و درگیر نمودن کارکنان سازمان­ها نیز تاثیر مهمی در اجرای موفق CRM دارد.

پیشرفت­های انجام شده در زمینه فن­آوری اطلاعات، بویژه پیدایش زیر ساخت­های سخت افزاری و نرم افزاری نقش مهمی در اجرای CRM دارد. آگاهی و شناخت مدیران و کارکنان سازمان­ها از نحوه به کارگیری این فن آوری­ها موجب تسهیل در اجرای CRM خواهد شد. مدیریت دانش شیوه جدیدی برای تفکر در مورد سازمان و تسهیم منابع آن می­باشد. استفاده از پایگاه­های داده­ای، تعریف مکانیزم­های مشخص برای ورود، ثبت و ذخیره اطلاعات در سازمان موجب شناخت بهتر مشتریان و برآورده کردن به­موقع نیازهای آنها و در نتیجه تسهیل در رسیدن به اهداف CRM خواهد گردید. بر این اساس سوال اصلی تحقیق عبارت است از:

مهمترین موانع توسعه crmدرصنعت مبلمان ایران کدام است؟

1-3) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

تغییر جهت تحولات بازار به سمت مشتری و محوریت آن در تمامی بخش­های کسب و کار و نیز رقابت شدید شرکت­ها در کسب مشتریان وفادار توجه به CRM را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل نموده است. تغییرات صورت گرفته در تکنولوژی­های اطلاعاتی عامل دیگر حرکت به سمت CRM است. رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده است. از نقطه نظر اقتصادی سازمان­ها می­دانند که حفظ مشتری ارزان­تر از یافتن مشتری جدید تمام می­شود. آمارها نیز موید این وضعیت است [Gray & Byun/2001]:

  • جذب مشتری جدید 5-10 برابر گران­تر از تکرار معاملات مشتریان موجود است.
  • یک مشتری ناراضی تجربیات خود را به 8-10 نفر منتقل می­کند.
  • 5% افزایش در هزینه حفظ مشتری تبدیل به افزایش سودآوری 25% یا حتی بیشتر می­شود.

تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می­دهد که بازار مربوط به CRM در سال 2003 رقمی بالغ بر 8/16 میلیارد دلار بوده و پیش بینی می­شود که این بخش در سال­های آینده رشدی در حدود 25% را شاهد باشد. CRM در اکثر سازمان­ها به صورت نوعی طرح نوآوری مطرح شده و از اولویت خاصی برخوردار است. سازمان­های نوین خود را در مراحل تکامل تدریجی رسیدن به سازمان های مشتری محور می­یابند وبا اجرای موفق طرح­های CRM از فرصت­های جدیدی جهت کسب درآمد برخودار شده اند.( الهی، 1384).

یکی از واقعیت­های جالب در مورد CRM این است که علیرغم اینکه 60درصد تلاش­های صورت گرفته برای اجرای CRM با شکست مواجه شده­اند، شرکت­ها و سازمان­ها هنوز در پی استفاده از قابلیت­های CRM هستند. یکی از مهمترین دلایل شکست این تلاش­ها عدم یکپارچگی مناسب بین عوامل موثربر اجرای CRM با یکد­یگر و نیز عدم هماهنگی آن با بخش­های دیگر سازمان می­باشد. در بررسی بعمل آمده توسط موسسه جهان اطلاعات مشخص گردید که 40% مشکلات موجود در زمینه اجرای CRM ناشی از عدم یکپارچگی مناسب بین اجزای مختلف درگیر در اجرای آن می­باشد. بنابر­این مطالعه­ای که ابعاد مختلف درگیر در اجرای CRM را در کنار یکدیگر بررسی کرده و چهارچوب مشخصی را در این زمینه ارائه کند بسیار سودمند و مفید خواهد بود.

براین اساس در این پژوهش از میان عوامل متعددموجود به بررسی سه عامل فکری اجتماعی تکنولوژیکی به عنوان موانع اصلی توسعه crm درصنعت مبلمان ایران پرداخته میشود.

1-4) هدف تحقیق

قبل از پرداختن به هدف مطالعه حاضر لازم است که به اهداف کلی CRM نیز توجه داشته باشیم. صاحب­نظران مختلف در حوزه CRM اهداف مختلفی را برای آن تعیین کرده­اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود.

بارنت [Burnett ]در سال 2001 اهداف زیر را برای CRM تعیین کرده است:

1- افزایش درآمد حاصل از فروش.

2- کاهش هزینه­های فروش و توزیع.

3- افزایش سود.

4- افزایش میزان رضایت مشتریان.

5- کاهش هزینه­های اداری بازاریابی.

هدف مطالعه حاضر نیز با مد نظر قرار دادن اهداف کلی CRM،شناسایی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی ، بمنظور ارائه پیشنهاد وتغییرات لازم در این مورد می­باشد. پیش­بینی می­شود با انجام مطالعه حاضر بتوان به این هدف دست پیدا کرد.

1-5) جنبه جدید بودن و نوآوری طرح

پیدایش مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری[2] (CRM) در ایران سابقه چندانی ندارد. بنابراین شناسایی موانع ( اعم اززیر ساختار سخت افزار، نرم افزار مورد نیاز، پیش­نیازهای سازمانی و...) موثر در توسعه crmدر صنعت مبلمان ایران از جنبه­های نوآوری این تحقیق است.

1-6) چارچوب نظری تحقیق

در مطالعه حاضر سعی گردیده است بر اساس چارچوب(ocker&mudumbi;2002)به بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی، پرداخته میشود.

بعد فکری شامل سه عامل استراتژی،برنامه ریزی و ساختار می باشد.بعد اجتماعی شامل فرهنگ،تعاملات با ذی نفعان و دانش قلمرو کاری می باشد.در بعد فن آوری سه عامل،برنامه کاربردی،توانمندی سازمان و مدیریت دانش را داریم.

1-7) فرضیه­های تحقیق

بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران،موضوع مورد بررسی در این پژوهش است.که به این منظور فرضیه های تحقیق به صورت زیر بیان می گردد:

فرضیه1 :نداشتن رویکرد استراتژیک به crm در مدیران مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران بشمار می رود.

فرضیه 2:نبود ساختار مناسب در صنعت مبلمان،مانع مهمی درتوسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 3:نداشتن برنامه ریزی یکپارچه در صنعت مبلمان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 4:نبود بستر فرهنگی مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 5:ضعف در تعاملات با ذی نفعان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 6: ضعف دانش در قلمرو کاری مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه7:ضعف برنامه های کاربردی crm مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 8: تخصص ناکافی دست اندرکاران پروژه های crm در زمینه فن آوری اطلاعات مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 9:نبود نظام مدیریت دانش مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

1-8) روش تحقیق

روش بکار رفته در مطالعه حاضر از حیث هدف تحقیق از نوع کاربردی بوده و به لحاظ نحوه گردآوری داده­ها، روش تحقیق توصیفی، پیمایشی می­باشد و در آن به بررسی موانع CRM در صنعت مبلمان ایران پرداخته می­شود.

1-9) روش گردآوری اطلاعات

1-9-1) در این پژوهش برای جمع آوری داده­های اولیه تحقیق از روش میدانی استفاده شده است. بداین صورت که با استفاده از ابزار پرسشنامه از مدیران صنعت مبلمان آشنا به مفاهیم crm و کارشناسان CRM فعال در صنعت مبلمان،نظر خواهی بعمل آمده است.

1-9-2) همچنین برای گردآوری داده­های ثانویه از دو روش زیر استفاده می­شود:

  • مطالعات کتابخانه­ای ( بررسی مقالات و پایان­ نامه­های ارائه شده فارسی تا کنون ).
  • اینترنت ( بررسی تعدادی از مقالات و پایان مامه های کار شده در مجلات و دانشگاه­های معتبر جهان).

1-10) قلمرو مکانی تحقیق

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران صنعت مبلمان ایران آشنا با مفاهیمcrm و کارشناسان crm فعال در صنعت مبلمان در شهر تهران می­باشد.

1-11) قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی تحقیق بمدت هشت ماه از مورخه 1/12/ 85 تا تاریخ 1/8/86 می­باشد.

1-12) تعاریف عملیاتی واژه­های تحقیق

1-12-1) مدیریت روابط مشتری: واژه­ای برای مجموعه متدولوژی­ها، فرایندها، نرم افزارها و سیستم­هایی است که به موسسات و شرکت­ها در مدیریت موثر و سازمان یافته ارتباط با مشتریانشان کمک می­کند[Bernett/ 2001 ].

1-12-2) استراتژی:

1-12-3) عوامل ساختاری : مجموعه­ای از عوامل که شیوه و روش ترتیب افراد و مشاغل در یک سازمان را به طوری که امکان انجام امور سازمانی فراهم گردد بیان می­کند [ Sarifoddin/2004 ].

1-12-4) برنامه ریزی :عبارت است از فرآیند تعریف اهداف و گامهایی که ما را به آن اهداف رهنمون می سازند. [ Sarifoddin/2004 ]..

1-12-5) عوامل فرهنگی: مجموعه ارزش­ها، اعتقادات، باورها، مفروضات، ادراکات، هنجارها و الگوهای رفتاری، و مصنوعات که بر نوع رفتار افراد در سازمان تاثیر می­گذارند[ Sarifoddin/2004 ].

1-12-6) ذی نفعان: عبارت است از تمامی افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی،که به نوعی منافع شرکت را تحت الشعاع قرار می دهد. [ Sarifoddin/2004 ].

1-12- 7) دانش در قلمرو کاری:به دانشی اطلاق می شود که مدیران اجراییIT،از واحدهای سازمانی،دانش کارکردی، و از عملیات آن دارند. [Bernett/ 2001 ]..

1-12-8) برنامه های کاربردی crm :عبارت است از بسته های نرم افزاری که مجموعه ای جامع از فن آوری ها را برای مدیریت ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه،شرکای سازمان در بازاریابی،فروش،خدمات به مشتری،بدون توجه به کانال ارتباطات فراهم می آورند. [Bernett/ 2001 ].

1-12-9) مدیریت دانش:فرآیند مدیریت (جمع آوری،بازنمایی،موجود ساختن) اطلاعات و تخصص های موجود در سازمان است. [Bernett/ 2001 ].

مقدمه

یک قرن پیش، قبل از تکامل سوپرمارکت، بازار و اتومبیل،مردم برای خرید مایحتاج خود به فروشگاههای عمومی مجاور محل سکونت خود می رفتند. فروشندگان کوچک مشتریان را با نام
می شناختند و خواسته های آنان را می دانستند. مشتری نیز به نوبه خود به فروشگاههای مربوطه وفادار بوده و به تکرار خرید مبادرت می کرد. این ارتباط ایده آل با مشتری با رشد اوضاع اقتصادی کشورها، مهاجرت از روستا به شهرها و افزایش رقابت، دگرگون شد. مشتریان متحرک تر شدند و سوپرمارکت ها و فروشگاههای زنجیره ای فراوانی به خاطر صرفه اقتصادی ناشی از بازاریابی انبوه به وجود آمدند. در این اوضاع و احوال قیمت ها پائین بود و کیفیت کالا یکدست و یک شکل، اما ارتباط با مشتریان بدون نام و رویارویی شخصی صورت می گرفت. در نتیجه مشتریان دلسردگشته و به طرف عرضه کننده ای متمایل می شدند که کالای مورد نظرشان را با قیمتی پائین تر و با بیشترین مشخصه های خواسته شده ارائه می داد.

در سالهای اخیر با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ایست که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها، هر مشتری را تک تک بازار یابی کنیم در این رویکرد، شخص به شخص، اطلاعات مربوط به هر مشتری را مثل خریدهای قبلی، نیازها و خواسته های آنها برای چارچوب دادن به کالاها و خدماتی مورد استفاده قرار می گیرند که احتمال پذیرش آنرا افزایش دهد. این رویکرد نتیجه پیشرفتهای صورت گرفته در فناوری اطلاعات است.

2-1) مفاهیم و تعاریف مشتری­مداری و CRM

هدف این بخش تعریف مفاهیم پایه­ای مشتری، مشتری­مداری و مدیریت ارتباط مشتری و تشریح سیر تکاملی آن از ابتدای پیدایش این مفهوم تا به امروز است. بیان اهداف و ضرورت اجرای CRM در سازمان و معرفی شرکت­های فعال و محصولات موجود در ارتباط با CRM و روش­های پیاده­سازی آن در سازمان­ها از دیگر مطالب این بخش می­باشد.

2- 2) تعریف مشتری

لغت مشتری واژه­ای است که حدود 100 سال پیش تعریف شده با این وجود هنوز شرکت­ها سعی می­کنند تعریف جدیدی از آن ارائه دهند، لکن بر طبق تعریف بیشتر صاحب­نظران، مشتری را به صورت زیر تقسیم شده است[Schofer/ J.B/ Konstan/ J.A.& Riedl ]:

- مصرف کننده: کسی که محصول یا خدمت در سطح خرده خرید می­نماید.

- توزیع کننده: کسی که محصول یا خدمت را در سطح عمده به منظور توزیع خرید می­نماید.

- سازمان اقتصادی: یک شرکت یا سازمان که محصول یا خدمتی را از دیگری خریداری می­کند.

- بخش درونی: یک بخشی از سازمان که محصول یا خدمتی را از بخش دیگر همان سازمان خریداری می­کند.

هر کدام از مشتریان فوق در برابر یک سطحی از فروش قرار می­‌‌‌گیرند و لذا نیاز به سرویس­دهی متناسب با همان سطح را دارند، بنابراین این مشتریان متفاوت، به استراتژی­های بازاریابی متفاوت نیز نیازمند می­باشند.

مشتری همان کسی است که نیاز خودش را تعریف می­کند، کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی بپردازد. ولی زمانی این هزینه را متقبل می­شود که در کالاها یا خدمات تحویلی، ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید [ www.sapient.com ].

ارباب رجوع نیز بصورت زیر تعریف شده است:

" همانند مشتری حالت تعاملی و طرفینی ندارد بلکه خدمات یک جانبه را شامل می­شود که در آن فروشنده­ها، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارند ولی خریدار نمی­تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورده، در حالی که سخت به آنها نیازمند است "[ www.sapient.com ].

2- 3) نقش و اهمیت مشتری

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظ و نگهداری مشتری به نتایج مطالعات ذیل می­توان اشاره داشت:

الف) هزینه جذب یک مشتری جدید بین 5 تا 11 برابر نگهداری مشتری قدیمی است[Mitso Kosh/2001 ].

ب) 2% بهبود برای مشتری، مستلزم 10% کاهش هزینه­ها است[ Mitso Kosh/ 2001].

ج) ضرر و زیان ازدست دادن یک مشتری، در حکم فرار 100 مشتری است [Johnson/david/2001] .

د) رضایت مشتری پیش شرط تمام موفقیت­های بعدی شرکت است [Dominic turbine/1991].

و) گوش دادن به شکایت مشتری 90 درصد کار است و حل کردن آن 7 درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری 30 درصد دیگر است [Galbrigh/ 2002].

2-4) نقش پر قدرت مشتری در دنیای امروز

روندهای تجاری عمده مانند آزاد­سازی اقتصاد، جهانی­سازی، همگرایی تکنولوژیک در فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و تکامل سریع اینترنت نقش سازمان­ها را در زمینه ارتباط با مشتری متحول کرده است. در این میان مشتریان به دلیل آگاهی فزاینده، دسترسی آسان به اطلاعات فراوان و در نتیجه دارا بودن حق انتخاب بی­سابقه موجب تغییر در حرکت محیط بازار گردیده است.

نقش و کارکرد جدید مشتریان تصویر یک سازمان را از توانمندی­های اصلی تغییر داده است، به گونه­ای که در دنیای امروز " مشتریان" منبع توانمندی اصلی سازمان­ها به شمار می­آیند. در اینجا مفهوم توانمندی به عنوان یک منبع مزیت رقابتی مطرح است [Praholad & Homel/ 1990]. در بازاری که در آن، مشتریان توانمند باشند، با فن­آوری قادر خواهند بود در یک گفتگوی پویا با تولیدکنندگان وارد شوند – گفتگویی که مشتریان آن را تحت کنترل دارند – سازمان­ها مجبور به پذیرش مشتری به عنوان شریک در خلق ارزش هستند، زیرا اکنون مشتریان از حالت تماشا­گران منفعل به شکل بازیگرانی فعال درآمده­اند [Parholad & Ramawamy/ 2002].

در چنین شرایطی سازمان­هایی باقی می­مانند که بتوانند عملیات بازاریابی، فروش و خدمات را بهتر از رقباء انجام داده، با کسب رضایت مشتریان و حفظ وفاداری آنان میزان درآمد و سود خود را بالاتر ببرند. این کار امروزه با بهره­گیری از مفهوم مشتری­مداری یا مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) امکان­پذیر گردیده است.

2-5(پیشینه مدیریت ارتباط با مشتری

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) بسیاری از سازمان­ها را مجبور ساخته است تا مجددا به فکر بیفتند که چگونه می­توان به مشتریان خدمات بهتری ارائه داد. برای درک علل این موضوع به مرور سیر تاریخی CRM می­پردازیم. با مرور پیشینه CRM دلیل اینکه بسیاری از سازمان­های امروزی به دنبال ارائه خدمات بیشتر و بهتر به مشتریان هستند، مشخص می­شود. بطور کلی تاریخچه پیدایش CRM در دنیای امروز را می­توان به سه دوره تقسیم نمود.

2-5-1) از صنایع دستی تا تولید انبوه: انقلاب صنعتی

طی قرن­ها قبل از سیستم تولید انبوه فورد، مردم عادت داشتند که برای مثال، خیاط لباس­هایشان را بدوزد و معاملات را به شکل پایاپای انجام دهند. با ظهور انقلاب صنعتی تغییری در چشم انداز­ها پدید آمد، در عصر تولید انبوه، دیگر سفارش­سازی امکان­پذیر نبود. در سال 1915 هانری فورد تعداد 276،355 هزار خودرو مدل T فروخت و جالب اینکه تمامی مشتریان رنگ سیاه را انتخاب کردند [Hounshell;1984]. در واقع نداشتن تنوع برای مشتریان کاملا پذیرفته شده بود. بدین ترتیب در صف مقدم انقلاب صنعتی، سازمان­هایی که از انبوه­ تولید استفاده می­کردند، انقلابی در تکنیک­های تولید انبوه پدید آورده اند که منجر به صرفه اقتصادی برای مشتریان گردید. به عنوان نمونه، اگر چه مشتری می­توانست فقط یک رنگ از خودرو را انتخاب نماید ولی همان خودرو به میزان زیادی ارزان­تر از محصولات مشابه دست­ساز بود. در حالی که مشتریان علاقه­مند به خرید بودند، سازمان­ها نیز مشتاق یادگرفتن این نکته بودند که چگونه یک محصول خاص را به گونه­ای تولید و بازاریابی نمایند تا بیشترین کارایی و صرفه اقتصادی بدست آید [ Hillard & Israeli ‚2002].

2-5-2) از تولید انبوه تا بهبود مستمر: انقلاب کیفیت

هنگامی که شرکت­های آمریکایی در حال حرکت روی منحنی یادگیری برای تولید انبوه اختراعات بودند، شرکت­های ژاپنی پی­بردند که بهبود مستمر فرایند­ها منجر به تولید کم­هزینه­تر و کیفیت بالا­تر می­شود. به این ترتیب دوره بهبود مستمر آغاز گردید. سازمان­های پیشرو با پیاده­سازی مدیریت کیفیت جامع(TQM) در فرایند­های تولید خود، موفق به کسب مزیت رقابتی از نظر قیمت و کیفیت گردیدند. اما هنگامی که دیگر سازمان­ها نیز به این انقلاب پیوستند، دیگر این مزیت رقابتی قابل استمرار نبود. به همین دلیل سازمان­ها به تکاپوی جستجوی روش­های نوین استمرار مزیت­های رقابتی خود افتادند[ Hillard & Israeli ‚2002 ].

2-5-3) از بهبود مستمر تا سفارش­سازی انبوه: انقلاب مشتری

دوره بهبود مستمر هنوز به میزان زیادی ادامه دارد، ولی توجه شرکت­ها از محصولات و فرایندها به سمت موضوعات مربوط به مشتری تغییر یافته است. مشتریان امروزی بیش از هر زمان دیگری در گذشته پرتوقع شده اند. آنها عادت به هزینه­های پائین، کیفیت بالا و تنوع کرده­اند و اگر رضایتشان کسب نشود، به سادگی به سوی رقبا می­روند. امروزه با در نظر گرفتن این واقعیت که بیشتر رقبا نیز آن محصول را با کیفیت بالا و قیمت پایین تولید می­کنند، میزان رقابت سرسام­آور شده­ است. پس اگر سازمانی بخواهد در دوره مشتری مداری کنونی بماند، باید تمرکز فعالیت­های خود را به جای فرایندهای ساخت، به سوی یافتن راه­هایی برای جلب رضایت مشتریان قرار دهد. چالش امروز چگونگی درک شرکت­ها از نیازهای فرد فرد مشتریان و کسب رضایت آنان، در عین پایین نگه داشتن هزینه­ها و بالا بردن کیفیت است و ابزار عملی کردن این مفهوم، به کارگیری CRM می­باشد [Hillard & Israeli ‚2002].

نظریه بازاریابی ارتباطی به طور مشهودی جذاب است، ولی پیاده­سازی گسترده آن با بکارگیری فن­آوری اطلاعات تسهیل گردیده است. این فن­آوری به سازمان­ها اجازه می­دهد تا تعداد زیادی از مشتریان منفرد را شناسایی و مدیریت کند[Knox etal.2003 ].

2-6(زمینه های ظهور مدیریت ارتباط با مشتری

پاتریشاسیبولد (Siebold) طرفدار دیرین سیستم های پشتیبان مشتریان و طرفدار خودکار سازی این سیستم ها، یکی از پیشروان CRM می باشد. او را آخرین کتابش،سه اصل زیر را فهرست کرده است:

1) مشتریان در کنترل هستند. 2)ارتباط با مشتریان ارزشمند است. 3)تجربه مشتریان موضوع مهمی است. سیبولد معتقد است و قویاً اظهار می دارد که مشتریان در کنترل هستند. سیبولد معتقد است که رابطه بین مشتری و عرضه کننده می بایست در رأس فهرست اولویت سازمان باشد. کسب مشتریان هزینه دارد و حفظ این ارتباطات نیز حتی هزینه بیشتری می تواند داشته باشد. با این حال اگر این ارتباط حفظ نشود، هزینه کسب مشتریان یا جایگزین کردن مشتریان جدید بسیار گران خواهد بود. این سرمایه مشتری نامیده می شود. درک تجربیات کامل مشتریان بسیار بیشتر از ساختن یک کالای خوب یا ارائه اطلاعات صحیح به کسانی است که با مشتریان رابطه دارند. با این حال تجربیات مشتریان که سیبولد آنها را در کتابش عنوان می کند برای سازمان حیاتی تر است. سازمان ها دارای فرصت های بیشماری جهت بهبود روش های خود دراداره مشتریانشان با استفاده از CRM به عنوان یک مبنا می باشند، اما این مسأله باید در مناسبات با آنها ایجاد شود: فرهنگ دوست شدن با مشتری و روش ها و فرآیندهای کسب و کار باید چنین چیزی را تضمین کند (Gunin gham 2002)

2-7(محرک های توجه به CRM

الف) محرک های درونی سازمان

رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده است. از نقطه نظر کاملاً اقتصادی سازمان ها می دانند که حفظ مشتری ارزان تر از یافتن مشتری جدید تمام می شود. آمار ها نیز چیزی شبیه به این مسأله را نشان می دهند (Gray and Byun2001)

  • قانون پاره تو (Pareto): این قانون ازعان می دارد 20% مشتریان80 % سودآوری را ایجاد می کنند.
  • در حوزه کالاهای صنعتی، فروش به مشتریان جدید نیازمند 10- 8 تمام فیزیکی است اما فروش به مشتری موجود نیازمند 3- 2 تماس.
  • جذب مشتری جدد 10- 5 برابر گرانتر از تکرار معاملات مشتریان موجود است. برای نمونه گروه مشاوران بستون (Boston Consulting Group) نشان داده است که هزینه بازاریابی مشتریان فعلی از طریق وب 8/6دلار در مقایسه با جذب مشتریان جدیدی از طریق وب است.
  • یک مشتری ناراضی. تجربیات خود را با 10- 8 نفر دیگر در میان می گذارد.
  • % 5 افزایش در هزینه حفظ مشتری تبدیل به افزایش سودآوری % 25 یا حتی بیشتر
    می شود.

ب) محرک تجارت الکترونیکی.

تغییرات صورت گرفته در تجارت الکترونیک عامل دیگر حرکت به سمت CRM است. در تجارت الکترونیکی مشتریان به جای اینکه با فروشندگان به صورت تلفنی یا در جای ساکنی سرو کار داشته باشند در جلوی رایانه خود در منزل و محل کار به خرید مبادرت می کنند. بنابراین سازمان ها نیازی به افراد دارای مهارت فروش برای متقاعد کردن مشتریان ندارند.

ج) محرک های اهداف هزینه

  • افزایش رشد درآمد به لحاظ افزایش رضایت مشتری (مثلاً با افزایش فروش محصولات جانبی یا تکرار خرید)
  • کاهش هزینه های توزیع و فروش (مثلا با بالا بردن احتمال پذیرش محصول توسط ابزارهای تبلیغاتی، استفاده از وب برای کاهش تعداد فروشندگان و کانال های توزیع لازم.)

Ÿحداقل سازی هزینه های پشتیبانی مشتری ( مثلا از طریق دردسترس گذاشتن اطلاعات مشتریان برای نمایندگان فروش، خودکارسازی مراکز تماس جهت دسترسی مستقیم نمایندگان فروش به ترجیحات و تاریخچه خرید مشتریان.

2-8(مدیریت ارتباط با مشتری چیست؟

CRM تمام مؤلفه هایی است که در درون یک سازمان با مشتری و به شیوه ای هوشمند در ارتباطند. فرآیندهای مدیریت مشتری با پشتیبانی نقش های عملیاتی و فناوری کسب و کار، تمام این مؤلفه ها را به هم متصل می کنند.

گروهی CRM را استراتژی، برخی فناوری، بعضی ها فرآیند و دسته ای دیگر آنرا سیستم اطلاعاتی به شمار می آورند ((Thompson2004 در اینجا چند مورد از تعاریف CRM ارائه
می شود:

  • مدیریت ارتباط با مشتری واژه ای برای مجموعه متدلوژی ها، فرآیند ها، نرم افزار و سیستم هایی است که به مؤسسات و شرکت ها در مدیریت مؤثر و سازمان یافته ارتباط با مشتریان کمک
    می کند (Bernett2001)
  • مدیریت ارتباط با مشتری یعنی ایجاد و حفظ ارتباط شخصی شده با مشتریان سودآور، از طریق استفاده مناسب از فن آوری اطلاعات و ارتباطات ( Rayne 2000,Hippner etal 2001, Wildeetal 2001)
  • مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک فرآیند، متشکل از نظارت بر مشتری (مثل جمع آوری داده های مناسب آنان)، مدیریت و ارزشیابی داده ها و نهایتاً ایجاد مزیت واقعی از اطلاعات استخراج شده در تعاملات با آنان است (Hampe and swatman 2002)
  • مدیریت ارتباط با مشتری، استراتژی جامع کسب و کار و بازاریابی است که فناوری، فرآیندها و تمام فعالیت های کسب و کار را حول مشتری یکپارچه می سازد (Feinbery and Romano 2003)
  • ایجاد ارتباط با تک تک مشتریان ارزشمند از طریق استفاده مؤثر از اطلاعات حساب های مشتری (Katler 2003):
  • سایر تعاریف مدیریت ارتباط، مشتری عبارت است از:
  • مدیریت ارتباط با مشتری نوعی استراتژی سازمانی جهت ایجاد و حفظ ارتباطات بلند مدت و سود آور با مشتریان است. برنامه های موفق CRM با فلسفه سازمانی که فعالیت های خود را حول نیاز های مشتریان یکپارچه می کند شروع می شوند.
  • روش بهینه سازی ارتباط با مشتریان (مثل مدیریت مشتریان و خدمت به آنها) با استفاده از آخرین فناوری های اطلاعات یا مدلهای کسب و کار.
  • مدیریت ارتباط با مشتری یک سیستم اطلاعاتی یکپارچه است که در جهت برنامه ریزی، زمان بندی و کنترل فعالیتهای قبل و بعداز فروش سازمان بکار می رود و هدف آن توانمند ساختن مشتریان جهت تعامل با سازمان ها از طریق ابزارهای متعددی چون وب، تلفن، فکس، ایمیل و امثالهم و دریافت خدمات است.
  • فرآیند ها و سیستم هایی که فعالیت های فروش، بازاریابی، مدیریت تماس وپشتیبانی را جهت ادامه تعاملات با مشتریان در هم ترکیب می کند و ابزاری را ارائه می دهد که سابقه مشتری، فروش محصول و سودآوری، پی گیری و مدیریت تماس، اطلاعات وضعیت سفارشات و پی گیری عایدات و خدمات را تجزیه و تحلیل می کند.

2-9(اهداف CRM

  • اهداف CRM از دیدگاه بارنت (Burnett)

بارنت در سال 2001 تصریح می کند که اهداف CRM را عموماً می تواند در سه گروه: صرفه جویی در هزینه ها، افزایش درآمد و اثرات استراتژیک قرار دارد. وی اذعان می دارد که اهداف زیر برای سازمانی که CRM را اجرا می کند منطقی به نظر می آید (Burnett 2001):

- افزایش درآمد حاصله از فروش: وقتی سازمان ها زمان کمتری را صرف جمع آوری اطلاعات مشتریان کنند می توانند وقت بیشتری را به خود مشتریان اختصاص دهند که این در بالا بردن درآمد آنها مؤثر است.

- بهبود میزان موفقیت: سازمان ها با اجرای CRM از رفتار غلط با مشتریان در فرآیند فروش اجتناب می کنند.

- افزایش سود: در نتیجه شناخت مشتریان، ارائه ارزش و تخفیف قیمت به آنها.

- افزایش میزان رضایت مشتریان: به علت اینکه مشتریان در می یابند محصولات و خدمات سازمان هم راستا با نیازهای مشخص آنها است

- کاهش هزینه های اداری بازاریابی و هزینه های عمومی فروش: زمانی که سازمان ها تخصصی گشته و دارای اطلاعات خوبی درباره مشتریان هدف خود شوند، این امر واقع می شود. از این رو از منابع خود بهتر استفاده می کنند و هیچ تلاشی از آنها باعث اتلاف زمان یا وجوه نمی شود.

  • اهداف CRM از نقطه نظر نول (Newell)

نول در سال 2000 بیان داشت که کلید CRM، شناسایی چیزهایی است که برای مشتریان ایجاد ارزش کرده، سپس ارائه آنهاست (Newell 2000). در این دیدگاه در حالی که مشتریان دارای نگرش های مختلفی به ارزش هستند، روش ها بسیاری برای ارضای هر کدام از آنها وجود دارد. بنابراین اهداف CRM عبارتند از:

- شناسایی ارزش های خاص هر بخش از مشتریان

- درک اهمیت نسبی آن نیازها برای هر بخش مشتری

- تعیین اینکه آیا ارائه چنین ارزش هایی به شیوه ای مثبت اثر گذار خواهد بود یا خیر

- ارتباط دادن و ارائه ارزش های متناسب هر مشتری به شیوه ای که آنها بخواهند اطاعات را دریافت کنند.

- اندازه گیری نتایج و اثبات بازده سرمایه گذاری.

  • اهداف CRM از نظر سویفت (Swift):

سویفت در سال 2001 بیان داشت که هدف CRM افزایش فرصت های کسب و کار از طریق زیر است (Swift 2001):

- ارائه محصولات صحیح به هر مشتری

- ارائه محصولات صحیح از طریق کانال های صحیح به هر مشتری

- ارائه محصولات صحیح در زمان صحیح به هر مشتری

  • اهداف CRM از دیدگاه گالبریث و راجرز (Galbreath and Rogers)

این دو محقق معتقدند که عوامل بسیاری بر تصمیم خرید مشتری تأثیر می گذارد. مشتریان محصولات و خدماتی را خریداری می کنند که انتظاراتشان را بر آورده کرده یا فراتر از آن بوده و توجهات اختصاصی شده کارکنان را در بر داشته باشد (Galbreath and Rogers) آنها سه هدف عمده CRM را به شرح زیر می دانند:

- سفارش سازی

- ایجاد ارتباط شخصی شده (اختصاصی شده برای هر مشتری)

- ارائه خدمات پشتیبانی بعد از فروش

  • اهداف CRM از نقطه نظر کالتاکوتا و رابینسون (Kaltkota and Robinson)

بر اساس نظارت این محققان CRM نوعی چارچوب یک پارچه و استراتژی کسب و کار محسوب می شود. (Kaltakota and Robinson). آنها سه هدف را برای چهارچوب سازمانی CRM شناسایی گردند:

- استفاده از ارتباط با مشتریان موجود برای افزایش درآمد (افزایش سودآوری از طریق شناسایی، جذب و حفظ بهترین مشتریان)

- استفاده از اطلاعات یکپارچه شده برای خدمات برتر( استفاده از اطلاعات مشتریان برای ارائه خدمات بهتری به نیازهای آنها)

- معرفی فرآیند ها و روش های سازگار مکرر.

2-10(اصول CRM:

فرآیند ها و برنامه های کاربردی مدیریت ارتباط با مشتری، بر اساس اصول پایه ای به شرح زیر می باشد (Gray and Byun2001):

- هدف گذاری کردن تک تک مشتریان: یکی از اصول مدیریت ارتباط با مشتریان این است که مشتریان دارای انتخاب فراوانی بوده و هر مشتری محصولات و خدمات خاص خود را می طلبد. CRM به لحاظ اینکه بر اساس فلسفه اختصاصی سازی است با هر مشتری به صورت جداگانه رفتار می کند. اختصاصی سازی به این معنی است که مضامین و خدمات ارائه شده به مشتری می بایست بر اساس ترجیحات و رفتار های آنان طراحی شود. این عمل موجب راحتی مشتری و افزایش هزینه های آن برای تغییر فروشنده می شود.

- انتخاب مشتری بر اساس مفهوم ارزش طول حیات مشتری: در مدیریت ارتباط با مشتری این اصل مورد توجه قرار گرفته است که مشتریان مختلف ارزش متفاوتی برای سازمان دارند، لذا باید سود آورترین آنها جذب و حفظ شونده یک سازمان از طریق متمایز سازی می تواند منابع محدود خود را برای کسب بازدهی بهتر تخصیص دهد.

2-11(مفروضات اساسی مدیریت ارتباط با مشتری:

- اقدامات مبتنی بر عادت:

ایده اساسی CRM این است که رفتار آینده مشتری توسط رفتار مشابه یا قبلی آنان تعیین می شود. به عبارت دیگر مردم مانند دیروز و یا ماه قبل خود رفتار می کنند. این فرض تا حدی درست است و تا حدی نادرست. با مرور زمان الگوها رفتار تغییر می کنند. بنابر این مسئله مهم پیش بینی رفتار آینده است که با این کار سازمان می تواند به روش بهتری به تقاضا و ترجیحات در حال تغییر مشتریان خود خدمت کند.

- اطلاعات فعلی مربوط به مشتریان همیشه درست است.

حفظ کیفیت اطلاعات رفتاری و جمعیت شناختی مشتریان (سن، جنس،درآمد و غیره) از اهمیت شایانی برخوردار است. تصمیم صحیح مستلزم داده ها و اطلاعات صحیح است. پایگاه داده های مشتری از منابع مختلف و توسط روش های مختلف ورودی به دست می آید. لازم است به مرتب سازی و پاکسازی داده ها به طور دوره ای توجه و برای آن هزینه قابل ملاحظه ای شود تا برای کاربرد در CRM مفید واقع شوند.

- مشتریان خواهان رفتار، خدمات و کالاهای اختصاصی و متنوع هستند.

فرض اساسی CRM این است که مشتریان همیشه خواهان کالاها وخدمات منحصر به فردند با این حال این فرض همیشه نمی تواند برآورده شود. زیرا یک سازمان همیشه نمی تواند تمام کالا ها و خدمات لازم را ارائه دهد افزودن بر این به جای اختصاصی سازی محصولات، تصمیمات خرید مشتریان برای کالاها و خدمات از یک روند خاصی تبعیت می کند. توسعه فناوری نیز در فرآیند تصمیم گیری مهم است بنابراین برخی ها به اهمیت ارائه کالا ها و خدمات صحیح در زمان صحیح به جای ارائه کالا ها و خدمات اختصاصی معتقدند (Gray and Byun 2000)

2-12) مدل­های اجرای CRM

2-12-1) مدل Light & Holland

یک زیر ساختار مناسب IT می تواند آرمان و استراتژی کسب و کار را پشتیبانی کند. در حالیکه زیر ساختار ضعیف و غیر متمرکز می تواند به شکست بینجامد. خیلی از شرکت ها برای برنامه ریزی IT و مدیریت سیستم های موجودشان به CRM روی آورده اند.[ Holland & Light,1999].

رویکردهای استراتژیک مختلفی برای پیاده سازی CRM وجود دارد. از دیدگاه مدیریت مسائل پیاده سازی موثر به دو گروه استراتژیک و تاکتیکی طبقه بندی شده اند. شکل 2- 1 بیانگر این موضوع است.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی علل طلاق و رابطه آن با فرار دختران

خانواده به عنوان اصلی ترین پایگاه اجتماعی جایگاهی رفیع در زمینه پرورش استعداد و تربیت فرزندان لایق و مفید برای جامعه دارد متأسفانه شرایط کنونی زندگی بشر در قرن حاضر، مشکلات جمعیتی و رشد روزافزون مشکلات اقتصادی اکنون بیش از هر زمان دیگری، نقش تربیتی خانواده ها را به جهت ایجاد مشغله های فکری و شغلی والدین کمرنگ تر کرده است تا آنجا که والدین از مهمتر
دسته بندی فقه و علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 842 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 143
بررسی علل طلاق و رابطه آن با فرار دختران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

خانواده به عنوان اصلی ترین پایگاه اجتماعی جایگاهی رفیع در زمینه پرورش استعداد و تربیت فرزندان لایق و مفید برای جامعه دارد. متأسفانه شرایط کنونی زندگی بشر در قرن حاضر، مشکلات جمعیتی و رشد روزافزون مشکلات اقتصادی اکنون بیش از هر زمان دیگری، نقش تربیتی خانواده ها را به جهت ایجاد مشغله های فکری و شغلی والدین کمرنگ تر کرده است. تا آنجا که والدین از مهمترین و اساسی ترین وظیفه خود که همانا تربیت فرزندان صالح و شایسته است باز می مانند از سوی دیگر بی مبالاتی خانواده ها در خصوص نقش تربیتی و هدایتگری خود نیز قطعاً بر حجم مشکلات موجود افزوده و باعث افزایش میزان ناهنجاریها در جامعه و به نوعی خانواده را نیز در آستانه یک بحران تربیتی قرار داده است. رواج این تفکر که می گوید برای تربیت فرزندم، وقت ندارم، یا گرفتاریها خانه و زندگی را چه کنم؟ و یا «مدرسه چه کاره است» در نزد والدین بیانگر نوعی فرار از مسئولیت می باشد.

فرزندان با افکار و آرمانهای نو در دنیایی که هر روز دستخوش تغییرات فراوان است به نام حقوق حق خود به جنگ افکار پدر و مادر می روند. پدر و مادران که دنیای آرزو و خیالات خود نقش بنیانگذاری کاخ با عظمت سعادت فرزند را می کشند با بحرانهای خانوادگی و توقعات بی منطق پیش بینی شده رو به رو می شوند.

اسارت، خانه به دوش و بالاخص فاصله عظیم بین توسعه مادیات و ترقی معنویات باعث تضاد فکری اطفال و خانواده آنان گردیده و ا عتراضات اطفال ناشی از این تضادها به عناوین مختلف با رفتار ضداجتماعی، از قبیل جرائم مختلف و اخلال در نظم و آرامش اجتماعی و حالت بی قیدی و سرکشی و پرخاشگری و ترک خانه و خانواده و اعتیاد و غیره آشکار سازد.

آرزوهای دختران فراری «کاش گناهم را می بخشیدند».

دلم برای خانه تنگ شده است. برای بالش صورتی گل سفیدم که بوی اشک و پر می داد. برای بوته گل سرخ گوشه باغچه، که فکر می کردم مثل من اسیر آن خانه شده است، اسیر خاک.

دلم برای همه چیز تنگ شده است، کاش انتقام همه نداشتن هایشان را، همه خواسته هایشان را از من نمی گرفتند، آنها دستهایشان خالی بود اما محبت توی دلشان که تمام نمی شد. توی آن دلهای خسته و غمگین هنوز مهر بود. من بودم... پس چرا ندیدند. کاش برایم راه برگشت را باز می گذاشتید. کاش دل شما برای من تنگ شده بود. اگر شما من را برای همه خطاهایم ببخشید، حتماً خدا هم می بخشد مرا.

حتماً خدا من را توی چشمه لطفش پاک می کند می گذارد که برگردم...؟!

بیان مسأله

هنگامی که طلاق زنجیره خانواده را از هم می گسلد پدر و ماد رهویت جداگانه ای می یابد ولی آن کس که دیگر نامی ندارد و بی پناه و متزلزل در اجتماع رها شده، فرزند است حتی اگر زیر چتر حمایت یکی از والدین باشد، باز جامعه به دیده یک درمانده به او می نگرد که سرپرستی ندارد. هنگامی که نفرت و اختلاف عمیق و مخاصمه به کانون راه یافت و بقای نظم خانوادگی بین افراد آن متزلزل و دشوار گردید.

چگونه می توان به حفظ این کانون ابراز نفرت موافق بوده و در این صورت است که باید چاره اندیشی کرد. تفرقه و جدائی بین زن و شوهر کاری زشت و ناپسند است زیرا مصائب آن دامنگیر دیگران می شود. طلاق احساسات تلخ و ناباوری را به همراه دارد که درک آن برای بیشتر خانواده ها مشکل است. راستی طلاق چگونه بر سرنوشت و زندگی این کودکان اثر می گذارد. مهمترین علت فرار دختران ا زخانواده ها، طلاق والدین است. طلاق باعث سست شدن روابط عاطفی و ارتباطات سالم ا نسان می شود واین خلاء عاطفی باعث می شود دختران از خانه بگریزند و بنابراین در این تحقیق قصد پاسخگویی به این سؤال را داریم که: چه عواملی منجر به فرار دختران از منزل می گردد؟

اهمیت و ضرورت مسأله

با توجه به اهمیت نوجوان در جامعه و خانواده تا جایی که اکثر متخصصان خانواده سالم را به عنوان عامل اصلی سازگاری اجتماعی و عاطفی در نظر می گیرند. آگاهی از عوارض ناسازگاری نوجوانان خصوصاً اثر آن بر فرار نوجوانان ار منزل گامی است در جهت توجه به شناسایی دقیقتر و ماهیت این مسئله اجتماعی و توجه به آن و نکته مهمتر، پیشگیری از آن، تا از هرز رفتن قابلیتهای عظیم جامعه جلوگیری شود. تزلزل نظام خانواده که تا یک دهه پیش کاملاً مستحکم می نمود. وجود شکافهای عمیق بین نسلها، مسئله زنان خیابانی که، امروز «ویژه» خوانده می شود، وجود دختران فراری گریزان از خانواده به همراه رشد روزافزون و پیش بینی روند اعتیاد بین نوجوانان از اهم این مسائل بودند. وقتی اعلام شد در ایران از هر 10 مورد ازدواج، 4 مورد آن به طلاق می انجامد و زمانی که آمار از وجود بیش از 6 هزار نفر فراری خبر دادند همه دریافتند ا بعاد فاجعه جدی تر و عمیق تر از آنی است که تا به حال تصور می کردند و مسئولان متوجه شدند با جامعه آرمانی که برای مردم تصویر کرده بودند فرسنگ ها فاصله دارند.

با توجه به اینکه از دیدگاه اجتماعی مسئله فرار به عنوان یک مشکل در سطح جامعه مطرح بوده پیامدهای مخربی را بدنبال دارد پس شناسایی و کشف روابط بین خانواده و دختران نشان خواهد داد که چرا احتمال بروز پدیده فرار دختران افزایش می یابد و عوامل تأثیرگذار درکاهش این پدیده چیست؟

اهداف تحقیق

همانطور که نمی توان هیچ یک از مشکلات اجتماعی را به طور قاطع و کلی از بیخ و بن ریشه کن نمود، از بین بردن و ریشه کن ساختن قطعی بزهکاری نوجوانان و جوانان کاری است بس مشکل و حتی غیرممکن.

با وجود این روش هایی وجود دارد که با استفاده از آن می توان احتمال بروز چنین پدیده هایی را کاهش داد و از گسترش روزافزون آن جلوگیری کرد.

هدف از انجام تحقیق

1-تعیین عوامل مؤثر بر فرار دختران از منزل

2-ارائه راهکار با توجه به نتایج تحقیق

طرح سؤالات

1-آیا جدایی والدین در فرار دختران از منزل مؤثر است؟

2-آیا سطح درآمد خانواده در میزان گرایش دختران به فرار مؤثر است؟

3-آیا بین وجود نامادری و گرایش دختران به فرار رابطه وجود دارد؟

فرضیه

1-بین جدایی والدین و فرار دختران از منزل رابطه وجود دارد.

2-بین سطح درآمد خانواده و میزان گرایش دختران به فرار رابطه مستقیم وجود دارد.

3-وجود نامادری عامل مؤثر به گرایش دختران به فرار است.

4-میزان گرایش به فرار در دختران بیش از پسران است.


منظرگاههای جامعه شناختی خانواده

- خانواده صرف نظر از نوع و شکل آن اولین هسته اجتماعی است. که در بستر آن بواسطه تفکیک نقش ها سیستم های حقوقی، تربیتی و اقتصادی ترسیم شده و به تدریج در اثر تغییرات اجتماعی منبعث از نظام اقتصادی وارد مراحل تازه تری از رشد و تکامل در عرصه جامعه و تاریخ گردید.

لوئیس مورگان مردم شناس آمریکائی

مسیر تبلور خانواده را مبتنی بر نظریه تکاملی خویش در جهار مرحله بیان می کند از نظر او خانواده همیشه و در همه حال در یک روند تکاملی از مرحله پست تر به مراحل عالی تر قرار داشته است. در ابتدا مبادلات جنسی بدون مانع مقرر بود و هر زنی به هر مردی، و هر مردی به هر زنی می توانست متعلق باشد ولی نتیجه این تجارت جنسی بدون قاعده اجباراً هر ج و مرج نبود زیرا ازدواج های فردی موقتی نفی نشده بود و از همین جا شکل های مختلف خانواده پدید آمد خانواده هم خون اولین شکل خانواده است. که در آن ازدواج والدین با فرزندان ممنوع است. شکل بعدی خانواده پونالوئن به معنای دوست و رفیق صمیمی است. که در آن ازدواج خواهران و برادران نیز منع شده است. پس از آن نوبت به خانوداده سندیاسمیکس می رسد که در آن مرد با یک زن زندگی می کند ولی چند زنی و عدم وفاداری نسبت به زن از حقوق مرد به شمار می رود و همین شکل ازدواج ریشه ازدواج یک همسری در دنیای امروز است. از این رو خانواده از تمایلات زیستی بشر نشأت گرفته و در یک پروسه مشخص سیر تکاملی در تاریخ به خود بخشید و به دنبال آن انطباقی منطقی بین فرهنگ و طبیعت به وجود آورد به این معنی که در این روند طولانی کنشهای متقابل و ضررهای ناشی از آن به زایش یک نظام حقوقی مدون در متن روابط آدمیان منجر گردید و به حسب آن «تابد و تحریم» به عنوان یک یاور عمیق ذهنی و اعتقادی در متقضیات زمانی خود شکل گرفت و در عمق جامعه و فرهنگ بشری ریشه دوانید.

امیل دورکیم

جامعه شناس بزرگ فرانسوی خانواده را یک نهاد لاینفک از جامعه به شمار می آورد که در فراگرد فعل و انفعالات اجتماعی فرم اساسی خود را باز می یابد. از این رو امیل دورکیم نیز به دنبال تبیین جامعه از مراحل رشد و تکامل خانواده، در پروسه تاریخ کیفیت و چگونگی آن را به صورت نسخه ای همگانی برای تمام جوامع بشری تجویز می نماید. از نظر او خانواده به عنوان یک پدیده اجتماعی و نه زیستی و طبیعی مراحل چهارگانه ای را به قرار زیر طی نموده است.

مرحله کلان که به زغم دورکیم مکان بی شکل بدون همسر اولین نوع خانواده است، مکان به عنوان یک واحد عمده سیاسی همچون یک خانواده بزرگ با دنیایی مشخص است که اعضای وابسته به آن همخون یکدیگر بوده و هم از این روست که ازدواج بین آنها ممنوع است این مکان می تواند مادرتبار یا پدرتبار باشد مفهوم دیگری که در این راستا مکمل مکان به شمار می آید سیب است که گروهی که خویشان را شامل می شود که برپایه بنایی مشترک و به صورت یک خطی (پدری یا مادری) دارای توتمی واحد می باشند و وجه تمایز آن با مکان در آن است که سیب فاقد بعدمکانی است مرحله مکانی به دو قسمت تقسیم می شود در آغاز مکان بی شکل و سپس بزرگ و دارای تقسیمات درونی.

خانواده پدرسالاری روم قدیم که خانواده ای است پدرمحور و مرد بودن درآن امتیاز به شمار می آید. خانواده زن و شوهری که آخرین نوع خانواده د رجهان است و ناشی از فرآیند تطوری مبتنی بر انقباض تدریجی به طور گوناگون مانند حجم و ابعاد آن که خانواده هسته ای کوچکترین واحد خانوادگی به شمار می آید و از نظر کیفی کمترین وظایف ممکن را داراست. قدر مسلم هیچ قاعده جبری بر این امر صادق باشد زیراجوامع بشری هر یک بنا برمقتضیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درون خود کنشها و واکنشها و نیز تأثیر و تأثرات خاص خود داشتند که نسبی و غیرقابل تعمیم بوده و هستند که نهادها و سازمانهای اجتماعی به مقتضیات تغییر، تداوم، تثبیت می یابند.

مارک بلوخ

قبل از قرن نهم میلادی که دولتها قدرت کافی برای حمایت افراد در خانواده را داشته اند. خانواده کوچک زن و شوهری وجود داشته. فردپرستی در قوانین خانواده آن دور دیده می شود. مرد و زن مثل شوهر، بدون اجازه از گروه خانوادگی و اقوام می توانسته اموال خویش را بفروشد یا منتقل کند. به معنای دیگر تعیین کننده اصلی در گستردگی یا هسته ای بدون خانواده میزان احساس امنیت اجتماعی افراد وجود انسجام و نظم عمومی بوده است. از این رو چون تمام جوامع بشری در یک نگاه نظرگاه وسیعتر به دوره های شناخته شده تاریخی راه نیافته و نیز برخی دیگر در فرایند ممتاز سیر تحول و دگرگونی خویش را پی گرفتند ضرورتاً می باید در مورد هر یک به حسب مقتضیات ساختاری اش به مطالعه پرداخت اما آنچه که در یک نگاه کمی صرف نظر از فعل و انفعالات رخ داده در بطن جوامع بارز هویداست این است که خانواده از گذشته های دور تا کنون همواره مسیریی را از گسترده بودن تا هسته ای بودن در پیش داشته و بر اساس آن و نیز بر حسب ضروریات تاریخی کارکردهای آن نیز دستخوش تغییرات عمده ای شد هاست. برخی بر این باورند که آنچه تعیین کننده اصلی در فرم و شکل خانواده طی دوران مختلف تاریخ بوده است شرایط تولید اجتماعی و چگونگی مالکیت ابراز است.

فردیس انگلس

ساتریالیست بزرگ قرن نوزدهم منظور خانواده را در سیر تحول جبری دنبال می کند و از نظر خانواده متأثر از شرایط تولید و نظام اجتماعی ناشی از آن طی تاریخ همواره نسبت به دوره های پیش و بعد از خود دارای مختصات خاصی بوده که «ازدواج یک همسری» آخرین مرحله «در حال حاضر» در مسیر تطور آن به دنبال اختلاف آزاد جنسی «کمنیسم ابتدائی» به شمار می آید ازدواج یک همسری تاریخی، منبعث از شرایطی که در آن تولید کالاهای تجارتی سرمایه ای، پولی و قشر واسط بین مالک و تولیدکننده رونق گرفته و سیمای تمدن امروزی خود را در قالب بورژوازی به تاریخ عرضه نموده است. خانواده یک همسری تاریخی از نظر انگلس مبتنی بر ازدواجی است که در آن منافع طبقاتی بیش از هر چیز دیگری به چشم می خورد و از این لحاظ اصطلاح تاریخی بر آن به کار می گیرد که این مرحله به دنبال تحولات اجتماعی ناشی از ماهیت کار و تولید پس از فئولاریسم پدیدار گردیده او معتقد است که یک همسری تاریخی فقط در شرایط اج تماعی نظام بورژوازی شکل می گیرد و آن نیز به دلیل حفظ انتقال ماکسیت خصوصی است. که عموماً مبتنی بر موقعیت اجتماعی و نظرگاه طبقاتی بوده و ماکسیت خصوصی مدار اصلی این باور است. بشر در دوران ابتدائی حیات اجتماعی اش که مقارن است با عدم مالکیت خصوصی خانواده را در قالب کمونیسم و توأم با تفکیک نقش و وظایف هر یک از اعضای آن در تولید اجتماعی به موازات نیازهای مشترک شکل خاصی بخشیده که درآن رهبری به دلیل فعالیتهای خاص آنان مانند کوزه گری، پارچه بافی و ... به عده زنان بوده و تأمین غذائی خانواده ها را مردان آن عهده دار بوده اند.

پل بوهامان:

انواع جدایی را که در جریان طلاق پیش می آید توصیف کرده است:

الف) طلاق روانی: در طلاق روانی موضوع عشقی ترک شده و واکنش سوگ در مرگ رابطه از هم گسسته به وقوع می پیوندد. در این جا طلاق موجب می شود که شخص وضعیت وابستگی خود بگسلد و مستقل شود. این جدایی ممکن است بسیار دشوار باشد مطالعات نشان داده است که رهایی از آثار روانی طلاق 2 سال به طول می انجامد در طول این مدت شخص نسبت به همسر قبلی خود بی تفاوت شده و هر یک از طرفین هویت تازه ای به عنوان فرد مجرد پیدا می کند.

ب) طلاق قانونی: این فرایند شامل مراحل قانونی و حضور در دادگاه است تا طرفین حق ازدواج مجدد را بدست آورند.

ج) طلاق اقتصادی: تقسیم دارایی زوج بین آن د رحمایت اقتصادی از زن و موضوع اساسی در طلاق است.

د) طلاق جامعه ای: شبکه ی اجتماعی زوج طلاق گرفته تغییرات قابل توجهی پیدا می کند معدودی دوستان و آشنایان از جامعه ی قبلی باقی می مانند و تعدادی نیز به جمع افزوده می شوند. در بعضی موارد نیز زن و شوهر بدون طلاق از هم جدا می شوند و طبیعی است که در زندگی پدر و مادر مجرد تجربه بسیار متفاوتی است.


تاریخچه

رسم همسر گزینی و تشکیل خانواده تاریخی بسیار کهن دارد و در واقع انسانها با توجه به شرایط و مقتضیات فرهنگی جامعه و امکانات اقتصادی و اجتماعی خود با پذیرش این رسم وارد دوران جدیدی از زندگی خود می گردند. تحولات تدریجی از زمانهای دور تا به حال بنا به ت کامل زندگی اقتصادی انسان از کشاورزی به صنعتی شکل قدیمی خانواده را از خانواده گسترده دستخوش گسستگی نموده و خانواده با مختصات جدید به مفهوم خانواده هسته ای را پایه گذاری کرده اند شکل کنونی خانواده تک همسری ثمره تحول تاریخی طولانی نهاد خانواده و رابطه زن و مرد است. که اشکال گوناگونی از قبیل چند همسری، چند شوهری، خانواده پدرسالاری و گسترده را از سرگذرانیده شکل خانواده و تلاش برای بقاء و پایداری آن خود پدیدها ی جهانی است و بین جوامع مشترک است و خانواده در هر جامعه تحت تأثیر فرهنگ آن جامعه است و کیفیت و شکل آن در جوامع مختلف متفاوت است. معذالک نکته ای که واقعیت دارد این است که طلاق به عنوان عارضه ای در اجتماعات انسانی از دیرباز تاکنون معمولی است که علل عدیده ای در حدوث آن نقش داشته اند و چنانچه از بداهت امر پیداست، شناخت علل و عوامل معضل اجتماعی نیازمند کنکاش دقیق و وسیع در تمامی اجزائی است که گیتی را به نام خانواده ایجاد می نماید. مسئله طلاق یکی از غامص ترین پدیده های اجتماعی عصر ما را از دیدگاه کسانی که بیش از همه از آن لطمه می بینند در بردارد.

پدیده طلاق راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر در فرو ریختن ساختمان خانواده قطع پیوند زناشوئی و اختلال در ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد. سابقه طلاق به 20 قرن می رسد مذاهب عمده همانطور که در زمینه ازدواج زن و مرد رهنمودها و معیارهایی مقرر کرده است، به امکان قطع این رابطه نیز پرداخته اند اما فقط در چند دهه اخیر است که طلاق به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی مطرح است.


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید

بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام(ص) با تکیه برحکمت، موعظه و مجادله احسن

پایان نامه حاضر تحت عنوان «بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت، موعظه و مجادله احسن» با توجه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) و دیگر منابع از کتب معتبر اسلامی به بررسی عمده ترین شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته استنوشتار حاضر در پنج فصل و هر فصل مشتمل بر بخشهای مجزا به بررسی مفهوم حکمت ، موعظه و مجادله احسن ،
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 4363 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 119
بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام(ص) با تکیه برحکمت، موعظه و مجادله احسن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه ................................................................................................. 1

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع............................................................... 6

1 – 2 – سؤالات تحقیق........................................................................... 6

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق............................................................................. 7

1 – 4 – روش تحقیق.............................................................................. 8

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق................................................................ 8

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل................................ 10

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت............................................... 10

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه............................................... 13

2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل.................................................. 14

2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم ................ 15

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت ............................................................. 15

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه............................................................. 17

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل................................................................. 18

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم.................................... 18

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص) ......................................................... 19

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل 23

فصل سوم : جلوه های حکمت الهی از منظر قرآن و روایات معصومین

3 – 1 – اهمیت حکمت از نظر اعتقادی در قرآن و روایات ............................... 28

3 – 1 – 1 – حکمت و توحید.................................................................... 28

3 – 1 – 2 – حکمت و نفی از شرک .......................................................... 31

3 – 2 – حکمت در نبوت و شریعت ........................................................... 33

3 – 2 – 1 – حکمت الهی ، هدف بعثت انبیاء ............................................... 33

3 – 2 – 2 – حکمت الهی ، اخذ و میثاق با پیامبران ........................................ 36

3 – 3 – اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم .......................................... 37

3 – 3 – 1 – لقمان حکیم ........................................................................ 37

3 – 3 – 1 – 1 – برگزیده هایی از سخنان حکمت آمیز لقمان ............................ 39

3 – 3 – 2 – حکمت حضرت داود ( ع )...................................................... 41

3 – 3 – 2 – 1 – آزمون داود ( ع )............................................................ 43

3 – 3 – 2 – 2 – سخن خداوند با داود ( ع ) و گزیده ای از سخنان آن حضرت........ 45

3 – 3 – 3 – حضرت عیسی ( ع )............................................................ 47

3 – 3 – 3 – 1 – برگزیده ای از حکمت ها و مواعظ عیسی ( ع )....................... 49

3 – 3 – 4 – حضرت یحیی ( ع ).............................................................. 49

3 – 3 – 5 – حضرت موسی ( ع )............................................................. 51

3 – 4 – بررسی حکمت بر پیامبر ( ص ) مبنی بر اعطای فضل بر او و خاندانش « علیهم السلام » 52

3 – 5 – حکمت و نزول قرآن.................................................................... 55

3 – 6 – حکمت و معاد........................................................................... 58

3 – 7 – حکمت و بی رغبتی به دنیا در قرآن کریم........................................... 60

3 – 8 – حکمت و تواضع........................................................................ 62

3 – 9 – تأویل حکمت در قرآن و روایات...................................................... 64

3 – 9 – 1 – حکمت حقیقی ، معرفت به اولیاء و ائمه معصومین ( علیهم السلام )..... 64

3 – 9 – 2 – ائمه معصومین ، وارثان علم و حکمت الهی.................................. 67

3 – 9 – 3 – ائمه معصومین ، معادن حکمت الهی.......................................... 70

3 – 9 – 4 – ائمه معصومین ، مستودع حکمت الهی........................................ 71

3 – 9 – 5 – ائمه معصومین ، دعوت کننده به خداوند با حکمت.......................... 73

3-10- نتیجه گیری بحث.......................................................................... 74

فصل چهارم : جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصومین

4 – 1 – مفهوم و اهمیت موعظه................................................................ 78

4 – 2 – موعظه در قرآن کریم................................................................... 80

4 – 3 – موعظۀ اخلاقی........................................................................... 84

4 – 4 – موعظه نفسانی........................................................................... 85

4 – 5 – موعظه پذیری و تکبر.................................................................. 86

4 – 6 – تأثیر گذاری موعظه.................................................................... 88

4 – 6- 1 – شروط موعظه و وعظ.............................................................. 90

4 – 7 – آداب موعظه کردن ..................................................................... 93

4 – 8 – اقسام موعظه............................................................................. 94

4 – 8 – 1 – موعظه ناپسند ( ناآگاهانه و شیطانی ).......................................... 94

4 – 8 – 2- موعظه حسنه ...................................................................... 95

4 – 9 – تفاوت موعظه و حکمت................................................................ 98

4 – 10 – تأویل موعظه حسنه در قرآن و روایات معصومین.............................. 99

4– 10 – 1 – نصیحت در زیارت جامعه کبیره............................................... 103

4 – 11 – نتیجه گیری بحث...................................................................... 104

فصل پنجم : جلوه های مجادله از منظر قرآن و روایات معصومین

5 – 1 – مفهوم مجادله............................................................................. 108

5 – 2 – انواع مجادله در قرآن و روایات معصومین......................................... 109

5 – 2 – 1 – مجادلۀ اَحسن ...................................................................... 109

5 – 2 – 1 – 1 – مجادله اَحسن در قرآن کریم................................................ 109

5 – 2 – 1 – 2 – مجادله اَحسن در روایات................................................... 112

5 – 2 – 2 – مجادلۀ غیر اَحسن ................................................................ 114

5 – 2 – 3 – مجادلۀ عالمانه..................................................................... 117

5 – 2 – 4 – مجادلۀ جاهلانه..................................................................... 119

5 – 3 – مجادلۀ اَحسن پیامبران الهی............................................................ 120

5 – 3 – 1 – مجادلۀ انبیاء الهی از دیدگاه قرآن کریم......................................... 120

5-4- جلوه های مجادلۀ اَحسن رسول اکرم ( ص ) از دیدگاه قرآن کریم.................... 122

5 – 4 – 1 – احتجاج آن حضرت در برخورد با یهودیان.................................... 122

5 – 4 – 1 – 1 – احتجاج در مورد پسر خدا بودن عزیز پیامبر به زعم یهودیان........ 122

5 – 4 – 2 – احتجاج آن حضرت در برخورد با مسیحیان................................... 124

5 – 4 – 2 – 1 – احتجاج در مورد شفای جوان بیمار....................................... 124

5 – 4 – 2 -2 - احتجاج در مورد مقیاسۀ معجزۀ عیسی ( ع ) با معجزه پیامبر(ص)... 124

5 – 4 – 2 – 3- پاسخ پیامبر (ص) به مسیحیان در مورد عیسی (ع) و دعوت آنان به مباهله 125

5 – 4 – 3 – احتجاج آن حضرت در برخورد با مشرکین و ملحدین....................... 127

5 – 4 –3 – 1 – احتجاج در شبهۀ حلول الهی در هیاکل و صور.......................... 127

5 – 4 – 3 –2 – احتجاج در شبهه تعیین و انتخاب پیامبر الهی............................ 128

5 - 5 – فطری بودن گفتگوی جدلی............................................................ 129

5 - 6 – زمینه های مجادلۀ غیر احسن ( باطل )............................................. 132

5 -7 – اهداف مجادله.............................................................................. 135

5- 8 – نتیجه گیری بحث......................................................................... 137

نتیجه گیری کلی .................................................................................... 139

منابع و ماخذ ........................................................................................ 142

چکیده انگلیسی


چکیده:

پایان نامه حاضر تحت عنوان «بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت، موعظه و مجادله احسن» با توجه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) و دیگر منابع از کتب معتبر اسلامی به بررسی عمده ترین شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته است.نوشتار حاضر در پنج فصل و هر فصل مشتمل بر بخشهای مجزا به بررسی مفهوم حکمت ، موعظه و مجادله احسن ، جلوه ها ،‌مصادیق ، تأویل و اهداف آنها ازمنظر قرآن و روایات معصومین می پردازد.

روش تبلیغی انبیاء و خصوصاً رسول اکرم (ص) بهترین و نافذترین روشهای ارائه شده به جامعه بشری بوده است که بر اساس دعوت خلق به معرفت و عبادت پروردگار با «حکمت و موعظه حسنه و مجادله احسن» بوده است.حکمت که لازمه هدایت است بر اساس کتاب الله و مصلحت وقت ، که بنا به دلایل و برهان صورت می پذیرد و در واقع موجب معرفت و تفقه در دین است که به اطاعت خدا و رسول و ائمه اطهار (علیهم السلام) می انجامد و منظور از موعظه حسنه همان نصایح مشفقانه مشتمل بر وعد و وعید الهی است و منظور از مجادله احسن استفاده از مقدمات درست در جهت اقناع ومجاب کردن مشرکان و کفار و مخالفان و نهایتاً دعوت ایشان به اسلام و حقیقت می باشد.

واژه های کلیدی : حکمت ، حکم ، موعظه ، موعظه حسنه ، جدال ، مجادله احسن

«مقدمه»

اَلحَمُدللِه الذَّی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لِنَهتَدی لَولا اَن هَدانا اَللهُ[1] (ستایش خدای را که ما را بدین [راه] هدایت نمود ، و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم).

حمد و سپاس خدای را که به عنوان خالق «ماسوی الله» هر موجودی را در راه سعادت خودش تا نهایت کمالش راهنمایی کرده و فرموده : «رَبُنّا الَذی اَعطی کُلَ شَیءٍ خَلقه ثُمَّ هَدی».(پرودگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده ، سپس آن را هدایت فرموده است).و هیچ موجودی را از قائده به کمال رسیدن مستثنی نکرده و انسان را که اشرف مخلوقات دانسته ، کمال و سعادت عظمی عنایت فرموده و به سوی آن هدایت کرده است.و عقل را راهنما به سوی کمال و منشا شکوه و سربلندی انسان قرار داده است.

اما از آنجایی که سعادت و کمال انسان منحصر به سعادت مادی نمی باشد ، بلکه جهان معنا هر دو جهان را شامل می گردد به همین خاطر خداوند متعال اول عقل آفرینش یعنی حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزید و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَی العِبادِ النَبِّیُ و الحُجَه فیما بَینَ العِبادِ وَ بَینَ اَللهِ اَلعَقلُ»[2].(حجت خداوند بر بندگان پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد تا راهنما و هدایت گر خلق به سوی او باشد و ایشان بشارت دهنده و ترساننده نیکان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.

«رُسُلاً مُبَشرینَ وَ مُنذرینَ لِئَلا یَکونَ لِلناسِ عَلَی اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ کانَ اَللهُ عَزیزاً حَکیماً»[3].(پیامبرانی که بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا برای مردم ، پس از (فرستادن) پیامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است.)

بنابراین همچنان که بدون نبوت غافله بشریت به هدفی که از آفرینش او در نظر بوده است نمی رسد، تبیین احکام و مقررات الهی توسط راهبران غیر معصوم نیز راه به جایی نخواهد برد و موجب گمراهی خواهد شد و این نیازمند به دلایل عقلی و نقلی محکم می باشد.

در این رساله تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین به بررسی شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته و پس از بررسی و تحلیل نظرات مختلف ، نظریه مختار بیان گردیده است.و به اندازه بضاعت اندک ، قطره ای ناچیز از این دریای بیکران چشیده و به نکات زیر دست یافتم که : «حکمت» نوری افاضه ای از سوی خداوند است به کسانی که از نیروی عقل خود بتوانند درست استفاده نمایند ، عطا خواهد شد و در سایه آن به حقایق معلومات و درجاتی از کمال می رسند.[4]

و موعظه یکی از راه های دعوت و جلب قلوب شمرده می شود که پیامبر اسلام (ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطف جوشان و بیداری عمومی بودند از موعظه بهره می برد و خداوند متعال برای اینکه پیامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود که استدلال محض ، همه جا سودمند نیست ،‌بلکه علاوه بر آن ، از موعظه برای دعوت دیگران استفاده نماید.

و «مجادله» که رسول اکرم (ص) به طور مطلق از آن نهی نشده است بلکه از آن مجادله غیر احسن و یا باطل منع شده است ، چنانکه خداوند متعال می فرماید : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الکُتابِ اِلا بِالَّتی هِیَ اَحسَن» ، بنابراین مجادله احسن در اسلام جایز می باشد که قانون عملی برای رسول اکرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار می گیرد که مطابق قرآن کریم و روایات معتبر معصومین ، بر مردم حرام گردیده است زیرا در این نوع جدال ،‌سعی و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقاید باطل و نادرستشان می باشد در حالی که مجادله احسن با استفاده از اصول مشترک طرفین برای محقق ساختن حق و اثبات آن صورت می پذیرد.

این پایان نامه به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع تفسیری و روایی و با راهنمایی اساتید محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تالیف و تنظیم گشته است :

فصل اول- شامل کلیات (اهداف و انگیزه موضوع ، سوالات تحقیق ، پیشینه تحقیق ،‌روش تحقیق و ساختار و محدوده تحقیق) می باشد.

فصل دوم- مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اکرم (ص) شامل (معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه و جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم و شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی به خصوص شیوه رسول اکرم (ص) می باشد).

فصل سوم- جلوه های حکمت الهی که اهم آن شامل : (اهمیت حکمت از نظر اعتقادی ، حکمت و توحید ، حکمت الهی هدف بعثت انبیاء ، اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم ، حکمت واعطای فضل بر رسول اکرم (ص) و خاندانش (علیهم السلام) ، تاویل حکمت در قرآن و روایات) می باشد.

فصل چهارم- جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصوم که اهم آن شامل : (موعظه در قرآن کریم ، موعظه اخلاقی ، نفسانی ، تاثیر گذاری موعظه ،‌اقسام موعظه ،‌تاویل موعظه) می باشد.

فصل پنجم- جلوه های مجادله در قرآن و روایات که عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روایات ، مجادله احسن پیامبران الهی ، جلوه های مجادله احسن پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم و زمینه های مجادله غیر احسن ، اهداف مجادله) می باشد.

در نهایت به نتیجه گیری کلی پرداخته شده است.

از پروردگار متعال پیوسته درخواست نماییم «الهم انّی اسئلک ان تصلّی علی محمد نبّی رحمتک و کلمه نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و فکری نور النیات و عزمی نور العلم و قوّتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور الضیاء و سمعی نور الحکمه و مودتی نور الموالاه لمحمد و اله علیه السلام......[5]

(خدایا از تو می خواهم که اولاً درود فرستی بر محمد پیغمبر رحمتت و کلمه نورت و ثانیاً پر کنی دلم را با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و فکرم را با نور تصمیمات و تصمیمم را با نور دانش و نیرویم را با نور کار و زبانم را با نور راستی و دینم را با نور بصیرت ها از پیشت و دیده ام را با نور روشنایی و گوشم را با نور حکمت و مودتم را با نور دوستی و پیوستگی با محمد و آلش که سلام بر آنان باد......)

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

1 – 2 – سؤالات تحقیق

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

1 – 4 – روش تحقیق

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشد.از آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهره هایی از کلام الهی و نور حکمت را بر قلب خود دریابم و با فهم موعظه از موعظه حسنه در شناخت حقایق الهی و عبرت از خلایق الهی آگاه شوم و با درک مجادله احسن به عنوان روش نیکوتر خداوند در مقابل مخالفان خدا و رسول و اولیاء معصوم الهی به اثبات حقانیت عقاید شیعی خود برسم.

1 – 2 – سؤالات تحقیق

پیرامون موضوع رساله ، سؤالات بسیاری مطرح می باشد که از پرسش های ویژه این تحقیق می توان اشاره کرد به :

1 – حکمت و موعظه و جدال از نظر لغوی و اصطلاحی چیست ؟

2 – تاویل حکمت بر اساس آیات قرآن و روایات چیست؟

3 – انواع موعظه کدام است ؟ منظور از موعظه حسنه در آیات قرآن کریم چیست؟آیا موعظه می تواند غیر حسنه باشد؟

4 – شیوه ها و اقسام مجادلات انبیاء در قرآن کریم و تعالیم اسلامی بر چه اساسی
می باشد؟

5 – آیا در قرآن و روایات نمونه هایی از مجادلۀ احسن انبیاء بر اساس قرآن و روایات آمده است؟

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

تا کنون کمابیش پیرامون آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روشهای تبلیغی انبیای الهی و روش تبلیغی و دعوت پیامبر اسلام (ص) کتب و مقالاتی نگاشته شده که گاه مورد استفاده در رساله موجود هم بوده است.مانند 1- راه و رسم تبلیغ نوشته گروهی از فضلای قم.2- مقاله قانون عملی پیامبر اسلام (ص).3- آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روایات با نگاهی به کتاب مقدس از عبدالله ستوده ارشد علوم قرآن ، 1387. 4- شیوه های هدایتی و تبلیغی انبیا از دیدگاه قرآن و روایات از طیبه خداویسی ، 1386.

می توان وجه امتیاز رسالۀ موجود نسبت به تالیفات پیشین را اولاً فراهم نمودن یک بخش تأویلی از آیات قرآن کریم را در کنار بخش تفسیری آن که مرتبط با موضوع می باشد در نظر گرفت که رسالۀ حاضر علاوه بر تفسیر به تأویل ، تا جایی که امکان داشته پرداخته است . و ثانیاً به گردآوری شیوۀ رسول اکرم ( ص) در یک مجموعه که به طور مستقل و تخصصی (قرآنی و روایی) به هر یک از آنها پرداخته شده است . وعلت انتخاب موضوع ، علاقمندی این جانب به دانستن روش های دعوت اسلام و جذابیت موضوع مورد بحث و فهم و درک بیشتر از دین تشیع ، فهم آیات قرآن کریم چه از جهت ظاهری و چه از جنبۀ تأویلی و شناخت رسول اکرم (ص) و اهل بیتش «علیهم السلام » که امید است باری تعالی با الطاف و عنایت خویش این حقیر را در جهت گام نهادن و سوق دادن به این جهت یاری فرماید .

1 – 4 – روش تحقیق

در این رساله ، ابتدا با هماهنگی استاد راهنما ، یک طرح کلی از پایان نامه تنظیم گردید و با راهنمایی وافر و تحسین برانگیز ایشان به مطالعه و مرور کتابهای معتبر روایی و قدیمی پرداخته . وکار تحقیق موضوع را آغاز نمودم و جمع آوری مطالب از طریق فیش برداری از کتاب ها با روش کتابخانه ای و با استفاده از CD های تفاسیر و سایتهای اینترنتی ( با مراجعه به منابع اصلی و معتبر ) تنظیم و تدوین گردیده است . و برای انجام این امر ، بیشترین بهره برداری از کتابخانه مجلس و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وبعد کتابخانه دانشکده الهیات تهران و در موارد بسیار محدودی از کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی به عمل آمده است .

ذکر این نکته لازم است که ، متون عربی مرتبط با موضوع که در منابع قدیمی و یا بعضاً جدید بچشم می خورد اولاً به یاری خداوند متعال و بعد با سعی و تلاش خود ، به فارسی روان ترجمه کردم و در کل ، در تنظیم و تهیۀ رساله از راهنمایی سرکار خانم دکتر هاشمی و مشاورۀ آقای دکتر رضوی ، بهره و استفاده لازم صورت گرفته است که کمال تشکر را از این دو بزرگوار دارم .

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهایی می باشد که هر فصل نیز شامل مباحثی که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد .

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل

2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

واژۀ « حکمت » به معنی استواری و دانش درست که شکی در آن راه ندارد می باشد. شریف عاملی در مفردات خود آورده است : « حکمت در اصل به معنای منع از جهل و زشتی است از این رو بعضی آن را به عدل و علم و بعضی آن را به معرفت برترین اشیاء به برترین علوم تفسیر کرده اند . [6] »

« حاکم » و هر چه که به معنای آن باشد مانند کسی است که حکم می کند ، همانگونه که در تاج العروس آمده است . « حکیم بر وزن فعیل ٌ به معنای فاعل یا کسی است که اشیاء را محکم می کند و به معنای صاحب حکمت و عالم نیز گفته شده است . [7] »

حکم به معنای عدالت در قضاوت آمده است و اکثر لغویین د رکتابهای شان اشاره به این معنی ، داشته اند . چنانکه راغب می گوید : « اصل کلمۀ حکم منع کردن جهت اصلاح است . و از این رو لجام و افسار را مانع چارپا دانسته اند زیرا او را محکم نگه می دارد . [8]

از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که واژه حکمت از ریشه « حکم » مشتقاتی دارد که همۀ آنها در تعریف لغوی و توضیح به یک اصل واحد اعاده می گردند و آن تعریف واحد همان « علم به حقایق اشیاء است که قضاوت و عمل کردن به مقتضای آن می باشد و یا علم و تفقه در دین قضاوت بر اساس عدالت می باشد .»

واژه حکمت در اصطلاح ، با توجه به این که به حکمت علمی و عملی تقسیم می شود ، در واقع نوعی از قوه عقلی علمی است که همان حکمت الهیه می باشد .

چنانکه خداو.ند متعال می فرماید : «وَلَقد ءاتینا لقمانَ الحکمَهَ .[9]( و براستی ، به لقمان حکمت دادیم ).

پس در این آیه مذکور ، منظور از حکمت ، جهت عقلی می باشد که موافق احکام شریعت است ، و به عبارتی دیگر ، حکمت ، اصابت حق با علم و عمل است و حکمت در مورد پروردگار ، معرفت اشیاء و ایجاد آنها با هدف إحکام آنها می باشد و در مورد انسان معرفت موجود است و انجام امور خیر می باشد [10] . در تفاسیر آمده است که حکمت در این آیه «و یعلمه الکتاب و الحکمه»[11] .علم شریعت و احکام می باشد و در آیات «اتاه الله الملک و الحکمه»[12] و «شددنا ملکه و ءاتیناه الحکمه و فصل الخطاب»[13].به معنی نبوت و رسالت بیان گردیده است.

از آنجایی که حکمت ، اسرار علوم شریعت و طریقت را که همان اسرار حقیقت الهیه است ، در بردارد ، معنی قرآن و تورات و انجیل نیز ذکر گردیده است . چنانکه خداوند می فرماید : « یُوتِی الحِکمهَ مَن یشاءُ و مَن یؤتَ الحکمهَ فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً [14] » .

( به هر کسی که خواهد حکمت عطا کند و به هر کسی که حکمت داده شد به او خیر کثیر عطا شده است . )

که منظور ، تأویل و اصابت سخن حق در آن می باشد [15] .(الحکمه ضاله المومن)

شعرانی در نثر طوبی آورده است که : رسول اکرم ( ص ) در ضمن حدیثی حکمت را گمشدۀ مؤمن معرفی می کند که هر جا آن را یافت فرا گیرد و گاه آن گوهر گمشده را از گمراهی می شنود و آن را می آموزد [16] .

ذکر « حکیم » به عنوان صفتی برای قرآن کریم آمده است : همانگونه که زبیدی در تاج العروس آورده است : « حکیم صفتی برای قرآن کریم است ، یعنی حاکم بر شما و یا آن حکمی است که در آن اختلاف و اضطراب نیست . [17] »

بعضی از لغویین واژه « حکم » را بصورت امر کلی که فراگیر است و هم حکمت و هم غیر آن را شامل می شود در نظر گرفته اند : « حکم » در اصطلاح اعم از حکمت است و می توان یادآور شد که هر حکمتی حکم است ولی هر حکمی حکمت نیست از این جهت است که در حکم چیزی با چیز دیگر قضاوت و داوری می شود . خداوند متعال در سورۀ مبارکه مریم می فرماید : « وَ اتیناه الحُکمَ صبیّاً »[18] یعنی به او در حالیکه کودک بود ، نبوت دادیم که اشاره به این مطلب دارد که از کودکی علم و نظر حکیمانه و فقیهانه به او عطا کردیم .»

« محکم » این واژه صفت قرآن است که همان صفت کلام و آیۀ قرآن بحساب می آید که در مقابل تشابه قرار می گیرد و کلامی است که معنی آن آشکار و واضح است و متشابه کلامی است که آشکار نمی باشد و در آن شبهه قرار دارد .[19]

بنابراین « حکمت » همان تفقه و اندیشیدن در دین می باشد که مسببی جهت مطیع بودن برای پروردگار متعال و پذیرش ولایت را ایجاب می کند و همچنین ، حکمت را می توان از هر کسی فرا گرفت . البته در صورتیکه ابتدا با عقل و درک خود در مورد آن سخن بسنجیم و اگر صحیح بود آن را بپذیریم ، اما در مورد سخنان حکمت آمیز انبیاء و ائمه معصومین « علیهم السلام » این گونه نیست بلکه در صورت انتساب صحیح آنها به معصومین باید تعبداً آن را پذیرفت .[20]

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

واژۀ وَعَظَ ، یَعِظُ ، وَعظاً ، یعنی نصیحت کردنی که همراه با ترساندن باشد ، طوری که شخص دلش نرم گردد و به طاعت و فرمان خدای تعالی بپردازد و به سوی او هدایت گردد و از عقاب و شکنجه به واسطۀ گناه بترسد [21] .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ اِذ قال لقمانُ لابنِهِ و هو یعظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ انّ الشرکَ لَظلمٌ عظیمٌ »[22] . « و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش در حالی که وی او را اندرز می داد گفت : ای پسرک من ، به خدا شرک میاور که براستی شرک ستمی بزرگ
است ».

و موعظه در اصطلاح عبارت است از پند و اندرز که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است . از قبیل : « یا أیها الناس قد جائتکم موعظه مِن ربکم و شِفاءٌ لما فی الصُّدور»[23] .

( ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی ، و درمانی برای آنچه در سینه هاست آمده است ).

همچنین « الموعظه الحسنه » اشاره به قرآن کریم دارد .و به همین ترتیب اگر در دعا دقت نماییم ، این عبارت ملاحظه می شود : « اَعوذ بک اَن تجعلَنی عِظه لغیری » (پروردگارا به تو پناه می برم از این که مورد موعظه برای دیگران قرار گیرم و آنان بواسطۀ من پند پذیرند) . و به عبارتی دیگر ، یعنی این که ، خداوند را از این که مورد عبرت برای دیگری قرار گیرم من را حفظ گردان . و همچنین موعظه را سفارش به تقوی و طاعات و دور شدن از گناهان و فریب خوردن دنیا و مانند آن دانسته اند . [24]

2 – 1 – 3 – معنی لغوی و اصطلاحی جدل

بعضی از لغویین در تعریف جدل از جهت لغوی این گونه بیان کرده اند :

« جدل » از نظر لغوی به معنی خصومت فراوان و توانایی بر آن می باشد و جدل منطقی ، آن قیاسی است که از مشهورات و مسلمات بدست می آید و هدفش ، استعمال و ارائه خصم و فهماندن کسی است که از ادراک مقدمات برهان کوتاهی می کند . و لفظ « جدال » مشارکت در منازعه و مغالبه می باشد گویا هر یک از دو طرف متخاصم از جهت رأی با هم درگیر هستند که اصل در جدال ، گلاویز شدن و به سختی طرف مقابل را شکست دادن می باشد . [25]

و علامه شعرانی گوید : « جدل یعنی دشمنی کردن ، کاویدن جدال ، مجادله به همان معنی می باشد که خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القرانِ للناسِ من کُلِّ مثلٍ و کان الانسانُ اکثرَ شیءٍ جدلاً » [26] .( براستی در این قرآن ، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ، ولی انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد) .

همچنین لفظ مجادله به معنای مناظره و مخاصمه کردن و جدل مقابله دلیل با دلیل ذکر شده است . [27] و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ جادَلوا باالباطِلِ لِیُد حِضوُا بِهِ الحَقَّ»[28] . ( به وسیلۀ باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) . این کار کافران است که با سخن باطل خویش در براندازی گفتار پیغمبران اقدام کردند .

بنابراین در قرآن کریم و روایات جدال کافران معاند که با باطل صورت می گیرد مردود شمرده شده است ولی جدال احسن که مورد تأکید قرآن و روایات می باشد ، برای هدایت عموم مردم است و قابل پذیرش می باشد از این رو می فرماید : « وَ جادِلهم بالتی هی احسن » [29].


2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت

واژه « حکمت » در آیات شریفه قرآن کریم بیست مورد استعمال شده است . [30] از جمله در سورۀ مبارکۀ بقره خداوند تعالی می فرماید : « یُؤتِی الحکمه مَن یَشاءُ وَ مَن یُؤتَ الحِکمه فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً » [31] .

( خداوند به هر کسی که بخواهد حکمت می بخشد و به هر کسی حکمت داده شود ، به یقین، خیر فراوان داده شده است ).

با تأمّل در این آیۀ شریفه مشخص می شود که حکمت در آن به معنی « معرفت و تفقه در دین و عمل کردن به آن » بکار رفته است .

با نگرش بر سورۀ مبارکه قمر که خداوند متعال می فرماید : « وَ لَقَد جاءَهم مِن الأنباءِ ما فیه مُزدَجَرٌ حِکمه بالِغه فَما تُغنِ النُّذر » [32] . ( و قطعاً از اخبار ، آنچه در آن مایۀ انزجار [ از کفر ] است به ایشان رسید . حکمت بالغۀ [ حق این بود ] ، ولی هشدار ها سود نکرد.)

متوجه خواهیم شد که واژۀ حکمت به معنای « قرآن » در این آیه شریفه استعمال گردیده است .

وهمچنین حکمت در بعضی از آیات شریفۀ قرآن به معنی « نبوت » آمده است . نظیر آیۀ: « وَ شَدَدنا مِلکَهُ و اتیناهُ الحِکمه و فَصلَ الخِطاب » [33] . ( و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله دهنده عطا کردیم ) .

« حکیم » نیز به معنای « دانا و صاحب حکمت » بسیار فراوان یعنی نود وچهار مورد ، در قرآن کریم آمده است . [34]مانند این آیۀ شریفه که خدای عز و جل می فرماید :

« قالوا سبحانک لا عِلمَ لنا اِلّا ما عَلَّمتُنا اِنَّکَ اَنتَ العلیمُ الحکیم . »[35]

( گفتند : منزهی تو ، ما را جز آنچه [ خود ] به ما آموخته ای ، هیچ دانشی نیست ، تویی دانای حکیم) .

واژه « حکم » در موارد بسیاری در قرآن کریم به معنی « علم و حکم نبوت و حکمت » استعمال گردیده است [36] .نظیر این آیۀ شریفه که خداوند تعالی می فرماید : « وَلَمّا بَلَغَ اَشَدَّه وَ استوی اتیناهُ حُکماً و علماً و کذلک نجزی المحسنین » [37] .

( و چون به رشد کمال خویش رسید ، به او حکمت و دانش عطا کردیم ، و نیکوکاران را چنین پاداشمی دهیم).

و همچنین این واژه « حُکم » در بعضی از آیات قرآن کریم به صورت فعل مضارع و افعل تفضیل در معنی « قضاوت » آمده است مانند این آیات شریفه :

« یا أیها الذینَ امنوا أوفوا بالعقودِ اُحِلَّت لکم بَهیمَه الأنعام الّا ما یُتلی علیکم غیرَ مُحِلّی الصَّید وَ أنتم حُرمٌ اِنَّ الله یَحکُمُ ما یُرید » [38] .

( ای کسانی که ایمان آوردید ، به قراردادهای خود وفا کنید ، برای شما گوشت چارپایان حلال گردیده ، جز آن چه [ حکمش ] بر شما خوانده می شود ، در حالی که نباید شکار را در حال احرام ، حلال بشمرید . خدا هر چه بخواهد فرمان می دهد ).

و آیۀ : « ألیس اللهُ بِاَحکَمَ الحاکمین » [39] ( آیا خداوند نیکوترین داوران نیست ؟)

بنابراین واژه حکمت و مشتقاتش که از ریشۀ حکم اخذ شده است در موارد بسیار فراوان در قرآن کریم بکار رفته است که امیدواریم با تدبّر در این آیات قرآن ، بیشتر پی به حکمت و معرفت خداوند ببریم .

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه

واژۀ « موعظه » به معنی « پند و اندرز » در قرآن کریم هشت مورد استعمال گردیده است[40] .که خداوند در آیات شریفه اشاره به این واژه و مشتقات آن دارد از جمله :

« فجَعلنا ها نکالاً لِما بَین یَدیها وَ ما خَلفَها وَ مَوعظه لِلمتّقین [41] »

( و ما آن [ عقوبت ] را برای حاضران ، [ و نسلهای ] پس از آن ، عبرتی و برای پرهیزکاران پندی قرار دادیم) و به صورت اسم فاعل « واعظ » یک مورد در قرآن کریم به شکل جمع مذکر بکار رفته است . مانند :

« قالوا سواءٌ عَلَینا اَوَ عَظتَ اَم لَم تکُن مِنَ الواعظین » [42] .

( گفتند : خواه اندرز دهی یا از اندرز دهندگان نباشی برای ما یکسان است ) .

و کلمۀ « وعظ » به صورت فعل مضارع ده مورد در قرآن کریم آمده است .[43] مانند این آیۀ شریفه که خداوند متعال می فرماید : « یَعِظُکُمُ اللهُ أن تَعوُدوا لِمثلِهِ أبَداً اِن کنتم مؤُمنین»[44].

( خدا اندرزتان می دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را – اگر مؤمنید – تکرار نکنید ) .

همچنین گاه در موارد کمتری به شکل فعل ماضی استعمال گردیده است نظیر این آیه شریفه:

« قالوا سواءٌ عَلَینا اَوَ عَظتَ اَم لَم تکُن مِنَ الواعظین »[45] که ترجمۀ آن در بالا اشاره شده است .

و واژه « وعظ » به صورت فعل امر یک مورد در قرآن کریم آمده است . مانند این آیه شریفه که خداوند متعال می فرماید : « فَاَعرِض عَنهم وَعِظهُم و قُل لَهُم فی أنفسِهِم قَولاً بلیغاً » [46]

( پس از آنان ، روی برتاب ، ولی پندشان ده ، و با آنها سخنی رسا که در دلشان مؤثر افتد ، بگوی ) .

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل

واژه « جدل » به صورت فعل مضارع هیجده مورد در قرآن کریم آمده است [47] (گاه با حرف جر «عن» آمده است به معنای دفاع کردن ، نظیر این آیه شریفه که خداوند تعالی
می فرماید : « و لا تُجادِل عن الّذین یختانون أنفسهم اِنَّ الله لا یُحِبُّ مَن کانَ خَوّاناً أثیما» [48].

( و از کسانی که به خویشتن خیانت می کنند دفاع مکن ، که خداوند هر کسی را که خیانتگر و گناه پیشه باشد دوست ندارد . )

همچنین واژه « جدل » به معنای « جدال و خصومت » به صورت فعل ماضی ، دو مورد در قرآن کریم استعمال شده است . نظیر این آیه شریفه : « وَ اِن جادَلوکَ فَقُلِ اللهُ اَعلَمُ بما تعملون » [49] . ( اگر با تو مجادله کردند ، بگو : خدا به آنچه می کنید داناتر است ) .

و آیۀ : « وَجادَلُوا بالباطِلِ لِیُدِحضُوا بِهِ الحق » [50] . ( و به [ وسیلۀ ] باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) .

و امّا جدل به شکل فعل امر به معنی « مجادلۀ احسن » یک مورد در قرآن کریم آورده شده است . مانند این آیه شریفه : « اُدعُ إلی سبیلِ رَبَّکَ بالحکمَه وَ الموعظه الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالّتی هِیَ أحسَنُ » [51] . ( با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه ای که نیکوتر است مجادله نمای ) .

2 – 3 - شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

از جمله موضوعاتی که در موضوع بعثت و رسالت انبیاء مورد توجه قرار دارد ، بحث روشها و شیوه های تبلیغ رسالت است . تأثیراتی که انبیاء بر افراد داشتند قابل مقایسه با تأثیر دانشمندان بر افراد نیست . زیرا انبیاء بر دل و جان مردم نفوذ کرده و برای ابلاغ پیام خود از بهترین وسیله ها و شیوه ها استفاده کردند . آنها برای هدایت و رشد انسانها از هر فرصتی استفاده کردند و عموماً به سراغ مردم می رفتند تا پیام خود را به گوش آنان برسانند .

از آنجایی که سیره تبلیغی این پیامبران از برجستگی و دوام بیشتری برخوردار گشته است به همین دلیل قرآن بیش از جهات دیگر زوایای تبلیغی سیره این بزرگواران را به بررسی گرفته است و از بررسی سیره انبیاء بدست می آید که برای تبلیغ آئین خود از روش حکمت و موعظه و مجادلۀ احسن ، بیشترین بهره را اتخاذ کرده اند .

نمونه ای از حکمت های انبیاء که به عنایت خداوندی از این فضیلت برخوردار
گردیده اند ، نظیر : حکمتهای حضرت داود ، لقمان حکیم ، حضرت عیسی (ع ) ، حضرت یحیی ( ع) ، پیامبر اکرم ( ص) و ............ در آیات قرآن کریم مشاهده می شود .[52]

از مجادله های احسن در قرآن کریم می توان به مجادلۀ انبیاء الهی اشاره نمود ، از جمله حضرت ابراهیم ( ع ) که به عنوان روشی برای دعوت به سوی توحید از آن استفاده می کردند . بی شک مجادلۀ ابراهیم ( ع ) با مشرکان زمانش ، درخشانترین جلوه جدال احسن را درطول تاریخ اندیشه بشری رقم زده است که این احتجاجهای نیکو با مخاطبان مختلف مانند پدر ، قوم ، پادشاه و درباریان و اشراف صورت گرفته و تأثیر شگرف بر جان آنان نهاده است . [53]

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام ( ص )

خداوند متعال در آئینی که برای معرفی رسول خود بیان می کند حداقل پنج مورد ، مردم را هدف رسالت بیان می دارد و پیامبر ( ص ) را بر خاسته از تودۀ مردم معرفی می نماید : «لَقَد جاءَکُم رسولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیه ما عَنِتُّم حریصٌ عَلَیکُم بِالمؤمنین رَؤفٌ رَحیمٌ» [54] . ( قطعاً، برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید ، به [هدایت ] شما حریص ، و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است ) . در این آیه شریفه امتیاز و ارزش رسالت را در مردم داری بیان فرموده است .

در آیۀ دیگر توجه به مردم را سند پیروزی و اقتدار پیامبر اکرم ( ص ) عنوان می کند و می فرماید : « فَبِما رَحمَه مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَلو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لا نفضُّوا مِن حَولِکَ فاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فی الأمر» [55]

( پس به [ برکت ] رحمت الهی ، با آنان نرمخو [ و پر مهر ] شدی ،و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند . پس ، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه ، و در کار [ ها ] با آنان مشورت کن) .

همانطور که در سخنان امیرالمؤمنین ( ع ) نیز چنین آمده است : « خدا ، پیامبر اسلام (ص) را هنگامی مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند ، در فتنه ها به سر می بردند ، هوی و هوس بر آنها چیره شده ، خود بزرگ بینی و تکبر بر لغزشهای فراوانشان کشانده بود ، و نادانیهای جاهلیت پست و خوارشان کرده و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند ، و بلای جهل دامنگیرشان بود . پس پیامبر ( ص ) در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست راهنمائی ، و مردم را به حکمت و موعظه نیکو دعوت نمود »[56] .

رسول اکرم (ص ) روش خاصی را در دعوت مردم به اسلام در سیرۀ عملی خود بر اساس آیات قرآن کریم عرضه می داشتند . همانگونه که در فتوح البلدان آمده است : در سیرۀ عملی رسول خدا ( ص) بر پایۀ آیات فراوانی از قرآن می توان چند روش مشخص را در دعوت مردم به اسلام بازشناسی کرد . نخستین شیوه بر اساس « هدایت فکری مردم » از طریق استدلال و تقویت روح تفکر و تعمق در مردم بود . این شیوه تا به آخر نیز دعوت مکرر در قرآن به تأمل و تدبّر و نیز توصیه به رسول خدا ( ص ) برای « دعوت به حکمت و موعظه » و « مجادله احسن » نشان آن بود که این راه ادامه دارد .رسول اکرم ( ص ) با همین شیوه ، توانست عدۀ زیادی را به اسلام فرا خواند ، مردم مدینه از طریق آشنایی با همین دعوت و صرفاً با نشر آیات قرآنی ، اسلام را پذیرفتند ،آنگونه شهرت یافت که مدینه با قرآن گشوده شد . [57]

خدواند متعال در قرآن کریم رسول اکرم ( ص ) را با ویژگی هایی معرفی می کند و می فرماید: « یا اَیُهَا النَبیُ اِنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً الی اللهِ باذنِه و سِراجاً مُنیراً»[58] . (ای پیامبر ، ما تو را [ به سِمَتََ ] گواه و بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم ، و دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی تابناک ) .

با توجه به آیه شریفه یکی از وظایف پیامبر اسلام ( ص ) دعوت مردم به سوی خداست که این دعوت ابزار می طلبد که طبیعتاً این ابزار حکمت ، موعظه ، مجادله أحسن خواهد بود .

پیامبر اسلام ( ص ) قبل از هجرت در صحرای « منا » تبلیغ می کرد . رئیس قبیله « بنی عامر » که تحت تأثیر سخن رسول اکرم ( ص ) قرار گرفته بود ، جلو آمد و گفت : « من در قبیله خود هزار مرد شمشیر زن دارم که همگی حاضریم به تو ایمان آوریم امّا به شرط آن که پس از تو خلافت در قبیله بنی عامر باشد . » [59] .

رسول اکرم ( ص) نپذیرفت و آنان نیز ایمان نیاوردند . در صورتی که در فرهنگ ریاکارانه غرب به مردم وعده های دروغ می دهند و عمل نمی کنند . ولی در منطق اسلام « هدف وسیله را توجیه نمی کند » و با گناه نمی توان به هدف ثواب رسید مگر در مواردی که جایز باشد و نص صریح باشد و آنهم اضطرار نه در همۀ موارد . پس ای


******توجه مهم: دقت داشته باشید شما دوستان می توانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و پروژه ها و محصولات دلخواه مشابه دیگر را نیز بیابید